|
|
|
|
|
دادستان كرج براى عامل جنايت اشد مجازات خواست
|
|
|
|
با شكايت همسايه ها
|
|
|
|
در پى گرم شدن هوا صورت گرفت
|
|
|
|
|
پليس مجروح در بيمارستان جان باخت
گروه حوادث ـ همزمان با مرگ يكى ديگر از مأموران پايگاه هشتم پليس تهران در بيمارستان، تعداد قربانيان حادثه تيراندازى در اين پايگاه به دو تن افزايش يافت.به گزارش خبرنگار ما، پس از حادثه تيراندازى روز شنبه، سرهنگ دوم «ميرجلالى» به علت شدت جراحات و خونريزى در دم جان سپرد. ستوان يكم «خوش رفتار» نيز كه پس از مجروح شدن بلافاصله به بيمارستان منتقل شده بود ديروز به رغم تلاش هاى پزشكان در بيمارستان جان باخت. نيروى انتظامى هم ديروز با صدور اطلاعيه اى اعلام كرد: در پى حادثه روز شنبه - يكم تيرماه - در پايگاه هشتم با پيگيرى و انجام تحقيقات بعدى مشخص شد يكى از افسران پايگاه هنگام تحويل سلاح به دليل عدم رعايت و توجه به آموزش هاى مناسب انتظامى در يك لحظه اقدام به تيراندازى كور كرده كه متأسفانه در اين حادثه دو تن از پرسنل انتظامى مستقر در محل هدف اصابت گلوله قرار گرفته و پس از انتقال به بيمارستان به علت شدت جراحات وارده جان باختند. در پى اين حادثه به دستور فرماندهى انتظامى تهران تيم ويژه تحقيقاتى بررسى اين حادثه را آغاز كرده و با گزارش موضوع به بازپرس شعبه سوم دادسراى جنايى تهران مأمور متخلف نيز بازداشت شده و تحقيق از وى ادامه دارد.
|
|
|
|
|
۱۵سال زندان مجازات شكارچى
|
|
|
گروه حوادث ـ مرد شكارچى به اتهام ربودن و آزار يك دختر جوان با حكم دادگاه محكوم به زندان و شلاق شد. به گزارش خبرنگار ما، عمليات نامحسوس پليس براى رديابى و دستگيرى اين مرد ۲۳ ساله، از ۱۴ اسفند سال ۸۵ با اعلام شكايت يك دختر جوان در دستور كار كارآگاهان پليس آگاهى تهران قرار گرفت.شامگاه حادثه دختر جوانى با سر و صورت خاك آلود در حالى كه بشدت گريه مى كرد خود را به مأموران كلانترى مرزداران رساند و از ماجراى ربوده شدن و آزار و اذيت خود به دست يك مرد خبر داد.وى در تشريح جزئيات اين حادثه تلخ گفت: حدود ساعت ۷ بعدازظهر همزمان با تاريكى هوا در حال بازگشت به خانه در حاشيه بزرگراه شيخ فضل الله نورى منتظر تاكسى ايستاده بودم كه ناگهان با شنيدن صدايى به عقب برگشتم. در حاشيه بزرگراه سايه مردى را ديدم كه مرا زيرنظر گرفته بود. همان موقع از شدت ترس سعى كردم فرار كنم.دقايقى بعد وقتى به عقب برگشتم، اثرى از او نبود و خيالم راحت شد. بنابراين منتظر تاكسى ايستادم. در حالى كه تصور مى كردم خطرى تهديد م نمى كند ناگهان مرد سياهپوش از پشت سر به طرفم حمله كرد. خواستم فرياد بزنم كه برق تيغه كارد او را در برابر چشمانم ديدم. او با يك دست، دهانم را گرفت و با دست ديگر كارد را زير گلويم گذاشته بود. بعد هم با تهديد مرا به ميان درختان حاشيه خيابان كشاند. وقتى چندمترى از بزرگراه دور شديم، دستش را از جلوى دهانم برداشت. در حالى كه بشدت شوكه بودم با التماس از او خواستم رهايم كند اما مرا مورد آزار و اذيت قرار داد و تهديد كرد در صورت مقاومت جانم را مى گيرد. بعد هم قسمتى از لباس هايم را پاره كرد تا به گفته خودش نتوانم تعقيبش كنم. مأموران باتوجه به اطلاعاتى كه دختر جوان در اختيارشان قرار داده بود به دستور روشن ـ بازپرس شعبه سوم دادسراى جنايى تهران ـ به چهره نگارى رايانه اى از متهم ناشناس پرداختند. در جست وجوى محل حادثه نيز پليس با تكه هاى زياد لباس هاى زنانه و دخترانه مواجه شد كه همگى به يك شكل پاره شده بودند. بدين ترتيب ، فرضيه سريالى بودن ربودن و آزار و اذيت دختران و زنان در اين منطقه قوت گرفت. حال آن كه تمامى لباس هاى كشف شده نيز نو يا در حد نو بودند. نوع لباس ها و اندازه هاى مختلف نيز حكايت از آن داشت كه تكه لباس ها متعلق به چند زن و دختر است. اين در حالى بود كه به نظر مى رسيد طعمه هاى شكارچى موطلايى به خاطر حفظ آبرو از اعلام شكايت و مراجعه به پليس صرف نظر كرده اند.از سوى ديگر با گذشت ۷۵ روز از اين ماجرا در حالى كه تلاش هاى پليس براى شناسايى و دستگيرى متهم به بن بست رسيده بود سرانجام شاكى پرونده هنگام بازگشت به خانه متهم را در همان منطقه ديد. با تماس تلفنى وى، كارآگاهان در جريان ماجرا قرار گرفته و به سرعت منطقه را محاصره كردند.لحظاتى بعد، مأموران كلانترى مرزداران وى را زيرپل عابرپياده بازداشت كردند.متهم در نخستين بازجويى ها منكر ارتكاب هرگونه جرمى شد. اما وقتى در مواجهه حضورى با يكى از طعمه هايش مورد شناسايى قرار گرفت ، لب به اعتراف گشود.بدين ترتيب متهم با دستور بازپرس پرونده بازداشت شد. اما چون او فقط يك فقره از اتهام هايش را پذيرفت و هيچ شاكى ديگرى در پرونده حضور نيافته پرونده با صدور كيفرخواست و قرار مجرميت، به شعبه ۱۱۴۳ دادگاه عمومى جزايى- ناحيه ۱۶ بعثت- ارجاع شد. قاضى «جهاندار» نيز پس از محاكمه شكارچى موطلايى و دريافت آخرين دفاعيات متهم را به ۱۵ سال زندان و ۹۹ ضربه شلاق محكوم كرد. اين در حالى است كه متهم چندى قبل ، از اتهام تجاوز به عنف در دادگاه كيفرى استان تبرئه شده بود.
|
|
|
|
|
دادستان كرج براى عامل جنايت اشد مجازات خواست
محاكمه پدرخوانده به اتهام قتل دختر جوان
|
|
|
گروه حوادث- دادستان كرج خواستار اشد مجازات براى مردى شد كه دخترخوانده ۱۶ ساله اش را به قتل رسانده است.متهم ۳۰ ساله در نخستين بازجويى ها مدعى شده بود ليلا ـ مقتول ـ پس از برخورد به شوفاژ جان سپرده، اما در ادامه تحقيقات به قتل اعتراف كرد. * آغاز تحقيقات به گزارش خبرنگار ما، عصر پنجشنبه - ۲۶ مهر سال ۸۶- زنى مضطرب و نگران به اداره آگاهى كرج رفت و از ناپديد شدن مرموز دختر ۱۶ ساله اش خبر داد.اين زن به مأموران گفت: امروز عصر وقتى از محل كار به خانه بازگشتم متوجه غيبت مرموز دخترم ليلا شدم. هيچ كس هم از او اطلاعى ندارد. بنابراين پس ازناكامى در جست وجو، تصميم گرفتم از پليس كمك بگيرم.پس از طرح اين شكايت «محمدحسينى رازليقى» بازپرس شعبه اول دادسراى جنايى كرج به گروهى از كارآگاهان مأموريت داد درباره سرنوشت دختر ۱۶ ساله تحقيق كنند.آنها نيز در بررسى ها دريافتند مادر ليلا، ۱۸ ماه قبل با وجود مخالفت هاى فرزندانش با يكى از همكارانش به نام «صباح» ازدواج موقت كرده است اما آنها در طول اين مدت اختلاف هايى نيز داشته اند.با به دست آمدن اين سرنخ، بازپرس پرونده دستور بازجويى از پدرخوانده را صادر كرد. اما مأموران زمانى كه به خانه وى رفتند متوجه شدند صباح از روز حادثه ناپديد شده است. * دستگيرى جنايتكار كارآگاهان كه احتمال مى دادند مرد جوان از سرنوشت ليلا اطلاع دارد سرانجام با رديابى هاى ويژه پليسى، شامگاه ۳۰ مهر متهم فرارى را هنگام ورود به خانه پدرش دستگير كردند.«صباح» پس از انتقال به اداره آگاهى منكر اطلاع از سرنوشت ليلا شد و با اظهارات متناقض سعى كرد مسير تحقيقات را تغيير دهد اما سرانجام وقتى با مدارك محكمه پسند و علمى پليس مواجه شد ناچار لب به اعتراف گشود و پرده از راز جنايت برداشت. * اظهارات متناقض او درباره انگيزه قتل گفت: چند سال قبل به خاطر اختلاف هاى خانوادگى از همسرم جدا شده و به عنوان راننده در يك شركت خدماتى مشغول به كار شدم. تا اين كه ۱۸ ماه قبل پس از آشنايى با فاطمه - مادر ليلا- به او علاقه مند شدم. او كه از همسرش جدا شده و سرپرستى چهار فرزندش را برعهده داشت به درخواستم پاسخ مثبت داد. بنابراين پس از مدتى او را به عقد موقت خود درآوردم اما از همان ابتدا دختران فاطمه بخصوص ليلا با ازدواج مادرشان مخالف بودند تا اين كه روز حادثه براى برداشتن شناسنامه به خانه رفته بودم اما هر چه گشتم آن را پيدا نكردم. در حالى كه مى دانستم ليلا آن را مخفى كرده با او درگير شده و ضربه اى با دست به صورتش زدم. ناگهان او تعادلش را از دست داد و سرش به شوفاژ خورد و جان سپرد. من هم از ترس با عجله جسدش را لابلاى فرش كهنه اى پيچيده و آن را در صندوق عقب مينى بوسم گذاشتم. بعد هم جسد را در ارتفاعات اطراف «ملك آباد كرج» داخل دره اى انداختم. بدين ترتيب گروهى از مأموران همراه متهم راهى محل مورد نظر شده و جسد را كشف كردند.بازپرس پرونده كه متوجه تناقض گويى هاى متهم شده بود، دستور بازسازى صحنه قتل را صادر كرد كه سرانجام «صباح» هنگام بازسازى صحنه قتل مجبور به بيان حقيقت شد.او به مأموران گفت: روز حادثه وقتى ليلا را در خانه تنها ديدم گرفتار وسوسه هاى شيطانى شدم و به سوى دختر خوانده ام حمله ور شدم. او در برابرم مقاومت كرد. من هم براى اين كه از سرو صداهايش جلوگيرى كنم گلويش را گرفته و فشار دادم.با اعتراف هاى متهم و تكميل تحقيقات ، بازپرس جنايى، «صباح» را مجرم شناخت و براى او قرار مجرميت صادر كرد. در ادامه «على فرهادى» ـ دادستان كرج ـ نيز با صدور كيفرخواست براى صباح تقاضاى اشد مجازات كرد.قرار است متهم بزودى در دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شود.
|
|
|
|
|
با شكايت همسايه ها
صاحب ۲۰ قلاده سگ گران قيمت و دو ميمون بازداشت شد
|
|
|
گروه حوادث ـ مرد ميانسال به اتهام نگهدارى ۲۰ قلاده سگ و دو ميمون با شكايت همسايه ها از سوى مأموران پليس بازداشت شد. به گزارش خبرنگار ما، صبح ديروز اهالى يكى از محله هاى جنوب تهران با مراجعه به كلانترى ۱۱۶ مولوى از صاحب يك خانه به اتهام ايجاد مزاحمت و سلب آسايش اهالى شكايت كردند.يكى از شاكى ها در اين باره گفت: در همسايگى ما مرد ميانسال مجردى زندگى مى كند كه حدود ۲۰ قلاده سگ و دو ميمون در خانه نگهدارى مى كند. از آن جا كه سرو صداى سگ هاى شكارى و خطرناك آسايش را از مردم گرفته و محيط زيست را هم به شدت آلوده كرده است چند بار به او تذكر داديم. اما توجهى نكرد. سرانجام وقتى با مشكلات مختلف روبه رو شديم چاره اى جز شكايت نديديم. حال آن كه سلامت و بهداشت عمومى منطقه را نيز به شدت تهديد مى كند. در حال حاضر هم نگران سلامت بچه هاى كوچكتر هستيم.پس از شكايت ساكنان محل، مأموران كلانترى با دستور بازپرس پرونده، صاحبخانه و حيواناتش را بازداشت كردند.متهم با انتقال به دادسراى جنايى تهران به قاضى جعفرى ـ نماينده دادستان ـ گفت: «شغل من خريد وفروش حيوانات است. سگ ها را هم از شهرستان هاى مختلف جمع كرده و به تهران آورده ام تا بفروشم. چرا كه همگى سگ ها گران قيمت و اصيل هستند. خطرى هم براى مردم ايجاد نمى كنند.» قاضى جعفرى پس از شنيدن اظهارات اين مرد و شاكى ها، متهم را به اتهام سلب آسايش مردم، آلودگى محيط زيست و تهديد سلامت و بهداشت عمومى و نداشتن مجوز براى نگهدارى حيوانات بازداشت كرد و تمام سگ ها و دو ميمون وى نيز به سازمان محيط زيست تحويل داده شدند.
|
|
|
|
|
در پى گرم شدن هوا صورت گرفت
هشدار درباره ورودحيوانات به خانه ها
|
|
|
گروه حوادث ـ مشاهده دو حلقه مار در دو خانه ، وحشت ساكنان را به همراه داشت. به گزارش خبرنگار ما، شامگاه شنبه ساكنان خانه اى در منطقه امام زاده قاسم با مشاهده يك حلقه مار وحشت زده از خانه بيرون دويدند.آنها سپس در تماس با مأموران آتش نشانى براى به دام انداختن مار خطرناك كمك خواستند. مأموران ايستگاه ۳۷۲ آتش نشانى نيز پس از رسيدن به محل، با تجهيزات مخصوص مار را به دام انداختند.در حادثه اى ديگر، مأموران آتش نشانى نيمه هاى شنبه شب يك حلقه مار ديگر را در راه پله خانه اى واقع در خيابان شهيد مدنى تهران به دام انداختند. *۱۰۰ عمليات براى به دام انداختن حيوانات مهندس براتى معاون حفاظت و پيشگيرى سازمان آتش نشانى تهران ـ نيز در اين باره به خبرنگار «ايران» گفت: همزمان با شروع فصل گرما شاهد نفوذ حيواناتى از جمله مار، عقرب، رتيل و خفاش به داخل خانه هاى شهروندان هستيم كه از ابتداى سال تاكنون حدود ۱۰۰ عمليات از سوى مأموران آتش نشانى براى به دام انداختن اين قبيل حيوانات در تهران صورت گرفته است.در اين ميان امسال شاهد ورود مار به خانه ها نيز بوديم كه تعدادى از مارهاى خطرناك و سمى بودند.اين كارشناس درباره راه هاى ورود حيوانات به خانه ها هم گفت: حيوانات بخصوص مارها بيشتر از طريق خود شهروندان به خانه هايشان راه پيدا مى كنند. اين حيوانات معمولاً زمانى كه مردم براى تفريح به بوستان ها و فضاى سبز حاشيه شهر مى روند وارد اثاثيه يا خودروى آنها شده و بدين ترتيب به خانه ها راه پيدا مى كنند. وى با هشدار به شهروندان گفت: مردم هنگامى كه براى تفريح به خارج از شهر مى روند مراقب حيوانات موذى باشند تا وارد خودرو يا وسايل شان نشوند.
|
|
|
|