|
|
|
|
|
|
|
|
وهابى گرايى در پاكستان
|
|
|
ترجمه: هرمز برادران/ منبع: گاردين روزنامه نيويورك تايمز ۲۴ ژوئن در گزارشى به قلم كارلوتا گال چنين نتيجه گيرى كرد كه «پاكستان چهار ماه پس از انتخابات در سرگردانى ناشى از فقدان رهبرى قرار گرفته است.» دو روز بعد خبر رسيد كه بيت الله محسود ليدر طالبان پاكستان ۲۲ عضو كميته ميانجيگرى صلح را كه واسطه ميان دولت پاكستان و خود محسود بودند به قتل رسانده است. با اين شواهد تصور مى كنم كه پاكستان داراى رهبرانى است. در نگاه نخست به نظر مى رسد كه طالبانى شدن مناطق روستايى پاكستان و تعليق جنبش وكلا در شهرهاى بزرگ نمايانگر شكافى عميق در جامعه پاكستان است. اين شكاف، يا هر نام ديگرى كه برآن مى گذاريد، عموماً جلوه گاه دو شاخه ميانه رو و افراطيون مذهبى تلقى مى شود. اما اين پرسش مطرح است كه چرا اين شكاف خود را در راستاى مرزهاى طبقاتى و قشربندى هاى شهرى و روستايى نمايان ساخته است. همانگونه كه در ۸ سال اخير دريافته ايم، ايدئولوژى افراطى گرى همانقدر كه مستعد جذب جوانان بيكار و سرخورده است قابليت جذب طبقات شاغل و دانش آموخته را هم دارد. اگر خواهان درك بحران پيش روى پاكستان هستيم بايد در گذشته نزديك آن كند و كاو كنيم. تاريخ شبه قاره هند آكنده از جنبش هاى توده اى مردم ـ كه عموماً قحطى و جنگ و اوضاع وخيم تر عامل بروز آن بوده ـ و مملو از قصه هاى رنج و فلاكت است. به باور من، مهاجرت هاى اوايل دهه ۱۹۷۰ يك عامل كليدى ديگر است كه تاكنون چندان تجزيه و تحليل نشده است. اين مهاجرت شامل حركت شمار زيادى از مردان اهالى مناطق روستايى و نيمه روستايى پاكستان به كشورهاى نفتى خليج فارس بوده است. اين مهاجرت اقتصادى جريان معكوسى از ريزش سرمايه نقد به همين شهرها و روستاها در ايالت هاى پنجاب، سند و سرحد را به وجود آورد. اما اين امر، ابزار بى نظيرى را براى منتقل كردن رگه ها و شاخه هاى متعددى از وهابيت فراهم كرد. در فاصله سال هاى ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۵ تعداد پاكستانى هاى مقيم در كشورهاى حاشيه جنوبى خليج فارس از ۲۰۵ هزار به ۴۴۶ هزار نفر رسيد كه جريان ساليانه انتقال سرمايه آنها به پاكستان بالغ بر ۲/۵ ميليارددلار شد. در اواسط دهه ۱۹۸۰ اين آمار به اوج رسيد، به گونه اى كه حدود ۱۰ درصد از نيروى كار مرد پاكستان دركشورهاى حوزه خليج فارس شاغل بودند. اين كارگران مهاجر كه بالغ بر ۸۰ درصد آنها فاقد مهارت يا نيمه ماهر بودند معمولاً حدود ۴ تا ۶ سال در اين كشورها مى ماندند و سپس اعضاى ديگر خانواده، قبيله، طايفه يا روستا جايگزين آنان مى شدند. آنچه آنها به خانه باز مى فرستادند اعم از كالا يا پول نقد عامل برجسته در تقويت اقتصاد پاكستان طى دهه هاى ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ و يكى از فاكتورهاى كليدى در گرايش پاكستان به سوى غرب آسيا تحت سال هاى زمامدارى ذوالفقار على بوتو و ضياء الحق بود. در دهه ۱۹۹۰ سير مهاجرت كند شد اما از سال ۲۰۰۰ جريان نيروى كار به حوزه جنوبى خليج فارس افزايش پيدا كرده است. در حال حاضر، كارگران پاكستانى در سطح وسيعى در دبى، كويت و عراق به كار گرفته مى شوند. اين مهاجرت گسترده به خاورميانه تأثيرات مطلوبى بر اقتصادهاى محلى و چرخه هاى توليد دارد اما شايد مهمتر از اين، اثرات اجتماعى ـ فرهنگى آن بر پاكستان است. مسئله ديگرى كه به همين اندازه اهميت دارد مذهب گرايى اى است كه با اين كارگران به پاكستان بازمى گردد. از منظر تاريخى، قرائت وهابى از اسلام خريداران چندانى در شبه قاره نداشته است. عمدتاً بدين دليل كه ايدئولوژى وهابى با رويه هاى فرهنگ پاكستانى كه صوفيان را گرامى مى دارد مغايرت دارد. با اين حال، اين مهاجرت ها سبب شد تا جمعيت عظيمى به واسطه مبلغان وهابى عربستان سعودى، قطر و امارات عربى متحده رويه هايى را كه اين مبلغان «منحط و رو به زوال» مى ناميدند به فراموشى بسپارند. بدين ترتيب، در دره هاى جنوبى و كوهستان هاى شمالى پاكستان برقع جايگزين پوشش محلى شد و مدارس وهابى به جاى خانقاه ها نشست. اين چرخش فرهنگى با سياست هاى ضياءالحق كه جهاد را به عنوان توشه ضرورى مردم پاكستانى تبليغ مى كرد عجين شد. بدين صورت، از دوحه و رياض گرفته تا دره غازى خان و راولپندى مسائل و موضوعات چچن و كشمير محور دائمى مبلغان وهابى در مراسم دينى شد. با اين حال، اين وهابى گرى كه شامل برداشت هاى سطحى و منحرف از قرآن، شيطانى معرفى كردن غيروهابيون، نژادپرستى، ميل به تأمين مالى عمليات نظامى و غيره مى شد هرگز به عنوان روندى مستقيم و مهم مطرح نبود. رشد آن تدريجى و به گونه اى سازماندهى شده بود كه اندك اندك رويه هاى نهادينه شده را غيرمشروع و ساير رويكردهاى فرهنگى را منحرف مى ساخت. بدين طريق كه گفته مى شد رهبر معنوى در وجود كسى حلول مى كند كه با جادوى سياه بجنگد يا آن را براندازد. در پاكستان امروز دشوار است خانواده اى را يافت كه چنين مشغله هاى ذهنى نداشته باشند. مبلغان وهابى عنصر تعصب را با موضوعات اقتصادى و غيره مى آلايند و همه اينها در لفافه برداشت هاى انحرافى و سطحى از متون دينى انجام مى گيرد. بدون در نظر گرفتن تأثيرات مهاجرت پدران بر خانواده هايشان نمى توان در پروسه وهابى شدن تأمل كرد. نگرش هاى اين نسل ويژه به دولت چگونه است به راستى، آيا بدون در نظر گرفتن مهاجرت به كشورهاى خليج فارس مى توانيم در موفقيت يا ناكامى جنبش وكلا دقيق شويم آيا بدون تأمل در نقش ميليون ها پاكستانى كه در كشورهاى خليج فارس فاقد حق و حقوق بوده و شهروندان درجه دو و سه محسوب مى شوند، مى توانيم از دموكراسى سخن بگوييم در حالى كه بسيارى از ما مى كوشيم تا براساس تئورى هاى سياسى، پاكستان مدرن را بشناسم و برمبناى ايدئولوژى دينى، قدرت بنيادگرايى را درك كنيم هيچ يك از اين رويكردها مفيد نبوده است. زمان آن رسيده است كه دامنه تحقيقاتمان را بگسترانيم و كار و مهاجرت، ساختارهاى مدنى و اجتماعى، نظم و قانون، حقوق بشر و تأثيرات آن بر بسيارى از مردم پاكستان را با دقت بررسى كنيم.
|
|
|
|
|
نزاع نخبگان در مالزى
|
|
|
محمد نورى مردانى كه به عنوان پايه گذاران توسعه و مدرنيسم مالزى شهرت جهانى دارند راه خويش را از هم جدا كرده اند. ماهاتير محمد كه از سال ۱۹۸۲ پس از به حكومت رسيدن به عنوان معمار توسعه اين كشور محبوبيت يافت اكنون رو در روى دولت احمد بداوى كه زمانى «سايه ماهاتير» در عرصه سياست شناخته مى شد ايستاده است. ماهاتير جانشين خويش را به عدول از منطق دموكراسى و عقلانيت و سوء مديريت متهم كرده است. درگيرى بداوى و ماهاتير به محكمه هم كشيد . ماهاتير كه در سن كهولت قرار دارد يك جنبش گسترده اپوزيسيونى را عليه شاگرد خويش به راه انداخته است. هنوز پرونده اين نزاع جنجالى بسته نشده است كه اين بار دولت بداوى با چهره سرشناس ديگرى از پايه گذاران توسعه اين كشور روبرو شده است. انور ابراهيم كه زمانى دست راست ماهاتير بود جبهه ديگرى عليه بداوى گشوده است . انور ابراهيم در انتخابات اخير مالزى به عنوان رهبر اپوزيسيون وارد رقابت با بداوى شد و به موفقيت خيره كننده اى دست يافت. كشمكش دولت بداوى با اين ليدر مخالفان درعين حال كه ماهيت سياسى دارد اما اين روزها صورت زشت غير اخلاقى پيدا كرده است. با شدت گرفتن درگيرى انور ابراهيم و دولت بداوى اكنون زنجيره جنگ نخبگان در كوالالامپور تكميل شده است شايد خود ماهاتير هم باور نمى كرد گروه موسوم به «مدرنيست هاى مسلمان» كه سنگ بناى يك توسعه بومى را در اين نقطه آسيا نهادند اين گونه بر سر منافع و مواهب قدرت به روى هم شمشير بكشند. اختلاف ميان انور ابراهيم و هيأت حاكمه مالزى پيشتر از اين نمايان شده بود. انور ابراهيم زمانى رئيس جنبش جوانان مسلمان مالزى بود كه سال ۱۹۸۸ رهبرى جنبش اسلامى را رها كرده و به عضويت دولت «سازمان ملى» به رهبرى ماهاتير محمد درآمد. پيوستن جنبش جوانان مسلمان به دولت ماهاتير سبب شد تا بعد اسلامى در رويكرد اين دولت بيشتر بروز كند. انور ابراهيم پلكان ترقى را با سرعت پيمود به نحوى كه پس از اندكى به منصب مهم وزارت دارايى و سپس معاونت نخست وزيرى رسيد اما خط مشى اى كه او پس از ورود به كابينه در پيش گرفت آن چيزى نبود كه ماهاتير مى خواست. يكى از اين محورهاى اختلاف ، رد تفكر مدرنيزاسيون به مفهوم سكولار و غربى آن و طرح ريزى توسعه با حفظ ارزش هاى اسلامى بود. انور ابراهيم پس از رسيدن به منصب وزير دارايى، با نهادهاى مالى جهانى از قبيل صندوق جهانى پول در ارتباط بود به گونه اى كه روابط وى با امريكا قوى تر از روابط ماهاتير محمد با اين كشور شد. پس از آن انور ابراهيم انديشه هاى سياسى ليبرال غربى را در پيش گرفت. همه اين ها دست به دست هم داد كه دولت مالزى با سياست هاى جديد انور مخالفت كرده و ضمن حذف او از اركان قدرت در سپتامبر سال ۱۹۸۸ رأى بازداشت اش را صادر كند. اكنون دعواى نخبگان مالزى همواره از سطح سياست فراتر رفته و بلافاصله ماهيت اخلاقى يافته است به گونه اى كه بداوى و ماهاتير همديگر را به سوء استفاده هاى مالى وبهره بردارى شخصى از قدرت و رانت متهم كرده اند و درادامه اين ماجرا براى انور ابراهيم پرونده فساد اخلاقى تشكيل شده است. در همه اين نزاع نخبگان مالزى هميشه قوه قضائيه يك ركن اصلى نزاع است. دستگاه قضايى تحت نفوذ هيأت حاكمه مالزى است بويژه اين كه قاضى اعظم مالزى را نخست وزير اين كشور تعيين و منصوب مى كند. در هر حال موضوع اتهام فساد اخلاقى انور ابراهيم اين روزها سوژه خبرى مطبوعات امروز مالزى شده است. روزنامه هاى مالزى به ويژه استار و نيواستريتس تايمز با درج خبر شكايت مشاور انور ابراهيم ؛ پاى او به دادگاه باز شده است جالب اينجا است حدود ده سال قبل نيز در چنين روزهايى كه انور سمت معاون نخست وزير مالزى را به عهده داشت به اتهام فساد مالى و اخلاقى از كار بركنار و به شش سال زندان محكوم شد. او كه همچنان به لحاظ ديدگاههاى غرب گرايانه اش و نزديكى به سياست هاى كاخ سفيد در ميان مالزيايى ها شهرت دارد پس از تحمل زندان چند ماه قبل وارد عرصه سياسى مالزى شد و با هدايت جريان مخالف دولت بداوى در انتخابات پارلمانى اخير و مانور تبليغاتى روى ضعفها ى دولت و تحريك افكار عمومى توانست يك سوم كرسى هاى مجلس را به دست آورد. ادامه دارد
|
|
|
|
|