دوشنبه ۳ تير ۱۳۸۷ - ۱۹ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Mon, Jun 23, 2008
سياست
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
سياست
سياست۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ويژه سوم تير۱
ويژه سوم تير۲
ويژه سوم تير۳
ويژه سوم تير۴
ويژه سوم تير۵
ويژه سوم تير۶
ويژه سوم تير۷
ويژه سوم تير۸
اوقات شرعى
اجتماعى
نگاه
پيام ها و پيامد هاى حماسه سوم تير
زكريا يازرلو
به تدريج تغيير نمادهاى فرهنگى كه معرف و سخنگوى لايه زيرين و هسته سخت فرهنگ جامعه است، مأموريت ويژه مؤسسات فرهنگى شد. تغيير پيوسته نوع پوشش، گفت وگو، ايماء و اشارات، سبك زندگى، تغذيه، ارتباطات جمعى و هجوم گسترده واژگان در ساختار زبان مخفى به فرهنگ لغات جوانان بويژه در وب لاگ هاو... بيانگر حضور نامتجانس «غير»در مديريت حوزه فرهنگ عمومى بود.
373470.jpg
برآيند مجموعه رفتارهاى طراحى شده در حوزه هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى قبل از پديده سوم تير، بيانگر رسوخ، نفوذ و حضور پيدا و پنهان تفكر بيگانه در درون حاكميت بود به طورى كه بعضاً گزش صداى برخاسته از حنجره برخى مسئولان سياسى جمهورى اسلامى، افزون تر و كارآمدتر از گزش مواضع خصمانه استكبار در نهادهاى بين المللى بر اندام انقلاب اسلامى مى نمود.
منتخب سوم تير برآيند مهندسى افكار عمومى براساس اجتماعات ساختگى، حزبى و... نيست بلكه انكشاف مردم است.
واكاوى درباره نحوه شكل گيرى و ظهور پديده هاى سوم تير ۱۳۸۴ از دو منظر ميسر بلكه ضرورت دارد. نخست تبيين شرايط فرهنگى، اجتماعى و سياسى آن جامعه و آنگاه بازشمارى ويژگى هايى كه مردم را براى انتخاب نيكوى خويش برانگيخت.
بررسى شرايط فرهنگى، اجتماعى و سياسى كه از سوى نهادهاى درون حاكميت براى انقلاب مردم شريف ايران، پيش آورده بودند به گونه اى بود كه در حوزه فرهنگ با بازتوليد و افكندن و سريان واژگان و رويكردهايى همچون تساهل، تسامح، مدارا و... اباحه گرى دولتى فرهنگ را مشروعيت مى بخشيد و به تدريج امكان افول و آنگاه جايگزينى ارزش ها و هنجارهاى متفاوت با فرهنگ برخاسته از جامعه ايرانى را فراهم مى ساخت.
اعتقاد و ابرام بر اين مبناى فكرى از سوى نهادهاى فرهنگى حاكم، عرصه توجيه و توليد را براى انبوهى از فرآورده هاى فرهنگى و هنرى در حوزه هاى موسيقى، تئاتر، سينما، رمان، داستان و... كه مأموريت در ساخت هنجارهاى «غير» داشت، فراهم نمود.
به تدريج تغيير نمادهاى فرهنگى كه معرف و سخنگوى لايه زيرين و هسته سخت فرهنگ جامعه است، مأموريت ويژه مؤسسات فرهنگى شد. تغيير پيوسته نوع پوشش، گفت وگو، ايما و اشارات، سبك زندگى، تغذيه، ارتباطات جمعى و هجوم گسترده واژگان در ساختار زبان مخفى به فرهنگ لغات جوانان بويژه در وب لاگ ها و... بيانگر حضور نامتجانس «غير»در مديريت حوزه فرهنگ عمومى بود.
در حوزه اجتماعى به جاى اتخاذ سياست هاى مبتنى بر انديشه انقلاب اسلامى و طراحى برنامه هاى جامع و پيگيرى مطالبات ناشى از سياست هاى اجتماعى و اصرار به استيفاى حقوق مردم با آينده نگرى و پيش بينى متناسب با روند تحولات جمعيتى، درموضوعات اساسى همچون اشتغال براى جوانان، تأمين مسكن، تسهيل ازدواج و... و در صورت تحقق حقوق مصرح مذكور در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، كارآمدى مفاد و محتوا و ساختار آن را به ارمغان مى آورد، با قلب مسائل اساسى و جايگزين ساختن مسائل القايى و امور متوهم، ناكارآمدى قانون اساسى را زمزمه مى كردند، به تضعيف نهادهاى سياسى- اجتماعى قانونى، اهتمام مى ورزيدند و به جاى توسعه سرمايه اجتماعى و جلب اعتماد، همبستگى و همكارى آحاد هم ميهنان براى تأمين نيازهاى اساسى ايشان، فروپاشى اجتماعى را از سوى حزب حاكم در دستور كار تشكل هاى اجتماعى قرار مى دادند.
در شرايطى كه به دليل اتخاذ اباحه گرى فرهنگى و عدم توجه به نيازهاى اساسى جوانان، نرخ طلاق افزون مى شود و زنان اولين و گسترده ترين قربانيان چنين رويكردها و برنامه ها بودند، تأكيد بر سازماندهى جوانان براى دستيابى به حقوق زنان، قوميت ها، صلح جهانى و... از سوى دستگاه هاى اجتماعى، موضوعيت مى يافت.
در هنگامه اى كه به دليل انباشت جمعيت نوجوان وجوان كشوردر دو بخش مهم آينده ساز آموزش و پرورش و آموزش عالى، شايسته مى نمود، بهبود كيفيت و كارآمدى سامانه ها و اثربخشى فرآورده هاى آن پرورش نسل هويت ساز، دانا و توانا در توليد علم و فناورى، امكان تأسيس جامعه اى دانش بنيان را فراهم سازد با اخلال در اين دو نهاد مهم و اتخاذ سياست هايى همچون انحلال نهادهاى تربيتى و حادثه آفرينى در سطح دانشگاه ها، اختلال در دستيابى انقلاب اسلامى به اهداف متعالى آموزش عمومى و عالى مى نمودند.
در حالى كه مردم سازماندهى شده در شهرهاى كوچك، روستاها و مستقر در دهك هاى پائين اقتصادى، براساس مفاد سياست هاى اجتماعى مندرج در قانون اساسى، متقاضى بهسازى امور زندگى خويش و بهره مندى از رفاه و تأمين اجتماعى هستند و جوهر انقلاب اسلامى اصرار بر اصلاح و ارتقاى شاخصه هاى رفاه وتأمين اجتماعى را جست وجو مى كند و خواهان نواختن آهنگ فراگير توسعه در سراسر ميهن اسلامى مى گردد و كاهش شكاف بين دهك هاى بالا و پائين جامعه و بين ساكنان شهر و روستا مى گردد، سياست هاى حاكم بر برنامه هاى توسعه به گونه اى است كه فاصله بين دهك ها و بين ساكنان شهر و روستا، ژرف تر مى گردد و فقر رخ مى گشايد، فساد آشكار مى شود، تبعيض توجيه مى پذيرد و ويژه خوارى روا مى نماياند و... در حوزه سياسى، صداى متفاوت با انديشه انقلاب اسلامى از سوى حاكمان بر دستگاه هاى سياسى جمهورى اسلامى، شنيده مى شود. اصرار بر زدودن اعتقاد و سلب اعتماد از نهادهاى قانونى سياسى كه سازنده و نگه دارنده هويت تابناك انقلاب اسلامى ايران هستند، پافشارى به ايجاد اختلال توسط مسئولان سياسى- امنيتى در درون قشرهاى دانشجويى، طراحى پيوسته رفتارهاى خشونت آميز همراه با انتشار و انتساب القابى كه بيانگر عقب ماندگى، تحجر، ناكارآمدى و... به نيروهاى وفادار انقلاب است، آن گونه ترويج يافت كه مسئولان سياسى- امنيتى وزارت كشور به جاى تأمين امنيت با متخصصين كوى دانشگاه، همنشين و هم ندا مى شدند.
نمايندگان مجلس براى استيفاى حقوق متوهم خويش از نهادهاى محترم و ارزشمند سياسى مصرح در قانون، در درون مجلس به تحصن مى نشينند، فروپاشى اجتماعى، دستور كار رسانه هاى مكتوب و نشست هاى خبرى و حزبى قرار مى گيرد و...
برآيند مجموعه رفتارهاى طراحى شده در حوزه هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى قبل از پديده سوم تير، بيانگر رسوخ، نفوذ و حضور پيدا و پنهان تفكر بيگانه در درون حاكميت بود به طورى كه بعضاً گزش صداى برخاسته از حنجره برخى مسئولان سياسى جمهورى اسلامى، افزون تر و كارآمدتر از گزش مواضع خصمانه استكبار در نهادهاى بين المللى بر اندام انقلاب اسلامى مى نمود. اينگونه بود كه ترنم دل انگيز اصولگرايى در انديشه، نوگرايى در روش و همگرايى در رفتار، بازگشت به مبانى، روش ها و كاركردهاى فرهنگى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى جمهورى اسلامى رويكرد اساسى مردم ايران، در انتخابات گرديد.
گفتمان عدالت خواهى براى دستيابى به توسعه فراگير و پايدار كه مقوم ذاتى و جوهر انقلاب مردم ايران است، جايگزين توسعه يك بعدى سياسى موعود گرديد.
مهندسى علمى مسائل اساسى مردم از سوى اصولگرايان، جانشين مسائل القايى و موضوعات متوهم شد. خواست عمومى مردم ايران براى نيل به كمال، سعادت، آسايش و آرامش با امكان اشتغال كرامت آفرين، اسكان امن، ازدواج آرامش زا و... برجسته شد و حضور و ظهور اصولگرايان را تسجيل ساخت.
بررسى هاى علمى و كنكاش در دلايل گرايش و انتخاب مردم ايران كه بارها از سوى رهبر فرزانه انقلاب اسلامى ايران، تحسين شده و مورد استقبال قرار گرفته، حاكى است كه ويژگى هاى شخصيتى جناب آقاى دكتر احمدى نژاد، متغير تعيين كننده در انتخاب او از سوى مردم شريف ايران است.
كسوت استادى در دانشگاه، دانايى و توانايى وى را در فهم، مديريت و برنامه ريزى كلان كارآمد ساخته است. زى ساده و تعلق به قشر متوسط جامعه، وى را در دريافت و تشخيص واقعى مسائل اساسى مردم از مسائل القايى، موفق نموده است، پاكى و خلوص او در زندگى، تهور و شجاعت را براى اتخاذ تصميمات بايسته فراهم نموده است.
بنيان دينى وى، رويكرد تكليف گرايى را همراه با تدبير و حكمت در او تقويت نموده است. آگاهى از روش ها و كاركردهاى فرهنگ اسلامى، وى را در گزينش روش هاى ويژه ارتباطى، كامياب ساخته است، تصلب درحق گرايى و فروتنى در تعامل، اطمينان را براى اتخاذ مواضعى كه منفعت ملى را درپى دارد، به ارمغان آورده است.
دكتر احمدى نژاد به مبانى انقلاب اسلامى و خط امام (ره) و رهبرى «مدظله» بازگشت و با فطرت و ديانت مردم سخن گفت.
علاوه بر ويژگى هاى شخصيتى مذكور، بهره مندى از تفكر ارزشى و شالوده شكن بسيجى همراه با ترويج گفتمان عدالت و اتخاذ راهبردهاى توسعه عدالت، مهرورزى، خدمت افزون و پيشرفت كشور، جامعه را براى انتخاب ممتاز، در سوم تير، رهنمون شد. بنابراين سوم تير، برآيند نگاه خدمت از جنس اخلاص و صداقت است.
پيامدهاى انتخاب سوم تير نيز در دو ساحت انديشه و برنامه ريزى در دولت نهم، امكان بررسى دقيق را دارد.
به زعم تمام مردم شريف ايران اسلامى، دولت نهم، دولتى اصولگرا و متكى بر گفتمان معنويت خواهى، كمال جويى و عدالت گسترى است.
دولت منتخب سوم تير، مجموع فرآيندهاى تصميم سازى و تصميم گيرى خويش را در سپهر معرفتى دين، ذهنيت فلسفى اسلامى، دستگاه فكرى شريعت كنكاش مى كند. معتقد است كه دين، جامع ترين، عميق ترين و منعطف ترين دستگاه فكرى است كه به تمام پرسش هاى مطرح در سياست و حكومت دارى، پاسخ بهينه و بهنگام دارد. بنابراين نخستين پيامد دستگاه فكرى دولت منتخب سوم تير، اعتقاد و اعتماد به قابليت و ظرفيت دين مبين اسلام براى حاكميت است.
دومين پيامد در سپهر معرفتى دولت نهم اين است كه اسلام، نه تنها ظرفيت و توان ارائه پاسخ به نيازهاى بشريت را دارد بلكه فراتر از اين معتقد است كه هيچ بن بستى با حاكميت اسلام، مشاهده نمى شود، بلكه اسلام در موضع حاكميت افزون تر از تأمين نيازهاى بشر، سازنده نيازهاى جديد است و نه تنها نيازهاى فرودين حيات فيزيولوژيك بشر «آسايش» را تأمين مى كند بلكه او را براى دستيابى به افق هاى فرادست زندگى «آرامش»، آماده مى كند.
دولت منتخب سوم تير، اعتقاد دارد، اسلام در موضع حكومت، دارنده حكمت حكومتى، فقه حكومتى و اخلاق حكومتى است كه متفاوت از حوزه انفرادى است و اين منظر و رويكرد برخاسته از زاويه اى است كه معمار بزرگ انقلاب اسلامى با «احضار و معاصر سازى فقه جواهرى» در عرصه تصميم سازى به آن امكان وقوعى دادند.
373431.jpg
در حكمت حكومتى، از مبانى نظرى قوى، جامع، عميق و منعطف همچون اصول و روش رئاليسم، بهره مند است و در فقه حكومتى، فقه منتظر استغنا و استفسار مكلفين و شهروندان نمى ماند بلكه حكومت موظف است همچون آينده پژوه حرفه اى به رصد و ردگيرى موضوعات و مسائلى بپردازد كه در دهه هاى آينده امكان آفرينش و حضور آنها به وجود مى آيد و فقه حكومتى، پيش از ايجاد مسئله و بروز چالش، به حل مسائل و ارائه راه حل اهتمام مى ورزد. در اخلاق حكومتى، صرفاً به گزاره هاى حقوقى كه نسبت به تعيين روابط افراد مى پردازند، بسنده نمى شود، بلكه گزاره هاى اخلاقى براساس رشد يافتگى و فرزانگى شهروندان، مافوق گزاره هاى حقوقى، كاركردهاى خود را به ارمغان مى آورند.
اسلام در موضع حكومت، نه تنها «نيازسنج» بلكه براى زيست مطلوب شهروندان «نيازساز» است.
نه تنها به تأمين آسايش بلكه به آرامش آنان مى انديشد.
سومين پيامد دولت نهم، زاويه، رويكرد و منظرى است كه از آن منظر به پديده ها مى نگرد.
نگاه دولت سوم تير، عطيه و گوهر ارزشمندى را كه بنيانگذار فقيد نظام جمهورى اسلامى با اقتباس از فقه جواهرى، الگوى نوين سياسى را با عنوان «ولايت فقيه»، ارمغان ايرانيان فرمودند، ملاك و استاندارد عملكرد خويش قرار داده است.
بنابراين افتخار به اين كه معيار مشروعيت، ديندارى و اسلاميت تصميمات دولت نهم، معيار صواب، صلاح، درستى و انطباق مفاد آن با نظريه «ولى فقيه» است، منتخب سوم تير را نزد مؤمنان محبوب ساخته و تعلق خاطر ايشان را بر خويش معطوف نموده است.
دولت نهم با تابش و افكندن مسائل و موضوعات مستحدثه حكومتى در حوزه انديشه دينى، ترافيك ايجاد نموده است و درنتيجه، تكاپو را درحوزه نظريه پردازى، گسترش داده است.
باب تعامل و نه تقابل و انعطاف، نه انفعال را با حوزه هاى فكرى جهانى گشوده است.
اگر نظريه ها، سازنده روش ها و روش ها، آفريننده كاركردها هستند، انديشه دينى در ابعاد مختلف با حفظ محتواى اسلامى، مولد قالب ها و ساختارهاى متنوع، متكثر و... از فرآورده هاى آن خواهد بود. باز توليد و باز زنده سازى كاركردها و روش هاى فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى نوين در مأموريت هاى دولت جلوه هاى تابناك اين جهت گيرى است.
حضور فكرى در جهان اسلام و مصادره مؤلفه هاى تغيير اراده مسلمانان در كاركردهاى سياسى - اجتماعى جهانى به نفع جهان اسلام پيامد اتكال به مبانى اسلامى از سوى دولت منتخب سوم تير است.
احيا و تابش تفكر حضرت امام خمينى (ره) در مجموع جهان سوم و اهتمام بر استيفاى حقوق شهروندان و ترويج رويكرد خداپرستى، معنويت گرايى، عدالت خواهى و... در آستانه هزاره سوم از پيامدهاى مبارك منتخب سوم تير مردم شريف ايران قلمداد مى شود.
همچنين توسعه عدالت اجتماعى در برنامه ريزى كلان با اعطاى فرصت براى همه و توزيع برابر منابع و اعتبارات در گستره ملى همراه با تأمين و تعقيب منافع ملى در تمام مذاكرات و روابط ديپلماتيك و برنامه ريزى معطوف به مسائل مردم در سفرهاى استانى و... از پيامدهاى تجهيز حاكميت به نگاه فاخر و مبانى متعالى اسلامى است.
اميد است، دولت نهم كه برخاسته از خواست و اراده مؤمنان، ايثارگران، بسيجيان، فرزانگان، نخبگان و مستضعفين ايران اسلامى است با بازشناسى پيوسته برنامه ها، محتوا، مفاد، روش ها، فرآيندها، يافته ها، نتايج و پيامدهاى عملكرد خود و بازخوانى ظرفيت بيكرانه اصولگرايى در گستره ملى و بازسازى كاستى هاى احتمالى موجود، مبادرت به بازآفرينى كاركردهاى خويش نموده و ضمن بهره مندى از پويايى جاودانه، پيوسته كام شيرين ايرانيان را به شهد تجربه حاكميت مؤمنان كه منجر به كارآمدى سامانه ها و اثربخشى فرآورده ها و خدمات حكومت دينى مى گردد، بچشاند.
نگاه
دولت نهم و عدالت
محمدحسن رحمانى
از امام مجسم عدالت، اميرالمؤمنين (ع) پرسيده شد: «عدالت برتر است يا سخاوت فرمودند: عدالت، هرچيزى را در جاى خود قرار مى دهد ولى سخاوت كارها را از مسير خود بيرون مى برد. عدالت سياست عمومى ولى سخاوت، عارضه مخصوصى است كه شامل حال بعضى مى شود، پس عدالت اشرف و برتر است.» از همين جهت است كه آن امام همام، عدالت را از پايه هاى ايمان مى دانند كه بر چهار شعبه استوار مى باشد: دقت در فهم، فرو رفتن در دانش، قضاوت روشن و دوست داشتن و بردبارى ثابت و پا برجا. پس هر كه فهميد به ژرفا و اعماق دانش دست يافت و آن كه به ژرفاى دانش رسيد از سرچشمه احكام سرشار گرديد و هر كه حلم ورزد در كار خود كوتاهى نكند و در ميان مردم به ستودگى زندگى خواهد كرد.
صرفنظر از برخى كاستى ها و عدم توفيق ها كه دلايل آن را بايد در عوامل متعددى جست وجو كرد، رويكرد دولت نهم كه با شعار «عدالت محورى» روى كار آمدو با تلاش روزافزونى در حال پيمودن اين مسير سخت است را بايد برگرفته و منطبق با رويكردى دانست كه اميرالمؤمنين على (ع) توجه همگان را بدان معطوف نموده اند. در اين مسير اگر همراهى و همگامى همه دستگاه هاى نظام - از قوه قضائيه گرفته تا بخش هاى نظارتى قوه مقننه و... - وجود داشت، حركت دولت مى توانست راهگشاى بسيارى از مشكلاتى باشد كه امروز كشور با آن دست و پنجه نرم مى كند. رئيس جمهور بارها و بارها از ارقام سرسام آور رانتى توسط عناصر خاص در قالب حقوق و مزايا، اخذ تسهيلات بانكى، معاملات و واسطه گرى هاى تخريب كننده اقتصاد كشور و... در طول اين سه سال سخن به ميان آورده اند كه اگر تأملى به اين سخنان و هشدارهاى دردمندانه مى شد، امروز ديگر افكار عمومى شاهد سخاوت هاى آنچنانى به يك گروه اندك و خرد شدن استخوان مردم محروم نمى گرديد.
امروز اگر مى بينيم انواع سنگ اندازى ها در حركت دولت نهم به صورت سازمان يافته شكل مى گيرد، حاصل تفاوت نگاهى است كه دولت احمدى نژاد با ويژه خوارانى است كه تا پيش از آن سخاوتمندانه از آن بهره مند بودند. بنابراين بايد انتظار داشته باشيم در چنين فرآيندى كه دولت نهم براى مبارزه با اين عوامل و عناصر آغاز كرده است، روزى با وجود صد هزار تن برنج در كشور، دسيسه اى صورت گيرد و با افزايش قيمت هاى تصنعى مردم محرومى كه احمدى نژاد خود را براى آنان تعريف كرده است، در چنبره دلالان و رانت خواران قرار گيرند تا شايد از اين رهگذر نسبت به دولت و عملكرد آن بدبين گردند.
سؤال اينجاست كدام اراده است كه برخلاف تأكيدات رهبر فرزانه انقلاب و دولت خدمتگزار تلاش مى كند عرصه را بر مردم تنگ كند و طعم شيرين عدالت را كه با دولت نهم عينيت يافت، به كام مردم محروم تلخ كند. مردم اين را به درستى مى دانند كه با اجراى عدالت، گشايش در امور آنان صورت خواهد گرفت و كسى كه عدل بر او سخت آيد، جور و ستم برايش سخت تر خواهد بود. بنابراين كسانى كه از امتيازات سخاوتمندانه برخوردار نبوده اند، طبيعتاً از دولت خدمتگزار حمايت خواهند كرد. ولى دولت نيز در يك سال باقيمانده، بايد به اين نكته توجه داشته باشد كه تمام اميد مردم به حركت اصلاح گرايانه اوست تا آنها را از بار سنگين مشكلات رهايى بخشند، هرچند اين را نيز به خوبى مى دانند كه رانت خواران بيت المال هيچگاه در اين مسير تاب و توان برقرارى عدالت را نخواهند داشت و چه بسا سناريوهايى همچون كمبود پودر شوينده، قند و شكر، چاى و... على رغم فراوانى، براى سنگ اندازى در حركت دولت در دستور كار بحران آفرينان قرار گيرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |