|
گفت وگو با ژان ميشل ورنوشه، متخصص روابط بين الملل
آسيب شناسى ساختارانتخابات امريكا
|
|
|
گفت وگو: حسين قنبرى رقابت هاى انتخابات امريكا پس از يك سال با عبور از پيچ تعدد نامزدها اكنون به مرحله حساسى رسيده است. مرحله اى كه در آن دو جناح غالب جمهوريخواه و دموكرات سعى دارند با تكيه بر دو نامزدى كه نماد دو نسل از سياستمداران جوان و كهنسال اين كشور شناخته مى شوند كرسى جانشينى بوش را از آن خويش سازند. در اين روند مبارزات يكساله انتخاباتى بيشتر نگاه ها معطوف به اين بوده كه از ميان دو جناح رقيب يا از ميان دو چهره حاضر ـ باراك اوباما و جان مك كين ـ كدام يك شانس رسيدن به اين منصب را دارند. اين درحالى است كه پرسش هاى مهمى در ذهن ناظران سياسى پيرامون چند و چون اين مبارزه مطرح بوده است. انديشمندانى كه با معيارهاى واقعى دموكراسى به سنجش گردونه رقابت هاى انتخاباتى مى پردازند سخن هاى بسيار در اين باب دارند. در اين راستا «ايران» بر آن است كه در گفت وگو با كارشناسان حوزه روابط بين الملل، بخشى از پرسش هاى مبنايى در باره روند انتخابات امريكا را به بحث بگذارد. در اين قسمت با ژان ميشل ورنوشه متخصص روابط بين الملل كه بيش از سى سال است در زمينه تحولات جهانى تحقيق و مطالعه مى كند و اكنون از تحليلگران مستقل روزنامه فيگارو است به گفت وگو پرداختيم. در اين گفت وگو ضمن تحليل ساختار انتخابات امريكا نقطه نظرات اين كارشناس را پيرامون چشم انداز ايالات متحده با فرض پيروزى يكى از دو نامزد ارزيابى كرديم. *آقاى ورنوشه اگر اجازه دهيد گفت وگو را با بحثى در باره ساختار مبارزات انتخاباتى شروع كنيم. شما وقتى به مطالعه انتخابات امريكا مى پردازيد با استانداردها و موازينى كه نظام دموكراسى قايل شده چه نقاط قوت و ضعفى در آن مى بينيد در شكل و ظاهر مبارزات انتخاباتى امريكا داراى بار هيجان وشور بالايى است اما واقعيت اين است كه معايبى نيز اين سيستم دارد . سيستم انتخابات امريكا در برهه هايى اين معايب را نمايان كرده است. در انتخابات رياست جمهورى سال ۲۰۰۴ ديديم كه سيستم رأى گيرى الكترونيكى در برخى موارد مشكوك به نظر آمد و در آنها شمارش آرا هفته ها و ماه ها طول كشيد. اصولاً دموكراسى در تمام كشورهاى غربى به نظر من هنوز براى رسيدن به مرحله تكامل بسيار فاصله دارد ايراد اصلى اين است كه قدرت اقليت داراى ثروت و نفوذ سياسى همه جا نمايان است . لذا بخش اعظم اتفاقات سياسى و نتيجه انتخابات از پيش طراحى شده است و مردم امريكا يا اروپا تنها مى توانند انتخابى را داشته باشند كه بخشى از اين انتخاب قبلاً توسط اوليگارشى و قدرت حاكم انجام شده است . * اين بخش از سيستم انتخابات رياست جمهورى امريكا را چگونه مى بينيد كه دو حزب بزرگ اين كشور بيش از يك سال را به مبارزه براى انتخابات رياست جمهورى اختصاص مى دهند بايد گفت در انتخابات رياست جمهورى امريكا كمتر از چهل درصد واجدان شرايط رأى دادن شركت مى كنند اما نخبگان اين كشور به اين نتيجه رسيده اند كه در دموكراسى امريكايى يعنى مدلى كه امريكا به دنبال صدور آن به ساير نقاط جهان است بايد بازنگرى جدى به عمل آيد به باور آنها در وضع كنونى شكل و ظاهر مهيج رقابت ها بر كيفيت دموكراتيك انتخابات غلبه كرده است . البته اين بحثى ديرپا است كه تبليغات بويژه از نوع مدرن آن به صورت ظريف و نامرئى دايره انتخاب واقعى مردم را محدود مى كند. از اين نظر شيوه انتخابات كنونى امريكا كه در آن ميزان دارايى و حمايت مالى از كانديداها حرف اول را مى زند در معرض نقد جدى قرار دارد. * در باره رويكردهاى جديد نامزدهاى انتخابات رياست جمهورى امريكا چه ارزيابى داريد آنها اكنون از روش ها وتكنيك هاى مختلف براى جذب آراى مردم بهره مى گيرند در اين دوره نامزدهايى كه بخواهند در قالب منافع احزاب خويش را محصور كنند اندك بودند. اين طيف شعارهايى همچون حمايت از مصرف كنندگان ، محيط زيست ، صلح جهانى و انتقاداتى از مديريت اقتصاد جهانى را مطرح كردند اما نامزدهاى اصلى دو جناح همواره به دنبال صيد شعارهايى هستند تا باعث ايجاد حركت قوى و جلب تمايل رأى دهندگان شوند. در انتخابات امريكا اغلب كارشناسان براين باور هستند كه شعارها كمتر مابه ازاى عملى دارند يعنى كمتر اتفاق مى افتد كه نامزدان پس از پيروزى همان برنامه هاى انتخاباتى را پياده كنند. *در باره نهادهاى اقتصادى لابى مراكز سياسى و نظامى و تأثير آنها بر نتيجه انتخابات رياست جمهورى در امريكا حكايت هاى بسيارى نقل شده است شما چه اندازه به نقش اين عامل باور داريد در ابتدا بايد بگويم نيروى اقتصادى در امريكا نيرويى بسيار قوى است زيرا اين اقتصاد است كه بودجه رقابتهاى انتخاباتى را تأمين مى كند و مى تواند نقطه ثقل انتخابات را جابجا كند و اوباما هم اگر توانسته است تاكنون موفق عمل كند بى شك به اين خاطر است كه توانسته است منابع مالى قابل توجهى را به سمت خود جلب كند و نماينده يك نيروى اقتصادى مى باشد . در واقع آنچه مى توان گفت اين است كه سرمايه وطن خاصى ندارد و وطن سرمايه جايى است كه منافع آن در آنجا قرار دارد و نتيجه انتخابات در امريكا رابطه مستقيمى با منافع دستگاه هاى نظامى - صنعتى دارد زيرا نيروهاى اقتصادى با صنايع تسليحاتى در ارتباط هستند و اين نيرو در امريكا نيروى غالب است و شركت هاى نفتى و تسليحاتى برنده نهايى انتخابات امريكا هستند. * اگر اين معادله را قبول كنيم بايد گفت كه با فرض نقش آفرينى كانون هاى قدرت نظامى صنعتى مك كين برنده انتخابات باشد. هنوز هم معتقدم كه جان مك كين شانس زيادى براى انتخاب شدن خواهد داشت زيرا اكثريت قريب به اتفاق نيروهاى اقتصادى، نظامى، صنعتى و ايدئولوژيكى امريكا به وى تمايل دارند و مى توان گفت به وى نياز دارند. من به خاطر مى آورم كه در دور قبل انتخابات رياست جمهورى امريكا كه در آن بوش مجدداً به رياست جمهورى امريكا انتخاب شد اين مجموعه دست به دست هم دادند تا بوش بتواند بر جان كرى غلبه كند، پس با اين تجربه مى توان انتظار پيروزى مك كين را داشت. * ولى آنچه پيداست دموكراتها سعى دارند كه همچنان اوباما را به عنوان نماد يك تغيير مطرح كنند به نظر شما شعار تغيير دراين دوره مى تواند سرنوشت انتخابات را رقم بزند جواب من به اين سؤال بدون شك منفى است زيرا فكر نمى كنم سيستم سياست امريكا با تغيير يك رئيس جمهور بتواند به طور كامل دچار تغيير و تحول شود گمان مى كنم كه كارشناسان امريكا نيز اين گونه مى انديشند. درواقع اوضاع حاكم بر سياست امريكا بسيار بسيار پيچيده است و سياست هاى اين كشور كه در داخل بر محافظه كارى و در خارج بر منفعت جويى مبتنى است چنان به شكل ريل هاى دندانه دارى به هم متصل شده اند كه متوقف كردن حركت فعلى آن بسيار سخت است. از سوى ديگر امريكا كشورى است كه هيچ وقت عادت نداشته است از سياست هايش عقب نشينى كند و اين امر در اوضاع فعلى كه شاهد بحران هاى بين المللى هستيم بارزتر شده است . بنابر اين اگر بخواهم به طور خلاصه به سؤال شما پاسخ دهم بايد بگويم كه در ظاهر و شكل اِعمال سياست هاى امريكا بويژه سياست خارجى اين كشور امكان دارد شاهد تغييراتى باشيم اما در اساس و بنيان اين سياست ها اين امكان وجود ندارد. * ولى برخى بر اين گمان هستند كه حضور يك فرد رنگين پوست در رأس يك قدرت جهانى مى تواند طيف فرودستان امريكا در داخل را بسيج كند يا حمايت كشورهايى مثل آفريقا يا جهان سوم را برانگيزد در باره اوباما هنوز ترديدهاى جدى وجود دارد. دولتمردان جهان سوم به اين باور نرسيده اند كه حضور صرف او در ميدان نوعى امتياز براى آنها به حساب آيد اما آنچه مسلم است؛ اوباما مى تواند امتيازى براى مهاجران خارجى غير اروپايى حاضر در امريكا باشد . اوباما مى تواند اميدى براى جامعه اسپانيايى ها، آفريقايى - امريكايى ها ، جوامع متعلق به پورتوريكو و ساير جوامع از اين دست باشد؛ همچنين بدون شك اميد بخش اعظم طبقه متوسط امريكا كه از سقوط رؤياهاى امريكا و ماجراجويى هاى تكرارى واشنگتن در خارج از مرزهاى امريكا به وحشت افتاده اند. امروزه در امريكا تعدادى از محافظه كاران افراطى وجود دارند كه خواهان نه انزواى امريكا بلكه تمركز بيشتر كاخ سفيد به امور داخلى كشور هستند اما در رابطه با كشورهاى جهان سوم مى توان گفت كه اوباما نسخه سياست هاى امروز امريكا را در قبال افريقا مورد بازبينى و تجديد نظر قرار خواهد داد اما مسلماً نخواهد توانست گرايش هاى كنونى موجود در اين كشور را به طور زيربنايى دستخوش تغيير و تحول كند. علاوه بر اين اوباما نه تنها بايد با نوعى جنگ سرد تازه در مقابل بلوك آسيا مواجهه كند بلكه بايد جهانى سازى موجود را نيز مديريت كند كه در آن بلوك هاى قدرت جديدى مانند بلوك چين و روسيه و بلوك هند ظاهر شده اند رهبران دموكراتى كه سناريو ديپلماسى اوباما را ريخته اند براين باورند كه او در مديريت كاخ سفيد بايد از اين كه اروپا بتواند بر حوزه هاى سنتى امريكا مسلط شود جلوگيرى كند. اين موارد نشان دهنده اين است كه حضور مثبت اوباما گروه بندى داخل آمريكا را دگرگون مى كند و بر وزن سياهان و جنوبى ها در سياست امريكا مى افزايد اما مسير سياست خارجى را حزب تعيين مى كند نه او. ادامه دارد
|