شنبه ۸ تير ۱۳۸۷ - ۲۴ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Sat, Jun 28, 2008
حوادث
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
سلامت
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
اجتماعى
شكايت جنجالى
مرد باغبان
گروه حوادث ـ ايران واشقانى فراهانى : پرونده قطع نخاع عجيب كارگر تازه استخدام يك مركز توليد نهال ، براى اعلام نظر نهايى به دادگاه تجديدنظر استان تهران رفت.
به گزارش خبرنگار ما، چندى قبل مرد جوانى با مراجعه به دادگاه عمومى تهران از رئيس يك شركت تهيه نهال و درختچه شكايت كرد و گفت: «مدتى قبل در مركز توليد نهال مشغول كار شدم. وظيفه ام سمپاشى و آبيارى درختان و كاشت نهال بود. اما متأسفانه به خاطر انجام كارهاى سنگين، تنها ۹ روز پس از استخدام به خاطر كمردرد شديد و فلج انگشتان و مچ پا به بيمارستان منتقل شده و تحت عمل جراحى قرار گرفتم. اما متأسفانه پس از عمل جراحى متوجه شدم به خاطر قطع نخاع دچار فلج پا و بى اختيارى ادرار شده ام. بنابراين به دليل آن كه هنگام كار دچار اين عارضه شده ام خواستار دريافت حق و حقوق قانونى ام هستم.»با اعلام اين شكايت، بازپرس پرونده به گروهى از كارشناسان پزشكى قانونى مأموريت داد تا پس از بررسى هاى دقيق علت اصلى بروز حادثه را اعلام و ابهام هاى موجود را برطرف كنند. نتيجه آزمايش هاى پزشكى حاكى از آن بود كه كارگر جوان از زمان تولد دچار تنگى كانال نخاع بوده است. بنابراين انجام كارهاى سنگين نيز تشديد علايم بالينى مشكل مادرزادى وى را به همراه داشته است.با اعلام گزارش كميته فنى و كميسيون پزشكى، قاضى شعبه ۱۷ دادگاه حقوقى تهران، كارفرما را به پرداخت ۶۵ درصد ديه محكوم كرد.پس از صدور اين حكم و اعتراض متهم به رأى دادگاه، پرونده براى بررسى نهايى در اختيار هيأت قضايى شعبه ۴۲ دادگاه تجديدنظر استان تهران قرار گرفت.
مديرعامل شركت با اعتراض به رأى دادگاه در دفاع از خود گفت: مدتى قبل مرد جوان كه به دليل كمردرد شديد توان كار نداشت با توصيه نامه اى براى كار، به مركز پرورش نهال آمد ما هم از سر دلسوزى و تنها براى كمك به بهبود وضعيت زندگى اش، او را استخدام كرديم. بنابراين قرار شد با شيلنگ آب به آبيارى درختان بپردازد. به همين خاطر به خوبى روشن است اين كار به هيچ عنوان سنگين نبوده كه طى ۹ روز موجب بروز صدمات شديد جسمانى و فلج وى شود. چراكه به خوبى روشن است اين مرد با بيمارى شديد مشغول كار شده است. حالا هم قصد سركيسه كردن اين مجموعه را دارد.به گزارش خبرنگار ما، هيأت قضايى دادگاه پس از شنيدن دفاعيات متهم اعلام كرد پس از بررسى هاى دقيق كارشناسى حكم قطعى پرونده را صادر خواهد كرد.
توليد مواد مخدر در مطب
گروه حوادث ـ حميده گودرزى : پزشك عمومى كه در مطبش لابراتوار توليد ماده مخدر «شيشه» راه انداخته بود، از سوى مأموران پليس شهرستان رى شناسايى و دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما ، راز فعاليت هاى تبهكارانه اين پزشك مرد از چندى قبل در پى مراجعه چند تن از اهالى محله اى در شهرستان رى به كلانترى ۱۳۱ آغاز شد. اهالى محل در حالى كه از يك پزشك عمومى به اتهام تهيه و توزيع ماده مخدر «شيشه» شكايت داشتند، به مأموران گفتند، اين مرد چندى قبل آپارتمانى در محله ما اجاره كرده است كه مطبش پاتوق خلافكاران و معتادان است. مأموران با اطلاع از اين موضوع محل مورد نظر را با دقت تحت كنترل نامحسوس قرار دادند. آنها با اطمينان از اين كه متهم، در آپارتمانش سرگرم تهيه و توزيع مواد مخدر است با دريافت مجوز قضايى وارد خانه شده و او را همراه پنج تن ديگر دستگير كردند. آنها در بازرسى خانه هم يك لابراتوار تهيه مواد مخدر و ۲۳۵ گرم «شيشه» كه به تازگى ساخته شده بود، كشف كردند. «كوروش»متهم اصلى پرونده زمانى كه در مقابل قاضى فرخى- بازپرس شعبه اول دادسراى شهر رى - ايستاد ضمن اعتراف گفت: پنج سال قبل پس از عمل جراحى قلب باز، به اميد تسكين دردم به مصرف مواد مخدر گرايش پيدا كردم تا اين كه به مرور زمان ناخواسته معتاد شدم. اين اواخر هم به كراك و شيشه رو آوردم و از آنجا كه خودم پزشك هستم و به فرمول هاى شيشه اى و دارويى نيز كاملاً آشنايى دارم تصميم به ساخت ماده مخدر -شيشه - گرفتم. سپس با كمك دوستانم وسايل و تجهيزات مورد نظر را با پرداخت چند ميليون تومان خريدارى كردم و از شش ماه قبل تا كنون در اين زمينه فعاليت مى كنم. در اين مدت نيمى از مواد را از طريق دوستانم فروخته و مابقى را هم خودم مصرف كرده ام. متهم در ادامه اظهار داشت: پنج مرد كه در لابراتوار دستگير شده اند نيز فقط مصرف كننده و خريدار بودند هيچ نقشى هم در تهيه و فروش مواد مخدر نداشتند. متهم در ادامه اظهار داشت: در اين مدت براى فرار از چنگ پليس چندين بار نقل مكان كردم اما بالاخره دستگير شدم. بازپرس پرونده پس از پايان اظهارات متهمان، كوروش را با صدور قرار مجرميت ، براى تحقيقات بيشتر در اختيار اداره مبارزه با مواد مخدر پليس قرار داد. ساير متهمان نيز با سپردن وثيقه تا زمان محاكمه آزاد شدند.
اعتراف كيف قاپ شرور به قتل يك زن
374523.jpg
گروه حوادث ـ سناريوى قتل يك زن همزمان با سرقت كيف دستى اش كليد خورد.
به گزارش خبرنگار ما، چندى قبل خانواده يك زن تنها با مراجعه به اداره آگاهى نيشابور از ناپديد شدن مرموز «سكينه» - ۶۰ ساله - خبر دادند.آنها در شكايت خود اظهار داشتند: وى ۱۴ فروردين براى برداشت پول از حساب بانكى اش بيرون رفته بود كه پس از آن به طرز مشكوكى ناپديد شد.با طرح اين شكايت، پرونده اى در اداره آگاهى تشكيل و تحقيق براى كشف سرنوشت او آغاز شد. كارآگاهان در ادامه پى بردند زن تنها روز حادثه به بانك مراجعه كرده بود.تحقيقات پليس در اين زمينه ادامه داشت تا اين كه ۲۶ فروردين، مأموران از كشف جسد زن ناشناسى در حوالى روستاى «وشت» شهرستان نيشابور باخبر شدند. كارآگاهان و بازپرس كشيك قتل پس از حضور در محل حادثه، با جسد سكينه روبه رو شدند.با كشف جسد، پرونده وارد مرحله تازه اى شد. اين درحالى بود كه پزشك جنايى پس از معاينه تخصصى جسد، علت مرگ را اصابت ضربه هاى جسم سخت به سر مقتول اعلام كرد.
كارآگاهان كه احتمال مى دادند سكينه از سوى يك آشنا قربانى سرقت مرگبار شده است، به تحقيقات نامحسوس و خزنده ادامه دادند تا اين كه دو پسر شرور را بازداشت كردند.متهمان ابتدا منكر ارتكاب قتل شدند، اما در ادامه يكى از آنها لب به اعتراف گشود. «ايوب» در اظهاراتش گفت: چندى قبل كيف دستى زنى - مقتول - را قاپيده و فرار كردم. تا اين كه ۱۴ فروردين هم او را هنگام خروج از بانك ديدم. ناگهان نقشه اى به ذهنم رسيد. از آنجايى كه مطمئن بودم او مرا نشناخته، جلو رفتم و ادعا كردم دزد كيفش را مى شناسم. پس از جلب اعتماد پيرزن، او را به يكى از روستاهاى اطراف نيشابور بردم. وقتى به محل خلوتى رسيديم، در يك لحظه با چوب به طرفش حمله كردم. او غرق در خون نقش بر زمين شده بود كه با برداشتن پول ها و دفترچه پس اندازش به سرعت از محل فرار كردم.با اعتراف هاى «ايوب» و بازسازى صحنه قتل، بازپرس پرونده او را با قرار قانونى تا زمان محاكمه روانه زندان كرد.
حمايت دستگاه هاى اطلاعاتى غرب از شبكه «ريگى»
گروه حوادث ـ فرمانده نيروى انتظامى كشور از حمايت هاى پشت پرده سرويس هاى امنيتى غربى از گروهك تروريستى و آدمكشى «ريگى» خبر داد و گفت: اعضاى اين شبكه براى رهايى مأموران پليس، خواستار آزادى ۲۰۰ زندانى هستند.
به گزارش خبرنگار ما، سردار اسماعيل احمدى مقدم فرمانده نيروى انتظامى كشور با اعلام اين خبر گفت: اعضاى شبكه تبهكاران درخواست خود را از طريق شبكه «العربيه» پخش كردند كه بايد بدانند به طور قطع پاسخ ايران به اين درخواست منفى است. رئيس پليس كشور با اشاره به فيلم تهيه شده از سوى گروهك «ريگى» مبنى بر اين كه دوتن از گروگان ها را اعدام كرده اند، افزود: ممكن است اين ادعا بخشى از يك عمليات جنگ روانى باشد. دراين فيلم، صحنه اعدام وجود ندارد هرچند اعدام فرمانده و معاون پاسگاه سراوان را در حال حاضر تأييد يا تكذيب نمى كنيم.وى در پاسخ به سؤالى مبنى بر اين كه «اقدام هاى تروريستى اشرار براى گروگانگيرى تا چه زمان ادامه خواهد يافت» اظهار داشت: تا وقتى كه مواد مخدر در افغانستان توليد مى شود و باندهاى مواد مخدر هم هستند، گروگانگيرى به عنوان يكى از اهرم هاى مهم اين باندها براى اعمال فشار به پليس و مسئولان مربوطه مطرح خواهد بود. البته گروگانگيرى اخير استان سيستان و بلوچستان، ارتباط كمترى با مواد مخدر داشته و پشت پرده آن، سرويس هاى امنيتى غربى و گروهك «ريگى» هستند كه خود غربى ها هم موضوع را انكار نمى كنند.
۲۵ شرور و قاچاقچى مسلح كشته شدند
گروه حوادث ـ ۲۵ تن از اشرار و قاچاقچيان مسلح مواد مخدر در جريان درگيرى با مأموران قرارگاه عملياتى نصر به هلاكت رسيدند.
سرهنگ ناصر ملك قاسمى، جانشين قرارگاه نصر در اين باره گفت: اشرار و قاچاقچيان مسلح طى سه ماهه نخست امسال از سوى رزمندگان قرارگاه و در استان كرمان به هلاكت رسيدند.وى گفت: در اين مدت ۱۰ تن ديگر از اشرار مسلح نيز در درگيرى با دلاوران اين هنگ زخمى شدند.جانشين قرارگاه عملياتى نصر، دستگيرى ۲۰ تن از اشرار و قاچاقچيان مسلح مواد مخدر را از ديگر موفقيت هاى رزمندگان قرارگاه عملياتى نصر برشمرد.در همين مدت نيز ۱۲ تن مواد مخدر كشف و ضبط شد.
جنايت۳۶۰ هزار تومانى
374526.jpg
گروه حوادث- اختلاف هاى خانوادگى بر سر دريافت بدهى ۳۶۰ هزار تومانى، سرانجام تلخ و هولناكى داشت.
به گزارش خبرنگار جنايى ما، شامگاه چهارشنبه چند كارگر ساختمانى پيكر خونين و نيمه جان مرد ۳۵ ساله اى به نام «حبيب» را به بيمارستانى در شرق تهران بردند. اما تلاش پزشكان براى نجات وى بى نتيجه ماند و «حبيب» روى تخت بيمارستان جان باخت.
مأموران كلانترى ۱۴۷ گلبرگ نيز پس از دريافت خبر قتل، همراه بهروز هنرمند - بازپرس ويژه قتل دادسراى جنايى تهران - براى بررسى ماجرا در بيمارستان حاضر شدند. نخستين تحقيقات از همراهان مقتول نشان مى داد عصر روز حادثه مرد ۴۷ ساله اى به نام قربانعلى - شوهر خواهر مقتول - به ملاقات برادر زنش رفته بود. بدين ترتيب قربانعلى به عنوان نخستين مظنون جنايت تحت تعقيب قرار گرفت. كارآگاهان جنايى تهران پس از مراجعه به خانه وى دريافتند او ساعتى قبل با يكى از بستگانش تماس گرفته و از او مقدارى پول خواسته است. بنابراين كارآگاهان، پس از مراقبت نامحسوس محل ملاقات، وى را دستگير كردند.
متهم پس از دستگيرى، در حضور بازپرس هنرمند تحت بازجويى قرار گرفت و ضمن اعتراف به قتل گفت: برادر زنم حبيب، مدتى قبل ۳۶۰ هزار تومان از من قرض گرفت و قول داد كه خيلى زود آن را پس دهد. اما با گذشت مدت زمان زيادى از اين ماجرا وى هر بار به بهانه اى از بازگرداندن پول طفره مى رفت. من هم تصميم گرفتم يك بار با تهديد او را بترسانم تا بلكه طلبم را بگيرم. بنابراين پس از برداشتن كاردى به سراغش رفتم. اما متأسفانه كار ما به درگيرى كشيد و من از شدت عصبانيت ضربه اى به او زده و متوارى شدم. متهم پس از اعتراف بازداشت شد و براى ادامه تحقيقات در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهى تهران قرار گرفت.
حادثه ها
قهرمان بدون دست و پا
374529.jpg
من «نيك ووجيلسيك» هستم كه ۲۲ سال قبل در «ملبورن» استراليا بدون دست و پا به دنيا آمدم. پدر و مادرم مسيحى بودند. آنها تصور مى كردند زمان زيادى زنده نخواهم ماند اما آزمايش هاى پزشكى، چيز ديگرى نشان داد من از لحاظ جسمى و روانى كاملاً سالم بودم اما بدون دست و پا. آنها نگران آينده ام بودند اما با توكل به خدا و درك اين موضوع توانستند به خوبى مرا بزرگ كنند و حتى به مدرسه بفرستند. يك خواهر و برادر دارم كه هر دو سالم هستند. آنها مانند ديگر بچه ها زندگى مى كردند و من تنها به آنها نگاه مى كردم. بر اساس قانون استراليا به خاطر معلوليت جسمى نمى توانستم به مدرسه معمولى بروم اما مادرم با قانون جنگيد. سرانجام با بچه هاى عادى همراه شدم و به مدرسه رفتم. همكلاسى هايم به خاطر نداشتن دست و پا اذيتم مى كردند و ديگر بريده بودم اما با كمك و حمايت خانواده ام توانستم بر مشكلات پيروز شوم. با وجود اين كه مى دانستم با ديگران فرق دارم اما وقتى كنارشان بودم تصور مى كردم همانند آنها هستم. زمانى كه با مشكلى رو به رو مى شدم تصميم مى گرفتم كه ديگر به مدرسه نروم. پدر و مادرم اما تشويقم مى كردند كه مشكلات را ناديده بگيرم و با بچه هاى همسن و سالم دوست شوم. همكلاسى هايم خيلى زود فهميدند تنها مشكل من نداشتن دست و پايم است به همين خاطر هم بامن دوست شدند. معناى عشق و دوست داشتن را از همان كودكى فهميدم.در كنار جدال هاى درونى ام، آزار و اذيت ديگران را هم تحمل مى كردم. اما ايمان به خدا به من كمك كرد تا بر چالش هاى زندگى غلبه كنم و به شكوفايى برسم. نخستين درسى كه در زندگى آموختم اين بود: «براى گرفتن چيزى از كسى كمك نخواهم.». پس از پايان تحصيلاتم در يك شركت حسابدارى و نقشه كشى، كار مى كنم. سرشار از انگيزه و عاشق اين هستم كه در جمع مردم، داستان زندگى ام را بگويم تا كسانى كه با مشكلات بزرگى رو به رو هستند اميدوار شوند و هميشه به خدا توكل كنند. تلاش خود را مى كنم تا خداوند آنچه را از من مى خواهد به خوبى انجام دهم. من هدف هاى بزرگى در زندگى دارم و دلم مى خواهد تا ۲۵ سالگى شركت مستقلى داشته باشم تا با سرمايه گذارى دولتى، خودروى ويژه اى بسازم و بتوانم راحت سوار آن شوم. مى خواهم كتابى درباره آرزوها و داستان زندگى خودم بنويسم .


|   شناسنامه   |   آرشيو   |