|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مرد جنايتكار مسافركشى مى كرد
|
|
|
گروه حوادث ـ مرد جنايتكار كه پس از معامله خونين موادمخدر، دوستش را به قتل رسانده بود، هنگام مسافركشى شناسايى و دستگير شد. به گزارش خبرنگار ما، اوايل خرداد مأموران پليس آگاهى مشهد از كشف جسد مرد ميانسالى در جاده قديم مشهد ـ نيشابور خبردار شدند.نخستين تحقيقات كارآگاهان در محل كشف جسد نشان مى داد، قربانى جنايت مرد ميانسالى است كه با ضربه هاى كارد به قتل رسيده است.پس از بررسى هاى مقدماتى، جسد با دستور بازپرس جنايى به پزشكى قانونى منتقل شد.كارآگاهان كه احتمال مى دادند مقتول سابقه دار بوده براى شناسايى هويتش از او انگشت نگارى كردند.پس از بررسى اثر انگشت مقتول در بانك اطلاعات مجرمان، هويت غلام ـ ۴۰ ساله ـ شناسايى شد. او يك بار به اتهام حمل و نگهدارى موادمخدر دستگير و زندانى شده بود.با كشف هويت مقتول كارآگاهان به بازجويى از خانواده و بستگانش پرداختند. همسر مقتول نيز در بازجويى ها گفت: شوهرم در يك انبار كار مى كرد. او در كنار اين كار، خرده فروشى موادمخدر نيز مى كرد كه به اين اتهام هم دستگير و زندانى شده بود. غلام چند روز قبل براى انجام كارى از خانه رفت اما ديگر برنگشت. تا اين كه مأموران خبر قتلش را دادند.از سوى ديگر كارآگاهان با بررسى تماس هاى تلفن همراه مقتول دريافتند او آخرين بار با مردى به نام محسن تماس گرفته است.با به دست آمدن اين سرنخ تحقيقات براى دستگيرى اين مرد آغاز شد. سرانجام نيز رد او در تهران به دست آمد.بدين ترتيب گروهى از كارآگاهان جنايى با دستور نيابت قضايى راهى تهران شده و محسن را در حال مسافركشى دستگير كردند. متهم ابتدا منكر قتل شد. اما در ادامه بازجويى هاى فنى، پليسى لب به اعتراف گشود و گفت: من و غلام دوست بوديم. چند روز قبل هم قرار شد سه كيلو ترياك را به مشهد ببرم تا او محموله را بفروشد اما غلام پس از گرفتن مواد حاضر به پرداخت پول نشد. به همين خاطر با هم درگير شديم. سپس او را داخل ماشينم به قتل رسانده و جسدش را در بيابان هاى بيرون شهر رها كردم.متهم پس از اعتراف به جنايت با قرار قانونى بازداشت شد.
|
|
|
|
|
بازداشت پسر مسلح در خيابان نواب
گروه حوادث ـ پسرى كه ادعا مى كرد براى دفاع از جانش اسلحه حمل مى كند، از سوى مأموران پليس دستگير شد.به گزارش خبرنگار جنايى ما، عصر دوشنبه مأموران گشت كلانترى ( ۱۰۸)نواب به پسرى جوان كه يك ساك ورزشى در دست داشت و كنار خيابان ايستاده بود مشكوك شدند. آنها در بازرسى ساك، يك كلت با ۲۴ تير كشف كردند.متهم پس از دستگيرى به قاضى «جعفرى» نماينده دادستان در دادسراى جنايى تهران گفت: كلت و تيرها را چندى قبل از مرز خريدم. از آنجا كه درگيرى هاى طايفه اى درمحل زياد است، اسلحه را براى دفاع از خود و خانواده ام حمل مى كردم. چند روز قبل هم براى پيدا كردن كار به تهران آمدم اما كار مناسبى پيدا نكردم.پس از پايان اظهارات متهم، قاضى پرونده او را براى انجام تحقيقات بيشتر روانه اداره آگاهى كرد.
|
|
|
|
|
خواستگارى جنجالى دندانپزشك
|
|
|
گروه حوادث- دختر نوجوان وقتى با مخالفت هاى شديد خانواده اش براى ازدواج با يك دندانپزشك رو به رو شد، با مراجعه به دادسرا تقاضاى كمك كرد. به گزارش خبرنگار جنايى ما، دختر ۱۵ ساله صبح ديروز با مراجعه به شعبه چهارم دادسراى جنايى تهران به داديار رضوانفر گفت: مدتى قبل با يك دندانپزشك جوان آشنا شدم. بعد هم به خاطر علاقه شديد تصميم به ازدواج گرفتيم. اما قبل از اين كه ماجراى ازدواج را با خانواده ام در ميان بگذارم پدرم از موضوع باخبر شد. او به تصور اين كه دروغ مى گويم و به بيراهه رفته ام مرا بشدت مورد انتقاد قرار داد. در حالى كه سعى داشتم به پدرم توضيح دهم كه من و دندانپزشك جوان قصد ازدواج داريم حرف هايم را قبول نكرد و گفت از پسر مورد علاقه ام به اتهام اغفال و فريب شكايت خواهد كرد. حالا هم به دادسرا آمده ام تا با كمك شما براى شروع زندگى مورد علاقه ام اجازه ازدواج بگيرم. پس از پايان اظهارات دختر نوجوان پدر او كه بيرون از اتاق ايستاده بود به اتاق فراخوانده شد و گفت: عصر ديروز وقتى متوجه ارتباط پنهانى دخترم با مردى شدم كه خودش را دندانپزشك معرفى كرده و سن او هم بيش از دو برابر دخترم است خيلى عصبانى شدم. بنابراين تنها نتيجه اى كه به ذهنم رسيد اين بود كه مرد جوان قصد اغفال دخترم را دارد. بنابراين براى شكايت ، شبانه به كلانترى رفته و شكايت كردم. صبح امروز هم، مأموران به سراغ متهم رفته و بازداشتش كردند. دقايقى بعد دندانپزشك جوان براى تحقيق و بازجويى وارد اتاق شد. وى با ارائه مدارك معتبر علمى و تحصيلى اش گفت: از مدتى قبل با ديدن دختر جوان به او علاقه مند شده و تصميم به ازدواج گرفتم. اما قبل از خواستگارى با شكايت پدر دختر مواجه شدم. داديار پرونده نيز اظهار داشت: در چنين مواردى ماده قانونى خاصى نداريم. با اين حال از خانواده دختر جوان خواسته شد با انجام تحقيقات كامل درباره خواستگار در صورتى كه مشكلى براى اين ازدواج وجود ندارد با اين وصلت موافقت كنند.
|
|
|
|
|
راز قتل پدر در سينه پسر كوچولو
|
|
|
گروه حوادث ـ همزمان با افشاى راز قتل مرد جوان كه قربانى توطئه شوم خانوادگى شده است، كارشناسان پزشكى قانونى، تحقيق درباره بقاياى استخوان هاى كشف شده در محل جنايت را آغاز كردند. قفل اين معماى پيچيده سرانجام پس از چهار سال از سوى پسر خردسال قربانى جنايت گشوده شد. براساس محتويات موجود در پرونده، هفت بهمن ۸۳ كارآگاهان پليس جنايى استان قم با شكايت پيرمردى در جريان ناپديد شدن مرموز پسر وى قرار گرفتند.وى در شكايتش گفت:« پسر ۴۲ساله ام «منصور» ۱۲ سال قبل با دخترى به نام «معصومه» ازدواج كرد. اما آنها دائم با هم درگير بودند و اختلاف هاى شديد داشتند. تا اين كه مدتى قبل به خاطر رفت و آمدهاى مشكوك دومرد كه ادعا مى كردند پسرخاله هاى عروسم هستند، اختلاف هاى آنها عميق تر شد. سرانجام عروسم با داشتن دو فرزند تصميم به جدايى گرفت و با مراجعه به دادگاه خانواده تقاضاى طلاق كرد. اما چند روز پيش پسرم پس از مشاجره لفظى شديد با همسرش به طرز مرموزى ناپديد شد. در اين چند روز هم دكه سيگارفروشى اش بسته است. با طرح اين شكايت بازپرس جنايى قم دستور احضار و بازجويى از همسر اين مرد را صادر كرد. زن جوان در اين باره گفت: «شب حادثه شوهرم حالتى غيرعادى داشت و مرا به باد كتك گرفت. روز بعد هم براى شكايت از او به دادسرا رفتم و حكم جلبش را گرفتم. اما شوهرم از ترس دستگيرى فرارى شده و خودش را پنهان كرده است.»در حالى كه دختر خردسال خانواده اظهارات مادرش را تأييد مى كرد، چند شاهد نيز با حضور در دادسرا اعلام كردند مرد ناپديد شده را در طول چندروز گذشته بارها در محل ديده اند. بدين ترتيب پرونده با قرار منع پيگرد مختومه شد.اما يك سال بعد دادستان قم در گزارشى از كشته شدن «منصور» باخبر شد. بدين ترتيب بار ديگر پرونده به جريان افتاد. اما باز هم پليس در تحقيقات محلى به شاهدانى برخورد كه ادعا مى كردند «منصور» را چندبار در حال خروج از خانه پدرش ديده اند. به همين دليل بار ديگر پرونده بسته شد. تا اين كه دادستان قم در گزارشى محرمانه دريافت كه پسر ۷ ساله خانواده كه زمان ناپديد شدن پدرش ۳ ساله بود با به خاطر آوردن خاطرات ۴ سال قبل راز قتل پدرش را فاش كرده است.با دريافت اين گزارش به دستور «مصطفى برزگر گنجى»- دادستان عمومى و انقلاب قم- براى سومين بار پرونده بازگشايى شد. در اين مرحله عباس فرشادى نيا- بازپرس ويژه قتل ـ دستور احضار پسرك و خواهرش را صادر كرد. پسر ۷ ساله نيز با يادآورى خاطرات تلخ شب زمستانى گفت: «پدر و مادرم در حال دعوا بودند كه دايى هايم سر رسيدند. آنها پدرم را كتك زدند. مادرم هم دور دهان پدرم نوار چسب پيچيد و دايى هايم دست و پاى پدرم را با طناب بستند. آنها پدرم را خفه كردند و داخل گونى انداخته و با خود بردند.»با صحبت هاى پسر خردسال و خواهرش، دستور دستگيرى «معصومه» و دو برادرش صادر شد. «على» و«امير» نيز پس از دستگيرى چاره اى جز اعتراف به قتل نديدند. آنها گفتند: پس از قتل «منصور»، جسدش را به مزرعه اى در اطراف روستاى «ونارج» برديم و همان جا آن را آتش زديم.پس از انتقال عاملان اين جنايت خانوادگى به محل سوزاندن جسد، بقاياى لباس و قسمتى از موهاى قربانى كشف شد اما اثرى از اعضاى بدن مقتول نبود.از سوى ديگر با احضار شهود به دادسرا و بررسى تناقض هاى اظهاراتشان نيز مشخص شد آنها برادر مرد قربانى كه شباهت زيادى به وى داشته را به جاى برادر گمشده ديده بودند. حال آن كه اطلاعى از شباهت زياد دو برادر نداشته اند.پس از بازسازى صحنه جنايت از سوى «معصومه» و برادرانش، دو مرد روستايى به مأموران گفتند: «زمستان۸۳ براى شكار كبك به بيابان هاى اطراف روستا رفته بوديم كه دست سوخته مردى را ديديم كه آثار خالكوبى داشت. كمى دورتر هم چند لاشخور را در حال خوردن اعضاى بدن يك جسد مشاهده كرديم.»با ثبت اظهارات دو شاهد حادثه، بازپرس پرونده به پليس دستور داد تا به جست وجوى شاهدان ديگر نيز بپردازد.همچنين با كشف تعدادى استخوان در بيابان هاى اطراف روستا و انتقال آن به پزشكى قانونى، آزمايشات علمى براى تشخيص نوع و جنسيت استخوان ها و احتمال منسوب بودن آن به جسد مرد ناپديد شده آغاز شد.به گزارش خبرنگار ما، در حال حاضر خانواده قربانى و عده اى دشتبان در حال شناسايى كمين گاه حيوانات وحشى منطقه و يافتن استخوان هاى جمجمه سر مقتول در اطراف لانه حيوانات هستند.
|
|
|
|
|
|
حادثه ها
|
|
|
|
|
خلبان ۱۰۱ ساله در آسمان
پيرترين خلبان جهان يك پيرمرد ۱۰۱ ساله امريكايى است كه هنوز با هواپيماى يك موتوره پرواز مى كند.
وى كه ساكن «فيلادلفيا»ى امريكا است از دهه ۳۰ ميلادى تاكنون حدود ۷۵ سال است كه خلبان است.او در جنگ جهانى دوم ۵۲ خلبان را آموزش داده و تاكنون هم هيچ تصادف هوايى نداشته است.پيرمرد كه بشدت دوستدار پرواز است، هر دو سال يك بار در امتحانات خلبانى شركت كرده و مجوز پروازش را تمديد مى كند.او در امتحانات امسال نيز پذيرفته شده و مجوزش را هم تمديد كرده است.
|
|
|
خودكشى خبرنگار جنايى در بازداشتگاه
منابع خبرى از خودكشى يك خبرنگار اهل مقدونيه خبر دادند كه به اتهام چند فقره قتل و تجاوز زنجيره اى دستگير شده بود.پليس كه سرگرم تحقيق درباره مرگ «تانسكى» است اظهار كرده وى در سلولش دست به خودكشى زده است.
خبرنگار مزبور در پى انتشار جزئيات بسيار دقيق چند قتل كه توسط پليس منتشر نشده بود مورد شك پليس قرار گرفت.پليس مقدونيه پس از آزمايشات تخصصى دى ان اى دريافت كه وى مى تواند متهم اصلى در قتل چهار زن باشد. تانسكى از روزنامه نگاران با سابقه و صاحب قلم در مقدونيه بود.
|
|
|
حراج بازمانده تايتانيك
جليقه نجات به جا مانده از كشتى «تايتانيك» در يك مركز مزايده در نيويورك فروخته مى شود.اين جليقه نجات كه قسمت هايى از آن پاره و لك دار شده، احتمالاً توسط كشاورزى در نوار ساحلى «هالى فاكس» پيدا شده است.كشتى «تايتانيك» در سفر تفريحى دريايى اش از بندر «ساوتهمپتون» انگليس به نيويورك در آوريل سال ۱۹۱۲ بر اثر برخورد با يك تكه يخ بزرگ غرق شد. ۱۵۰۰ تن نيز در اين سانحه كشته شدند.قيمت پيش بينى شده براى فروش اين جليقه، بين ۳۰ هزار و ۶۲۰ تا ۴۰ هزار و ۸۲۸ پوند ارزيابى شده است. جليقه به جا مانده ديگر تايتانيك، سال گذشته در لندن ۶۰ هزار و ۷۲۷ پوند فروخته شد.
|
|
|
|
|
|