|
|
|
|
|
|
|
|
آينده مبهم دو متحد جنگ ترور
|
|
|
مهين السادات صمدى اين بار همه طرف ها و بازيگران جنگ افغانستان اختلاف دو شهر كابل و اسلام آباد را جدى گرفته اند. تضاد دولت هاى اسلام آباد و كابل بخشى از واقعيت جنگ ۷ ساله امريكا بوده است اما تا قبل از وقوع حمله بزرگ طالبان به زندان قندهار هيچ كس آن را جدى نمى گرفت. بعد از اين حادثه كه ضربه اى تاريخى بر موقعيت دولت كرزاى بود براى نخستين بار، كابل با زبان تهديد نظامى با همسايه اش سخن گفت. سران افغانستان پشت شورش هاى سركش طالبان دست افسران كارآزموده اطلاعات پاكستان را مى بينند اگر اين موضوع به صورت يك گلايه محرمانه قبلاً در ديدارهاى حامد كرزاى با طرف هاى امريكايى مطرح مى شد اكنون مبناى يك جنگ سرد ميان دو همسايه شده است. اكنون خط ديوراند به عنوان نماد يك مرز پر اختلاف ميان دو كشور آبستن همه نوع حوادث خشونت بار است. اگرچه هيچ يك از ناظران تصور يك درگيرى گسترده ميان ارتش حرفه اى پاكستان و نظاميان نوپاى افغانستان را نمى دهند اما در حدفاصل دو ارتش نيروهاى غيرقابل كنترلى به نام ميليشاهاى طالبان قرار دارند كه دست بر قضا برخى هويت افغان و برخى ديگر كارت تابعيت پاكستانى در جيب دارند. اين نيروها اكنون از شكاف موجود ميان دولت مشرف وكرزاى بيشترين بهره را براى كوبيدن ارتش دو كشور مى برند. آنچه ما به عنوان موج فزاينده بدبينى در روابط كرزاى و مشرف مى بينيم بازتاب عمليات هاى تعقيب و گريزى است كه اين شبه نظاميان اكنون در ايالت هاى مرزى دو كشور شروع كرده اند. اما فقط ميليشاهاى طالبان نيستند كه از فضاى غبار آلود مرز ديوراند براى تضعيف دولت مركزى كابل و اسلام آباد بهره مى جويند اين فضا زمينه بسيار مستعدى براى پياده شدن راهبرد مهم امريكا و ناتو براى رخنه در عمق مناطق قبيله اى پاكستان را فراهم كرده است. عصبانيت دولت گيلانى در پاكستان نيز به همين جا بر مى گردد. امريكا و ناتو عمليات تهاجمى خويش به مناطق مرزى پاكستان را پشت سر نيروهاى افغانستان سازمان داده اند. به گفته منابع پاكستانى نيروهاى افغان با پشتيبانى نيروهاى ناتو قصد دارند وارد مناطق پاكستانى كه افغانستان آن را متعلق به خود مى داند شوند حتى آخرين بار يك هواپيما كه گمان مى رود بدون خلبان بوده است پايگاه نيروهاى پاكستانى را بمباران كرد كه به كشته شدن ۱۱ تن از نيروهاى امنيتى انجاميد. به اين صورت مرز ديوراند كه تاكنون فقط شاهد درگيرى طالبان و ناتو بود اكنون به طور همزمان چند رشته جنگ پيچيده را تجربه مى كند. اين تعدد نزاع را همان روزى كه هواپيماهاى بدون سرنشين امريكا مقر افسران پاكستان را بمباران كردند مى شد احساس كرد. درست ساعتى پس از اين بمباران نيروهاى طالبان پاكستان به سوى پايگاه هاى نظامى ارتش افغانستان پيشروى كردند و توانستند هفت تن از نظاميان افغان را به اسارت در آورند و به داخل خاك پاكستان منتقل كنند. آنان همچنين يك فروند هلى كوپتر ارتش افغانستان را سرنگون كردند. اين اتفاقات براى پرويز مشرف كه در هفت سال جنگ افغانستان همه تلاش خويش را بر دور كردن خط آتش جنگ از پاكستان صرف كرد بسيار دردناك خواهد بود. پاكستان بى آنكه بخواهد امروز بخشى از جنگ افغانستان شده است و روزى نيست كه مردم اين كشور خبر حمله ويورش تازه هواپيماهاى امريكا و ناتو يا تعرض شبه نظاميان طالبان را نشنوند. شايد اين روزها بيش از همه افسران پاكستانى بر بخت بد خويش بنالند كه هر چه در اين منطقه كاشتند ثمره آن توفان و تنش بوده است. همكارى پاكستان با امريكا در مبارزه با تروريسم موجب شده است اين كشور آسيايى با موج شديدى از حملات و انفجارهاى تروريستى روبه رو شود. به گفته مقامات اسلام آباد از زمانى كه امريكا و متحدانش در اواخر سال ۲۰۰۱ افغانستان را به اشغال خود در آوردند و شبه نظاميان طالبان و عناصر القاعده را به طرف مرزهاى پاكستان فرارى دادند، بيش از يك هزار تن از نظاميان پاكستان در درگيرى با اعضاى اين دو گروه به قتل رسيده اند. از هنگامى كه پاكستان جنگ با تروريسم را به همراه امريكا آغاز كرده است ۸۰ هزار تا ۱۰۰ هزار سرباز را در مرز با افغانستان مستقر كرده است. مناطق مرزى اين كشور با افغانستان بسيار گسترده و نفوذپذير است. دو طرف مرز دوكشور، قوميت هايى زندگى مى كنند كه اغلب از طايفه پشتون هستند كه هرگونه قانون تفكيك مرزها را ناديده مى گيرند. آنها در طول تاريخ به صورت خود مختار زندگى كرده اند. اين وضع در سمت پاكستان حالت وخيم ترى دارد. هر ۴ قبيله اى كه در ناحيه موسوم به سرحدات زندگى مى كنند يعنى قبايل باجور، مهمند، خيبر، وزيرستان با سه ميليون جمعيت اكنون عملاً يك ارتش محلى دارند و به صورت عقبه حمايتى طالبان در جنگ اخير ايفاى نقش مى كنند. بنابراين قدرت پاكستان براى آنكه اقتدار واقعى در اين مناطق اعمال كند بسيار محدود است. تلاش مشرف نيز در ۸ سال زمامدارى او براى مهار نظامى اين مناطق راه به جايى نبرد و به همين دليل دولت جانشين او يعنى گيلانى راه مصالحه و مماشات با اين گروه ها را پيش گرفت. به هر حال پاكستان و افغانستان در مناطق قبيله اى خويش با چنين وضع دشوارى درگيرشده اند و هر طرف ديگرى را متهم مى كند در حالى كه مسئله اصلى قدرت يابى قبايل و شبه نظاميان بومى دو طرف مرزها است. هنوز معلوم نيست آتش جنگى كه دردو سوى خط ديوراند شعله ور شده تا كجا پيش خواهد رفت. بى ثباتى مرز ميان افغانستان و پاكستان پيش از اين دامنه ناآرامى را تا كابل پيش برد و اكنون به نظر مى آيد در حال بى ثبات سازى ساير مناطق پاكستان بويژه به هم ريختن دوستى هاى اين كشور با غرب است. پاكستان نيروهاى تازه به منطقه اعزام كرده است اما به باور اغلب ناظران اين نيروها كارايى لازم را ندارند. نكته مهم ديگر در پيامد سياسى اين جنگ اين است كه هر دو متحد امريكا كه مأموريت آرام سازى اين مرز بحرانى را داشتند اكنون دست به گريبان يك نزاع حزبى با رقيبانشان هستند. مشرف در آستانه استيضاح قرار دارد ودر افغانستان زنگ انتخابات به صدا در آمده، يك سال ديگر حامد كرزاى رئيس جمهور افغانستان نامزد انتخابات رياست جمهورى مى شود و مدعى است كه احتمال پيروزى وى زياد است. كرزاى براى موفقيت خود و بهره بردن از حمايت امريكا مجبور به يك توفيق دراين نبرد است اما شعار پيروزى قريب الوقوع او بر شورشيان با عمل همراه نخواهد بود. در برهه كنونى كرزاى كه از پشتون هاى افغان است بيش از همه مورد اعتراض قوميت هاى افغان است همه طرف ها او را به سوءمديريت و دنباله روى بى حساب از سياست هاى امريكايى متهم مى كنند. همچنين وى متهم است نقش خود را در سراسر كشور به خوبى ايفا نمى كند و فقط در كابل قدرت دارد. به اين صورت اكنون اين سؤال به طور جدى در محافل سياسى كابل و اسلام آباد مطرح شده كه آيا با رفتن بوش دو شريك او نيز در جنگ ترور موقعيتشان را از دست خواهند داد.
|
|
|
|
|
پنتاگون در برابر آى اس آى
|
|
|
محمد بخشنده ارتش امريكا و پاكستان متحدان ديرينه دوران جنگ سرد بودند. هنوز از پيمان مهمى كه ميان ژنرال ضياءالحق و مشاور امنيتى آن روز امريكا زبيگنيو برژينسكى بسته شد و به شكل گيرى شبكه اعراب افغان منجر شد به عنوان يك نقطه عطف در اتحاد دوطرف ياد مى شود. اين دوستى ها تا آنجا پيش رفت كه حتى اسلام آباد پروسه مهم مدرنيزه كردن ارتش خويش را به دست پنتاگون به انجام رساند و سازمان اطلاعاتى قدرتمندى بنام آى اس آى براى اداره دو بحران كشمير و افغانستان بوجود آورد كه به گفته ناظران چارت تشكيلاتى آن از سازمان اطلاعاتى امريكا اخذ شده است. اما اين اتحاد ديرينه اكنون به نحو جدى آسيب ديده است و عجيب است كه همان نيروهايى كه زمانى حلقه اتصال ارتش امريكا و ارتش پاكستان بودند يعنى اعراب افغان امروز با نام القاعده و طالبان به عامل تضاد وبى اعتمادى آنها تبديل شده اند. روابط ميان پنتاگون و نيروهاى امنيتى پاكستان به سردترين نقطه از زمان آغاز عمليات در افغانستان در سال ۲۰۰۱ رسيده است و از ديد پنتاگون نقش اصلى را در اين ماجرا داد و ستد پاكستان با طالبان در منطقه قبيله نشين بازى مى كند، اوج نارضايتى امريكا زمانى ديده شد كه كاخ سفيد از مذاكره دولت گيلانى با سران طالبان محلى ابراز نگرانى كرد. از نگاه امريكايى ها سازش اسلام آباد با قبايل مرزى به طالبان امكان مى دهد، آزادانه از مرز عبور كنند و به نيروهاى امريكايى و ناتو در افغانستان حمله كنند. در سوى ديگر انتشار سندى تازه در پنتاگون، افسران پاكستان را به اين باور رساند كه دوستان ديروز آنها را تدبير ديگرى افتاده است. اين سند حاكى از اين بود كه سران ناتو و امريكا ديگر قصد ندارند آى اس آى را طرف مشورت خويش در جنگ افغانستان قرار دهند به اين دليل كه معتقدند آگاه كردن پاكستانى ها از عمليات آينده خود در منطقه به معنى در خطر گذاشتن جان سربازان امريكايى است. فرماندهان پنتاگون گزارش داده اند كه برخى از كارمندان امنيتى پاكستان اين اطلاعات را به طالبان مى رسانند و از اين طريق از موفقيت عمليات نيروهاى امريكايى جلوگيرى مى كنند. اين سند فقط چند روز به صورت محرمانه ماند. فرماندهان امريكايى در افغانستان به رسانه هاى بين المللى گفتند كه به نيروهاى امنيتى پاكستان در آن سوى مرز با افغانستان اعتماد ندارند. چند روز بعد ۹ ژوئن مؤسسه «رند» به درخواست وزارت دفاع امريكا اين گزارش را فاش ساخت كه افراد زيادى از نيروهاى تجسس و اطلاعاتى پاكستان به طالبان و ديگر گروه هاى تروريستى منطقه كمك مستقيم مى رسانند. گزارش اخير «رند» بازتابى از يأس افزاينده واشنگتن از ساختار پيچيده ارتباط اسلام آباد با شبه نظاميان مناطق قبايلى است: همين پيش فرض ها باعث شد كه پنتاگون دور تازه اى از حملات هوايى نيروهاى امريكايى به منطقه مرزى پاكستان را شروع كند. اما اين تصميم امريكا چندان هم بى هزينه نيست زيرا اكنون موجى تازه از ضديت با غرب و امريكا در داخل پاكستان بويژه در مناطق قبيله اى به راه افتاده است و در واكنش به اين تصميم سران قبايل سرحدات جريان مذاكره با دولت مركزى اسلام آباد را متوقف كردند. آنها به درستى مى گويند: موشك هاى امريكايى نه تنها به پاسگاه هاى مرزى پاكستان بلكه به اساس روابط اين كشور با امريكا و همكارى دو جانبه در جنگ ضد تروريزم ضربه زدند. نخست وزير پاكستان يوسف رضا گيلانى ناگزير شد در برابر اعضاى مجلس كشورش اين حمله را بزدلانه و بى دليل بنامد و بگويد: ما از استقلال خود، شرف و ارج خود حمايت مى كنيم و اجازه نمى دهيم قلمرو ما هدف حمله قرار بگيرد. ما اين حمله را كاملاً محكوم مى كنيم و از طريق وزارت امور خارجه خود پاسخ مى طلبيم. ولى در واشنگتن سخنگوى وزارت دفاع امريكا از حمله هوايى امريكا حمايت كرد و آن را اقدامى قانونى عنوان كرد و گفت: دليل اين اقدام اين بوده است كه نيروهاى پاكستانى در اين دوره رفتار خصمانه داشته و به سربازان ايالات متحده در داخل افغانستان حمله كرده اند. و جالب اينجاست كه پنتاگون اين حمله ها به خطوط مرزى پاكستان را در چارچوب اصل دفاع از خود توجيه مى كند و مدعى است كه تعرض به مناطق قبيله اى پاكستان قانونمندانه و براى دفاع از خود است چرا كه آنها هدف حمله قواى دشمن قرار گرفته اند. شواهد حاكى از آن است كه امريكايى ها در آخرين سال بوش عمليات ويژه اى به منظور دستگيرى بن لادن وسران القاعده آغاز كرده اند كه از هواپيماهاى بدون سرنشين ام. كيو-۱پريديتور و ام. كيو-۹ مجهز به موشك داراى قابليت هدف گيرى بسيار دقيق استفاده مى شود. آنها مدعى هستند كه سران القاعده وطالبان به احتمال خيلى زياد در مناطق قبيله اى پاكستان از جمله باجور پنهان شده اند و نيروهاى امريكايى با تشديد فشار بر مواضع القاعده در پاكستان قصد دارند آنها را به سوى مرزهاى افغانستان برانند و به اين صورت بوش خوشبين است كه به عمليات ناكام هفت ساله براى دستگيرى تروريست شماره يك خاتمه دهد. در هر حال تحولات اخير در مرز ميان افغانستان و پاكستان بحران ميان پاكستان و امريكا را به مرحله اى عميق تر و غيرقابل كنترل رسانده است. تا جايى كه رئيس ستاد ارتش امريكا اعلام كرده كه اگر قرار باشد حمله اى به امريكا صورت بگيرد مطمئناً طراحى و برنامه ريزى اش در مناطق قبيله اى پاكستان صورت خواهد گرفت. به باور سران پنتاگون سپاه نظامى پاكستانى كه متشكل از قبايل پشتون است براى مبارزه با تندرو ها مناسب نيست. اين كار پيش از هرچيز به عزم سياسى دولت و سپس تغيير نگاه سران نظامى پاكستان نياز دارد. به عبارت ديگر پنتاگون در هفتمين سال جنگ افغانستان بر اين گمان است كه در افغانستان فريب دوستان خويش را خورده است. اكنون مهمترين سند آنها براى اين ادعا دو چيز است اول موج نيروهاى انتحارى اعزامى از مناطق قبيله اى پاكستان كه به ادعاى امريكايى ها مركز لجستيك جنگ و پايگاه هاى آموزشى طالبان در آن واقع است و دوم تصميم دولت پاكستان براى عقب نشينى نظاميان اين كشور از مناطق مرزى در راستاى تلاش دولت جديد براى دستيابى به توافق صلح با افراد مسلح در مناطق قبايلى. تنها تدبيرى كه امريكايى ها انديشيده اند اين بوده كه سازمان ناتو بايد نيروهاى بيشترى به مناطق مرزى پاكستان و افغانستان اعزام كند. امريكا از متحدان اروپايى خود خواسته نيروهاى بيشترى به افغانستان اعزام كنند ولى اين درخواست واشنگتن تاكنون با استقبال سرد اعضاى ناتو روبه رو شده است. اما اين همه مشكلات امريكايى ها نيست. تصميم گيرى درباره نحوه مواجهه با پاكستان اكنون به اختلاف جدى در ميان سياستمداران امريكا تبديل شده است. ريشه هاى اين اختلاف به اظهار نظرات مختلف از سوى نامزدهاى رياست جمهورى اين كشور در خصوص لزوم تجديد نظر درباره روابط با اسلام آباد، برمى گردد. با آن كه دولت بوش اين سال ها بر حفظ پيوند با مشرف اصرار ورزيده است و مدعى شده كه هدف مشترك مبارزه با تروريسم، پايه و اساس روابط ميان واشنگتن و اسلام آباد را تشكيل مى دهد اما همگان معتقدند كه با تغيير دولت در امريكا و روى كار آمدن دولت جديد مناسبات دو كشور تغيير جدى خواهد يافت.
|
|
|
|
|
چالش هاى درونى سومين قدرت آسيا
|
|
|
فرزانه شاهسوند دولت مان موهان سينگ در شرايط دشوارى قرار گرفته است. دو بحران اقتصادى وسياسى همزمان بر دهلى سايه افكنده است. جدى ترين چالش او در تنظيم مناسبات با امريكا نمايان شده است. چپگرايان هند عزم خويش را براى به هم زدن پيمان هسته اى هند و امريكا جزم كرده اند، چپ ها با مشاركت راهبردى هند با امريكا مخالف هستند و نمى پذيرند كه قدرت هسته اى نظامى جنوب آسيا «حاكميت خود را به ويژه براى آزمايش هاى هسته اى از دست بدهد». درحال حاضر حزب كنگره مقاومت مى كند اما تحت فشار متحدان كمونيست خود قرار دارد كه با توافقنامه هسته اى غير نظامى دهلى نو و واشنگتن همراهى نكند. توافقنامه اى كه سنگ بناى روابط ديپلماتيك هند و امريكا به شمار مى آيد و دو كشور از ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ درباره آن مذاكره كردند. دهلى نو مايل است اين موافقتنامه را با پايان بردن مذاكراتش با آژانس بين المللى انرژى اتمى و گروه تأمين كنندگان هسته اى موسوم به ان اس جى به اجرا بگذارد. هند كه از امضاى ان پى تى خوددارى مى كند و نيازهاى سوختى اش بسيار عظيم است تنها با چراغ سبز آنهاست كه مى تواند راكتور و سوخت خريدارى كند. «سيتارام يچورى رهر» ماركسيست هشدار داده است اگر دولت در اين خصوص همچنان پافشارى كند در حمايت از آن بازنگرى خواهد شد. اين هشدار به معناى آن است كه پنجاه و نه نماينده چپ ها دولت را در اقليت قرار خواهند داد كه به استيضاح و استعفاى احتمالى و انتخابات زود هنگام در دسامبر منجر خواهد شد. حزب كنگره و كمونيستها قرار است بزودى بخت خود را براى تفاهم براى آخرين بار در نشستى بيازمايند. اما دولت موهان سينگ همزمان با اين چالش سياسى بحرانى اقتصادى را نيز تجربه مى كند. ميزان تورم در سومين اقتصاد آسيا براى نخستين بار از سال ۱۹۹۵ از مرز يازده درصد فراتر رفته كه افزايش بهاى نفت و مواد غذايى بر شدت آن افزوده و دولت هند را وادار كرده است به ناتوانى خود در مقابل آنچه كه پديده هاى جهانى مى نامد اعتراف كند. حزب مخالف و دست راستى هندو موسوم به بهاراتيا جاناتا يا بى جى پى امروز ائتلاف پيشرو حاكم را كه هدايت آن را از ماه مه ۲۰۰۴ حزب كنگره سونيا گاندى بر عهده دارد مورد انتقاد قرار داد و اعلام كرد اين ائتلاف در بخش مراقبت هاى ويژه قرار دارد و مرگش اجتناب ناپذير است. بى جى پى كه اميدوار است پس از شكست چهار سال پيش خود قدرت را به دست بگيرد خواستار استعفاى مان موهان سينگ نخست وزير و پالانياپان چيدامبارام وزير دارايى شده است. سينگ افزون بر اين مشكلات اوايل هفته نيز حمايت حزب باهوجان ساماج موسوم به بى اس پى را از دست داد. اين حزب دولت وى را متهم كرد كه در مهار افزايش قيمتها ناكام بوده و در قبال قشر فقير و طبقه نجس سهل انگارى كرده است. رئيس بى اس پى به هفده نماينده حزب دستور داده است به نفع دولت رأى ندهند. وى كه سر وزير ايالت اوتار پرادش با يكصد و هفتاد ميليون نفر جمعيت است يكى از نخست وزيران احتمالى دولت فدرال آينده محسوب مى شود كه از حمايت رأى دهندگان فقير، قربانيان اصلى افزايش بهاى بنزين، گاز، روغن و برنج، برخوردار است . وى در سال ۲۰۰۴ به حزب كنگره رأى داد. اگر چه اقتصاد غول غرب آسيا سالانه ۹ درصد رشد دارد و موجب بوجود آمدن طبقه متوسط مهمى شده است اما سيصد ميليون هندى همچنان با كمتر از يك دلار در روز زندگى مى كنند. رابرت پراير واندسفورت از اقتصاددانان بانك اچ اس بى سى معتقد است با توجه به نزديك شدن سريع انتخابات كابوس هاى وحشتناك دولت درباره تورم در حال پيوستن به واقعيت است. تاريخچه انتخاباتى در هند نشان مى دهد كه تورم شديد به شكست احزاب حاكم منجر مى شود. هندى ها هنوز فراموش نكرده اند حزب بى جى پى در سال ۱۹۹۸ به علت افزايش بهاى پياز شكست خورد.
|
|
|
|