چهارشنبه ۱۲ تير ۱۳۸۷ - ۲۸ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Wed, Jul 2, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
جوان
فرهنگ و پايدارى
خانواده
قرآن
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
سياسى
اوقات شرعى
اجتماعى
گفت و گوى « ايران » با فابيو ليبرتى ،
متخصص مسائل اتحاديه اروپايى
گفت و گوى « ايران » با فابيو ليبرتى ،
متخصص مسائل اتحاديه اروپايى
بحران هويت در اتحاديه اروپايى
375513.jpg
گفت و گو : حسين قنبرى
اروپا بعد از رأى منفى ايرلندى ها به معاهده ليسبون در يك وضع دشوار واقع شده است. اين اتفاق موضع گروه حامى تئورى يكپارچگى اروپا را تضعيف و موقعيت طيف مقابل آنها را دو چندان قوت بخشيد. بر اين اساس همه نشست هايى كه بعد از شوك سياسى ايرلند ميان سران اروپايى برگزار شده است ، دستور كار اصلى شان ، آينده سياسى اتحاديه اروپايى بوده است. اتحاديه اى كه قرار بود به نماد انديشه كثرت در عين وحدت در روابط بين الملل تبديل شود اما واقعيت هاى ناشى از تفاوت اجتماعى و تاريخى ميان ۲۷ عضو ، اين مجموعه را با چالش هاى جدى روبه رو ساخت. براى تحليل فعل وانفعالات جديد اروپا با فابيو ليبرتى متخصص مسائل اتحاديه اروپايى گفت وگو كرديم. وى دانش آموخته دانشگاه ناپل ايتاليا در رشته علوم بين الملل و ديپلماسى است ضمن آن مدارج بالاترى از تحصيلات خود را در دانشگاه هاى پاريس، ميلان و برلين در رشته سياست خارجى و امنيتى اروپا انجام داده است. ليبرتى يكى از اعضاى مركز ترسيم استراتژى دفاعى اروپا موسوم به «باشگاه انديشه آينده نگرى» و همچنين از اعضاى «فوروم پاريس» نهاد دائمى تقويت همكارى هاى اروپا و كشورهاى مديترانه بوده است. اين گفت وگو از نظر گرامى تان مى گذرد .
آقاى ليبرتى چه تحليلى از چالش هاى اتحاديه اروپا و معاهده ليسبون پس از رأى منفى ايرلندى ها به اين معاهده داريد
در پاسخ به سؤال شما بايد بگويم كه از ديدگاه حقوقى رأى منفى ايرلندى ها به معاهده ليسبون باعث تنزل اين معاهده مى شود لذا در حال حاضر شوراى اروپا از نخست وزير ايرلند خواسته است تا دلايل رأى منفى كشورش به اين معاهده را توضيح دهد. از سوى ديگر بايد منتظر آغاز رياست فرانسه بر اتحاديه اروپا در اول ماه ژوئيه بود تا ببينيم
راه حلى براى اين چالش ها پيدا مى شود كه بتواند اين معاهده را به نوعى نجات دهد. مسئله مهم اين است كه آيا ايرلندى ها حاضر مى شوند براى بار دوم به اين معاهده رأى دهند هر چند به نظر مى رسد نخست وزير ايرلند اين امكان را رد كرده باشد. راه حل ديگر كه كمى راديكال تر مى باشد اين است كه كشورهاى پيشرو تئورى اتحاد اروپا در اين زمينه به طور يكجانبه تصميم بگيرند كه اين معاهده را در زمينه هاى سياست خارجى و سياست دفاعى پيش ببرند و از اين راه به بازسازى اتحاديه اروپا كه از سال ها پيش از مشكلات عديده اى رنج مى برد كمك كرده باشند. اما در نهايت مى توان گفت كه با رأى منفى ايرلندى ها معاهده ليسبون كه منشور بنيادين اروپا شده با بحران هويت روبه رو شده است.
بعد از شوك ايرلند به نظر مى آيد دو نگاه خوشبينانه و بدبينانه نسبت به آينده اتحاديه اروپا بوجود آمده است اين آرايش را چگونه توصيف مى كنيد، چه گروهى بر حفظ چارچوب فعلى اين اتحاديه اصرار دارند و چه گروهى خواهان تغييرات در آن هستند
تمامى دولت ها و اعضاى اتحاديه اروپا بر اين گفته اتفاق نظر دارند كه بايد تغييراتى در نهادهاى اتحاديه اروپا ايجاد شود زيرا اين نهاد ها براى دوازده تا پانزده كشور اوليه اين اتحاديه تعريف و ايجاد شده بود و اكنون اتحاديه اروپا داراى بيست و هفت عضو است. از ميان اعضاى بدبين نسبت به روند كنونى اتحاديه اروپا مى توان ازكشورهايى مثل انگليس و جمهورى چك نام برد. كشورهايى همچون فرانسه، ايتاليا و اسپانيا هم كه به طور تاريخى بر اين باور هستند كه اتحاديه اروپا بايد گسترش يابد. تفاوت ديگر اين است كه كشورهايى كه از گذشته فكر اتحاداروپا را در سر داشتند امروز بيشتر به مسائل امور خارجى و دفاعى اين اتحاديه مشغول شده اند در حالى كه ساير اعضا به فكر ايجاد بازار آزاد و فضاى هماهنگ اقتصادى و مالى هستند.
برخى اين تضاد ها را نتيجه غلبه راستگرايان بر اروپا مى دانند. مثلاً مى گويند با روى كار آمدن نسل جديد رهبران اروپا مثل نيكولا ساركوزى در فرانسه، آنگلا مركل در آلمان، گوردون براون در انگليس اتحاديه اروپا دست به گريبان چالش هاى جديد شده است اين نظر راقبول داريد
البته اين ديدگاه قابل انكار نيست هنوز گمان هاى بدبينانه اى درباره سياست برخى از دولتمردان اروپا وجود دارد اما به طور خلاصه مى توانم بگويم كه رهبران جديد به تصويب معاهده ليسبون اصرار دارند و آنها اين معاهده را امضا كرده و به تصويب رسانده اند البته انگليس از گذشته نگاهى متفاوت داشته است و در ميان اين رهبران نسل جديد ساركوزى تلاش بسيارى كرده است تا نظر مثبت اعضا را براى معاهده ليسبون جلب كند.
قبول داريد كه ميل و گرايش به همگرايى در خانواده اروپا تضعيف شده و بسيارى از اعضا سياست خارجى خويش را به صورت دوجانبه پيش مى برند
شما بر واژه همگرايى تكيه مى كنيد در اين رابطه بايد بگويم كه از انگليس مى توان به عنوان شاگرد بد اتحاديه اروپا نام برد كه همواره بدبين ترين عضو اتحاديه اروپا بوده و ميل به همگرايى ضعيفى را با ساير اعضاى اتحاديه اروپا از خود نشان داده است اما در مجموع مى توان گفت كه اعضاى اتحاديه اروپا در رابطه با معاهده ليسبون همگرايى لازم را دارند و تقريباً به غير از انگليس نمى توان از كشورى نام برد كه در مقايسه راه واگرايى از اروپا را پيش بگيرد.
اين واقعيت را نيز بايد لحاظ كرد كه درجه همگرايى و انتظارات اعضا از اتحاديه فرق مى كند به همين دليل با رأى منفى ايرلندى ها به معاهده ليسبون تمامى اتحاديه اروپا وارد بحران شد و همه اعضاى اين اتحاديه از اين رأى منفى احساس زيان كردند.
روابط ويژه برخى اعضاى اتحاديه اروپا با امريكا چه تأثيرى مى تواند بر اين تضاد ها داشته باشد
روابط ويژه برخى اعضاى اتحاديه اروپا با امريكا مانند فرانسه و انگليس بيشتر در حوزه سياست خارجى تأثيراتش را نمايان مى سازد اما در قضيه معاهده ليسبون كه مقوله اى مربوط به داخل اروپا است اين تأثيرات موضوعيت ندارد. ليسبون معاهده اى است كه نهادهاى موجود در اتحاديه اروپا را مورد پردازش قرار مى دهد و هدف از آن توسعه بخشيدن به اين نهاد ها مى باشد و اين امر نيز با توسعه اتحاديه اروپا امكان پذير مى شود و اگر از اين بعد به معاهده ليسبون و اتحاديه اروپا نگاه كنيم بايد بگوييم كه تلاش ويژه برخى از كشور ها همانطور كه گفتم نمى تواند تأثير چندانى بر همگرايى موجود در اتحاديه براى توسعه آن داشته باشد. زيرا همه اين ها مربوط به سياست داخلى اتحاديه اروپا مى شود .
در باره آينده اتحاديه اروپا چگونه فكر مى كنيد. به نظر شما با اين وضع مبهم و پيچيده اى كه پس از رأى منفى مردم سه كشور اروپايى هلند، فرانسه و ايرلند به رفراندوم هاى برگزار شده بوجود آمده است اتحاديه اروپا چه سرنوشتى خواهد داشت
اتحاديه اروپا داراى چالش ها و بحران هاى متعددى است و رأى منفى هلندى ها، فرانسوى ها و اخيراً ايرلندى ها بر اين چالش ها بيشتر دامن زده است اما اين مسئله را نيز نبايد فراموش كرد كه اتحاديه اروپا اگر بخواهد رشد كند درهمين چالش ها و بحران ها بايد شاهد پيشرفت باشد اما در رابطه با بحران جديدى كه با رأى منفى ايرلندى ها در اتحاديه اروپا ايجاد شده است فقط بايد به انتظار فرمول ها ونسخه هايى كه براى رفع اختلاف طراحى مى شود باشيم كه آيا اعضاى ليدر اين اتحاديه مى توانند با همگرايى لازم از اين بحران عبور كنند. آنچه در اين بين حائز اهميت است اين است كه مدعيان رهبرى بتوانند با روش چانه زنى و اقناع به چالش هاى موجود درباره نهادهاى اتحاديه اروپا پايان دهند به عبارتى مسئله اول يافتن مسير عبور از بحران است و مسئله دوم اجراى درست سياست هاى تفاهم است زيرا اجراى عملى شدن تصميم هايى كه به قصد تفاهم اتخاذ مى شود بسيار مهم است بويژه كه اعضاى اتحاديه اروپا طى هشت سال گذشته تنها وقت خود را به بحث و جدل در اين رابطه سپرى كرده اند.
پايانى براى گوانتانامو
دى سايت
باراك اوباما، نامزد رياست جمهورى امريكا، زندان گوانتانامو را در كوبا تعطيل خواهد كرد .
گوانتانامو زندانى غير قانونى در كوبا است كه امريكا صدها مظنون به ترور را بدون محاكمه زندانى كرده است. اما به نظر مى رسد دوره گوانتانامو كه با شعار «جنگ بر ضد تروريسم» بوجود آمده است، به پايان خود نزديك مى شود.
اردوگاه امريكايى گوانتانامو براى كسانى كه امريكا مظنونان امور تروريستى مى خواند قبلاً مكان كوچكى در محلى متروكه بود كه گاه گاه زندانيان آن آزاد مى شدند بدون آنكه افراد زيادى به آن اضافه شوند. در آن هنگام ۲۷۰ نفر زندانى بودند در حالى كه در سال ۲۰۰۴ اين تعداد بالغ بر ۷۰۰ تن بود. باراك اوباما نامزد دموكرات ها براى رياست جمهورى و همچنين جان مك كين نامزد جمهورى خواهان وعده داده اند كه اين اردوگاه را تعطيل خواهند كرد. هفته گذشته دادگاه عالى ايالات متحده، اردوگاه گوانتانامو را اردوگاه اصلى قضايى معرفى كرد. اين دادگاه تصميم گرفت كه قانون اساسى امريكا، اين پايگاه نظامى نيروى دريايى و در واقع دادگاه صحرايى امريكا در كوبا را نيز در بربگيرد و دولت بوش زندانيان گوانتانامو را به قاضى غير نظامى بسپارد.
اكنون افكارعمومى مى تواند اين مسئله را به عنوان پيروزى براى خود تلقى نمايد. زيرا پيش از اين بسيارى از محافل آزاديخواه و ۳۸۳ عضو پارلمان اروپا طى قطعنامه اى خواستار آزادى زندانيان گوانتانامو شده بودند. بى شك اكثريت قضات دادگاه عالى امريكا تأثيرات اين همه انتقاد و فشار سياسى را دريافته اند و مى دانند كه چه زيان هايى زندان گوانتانامو به حيثيت امريكا وارد كرده است. جهانيان گوانتانامو را يك برگ اصلاح نشدنى در كارنامه بوش مى دانند. چرا كه او بود كه با شروع جنگ بر ضد تروريسم اين سنت را پايه گذاشت و طرحش را درباره بازجويى از زندانيان ،محاكمه نظامى و جنبه هاى ديگر، بر ضد القاعده به اجرا درآورد.
مسلماً در دولت آينده امريكا مسئله تعطيلى زندان گوانتانامو در سايه يك اجماع سياسى ميان احزاب دموكرات و جمهورى خواه ممكن خواهد بود. در مقابل دموكرات ها كه اكثريت كنگره را دردست دارند و مخالف سرسخت اين طرح بوش هستند، فرماندهان ارتش امريكا قرار داشتند كه از اين طرح حمايت مى كردند ولى آنها اكنون دست تنها مانده اند. بوش در طراحى اين مكانيسم هاى غير انسانى عليه مخالفان امريكا و كلاً مهندسى جنگ عليه تروريسم از نظريات مشاوران راديكال خود مانند ديك چنى استفاده كرد.
پس از آنكه دادگاه عالى امريكا تصميمى برضد رئيس جمهورى درباره گوانتانامو گرفت، بوش به دفاع از سياست خود در اين زمينه در كنگره پرداخت.
در ادامه رويارويى دادگاه عالى امريكا با كاخ سفيد، پارلمان به حمايت از قضات آمد و كل فرايند تصميم گيرى امريكا در سال ۲۰۰۶ درباره زندانيان گوانتانامو را زير سؤال برد و اعلام كرد كه اين شيوه، به غير از آثار سوء بر اعتبار امريكا در ميدان عمل نيز نشان داده كه كمكى به پروژه مبارزه با تروريسم نمى كند.
گزارشى كه چهار قاضى در اين مورد تهيه كرده اند حاوى نكات ارزشمندى است . بر پايه اين گزارش اراده كاخ سفيد براين استوار بود كه در برابر فشار ها براى آزادى زندانيان مقاومت كند. در قانونى كه تصويب شده بود به درستى مشخص نشده بود فرد تا كى بايد همچنان در زندان بماند. نظر اكثر اين قضات بر بى اعتمادى به ماهيت تصميم هاى رئيس جمهورى بود زيرا آنان اعتقاد داشتند كه با تصميم هاى مقام هاى ارشد امريكا فرد زندانى نمى توانست زندان را ترك كند يا به دادگاهى قانونى اميد ببندد. يكى از پيرترين قضات دادگاه عالى امريكا جان پل استيونس است كه در آوريل آينده ۸۸ ساله مى شود. وى در صدر مخالفان دولت بوش قرار دارد. او تجربه اداره چند محكمه نظامى را در كارنامه خويش دارد . تجربه هايى كه وى به عنوان افسر ارشد امريكا در جنگ عليه ژاپن و همچنين به عنوان دستيار يك قاضى دادگاه كسب كرده است.
او با استناد به اين تجارب مى گويد؛ ايالات متحده براى پيروزى بر دشمن نيازى به آتش افروزى ندارد بلكه شرط موفقيت در اين كارزار اين است كه آنها تصميم هاى قانونى بگيرند و بر حمايت دادگاه عالى مستظهر باشند. استيونس كه با وجود كهولت سن در وضعيت جسمى و روحى قابل تحسينى قرار دارد همانند ديگر همكارانش به اين مى انديشد كه در چهارسال آينده رئيس جمهور منتخب كدام راه را انتخاب مى كند و امريكا در چه مسيرى گام خواهد نهاد. با نگاه به همين وضع حساس دادگاه عالى امريكا اكنون در برابر كاخ سفيد مى خواهد مرزهاى حقوق عمومى را تعيين كند.
پس از آنكه محاكمه زندانيان گوانتانامو با رأى منفى بوش روبه رو شد.
قضات كل پروژه امنيتى دولت امريكا را زير سؤال بردند و گفتند: اگر گوانتانامو نباشد چه اتفاقى خواهد افتاد استدلال بوش و همكارانش براى ادامه دادن اين پروژه - گوانتانامو كه منتقدان سرسختى در اروپا دارد اين است كه مى گويند: ما با دشمنى مرگبار روبه رو هستيم كه با مرگ دسته جمعى غيرنظاميان و با روش هاى غيرمعمول به كشتن مردم مى پردازد و از آنجا كه اين گروه نظامى از يك دولت مركزى اطاعت نمى كند، يك كشور دمكراتيك حق دارد كه اين دشمن را دستگير و محاكمه و مجازات نمايد تا مردم در معرض خطر قرار نگيرند.
اين درحالى است كه آنچه در ۶ سال فعاليت گوانتانامو تجربه شد خلاف آن ادعاها است.
رمز پايان ۳۰ سال اسارت
375534.jpg
محمد بخشنده
براى ايهود اولمرت و سران رژيم صهيونيستى روز يكشنبه روزى تلخ وناگوار بود. كابينه اين رژيم پاى پيمانى را امضا كرد كه يك عقب نشينى آشكار براى آن به حساب مى آيد. اولمرت در اين جلسه با لحنى كه حاكى از شكست تازه در برابر حزب الله لبنان يعنى موافقت با مبادله اسيران است گفت جامعه اسرائيل راهى جز پذيرش اين تصميم نداشت.
در نظر ناظران سياسى ، موافقت با مبادله اسيران با حزب الله براى اولمرت و جريان سياسى و نظامى حاكم بر اسرائيل يادآور شكست جنگ سى و سه روزه است كه با شعار نابودى حزب الله و آزادسازى بى قيد و شرط دو نظامى اسير اين رژيم در لبنان آغاز شد. به همين علت اين جنبش اعلام كرده با مبادله اسيران پيروزى تاريخى جنگ سى و سه روزه تكميل خواهد شد. بازى مبادله اسيران از آن جهت يك برگ برنده براى نصرالله شده است كه تل آويو با قبول شروط حزب الله يكبار ديگر بر پايان دوره قدرت اسرائيل در تحميل معادلات بر منطقه تأكيد مى كند و بيش از هر زمان ديگرى بيانگرضعف نظام تصميم گير اين رژيم در سايه واقعيت غيرقابل تغيير يعنى قدرت مقاومت در منطقه است. افزون براين به باور ناظران آزادى اسيران بويژه آزادى سمير قنطار، با سى سال اسارت، پيامدهايى بسيار فراتر از مبادله عادى اسيران خواهد داشت زيرا قنطار كه نماد مبارزه جريان ملى و قومى ضد موجوديت اسرائيل به شمار مى رفت سه دهه اسارت او آيينه واقعيت نماى پسرفت جريان پذيرش سازش با اسرائيل است جريانى كه نه فقط هيچ دستاوردى براى قضيه فلسطين و امت عربى در پى نداشت بلكه جريان فكرى وراى اين روند را به حاشيه تاريخ راند، بطورى كه در معدود نامه هاى سمير قنطار كه از زندان به بيرون درز پيدا كرده اين حقيقت و سرخوردگى از آن كم و بيش به چشم مى خورد. پس از سه دهه اسارت ، آزادى قنطار و پيوستن بسيارى از همرزمان سابق او به خط حاميان حزب الله ، توانايى خط مقاومت و عمق فكرى آن و چشم انداز روشن دستاوردهاى آتى آن به شمار مى رود. قنطار در يكى از نامه هايش مى نويسد: زمانى كه همه تحولات نااميد كننده بود درخشش مقاومت اسلامى حزب الله همه معادلات را تغيير داد و تحول راهبردى از همان زمان آغاز شد.
سران تل آويو نيز ابراز نگرانى كرده اند كه قنطار پس از آزادى نقش سياسى و فرهنگى مهمى در تأكيد بر فراگير بودن مقاومت در همه ابعاد ملى، قومى، اسلامى و انسانى آن ايفا كند و دقيقاً همين امر يكى از عواملى بود كه آزادى او را دست كم چهار سال به تأخير انداخت.
نشانه بارز موفقيت حزب الله دراين است كه توانسته برخى از مطالبات ديگر خويش را بر صهيونيست ها تحميل كند، از جمله اين كه نصرالله توانسته ماجراى مبادله اجساد سربازان صهيونيست را به آزادى اسراى فلسطين گره بزند. نصرالله در سخنرانى روز آزاد سازى لبنان گفت كه ثمرات موفقيت حزب الله در برابر ارتش اسرائيل آرامش تازه اى را براى سوريه وغزه به ارمغان مى آورد بر اين اساس ناظران اكنون يك ارتباط جدى ميان عقب نشينى هاى تل آويو در مذاكره با سوريه و حماس با مسئله تضعيف موقعيت اين رژيم در مرزهاى لبنان قائل هستند . ترديد نبايد داشت كه اولمرت در موقعيت ضعف اين پيمان سازش را پذيرفت، براين اساس نصرالله نخستين پيام هاى تبريك خويش را از گروه ها و جنبش هاى انقلابى مصر ، اردن و سوريه دريافت كرد . در اين پيام ها بر يك نكته بيش از همه تأكيد شده كه اسرائيل دريافته است كه مقاومت يك واقعيت انكار ناپذير است و آن چيزى كه روزى باراك در باره موجوديت حزب الله و حماس گفته بود اكنون مبناى تصميم اولمرت در مبادله با حزب الله شده است.
استراتژى « مقاومت در عين چانه زنى » كه نصرالله در اين مدت به نمايش گذاشت رفتار سياسى تل آويو در غزه و در قبال سوريه را عوض كرد و سران اين رژيم به اين باور رسيدند كه چرخه اقدامات خشونت آميز در نوار غزه
راه حل نظامى بى فايده است و بايد در جست وجوى راه حلى سياسى بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |