|
|
|
|
|
|
|
در شب ولادت حضرت زهرا(س)
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
يادداشت
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گردهمايى مديران فرهنگى
گردهمايى سالانه مديران كل فرهنگ و ارشاد اسلامى و مديركل امور كتابخانه هاى عمومى ۳۰ استان كشور با حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى در تهران برگزار مى شود. به گزارش مهر، در اين گردهمايى علاوه بر مديران كل ارشاد و امور كتابخانه هاى كشور، رؤساى انجمن كتابخانه هاى عمومى شهر (بخشداران) و شهرستان (فرمانداران) و دبيران انجمن كتابخانه هاى عمومى استان نيز حضور خواهند داشت. در اين همايش محمد حسين صفارهرندى سخنرانى مى كند. هدف از برگزارى اين همايش يكسان سازى، تبيين و تشريح روند فعاليت هاى مرتبط با توسعه كتابخوانى به ويژه در حوزه هاى موازى ادارات كل ارشاد و امور كتابخانه هاست. گردهمايى سالانه مديران كل ارشاد و مديران كل امور كتابخانه ها، نيمه دوم مردادماه امسال در مركز همايش هاى سازمان صداوسيما برگزار مى شود.
|
|
|
|
|
لوح
از خدا پروا كنيد و برادران خوبى باشيد. براى خدا همديگر را دوست بداريد و با هم همبستگى داشته باشيد و به هم رحم كنيد. حضرت امام رضا (ع)
|
|
|
|
|
سلوك باران
«دلت پاك باشد» درست مثل اين است كه كسى بگويد دل زمين بايد آب داشته باشد، ولى آيا همين براى سبز شدن زمين كافى است يا اينكه بايد بالا آمده و بر سطح زمين جارى و منتشر شود، كدام پاكى دل نيز بايد به ظاهر انسان برسد و در ظاهر نيز انسان را به كردارى همچون اطاعت و فرمانبردارى خداوند پاك وادارد وگرنه چه حاصل و نماز فرمان خداست.
|
|
|
|
|
در شب ولادت حضرت زهرا(س)
خانه سينماى ۲ گشايش يافت
|
|
|
ساختمان شماره دو «خانه سينما» با سخنان محمدرضا جعفرى جلوه، سيدرضا ميركريمى و سيدمحمد بهشتى گشايش يافت. دومين ساختمان «خانه سينما» در خيابان وصال شيرازى و با حضور محمدرضا جعفرى جلوه (معاون امور سينمايى وزارت ارشاد)، رضا ميركريمى (مديرعامل خانه سينما) و جمعى از اعضاى صنوف خانه سينما با قراردادن قرآن و آينه در اين مكان گشايش يافت. بنا براين گزارش، در اين مراسم كامران ملكى كه اجراى اين برنامه را به عهده داشت، عنوان كرد كه آينه مراسم را ليلا حاتمى از ارثيه پدرش مرحوم على حاتمى به خانه سينما اهدا كرده است. براين اساس، رضا ميركريمى مديرعامل خانه سينما گفت: براى طراحى برنامه هاى خوب در كشور و در همه حوزه ها اعم از حوزه فرهنگ بايد به سليقه مردم، آستانه تحمل، ذائقه، سطح سواد و تحليلى كه آمارها بر آن سوار است، مراجعه كنيم. وى با بيان اين مطلب كه حوزه فرهنگ، حوزه كيفى است، افزود: خانه سينما بر آن شد تا پژوهشكده اى تأسيس كند كه فارغ از كارهاى صنفى و فرهنگى، چشم اندازى دورتر را ببيند و محفلى براى تعامل و نزديكى اهل معرفت با سينما شود. اين روش منجر به پائين آوردن هزينه ها و كنار گذاشتن آزمون و خطا مى شود و هر از گاهى، كاستى هاى مان را به مديران و برنامه ريزان از اين طريق هشدار مى دهد. مديرعامل خانه سينما با بيان اين مطلب كه خانه شماره دو سينماى ايران، با حمايت معاونت سينمايى بنا شد گفت: اين مكان مخروبه اى بيش نبود، فعاليت هاى بسيارى شد كه مورد بازسازى قرار گرفت. دكتر مختارى اين طرح را هدايت كرد تا در حد بضاعت خانه سينما و سرمايه اى كه داشتيم، آنطور كه در شأن سينما است حداقل امكانات سخت افزارى را براى آن فراهم كنيم. محمدرضا جعفرى جلوه نيز نيز در مراسم افتتاح ساختمان شماره دو خانه سينما گفت: عالى ترين نماد الگوى زن و زندگى، فاطمه زهرا (س) است كه هر چه هست از اوست. ناب ترين رويه، فرهنگ فاطمى است كه جهان نيازمند و تشنه اين فرهنگ رويه و نگاه است. وى ادامه داد: به سينماگران عزيز عرض كنم كه انسان تاريخ ساز و تمدن ساز فاطمى را در سينماى ايران دريابيم كه تكليفى قطعى است. سينماى خانواده گرا و شهيدپرور، كه آن را جسورانه و صميمانه تر رقم زديم، بدون باك و بيمى از اين و آن. جعفرى جلوه دوره مديريت رضا ميركريمى را دوره تأثيرگذار و موفقى دانست و گفت: دو سال قبل، در فضاى نااميدكننده، پرچالش و مأيوس كننده اى بوديم اما با همت جمعى و تدبير مديرانى كه فضايى پرشورتر و جدى تر را به وجود آوردند و خانه سينما را مقبول و كارآمد مى خواستند، اين دوره رقم خورد و دستاورد اين تلاقى در عزم جمعى را در فعاليت هاى مديريتى ديديم. در ادامه، اسكندر مختارى كه مديريت مرمت ساختمان شماره دو خانه سينما را برعهده داشت، به ايراد سخنانى درباره چگونگى مرمت اين ساختمان و بناهايى كه از اين دست در كشورهاى بزرگ دنيا وجود دارند، پرداخت. وى با نمايش اسلايدهايى از اين بناهاى تاريخى به اهميت نگهدارى و حفظ ساختمان هاى قديمى شهرى پرداخت. مختارى گفت: ساختمان شماره دو خانه سينما ۵۰۰ متر فضاى باز دارد و ۶۵۰ متر زيربنا. هزينه اين ساختمان ۳۰۰ ميليون تومان شده است كه آقاى ميركريمى با حمايت معاونت سينمايى به تدريج در اين پروژه هزينه كرده اند. وى ادامه داد: پيشنهاد من اين بود كه آمفى تئاترى در محل حياط اين ساختمان ساخته شود كه بودجه آن فراهم نبود و به همين مقدار بسنده شد و اميدوارم ساختمان مجاور اين محل خريدارى شود و با اين ساختمان يكى شود تا بنايى كامل در اختيار اهالى خانه سينما قرار گيرد.
|
|
|
|
|
ارديبهشت تئاتر به پايان رسيد
تئاتر كشور در حالى دوشنبه شب مراسم پايانى «ارديبهشت تئاتر» را پشت سر گذاشت كه همواره روزهاى پركارى سپرى مى كند. به گزارش خبرنگار «ايران» معاون هنرى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در مراسم پايانى ارديبهشت تئاتر ايران گفت: عليرغم كمبودها ما به گونه اى حركت مى كنيم كه تئاتر از گوشه به متن جامعه كشيده شود. من با بعضى از صحبت ها كه جنبه انتقادى دارد، موافقم اما بايد بگويم كه اگر قرار است انتقادى يا مشكلى رامطرح كنيم، بايد در درون خودمان باشد. وى گفت: سال گذشته حدود ۴ ميليون نفر از نمايش هاى روى صحنه ديدن كردند و به نظرم ديگر تئاتر كشور به دغدغه كل مديران هنرى تبديل شده است. حسين پارسايى مديركل مركز هنرهاى نمايشى نيز سال ۸۷ را در تئاتر سالى پرفروغ برآورد كرد و گفت: در سال ۸۷ برگزارى جشنواره تئاتر مناطق، جشنواره تئاتر خيابانى مريوان، تئاتر رضوى، تئاتر كودك در اصفهان، تئاتر بين المللى عروسكى و بزرگداشت تئاتر استانها را خواهيم داشت و معتقدم كه چراغ تئاتر هميشه برافروخته خواهد بود. همچنين در اين مراسم كه با حضور پرويز كرمى (مشاور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى) و هنرمندانى از جمله محمدعلى كشاورز، على نصيريان، سياوش تهمورث و... همراه بود ، از فعالان تئاتر شهرستان تقدير به عمل آمد. به گزارش ديگرى، معاون هنرى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى ابراز اميدوارى كرد كه بازسازى تئاتر نصر و راه اندازى موزه ملى تئاتر همزمان با دهه فجر به پايان برسد. وى گفت به دليل تنگناهاى مالى وقفه كوتاهى در انجام پروژه بازسازى تئاتر نصر به وجود آمده است ، اما در تلاش هستيم كه اين بودجه را از محل هاى ديگرى تأمين كنيم تا وعده بهره بردارى از اين تالار در دهه فجر عملى شود. همچنين مجموعه تئاتر حرفه اى تهران نيز تا پايان امسال گشايش مى يابد. عمليات احداث مجموعه تئاتر حرفه اى تهران با ۳۶ هزار و ۸۳۰ مترمربع از شهريور ۸۶ در مجاورت فرهنگسراى خاوران و اتوبان افسريه و خاوران آغاز شده و تا پايان امسال افتتاح مى شود. به گزارشى ديگر جشنواره سراسرى نمايشنامه خوانى نياوران نيز آغاز به كار كرد.
|
|
|
|
|
مسابقه طراحى براى شهداى واقعه ۱۲ تيرماه
معاونت مهندسى و امور يادمان هاى بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس در اطلاعيه اى فراخوان مسابقه بين المللى طراحى يادمان شهداى حمله به هواپيماى مسافربرى ايران را اعلام كرد. در اين اطلاعيه از كليه هنرمندان دعوت به عمل آمده با توجه به عمق اين فاجعه انسانى در اين مسابقه شركت نمايند. به طرح برگزيده جوائزى شامل تنديس مسابقه و مبلغ ۴ هزار يورو تعلق خواهد گرفت. به صاحبان طرح هاى دوم و سوم نيز تنديس مسابقه و به ترتيب مبلغ ۲ هزار و هزار يورو تقديم خواهد شد. بر اساس اين اطلاعيه به صاحبان طرح هاى چهارم و پنجم نيز تنديس مسابقه و به ترتيب ۵ و ۳ سكه بهار آزادى تعلق خواهد گرفت. در ضمن به تمامى شركت كنندگان لوح تقدير و گواهى شركت در مسابقه اهدا مى گردد.گفتنى است، علاقه مندان مى توانند براى كسب اطلاعات بيشتر به سايت بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس به آدرس www.sajed.ir مراجعه نمايند.
|
|
|
|
|
باتومى گويم
مشورت، هنرى است كه شما به كمك آن مى توانيد همه را به همكارى خود واداريد. امرسون
|
|
|
|
|
يادداشت
زمانه اى براى آنان كه نبودند
يزدان سلحشور «يكى بود، يكى نبود»؛ قصه ها، معمولاً اين طور شروع مى شوند كه دلالت دارند بر حضور «يكى» و غياب «يكى ديگر»؛ يعنى به ما مى گويند كه يكى از شخصيت ها حاضر است و آن ديگرى هم خواهد آمد؛ نوعى زمينه چينى باستانى براى روايت رويدادى كه از آن بى خبريم يا گمان مى كنيم كه بى خبريم. خب! «يكى بود، يكى نبود» كشورى بود به نام ايران كه هزار سال ادبيات مكتوب داشت و شعرى كه دنيا را روى انگشت كوچك اش مى چرخاند و نثرى كه شگفت بود و تأثيرگذار و سحرانگيز اما «داستان» نداشت؛ لااقل از آن نوع اش كه از زمان خدابيامرز «دن كيشوت» به نوشته اى مى گفتند «داستان»، توى كتابخانه هاى قديم و نديم اش كه ذكرش در كتاب هاى غربيان از قرون وسطى به اين طرف رفته، نداشت. بعد، «يكى بود» كه اسم اش جمالزاده بود و نخستين قدم اش هم در اين راه با «يكى بود، يكى نبود» شروع مى شد؛ خودش آنقدر عمر كرد كه ببيند از نخستين قدمى كه برداشت [و حالا هر كسى كه «خردك سوادى» دارد و البته نسبت به داستان، چندان هم صاحب دانش نيست، مى گويد اين نخستين قدم بزرگترين قدم بوده و جمالزاده بزرگترين داستان نويس ما! كه چاييده؛ خير باشد!] تا واپسين سال هاى عمرش، آن «يكى نبود»هايى كه فكرش را هم نمى كرده آمدند و او حرفى براى گفتن نداشت مگر حق تقدم در آغازگر بودن را. بعد ديگران آمدند و پيش از آن كه ساراماگو بنويسد وصف كورى را نوشتند و البته در روايت شان از زمانه، صادق بودند نه اين كه دور بزنند اتفاقات را و پناه ببرند به جمله پردازى و لفاظى. آمدند كسانى كه چشم هايشان مشكل نداشت، سرشان را نمى چرخاندند كه خيلى چيزها را ببينند و بنابراين چمدان شان را بستند و به افسانه ها پناه بردند: كسانى بودند كه از شلوارهاى وصله دار نوشتند براى اين كه قباى زردوزى سناتورى را به بر كنند. كسانى بودند كه خواستند چون ابراهيم، آتش روايت را گلستان كنند اما تنها از گلستان شيخ اجل ورقى بردند و لاغير! كسانى بودند كه از پائين شهر گفتند و زندگى درب و داغان آن روزگار اما در انتها، جز شلغم كه به گمانشان ميوه بهشت بود در ديگ روايت شان نجوشيد. كسانى بودند كه مدير مدرسه شدند تا به انتهاى شب سفر كنند و از رنجى كه مى بردند حرف بزنند. كسانى بودند كه سياوش را به روزگار ما آوردند تا در شيراز كشته شود. «يكى بود، يكى نبود»؛ بعدتر كسانى از همسايه هاشان نوشتند. كسانى از ترس و لرزهايشان نوشتند. بعضى ها نزديك تر شدند به اقوام شان به عموها، عمه ها، دايى ها. كسانى از افسانه بابا سخن گفتند و بعضى با پرسش ساده كودكى شروع كردند: «كى برمى گردى داداش » ديگران كه خيال تسليم شدن برابر مدرنيسم نصف و نيمه پهلوى دوم را نداشتند به نمازخانه كوچك خود پناه بردند. نويسندگانى هم بودند كه اقوامشان دچار مرگ مغزى و به اغما رفته بودند و البته، در ايرانى كردن روايت گراهام گرين از جهان، موفق بودند. يكى بود، يكى نبود. همه بودند اما... رمان نبود؛ اگر بود نصفه و نيمه بود. ۱۰ جلدى بود و دوسوم اش نثر شاعرانه بود. اگر بود به قول آل احمد تخم دوزرده بود و مرغى كه تخم دوزرده كند ـ مى گويند ـ ديگر تخم نمى كند! هرچه بود هرچه آمد در اين صد ساله، يك باره بود و نصفه، نيمه. حتى آنان كه در قمقمه هاى خالى شان، در سال هاى سى و پس از روزهاى كودتا، دنبال سنگرى مى گشتند و خواستند به «ملكوت» برسند، در همان سنگرها زمين گير شدند. يكى بود، يكى نبود؛ و ما ايرانيان كه اگر درست نگاه كنيم به گنجينه هاى گذشته مان ـ با معيارهايى كه اكنون داستان نويسى پساپست مدرن براى ما ترسيم كرده است ـ شاهنامه و گلستان و مثنوى معنوى مان، رمان اند گران سنگ؛ در روزگار رمان، دست مان خالى است. مصرف كننده ايم و به «محولان زبان» كه مترجمشان مى خوانيم، پناهنده ايم و رجوع كنيد به نسبت شمارگان رمان هاى خارجى با شمارگان داستان هاى ايرانى. به گمانم بايد به سليقه مردم اعتماد كنيم؛ يا اين كاره باشيم؛ يا ول كنيم!
|
|
|
|
|
خبرهاى خواندنى در صفحات حوادث و ديگه چه خبر؟
|
|
|
|
|
عصرها با شمائيم روزنامه ايران عصرها هم چاپ مى شود
|
|
|
|