سه شنبه ۱۱ تير ۱۳۸۷ - ۲۷ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Tue, Jul 1, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصاد
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
اينترنت
كودك بادبادك
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
زنگ اول
اوقات شرعى
اجتماعى
گفت وگوى «ايران» با فرانسوا ژره، تحليلگر فرانسوى
نگاه
گفت وگوى «ايران» با فرانسوا ژره، تحليلگر فرانسوى
پاريس در ميانه آتلانتيك گرايى و شرق محورى
375300.jpg
گفت وگو: هرمز برادران
بهار سال گذشته نئوگليستى به اليزه راه يافت كه تلاش كرد سياست داخلى و خارجى فرانسه را با اتكا به بنيان هاى محافظه كارى تغيير دهد. نيكولا ساركوزى برخلاف ژاك شيراك رئيس جمهور سابق فرانسه، دست دوستى با امريكا داد و خود را به عنوان «يك فرانسوى امريكايى» شناساند. او عهده دار ترميم روابط دو سوى آتلانتيك شد كه در بحبوحه جنگ عراق لطمه ديد، بود. ساركوزى در اين مدت كوشيده نقش ديروز تونى بلر نخست وزير سابق انگلستان را در صحنه اروپا ايفا كند. او نگاه پاريس به شرق بويژه خاورميانه را تقويت كرد. با اين تفاوت كه تل آويو را محور سياست خارجى فرانسه قرار داده و در اين راستا بر آن است در قالب طرح ايجاد اتحاديه مديترانه راهى به سوى سازش اعراب و اسرائيل بگشايد.
ساركوزى، از امروز رياست دوره اى اتحاديه اروپا را برعهده مى گيرد و اين در شرايطى است كه رأى منفى اهالى ايرلند جنوبى به پيمان ليسبون (كه جايگزين قانون اساسى اتحاديه اروپا شده) چالش هاى قاره اى پيش روى او را افزايش داده است. با اين همه وى طرح هاى بلندپروازانه اى براى حوزه دفاعى ـ امنيتى بروكسل دارد.
براى بررسى جوانب مختلف سياست خارجى فرانسه در دوره ساركوزى با «فرانسوا ژره» رئيس انستيتوى تحليل راهبردى فرانسه به گفت وگو نشستيم كه از نظر گرامى تان مى گذرد:
* باروى كار آمدن نيكولا ساركوزى روابط فرانسه و امريكا كه به دليل جنگ عراق دچار ركود شد بار ديگر احيا گرديد. چه تحليلى از كارنامه يكساله رياست جمهورى ساركوزى بويژه تفكراتش در زمينه روابط دو سوى آتلانتيك داريد
روابط دو سوى آتلانتيك همواره حائز اهميت فراوان بوده است اما از اواخر سال ۲۰۰۲ و در آستانه جنگ عراق (۲۰۰۳) مشكلات و موانعى در اين مناسبات به وجود آمد. با اين حال، در آن برهه همكارى هايى وجود داشت. اين در شرايطى بود كه روابط سياسى و نظامى بسيار سرد شده بود. ساركوزى درصدد برآمده كه با ايجاد زمينه هاى همكارى بيشتر فضاى متفاوتى به وجود آورد و روابط را تقويت كند. به گونه اى كه او از عمليات ها و عملكرد امريكا در افغانستان حمايت كرده و ايده تقويت همكارى هاى دفاعى دوسوى آتلانتيك را در سر مى پروراند. او همچنين فرانسه را در مسير بازگشت به ساختار نظامى ناتو قرار داده است.
ساركوزى فراتر از اين رفته و مى كوشد تا روابط با اسرائيل را كه مهمترين متحد امريكا در خاورميانه است، تحكيم بخشد و روابطى مطمئن با آن برقرار كند. اين اقدام در راستاى تقويت روابط ترانس آتلانتيك صورت گرفته است.
* به نظر مى رسد كه ساركوزى بااين تصميم خود يعنى تحكيم روابط با رژيم صهيونيستى، درصدد احياى جايگاه و نفوذ خود در خاورميانه است. فكر مى كنيد اين طرح ها و ديدگاه هاى وى در عرصه خاورميانه به بار مى نشيند
رويكرد جديد فرانسه در قبال خاورميانه نبايد بر مبناى اعمال نفوذ باشد زيرا پيش از اين چنين چيزى را تجربه كرده ايم. از اين پس روابط با خاورميانه را بايد براساس جايگاه و موقعيت هاى برابر تنظيم و تقويت كرد. به عبارت ديگر بايد ديپلماسى خود در خاورميانه را مورد بازبينى قرار دهيم تا بتوانيم همكارى هايى متوازن به وجود آوريم. در آينده نزديك نيز نياز به تقويت روابط با تمام جهان اسلام بويژه كشورهاى خارج از جهان عرب مانند ايران و تركيه داريم. ديپلماسى فرانسه نبايد بر برقرارى روابط ويژه با اسرائيل متمركز شود.
ساركوزى در ابتدا مى خواست نشان دهد كه او رئيس جمهورى جديد با ديدگاه ها و نگرش هاى جديد و فردى متفاوت از ژاك شيراك است. بنابراين تقويت رابطه با اسرائيل را در دستور كار خود قرار داد اما بعد از مدتى دريافت كه روابط با خاورميانه بدون اصل توازن راه به جايى نمى برد. به همين جهت او به شبه جزيره عربستان رفت. وى سپس به لبنان رفت و انتظار داريم كه رابطه با ايران نيز بهبود يابد.
* سياست خارجى فرانسه در حوزه خاورميانه از چه ظرفيتى برخوردار است و فرصت ها و چالش هاى پيش روى پاريس در اين منطقه را چه مى دانيد
امروز تصورات و برداشت ها از نقش فرانسه در خاورميانه مثبت نيست چرا كه ساركوزى تلاش كرد تا ميان ديدگاه هاى شيعيان و سنى ها درباره اوضاع منطقه تفاوت قائل شود. وى در قبال نفوذ ايران در خاورميانه موضعگيرى كرده و مخالف سرسخت الحاق تركيه به اتحاديه اروپاست.
به اعتقاد من نظر او درباره تركيه صحيح نيست زيرا تركيه قرار نيست كه به اين زودى مثلاً همين فردا به اتحاديه اروپا وارد شود بلكه اين پروسه اى طولانى است كه ۱۵ تا ۲۰ سال به طول مى انجامد. بنابراين من دليلى نمى بينم كه به اين شيوه حضور تركيه را رد كنيم.
همانطور كه مى دانيد بشار اسد رئيس جمهور سوريه براى شركت در يك مراسم به فرانسه دعوت شده است. اين يكى از اقدام هاى ساركوزى براى ايجاد يك سياست متوازن خاورميانه اى است اما اين كافى نيست. از سوى ديگر، سياستى كه وى در قبال شبه جزيره عربستان در پيش گرفته، اساسش سالها پيش از آمدن او گذاشته شده است. مذاكرات درباره قراردادهايى كه در عربستان به امضا رساند، سال ها پيش يعنى حدود ۱۰ تا ۲۰ سال پيش انجام گرفته بود. به عبارت ديگر، شرايط براى او كاملاً مهيا بود و او سفرش را در چنين وضعيتى انجام داد. اكنون مسئله اين است كه اين روابط چگونه تكميل مى شود. احساس من اين است كه فرانسه نياز دارد يك سياست خارجى جامع در قبال خاورميانه اتخاذ كند. تا به امروز ما به اين مرحله نرسيده ايم. دولت كنونى فرانسه در حال بررسى انتخاب ها و گزينه هاست. ما به يك سياست خارجى فراگير و جامع درباره خاورميانه نياز داريم.
* آيا در اين سياست خارجى جديد عراق هم جزو محورهاى اصلى خواهد بود. اين سؤال را از اين جهت مطرح كردم كه شيراك در قضيه عراق، سياستى متفاوت از ساركوزى پيش گرفته بود و تحسين محافل جهانى را برانگيخت. شما به عنوان يك فرانسوى چه راهكارهايى براى حل اوضاع عراق داريد و آمريكا چگونه بايد عراق را ترك كند
در اين باره بايد سه مسئله را مدنظر داشت نخست آنكه، رئيس جمهور امريكا نيز بايد سياست جامعى درباره عراق تبيين كند. ترديدى نيست كه بايد يك جدول زمانى براى خروج نيروهاى امريكايى از عراق تدوين شود. براى يك كشور مستقل مانند عراق غيرقابل قبول است كه به چنين شيوه اى تحت نفوذ امريكا بماند. حل مشكلات اقتصادى و بويژه حل مسئله نفت و درآمدهاى نفتى نيز نكته دوم است. نفت مى تواند باعث حفظ وحدت و يكپارچگى عراق شود. يك راه حل منطقى و درست آن است كه دولت مركزى انحصار عقد قراردادهاى نفتى را داشته باشد و سپس درآمدهاى حاصله را به طور منصفانه توزيع كند. تنها دولتى مى تواند دست به چنين اقدامى بزند كه به اندازه كافى قدرتمند شده باشد و از حمايت بخش اعظمى از مردمش برخوردار باشد. نكته سوم آنكه، بدون يك گفت وگوى صادقانه و پايدار با سوريه، ايران و تركيه هيچ گونه موفقيت، شكوفايى و ثبات در عراق به وجود نخواهد آمد. اين سه كشور بايد درباره آينده عراق يقين حاصل كنند. اگر خواهان راه حلى پايدار هستيم بايد تماس هاى مداومى ميان امريكا، سوريه و ايران صورت گيرد. از سوى ديگر، بايد كنفرانس بين المللى درباره آينده عراق و اقتصاد آن بويژه نفت برگزار شود. بنابراين رئيس جمهور آينده امريكا بايد داراى ديدگاه هاى باز و مايل به گفت وگو باشد و بايد بداند كه راه حل نظامى مشكل عراق را رفع نخواهد كرد و حتى آن را وخيم تر مى كند.
* رياست شش ماهه فرانسه بر اتحاديه اروپا از امروز آغاز شد. به نظر مى رسد كه پاريس به عنوان عضو مؤسس اين اتحاديه برنامه هاى بلندپروازانه اى براى بروكسل دارد. اين طرح ها را چگونه ارزيابى مى كنيد
رياست اتحاديه اروپا دو حيطه وسيع را دربرمى گيرد. نخست حيطه امنيت نرم بوده كه آسان ترين است. امنيت نرم شامل فعاليت هاى گسترده در حوزه هاى زيست محيطى و جغرافياى مهاجرت (مهاجرت از شمال آفريقا به اتحاديه اروپا) است. ساركوزى قصد دارد اين مسئله را در طرح مشاركتى اتحاديه مديترانه بگنجاند اما مسئله اصلى، بحث منافع برخى كشورهاى حوزه درياى مديترانه در اين ساختار جديد است. تاكنون سيگنال هاى چندان مطلوبى در اين باره مشاهده نشده است. همچنين برخى از اعضاى اتحاديه اروپا به طرح ساركوزى پايبند نبوده اند. بنابراين، من به موفقيت ابتكار اتحاديه مديترانه اميدى ندارم.
افزون بر اين، ساركوزى مايل است قابليت هاى دفاعى ـ امنيتى اتحاديه را تقويت كند. دسته اى از اعضاى اتحاديه كه عضو ناتو هم هستند به اين طرح اقبال نشان داده اند اما برخى ديگر از همين اعضا معتقدند كه اتكا به قابليت و منافع ناتو كافى است زيرا موضوعات طرح شده در برنامه هاى دفاعى ساركوزى براى اتحاديه اروپا همان است كه در ناتو نيز وجود دارد. بنابراين، نيازى به هزينه هاى دفاعى بيشتر نيست. با اين حال، به نظر من، اگر اين طرح هوشمندانه تدوين شود شايد فرصت هاى تازه اى براى اتحاديه اروپا ايجاد كند.
نگاه
ترديد نخبگان درباره آينده اروپا
375306.jpg
دى سايت- ترجمه : شيرين كسرائى
رأى منفى ايرلندى ها به معاهده ليسبون نشان مى دهد كه همبستگى عميقى ميان كشورهاى اروپايى و شهروندانشان وجود دارد. اكنون مى توان گفت با رأى منفى ايرلندى ها به اين معاهده ، اتحاديه اروپا در مخمصه اى گرفتار شده است كه نقطه تاريكى براى اين اتحاديه محسوب مى شود. البته نبايد اين نكته را ناديده گرفت كه اتحاديه اروپا بدون اين معاهده نيز مى تواند به كار خود ادامه دهد همان طور كه سه سال پيش نيز كه هلند و فرانسه به طرح اين اتحاديه رأى منفى دادند اتحاديه باز هم به كار خود ادامه داد. اكنون مى شود ادعا كرد كه ايرلندى هايى كه جواب رد به اين معاهده داده اند مسئولان را متوجه اين حقيقت تلخ مى كنند كه اروپا هنوز يكپارچه و هماهنگ نيست. اكنون اين نكته بر اذهان سايه افكنده كه اتحاديه اروپا را اعضاى اندكى از كميسيون و تعداد كمى از تصميم گيرندگان آن هدايت مى كنند و به عبارتى گردش امور آن بدون عقيده و رأى گيرى از شهروندان كشورهاى اروپايى صورت مى گيرد. يكى از مقامات اتحاديه اروپا بر اين عقيده است كه تصميم هوشمندانه اين است كه طرح اداره اتحاديه اروپا با يك نظرخواهى همراه شود تا رضايت شهروندان نيز جلب شود.
المار بروك نماينده پارلمان اتحاديه اروپا در مصاحبه اى اعلام كرد كه پس از رأى منفى ايرلند به معاهده ليسبون جريان تصويب اين معاهده بايد ادامه يابد . وى مى افزايد: « به نظر مى رسد ما اكنون با يك بحران مواجه ايم. اين يك بحران سياسى است و به سختى نيز حل خواهد شد.»
از پارلمان اروپا خبرهاى خوبى شنيده نمى شود. گفته اند اتحاديه اروپا اعلام كرده بود كه رأى ايرلندى ها را زياد جدى نخواهد گرفت. به گفته اكثر رؤساى جمهور كشورهاى اروپايى و باروسو رئيس كميسيون اتحاديه اروپا اكثريت قاطع ايرلندى ها اين معاهده را به اين دليل رد كرده اند كه سه سال پيش فرانسوى ها و هلندى ها به قانون اساسى اتحاديه اروپا رأى منفى دادند و بدين وسيله باعث عدم هماهنگى ملت هاى اروپايى شدند. باروسو كه شعارش كار و تلاش دائم براى «اتحاد اروپا» است اعلام كرده كه جريان تصويب اين معاهده ادامه خواهد داشت و بدين وسيله بى اعتنايى خود را به ايرلندى ها اعلام كرد.
اما قانون اساسى اروپا همه را ملزم مى سازد كه رضايت تمام كشورهاى عضو جلب شود و در صورت مخالفت يكى از اعضا معاهده لغو مى شود . به اين ترتيب و با رأى منفى ايرلندى ها اتحاديه اروپا يك انتخاب دارد و مى تواند اين معاهده را مجدداً و با اصلاحاتى كه بر روى آن انجام مى دهد، بنويسد و بار ديگر تصويب آن را به جريان بيندازد كه براى دومين بار شايد ايرلندى ها به آن پاسخ مثبت دهند. به عبارتى آنچه كه براى معاهده «نيس» اتفاق افتاد باز هم تكرار شود.
* همبستگى مؤسسات اروپايى و مردم اين قاره در سال ۲۰۰۷
همبستگى ميان مؤسسات اروپايى و مردم درسال گذشته بسيار عميق بود. بى اعتمادى به سياستمداران مانند بوروكراسى بى نام و نشان رشد كرد. بيشتر قانونگذاران دولت آلمان از جمله هرزوگ رئيس جمهورى سابق آلمان درباره قدرت رو به رشد اين مؤسسات اخطار داده اند. «رابرت ميشلر» جامعه شناس
آلمانى مى گويد : در آغاز قرن بيستم نيز چنين جوى حاكم بود. وى اين وضعيت را «قانون مقدس اليگارشى» ناميد كه در آن بوروكراسى مرده است.
براى اثبات اين موضوع مى توان اشاره كرد كه از آن هنگام كه فرانسه و هلند به طرح اتحاديه اروپا رأى منفى دادند همكارى در بسيارى از زمينه ها ميان كشورهاى اروپايى ادامه يافت.
خواه ناخواه يكپارچگى اروپا از آغاز يكى از پروژه هاى نخبگان بود و اين امر قرن ها جنگ و خونريزى را در پى داشته است. اما اين موضوع بى احترامى به اصل دموكراسى را توجيه نمى كند. يكپارچگى اروپا شعارى است كه رهبران حكومت ها آن را ناديده گرفته اند. حداقل «برايان كاون» نخست وزير ايرلند اين چنين نشان مى دهد.
راه حل سريعى براى اين مشكل كه اكنون اتحاديه اروپا با آن روبروست وجود ندارد. ولى اتحاديه اروپا مهلت فكركردن را دارد و بايد از اين شانس و مهلت به دست آمده استفاده نمايد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |