|
چشم انداز
|
|
|
|
گپ
|
|
|
|
مهارت هاى زندگى
|
|
|
|
|
|
ايستگاه
|
|
|
|
|
چشم انداز
چيزهايى كه ياد مى گيريد
|
|
|
تهمينه مهربانى *به مرور زمان ياد مى گيريد كه فرق است بين گرفتن دست كسى و تاز يانه زدن به روح او و ايجاد احساس ناتوانى در او كردن. *به مرور زمان ياد مى گيريد كه عشق به معناى حمايت بى دريغ و همراهى به معناى جاى ديگرى دويدن و او را از اعتماد به نفس تهى كردن نيست. *به مرور زمان ياد مى گيريد كه محبت كردن به معنى معامله كردن و هديه دادن به معناى به بند كشيدن نيست. *به مرور زمان ياد مى گيريد كه شكست هايتان را با سرى بلند و چشمانى باز و با وقار يك انسان بالغ و نه با درماندگى و اندوهى كودكانه بپذيريد. *به مرور زمان ياد مى گيريد كه راه هاى منتهى به فردا را بايد همين امروز طراحى كرد، چون روى نقشه هاى فردا بعيد است كه بشود جاده اى زد. *به مرور زمان ياد مى گيريد كه حتى نور حيات بخش آفتاب هم اگر زياد روى پوست بتابد، آن را مى سوزاند. *به مرور زمان ياد مى گيريد كه باغچه تان را خودتان بكاريد، علف هايش را خودتان در بياوريد، شاخ و برگ درخت هايش را خودتان هرس كنيد و منتظر نمانيد ديگران برايتان گل بياورند. *به مرور زمان ياد مى گيريد كه انسان توانا و قدرتمندى هستيد و واقعاً ارزش و منزلت داريد. *و از همه مهم تر ، به مرور زمان ياد مى گيريد كه صبور باشيد.
|
|
|
|
|
گپ
يارانه براى جوانى كردن هم لازم است
|
|
|
باران طلايى تصويرى كه با كلمه جوان به ذهن اكثر ما مى رسد، يك پسر رعنا و برومند است. از نظر پريسا. ف، علت داشتن چنين تصورى اين است كه پسرهاى جوان درجوانى شر و شور دارند اما دخترها نه. شايد به خاطر اين كه فضا براى پسرها باز است. حميده. ش، ۲۲ ساله مى گويد: كافى است كمى بلندتر حرف بزنى يا بخندى، فورى برچسب جلف بودن مى خورى ولى درباره پسرها اين طور نيست. حتى وقتى پسرى اشتباه مى كند مى گويند جوانى كرده اما درباره دخترها اصلاً اين طور نيست. انگار كه دخترها حق اشتباه حتى در جوانى را هم ندارند. فرانك. الف، ۲۸ ساله معتقد است اين برداشت به نگرش جامعه برمى گردد. براى مثال در جامعه ما چندان به شادى جوانان بويژه دختران اهميتى داده نمى شود يا دست كم برنامه اى براى آنها وجود ندارد. زهرا. الف، ۲۶ ساله، به اين نكته اشاره مى كند كه دخترها زودتر از پسرها به بلوغ مى رسند و به خاطر همين رفتارشان با پسرها متفاوت است، به آينده كمتر از پسرها مطمئن هستند و ترس از آينده دارند. پسرها برنامه شان مشخص تر است. دخترها مى خواهند براى آينده شان برنامه ريزى كنند چون احساس مى كنند در جامعه كمتر به آنان توجه مى شود. به نظر من دخترها تا ۲۵ سالگى پخته مى شوند اما پسرها نه. به عقيده من آنها تا آخر عمرشان جا دارند. رويا. ن، فرهنگ خانواده ها را تأثيرگذار مى داند و مى گويد: اگر بتوان اين فرهنگ را جا انداخت كه دختران جوان هم حق دارند جوانى كنند، اوضاع خيلى بهتر مى شود. البته جوانى كردن، خنديدن و جلف بازى نيست. چند درصد از ما ـ با هر شغل و عنوان و نقشى كه در جامعه و خانواده داريم و در هر سنى كه هستيم ـ فكر كرده ايم به اين كه جوانى كردن فقط مخصوص پسران نيست و به اين كه دختران جوان ما چگونه بايد جوانى كنند و اين كه، مگر جوانى كردن راهى براى كشف دنيا، كسب تجربه، خالى كردن هيجان ها و تلاشى مضاعف براى دستيابى به آرمان ها نيست و اگر چنين است، در صورتى كه فضاى لازم در اختيار جوانان ـ هم پسر و هم دختر ـ قرار نگيرد، تكليف اين همه چه مى شود و وقتى فرد وارد ميانسالى شد، در نبود اين فضا، چگونه و چه تجربه هايى اندوخته و در چه سطحى و آيا اين همه به درد ساختن جامعه اى همواره بهتر از قبل خواهد خورد * وقتى رودخانه طغيان مى كند، مقصر ابر نيست با دكتر محمدمراد بيات، جامعه شناس هم، درباره جوانى گپ زده ايم. او درباره «جوانى كردن» و «جوانى» مى گويد: «ايام جوانى، ايامى است با ويژگى هاى خاص خودش. در اين دوره هيجان ها، اميدها و آرمان ها در حد اعلا و تلاش و انرژى بسيار بالاست و در عين حال، رفتارها گسترده، با عمق بسيار كم و تجربه ها اندك است. ميانسالان و كهنسالان، اما، آرمان هاى معقول ترى دارند و سطح رفتارهايشان كم و عمق رفتارها زياد است. آنان هيجانات كمتر و تجربه بالايى دارند. بايد بپذيريم كه وقتى ويژگى دو گروه «جوانان» و «ميانسالان و كهنسالان» مكمل هم باشد، جامعه به سمت رشد و سازندگى حركت مى كند، اما اگر در تقابل قرار گيرد، مى تواند به گسست نسل ها، بدبينى آنها و تخريب جامعه منجر شود.» به اين ترتيب، جوانى كردن يعنى پذيرش ويژگى هاى جوانى كه ذكرش رفت. اما براى فراهم آوردن زمينه ارتباط اين دو گروه در جهت تكامل و جلوگيرى از به وجود آمدن پديده گسست نسل ها چه بايد كرد دكتر بيات مى گويد: «وظيفه برنامه نويسان در سطح كشور ـ كه عموماً در سنين جوانى نيستند ـ اين است كه امكانات مثبت و سازنده براى ابراز ويژگى هاى جوانى ايجاد كنند.» اما برخى افراد مسن، ظاهراً جوانى شان را فراموش كرده اند كه انتظار «جوانى كردن» را از جوانان ندارند ـ هرچند اكثر جوانان و ميانسالان هم فكر نمى كنند كه روزى به گروه سالمندان خواهند پيوست. اين جامعه شناس در اين باره مى گويد: «در جامعه ما، افراد مسن انتظار دارند جوانان بر مبناى هنجارهاى آنان رفتار كنند. براى مثال به جوانان مى گويند نخنديد، اين كار را نكنيد، آنجا نرويد و... اما هيچ وقت نمى گويند كه چطور و كجا برويد يا چه بكنيد. به اين ترتيب برنامه ريزى ما مبتنى بر نهى خواهد بود نه مبتنى بر معروف.» «وقتى صد هزار جوان در ورزشگاه جمع مى شوند، فريادشان گوش فلك را كر مى كند اما آيا اين از افراد كهنسال و حتى ميانسال برمى آيد » دكتر بيات با اشاره به اين نكته خاطرنشان مى كند: «ما امكانات لازم را براى ابراز ويژگى هاى جوانى در جامعه ايجاد نكرده ايم. ما بايد زمينه بروز هيجانات نهفته در جوانان و امكان تخليه هيجانات پرشتاب جوانى را در محيط مناسب فراهم كنيم.» خب، دراين ميان، درباره دختران جوان چه بايد كرد گاهى هم پيش مى آيد كه پرسش شما پاسخى به جز پرسش هاى زياد ندارد. مثل همين پرسش و البته پاسخ دكتر بيات: «ويژگى هايى مثل ناز كردن و زيبايى در كنار توانمندى ها از جمله ويژگى هاى دختران جوان است، اما آيا ما توانسته ايم فضايى براى ابراز اين ويژگى ها براى دختران جوان براساس رهيافت هاى دينى خود ايجاد كنيم اگر چنين نيست، آيا اين موضوع موجب عقده نخواهد شد » سؤال ها همين دو تا نيست، ادامه دارد: «آيا طغيان رودخانه به علت ايجاد نشدن سد يا نداشتن سدهاى پرقدرت كه تحمل فشار آب را داشته باشند نيست آيا نبايد به فكر ساختن اين سدها باشيم آيا وقتى باران پرشتاب موجب طغيان رودخانه و ويرانى مزارع مى شود، مقصر ابر است يا ما نتوانسته ايم آب رودخانه را با تدابيرى، كنترل كنيم آيا نبايد ويژگى هاى جوانى به صورت شرعى، بروز و ظهور پيدا كند تا بسيارى از ناهنجارى ها رفع شود آيا جايى براى ابراز شادى دختران جوان وجود دارد آيا برنامه هايى خاص دختران جوان شكل گرفته است تا آنان اظهار وجود كنند اگر نه، آنان كجا بايداظهار وجود كنند سر چهار راه ها و جلوى پسران جوان نامحرم طبيعى است كه وقتى سدى نباشد، چنين طغيان هايى هم وجود خواهد داشت. جوانى ويژگى هايى دارد. مثلاً جوانان دوست دارند آهنگ ها را با صداى بلند بشنوند، يا از سرعت خوش شان مى آيد، آيا پيست دوچرخه سوارى يا اتومبيل رانى يا فضايى خاص براى دختران در نظر گرفته شده كه در دسترس اكثر آنان باشد و هيجان هاى خود را تخليه كنند در غير اين صورت آيا امكان ابراز اين هيجانات در محيط هاى جمعى فراهم نمى شود » اين جامعه شناس با تأكيد بر اين نكته كه مديريت در اين زمينه بايد مديريت علمى باشد و نه سليقه اى، مى گويد: «اگر نتوانيم امكان ابراز احساسات وهيجانات جوانى را در محيط هايى كه با رهيافت هاى دينى ما منطبق است، فراهم آوريم، با بحران مواجه خواهيم شد. اگر به روغن نباتى و نان و سوخت يارانه مى دهيم بايد به جوانى كردن مردم هم يارانه بدهيم تا بتوانيم طراوت، شادى و اميد بيشترى به جامعه وارد كنيم و جلوى هزينه هاى سنگين برخى ناهنجارى هاى اجتماعى را بگيريم.»
|
|
|
|
|
مهارت هاى زندگى
توانايى تفكر نقادانه
محمد كاوه تفكر نقادانه، توانايى تحليل اطلاعات و تجارب است. آموزش اين مهارت، ما را قادر مى سازد تا در برخورد با ارزشها و فشار گروه همسالان مقاومت كنيم و از آسيب هاى ناشى از آن در امان بمانيم. با استفاده از اين مهارت به بررسى و تجزيه و تحليل افكار خود و ديگران مى پردازيم و به فهم و درك روشن ترى دست مى يابيم. اين توانايى به ما كمك مى كند تااطلاعات و تجاربى را كه دريافت مى كنيم تجزيه و تحليل كنيم و در مقابل ارزشها و فشارهايى كه به ما تحميل مى شوند مقاومت كنيم و بدانيم كه رفتار ديگران هميشه درست نيست. اجزاى توانايى تفكر نقادانه از اين قرارند: * ادراك تأثيرات اجتماعى و فرهنگى بر ارزشها، نگرشها و رفتار * آگاهى از نابرابرى، پيشداوريها و بى عدالتى ها * واقف شدن به اين مسئله كه ديگران هميشه درست نمى گويند * آگاهى از نقش يك شهروند مسئول در اين نوع تفكر چند اصل مهم وجود دارد: ۱- نقد كردن يعنى بررسى و تجزيه و تحليل كردن، يعنى زواياى خوب براى موضوع را سنجيدن ۲- براى نقد كردن يك موضوع بايد ابتدا درباره آن اطلاعاتى را جمع آورى كرده و بعد با توجه به مستندات ثابت شده علمى و تجربيات مورد اطمينان خود يا ديگران آنها را بررسى و ارزيابى كنيم و نتيجه درست و مطلوب را از آن بگيريم ۳- در تفكر نقادانه فرد به جاى بدبينى و اعتماد نداشتن به ديگران ، به دنبال كشف واقعيات است. ۴-در تفكر نقادانه ، موقعيت ها و بخصوص موفقيت هايى كه امكان خطر در آنهاهست بايد به دقت سنجش و ارزيابى شود، سپس درباره آنها تصميم گيرى و طراحى ذهنى انجام شود. ۵- وقتى به تفكر نقادانه مى پردازيم بايد سؤال كنيم و اطلاعات به دست آوريم و درباره موضوع ارزيابى ، تفكر و مطالعه داشته باشيم. ۶- مهارت تفكر نقادانه به ما كمك مى كند كه از ميان اطلاعات و پيشنهادهاى فراوانى كه به ما مى شود، پيشنهادهاى سالم را از پيشنهادهاى ناسالم تشخيص دهيم. ۷- بااستفاده از تفكر نقادانه فرصت مى يابيم تا اطلاعات لازم براى تصميم گيرى درست را جمع آورى، دسته بندى و تجزيه و تحليل كنيم. ۸- تفكر نقادانه ما را قادر مى سازد تا واقعيت ها را دريابيم و خود را اسير حدس و گمان نكنيم. براى اين كه تفكر نقادانه داشته باشيم بايد: * روى موضوع مورد نظر دقيق شويم * اگر چيزى برايمان مبهم است سؤال كنيم * هميشه فكر كنيم ممكن است راه ديگرى هم وجود داشته باشد * مسائل را براى خودمان تجزيه و تحليل كنيم * بدانيم براى تجزيه و تحليل درست و اصولى نيازمند اطلاعات هستيم * بايد هوشمندانه رفتار كنيم نه متعصبانه * در نظر داشته باشيم كه اگر كارى را انجام دهيم چه مى شود و اگر انجام ندهيم چه اتفاقى مى افتد، سپس دست به عمل بزنيم.
|
|
|
|
|
درآمد كاركنان گوگل چقدر است
شهرام طارمى Glassdoor.com سايت اينترنتى است كه از سوى شركت تازه تأسيس Stealth با سرمايه ۳ ميليون دلار در ماه گذشته ايجاد شده است. اساس كار اين سايت اين است كه به كارمندان اجازه مى دهد تا به صورت ناشناس (Anonymous) در مورد شرايط شركت خود و مسائلى از قبيل حقوق خود اظهارنظر كنند. اين سايت به اين صورت عمل مى كند كه اطلاعات مربوط به حقوق و نظرات فرد درخصوص مسائل مختلف شركت را به همراه نام شركت و پست فرد در شركت منتشر مى كند. از نكات مهم در ارتباط با اين سايت استفاده از الگوريتم هايى است كه تا حد زيادى ارائه اطلاعات نادرست را تشخيص مى دهد.در طول ماه گذشته كه اين سايت دوره بتاى خود را طى مى كرد، كاركنان شركت هاى مختلفى در اين سايت ثبت نام كردند كه در ميان آنها كاركنان گوگل، ياهو، مايكروسافت و اپل نيز به چشم مى خورند. براساس اطلاعات ثبت شده از سوى كاركنان گوگل در اين سايت، متوسط درآمد يك مهندس نرم افزار گوگل ۹۷ هزار و ۸۴۰ دلار است و گستردگى درآمد بين ۸ هزار تا ۱۵۰ هزار دلار است. در كنار اين درآمد امتيازات و پاداش هايى بين ۲۰ هزار تا ۴۵ هزار دلار در سال نيز به اين افراد داده مى شود. در مجموع مى توان گفت كه يك مهندس نرم افزار در گوگل به طور متوسط ۱۱۲ هزار و ۵۷۳ دلار در سال درآمد خالص داشته است. حقوق كاركنان ياهو و مايكروسافت نيز مشابه گوگل است، با اين تفاوت كه پاداش ها در ياهو و مايكروسافت كمتر است و اين مسئله موجب شده متوسط درآمد خالص سالانه در ياهو و مايكروسافت به ترتيب ۱۰۵ هزار و ۶۴۳ دلار و ۱۰۵ هزار و ۳۷۵ دلار باشد. اين در حالى است كه متوسط درآمد مهندسان نرم افزار در شركت اپل بر اساس اطلاعات اين سايت فقط ۸۹ هزار دلار است.يكى ديگر از امكاناتى كه اين سايت در اختيار كاربران خود مى گذارد، امتيازدهى به مديران ارشد است. امتيازى كه مديرعامل گوگل به دست آورده ۸۹ درصد است. ميزان رضايت از محيط كار در گوگل ۴/۲ از ۵ و ميزان رضايت در مايكروسافت نيز به همين ميزان است، اما متوسط ميزان رضايت در ياهو ۳/۸ از ۵ است.
|
|
|
|
|
ايستگاه
بيدار باش براى يورو ۲۰۰۸
|
|
|
خسته و كوفته از سر كار آمده اى. آويزان. هنوز سلام نكرده صداى خروپفت به هفت آسمان مى رسد. اهل منزل هم براى آسايش دو گيتى خاموشى مى زنند تا بلكه با خيالى راحت و بدون هيچ مزاحمتى خواب رنگين كمانى - كه احتمالاً سياه و سفيد است چرا كه دانشمندان هنوز تشخيص نداده اند خواب ها رنگى اند يا نه - ببينى. ناگهان صداى جيغى تمام كاخ هفت رنگى كه در خواب مى بينى را ويران مى كند و پس از آن صداى تاپ و تاپ مى شنوى. فكر مى كنى اشرار و اراذل محترم محل حمله اى كرده اند و... اما نه. همه آنها هم اكنون در حبس به سر مى برند. در اين افكار هستى كه صداى دست زدن و برو جلو، بزن! بزن ديگه! مى آيد. يادت مى افتد كه شب هاى يورو ۲۰۰۸ است و فوتبال و بى خوابى. مردم اروپا الآن بيدارند پس ما را چه به خواب بساط تخمه و آجيل و همه چيز جور مى شود تا شما با خيالى آسوده فوتبال ببينى. اهل منزل هم براى آسايش فوتبالى شما بيدارباش مى زند تا مجبور نشوى فرياد خود را در دلت بزنى. فوتبال رحم و مروت حالى اش نيست. در بازى هاى اول پرتغال مى زند، اتريش و سوئيس دو ميزبان يورو ۲۰۰۸ شكست مى خورند تا براى مردم و مسئولان اين دو كشور چرايى ميزبان شدن مطرح شود. قهرمان جام جهانى ۳ گل از هلند دريافت مى كند. فرانسه نايب قهرمان جهان هم با رومانى كه تراكتورهايش در مزارع ما هنوز وجود دارد مساوى مى كند. اسپانيا ۴ گل مى زند و خلاصه بلبشويى برقرار است. همه قهرمان را هم حدس مى زنند كه چه تيمى است. اما بازى هاى دوم شروع مى شود و آلمانى كه بازى اول را برده در بازى دوم از كرواسى شكست مى خورد، ايتاليا با رومانى مساوى مى كند، فرانسه هم از هلند شكست مى خورد، پرتغال و اسپانيا هم همچنان مى تازند. در بازى هاى سوم هم تراژدى برقرار است و چك كه خيلى ها آن را قهرمان مى دانستند در عرض ۱۵ دقيقه از تركيه كه چند سالى است زور مى زند اروپايى بودن خود را با عضويت در اتحاديه اروپا رسمى كند ۳ گل دريافت مى كند تا حذف شود. فرانسه هم از ايتاليا شكست مى خورد تا نايب قهرمان جهان حتى از گروه خود نتواند صعود كند. در دور دوم آلمان، پرتغال را شكست مى دهد. پرتغالى كه مى تاخت. تركيه هم كرواسى اى كه آلمان را شكست داده بود و به عنوان تيم اول از گروه خود صعود كرده بود را حذف مى كند و به مرحله نيمه نهايى صعود مى كند. روسيه هم ۳ گل به هلندى كه ۳ تا ۳ تا مى زد، مى زند و جزو ۴ تيم برتر قرار مى گيرد و اسپانيا هم، ايتاليا را در ضربات پنالتى شكست مى دهد تا قهرمان جهان جزو ۴ تيم اروپا هم نباشد. تركيه، آلمان، اسپانيا و روسيه. اينها ۴ تيم اول اروپا هستند. اگر آلمان را كه سوم جام جهانى شده فاكتور بگيريم آيا كسى باور مى كرد كه بقيه تا اينجاى كار بالا بيايند همه اين اطلاعات را از «خوش اقبالى» به خاطر داشتن همسايه هاى فوتبال دوست كسب كرده ام.اگر روسيه و تركيه (تيم هايى كه حتى به جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان راه پيدا نكرده بودند) مى خواهند قهرمان شوند بگوييد تا از همين امشب همسايه هاى ما بروند بخوابند تا ما هم يك خواب راحت داشته باشيم، چون به نظر من ديگر يورو ۲۰۰۸ ارزش شب زنده دارى را ندارد. دارد
|
|
|
|