دوشنبه ۳ تير ۱۳۸۷ - ۱۹ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Mon, Jun 23, 2008
ويژه سوم تير۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
سياست
سياست۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ويژه سوم تير۱
ويژه سوم تير۲
ويژه سوم تير۳
ويژه سوم تير۴
ويژه سوم تير۵
ويژه سوم تير۶
ويژه سوم تير۷
ويژه سوم تير۸
اوقات شرعى
اجتماعى
رئيس جمهورى از جنس مردم
ماهيت معمايى ايران و انتخابات سوم تير
دكتر حسين كچوئيان، در ميان اعضاى هيأت علمى دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران چهره اى كم و بيش متفاوت است.
بويژه اين تفاوت و تمايز با انتشار نظريات و تحليل هاى او در واكاوى انتخابات مجلس هفتم و دولت نهم و نسبت آن با دوران پس از انقلاب و اساساً تاريخ ايران، آشكارتر مى شود.در تعقيب اين هر دو واقعه، تحليل هاى رسانه اى و روزنامه اى با نحوى سردرگمى و ضعف تئوريك همراه بود و اين نشان داد كه ما نيازمند مطالعه اى علمى براى فهم اين دو، بر مبناى روندهاى اجتماعى و تاريخى ايران هستيم و بهتر است پيش از آن كه چنين نشانه ها و وقايعى را حمل بر تصادف و اتفاق يا توطئه و زدوبند نماييم، به كاوش در پيش فرض ها و نظريه هاى جامعه شناختى و تاريخى خويش دست زنيم.
در اين باب در كتب و مقالات ايشان به تفصيل بحث شده، اما از آن جا كه اين تحليل ها با بيانى علمى و تازه و در عين حال حجم وسيعى ارائه شده ما در اينجا با بهره بردن از كتاب «كند و كاوى در باب ماهيت معمايى ايران» و نيز مقاله اى از ايشان در باب انتخابات رياست جمهورى نهم، گزارشى مختصر از نظريات ايشان ارائه خواهيم داد.
374601.jpg
معماى ايران اين گونه طرح مى شود كه جامعه ايران از آغاز قرار گرفتنش در مسير تاريخى جديد با برپايى انقلاب اسلامى، در چشم غير به صورت پديده اى معمايى و خلاف عادت زمانه ظهور پيدا كرده است. از اين جهت، با تداوم حيرت اوليه و ناتوانى ناظران بيرونى در رمزگشايى نظرى اين معما ـ بويژه پس از وقايعى مانند دوم خرداد و سوم تير ـ روبه روييم. حسين كچوئيان كل ماجراى انقلاب اسلامى ايران و وقايع پس از آن چون جنگ تحميلى، انتخابات رياست جمهورى دوم خرداد ۱۳۷۶ و انتخابات مجلس هفتم را يك كليت معماگونه و پيچيده از نظر تحليل و تجزيه جامعه شناسى سياسى دانسته است. حتى در باب پديده هاى راهپيمايى ۲۲ بهمن ماه هر سال مردم ايران نيز، وى معتقد است كه نبايد به تحليل هاى روزنامه اى بسنده كرد.
آغاز بحث در باب ماهيت معمايى، شكست تحليل هاى پيرامونى انتخابات دوم خرداد ۷۶ و در نهايت مجلس هفتم است.
تحليل هايى كه عمدتاً توسط بيگانه و بالاخص امريكا صورت گرفته است. او مى نويسد: «فضاى معمايى سياست ايران يك بار ديگر آنها را گرفتار خطايى كرد كه حاصل آن قطعاً به غير از لب و انگشت گزيدن چيز ديگرى نيست»(ص۲۴) بنا به نظر دكتر كچوئيان، انتخابات مجلس هفتم، تنها يك ناكامى سياسى در موضع گيرى و حرف نيست بلكه بر باددادن حجم عظيمى از تبليغات سياسى و عمليات روانى و مادى شش ساله پس از دوم خرداد است.
نويسنده مبناى تحليل نادرست غرب را، تصور چند پاره شدن جامعه ايران و بريدن بخش مهمى از مردم از انقلاب و نظام اسلامى و قرار گرفتن شان در مسير مطلوب خود، دانسته، مسيرى كه دموكراسى سازى غرب ناميده مى شود. دكتر كچوئيان در ادامه به بررسى دموكراسى سازى غرب، بويژه امريكا مى پردازد و خط سير خويش را از پيشينه تاريخى اين سياست تا فرآيند جهانى شدن پى مى گيرد. وى تاريخ دموكراسى سازى غربى و آنچه كه موج سوم دموكراسى خوانده مى شود را، دهه هشتاد ميلادى مى داند؛ آن زمان كه ريگان در امريكا و تاچر در انگليس پايه گذاران محافظه كارى جديد، نمود يافتند. چالش امريكا و شوروى در آن زمان كه بيش از نيم قرن به طول كشيد، بويژه در شكل گيرى و رشد و استقرار اين سياست، مؤثر بود كه حوزه كار غربى ها را كم و بيش از دامنه نظامى به ميدان سياست و فرهنگ مى كشاند.
با اين وجود سياست دموكراسى سازى غربى در جهان اسلام، چندان توفيق نيافته است و بويژه در ايران با شكست روبه رو شده است.
دموكراسى سازى و انتخابات هاى ايران
سياست دموكراسى سازى آمريكا بويژه از اواخر دوره ششم رياست جمهورى ايران بار ديگر آغاز به كار كرد. به اميد آن كه اين بار لايه اجتماعى مدنظر غربى ها بتواند بستر سياسى لازم را براى توفيق آن فراهم كند.
با اين حال ظهور عمومى اين سياست در انتخابات رياست جمهورى سال ۱۳۷۶ بود، يعنى سالى كه دموكراسى خواهان غربى و طرفداران سكولاريزم كار خويش را با تلاش براى مصادره انتخابات دوم خرداد، با رهزنى سياسى و كودتا عليه آن آغاز كردند.
على رغم قانونى بودن انتخابات دوم خرداد، اين پديده، به مثابه انقلاب و حركتى ساختار شكنانه عليه نظام، تفسير و تعبير شد.
به هرحال تحولات بعدى نشان مى دهد كه نه تنها نسبتى ميان مردم درگير دراين حماسه با افراطيون و تحليل هاى مذكور ايشان وجود ندارد، بلكه افراطيون حتى بيانگر و منعكس كننده واقعى كل جبهه دوم خرداد نيز نبوده اند.
نويسنده كتاب تلقى خويش را از پيروزى خاتمى در انتخابات اساساً محصولى درونى مى داند و نيز در پيوند با مردمى كه «سواد اعظم» يا بدنه اصلى اين جامعه بوده اند و درنهايت به وجود آورنده نيروهاى حامى و سازنده انتخابات مجلس هفتم بوده اند، مى داند.به نظر نويسنده، عمده مسئوليت دوم خردادى ها را بايد در سكوت و انفعال شان در برابر نيروهاى افراطى جست. درواقع، اين سكوت و انفعال نه يك خطاى عمدى، كه يك اشتباه ناشى از پيچيدگى عملكرد و طرح افراطيون غرب قلمداد مى شود.
مبناى نظرى يا چارچوب تئوريك افراطيون و سكولاريست هاى دوم خردادى، نظريه نوسازى و شكل نوين آن جهانى شدن است كه در قرن هجدهم ميلادى توسط روشنفكران عصر روشنگرى براى توضيح و توجيه تحولات تاريخى غرب ارائه شده است. نام اوليه اين نظريه، ترقى يا پيشرفت است.
در طرح مذكور، غرب نقطه نهايى سير تاريخ از بربريت به تمدن وفرهنگ محسوب مى شود اين نظريه، با رشد نظريه ترقى و يافتن پوشش فلسفى و ايدئولوژيك خود، بازسازى شد و در شكل جامعه شناسانه اش، به جاى بربريت و مدنيت به تقابل سنت و تجدد پرداخت.
به هرحال بايد گفت طبق اين چارچوب تئوريك، همه جهان نهايتاً با پيروى از تحولات غرب به ارزش ها، قواعد و نهادهاى اجتماعى سكولار غربى مى پيوندد و جذب در نظام سلطه و يا به تعبير ديگر هژمونى (سلطه) آن مى شود.
ديدگاه و نظرات سكولارهاى وطنى عمدتاً بر همين مبنا بوده و به طور كلى مسير تحولات پس از انقلاب اسلامى را روند جذب جامعه ايران به دموكراسى غربى تلقى مى كردند و سياست هاى اعمال شده دولت را بسترساز آن. به لحاظ جامعه شناختى، با توجه به ميزان مشاركت مردم در انتخابات مجلس هفتم، نمى توان ترديدى در شكست نظرى سكولاريست ها داشت.
آنان علاوه بر اين، با ايجاد ترديد در ساختارهاى سياسى كشور، به هزار زبان خواهان عدم شركت در انتخابات، تحريم انتخابات شدند.
اگر چه در آخر كار با برگشت به اصول و ارزش هاى انقلاب تلاش مى كردند تا تفاسير آشناترى با ديدگاه بدنه اجتماعى انقلاب به ويژه مردم نشان دهند.‎/‎/ اما همه نشان شكست نظرى ايشان بود كه به مدت شش سال بر پايه تحليل هاى غلط بدين ارزش ها و مردم معتقد، بى اعتنايى كرده بودند.
انتخابات مجلس هفتم را بنا به نظر نويسنده كتاب بايد معيار و شاخص براى تفسير و فهم درست انتخابات دوم خرداد ۷۶ دانست. اين انتخابات را پيوند با تاريخ انقلاب اسلامى از آغاز تا كنون برگردانيم. معيار بودن انقلاب اسلامى به اين معناست كه رخدادهاى پس از خود را با پرتوبخشى اش از هرگونه ابهام و سوءتفسير رهايى مى بخشد و به ما مى نماياند كه ايران تا آينده قابل پيش بينى وراى تاريخى كه استمرار و تداوم ۲۲ بهمن ۵۷ باشد، تاريخى ندارد.دقت هاى جامعه شناختى و تاريخى دكتر كچوئيان در تحليل جامعه ايران و ربط و نسبت اش با انقلاب اسلامى به ويژه پس از انتخابات نهم رياست جمهورى تفصيل و بسط بيشترى مى يابد.
چرا كه اين واقعه به واسطه ويژگى هاى منحصر به فردش ظرفيت بيشترى براى رمزگشايى از جريان حقيقى جامعه ايران دارد. از همين رو، وى در مقالات اش، دوباره به سمت فهم ماهيت جامعه ايران راهگشايى نموده است.وى معتقد است: درك معنى و مفهوم انتخابات نهم ضرورتى اجتناب ناپذير به نظر مى رسد چرا كه فهم و تفسير درست اين حادثه، ظرفيت ها و نيروهاى خفته در آن را نمايان كرده و در كنار مجموعه نيروهاى فعال آن قرار مى دهد. جلوگيرى از پراكنش نيروها و درنهايت افزونتر كردن قوت و جديت و تحقق حقيقت رخداد هدف فهم و درك صحيح پديده است درك علل و عوامل ايجاد چنين حادثه اى بخشى از زمينه لازم براى فهم و درك معنايى پديده است. سه سطح تفسيرى متفاوت مى توان در آراى مفسران انتخابات مشاهده كرد.
اول‎/ سطح تفسيرى سياسى و در حوزه سياست عملياتى است كه از اين منظر، انتخابات نهم به معناى شكست يا برنده شدن يك فكر سياسى نيست.
دوم‎/ سطح كاوش در لايه هاى اجتماعى، براى نمونه مفسرانى كه انتخابات را با پوپوليسم پيوند زده اند تنها وجه سياسى را مدنظر داشته اما آنانى كه انتخابات را با توسعه يافتگى مرتبط كرده اند، معنايى اقتصادى، اجتماعى در آن جست و جو كرده اند.
سوم‎/ سطح كاوش در لايه هاى فرهنگى.
و چهارم‎/ كه مى تواند جامع اين سه گونه تفسير باشد و نيز بعد تاريخى و تمدنى هم به آن اضافه مى شود. سطح چهارم، راه حل معماى ايران اسلامى است. آنچه كه در ميان تحليل ها و تفسيرهاى پيرامون انتخابات مشاهده مى شود و بر حيرت آدمى مى افزايد تضاد و تناقض هايى است كه در اين تحليل ها، به صورت برجسته اى مشاهده مى شود و آنچه كه ما به عنوان پيش فرض مطالعه خود درنظر مى گيريم، شگفت انگيز بودن و غيرمنتظره بودن چنين رخدادى است كه نفس آن همه نفى و انكارها پيرامون انتخابات دليل كافى اين مسئله مى باشد.
دو مسئله عمده در معناى تاريخى انتخابات نهم مطرح است. يكى مسئله چرايى حضور مردم و مشاركت ايشان از نظر كمى و كيفى و دوم، نتيجه نامحتمل و غيرمنتظره پيروزى دكتر احمدى نژاد در اين انتخابات. در باب مسئله اى اول، بايد به ابعاد مختلفى اشاره كرد. نخست حضور حدود ۶۰ ميليون رأى دهنده، نشاندهنده مشاركت بالا و وجود هسته اى پايدار و سخت از مشاركت در نظام سياسى ايران است كه بقا و استمرار آن را تضمين مى كند. اين هسته پايدار، فراتر از وجود عادات يا هنجارهاى سياسى است كه به رأى دادن منجر مى شود و بنا به تعبير كارل اشميت وجود يك هويت سياسى مستقل را در ايران نمايانگر است.در باب مسئله دوم، مى توان به دو وجه اشاره كرد كه يكى پيروزى دكتر احمدى نژاد و ديگرى شكست رقباى وى در آن پديده است. اهميت اساسى پيروزى احمد ى نژاد در معناى پيروزى اصولگرايان نهفته است. بويژه آنكه پس از دوم خرداد،۷۶ اصلاح طلبان پيروز، به اعتبار وزن آراى خويش و اصولگرايان مقابل، عصر گفتمان انقلاب اسلامى را خاتمه ديده خواندند. در حالى كه انتخابات نهم، هم ريشه دارى اجتماعى گفتمان انقلاب اسلامى و هم وجود ظرفيت و زمينه اجتماعى جريان هاى دينى جامعه را كه ظرف هشت سال گذشته به عنوان نيروهاى ميرا، تلقى مى شد، اثبات نمود. انتخابات نهم نشان داد كه مسير تحول كشور چون غرب از سنت به تجدد نيست بلكه نيروهاى تجددخواه همچنان در حاشيه اند. برخى مفسران همچون فرد هاليدى، در باب انتخابات نهم، استمرار پويايى هاى انقلاب اسلامى سال ۱۳۵۷ را ذكر كرده اند و اين به معناى تداوم تاريخ انقلاب اسلامى است.
اما تحليل هاى طرح شده در مورد انتخابات نهم را مى توان در سه گروه سياسى، اقتصادى - اجتماعى و فرهنگى ذكر نمود. در باب تحليل هاى سياسى مختلفى كه از پديده انتخابات نهم رياست جمهورى ارائه شد، بويژه ادعاهايى كه از سوى نيروهاى شكست خورده ذكر شد، مى توان نمونه هايى را مورد بررسى قرار داد:
۱‎/ عمليات اصلى؛ مداخلات سازمان يافته: ادعاى تقلب و تخلف در آرا و شمارش از بى اعتبارترين ادعاها بود كه بعد به صورت وجود مشكلات ساختارى در نظام انتخاباتى كشور، تغيير يافت. در اين زمينه، برخى رقباى شكست خورده انتخابات، به مداخلات سازمان يافته اى اشاره مى كردند كه به واسطه كار تبليغى، آراى مردم را به سود برخى نامزدها تغيير جهت داده اند.
۲‎/ نقش بداخلاقى سياسى: اين اقدامات تخريبى تبليغى عمدتاً توسط رقباى احمدى نژاد بويژه رقيب دور دوم ايشان و هواداران وى شكل مى گرفت. در واقع اگر بخواهيم به تخلفات اخلاقى، شأنى تعيين كننده در انتخابات دهيم تنها بايستى اين را در ارتباط با آراى رقباى احمدى نژاد در نظر آوريم. اين را نبايد از ياد برد كه در صحنه تبليغات، يك آدم ناشناخته و بدون حامى يا بدون حمايت كننده هاى مشهور و معتبر، بيش از شخصيتى چون آقاى رفسنجانى در معرض آسيب است. در جريان انتخابات شواهد نشاندهنده وجود اقدامات سازمان يافته تخريبى در كل عليه نيروهاى اصولگرا و بويژه آقاى احمدى نژاد بوده است.
374583.jpg
3. نقش تبليغات و فعاليت هاى انتخاباتى: در اين زمينه هم در دوره اول و هم در دور دوم، سطح تبليغات صورى و مادى احمدى نژاد از فقيرانه ترين و پائين ترين سطح فعاليت تشكيلاتى برخوردار بود كه در هر حال از حمايت حاميان اجتماعى و سياسى معتبر و باسابقه برخوردار نبود. در اين باب، حركت هاى خودجوش مردمى يارى رسان تبليغات احمدى نژاد بود. در زمينه برنامه ها و محتواى تبليغات، دو طيف كاملاً مقابل، احمدى نژاد و معين ديده مى شدند. معين با تأكيد بر تجددخواهى، آزادى فردى، حقوق مدنى، دموكراسى ليبرال و سكولاريزم، شكست خورد و احمدى نژاد با اتخاذ موضعى كاملاً ارزشى و اسلامى، با تأكيد بر ولايت فقيه و نسبت خود با اسلام و امام و انقلاب و مبارزه با نظم نوين جهانى، تأكيد بر عدالت به نفع محرومين و مبارزه با فساد و تبعيض، نيز سبك زندگى و الگوى زيست و رفتارى خويش كه از جنس مردم مى نمود، پيروز ميدان شد.
۴‎/ ماهيت راديكال رئيس جمهور: در تفاسير عده اى، احمدى نژاد نماد راديكاليسم اصلاح طلبانه اى جلوه مى كند كه ضدنظام و حاكميت است. از منظر اين تحليل، نظام سياسى كشور از مشكلات ساختارى غيرقابل التيام رنج مى برد. مهمترين شاخصه آن نيز فقدان مشروعيت يا اعتبار مردمى است. برپايه چنين نگرشى، از نظر راديكال هاى سكولار يا دموكراسى خواه، پيروز انتخابات كسى است كه بتواند خود را مظهر معارضه يا ضديت حاد با اين نظام عرضه كند. در اين زمينه، آنچه مهم است درك اين مسئله است كه چگونه وقتى نامزدى به هزار بيان و زبان صريح و غيرصريح تقيد و تعهد خود را به ملت و رهبرى و اصول نظام اسلامى اعلام كرده، ديدگاهش ضدسيستم، آن هم از نوع فريبكارانه اش توصيف مى شود!!
۵‎/ انتخابات نهم و پوپوليسم: در باب پوپوليسم بايد دو نكته را روشن كرد: اول اينكه پوپوليسم را اصولاً نبايد معادل يك ايدئولوژى خاص گرفت. پوپوليسم بيشتر يك شيوه عمل سياسى است كه با هر ايدئولوژى قابل جمع است. نكته دوم اينكه پوپوليسم در معناى ايجابى خود، اعتراضى اصلى است به اينكه نخبگان صرفاً نبايد ابزار قدرت را در دستان خود منحصر كنند، بلكه بايد آن را در خدمت منافع عامه و ارتقاى زندگى كل مردم و نه گروهى خاص به كار برند. نوع تلقى منفى جريان روشنفكرى ايران از نقش عامه در سياست به پشتوانه هاى نظرى ايشان برمى گردد. رفتار سياسى توسعه يافته از ديدگاه آنها، ويژگى هايى دارد از جمله: برپايه منافع فردى است و نه علايق و مصالح جمعى. رفتارى است كه منافع ملموس اين دنيا را دنبال مى كند و صرفاً بايستى بر مبناى عقلانيت فردى خودبنياد باشد، تا به لحاظ سياسى درست به حساب آيد.
رويكرد نامزد پيروز انتخابات نهم، به اعتبار آنكه قدرت اجرايى را ابزارى در دست نخبگان مى دانست كه از مصالح و منافع عامه مردم غفلت دارد، مردم گرايانه است. اما حساسيت نسبت به مشكلات عامه مردم، نه طبقه خاص و حل و فصل آن ويژگى تمامى حركت هاى مردمى است و با هيچ معيارى نمى تواند غيرعقلانى فرض شود. چالش دو انتخاب مهم در پديده انتخابات رياست جمهورى، چالش ميان دو انتخابى است كه يكى توسط مردم قبول شده و ديگرى رد شده است و اين چالش، ميان عقلانيت و غيرعقلانيت نيست، مگر اينكه تنها عقلانيت گروه هاى خاص مرجع تمامى عقلانيت ها شود.
به همين ترتيب توانايى احمدى نژاد در طرح مشكلات كشور يا برنامه هاى خاص به زبان قابل فهم براى عامه و استدلال عليه آنها برپايه عقل سليم يا مشترك از قابليت هاى وى است كه نشان دهنده عقلانيت اوست. حتى اگر عده اى آراى مردم شهرهاى كوچك و روستاها به احمدى نژاد را پوپوليسم تلقى كنند مى توان به وزن آراى شهر بزرگى چون تهران اشاره كرد.
- تحليل اقتصادى - اجتماعى: آنچه بويژه شرايط كشور و نتيجه انتخابات نهم رياست جمهورى را تعيين كرده است، آسيب هاى ناشى از توسعه ۱۶ ساله است. با ايجاد فقر گسترده و ازدياد تراكم لايه حاشيه نشينان يا طبقات محروم جامعه، با افزايش وزن اجتماعى اين نيروها و علايق و نيارهاى ايشان، نتيجه، به ميدان آمدن حاشيه نشينان و آسيب ديدگان از روند توسعه است. انتخابات نهم را مى توان از اين باب پيشرفتى تاريخى محسوب كرد كه نوعى اختلال در تاريخ تجدد به وجود آورده است.
- تحليل فرهنگى: در اين نوع تحليل ها، بويژه نه معنا و مفهوم منفى سنت يعنى رفتارى مبتنى بر پايه عقل و محاسبه و زيان و سود دنيايى بلكه تحت تأثير دين و ارزش هاى اخلاقى يا عواطف و هيجانات تأكيد مى شود. در واقع به جاى عقل خودبنياد، برپايه تكليف دينى تأكيد مى شود. آنچه كه بايد گفت اين است كه الزاماً سنت مترادف جهل يا عدم عقلانيت نيست. در اينجا، ايران، هوشيارى و ميزان فعاليت بالاى سياسى جامعه سنتى مورد بحث است.
از سوى ديگر، بى توجهى عمده به شخصيت آكادميك احمدى نژاد و شخصيت روحانى رقيب وى در انتخابات بوده است كه كداميك چهره سنتى و ديگرى چهره متجدد باز تعريف شده است. به هر حال در اين نوع تحليل ها ما با دو تايى عقلانيت و جهل - علم و ناآگاهى - روبرو نيستيم بلكه با عقلانيت ها و آگاهى هاى متفاوت با معيارهاى گوناگون روبروييم.
پس معماى ايران اينگونه رمزگشايى مى شود كه معنى و مفهومى كه بيست و پنج سال پيش در خلال رخدادهايى توفانى خود را در هيأتى معمايى، در تاريخ معاصر ايران و جهان باز نموده همچنان به سير تاريخى اش ادامه مى دهد. براى حل اين معما و گشودن راز و رمزهاى آن، ما نيازمند فلسفه تاريخى تازه اى براى درك انقلاب اسلامى و تاريخ آن هستيم؛ فلسفه اى كه با فلسفه تجدد و تاريخ آن كاملاً متفاوت و ناسازگار است و اين تفاوت عمدتاً به تفاوت در درك از فرهنگ و معنا و مفهومش و نيروهاى اصلى فرهنگى ارائه مى شود. اينجاست كه رويكرد اين نظريه و فلسفه آشكار مى شود.‎/
رئيس جمهورى از جنس مردم
سوم تير به روايت تاريخ شفاهى و بى ويرايش
مريم آريايى
تا به حال وسوسه خواندن دفتر خاطرات و نوشته هاى شخصى كسانى كه در مقاطع حساس تاريخى حاضر و ناظر بوده اند به سرتان زده دلشوره غريبى سراغت مى آيد وقتى پنهانى تاريخ را در روزنوشت هاى افراد عادى و معمولى در متن يك حادثه مى خوانى، دلشوره هايى كه كشف زواياى پنهان آن واقعه بر وجودت مى اندازد و هراس دارى كه با كوچكترين صدايى دفتر را ببندى و از برگ هاى ديگرش بى نصيب بمانى. اما اين روز ها اين وسوسه بدون دلشوره به سراغت مى آيد چرا كه مى توانى با يك جست وجو ى ساده و چند كليك به برگ هايى از تاريخ شفاهى روزهاى به يادماندنى سالهاى اخير برسى! مثلاً جست وجو مى كنى «خاطرات سوم تير» و مى خواهى بدانى مردم عادى كه تنها ويژگى آنها دست به كيبورد شدنشان است از اين روز چه نوشته اند. آن وقت است كه ساعت ها پاى اينترنت مى نشينى و بى هراس از هر صدايى چنان غرقه خاطرات شيرين و بى ويرايش و بعضاً مملو از اشتباهات تايپى و پر از سه نقطه مى شوى كه ديگر هيچ صدايى را نمى شنوى و دلت نمى آيد هيچ صفحه اى را ببندى. حاصلش مى شود اين كه چند خاطره را بى ويرايش گلچين كنى و به فرصتى بينديشى كه مى شود وسوسه هاى مشابه را پاسخ داد.
نقش خاطره مى زند سوم تير ماه بيدارى http:‎/‎/bidari57. blogfa. com
من در تمام انتخابات ها بيش از آنكه نگاهم به تبليغات روى ديوار ها باشد، به عكس هاى پشت شيشه مغازه هاست. عكس هاى كانديدا ها را كارگران ستاد هاى انتخاباتى روى ديوار ها مى زنند اما عكس پشت شيشه مغازه ها معمولاً بويى از علاقه صاحب مغازه به كانديداى صاحب عكس دارد.
374607.jpg
در مرحله دوم انتخابات، در خيابان هاى جنوب شهر تهران تقريباً اكثر مغازه ها عكس احمدى نژاد را زده بودند. مخصوصاً روزهاى آخر تعداد مغازه هايى كه عكس احمدى نژاد را زده بودند بيشتر و بيشتر مى شد. برايم يقين شده بود كه حتماً احمدى نژاد پيروز است.

از زبان يك دانشجو
روزنامه دانشجويى
http:‎/‎/rooznameh. blogfa. com
پايم به يكى از ستادهاى مردمى دكتر باز شده بود. نخستين كارى كه روى زمين مانده بود و از من بر مى آمد به دست گرفتن فضاى مجازى و محيط نت بود. جشنواره وبلاگ هاى حامى شهردار تهران نخستين قدمى بود كه بچه هاى ستاد راه انداختند براى ايجاد زنجيره وبلاگ هاى حامى احمدى نژاد، جشنواره اى كه هيچ گاه عملى نشد.
ليكن به دلايلى كه خواهم گفت ديگر به ستاد نرفتم و در سايت دانشگاه با سرچ و جست وجو و گشت و گذار وبلاگ هاى حامى دكتر را كشف مى كردم و لينك و.‎/‎/
عملاً زنجيره ۲۰-15 وبلاگ احمدى نژادى تشكيل شده بود هرچند بعد خيلى هاى ديگر را هم ديدم و افسوس خوردم كه كاش قبل از انتخابات يافته بودمشان. سايت هاى جوامع مجازى نظير cloob و gazzag پر از پروفايلهايى بود كه عكس دكتر معين را به عنوان عكس خود گذارده بودند.
ايده جالبى بود پس پروفايل سازى از شخصيت هاى مجازى در محيط مجازى و رأى دادن در نظرسنجى هاى سايت هاى انتخاباتى آنهم صد تا صدتا و.‎/‎/‎/

خاطراتى از جنس رسانه 
خبرنگار مسلمان
http:‎/‎/www. hamedtalebi. blogfa. com
هر روز و شب مورد آماج تمسخر ها و طعنه هاى بعضى دوستان بودم. دلمان خيلى محكم بود و به نوعى ايمان پيدا كرده بوديم كه كمك خداوند و اخلاص احمدى نژاد كارساز مى شود. به همين دليل چندان واكنش نشان نمى دادم.
در مرحله دوم ديگر طاقت نياوردم و روزى كه همه مى گفتند «براى جلوگيرى از اختناق و خشونت به احمدى نژاد رأى ندهيد» به ميدان وليعصر رفتم و به همراه ساير طرفداران مخلص دكتر احمدى نژاد با هواداران طرف مقابل بحث مى كرديم. گاهى خيلى عصبانى مى شدم اما در نهايت برايم شيرين بود.

سر نخ اصلى كجاست
شب بو
http:‎/‎/shabbou. blogsky. com
عصر كه شد همه مون سينى دستمون بود. جلوى ستاد كوچولوى خودمون تو محل (مغازه لوله كشى يكى از بچه ها!) داشتيم خوشحالى مون رو به مدد شربت و شيرينى با مردم تقسيم مى كرديم. حتى چند بارهم تمديدش كرديم. اگه بعضاً كسى مى پرسيد اينا ماله چيه مى گفتيم: صبح شد.‎/‎/ او آمد.‎/‎/

اندر احوالات ستاد كرج.‎/‎/
بيگاه نوشت هاى يك ذهن متلاطم
http:‎/‎/meykhoone. parsiblog. com
مشكلات مالى در ستادهاى دكتر در تمام كشور وجود دارد ولى حركت هاى خودجوش و گا هاً با امكانات كم مردم، هم دلگرم كننده و هم تأثيرگذارتر از حركت هاى ستادهاى ديگر است. به قول دكتر (اگر كسى با خط خود نوشته اى بنويسد و بر شيشه مغازه خود نصب كند، چون از دل بر آمده است به اندازه هزاران پلاكارد رنگى تأثيرگذار خواهد بود)‎/‎/‎/ كسى داربست را تقبل مى كند و كسى چند متر پارچه و شايد مقدارى رنگ. ديگرى مغازه اى دارد و آن يكى يك واحد در يك آپارتمان. بعضى هم در حد توان سى دى رايت مى كنند. بعضى خطاطى مى كنند و.‎/‎/ خلاصه كار روى زمين نمى ماند.
انرژى بچه ها تمام ناشدنى است. ما به ستاد بقيه كانديدا ها هم سر زديم و هرگز چنين توانى را در بين آنها نديديم. دولت كم هزينه از همين جا شروع مى شود. بسيارى صرفه جويى ها انجام مى شود تا بتوان مثلاً با پول آن چند سى دى رايت كرد و به دل مردم فرستاد.

شهردار تهران.‎/‎/ پرزيدنت ايران
خانم ناظم
http:‎/‎/nazemane. parsiblog. com
تا ناگهان، سفرى پيش آمد و رفتيم عربستان. در هر دو مرحله انتخابات اونجا بودم. مرحله اول مدينه و مرحله دوم مكه. در مدينه يك هتل محل رأى گيرى بود و همه رفتن و رأى دادن ولى ساعت اضافه رو اجازه ندادن و صندوق ها رو جمع كردن وشرطه هاشون، اومدن و ميخواستن صندوق رو ببرن كه خوب نذاشتن.
در مكه اجازه انتخابات ندادن و مجبور شدن كه صندوق رو، هتل به هتل مى بردن و رأى گيرى تقريباً مخفيانه انجام مى شد. در هر دو مرحله، بعد از رأى دادن، با خواهرم رفتيم ، در مدينه مسجد النبى و در مكه مسجد الحرام و نماز خونديم و از خدا خواستيم كه هر كدوم كه واقعاًً لياقت و توان اين جايگاه رو دارن و به داد انقلاب و ملت و فرهنگ از دست رفته مردم مى رسن و خون شهدا رو پايمال نمى كنن و دو چهار ساله پس رفته رو جبران مى كنن، همون رأى بياره.‎/‎/ و بعد از رأى گيرى چه ساعاتى رو گذرونديم تا نتيجه اعلام شد. بالاخره در ساعت ۳ بامداد به وقت اونجا و ۳‎/۵ به وقت ايران، تلويزيون العربيه در يك خبر عاجل اعلام كرد كه: شهردار تهران.‎/‎/ پرزيدنت ايران. ما اون موقع زنگ زديم ايران و فكر كرديم كه خيلى هنر كرديم و ديديم كه بله اينجا هم، چندان بى خبر نيستند.

عزا عزاست امروز.‎/‎/‎/ سوم تير!
مسعود ده نمكى
http:‎/‎/www. dehnamaki. blogfa. com
۱۰ سال پيش در سرمقاله نشريه نوشتم: «رئيس جمهور آينده از شمع تا بنز بيت المال». مقاله اى كه خيلى ها از چپ گرفته تا راست آن را نگاهى راديكال و آرمانى دست نيافتنى و تندروى مى انگاشتند.‎/‎/
آن زمان كه شعار نه چپ نه راست عوامانه و غير عملى مى نمود عمله هاى راست و چپ طرح چنين شعارهايى را عبور از انقلاب معرفى مى كردند و اين در حالى بود كه آنها خود را معيار انقلاب مى دانستند.‎/‎/ انحصار طلبى چپ و راست باعث زايمانى غيرطبيعى در جريان هاى سياسى شد.‎/‎/ شعارهايى اساسى كه سال ها شرق و غرب و چپ و راست آنها را ليبراليزه كرده بودند با اقبال عمومى مواجه شد.‎/‎/
«عدالت، عدالت و عدالت» اين شعار را اگر هر يك از افراد نزديك به يكى از اين دو جناح سر مى داد باورپذير نبود چون با دستمال كثيف نمى شود شيشه را پاك كرد. صف بندى تمام عيار چپ و راست در مقابل هم روزنه جارى شدن جوى عدالت را فراهم كرد، جويى كه مى بايست تا امروز به رودخانه و سيل مبدل مى شد.‎/‎/ عيش قدرتمندان و زرمندان به عزا تبديل شد و فقرا بازى را برده بودند.
اما.‎/ شطرنج سياست گويا بازى هاى ديگرى دارد.‎/‎/ امروز مهره هاى سفيد و سياه با هم بازى مى كنند نه بر هم.‎/‎/ و از فردا تيتر روزنامه ها شليك مى كنند.‎/‎/ چپ و راست در شطرنج هم دوپينگ مى كنند آنها با مهره اى بى رنگ بازى مى كنند.‎/‎/ كاش فقرا هم شطرنج بلد بودند!

سوم تير تأكيدى ديگر بر غيرقابل پيش بينى بودن ملت ايران
اتاق شيشه اى يك خبرنگار
http:‎/‎/www. hranjbaran. blogfa. com
ساعت ۹ شب بود كه آقاى محسن هاشمى رفسنجانى به ستاد انتخابات كشور اومد ودر جمع خبرنگاران درگپى كوتاه پيش بينى كرد كه آقاى هاشمى ۶۰ به ۴۰ پيشه البته حدود يك ساعت ونيم بعد عطريانفر از ديگر حاميان آقاى هاشمى اين احتمال رو به ۵۵به ۴۵ كاهش داد اما با قاطعيتى خاص از پيروزى كانديداى مورد نظرش سخن گفت.
ساعت ۲۳ آخرين مهلت رأى دادن اعلام شد و از اين ساعت به بعد حاميان دو نامزد يك به يك به داخل پاويون ستاد مى رفتند.‎/‎/
حدود ساعت سه بامداد بود كه طرفداران آقاى هاشمى رفسنجانى تقريباً ستاد انتخابات كشور رو ترك كردند و به ظاهر پذيرفتند كه ملت فرد ديگرى رو جز كانديداى مورد نظر اون ها برگزيده تا حركت جديدى رو آغاز كنه.
چه بسيار مردم عادى كه به من زنگ مى زدند و تا نتيجه را مى شنيدند خدا را شكر مى كردند ومى گريستند و برخى ها هم از نتيجه آرا متعجب و بهت زده بودند و مى گفتند: واقعاًً ملتى غيرقابل پيش بينى داريم!

خاطرات ستاد طلاب
دست نوشته هاى يك احمد
http:‎/‎/www. ahmad3. blogfa. com
با چند نفر از دوستان تصميم گرفتيم كه براى طلبه هايى كه مثل خودمان ملبس به لباس روحانيت (معمم) نيستند يك ستادى را راه بيندازيم، تا طلاب بتوانند در شهرستان هاى خودشان با ايجاد ستادهاى مردمى گامى را در رسيدن به دولت زمينه ساز دولت اسلامى بر دارند. كنار حرم حضرت فاطمه معصومه(سلام الله عليها) بهترين مكان بود، براى شروع اين كار آنهم در كوچه اى بن بست كنار پاساژ كويتى ها مغازه اى به طول ۴ وعرض ۲متر شده بود ستاد انتخاباتى دكتر محمود احمدى نژاد: واحد طلاب.
هركسى رفت از خونه و دفترش چيزى را آورد، اصلى ترين ابزار ما هم تلويزيون و دستگاه وى سى دى بود كه فيلم هاى تبليغاتى دكتر را براى مردم و رهگذران پخش مى كرد و كنارش هم يكى از دوستان سى دى هاى مختلفى را از برنامه ها به مردم مى فروخت، مى فروخت كه نه هر كى دلش مى خواست كمك مى كرد. چه بايد كرد، همه دلشون مى خواست كمك كنند ازاون پيرمردى كه با دست هاى لرزان خودش از خرجى زندگيش زده بود و ۱۰ هزار تومان كمك كرد گرفته، تا اون دختر كوچك كه گوشواره هاى خودش را تو صندوق كمك هاى مردمى انداخت. خلاصه شور و نشاطى كه بين بچه ها بود واقعاًً ديدنى بود، نخستين بارى بود كه مردم و دوستانم را مى ديدم كه براى رسيدن به هدف مقدسى چقدر مجاهدانه تلاش مى كنند، از طرفى بدى هايى كه در حق دكتر مى شد، مثلاً رفقاى ما چند تا پارچه نوشته هاى ما را در سطح شهر نصب كردند كه فرداى آن روز لاشه هايش را در فرماندارى ديديم اعتراض كه كرديم، گفتند غير قانونى است، در حالى كه رقيب دكتر بنرهاى بزرگش سطح شهر را پر كرده بود و حتى قبرستان هاى شهر هم بى بهره نبودند يا اين كه چون احمدى نژاد شيخوخيت نداشت! بايد به هر طريق كه مى شد تخريب بشه و موقع پخش صحبتهايش در شبكه ۲ بايد برق چندين استان قطع بشه و.‎/‎/

من به احمدى زاده(!) رأى ميدم!
خاكريزيسم
http:‎/‎/amaliat. blogfa. com
در يكى از سفر ها چند تن از بچه ها به مازندران رفته بودند و در يكى از روستاهاى آن استان به پيرمردى ساده برخوردند، بعد از سلام و احوالپرسى از پيرمرد مى پرسند كه به چه كسى مى خواهد رأى بدهد؛ پيرمرد از پاسخ دادن امتناع مى كند و مى گويد شما ها چيكار داريد كه من مى خوام به كى رأى بدم؛ بچه ها اصرار مى كنند ولى بى فايده است و پيرمرد جوابى نمى دهد، بعد از اين كه بچه ها مى بينند، نمى توانند از زير زبان پيرمرد چيزى در بياورند مى گويند پدر جان يكى هست كه شهردار تهرانه و خيلى آدم مسلمون و مردمى و از اين جور مسائل، بعد به پيرمرد مى گويند، شما نمى خواهيد به ايشان رأى بدهيد پيرمرد خيلى محكم مى گويد: نه! بچه ها نوميدانه يقين مى كنند كه اين پيرمرد از آن دست پيرمردهايى است كه ذوب در[فرد ديگرى]شده و به او رأى خواهد داد؛ اما براى يقين از وى مى پرسند به چه كسى مى خواهى رأى بدهى باز هم وى از جواب دادن طفره مى رود؛ در نهايت با اصرار زياد بچه ها، پيرمرد مى گويد به چه كسى مى خواهد رأى بدهد! از پاسخ پيرمرد اول بچه ها تعجب مى كنند و بعد مى زنند زير خنده! حدس مى زنيد پاسخ پيرمرد چه بود پيرمرد گفته بود من به اين شهردار تهرانى كه شما گفتيد رأى نمى دم چون نمى شناسمش ولى يكى هست كه خيلى ازش تعريف مى كنن؛ بالا بريد، پائين بيايد من به اين رأى مى دم! اسمش احمدى زاده است!

۴۰ روز سوره يس براى انتخاب احمدى نژاد
تاربلاگ ايليا
http:‎/‎/www. eilia13. ir‎/tarlog
از اول ارديبهشت با تعدادى از دوستان در دانشگاه (كه تعدادشان به تعداد انگشتان يك دست بود) شروع كرديم به زدن ويژه نامه اى درباره انتخابات. اخبار و مواضع كانديدا ها را و مقالاتى درباره انتخابات منتشر مى كرديم. كار نويى بود. در سطح دانشگاه چنين كارى نمى شد.
تقريباً هفته اى يكى داديم بيرون. خيلى سر و صدا كرده بود. هم بين دانشجو ها هم بين اساتيد و هم بين مسئولان دانشگاه. خلاصه بعد از اين ويژه نامه ها كلى لقب ها نصيب ما شد. جالبه كه بگم بيشتر لقب ها رو هم بچه مذهبى ها به ما دادند!
راستى، افراطى، فاشيست، آبادگرانى، تندرو، راديكال و …

سوم تير روزى كه در ياد ها خواهد ماند.‎/‎/
شخصى نويس
http:‎/‎/shakhsinevis. blogfa. com
تازه نماز مغرب و عشا رو اقامه كرديم كه يه آقايى كه تمام قد خودشو به مد روز دنيا سياه مشق كرده بود و خيلى خوش تيپ تر از اون مى زد كه ما فكر كنيم با ما ها كار داره از در وارد شد! مسن، مو ها كامل سپيد، جا افتاده و.‎/‎/
سلام برادرا! و پاسخى كه مرسوم بود و به گرمى استقبال شد! اتفاق خاصى قرار نبود بيفته! او هم مثل خيلى از بقيه مردم اومده بود كه تبليغات دكتر رو بگيره و ما هم اميدوار بوديم كه تو اين گيرى ويرى اين چند تا تراكت رو كه بهش ميديم، نندازه دور و حداقل اسراف نكنه!
ايشون توى معرفى خودشون عرضه داشتند كه دكتراى عمران دارند و اتفاقاً از نظر اسمى و قيافه و سوابق و همه چى كاملاً شبيه به يكى از اساتيد بزرگ كشور در اين زمينه! خيلى تصادفى.‎/‎/
فردا شب قرار بود در مباحث دانشجويى كه در ميادين اصلى شهر تشكيل مى شد شركت كنيم!
بعد از اين كه چند تا از ميدوناى شهر رو گشتيم و خوب همه جا به فيض رسيديم، از ميدان بهارستان به سمت جمهورى در حركت بوديم! تنها چيزى كه آدمُ تو اين شرايط آزار مى ده فقط يه چيزه، اونم ترافيك.‎/!!
پشت بقيه ماشينا منتظر بوديم كه كِى توفيق گامى به پيش رفتن نصيب شود كه يه چيز توجهمونُ به خودش جلب كرد! خب اولش فكر كرديم اشتباه كرديم، ولى وقتى يكى از تراكتا رو از شيشه ماشين انداخت تو و گفت: سلام برادرا!، مطمئن شديم! جوابمونم فرق كرده بود! سلام استاد! خيلى مخلصيم به مولا!
خدا شما جوونا رو اجرتون بده.‎/‎/ يا على!!
374649.jpg
سفر انتخاباتى احمدى نژاد به يزد
آرمانشهر
http:‎/‎/sobh. blogfa. com
اواخر فروردين ۱۳۸۴ احمدى نژاد به شهر يزد سفر كرد. فكر مى كنم بيست و ششم يا بيست و هفتم فروردين بود. با اين كه احمدى نژاد هنوز كانديداتورى خود را به طور رسمى اعلام نكرده بود، اين سفر به نوعى نخستين سفر انتخاباتى او محسوب مى شد. دوستان دانشجويم در يزد، ميزبان و مجرى برنامه هاى احمدى نژاد در سفر يك روزه اش به يزد بودند. احمدى نژاد با پرواز ساعت ۲ بعداز ظهر به يزد رسيده بود. به گلزار شهداى يزد رفته بود. بعد از آن به دو، سه تا از خانواده هاى شهدا سر زده بود و پاى درددل پدران و مادران شهدا نشسته بود.
احمدى نژاد ساعت ۵ بعدازظهر جلسه اى خصوصى داشت با نخبگان استان كه در خانه يكى از فعالان سياسى يزد برگزار شد. بنده هم به واسطه دوستانم در اين جلسه حضور داشتم و براى نخستين بار، احمدى نژاد را از نزديك ديدم. من كه دورادور به احمدى نژاد به خاطر عملكردش در شهردارى تهران و ماجراهايى كه از او شنيده بودم، علاقه داشتم در اين جلسه شيفته شخصيت او شدم. خوبى اش آن بود كه ديدن منش احمدى نژاد به طور مستقيم، هرگونه شائبه رياكارى وى را كه ته ذهنم را اندكى قلقلك مى داد از بين برد. در او صداقت و اخلاص ديدم.
بعد از نماز مغرب و عشا، جلسه سخنرانى عمومى احمدى نژاد بود. دوستانم حسينيه«قلعه كهنه» يزد واقع در خيابان امام خمينى را براى اين جلسه در نظر گرفته بودند. جلسه اى كه شب قبل با هزار زحمت و عجله، پلاكاردهاى تبليغاتى آن را در سطح شهر نصب كرده بوديم. پلاكاردهايى كه بعضى از آنها هنوز رنگشان خشك نشده بود. من همه اش به دوستانم غرغر مى كردم اى كاش براى سخنرانى به جاى حسينيه «قلعه كهنه»، جاى كوچكترى را انتخاب مى كردند تا كم بودن جمعيت، توى چشم نزند. آخر تصور مى كردم در يزد كمتر كسى دكتر را مى شناسد و تازه يزد، شهرى بود كه در دو دوره پياپى، بيشترين درصد آرا را به خاتمى داده بود.
راستش برخى دوستان هم خيلى نگران عدم استقبال و خالى ماندن حسينيه بودند.
اما همه ما اشتباه مى كرديم و پيش از شروع سخنرانى، در حسينيه جاى سوزن انداختن نبود و ملت كيپ هم نشسته بودند. در بدو ورود احمدى نژاد، مردم شعار «صل على محمد بوى رجايى آمد» سردادند.
اين استقبال غيرقابل پيش بينى، روحيه خوبى به بچه ها داد.

امروز سوم تير
كتب
http:‎/‎/www. kataba. blogfa. com
امروز سوم تير است. پيرزن از من مى خواهد برگه اش را پر كنم. «اسم كى رو بنويسم مادر »
صدايش را آهسته مى كند:«احمدى نژاد» و اين را طورى مى گويد گويى يك تنه دارد با همه بندگان زر و زور و مفسدان و ظالمان، مبارزه مى كند. هفته غريبى بود ۲۷ خرداد تا ۳ تير. انگار تمام نامردمى هاى عالم را يكجا جمع كرده بودند. با خودم گفته ام كه اگر نسل فردا از تمام تاريخ تنها اين يك هفته را به خاطر بسپارد چه ها كه نمى شود. خسته شده بودم ناراحت بودم. در فكر بودم. گاهى خوشحال. گاهى غمگين از ظلم روزگار. آدم هايى را مى ديدم كه به خاطر قدرت چه ها كه نمى كنند.
دروغ، تهمت، ريا، فحش، ناسزا، دختركان بزك كرده و.‎/‎/ خرد كردن شخصيت يك فرد. شنبه چهارم تير ،۱۳۸۴ زودتر از روزهاى ديگر بلند مى شوم. تلويزيون نتايج را مى گويد. چه هواى خوبى. بيرون مى زنم. تا روزنامه فروشى ركاب مى زنم. كاش مى شد همه روزنامه ها را خريد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |