دوشنبه ۳ تير ۱۳۸۷ - ۱۹ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Mon, Jun 23, 2008
ويژه سوم تير۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
سياست
سياست۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ويژه سوم تير۱
ويژه سوم تير۲
ويژه سوم تير۳
ويژه سوم تير۴
ويژه سوم تير۵
ويژه سوم تير۶
ويژه سوم تير۷
ويژه سوم تير۸
اوقات شرعى
اجتماعى
گفت وگو با دكترغلامحسين الهام سخنگوى دولت
بازخوانى عنايات الهى به انقلاب اسلامى
در گفت و گو با حجت الاسلام والمسلمين صديقى
حميد رسايى در گفت وگو با «ايران»:
گفت وگو با دكترغلامحسين الهام سخنگوى دولت
آن سوى انتخابات نهم رياست جمهورى
ابعاد و حواشى انتخابات سوم تير ۸۴ تاكنون از نگاه هاى متفاوت مورد بررسى قرار گرفته است اما در اين ميان قطعاً زاويه نگاه دكتر غلامحسين الهام كه در آن زمان سخنگويى شوراى نگهبان به عنوان مرجع عالى نظارت بر انتخابات نهم رياست جمهورى را برعهده داشت كامل تر و جامع تر است. وى در اين جايگاه با اشراف به مباحثى نظير روند برگزارى انتخابات، سيستم نظارتى شوراى نگهبان و سيستم نظرسنجى آن از اخبار دقيقه به دقيقه انتخابات مطلع است. انتخاباتى كه به انتخاب و پيروزى دكتر محمود احمدى نژاد منجر شد، فردى كه از مخالفان جدى دولت خاتمى بود. روايت دكتر الهام از مباحثى كه در مقطع انتخابات (نظير اظهارات مهدى كروبى)، بعد از انتخابات و در جريان خدمتگزارى دولت پيش آمد شنيدنى است.
در انتخابات نهم رياست جمهورى، جنابعالى سخنگوى دستگاه نظارتى يعنى شوراى نگهبان بوديد از اين زاويه انتخابات نهم رياست جمهورى را چگونه ارزيابى مى كنيد
374565.jpg
انتخابات نهم، انتخابات حساسى در فضاى تشتت نامزدان اصولگرايان بود كه پيش بينى نتيجه انتخابات را مشكل مى كرد. غالب برداشت ها و پيش بينى ها اين بود كه انتخابات ۲ مرحله اى خواهد شد و اين اتفاق هم براى بار اول (در تاريخ جمهورى اسلامى) در حال پيش آمدن بود. ما در رقابت ها به دليل حساسيت كار شوراى نگهبان، كار سياسى انجام نمى داديم و حتى در جلساتى كه براى توجيه انتخاباتى با ناظرين داشتيم از اين كه به سمت جهت گيرى سياسى كشيده شود، پرهيز داشتيم و فضاى ناظرين را مراقبت مى كرديم كه به سمت گرايش هاى ستادى كشيده نشوند، البته در آن جمع مجموعه اى هم با سلايق متفاوتى حضور داشتند. ولى كار نظارت را به صورت بى طرفانه و قانونى دنبال مى كرديم.
در فضاى انتخاباتى، كتمان سلايق شخصى و دورى و اجتناب از آن در يك فضاى تند انتخاباتى، كار مشكلى بود ولى شوراى نگهبان، انتخابات را با نظارت بى طرفانه اى دنبال كرد. وزارت كشور هم دنبال بداخلاقى و دعوا بود، از زمان تعيين زمان انتخابات، اين ها شروع به جنجال و چالش كردند تا نتيجه انتخابات. زمانبندى، زمانبندى هاى قانونى بود كه به يك ماه قبل از مرحله دوم مى رسيد و يك هفته هم فاصله بين دو انتخابات و رسيدگى به شكايات بود. آنها (وزارت كشور وقت) بيشتر سعى داشتند كه جلسات سخنگويى ما به پاسخ دادن به سؤالات و اشكالات منتهى شود ولى ما مجدد سعى داشتيم كه از سياسى شدن مسئله انتخابات بپرهيزيم. دو نفر از كانديدا ها هم با وساطت رئيس مجلس به صورت حكم حكومتى وارد عرصه انتخابات شدند.
درخصوص تنوع كانديدا توضيح دهيد و اتهاماتى كه به آقاى احمدى نژاد و عقبه نظامى او وارد مى كردند
البته بيشتر اراده آنها هم معطوف به آقاى احمدى نژاد بود، در حالى كه آقاى احمدى نژاد نه نظامى بود و نه بطور خاص سازمان هاى نظامى با ايشان رابطه داشتند و بيشتر سعى داشتند آقاى احمدى نژاد را در طيف نظاميان تعريف كنند و اين مسير غلطى بود.
اما باوجود فضاى سنگين انتخابات، مرحله اول انتخابات برگزار شد و ما هم كارهاى قانونى خود را انجام داديم و آن موقع با سيستم رايانه اى نظارتى برنامه ريزى شده بود و در واقع مى توانست بصورت يك شبكه، تجميع نتايج و صورت جلسات نظارتى را داشته باشد و اين مسئله در سايت شوراى نگهبان قابل مشاهده بود و در هر حوزه انتخابى كه مجموعه فرمهاى ناظرين نهايى وارد مى شد، فرمهايى بودند كه بعد از شمارش آراى هر شعبه بدست مى آمد و به تأييد ناظرين و مسئولين اجرايى مى رسيد و متمركز و تجميع مى شد.
بعد از انتخابات تا صبح رأى گيرى، مرتب در پيگيرى نتايج به سر مى برديم و آن شب كسى نخوابيد و همه منتظر بودند تا ببينند نتايج انتخابات چه مى شود و تا نيمه هاى شب هنوز فضاى تصميم مردم را نشان نمى داد و عدد آرا به حدى نبود كه روال انتخابات قابل حدس زدن باشد و با ورود بخشى از آراى تهران مسلم شد كه انتخابات دو مرحله اى شده است. برخى دوستان اعلام كردند كه از طريق وزارت كشور قصد دارند نتايج انتخابات را به گونه اى ديگر اعلام كنند يعنى برخلاف روالى كه از نتايج استان ها بدست آمده بود. اگر اين گزارش خلاف واقع اعلام مى شد اين شائبه ايجاد مى شد، شبهه اى ايجاد مى كردند كه در مسئله تبيين ونظارت و اصلاح انتخابات، مشكلات جدى به وجود آيد. در آن زمان خبرنگاران هم مرتب پيگيرى داشتند و در نخستين مصاحبه صبح (۷صبح) در جمع خبرنگاران، ما براساس نتايجى كه از تجميع آراى ناظرين بدست آمده بود، گزارشى ارائه داديم. بعد از اين اعلام بود كه متوجه شديم دستگاه اجرايى و وزارت كشور بسيار عصبانى شده اند و آقاى خاتمى هم مستقيماً به وزارت كشور آمده بودند و آقاى كروبى هم ظاهراً خوابش آشفته شده بود. آنها اين مسئله را مطرح كردند كه شوراى نگهبان نبايد گزارش بدهد و نبايد نتايج فعلى قطعى و نهايى اعلام شود. در صورتى كه ما واقعيت قضيه را مطرح كرده بوديم، ما گفتيم كه اگر مسئله، بحث اعلام نتايج است پس نتايج بايد بصورت نهايى اعلام شود و بعد از تكميل انتخابات و قطعى شدن نتايج، اين نتايج به وزارت كشور اعلام شود. اما گزارشات در طول انتخابات و به صورت تدريجى مجاز است كه وزارت كشور هم همين كار را مى كند، اين كار در چارچوب قانون انتخابات نيست. روند آرا است كه در طول شمارش حاصل مى شود، پس اگر روند اشكال دارد هم از سوى وزارت كشور است و هم از سوى ديگران و اگر گزارش روند آرا اشكال ندارد منعى ندارد كه اين اطلاع رسانى از سوى شورا يا وزارت كشور باشد. البته نتيجه رسمى انتخابات بايد از سوى وزارت كشور اعلام شود اما در هيچ انتخاباتى به اين مرحله اكتفا نمى شود و در طول انتخابات اطلاع رسانى مى شود اين اطلاع رسانى يا براى همه منع دارد و يا براى هيچ كس منع ندارد و اين گزارشات، طبيعتاً گزارشات نهايى نيست.
به هر حال آنها از اعلام نتيجه راضى نبودند با اين كه مى دانستند واقعى است. چرا بايد از خودشان پرسيد! شروع به برخورد كردند و من ممنوع المصاحبه شدم و عملاًفشارهايى كه آوردند به من تكليف كردند كه مصاحبه انجام ندهيد و من هم سكوت كردم و يك مقدارى در جامعه التهاب ايجاد شد و به شائبه ها دامن زده شد و شمارش آرا را تا غروب به تأخير انداختند.
آن ها در گزارشات خود، انتخابات تهران و اصفهان را در محاسبات خود نمى آوردند و اين مسئله را تا حوالى غروب ادامه دادند كه بالاخره با ورود دو حوزه تهران و اصفهان و تجميع آرا ناگزير به اعلام نتيجه پرداختند و نتيجه همان بود كه سيستم رايانه اى نظارت شوراى نگهبان نشان داده بود و همان را تأييد كرد و نشان داد گزارش تجميعى كه در اول صبح داده شد، هم درست و هم از ابتدا قابل كشف بود و طولانى شدن اعلام نتيجه از نظر دستگاه اجرايى، محل ابهام و سؤال بود. اتفاقاتى كه در وزارت كشور پيش مى آمد نشان از فشارهاى زيادى بود تا شايد مطلب طور ديگرى وانمود شود.
ترتيب آرا در شمارش واقعى و به دور دوم كشيدن را بگوييد
آراى آقاى هاشمى، اول بود و آراى آقاى احمدى نژاددر دور اول، دوم بود. منتهى الآن در ذهنم نيست كه فاصله چقدر بود ولى هر دو كمتر از اكثريت مطلق بود و اختلاف زيادى نبود.
در مورد بحث دور دوم، مرحله حساس تر شده بود و در دور دوم تلاش مى شد بعضى از صندوق هاى حساس در تهران را متوقف كنند (مسجد نارمك، مسجد لرزاده) و توقف انتخابات، خلاف بود ولو در يك شعبه و آنها بايد حتماً براى اين كار مجوز شوراى نگهبان را مى گرفتند و آنچه را بهانه كرده بودند اين بود كه بسيج مداخله مى كند و گزارشات تأييد شده اى هم نبود و در حفاظت صندوق ها و امنيت آنها هم بسيج و نيروى انتظامى حضور دارند و آنها سازمانى دارند كه در انتظامات امور بدون مداخله در كار انتخابات فعاليت مى كنند. براى مداخله در انتخابات، هم هيئت هاى اجرايى و هم هيئت هاى نظارت و هم نمايندگان خود نامزد ها هستند. بازرسان وزارت كشور هم با قوت زياد وارد شده بودند بعلاوه آن كه وزارت كشور سيستم نظارت را از طريق بازرسان به ستاد انتخاباتى آقاى هاشمى داده بود و آنها هم حضور داشتند. برخى از آنان يك كارت ستاد و يك كارت بازرس وزارت كشور در جيب داشتند!
گويى وزارت كشور، سيستم نظارتى خود را به اين نامزد انتخاباتى «كنترات» داده بود! پيش از ظهر زمزمه توقف رأى گيرى در دو حوزه انتخابى به وجود آمد. احساس مى شد در اين حوزه ها رأى آقاى احمدى نژادبالاست و مشاركت هم فوق العاده است و آنها چنان تصور مى كردند كه منحل كردن اين دو حوزه، در جريان انتخابات تأثير خواهد داشت و براى اين كار اقدامات جدى انجام دادند و حتى وزارت كشور اطلاعيه اى در اين زمينه صادر كرد و شوراى نگهبان هم عليه آن اعتراض كرد و از طريق خبرنگارانى كه فعاليت داشتند ما اطلاع پيدا كرديم كه آنها براى تعطيلى چند شعبه مؤثر، دارند اقدام مى كنند و شوراى نگهبان عليه اين قضيه واكنش نشان داد و اطلاعيه اى صادر كرد و هرگونه توقف و تعطيلى انتخابات را منوط به مجوز شوراى نگهبان دانست و اقدامات را خلاف قانون اعلام كرد به اين ترتيب و با تذكرات جدى به وزارت كشور، جلوى اين كار گرفته شد. متأسفانه صدا و سيما هم همكارى نكرد و از خواندن اطلاعيه هاى شوراى نگهبان به نحوى استنكاف و خوددارى كرد و آقاى جنتى به رئيس صداوسيما تذكر جدى دادند. صدا و سيما هم قصد داشت اين كار پوشش رسانه اى پيدا نكند. هنگام غروب و در حالى كه انتخابات هنوز در جريان بود يكى از خبرنگاران مرتبط با يكى از شبكه هاى برون مرزى صدا و سيما، اصرار داشت در مصاحبه اى با من، نتيجه را بصورت تمام شده اعلام كنم، در حالى كه نتيجه روشن نبود و بايد انتخابات تمام مى شد و شمارش شروع مى شد ولى اين خبرنگار قصد داشت بگويد انتخاب هاشمى نهايى شده است!
374637.jpg
در عصر روز سوم تير۸۴ بطور گسترده اى شنيده مى شد كه رقيب دكتر احمدى نژاد قصد انتشار بيانيه اى براى مخدوش كردن جريان انتخابات را دارد و اين كه مى خواهد از انتخابات انصراف دهد
تلاش هايى كه در فضاى بعد از ظهر آن روز انجام مى شد در جهت اين بود كه يا شعب مؤثر در اين قضيه را ابطال كنند و بعد از تعطيلى آنجا، كل آراى آن حوزه هاى انتخاباتى از بين برود يا بالاخره انتخابات را لوث كنند و مشكل دار نشان دهند و به جريان آن خدشه وارد كنند و نمونه آن هم اين بود كه در حالى كه هنوز نتايج انتخابات اعلام نشده بود قصد داشتند بعضى از خبرنگاران، نتيجه را به نفع فرد خاصى جلوه دهند و پيام هايى رد و بدل مى شد كه حاكى از آن بود كه قصد خدشه وارد كردن در جريان انتخابات را دارند. از قرائن اينطور برمى آمد كه اين طيف از نتايج به دست آمده ناراحت هستند.
فاصله ها هم در مرحله دوم انتخابات آن قدر زياد بود كه ديگر قابل خدشه نبود و نتيجه اى كه حاصل شده بود قدرت اعمال خدشه را نمى داد و در عين حال تسليم نتيجه شدن بسيار تلخ بود و تلاش شد انتخابات، فضاى تشنج آفرينى رقبا را مهار كند تا موجب ناراحتى و عصبانيت ديگران نشود و صبح هم نتيجه را به تلخى پذيرفتند و نمونه آن اين بود كه برخلاف دوم خرداد در حالى كه هنوز نتيجه قطعى اعلام نشده بود، رقبا اين مسئله را قبول كردند و پيام تبريك فرستادند ولى در مورد انتخابات نهم تا آخر هم اين اتفاق پيش نيامد. در زمانى كه گزارش انتخابات را وزير وقت كشور در روز تنفيذ مى خواندند، من هيچ گاه چهره ايشان (موسوى لارى) را در آن حد گرفته و عصبى نديده بودم و در واقع بانفرت به رأى مردم تمكين كردند.
آقاى احمدى نژاد در جريان انتخابات نهم از سوى احزاب و شخصيت هاى سياسى تنها شد. بعضى از شخصيت ها از ايشان حمايت مى كردند و غير از مجموعه شاگردان آيت الله مصباح يزدى، هيچ تشكيلاتى نداشتيم كه بصورت تشكيلاتى از آقاى احمدى نژاد دفاع كند، دليل اين امر چه بود و چرا بعد از آن هم اين اتفاق نيفتاد
البته دانشجويان (دانشگاه) امام صادق(ع) در تبليغات هم مؤثر بودند. به نظرم بين توده مردم (بدنه و متن مردم كه خيل عظيم بى كس و كار هستند، يعنى تشكيلات، بلندگو، امكانات ندارد. ولى آنها اراده كردند تصميم و نظر و رأى و مؤثر بودن رأى خود در نظام اسلامى را به ظهور برسانند و با همه قوا به صحنه آمدند. اتكال به خدا در اينجا بارز بود) يك مبارزه جدى عقيدتى به وجود آمد. لذا از آن طرف (جبهه احزاب) متشكل بودند، از يك طرف توده مردم خود سازماندهى مردمى و توده اى پيدا كرده بودند و اين نمادى از امكان تأثيرگذارى توده اى در انتخابات بود و هيچ وقت تجربه اى به اين شكل پيش نمى آمد. سازماندهى و تشكل دادن اين جريانات، كاملاً با ويژگى هاى خاص خود، به وجود آمده بود و تكرار تجربه اى بود كه در انقلاب به وجود آمده بود.
اين اتفاق پيش آمد و از نظر نحوه كار، يك تجربه بكر در دوران بعد از پيروزى انقلاب بود.
در انتخاب دوم خرداد،۷۶ جريانات حزبى پاى كار بودند و كارگزاران و روحانيون مبارز منسجم شده و سازماندهى ويژه اى را پيدا كرده بودند و بخشى از روند انتخابات هم توسط جريانات سياسى، سازماندهى شده بود. در صورتى كه در مورد انتخابات نهم، آن جريان سياسى هم وجود نداشت و از جريانات شاخص كشور هيچ كدام حامى آقاى احمدى نژاد نبودند. اين تجربه، در جريان روند كار دولت هم مؤثر بود و در ارتباط و تعامل دولت با جريانات واحزاب و شكل گيرى دولت بى تأثير نبود همچنان كه هم اكنون روند كار، تجربه تازه اى محسوب مى شود كه قابل بحث و تأمل است؛جريان شكست خورده در انتخابات سوم تير ،۸۴كه مسائل توده اى را بى منطق و توده وار، انباشت بى پايه و بدون منطق تعريف مى كنند، همچنان هم در حال دامن زدن به اين مسائل هستند به طورى كه ديديم رهبر معظم انقلاب چند مرتبه و از جمله در شيراز، اين مسائل را نقد كردند؛ با اين حال آن جريان فكر مى كنند كه مى توانند اين روند را خيلى زود تغيير دهند چراكه فضاى توده اى را فضايى ناپايدار مى دانند و بشدت به دنبال تأثيرگذارى يا تغيير آن هستند.
در مدتى كه از فعاليت دولت نهم مى گذرد شاهد بوده ايم كه رسانه هاى مخالف دولت شروع به ساختن چهره اى غيرواقعى از آقاى احمدى نژاد كردند، مثلاً چهره اى است كه توجه به كار كارشناسان ندارد و خودرأى، مستبد وديكتاتور است. اين رسانه ها تا حد زيادى هم براى القاى افكار خود روى قشر خاصى از مردم موفق بودند. به نظرتان اين مسائل واقعيت دارد و راه مقابله با آن چيست
بحث اين است كه اين افراد چه كسانى هستند كه خود را مستشاران كامل و امين مردم مى دانند كه آقاى احمدى نژاد با اينها گفت وگوى كارشناسانه و مشورت ندارد. عمده اين افراد كسانى هستند كه حضور آقاى احمدى نژاد در انتخابات را تأييد نمى كردند و مخالفت جدى داشتند و پيش بينى و تحليل آنها اين بود كه مردم به ايشان رأى نمى دهند و گرايشى ندارند اما آنها در نظر كارشناسى اول خود به خطا رفتند و با اين اشتباه آشكار، چگونه انتظار دارند كه در بقيه موارد، كاملاً نظر آنها به عنوان پايه كار مورد توجه قرار بگيرد. دوم، از نظر ديدگاهى، آنها از اول با اين فرد با اين مشخصه ها، جايگاه ها و خصوصيات مخالف بودند، حال چطور مى توان آنها را به عنوان مشاور قرار داد و يقين داشت كه مسير انتخابى آنها، همان مسير تعهد شده رئيس جمهور با مردم بوده است يعنى انطباق گفتمانى را چگونه مى توان منطبق و قبول كرد. به هرحال كارشناسى و مشورت بايد با جهت گيرى مشترك باشد، يعنى مثلاً همه در مورد مسئله اى قائل به تحقق عدالت در موارد اجتماعى و اقتصادى باشند و به تبع آن تعريف مشتركى از عدالت دارند آنها با يكديگر كار كارشناسى انجام مى دهند. اما اگر كسى اصلاً قائل به تحقق عدالت در عرصه اقتصادى نباشد و تعريف او از عدالت، رها كردن اقتصاد و آزاد گذاشتن نظام سرمايه دارى باشد و معتقد باشد كه با اين موارد به عدالت مى رسيم و عدالت همانى است كه حركت اقتصادى خودبه خود اقتصاد را پيش مى برد اين پرسش مطرح است كه چگونه مى توان با اين طرز فكر در ساختار نظام اقتصادى به تعامل رسيد و آن را مبناى كار كارشناسى قرار داد. بنابراين يك جريان همين افراد هستند كه بحث عدالت را اصلاً قبول ندارند و بحث تعامل توده اى مردم را بصورت ناپايدار و غيرقابل اتكا مى دانند و با سفرهاى استانى و توزيع منابع مخالفند و با ايجاد اشتغال مخالفند با اين وجود چطور مى توان اين افراد را به عنوان مستشاران امين در سياستگذارى قرار داد و چگونه در مورد اين مسئله توفيق حاصل مى شود اين وادادگى است و نه مشورت و در واقع تسليم و عدول از آرمان ها وارزش ها است و اين مسئله شدنى نيست.
يك عده از جريانات نمى خواستند آقاى احمدى نژاد بيايد و بعد هم كه ايشان آمدند فكر كردند قيم فكرى او خواهند شد وتصور مى كردند آقاى احمدى نژاد يك فرد ناتوان در مديريت و بى دست و پا (بدون تشكيلات و حزب و گروه) است كه مردم هم بصورت سمبليك شركت كرده و ايشان را دوست دارند و حال ما او را اداره خواهيم كرد. يعنى بحث كارشناسى را قيموميت خود در مورد رئيس جمهور تعريف مى كنند و رئيس جمهور هم هوشمند تر از آن است كه بخواهد به اين شكل تسليم جريانى شود يا عده اى صرفاً به دنبال سهم خواهى در كار باشند و اسم اينها را واقعاًً نبايد كارشناس گذاشت. ولى آيا جز اينان كارشناسى وجود ندارد و آيا رئيس جمهور با آنان مشورت نمى كند
آيا توفيقات ما در عرصه سياست خارجى يك كار بدون كارشناسى بوده است، آيا در بحث هسته اى مسير ما، مسير بدون كارشناسى و ناموفقى بوده است اين فضاى ارتباط و انسجامى كه فراتر از مرزها براى دفاع از حقوق ملى ما شكل گرفت، كار كارشناسى نشده اى بود آيا شكستن اجماعى كه عليه منافع ملى ما در عرصه بين المللى شكل گرفته بود كار كارشناسى نشده اى بود اگر اينها توفيق نيست كه بى انصافى است و اگر توفيق است چگونه اين همه مسائل بر اثر تصادف و كار غيركارشناسى شده به نتيجه مى رسد
واقعاًً هدف از طرح اين مباحث چيست كه كسى در عرض دو سال و نيم و بيشتر، همه كارهايش كارشناسى نشده است اما روند توفيقات آن مثبت است. طبيعى است كه در هر برنامه اى ممكن است مشكلاتى پيش آيد و ممكن است مسائلى حادث شود كه انسان به صددرصد اهداف خود نرسد اما اين كه در بعضى موارد حتى اگر بطور نسبى هم به موفقيت برسد، اين مسير به تحولات اجتماعى و برنامه ريزى هاى اجتماعى برمى گردد كه هميشه اين مسائل را دارد. سيستم كشور، سيستمى است كه نمى توان از چارچوب اين قالب خارج شد. عمده ترين تصميم دولت، بودجه سالانه است. بحث اين است كه اين بودجه بصورت مطلق در اختيار دولت نيست.
اين بودجه در يك مجلس ۲۹۰ نفره از سراسر كشور مورد تصويب قرار مى گيرد و آيا دولت مى تواند بودجه تصويب نشده را اجرا كند. چگونه اگر مى گوييم اين كار، كارشناسى نشده است و اگر چنين حرفى را مى زنيم معناى آن اين است كه مجلس شوراى اسلامى هم توان كار كارشناسى ندارد و به آثار حرفى كه مى زنيم توجه نداريم. بودجه، پيشنهاد دولت است كه مكرراً اتفاق افتاده كه دولت از نتيجه اين مصوبه، راضى نيست ولى آن خروجى، مصوبه شوراى نگهبان است كه بصورت قانون بايد اجرا شود.
از سوى ديگر رئيس جمهورى كه گاهى 18 ساعت در روز، فعاليت مستمر دارد، فعاليت هاى او به جز در حوزه فكر و كارشناسى، كجا مصرف مى شود و اظهارات برخى درباره كارشناسى نبودن اقدامات دولت در حالى عنوان مى شود كه براى اولين بار است كه در دولت نهم شوراى راهبردى اقتصادى طراحى شد و اين بحث ها شكل گرفت.
اولين بار در اين دولت نيز گفت وگو با كارشناسان مخالف و مدعى دولت صورت گرفت و خروجى آن در منظر مردم هست كه حرفهاى طرفين شنيده شده و آنچه قابل ارزيابى است، نظريات رد و بدل شده بين آنهاست. اما نقدهاى بر كار كارشناسى دولت كجاست
در عرصه سياست خارجى، در داخل و خارج حتى با مخالفين اين نظام و حتى با سياستگذاران استكبارى امريكا هم اين بحث ها در چند منظر در نيويورك صورت گرفت. اگر منطقى پشت اين كارها نيست، چگونه افكار عمومى مى بينند و ارزيابى مى كنند. يعنى خيلى از موارد بحث ها و گفت وگوها صريحاً به ويترين آمده و شفاف در منظر افكار عمومى قرار گرفته ، اين كار آنها فضاى روانى است براى اين كه پايه تصميمات و در واقع پايه گفتمان را تخريب كنند و اين كار، يك هجوم گفتمانى است. البته در همه دولتها ممكن است تصميمى تجربه شود و ضعف هايى وجود داشته باشد. اگر هر تصميمى به صددرصد موفقيت بطور كامل نرسيد، معناى آن اين است كه اين كار، كارشناسى نشده و عجولانه است
بسيارى از اقدامات دولت مثل بحث شوراها در راستاى برگرداندن مديريت كشور به ساختار قانون اساسى بوده است و اين در حالى است كه پيش از آغاز فعاليت دولت نهم ده ها سازمان درست شده بود كه هيچ ارتباطى با اركان قانون اساسى ندارند و به هيچ كس هم پاسخگو نيستند. اين بدان معناست كه مملكت را به سوى يك قالب غيرقانون اساسى پيش برده اند و حال رئيس جمهور در حال جمع كردن آنها در قالب قانون اساسى است. حال برخى مى خواهند بگويند قانون اساسى غيرمنطقى و كارشناسى نشده است و اگر دولت قانون اساسى را اجرا كند، كار كارشناسى نيست!
گاهى اوقات ديده مى شود كه آقاى احمدى نژاد در مورد بعضى مسائل مثل سود بانكى و تغيير وزراى كليدى كابينه، خيلى اصرار مى كنند؛ با توجه به فضا و حمله رسانه اى هم كه عليه دولت وجود دارد، تبيين بفرماييد كه اين تغييرات باچه هدفى انجام مى شود
رئيس جمهور تكليف و مسئوليت و عهدى با مردم دارد و اين كار بايد انجام شود، اگر در مورد نظر خود كوتاهى كند و با هر موج فشار عقب نشينى كند، چنين فردى توانمندى مديريت كشور با اين حجم گستردگى و مسائل بين المللى و داخلى را نخواهد داشت. قاطعيت لازمه مديريت است. اگر كسى با پختگى به تصميمى رسيد بايد تلاش كند اين تصميم اجرا شود، يك بخش اين تصميم براى اقناع حوزه اى است كه خود او يا ديگرانى كه او را از نظر نگاه كارشناسى، قبول دارند و براى اقناع خواص و عوام تلاش مى كنند. در برخى مواقع هم تلاش، براى اجراست تا جايى كه به مانع برخورد كند و قانون قبول نكند كه حجت تمام است ولى رئيس جمهور حرفش اين است كه تمام تلاش و وسعش را براى اجراى قانون اساسى به كار مى بندد و جلساتى را مى گذارد تا اقناع شود چرا كه اگر باب عقب نشينى براى يك مسئول سياسى پيش بيايد، روزنه اى است براى اين كه فشار تشديد خواهد شد.
مثلاً در بحث بين المللى، با وجود فشارها، وقتى مأموريت ايستادگى است، بايد مقاومت و پايدارى كرد (الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا) البته استقامت متفاوت از لجبازى است. اگر كار غيرمنطقى را انسان مقاومت كند، اسم آن لجبازى است. اما اگر كارى مبنا داشته باشد و براساس مصالح باشد، مردم هم انجام آن كار را لازمه اقتدار دولت مى دانند. اگر رئيس جمهور اين كارها را انجام ندهد توفيقى در كشور حاصل نخواهد شد.
بازخوانى عنايات الهى به انقلاب اسلامى
در گفت و گو با حجت الاسلام والمسلمين صديقى
نسيمى از نفس مهدى موعود
374574.jpg
حجت الاسلام والمسلمين صديقى از جمله اساتيد حوزه علميه است كه مردم بيشتر او را با سخنرانى ها و موعظه هاى مؤثرش مى شناسند. كمتر مصاحبه مى كند اما وقتى كه موضوع گفت و گو با او در ميان گذاشته شد در حالى كه مشغله هاى فراوانى داشت اما با اشتياق آن را پذيرفت.وعده گفت وگو در دفتر كار ايشان گذاشته شد. دفترى كه هركس بدون هيچ مانعى مى توانست واردش شود و بدون اذن قبلى با او سخن بگويد كه البته همين رفت و آمدها مصاحبه را حدود دو ساعت به تأخير انداخت. اگرچه تأخير در انجام گفت و گو باعث ناراحتى هر مصاحبه كننده اى است اما تواضع ايشان در برخورد با ارباب رجوع آنچنان بود كه هر كسى هم جاى مصاحبه كننده بود دوست داشت اين گفت و گو با تأخير بيشترى مواجه شده تا جلوه هايى از اخلاق اسلامى را بيش از پيش نه در كلام كه در مرام مشاهده كند. البته اين تأخيرات سبب شد تا مصاحبه ناقص بماند كه استاد صديقى با رويى گشاده وعده ديگرى براى ادامه گفت و گو آن هم در مسجد جامع ازگل كه امامت جماعت آن برعهده ايشان است، داد. مسجدى كه سرشار از جوانان خداجوى و طالب معنويت بود. حاج آقاى صديقى چنان با شور و شوق سخن از امام زمان ( عج) و تصرفات ولايى او بر زبان جارى مى كرد كه هر شنونده اى به اين مقدار عشق و علاقه رشك مى برد. اين گفت و گوى خواندنى در ادامه از نظر خوانندگان مى گذرد.
نيازى كه عالم خلقت به حضرت حجت(عج) دارد، چگونه نيازى است
نياز عالم به وجود مبارك امام زمان اروحنا فداه، نيازى است كه جسم به جان دارد، يعنى همانگونه كه اگر جان ما نبود، بدنمان متلاشى مى شد و اعضاى بدن هم وظايف خود را انجام نمى دادند، عالم هم همانند ارتباطى كه جسم به جان دارد بالضروره نياز به امام زمان دارد. وَ بِيُمْنِِه رُزِقَ الْوَرا و بِوُجودِهِ ثَبَتَتِ الارض و السما، وجوده لطفُ و تَصَرُّفُهُ لطفُ آخر: نكته ظريفى كه خواجه نصير از آيات و روايات استفاده كرده: يكى اصل وجود است كه عالم با وجود ايشان، حيات دارد و ادامه حيات مى دهد و ديگر تصرفات امام زمان(عج) است كه آنها نيز لطف است. يعنى وجود امام عصر در هر جايى از نظر تكوينى، در عالم نفوذ دارد. لذا گاهى در دل ها تصرف مى كند، گاهى در دل دشمن تصرف مى كند و مسير او را عوض مى كند، گاهى رعب در دل دشمن مى اندازد و او مرعوب مى شود و گاهى هم در دل دوست تصرف كرده در جايى كه او احساس ضعف مى كند ولى بر اثر نيرويى كه امام زمان در دل او ايجاد مى كند، قوت خارق العاده اى را در خود احساس مى كند و در كارها به اصطلاح امروز ريسك مى كند ولى هرجايى اسم آن را نبايد ريسك گذاشت. گاهى تأييد الهى پشت سر آن واقع مى شود.
نمونه هايى از اين تصرفات را ذكر مى كنيد
برخوردهاى رئيس جمهور در دانشگاه كلمبيا يا برخوردهايى كه امام(ره) با دنيا داشتند نيز بر اثر همين تصرفات حضرت ولى عصر است كه امام با حرفى كه مى زند باعث مى شود موجى در دنيا ايجاد شود كه همه قدرت ها حالت انفعالى به خود بگيرند. بنابراين ابتكار از جايى است كه نه علوم سياسى خوانده و نه مشاوران سياسى دارد، نه دستگاه هاى جاسوسى قوى دارد، ولى در عين حال حركتى مى كند كه تمام دستگاه هاى جاسوسى و اطلاعاتى در برابر آن دست و پا مى زنند و در مقابل اين موج خرد مى شوند.در اين جا است كه انسان از نظر طبيعى با مطالعه و مشورت به جايى نمى رسد و مسير، مسيرى علمى و طبيعى نيست.
در روايتى هم در اصول كافى آمده كه خداوند متعال هر گاه اسلام در معرض خطر قرار بگيرد و نقشه ها عليه دين خطرناك شود، خداوند به دل ولى خود الهام مى كند، مثل تصميمى كه فرماندهان جنگ در جبهه ها مى گرفتند كه بر اثر تصرف امام زمان در دل آنها بوده است.
انقلاب اسلامى ايران را هم مى توان يكى از مصاديق تصرفات حضرت برشمرد
قبل از انقلاب هم باور كسى و حتى خواص اين نبود كه نظام شاهنشاهى منقرض شود و نظام اسلامى جايگزين آن شود، امام تنها كسى بود كه هم طرح انقلاب اسلامى را دادند- كه جز الهام حضرت ولى عصر(عج) نبود - و هم با جسارت خاصى ايستادند و گفتند شاه رفتنى است، با اين كه هم شرق و هم غرب از او حمايت مى كردند و بايد دانست كه اين مسئله ناشى از دلگرمى به حضرت ولى عصر(عج) بوده كه اينطور سخن مى گفتند.
براى شاهد اين مسئله، نكته اى از آقاى بهاءالدينى(ره) به خاطر دارم، كه مى فرمودند من به امام گفتم با اين همه مشكلات، اوضاع را در اختيار خودتان مى بينيد، ايشان (امام) با تأملى فرمودند: بله، اوضاع را در اختيار خود مى بينيم ولى خودم در اختيار خودم نيستم و اين نشان مى دهد، دستى الهى هدايتگر امام است كه اين دست همان تصرفات تكوينى حضرت حجت است.
آيا در دفاع مقدس هم تصرفات و عنايات حضرت مشاهده مى شد
بدون ترديد؛ در شرايطى كه سلاح كافى در اختيار ما نبود و همه دنيا هم در صدد بودند كه صدام را در جنگ مجهز كنند آنچنان امام محكم بود و با آرامشى خاص مى فرمودند: يك دزدى آمده و سنگى پرت كرده، نبايد در مقابل آن ضعف نشان داد. اين اظهارات امام (ره) هم، اظهارات عادى نيست و براى ما به يقين ثابت شده بدون عنايت حضرت حجت(عج) پيروزى در اين جنگ ميسر نبود.
مسئله بعد، آمدن نظامى هاى امريكاست به صحراى طبس، در جايى كه دستگاه هاى اطلاعاتى و ارتش و سپاه ما هيچ آگاهى از اين قضيه ندارند، تفنگداران و نظاميان امريكا از مرز مى گذرند و پايگاهى كه خبرى از آن نداريم را مورد استفاده خود براى آزادى گروگان هاى خويش قرار مى دهند و به ما حمله كنند و در آنجا برخلاف پيش بينى آنها از نظر علمى در مورد وضع هواشناسى و مسائل ديگر، يك شنى مأمور مى شود و تمام هليكوپترهاى آنها را از كار مى اندازد و تفنگداران امريكا كه با اين هليكوپترها قصد حمله نظامى داشتند، جسدهاى سوخته آنها با وضعيت فجيعى به امريكا برمى گردد و نبايد ترديد كرد كه در مورد اين قضيه هم امام زمان (ارواحنافداه) از جانب خدا مأمور بودند كه اين شن را به عنوان قشونى عليه نيروهاى امريكا و شكست آنها و دلگرمى و پيروزى ما در جنگ، بفرستند. (به گفته امام (ره)اين شن ها مأمور خدا بودند) و شبيه لشكر ابابيلى بودند كه نيروهاى ابرهه را از پاى درآورد.
در جايى گفته بوديد كه مقام معظم رهبرى هم تحت عنايات حضرت ولى عصر(عج) هستند. چه دليلى بر اين مطلب است
ببينيد، بعد از رحلت حضرت امام (ره)، همه تصور مى كردند كه انقلاب قائم به شخص حضرت امام (ره) بوده اما مقام معظم رهبرى، ذخيره الهى بوده و كسى نمى دانست چنين مخزن معنويت و حكمتى، سكاندار كشتى انقلاب مى شود.
توافق خبرگان بر رهبرى حضرت آيت الله خامنه اى، واقعاًً امر عادى نبود چرا كه عده اى در زمان رياست جمهورى ايشان طعنه مى زدند و حتى ظرفيت پذيرفتن رياست جمهورى ايشان را هم نداشتند، همين افراد رهبرى آقا را قبول و به ايشان تبريك گفتند و اين مسئله هم تصرف امام زمان (عج) در دل ها بود كه حتى رقبا و مدعيان، زانو زدند و رهبرى ايشان را پذيرفتند و همه امت و خواص در يك فضاى آرام، گويى جانى دوباره در كالبد آنها دميده شد و انقلاب تجديد حيات پيدا كرد و دشمن نااميد شد و اين قضيه هم نمونه اى از تصرفات تكوينى حضرت حجت (عج) براى ادامه انقلاب است. بعد جريان فتنه دانشگاه ها بود كه واقعاًً خطرى بزرگ شمرده مى شد چراكه آتشى به پا شد كه در حال گسترش بود، به مغازه ها حمله كردند، اوضاع را به هم ريختند و همه دلسوزان انقلاب دچار حالت يأس و نااميدى شده بودند و من شاهد گريه هاى عده اى بودم كه مى گفتند خيلى زود بود كه اين انقلاب به اين شكل از پا در بيايد، در اين شرايط رهبر عزيزمان با گفتن چند جمله خطاب به امام زمان (اروحنافداه) كه من مالى ندارم كه براى دفاع از انقلاب و ارزش ها استفاده كنم ولى جان خود را آماده كردم، اين جمله آنچنان آتشى در دل مؤمنان ايجاد كرد كه فتنه گرى عده اى سودجو در مدتى كم، برچيده شد و بعد از يك سياهى فراگير كه همه دل ها را گرفته بود، نور اميد دل ها را فراگرفت و انقلاب بار ديگر تثبيت شد.
قبل از سوم تير و در زمان اصلاحات، در حالى كه بشدت عليه مقدسات و ارزش ها هجمه مى شد اما از دل اين توهين ها رئيس جمهورى برگزيده شد كه به تمام معنا پايبند به ارزش هاى انقلاب اسلامى بود. اين رخداد چگونه تحليل مى شود
دشمن با تصور اين كه كشور را در اختيار خود قرار داده و دوستان هم در فضايى متشنج در حال مأيوس شدن بودند، در اين شرايط خداوند، انقلاب را از اين پيچ خطرناك عبور داد و يكدفعه رئيس جمهورى كه اصلاً كسى تصور او را نمى كرد و شهرت جهانى و كشورى و امكانات ظاهرى و گروه هاى سياسى نداشت و از همه مهمتر تبليغات داخل و خارج توسط امريكا عليه او شروع شده بود و از طرف ديگر امكانات عظيمى در دست رقباى ايشان بود و با امكانات ضعيفى، انسانى كه شهرت جهانى ندارد، رياست جمهورى را در دست گرفت تا آنجا كه بعضى از علما از جمله مرحوم آيت الله شيخ جواد تبريزى نسبت به ايشان اعلام اميد كردند و اينها نسيم هاى نفس حضرت ولى عصر (اروحنافداه) بود كه بعد از آن فضاى تاريك، رئيس جمهورى صددرصد اصولگرا ، متعبد و داراى ايمان راسخ به ولايت فقيه در مقابل آن موج مخالف ولايت فقيه و حكومت اسلامى و جدايى دين از سياست، روى كارآمد و يقين داريم كه از عنايات حضرت ولى عصر (عج) بود، البته توسلات و جمكران رفتن ها و قربانى كردن هايى كه مقدسين براى پيروزى ايشان انجام مى دادند، همه اينها تصرفات در اراده ها بود.
اگر مصاديق ديگرى از عنايت حضرت مهدى(عج) به اين دولت مى دانيد، ذكر كنيد.
جريان توطئه امريكا و توطئه اى كه عليه رئيس جمهور براى دعوت به آن دانشگاه به عمل آمد، نيز مصداق ديگرى در اين زمينه است. گستردن بساطى كه همه طرف آن خطر بود، چراكه كنار كشيدن ايشان يا رفتن به آن دانشگاه، باعث بوجود آمدن تبليغاتى همه جانبه عليه ايشان مى شد، اما با اين شرايط و با همه تبليغات و زرق و برقى كه امريكا از نظر امكانات داشت، همه اينها به ضرر امريكا تمام شد و پيروزى قطعى براى نظام اسلامى و انقلاب ما بدست آمد.
آقاى احمدى نژاد در آن شرايطى كه در دانشگاه كلمبيا قرار گرفت، مشاور سياسى و گروه هايى براى خط دادن و برخورد هاى ايشان با آنها وجود نداشت، بلكه دستى الهى بود كه خداوند امام زمان را مأمور هدايت عينى و ظاهرى كرده بود ايشان را به موفقيت رساند.
مثلاً عده اى معتقدند كه رئيس جمهور فقط بايد از تورم و گرانى سخن بگويد و در مورد اين گونه مسائل توضيح دهد. آيا رئيس جمهور نبايد سخنى از امام زمان بگويد
پيغمبر اكرم هم قبل از آن كه به مردم وعده ارزانى و رفاه دهد، شعار توحيدى (قولوا لا اله الا الله تفلحوا) را سر مى دادند. نظام ما، نظام نجات و هموار كننده راه امام زمان در دنياست، ما خوراك فكرى و شعارهاى معنوى را مهمتر از خوراك جسمى مى دانيم. مردم ما هم در فشارها دنبال جنگ بودند و صحبت از اقتصاد نمى كردند و زير تابوت هاى جوانان پرپر شده خود را مى گرفتند و اين شعار را سر مى دادند كه اين گل پرپر ماست هديه به رهبر ماست و كسى در آن شرايط فكر شكم و خوراك جسمى نبود و مردم ما در اين گرانى ها، استقبال عظيمى از رهبر عزيزشان در شيراز و يا جاهاى ديگر به عمل مى آورند و معلوم مى شود مردم در اعتقاد به ولايت فقيه خيلى ريشه دار هستند و در اعتقاد به نظام و حكومت خود، فوق چيزهايى كه در ظاهر وجود دارد هستند، يا مثلاً اين كه عده اى در داخل تلاش كنند كه اوضاع اقتصادى وخيم شود و بعد اين مسئله را به عنوان چماقى عليه انقلاب قرار دهند، در اين مورد تنها آقاى احمدى نژاد مطرح نيست، كل نظام مطرح است سنت الهى اين است كه هر گاه بر مؤمن فشار زيادى تحميل شود، معلوم مى شود كه انفجار نور در پيش است.
همان طور كه دانه گندم كه در زير خاك است، هرچه فشار بيشترى به آن وارد شود، شكوفايى و جوانه زدن آن نزديكتر خواهد شد و اين سنت الهى در تمام جهان است. پيغمبر اكرم(ص) هم هرچه در شرايط فشار بيشترى بوده است، پيروزى بيشترى به دست آورده است و همه پيروزى هاى پيغمبر بعد از شرايط فشار بوده و هر جا فشار و شرايط دشوارى پيش آمده، نشانه آن است كه خداوند مى خواهد در رحمتى را باز كند.
جنگ يا فشارهاى ديگر همان طور كه شاهد بوديد، نعمات زيادى را براى ما حاصل كرد و ان شاء الله شرايطى كه در حال حاضر و فشارهايى هم كه هست، به همين صورت باشد. خدا گر ز حكمت ببندد درى، ز رحمت گشايد در ديگرى.‎/
حميد رسايى در گفت وگو با «ايران»:
ستاد هاى احمدى نژاد با تراول چك پا نگرفت
374625.jpg
«منشور دولت اسلامى» بازخوانى انتظارات رهبر انقلاب از قوه مجريه از جمله مكتوباتى بود كه در ماه هاى قبل از انتخابات نهم رياست جمهورى به چاپ رسيد، اين كتاب از جمله مجموعه هاى ماندگار دفتر جريان شناسى تاريخ معاصر بود كه از سال ۱۳۸۰ به همت حجت الاسلام والمسلمين حميد رسايى براى نقد جريانات سياسى راه اندازى شد. رسايى اينك با گذشت ۳ سال از انتخابات رياست جمهورى نهم به بازخوانى وقايع و جرياناتى كه حماسه سوم تيرماه ۸۴ را رقم زد مى پردازد و در همين حال از خاطراتش مى گويد. از اولين جمله هايى كه پس از پيروزى احمدى نژاد به او گفته اين است كه در بياناتش با صراحت تمام از اطاعت از رهبرى ياد كند و پاسخ احمدى نژاد به او نيز اين است كه دولت بايد خود را در برابر تهاجمات به رهبرى سپر كند. به اعتقاد او اكنون تهاجم به دولت اوضاع را به گونه اى ديگر رقم زده است. آنچه در ادامه مى آيد مشروح گفت وگوى «ايران» با حميد رسايى نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى است.
زمان انتخابات رياست جمهورى سال ،۸۴ اوضاع سياسى، اقتصادى و اجتماعى كشور چگونه بود
دولت اصلاحات در دوره هشت ساله خود، دو محور اساسى را درقالب دو شعار محورى يعنى توسعه فرهنگى و توسعه سياسى دنبال كرد. براى اجرايى شدن نيز ابزار هر يك از اينها را تقويت كرد و به آنها ميدان داد. براى رسيدن به اهداف توسعه سياسى، احزاب سياسى مختلف را بدون توجه به ظرفيت هاى اجتماعى و فقط بر اساس همان مدل كمّى همسويى با جريان دوم خرداد توسعه داد و در كنارش نيز به گسترش تشكل هاى مردم نهاد با رويكرد سياسى پرداخت. در بخش توسعه فرهنگى هم به گسترش مطبوعات و رفع مميزى از كتاب و سينما رو آورد. رويكرد اصلى دولت نسبت به اين امور اصيل شدن اين ابزارها بود كه يك وادادگى و آشفتگى سياسى و سياست زدگى مفرط در بخش هاى مختلف جامعه و بويژه نخبگان جامعه به دنبال آورد. بخصوص كه اندك اندك نتيجه توسعه سياسى و فرهنگى در خروجى اين ابزارهاى فرهنگى و سياسى، به زير سؤال رفتن آرمان ها و ارزش هاى دينى و انقلابى انجاميد.
در بعد اقتصادى و اجتماعى چطور
متأسفانه به دليل افراط دستگاه اجرايى وقت و توجه تام و تمام به توسعه در اين دو بعد، در نگاه قاطبه نخبگان و حاميان دولت هشتم، اين بخش ها عملاً به فراموشى سپرده شد. شما مجموعه مواضع نمايندگان مجلس ششم كه همسوى با دولت وقت بودند را ببينيد، اصرار آنها و مطبوعات هم جهت با اين دولت بر اين بود كه مردم مشكل اقتصادى ندارند و دغدغه اصلى مردم مسائل سياسى و مشكل برخى فعالان سياسى است كه اتفاقاً همين افراد مسئله دار دائماً مورد تشويق و حمايت بلندگوهاى غربى قرار مى گرفتند! در حالى كه فشار اقتصادى واقعاًً مردم را آزرده خاطر كرده بود و به تعبير رهبرى انقلاب، شرافت انسانى بخش اعظمى از جامعه زير سؤال رفته بود. در بعد اجتماعى نيز به دليل زير سؤال رفتن بسيارى از ارزشها و عدم دفاع از آنها ما شاهد تشديد مفاسد اجتماعى و بى بند و بارى در جامعه بوديم. بويژه كه برخى تأكيدات آقاى خاتمى بر آزادى را به همان بى بند و بارى تفسير مى كردند و هر چند آقاى خاتمى بر نفى اين تفسير تأكيد مى كرد، اما به دليل اينكه در عمل چيز ديگرى ديده مى شد، آن تأكيدات تأثيرى نداشت.
چه شد كه مردم در آن شرايط گزينه اى مثل احمدى نژاد را انتخاب كردند
دولت نهم در اين وضعيت شكل گرفت. مردم از بازى هاى سياسى خسته شده بودند و دنبال كسى مى گشتند كه واقعاًً به فكر كار و تلاش باشد. مردم واقعاًً معيشتشان برايشان مهم بود، اما نه به قيمت زير سؤال رفتن ارزش ها و اصولى كه براى آن انقلاب كرده بودند. براى همين در انتخابات نهم على رغم اين كه بر سر سفره انتخاب مردم غذاهاى متنوع با رنگ و لعاب مختلفى بود، باز آنها به تغذيه بر اساس حركت امام (ره) و انقلاب تن دادند.
مردم از انتخابات شورا عدم تمايل خود را نشان دادند. در انتخابات مجلس هفتم، براى اولين بار در طول سال هاى بعد از انقلاب، مجلسى را برگزيدند كه منتقد و مخالف دولت وقت بود تا مى رسيم به مقطع انتخابات رياست جمهورى. در اين مورد ما مواجه مى شويم با سليقه هاى گوناگون از جريان اصولگرايى، سليقه هاى متفاوتى كه هر يك شعار خاص خود را ارائه مى كردند. در اين ميان هم شاهد كانديداهايى بوديم كه شعارهايشان با شور همراه بود ولى از شعور بى بهره بود. حرف از امام (ره) و انقلاب و مردم زده مى شد، اما در عمل و بويژه در نوع تبليغات شما رنگ و بويى از امام (ره) و انقلاب و مردم نمى ديديد. حتى برخى از كانديداها با تشويق دشمنان امام (ره) مواجه بودند. در اين ميان آن گزينه اى كه خود را پايبندتر به شعارهاى انقلاب نشان مى داد و با صراحت تمام از انقلاب و پايبندى به آرمانها و نمادهاى آن دم مى زد، مورد توجه بيشتر مردم قرار گرفت. يعنى مردم دينمدار و انقلابى كشور ما در ميان طعم هاى مختلف مديريتى، طعمى را كه سازگارى بيشترى با مذاق آنها داشت، انتخاب كردند. براى مردم شعار عدالت مهم بود، مبارزه با فساد و ساده زيستى مهم بود، توجه به محرومان و عزتمندى در برابر دشمن مهم بود، در عين حال دنبال اين بودند كه اين امور مهم را عملياتى كنند و اين سابقه را در دوره شهردارى احمدى نژاد ديده بودند.
به نظر مى رسد مسائل ايام آن انتخابات در نوع خود ويژه بود، بخصوص در زمينه تبليغات. در انتخابات نهم فضاى تبليغاتى كانديداها و تفاوت تبليغات دكتر احمدى نژاد با ديگر كانديداها را چگونه مى ديديد
اگر به بيانات امام(ره) و رهبر معظم انقلاب مراجعه كنيم، مى بينيم كه اين دو بزرگوار تبليغات كانديداها در ايام انتخابات را يكى از ملاك هاى تشخيص اصلح از غير اصلح مى دانستند. در شيوه هاى تبليغاتى انتخابات رايج در غرب ما شاهد يك فريبكارى جمعى براى به دست آوردن رأى مردم هستيم. استفاده از پول و شيوه هاى پوپوليستى و عوام فريبانه درقالب طرح برخى شعارها و يا استفاده از هنرپيشگان سينمايى و ورزشى از رايج ترين اين موارد است. با اجاره نشريات متعدد، هزينه هاى تبليغات مطبوعاتى و ماهواره اى و راه اندازى سايت هايمختلف به وعده هاى انتخاباتى بر اساس همان شيوه غربى رو آوردند. ترتيب دادن مصاحبه هاى ساختگى و استفاده از تيپ هاى مختلف جوانان از با حجاب و بد حجاب گرفته تا طرح وعده هايى مانند لزوم تجديد نظر در برخورد با آزادى جوانان يا وعده پرداخت ۵۰ هزار تومان در هر ماه و ‎/‎/‎/ حتى برخى از كانديداها با تغيير در ظاهرشان و به اصطلاح كوتاه كردن محاسنشان وارد انتخابات شدند و يادم نمى رود كه يكى از كانديداها در مصاحبه خود اصرار داشت كه از واژه بسيجى براى اعزام به جبهه خودش استفاده نكند و دائماً يادآورى مى كرد كه به عنوان نيروى مردمى در جنگ حاضر بوده!
در كنار اين شيوه هاى مختلف و حتى در برخى موارد مشمئز كننده، تنها كانديدايى كه عقل و دل مردم را بكار گرفت و سخنى از دل گفت كه لاجرم بر دل هم مى نشست، احمدى نژاد بود.
واقعاًً ستادهاى احمدى نژاد با تراول چك پا نگرفت بلكه با اراده مردم شكل گرفت. تنها كانديدايى كه در تمام برنامه هاى تلويزيونى و تبليغات رسانه اى با عزت تمام از شهدا و امام شهدا سخن گفت و از همراهى و سربازى رهبرى حرف زد، احمدى نژاد بود. شيوه تبليغاتى دكتر احمدى نژاد يك ساختارشكنى در انحرافى بود كه در ميدان تبليغات انتخاباتى بوجود آمده بود. كم كم همه در حال پذيرفتن اين نكته بودند كه مردم به تبليغاتى كه با پول همراه نباشد، تن نمى دهند! و احمدى نژاد اين خط انحرافى را به جاى اولش برگرداند و نشان داد كه مردم ايران هنوز هم بر اساس اعتقادات خود انتخاب مى كنند.
برخى از كانديداها در آن ايام با استفاده از رسانه هاى غربى تبليغات انتخاباتى داشتند، به نظر شما آيا حمايت غربى ها از يك كانديدا مى تواند موجب جلب آراى مردم شود
فضاى ايجاد شده در جبهه دوم خرداد، چنين زمينه اى را براى برخى به وجود آورده بود كه حمايت رسانه هاى غربى مى تواند براى آنها رأى ساز باشد. متأسفانه عقبگرد از اصول امام (ره) و انقلاب و وادادگى برخى از سران اصلاح طلب در برابر تهديدات غربى ها، باعث شده بود تا آنها چنين بپندارند كه مردم هم به اين نتيجه رسيده اند اما همواره حمايت رسانه هاى غربى نتيجه عكس داشته است. بنابر اين بايد گفت كه افرادى به اين پايگاه ها دل خوش مى كنند كه ريشه داخلى ندارند.
اصول انقلاب و پايبندى به راه امام(ره) چقدر در نوع نگاه و انتخاب مردم نقش داشت برخى معتقدند كه مردم فقط با انگيزه هاى اقتصادى كانديدايى را برگزيدند
همانطور كه اشاره كردم مردم در انتخابات نهم بر خلاف بسيارى از انتخابات هاى ديگر با تنوع و تعدد روشهاى مديريتى مواجه بودند و به معناى واقعى انتخاب، مردم در اين دوره انتخاب كردند و انتخاب آنها واقعاًً آگاهانه و براساس يك متد و نگاه كارشناسانه اجتماعى بود، نگاهى كه در آن مدل مديريتى امام (ره) و انقلاب حرف اول را مى زد. براى همين بعد از پيروزى احمدى نژاد، بسيارى از آگاهان و ناظران سياسى داخل و خارج آن را بازگشت تفكر مديريتى سال هاى نخست انقلاب نام نهادند. در خصوص بخش دوم سؤال هم بايد بگويم كه يقيناً مردم بر اساس يك رويكرد اقتصادى رأى ندادند، والا بايد به سمت انتخاب آقاى كروبى مى رفتند كه وعده اعطاى ماهانه۵۰ هزار تومان را داده بود. حتى آقاى هاشمى نيز در شعارهايش در مرحله دوم در برخى استان ها روى اين موضوع كار كرد، اما با همه اينها مردم كسى را انتخاب كردند كه مى پنداشتند جنس سخن و مرامش از جنس مردم است.
انتخاب احمدى نژاد در اين مقطع تاريخى چه تأثيرى در مسير حركت انقلاب اسلامى داشته و دارد
به نظر مى رسد كه انتخاب احمدى نژاد به احياى شعارهاى انقلاب اسلامى در دنيا انجاميد و همين باعث شد تا سطح گفتمان انقلاب اسلامى كه در دوره دوم خرداد رو به افول نهاده بود، مجدداً به رتبه قابل توجهى برسد. باز هم همچون گذشته دل هاى مستضعفين جهان به انقلاب اسلامى ايران و صداى حق خواهى آن اميدوار شد. شجاعت اين دولت در دفاع از گفتمان انقلاب اسلامى و تهاجم آن به نمادهاى تفكر حاكم بر غرب، سبب شد تا ما هر روز شاهد يك عزتمندى جديد براى انقلاب اسلامى و مردم ايران باشيم. يقيناً حاكم شدن اين تفكر در ايران، در پيروزى حزب الله لبنان نقش داشت، در تغيير معادلات عراق نقش داشته و در بسيارى از صحنه هاى ديگر.
شما در ايام انتخابات رياست جمهورى سال ۸۴ در كجا فعاليت مى كرديد
بنده هم مانند بسيارى از افراد جامعه در آن ايام با تشكيل ستادهاى مردمى سعى مى كرديم از اين تفكر دفاع كنيم. كار اصلى بنده سخنرانى در مجامع مختلف مردمى و دانشجويى بود كه فكر مى كنم در طول يك ماه قبل از انتخابات، بيش ۱۲۰ سخنرانى در شهرهاى مختلف انجام دادم. به اضافه اين كه در دفتر جريان شناسى تاريخ معاصر به همراه برخى از دوستان ديگر تلاش مى كرديم تا با ارائه كتاب هايى به تبيين مكتوب مديريت اصولگرا بپردازيم. كتاب هايى مانند منشور دولت اسلامى كه بازخوانى انتظارات رهبرى انقلاب از قوه مجريه در ۱۶ سال گذشته بوده، ويژگى مديران اصولگرا، معيارهاى انتخاب اصلح و روايت دلواپسى از جمله كتاب هايى بودند كه در ماه هاى قبل از انتخابات با همكارى محققان دفتر جريان شناسى آماده و در بازار كتاب عرضه شد كه تمام آنها به چاپ هاى متعدد رسيد و بدون تأثير هم نبود.
خاطره اى از آن ايام ذكر كنيد.
قبل از ذكر خاطره اى در باره انتخابات نهم، مناسب است تا خاطره اى را از انتخابات هشتم و پيروزى آقاى خاتمى ذكر كنم. از ياد نمى برم كه در سال هشتاد وقتى آقاى خاتمى در دوره دوم در برابر آقاى احمد توكلى رأى آوردند، در ساعات پايانى شب وقتى در يكى از خيابان هاى قم رد مى شدم، شاهد آن بودم كه چند موتورسوار كه به مناسبت پيروزى آقاى خاتمى در حال شادى بودند و عكس ايشان را در دست داشتند، به تمسخر يك روحانى عادى و رهگذر پرداختند. با خودم گفتم كه خدايا عمامه به سرى رأى آورده اما عمامه به سران مسخره مى شوند روز بعد اين واقعه را براى آيت الله مصباح نقل كردم و تعجب خودم را يادآور شدم. ايشان با لبخندى اشاراتى به جريان مشروطه و برخورد برخى با شيخ فضل الله نورى داشتند.
دكتر احمدى نژاد بعد از اين فضاى اجتماعى رأى آورد. شبى كه دكتر احمدى نژاد رأى آوردند به همراه برخى از دوستان و فعالان ستاد ايشان در منزل پدرشان بوديم، از فضاى عمومى صندوق ها و اخبارى كه مى رسيد مشخص بود كه پيروز اين ميدان آقاى احمدى نژاد هستند. هر يك از دوستان به آقاى دكتر جمله و نكته اى مى گفت. من هم به ايشان رفتارهاى ناجوانمردانه دوره اصلاح طلبان با رهبرى معظم را يادآور شدم و از ايشان خواستم كه در بياناتشان با صراحت تمام از اطاعت از رهبرى ياد كنند. آقاى احمدى نژاد با اذعان به اينكه مشروعيت حركت ما در همراهى با ولايت است، گفتند كه فلانى! البته قرار نيست كه ما رهبرى را خرج خودمان كنيم، بلكه اين ما هستيم كه بايد خودمان را در برابر تهاجمات به رهبرى سپر كنيم.
والان واقعاًً اينگونه است
آنچه در رفتار دولت مشهود است جز اين نيست، هر چند بگذريم از اينكه عملكرد نامناسب برخى ازافراد كه در جبهه اصولگرايان قرار گرفته بودند در تهاجم به دولت باعث شد تا على رغم ميل دولت نهم، رهبرى خود را سپر دولت كنند تا تيرها به مدير انقلابى و كارى ايشان كمتر اصابت كند و اين از قصه هاى پر غصه اين دوره است.
آيا همانطور كه برخى ادعا مى كنند سوم تير يك واقعه تصادفى است يا آن را حركتى جهت دار و با پشتوانه فكرى مى دانيد
يقيناً انتخاب مردم در سوم تير يك اتفاق تصادفى نبود، همانطور كه انتخاب مردم در دوم خرداد ۷۶ هم تصادفى نبود. با اين تفاوت كه مردم در سالهاى بعد از دوم خرداد ۷۶ شاهد اين بودند كه برخى از اعتماد آنها سوء استفاده كردند و با تيشه افتادند به جان ريشه! در انتخابات نهم مردم با سليقه هاى مختلف مواجه بودند، حتى وقتى عده اى رد صلاحيت دكتر معين را بهانه اى براى زير سؤال بردن انتخابات كردند، با تدبير رهبرى و اجازه ورود وى به انتخابات، گروه هاى اپوزيسيون و ضد انقلاب هم گزينه اى داشتند كه جنس شعارها و وعده هايش با استقبال راديو هاى خارجى مواجه بود، اما با همه اينها مردم به گفتمان اصيل انقلاب رأى دادند.
به نظر من انتخاب مردم، انتخابى جهت دار و در راستاى عطش موجود در بخش هاى مختلف اجتماعى بود، عطشى كه هرگز به سيرابى نمى انجامد و ما نبايد از اين دلسرد شويم. جامعه همواره بايد تشنه عدالت باشد تا مظهر عدالت حقيقى ظهور كند و همه را سيراب سازد.‎/


|   شناسنامه   |   آرشيو   |