دوشنبه ۳ تير ۱۳۸۷ - ۱۹ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Mon, Jun 23, 2008
سياست۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
سياست
سياست۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ويژه سوم تير۱
ويژه سوم تير۲
ويژه سوم تير۳
ويژه سوم تير۴
ويژه سوم تير۵
ويژه سوم تير۶
ويژه سوم تير۷
ويژه سوم تير۸
اوقات شرعى
اجتماعى
به بهانه معرفى كتاب «انتخابات نهم رياست جمهورى»
معاون اداره كل سياسى وزارت كشور در گفت و گو با «ايران» مطرح كرد:
به بهانه معرفى كتاب «انتخابات نهم رياست جمهورى»
تاريخ انقلاب را فاتحان ننوشتند
373413.jpg
مجيد بذرافكن
«تاريخ را فاتحان نوشته اند» در صحت و سقم اين گزاره اگر بحث و نجوايى نداشته باشيم، بايد انقلاب اسلامى و حركت هاى اسلامى ـ ايرانى را ناقض اين گفته مشهور بدانيم. آنگونه كه آمار و ارقام نشان مى دهد نيروهاى مذهبى ايرانى يكى از كم كارترين بازيگران سياسى فرهنگى در جهان در حوزه خودتاريخ نگارى هستند. نوشتن تاريخ انقلاب ها و جنبش ها به دست و قلم همان انقلابيون و جنبشگران. مسئله اى است كه همه انقلاب ها و كشورهاى بزرگ جهان بدان پرداخته اند. به هر تقدير انقلاب ها و حركت هاى سياسى بزرگ با مخالفان و موافقان جدى مواجه است. حافظه تاريخى انسانى نيز بعد از مدتى كوتاه در اثر تكرار و گفتار عوض مى شود و حتى وارونه مى گردد. لذا مكتوب سازى و مستندسازى امرى بسيار مهم و حياتى براى بقا و خلوص و ماندگارى جريان هاى سياسى بزرگ است.
صفحه يكصد و اندى ساله تاريخ معاصر ايران نشان دهنده قيام ها و انقلاب هايى است كه عمدتاً متأثر نيروهاى مذهبى و يا نيروهاى روشنفكرى اتفاق افتاده است. تكرار مكرر و اصرار مؤثر بر سرآغازى مشروطه در تاريخ معاصر نخستين اشتباهى است كه در تاريخ ايران به دليل ضعف نيروهاى مذهبى جا افتاد. حركت بزرگ ميرزاى شيرازى در تحريم تنباكو آغاز فعاليت علما و مردم به همراه يكديگر براى احياى هويتى ايرانى و اسلامى است. اما جز شيخ حسن كربلايى در «رساله دخانيه اى» اثر مستندى همعصر اين جنبش نوشته نشد.
امروزه هر محقق و پژوهشگر تاريخى پذيرفته است كه مطالعه تاريخ معاصر ايران را بايد از مشروطه آغازيد. اين نگاه مبتنى بر اصالت غربگرايى براى همه كشورها و جوامع نوشته مى شود. در صورتى كه بايد گفت اين علماى اصولى و مجتهدان عقل گرا هستند كه با حضور مجدد خود در صحنه براى رسيدن به حكومت به ميزان قدر مقدور خود عمل مى كنند.
تاريخ جنبش مشروطه خواهى و عدالتخواهى ايرانيان را عناصرى فراماسون و ضدروحانيت نوشتند و جز بدگويى علما و روحانيت چيزى را ثبت نكرده اند. ملى شدن صنعت نفت نيز با اختلاف اندكى به همين سرنوشت دچار شده است. «قيامى ملى گرايانه به رهبرى دكتر محمد مصدق و حضورى كمرنگ از نيروهاى مذهبى» همه چيزى است كه در ذهن تاريخ آكادميك كشور باقى مانده است. هرچند حاكميت نگاه روشنفكرى بر حوزه دانشگاهى و علمى كشور نيز اين نقصان را تقويت كرده است. لغو لايحه انجمن هاى ايالتى و ولايتى توسط امام خمينى در سال ۱۳۴۱ به عنوان مقدمه انقلاب اسلامى محسوب مى شود. حركتى عمومى در سراسر كشور كه ترس شاه را از نيروهاى مذهبى برانگيخت. اين قيام نيز در كتاب «نهضت دو ماه روحانيت ايران» توسط مرحوم دوانى همان زمان با واقعه مكتوب شد و ديگر هيچ.
از اين جهت حتى در انقلاب بزرگ اسلامى ملت ايران جز كتاب نهضت امام خمينى نوشته سيدحميد روحانى نيز چندان تفاوتى با ديگر وقايع مردمى و اسلامى اين سرزمين ندارد. متأسفانه تا همين امروز با وجود انتشار كتاب هاى تحليلى مختلف پيرامون انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى يك تاريخ جامع و كامل مرجع براى اين واقعه عظيم سياسى فرهنگى قرن وجود ندارد. شبهات پيش پا افتاده و نازلى كه گاه گاه در جامعه منتشر مى شود گواهى بر اين مدعاست. متأسفانه انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى حقيقت تاريخى و زواياى حركت خود را براى هم عصران و معاصران خود به اندازه كافى مستند و مدون نكرده است.
فتح لانه جاسوسى، فتواى سلمان رشدى، خروج سفراى اروپايى و بازگشت شرمسارانه آنها و بسيارى ديگر از افتخارات جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى نيز در خاكستر كم كارى كنشگران و فعالان اين عرصه كمرنگ شد. گاه و بيگاه با نقل شبهه اى و بروز تحريفى در تاريخ اين وقايع تحركى سريع الافول ديده مى شود.
حلقه اى ديگر از حلقه هاى حركت هاى اسلامى و انقلابى مردم ايران سوم تيرماه ،۸۴ انتخابات نهم رياست جمهورى اسلامى ايران بود. حركتى مردمى براى بازگشت به ارزش هاى سياسى و اقتصادى و فرهنگى انقلاب اسلامى همچون سال ۵۷. انتخابى كه ناشى از پايبندى و علقه مردم به حقيقت عدالت گسترى و حقانيت و كارآمدى اسلام و انقلاب بود.
متأسفانه حب و بغض ها نسبت به نتيجه فردى و كاملاً جزئى اين حركت باعث پيامدهاى نامناسبى شد. تقليل يك حركت عظيم مردمى به يك انتخاب سياسى و تقليل يك انتخاب سياسى در يك شعار انتخاباتى از سوى دوستان انقلاب دردآور بود. از سوى دشمنان و غيرخودى ها هم فحاشى به مردم و انكار اين ارزش ها و سيل افتراها و تحقير و تمسخرها را آغاز كردند كه تا امروز ادامه دارد.
هرچند كه «شگفتى ساز»، «خارج از تصور» و «غيرقابل پيش بينى» اصطلاحاتى هستند كه معمولاً رسانه هاى غربى براى توصيف اين واقعه به كار بردند. البته اين ناباورى در داخل كشور نيز بسيارى را با شگفتى مواجه ساخت، هرچند آن را اظهار نكردند. گام سوم از اقبال عمومى مردم به اصولگرايان كمى متفاوت تر از دو انتخابات شوراها و مجلس شوراى اسلامى بود. روند انتخابات رياست جمهورى نهم در بسترى كاملاً متفاوت پيش رفت و شرايط حاكم بر آن تفاوت ها و تمايزات بسيار آشكارى داشت.
اولاً پس از انتخابات دومين دوره شوراها (اسفند ۱۳۸۱) اصلاح طلبان دليل شكست خود را عدم حضور مردم پاى صندوق هاى رأى و مشاركت ضعيف آنها عنوان مى كردند. در انتخابات مجلس هفتم (اسفند ۱۳۸۲) نيز، اين جريان ناكامى و عدم توفيق خود را به عملكرد نهاد ناظر بر انتخابات و ردصلاحيت كانديداهاى وابسته به خود از سوى شوراى نگهبان نسبت مى داد. در صورتى كه در انتخابات نهم مشاركت مردم و تأييد همه كانديداها از سوى شوراى نگهبان بهانه را از همه گرفت.
برخلاف دو انتخابات گذشته اصولگرايان يك ليست واحد نداشتند و با ورود آقاى هاشمى رفسنجانى انتخابات سه وجه پيدا كرد و در دور دوم انتخابات شكل ديگرى پيدا كرد.»(۱)
كتاب «انتخابات نهم رياست جمهورى» نوشته سيد نظام الدين موسوى نيز در سلسله كتاب هاى معدودى است كه براى سلسله حركت هاى انقلابى اسلامى مردم ايران تاكنون منتشر شده است. اين كتاب در پائيز سال ۸۵ از سوى مركز اسناد انقلاب اسلامى در ۷۰۰ صفحه منتشر شده است.
كتاب در ۹ بخش با عنوان هاى بديع تنظيم شده است.بخش اول «تپش هاى ناهماهنگ» داستان اختلاف و تشتت در جبهه اصلاحات را در سه گفتار بررسى كرده است.
«زنگ زودهنگام» بخش دوم كتاب است كه درصدد بررسى رويه پدرخواندگى سازمان مجاهدين و قيافه هاى حق به جانب در مواجهه با راست سنتى و در آخر دعوت از هاشمى رفسنجانى براى انتخابات مى باشد. تاكتيك فرار به جلو براى فراموش كردن شكست هاى سياسى در شوراها و مجلس با مطرح كردن پيش از موعد مباحث انتخاباتى سياستى بود كه از سوى پدرخواندگان اصلاح طلبان اتخاذ شد.(۲)
* آخرين دايه
هنوز مدت زيادى از آغاز پيغام رسانى پنهان و پيداى جريان راديكال جهت ترغيب هاشمى رفسنجانى براى حضور در عرصه انتخابات نهم رياست جمهورى نگذشته بود كه خبر دعوت مجمع روحانيون مبارز از مهندس ميرحسين موسوى براى كانديداتورى، موج تبليغاتى گسترده اى را در سطح كشور ايجاد كرد.(۳) حكايت تكرارى بخش سوم كتاب پيرامون دعوت از ميرحسين موسوى مرد نيامدنى چپ سنتى به صحنه انتخابات است.
«بيرق ناهماهنگ در اردوگاه اصلاحات» بررسى رقابت درونى دوم خردادى ها بين معين و كروبى براى كسب رأى اصلاح طلبان است. مشكل آنجا بود كه راديكال ها، برخلاف همه ادعاها و شعارهاى خود مبنى بر شكل گيرى انسداد سياسى در نظام، خروج از حاكميت و... به هيچ وجه حاضر به دست كشيدن از مزاياى قدرت سياسى و اقتصادى نبودند.(۴)
هاشمى رفسنجانى در هفتادمين دهه زندگى، قصد پاى گذاشتن در يك آزمون و معركه دشوار را داشت كه از قضاى روزگار، بسيار پيچيده تر و حساس تر از گذشته بود. او به همان اندازه كه در دو سوى ميدان، تكيه گاه هاى مطمئنى داشت، در هر دو سو با چالش هاى مهمى نيز روبه رو بود. بازخوانى سير رويكرد دوم خرداد از عاليجناب سرخ پوش تراشى تا ناجى ملت و بررسى ورود تدريجى هاشمى به انتخابات بخش مهمى از اين كتاب است كه نزديك به ۱۰۰ صفحه از كتاب را دربر گرفته است: «حضور در سايه ترديد» بخش پنجم.
تجربه اصولگرايى مشترك در انتخابات شوراى شهر و مجلس شوراى اسلامى اين انتظار را به وجود آورده بود كه دود سفيد از اردوگاه اصولگرايان برخواهد خاست ولى فقط دو انصراف و ديگر هيچ! اصولگرايى از يك سو مواجه با ورود هاشمى از سوى ديگر شاهد كانديداهاى مختلفى كه هركدام براى خود دلايلى دارند و يا از پشتيبان هاى خاص برخوردارند. «انشقاق در گام سوم» بخش ششم كتاب به بررسى گام به گام حركت به سمت كانديداى واحد مى پردازد و با ۱۲۰ صفحه از كل كتاب بخش مهمى را به خود اختصاص مى دهد.
بخش هفتم، «تعامل قانون و مصلحت» به ثبت نام كانديداها و ردصلاحيت ها و نامه مقام معظم رهبرى در تأييد صلاحيت دو كانديدا اشاره مى كند. ملاك هاى عدم احراز صلاحيت معين گفتارى از گفتارهاى اين بخش كتاب است.
اما در انتخابات و ايام انتخابات چه گذشت آرايش سياسى در آستانه بيستم و هفتم خرداد چگونه بود ديدگاه ها و مواضع و محورهاى تبليغاتى نامزدهاى مختلف اصولگرا و غيراصولگرا براى انتخابات چه بود و حاشيه هايى چون بداخلاقى بعد از انتخابات، ديدگاه ها و مداخلات امريكا و اپوزيسيون، با عنوان «انتخابات غيرقابل پيش بينى» حاصل هشتمين بخش، طولانى ترين بخش كتاب است.
شايد مهم ترين بخش كتاب كه فصل آخر فصل را نيز به خود اختصاص داده است، مربوط به كشاكش هفته دوم انتخابات باشد، هرچند كه شايد بيش از ۴۰ صفحه نياز به بررسى و واكاوى داشت. اين كتاب با تيتر ساده ملت كار را تمام كرد، تمام مى شود و نويسنده به سادگى از وزن كشى مهم همه جريانات سياسى كشور عبور مى كند. انتخابى كه معنايى عميق و نشانه اى روشن از بازگشت آرمان ها و انديشه هاى امام و رهبر معظم انقلاب را ذهن و جان مردم كشور نويد داد. كتاب با شگفتى شروع و با ابراز شگفتى پايان مى يابد و كمتر به تحليل معانى رأى ها و شعارها مى پردازد. البته شايد انتظار همه جانبه بودن و شمول از يك كتاب در يك مسئله سترگ كار ناصوابى باشد. ان شاءالله كه در آينده نزديك فعالان و اصولگرايان نقش آفرين در اين حماسه بزرگ با حضور بيشترى در مقام تحليل و توصيف واقعه سوم تير برآيند.
پى نوشت:
۱- بخشى از مقدمه كتاب «انتخابات نهم رياست جمهورى»
۲- ص ۵۹
۳- ص ۸۴
۴- ص ۱۴۵
سوم تير؛ تبلور اراده ملت و پايگاه لرزان احزاب
محمد حسن رحمانى
بى شك تحليل رخدادهاى سياسى داخل كشور در سالهاى اخير با توجه به اقبال و ادبار افكارعمومى به گروهها و جريانات سياسى و واگذارى قدرت به آنها از اهميت بسزايى برخوردار بوده است. شايد اوج اين نگاه وتغيير پارامترهاى اقبال و ادبارهاى مردم نسبت به اين جريانات را بتوان در نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى فرض كرد. تا آن مقطع چنين بود كه پديده هاى سياسى شامل رفتارها، گفتارها و رويدادها و هرآنچه كه در عرصه سياست رخ مى نمود را مستقيماً به نوع و چگونگى حركت احزاب و گروه هاى سياسى نسبت مى دادند.
از همين رو در همه دوره هاى انتخاباتى گذشته نگاه مردم به سويى جهت مى يافت كه آرايش احزاب، جريانات و گروه هاى سياسى بدان سوق پيدا مى كرد. اما نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى كه منجر به انتخاب دكتر احمدى نژاد بر اين جايگاه شد، مرجع تصميم گيرى مردم، نه احزاب و گروه هاى سياسى، بلكه تبليغات انتخاباتى وبرنامه هاى ارائه شده توسط نامزدها بود. طبيعتاً در اين اعلام برنامه ها مردم به برنامه هايى گرايش نشان دادند كه با مشى، اهداف و خواسته هاى آنها سازگارتر بود.
اين بود كه كسى بيشتر مورد اقبال قرار گرفت كه در عين عدم برخوردارى از مواهب حمايتى احزاب، اخلاص در عمل او بيشتر و سخن و شعار او دلنشين تر و از جنسى بود كه مدتهاست ملت آرزوى ظهور او در سپهر سياست و مديريت كشور را داشتند.
تا پيش از انتخابات نهمين دوره رياست جمهورى گروه ها و جريانات سياسى به عنوان يك پديده مهم سياسى از آن جهت تقسيم بندى مى شدند كه براى آرايش آنها، شهروندان بتوانند استراتژى خود را با ابزار حزبى دنبال كنند و روشن كنند در مقطعى كه در آن قرار گرفته اند بايد به كدام يك از جريانات و طيف ها نزديك شوند، با كدام يك ائتلاف كنند، از كدام يك دورى گزينند، چه استراتژى اى را در قبال اين جريان و جناح ها اتخاذ كنند و بسيارى از دلايل ديگر كه پرداختن به آنها در اين يادداشت مختصر امكانپذير نيست.
مردم ايران يك بار ديگر به طور آرام و ظريف اين نگاه قيم مآبانه را در ۲۷ خرداد و سوم تير ۸۴ پاسخ دادند و خط بطلان بر تمام انديشه هايى كشيدند كه تصور مى كردند از فرداى انتخابات بر صندلى اين جايگاه تكيه خواهند زد و ظاهراً سياستمداران برآنند هركدام به تناسب موقعيت خويش، خود را بيازمايند. انتخابات سوم تير مرز اقبال مردم به گروه ها، احزاب و جناح هاى سياسى را روشن كرد. دراين انتخابات مردم عملاً اعلام كردند كه مرجع تشخيص آنان فعالان حزب يا جريان سياسى مدعى نيست و آنها بى توجه به اين جريانات حزبى و حتى شخصيت هاى محورى آن، تنها به فرد و انديشه اى اقبال كردند كه سالها بود مطلوب هاى خود را درآن جست و جو مى كردند.
انديشه اى كه آنها را تحقير نكند و رأى آنها را در طول تصدى در اين جايگاه به سخره نگيرد و براى آنها شأن و احترام قائل باشد.
احمدى نژاد تبلور اراده مردم ايران در انتخابات سوم تير ۸۴ بود و اين اراده، على رغم خواست احزاب و گروه هايى بود كه خود را براى جشن پس از انتخابات آماده كرده بودند. امروز هم با گذشت سه سال از آن انتخاب هوشمندانه و با وجود مشكلات بسيار مردم در امر معيشت، كمتر كسى را مى توان يافت كه نگاه رئيس جمهورى را متفاوت از خواسته هاى خود بداند. آنها به درستى مى دانند كه رئيس جمهور از جنس آنها و همراه و ياور آنهاست، درد آنها، درد اوست و او از هيچ كوششى براى رفع مشكلات آنها فروگذار نكرده و نمى كند.
شايد از همين منظر باشد كه با وجود ۴۳ سفر استانى، وقتى بارديگر در حلقه مردم چهارمحال و بختيارى قرار مى گيرد، مردم همچون پروانه به گرد او جمع مى شوند و از مشكلاتشان براى او مى گويند و او فروتنانه به صحبت هاى آنها گوش فرا مى دهد و براى رفع مشكلات آنها تلاش شبانه روز مى كند.
معاون اداره كل سياسى وزارت كشور در گفت و گو با «ايران» مطرح كرد:
نگاه خدمت از جنس اخلاص؛ علت رويكرد مردم به دولت نهم
373452.jpg
امير صديقيان
سه سال پيش در چنين ايامى كسى به عنوان رئيس جمهور برگزيده شد كه كمتر تحليلگرى، امكان پيروزى نهايى براى او قائل بود و اين فرد كسى نبود جز دكتر محمود احمدى نژاد. چرا كه احمدى نژاد كانديداى اصلى هيچ كدام از دو جريان عمده نبود و اين از آنجا نشأت مى گيرد كه اصولاً احمدى نژاد كانديدايى حزب ساخته نبود.از سوى ديگر سوم تير گشايش افقى جديد فراروى انقلاب اسلامى است چرا كه با رأى مردم جامعه سياسى كشور شاهد بازگشت به آرمان هاى انقلاب بود.
اهميت تبيين پيام سوم تير در آن است كه بايد به بررسى دليل مطالبه و رويكرد مردم به گفتمان عدالت مشخص شود.در اين باره به گفت وگو با مهدى عليخانى صدر معاون اداره كل سياسى وزارت كشور نشستيم.
* ويژگى هاى دكتر احمدى نژاد كه باعث شد مردم به وى و برنامه هايش رأى دهند چه بود
ويژگيهايى كه باعث پيروزى دكتر احمدى نژاد شد آنقدر ساده و عمومى است كه اتلاق ويژگى به آن، تبيين آن را سخت تر كند اما به طور كلى در ميان هشت كانديدايى كه پا به عرصه رقابت گذاشتند دكتر احمدى نژاد تنها كسى بود كه با كنار گذاشتن تمامى رفتارهاى كليشه اى تبليغاتى و تنها با نگاه خدمت از جنس اخلاص و از همه مهمتر با حضور ساده و صادقانه در جمع مردم، توانست پيروز ميدان انتخابات رياست جمهورى باشد. همه شاهد بودند كه رويه تبليغاتى در ستادهاى مردمى و رسمى دكتر احمدى نژاد از دو شاخصه «سادگى و كم خرج بودن» برخوردار بود. بگونه اى كه در بسيارى از مناطق و شهرستان ها برخى تراكت ها و پوسترهاى منتشره در حمايت از دكتراحمدى نژاد، بعضاً فتوكپى گرفته شده بودند و زير آنها در حمايت از ايشان مطالبى دست نويس به چشم مى خورد كه البته اين تبليغات بيشتر به دل مردم مى نشست . به زبان ساده، احمدى نژاد به اين علت پيروز انتخابات سوم تير ۸۴ شد كه از زبان مردم سخن گفت و دقيقاً در مسيرى قرار گرفت كه مردم مى خواستند كه همان ساده زيستى، عدالت و مهرورزى بود.
* علت اصلى استقبال نخبگان از دكتر احمدى نژاد در سوم تير و بعد از آن را در چه مى بينيد
ديدگاه ها و شعارهاى دكتر احمدى نژاد و نگاه متفاوت وى به مسائل دليل استقبال نخبگان است و دليل رويكرد نخبگان به دكتر احمدى نژاد اين بود كه هر هشت گزينه رياست جمهورى را قبلاً در پست هاى مختلف آزموده بودند و به دنبال مديرى مى گشتند كه تحولى در مديريت اجرايى كشور ايجاد كند و در اين ميان احمدى نژاد از موضع تكليف گرايانه وارد صحنه شد و نيت او رضاى خدا و خدمت به خلق خدا بود كه البته مبتنى بر راهبرد آينده نگرانه امام خمينى(ره) مبنى بر اين كه «ما مكلف به تكليفم نه مأمور به نتيجه» بود.
اهميت تبيين پديده سوم تير در چيست
متأسفانه تبيينى كه از ناحيه معتقدان انتخابات سوم تير صورت گرفته و مى گيرد در مقايسه با اتفاقى كه در سوم تير افتاد، خيلى ضعيف است و اگر از چرايى سوم تير غافل شويم اين رخداد صرفاً به يك جابه جايى در قدرت تبديل خواهد شد . شاه كليد بررسى و اهميت تبيين سوم تير كه البته جواب چرايى هراس غرب از انتخابات سوم تير نيز هست در فرازى عميق و در عين حال هشدار دهنده از بيانات مقام معظم رهبرى مشخص مى شود كه فرمودند: «با روى كار آمدن دولت نهم، انقلاب در مسير واقعى خود قرار گرفت» . از سوى ديگر اين را نمى توان انكار كرد كه سوم تير گشايش افقى جديد فراروى انقلاب عظيم اسلامى است و لذا پيام سوم تير آن بود كه مردم تشنه عدالت و دشمن فساد هستند و اهميت و پيام سوم تير ۸۴ زمانى آشكارتر مى گردد كه طى سال هاى قبل از آن، نه تنها دشمنان انقلاب زبان به طعنه گشوده و به پايان دوران ارزش هاى انقلابى دلبسته و ذوق زده شده بودند بلكه برخى مدعيان همراهى با انقلاب هم منفعلانه از مهيا نبودن بستر براى ايستادگى بر ارزش هاى انقلاب عظيم اسلامى سخن مى گفتند و بعضاً براى آنها كه براى ختم انقلاب قلم مى زدند هورا مى كشيدند . پيام سوم تير ۸۴ براى آنهايى كه مورد استقبال و يا عدم انتخاب مردم واقع شدند اهميت حياتى دارد و تبيين فضاى قبل از سوم تير نشان مى دهد كه قبل از پيروزى دكتر احمدى نژاد و دولت نهم در حالى كه مردم درگير مشكلات معيشتى بودند، اختلافات حزبى وجناحى در داخل دولت بشدت افزايش پيدا كرده بود و يكديگر را مقصر مى دانستند و به تعبيرى دولت در يك مسير و مردم در مسير ديگرى گام برمى داشتند كه البته موجب شد جريان حاكم شكست سختى را تجربه كند. همچنين بايد بگويم كه انقلاب اسلامى سرشار از مفاهيمى مانند عدالت و خدمت رسانى است و به علت برخوردهاى دوگانه و پارادوكسيكال متأسفانه جامعه به مرور از اين مفاهيم و رفتار ها فاصله گرفته بود، اما دوباره در سوم تير اين گفتمان ها پررنگ تر مطرح شد و يك نوع شادابى دينى و انقلابى را در بين مردم بوجود آورد .
* آقاى عليخانى ! اصولگرايى در شعار ها و برنامه هاى دكتر احمدى نژاد چگونه تعريف مى شد
اصولگرايى به معناى اعتقاد راسخ به ارزشهاى اصولى انقلاب عظيم اسلامى و مطالبات واقعى مردم از اين انقلاب در جهت گيريهاى دكتر احمدى نژاد بسيار پر رنگ بود و رهيافت هاى امام خمينى (ره) در كانون توجهات وى در مصاحبه ها و سخنرانى ها قرار داشت. در اين راستا پارادايم عدالت خواهى و عدالت گسترى شناسه اصلى و شاخصه تمايز احمدى نژاد با رقبايش بود و لذا توجه ويژه به محرومان و مهرورزى كه از شعارهاى اصلى انقلاب بود شعار اصلى وى بود و اصطلاحاً از سخنان احمدى نژاد بوى امام خمينى (ره) به مشام مى رسيد كه واقعاً وى با اعتقاد به آن سخن مى گفت .
* فضاى سياسى حاكم بر انتخابات رياست جمهورى نهم و نگاه دكتر احمدى نژاد به توسعه سياسى را چگونه ارزيابى مى كنيد
به طور كلى فضاى حاكم بر انتخابات رياست جمهورى سياسى تر از ديگر انتخابات است و دراين ميان انتخابات دوره نهم يكى از سياسى ترين انتخابات رياست جمهورى به شمار مى آيد كه به لحاظ بازه ديدگاههاى سياسى كانديدا ها ذيل دو طيف اصلى در كشور از تنوع زيادى برخوردار بود . البته جو سياسى حاكم بر كشور هم به لحاظ داخلى و خارجى نيز ويژه بود. در حوزه داخلى متأسفانه عدم قاطعيت و در پيش گرفتن سياست تسامح و تساهل و دهن كجى برخى به ارزش ها و مبانى انقلاب باعث ايجاد تنش هاى سياسى و اختلافات شده بود و ساختار شكنى هاى مبتنى بر رويه هاى غربى موجب گسست بين مردم و مسئولان و حتى دامن زدن به اختلافات قومى شده بود . همچنين نگاه ابزارى به توسعه سياسى صرف بدون توجه به فرهنگ سياسى و ارزشهاى جامعه باعث سياست زدگى عمومى شده بود .
* در حوزه سياست خارجى چطور
در حوزه سياست خارجى نيز كه اصلى ترين وجه و خصيصه آن بايد تعقيب و حفظ منافع ملى و شأن ملى باشد در مواجهه با مسئله هسته اى به عنوان نمود بارز دفاع از حقوق ملى على رغم آنچه تبليغ مى شد در موضع انزوا قرارداشتيم و برخورد بين المللى با ايران حقارت آميز بود و مهمتر از همه وحدت رويه اى در سياستگذارى ها به چشم نمى خورد و لذا عرصه براى دشمنان نظام درجهت تضعيف اقتدار و انسجام ملى فراهم شده بود . براين اساس نوعى دلمردگى و يأس سياسى در ميان جريانهاى سياسى به چشم مى خورد كه به نظر مى رسيد شرايط را براى مشاركت مردم دشوار كند ولى البته با مشاركت ۶۰ درصدى مردم در اين انتخابات يك بار ديگر حمايت فراجناحى مردم از اصول و اهميت ارزش ها براى ملت به نمايش گذاشته شد و تحليل بعضى ها كه حضور مردم در انتخابات را يك عادت سياسى فاقد شعور ارزيابى مى كردند بى اعتبار كرد و درعين حال نشان داد كه يك بالندگى سياسى در مردم ايجاد شده است كه نشانه اى از شكل گيرى رفتار انتخاباتى بر محوريت اخلاق در جامعه و مهمترين اصل ترويج عقلانيت سياسى دركشور است . تأكيد مى كنم كه در توسعه سياسى به مفهوم رايج و امروزى، معيار توسعه چيزهايى مثل تعدد احزاب و مطبوعات و يا رقابت سنگين براى كسب قدرت است اما از نگاه احمدى نژاد توسعه سياسى اگربه افزايش قدرت درك و تشخيص مسائل سياسى و رعايت تقواى سياسى منجر شود موفق خواهد بود و مى توان گفت كه رشد سياسى يافته ايم.
رويكرد سياسى دولت نهم و دستاوردهاى سياسى اين دولت را در سه سال چطور ارزيابى مى كنيد
قبل از پاسخ به اين سؤال ذكر اين نكته را ضرورى مى دانم كه اگرچه شعار اصلى دكتر احمدى نژاد و دولت نهم توسعه سياسى نبود اما در واقع اين دولت در سه سال اخير توانسته گامهاى خوبى در عرصه توسعه سياسى به همان مفهومى كه در سؤال قبلى به آن اشاره كردم بردارد و عملاً به توسعه سياسى هم نائل شده است . كافى است به نخستين تجربه انتخاباتى دولت نهم آن هم در نخستين سال برقرارى آن توجه كنيد كه اين دولت نوپا همزمان دو انتخابات مهم و حساس را توأمان برگزار كرد آن هم در فضايى كه بسيارى از جريان ها دم از تحريم انتخابات و عدم مشاركت مى زدند. در چنين فضايى عملكرد دولت نهم در برگزارى سالم و بى طرفانه انتخابات باعث شد گفتمان همان جريان ها از تحريم به ترقيب متمايل شود و همچنين در انتخابات مجلس هشتم نيز حركت قانون مدارانه دولت و برگزار كنندگان فضاى مشاركت سياسى را عليرغم محدوديت هاى تبليغاتى و برخى شرايط زمانى گرم و پرشور نگاه داشت و حتى نمايندگان تعدادى ازجريان ها و گروه هاى سياسى رقيب كه از ستاد انتخابات در روز برگزارى انتخابات بازديد كردند به صحت برگزارى اذعان و از تلاش هاى انجام شده براى برگزارى سالم و قانونى اين دوره از انتخابات تشكر كردند. از طرفى استقبال چشمگير مردم نشان از بلوغ سياسى و توسعه سياسى است كه به آن اشاره شد . تبديل گفتمان سهم خواهى سياسى به خدمت رسانى، چرخش نخبگان با نگاه ويژه به جوانگرايى، تلاش مجدانه براى احقاق حقوق ملى و صيانت از دستاوردهاى بومى هسته اى در عرصه خارجى عليرغم فشارهاى شديد خارجى و استكبار ستيزى، جلب اعتماد مردم و ارتباط عميق با آحاد مردم و حفظ آرامش سياسى در كشور، از ويژگى هاى عملكرد سياسى دولت نهم در سه سال اخير است كه بايد بطور ويژه مورد ارزيابى قرارگيرند كه در اين ارزيابى بايد فضاى سياسى كه به دولت نهم ارث رسيد مورد توجه ويژه باشد. فضايى كه در حوزه مديريتى آن سيكل مديريت در جريانى خاص محدود شده بود و با ترويج اشرافى گرى در مديريت و عدم پاسخگويى به مردم؛ با خدمتگزارى صادقانه بسيار فاصله گرفته شده بود. رويكرد دولت نهم در حوزه مديريت سياسى تبديل مديران به خادمان و بازگشت مديريت به اصالت ها و ارزش هاى واقعى انقلاب اسلامى است و بحمدالله با سرلوحه قراردادن اين مشى امروز كشور در ميدان هماوردى هاى سياسى در منطقه و جهان صاحب ابتكار است و دشمنان عليرغم فشارهاى سياسى، اقتصادى در موضع انفعال هستند.
پس از گذشت سه سال فضاى سياسى آينده را چگونه ارزيابى مى كنيد
بى ترديد شرايط استثنايى كنونى به لحاظ غلبه گفتمان اصولگرايى و احياى ارزش ها و همگرايى مطلوب در كشور يك مقطع بى نظير براى قاطبه اصولگرايان است و لذا همه بايد دولت را يارى كنند و امروز مهمترين اصل براى اصولگرايان بايد يارى كردن دولت با همه وجود باشد و اين پلى است براى درك و انتقال درست پيام سوم تير . در برهه فعلى علاوه بر دستاوردهاى بزرگ ملى و همچنين گسترش عمق راهبردى نظام اسلامى در ميان ملت هاى منطقه و جهان بهترين بستر براى جهش كشور به سمت افق هاى چشم انداز بيست ساله است و اين فرصت مغتنم بايد براى جهش به سمت ايران ۱۴۰۴ به كار گرفته شود. از سوى ديگر بر توجه هميشگى بر اصول و ارزش هايى كه دولت نهم براى آن به پيروزى رسيد بايد تأكيد كرد و اگرچه گام گيرى براى جهش به افق هاى آتى بايد در دستور كار قرارگيرد اما نبايد از اهداف اوليه هم غافل شد و خصوصاً توجه به محرومان و مسائل مردم همانطورى كه تا به حال دنبال شده در قالب پيگيرى مصوبات سفرهاى استانى به عنوان مهمترين بستر بايد تداوم يابد و شهرستان ها و شهرهاى كوچك و دوراز مركز كه مظلوم و مغفول و محروم بوده اند تا برطرف شدن مسائل و مطالبات مردم بايد در اولويت باشند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |