فاجعه ۱۲تير،سندتروريسم دولتى آمريكا
حادثه ۱۲ تيرماه سال ۱۳۶۷ يكى از حوادث تلخ تاريخ معاصر است كه بزرگداشت آن نه تنها براى تجليل از جانباختگان اين حادثه، بلكه براى افشاى ماهيت استكبارى رژيم امريكا و سكوت جامعه جهانى امرى ضرورى است. امريكايى ها بعد از گذشت ۲۰ سال از آن حادثه، حضور تحميلى خود را بر منطقه خليج فارس حفظ كرده و با ادعاى حفاظت از منافع و امنيت ملى امريكا، امنيت خاورميانه و حتى جهان را نيز تهديد مى كنند. بزرگداشت اين روز و اهتمام به تبيين پيام هاى متعدد آن، اين فرصت را براى دستگاه هاى رسانه اى، تبليغاتى و ديپلماسى كشور فراهم مى آورد تا در آستانه بيستمين سالگرد اين اقدام خصمانه امريكا، ضمن نقد ماهيت استكبارى اين رژيم، تبعات حضور اشغالگرانه قدرت هاى خارجى در منطقه بويژه امريكا نيز افشا گردد.
مدال شجاعت براى حمله به هواپيماى مسافربرى
12 تيرماه سال ،۱۳۶۷ روز سياهى براى كارنامه سراسر ننگ ليبرال دموكراسى آمريكايى در تاريخ معاصر است. در اين روز، ۲۹۰ انسان بى گناه در پرواز شماره ۶۵۵ هواپيماى مسافربرى ايرباس جمهورى اسلامى ايران هدف دو فروند موشك رزمناو امريكايى وينسنس قرار گرفته و به شهادت رسيدند و البته فرمانده اين ناو به دليل اين اقدام شجاعانه ! به دريافت مدال شجاعت از دست رئيس جمهور وقت امريكا مفتخر شد.
امريكا پس از آن كه در رسيدن به اهداف خود جهت به زانو درآوردن ايران از طريق ورود مستقيم به جنگ با ايران از جمله جنگ نفتكش ها و حمله به مراكز اقتصادى ايران ناكام ماند، سعى كرد تا با ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم، به فشار خود جهت بازداشت ايران از ادامه جنگ بيفزايد. يكى از اين ترفندها، ناامن كردن خطوط هوايى ايران براى هواپيماهاى مسافربرى بود. امريكا به وضوح دريافته بود كه يكى از اصلى ترين كانون هاى قدرت در جمهورى اسلامى ايران، مردم مى باشند و به همين علت نيز به رغم تمامى ضوابط اخلاقى، معيارهاى انسانى و موازين شناخته شده بين المللى، مردم عادى و غيرنظامى را در آماج شديدترين حمله هاى خود قرار داد.
حادثه حمله به هواپيماى مسافربرى ايرباس و كشتار ۲۹۰ مسافر آن ازجمله حوادثى بود كه تاكنون امريكايى ها دليل موجهى براى ارتكاب آن ارائه نكردند. در اين حادثه، ابتدا آنها اين هواپيماى مسافربرى را يك هواپيماى نظامى خواندند و سپس با تصحيح اين اتهام مضحك، مسير حركت هواپيما را خارج از دالان هوايى عنوان كردند و پس از آن كه مسير قانونى هواپيما مورد تأييد سازمان هاى بين المللى هواپيمايى «ايكائو» و «ياتا» قرار گرفت، در موضعى منفعلانه تر از قبل، به اشتباه بودن اين حمله اذعان كردند. ولى بعداً براى جبران ضعف سياسى خويش، در يك دهن كجى آشكار به همه ارزش هاى انسانى و اخلاقى، به فرمانده ناو «وينسنس»، ناو حمله كننده به هواپيما، مدال شجاعت! اعطا كردند.
اين در حالى بود كه برخلاف نظر مقامات امريكايى، ساقط كردن هواپيماى مسافربرى ايران و كشتار سرنشينان غيرنظامى آن، يك حادثه كاملاً عمدى و متناسب با نقشه هاى از پيش تعيين شده بود. انتشار اخبار اين حادثه و اظهارنظر برخى تحليلگران غرب گوياى اين واقعيت است كه حادثه حمله به هواپيماى مسافربرى تعمداً صورت گرفته است.
يك محقق غربى، در مقاله «تحليل حقوقى از عملكرد امريكا در آخرين سال جنگ تحميلى» با اشاره به اين كه برخلاف ادعاى مقامات امريكايى، ناو امريكايى حمله كننده در آب هاى ايران بوده نه در آب هاى بين المللى، مى نويسد: «ناو امريكايى وينسنس» هنگامى كه هواپيماى مسافربر ايرانى را در سوم جولاى ۱۹۸۸ سرنگون ساخت، در داخل آب هاى سرزمينى ايران بوده و در همان روز در آب هاى ايران رفت و آمد مى كرده است.
«ديويد كارلسون» فرمانده ناوشكن امريكايى «سايدز» كه در زمان حمله ناو «وينسنس» به هواپيماى ايرباس در صحنه حضور داشته، در شماره سپتامبر ۱۹۸۹ مجله «مؤسسه بررسى مسائل نيروى دريايى امريكا» گفت: هواپيماى ايرانى بدون هيچ دليل قابل قبولى سرنگون شد... وى گفت زمانى كه تصميم به شليك به سمت ايرباس گرفته شد هواپيما در حال صعود بود نه در حال فرود... و ناو «وينسنس» هرگز مورد تهاجم اين هواپيما قرار نگرفت.
اگرچه پيشينه ورود امريكا به جنگ ايران وعراق به ماه هاى قبل از تجاوز عراق به ايران باز مى گردد و در طول ايام پس از آغاز جنگ نيز كمك هاى اطلاعاتى وحمايت هاى امريكا از عراق باعث عدم صدور بيانيه و اطلاعيه اى جدى در محكوميت حمله عراق به ايران گرديد، اما ورود مستقيم امريكا به جنگ به بهانه حمايت از امنيت كشتيرانى در خليج فارس صورت گرفته است. يك سال پس از تجاوز رژيم عراق عليه ايران در سال ۱۳۶۰ صدام حمله به كشتى هاى تجارى در خليج فارس را آغاز كرد و با اعلام مين گذارى سواحل بندر امام خمينى (ره) و حمله به دو كشتى تجارى درتاريخ ۳۱ دى ماه ۱۳۶۰ امنيت خليج فارس را مختل كرد و پس از آن كه فرانسه هواپيماهاى سوپر اتاندارد و موشك هاى اگزوسه را به عراق تحويل داد، ابعاد اين حملات افزايش يافت. در برابر اين حملات كه عراق به صراحت مسئوليت آن را برعهده مى گرفت، شوراى امنيت عكس العمل مناسبى نشان نداد ولى در قبال انتساب به دور از واقعيت حمله به چندكشتى و شكايت شوراى همكارى خليج فارس، شوراى امنيت در ۱۱ خرداد ۱۳۶۳ مطابق با اول ژوئن ۱۹۸۴ ميلادى مبادرت به صدور قطعنامه ۵۳۳ كرد و در آن خواستار توقف اين حملات شد.
از آغاز جنگ تا ۱۰ ژوئيه ۱۹۸۴ ميلادى، ۱۱۳ كشتى در خليج فارس موردحمله موشكى قرار گرفت. جمهورى اسلامى ايران در ژانويه ۱۹۸۵ ميلادى به دبيركل وقت سازمان ملل اعلام كرد كه از هرگونه اقدامى براى تأمين آزادى و امنيت كشتيرانى در خليج فارس حمايت و استقبال خواهد كرد، اما حملات به كشتى ها ادامه يافت. تا تيرماه ۱۳۶۶ حدود ۸/۵ ميليون تن كالا از محموله هاى كشتى ها درخليج فارس به زير آب رفت. ۴۱ كشتى كاملاً نابود شدندو به محموله ۳۴ كشتى آسيب وارد شد و بيش از ۳۰۰ تن ازملوانان كشورهاى گوناگون به قتل رسيدند و بيش از اين تعداد نيز مجروح شدند.
بدين ترتيب عراق درهدف خود مبنى بر بين المللى كردن جنگ خليج فارس تا اندازه زيادى موفق شد و قدرت هاى غربى و در رأس آنها امريكا حضور گسترده و تهديدآميزى در خليج فارس يافتند و سرانجام كشتى هاى نفت كش كويتى با پرچم امريكا در خليج فارس حركت كردند و اسكورت نظامى نفت كش ها و كشتى هاى تجارى موردنظر امريكا در خليج فارس آغاز شد. در ۳۱ سپتامبر كشتى ايرانى مورد حمله نيروهاى نظامى امريكا قرار گرفت. همچنين حملات نظامى امريكا به سكوهاى نفتى ايران دخالت آشكار آن دولت در منطقه به نفع عراق و عليه جمهورى اسلامى ايران را به وضوح نشان داد. يكى از نتايج شوم تشنج آفرينى وسيع رژيم عراق و دامن زدن ايالات متحده به ناامنى در خليج فارس حمله به هواپيماى مسافربرى جمهورى اسلامى ايران بود.پس از ماجراى حمله وحشيانه ناو امريكايى به هواپيماى مسافربرى ايران و شكايت ايران به سازمان ملل، شوراى امنيت در تاريخ ۶۷/۴/۲۹ با صدور قطعنامه ۶۱۶ ضمن اظهار تأسف از اين حادثه از سازمان هواپيمايى كشور درخواست ايجاد گروه تحقيق براى بررسى حادثه را كرد و از ايران خواست قطعنامه ۵۹۸ را بپذيرد.
چرايى بزرگداشت حادثه ۱۲ تير
۱- حادثه تلخ حمله ناو امريكايى به هواپيماى مسافربرى ايران اگرچه حامل پيامى مهم به ايران در روند دفاع مقدس بود و نظام سلطه و نهادهاى بين المللى مربوطه تمامى اعتبار خود را به دليل عدم محكوميت جدى امريكا و اين حادثه زير سؤال بردند. اما بررسى پيشينه حوادث مشابه نشان مى دهد كه اين گونه پديده ها همواره مى تواند فرصتى براى افشاى ماهيت تجاوزكارانه حكومت هاى خودكامه باشد.
2- حوادث برجسته تاريخ در كشورهاى مختلف همواره به صورت يك يادمان و فرصتى براى تبيين آن حادثه براى نسل هاى بعدى مورد توجه مسئولان هر نظام سياسى است كه در اين زمينه مى توان به يادبود بمباران اتمى هيروشيما و ناكازاكى در ژاپن و يا بزرگداشت سالروز به كارگيرى سلاح هاى بيولوژيك در اتريش اشاره كرد. ژاپنى ها در سالروز بمباران اتمى امريكا، هرساله از اين كشور مى خواهند تا از ژاپن عذرخواهى كند.
۳- تا كنون اين سؤال بى پاسخ مانده است در شرايطى كه امريكايى ها از موضوعاتى نظير حقوق بشر، تروريسم و هسته اى به عنوان ايجاد فضاى روانى عليه ايران و يا ساير كشورهاى مخالف خود استفاده مى كند، چرا ايران بطور جدى خواستار محاكمه مقامات امريكايى كه خلق كننده اين حادثه دردناك بودند، نمى شود.
۴- استفاده ايران از ابعاد قضايى و حقوقى اين ماجرا و اهميت آن از مواردى است كه بايد بدان توجه داشت. در شرايطى كه صهيونيستها در مراجع قضايى امريكا با طرح دعاوى موهوم، خسارات چندصدميليون دلارى از ايران مطالبه مى كنند، مختومه قلمداد كردن اين پرونده تا كنون فرصت هاى مناسب را از ايران گرفته است. از اين رو لازم است مسئولان قضايى و دستگاه ديپلماسى كشور خطاهاى دولت هاى گذشته را جبران كنند و با طرح دعاوى در مجامع بين المللى خواستار عذرخواهى مقامات امريكايى از ملت ايران شده و نسبت به پرداخت خسارات مادى و معنوى اين حادثه اقدام كنند.
۵- با توجه به ويژگى هاى پيشرفته ناوهاى امريكا و تفاوت بسيار زياد حجم هواپيماى نظامى با مسافربرى در صفحه رادار، ماهيت اقدام ددمنشانه امريكايى ها روشن مى شود. بويژه آنكه روند صدور مجوز و فرامين در سازوكار نظامى امريكا به راحتى اجازه چنين برخوردى را به فرمانده يك ناو نمى دهد.
۶- اينكه امريكايى ها به هيچ قاعده اى پايبند نيستند و كنوانسيون ها و تعهدات بين المللى را زير پا مى گذارند و از سازمان ها و نهادهاى بين المللى به راحتى عبور مى كنند مختص اين حادثه نبوده و تاكنون جمهورى اسلامى خسارات سنگينى را بابت اين رفتارهاى خصمانه پرداخت كرده است كه از مصاديق بارز آن مى توان به كمك امريكا به كودتاى چيان نوژه، حمله به طبس و... اشاره كرد. بنابراين باز تعريف اين جنايات و مطالبه از جامعه بين الملل براى محاكمه مقامات امريكايى مى تواند مرهمى بر درد ملت ايران باشد.
۷- عدم كارايى قوانين و مقررات بين المللى در اين گونه حوادث و خلاصه كردن آن به پرداخت ديه معمولى افراد، به عنوان يكى از موضوعات قابل بحث در اين حادثه است كه بازنگرى و درخواست مجدد آن از مجامع حقوقى ضرورى است.