|
گفت و گوى « ايران » با فابيو ليبرتى ، متخصص مسائل اتحاديه اروپايى
بحران هويت در اتحاديه اروپايى
|
|
|
گفت و گو : حسين قنبرى اروپا بعد از رأى منفى ايرلندى ها به معاهده ليسبون در يك وضع دشوار واقع شده است. اين اتفاق موضع گروه حامى تئورى يكپارچگى اروپا را تضعيف و موقعيت طيف مقابل آنها را دو چندان قوت بخشيد. بر اين اساس همه نشست هايى كه بعد از شوك سياسى ايرلند ميان سران اروپايى برگزار شده است ، دستور كار اصلى شان ، آينده سياسى اتحاديه اروپايى بوده است. اتحاديه اى كه قرار بود به نماد انديشه كثرت در عين وحدت در روابط بين الملل تبديل شود اما واقعيت هاى ناشى از تفاوت اجتماعى و تاريخى ميان ۲۷ عضو ، اين مجموعه را با چالش هاى جدى روبه رو ساخت. براى تحليل فعل وانفعالات جديد اروپا با فابيو ليبرتى متخصص مسائل اتحاديه اروپايى گفت وگو كرديم. وى دانش آموخته دانشگاه ناپل ايتاليا در رشته علوم بين الملل و ديپلماسى است ضمن آن مدارج بالاترى از تحصيلات خود را در دانشگاه هاى پاريس، ميلان و برلين در رشته سياست خارجى و امنيتى اروپا انجام داده است. ليبرتى يكى از اعضاى مركز ترسيم استراتژى دفاعى اروپا موسوم به «باشگاه انديشه آينده نگرى» و همچنين از اعضاى «فوروم پاريس» نهاد دائمى تقويت همكارى هاى اروپا و كشورهاى مديترانه بوده است. اين گفت وگو از نظر گرامى تان مى گذرد . آقاى ليبرتى چه تحليلى از چالش هاى اتحاديه اروپا و معاهده ليسبون پس از رأى منفى ايرلندى ها به اين معاهده داريد در پاسخ به سؤال شما بايد بگويم كه از ديدگاه حقوقى رأى منفى ايرلندى ها به معاهده ليسبون باعث تنزل اين معاهده مى شود لذا در حال حاضر شوراى اروپا از نخست وزير ايرلند خواسته است تا دلايل رأى منفى كشورش به اين معاهده را توضيح دهد. از سوى ديگر بايد منتظر آغاز رياست فرانسه بر اتحاديه اروپا در اول ماه ژوئيه بود تا ببينيم راه حلى براى اين چالش ها پيدا مى شود كه بتواند اين معاهده را به نوعى نجات دهد. مسئله مهم اين است كه آيا ايرلندى ها حاضر مى شوند براى بار دوم به اين معاهده رأى دهند هر چند به نظر مى رسد نخست وزير ايرلند اين امكان را رد كرده باشد. راه حل ديگر كه كمى راديكال تر مى باشد اين است كه كشورهاى پيشرو تئورى اتحاد اروپا در اين زمينه به طور يكجانبه تصميم بگيرند كه اين معاهده را در زمينه هاى سياست خارجى و سياست دفاعى پيش ببرند و از اين راه به بازسازى اتحاديه اروپا كه از سال ها پيش از مشكلات عديده اى رنج مى برد كمك كرده باشند. اما در نهايت مى توان گفت كه با رأى منفى ايرلندى ها معاهده ليسبون كه منشور بنيادين اروپا شده با بحران هويت روبه رو شده است. بعد از شوك ايرلند به نظر مى آيد دو نگاه خوشبينانه و بدبينانه نسبت به آينده اتحاديه اروپا بوجود آمده است اين آرايش را چگونه توصيف مى كنيد، چه گروهى بر حفظ چارچوب فعلى اين اتحاديه اصرار دارند و چه گروهى خواهان تغييرات در آن هستند تمامى دولت ها و اعضاى اتحاديه اروپا بر اين گفته اتفاق نظر دارند كه بايد تغييراتى در نهادهاى اتحاديه اروپا ايجاد شود زيرا اين نهاد ها براى دوازده تا پانزده كشور اوليه اين اتحاديه تعريف و ايجاد شده بود و اكنون اتحاديه اروپا داراى بيست و هفت عضو است. از ميان اعضاى بدبين نسبت به روند كنونى اتحاديه اروپا مى توان ازكشورهايى مثل انگليس و جمهورى چك نام برد. كشورهايى همچون فرانسه، ايتاليا و اسپانيا هم كه به طور تاريخى بر اين باور هستند كه اتحاديه اروپا بايد گسترش يابد. تفاوت ديگر اين است كه كشورهايى كه از گذشته فكر اتحاداروپا را در سر داشتند امروز بيشتر به مسائل امور خارجى و دفاعى اين اتحاديه مشغول شده اند در حالى كه ساير اعضا به فكر ايجاد بازار آزاد و فضاى هماهنگ اقتصادى و مالى هستند. برخى اين تضاد ها را نتيجه غلبه راستگرايان بر اروپا مى دانند. مثلاً مى گويند با روى كار آمدن نسل جديد رهبران اروپا مثل نيكولا ساركوزى در فرانسه، آنگلا مركل در آلمان، گوردون براون در انگليس اتحاديه اروپا دست به گريبان چالش هاى جديد شده است اين نظر راقبول داريد البته اين ديدگاه قابل انكار نيست هنوز گمان هاى بدبينانه اى درباره سياست برخى از دولتمردان اروپا وجود دارد اما به طور خلاصه مى توانم بگويم كه رهبران جديد به تصويب معاهده ليسبون اصرار دارند و آنها اين معاهده را امضا كرده و به تصويب رسانده اند البته انگليس از گذشته نگاهى متفاوت داشته است و در ميان اين رهبران نسل جديد ساركوزى تلاش بسيارى كرده است تا نظر مثبت اعضا را براى معاهده ليسبون جلب كند. قبول داريد كه ميل و گرايش به همگرايى در خانواده اروپا تضعيف شده و بسيارى از اعضا سياست خارجى خويش را به صورت دوجانبه پيش مى برند شما بر واژه همگرايى تكيه مى كنيد در اين رابطه بايد بگويم كه از انگليس مى توان به عنوان شاگرد بد اتحاديه اروپا نام برد كه همواره بدبين ترين عضو اتحاديه اروپا بوده و ميل به همگرايى ضعيفى را با ساير اعضاى اتحاديه اروپا از خود نشان داده است اما در مجموع مى توان گفت كه اعضاى اتحاديه اروپا در رابطه با معاهده ليسبون همگرايى لازم را دارند و تقريباً به غير از انگليس نمى توان از كشورى نام برد كه در مقايسه راه واگرايى از اروپا را پيش بگيرد. اين واقعيت را نيز بايد لحاظ كرد كه درجه همگرايى و انتظارات اعضا از اتحاديه فرق مى كند به همين دليل با رأى منفى ايرلندى ها به معاهده ليسبون تمامى اتحاديه اروپا وارد بحران شد و همه اعضاى اين اتحاديه از اين رأى منفى احساس زيان كردند. روابط ويژه برخى اعضاى اتحاديه اروپا با امريكا چه تأثيرى مى تواند بر اين تضاد ها داشته باشد روابط ويژه برخى اعضاى اتحاديه اروپا با امريكا مانند فرانسه و انگليس بيشتر در حوزه سياست خارجى تأثيراتش را نمايان مى سازد اما در قضيه معاهده ليسبون كه مقوله اى مربوط به داخل اروپا است اين تأثيرات موضوعيت ندارد. ليسبون معاهده اى است كه نهادهاى موجود در اتحاديه اروپا را مورد پردازش قرار مى دهد و هدف از آن توسعه بخشيدن به اين نهاد ها مى باشد و اين امر نيز با توسعه اتحاديه اروپا امكان پذير مى شود و اگر از اين بعد به معاهده ليسبون و اتحاديه اروپا نگاه كنيم بايد بگوييم كه تلاش ويژه برخى از كشور ها همانطور كه گفتم نمى تواند تأثير چندانى بر همگرايى موجود در اتحاديه براى توسعه آن داشته باشد. زيرا همه اين ها مربوط به سياست داخلى اتحاديه اروپا مى شود . در باره آينده اتحاديه اروپا چگونه فكر مى كنيد. به نظر شما با اين وضع مبهم و پيچيده اى كه پس از رأى منفى مردم سه كشور اروپايى هلند، فرانسه و ايرلند به رفراندوم هاى برگزار شده بوجود آمده است اتحاديه اروپا چه سرنوشتى خواهد داشت اتحاديه اروپا داراى چالش ها و بحران هاى متعددى است و رأى منفى هلندى ها، فرانسوى ها و اخيراً ايرلندى ها بر اين چالش ها بيشتر دامن زده است اما اين مسئله را نيز نبايد فراموش كرد كه اتحاديه اروپا اگر بخواهد رشد كند درهمين چالش ها و بحران ها بايد شاهد پيشرفت باشد اما در رابطه با بحران جديدى كه با رأى منفى ايرلندى ها در اتحاديه اروپا ايجاد شده است فقط بايد به انتظار فرمول ها ونسخه هايى كه براى رفع اختلاف طراحى مى شود باشيم كه آيا اعضاى ليدر اين اتحاديه مى توانند با همگرايى لازم از اين بحران عبور كنند. آنچه در اين بين حائز اهميت است اين است كه مدعيان رهبرى بتوانند با روش چانه زنى و اقناع به چالش هاى موجود درباره نهادهاى اتحاديه اروپا پايان دهند به عبارتى مسئله اول يافتن مسير عبور از بحران است و مسئله دوم اجراى درست سياست هاى تفاهم است زيرا اجراى عملى شدن تصميم هايى كه به قصد تفاهم اتخاذ مى شود بسيار مهم است بويژه كه اعضاى اتحاديه اروپا طى هشت سال گذشته تنها وقت خود را به بحث و جدل در اين رابطه سپرى كرده اند.
|