|
رابطه اقتصاد و سياست در خاور دور
رهبران عصر توسعه در جنوب شرق آسيا در سايه نوعى كاريزماى سياسى چندان اپوزيسيون و احزاب مخالف را بازى نگرفتند. در همه اين سال ها قدرت در انحصار حزب حاكم بوده است كه اراده سياسى خويش را بر تمام شئون سياسى حكمفرما ساخته است. دوكشور اندونزى و مالزى به عنوان نماد توسعه به ظاهر ساخت ساده اى دارند اما واقعيت اين است كه سرشار از پيچيدگى هستند. مالزى از اولين گروه كشورهاى آسيايى بود كه تقريباً دو دهه پس از استقلال خويش از انگليس (در سال ۱۹۶۷) در جاده مدرنيسم گام نهاد. در عرض سه دهه پايه هاى صنعتى شدن در اين كشور شكل گرفته است شيوه زندگى علايق افراد تغيير كرد وقدرت هاى مالى و سياسى زيادى بروز و ظهور كردند. يكى از مهم ترين عناصر اين پيچيدگى، رابطه سياست و اقتصاد يا حضور خاندان هاى داراى سرمايه در عرصه سياست است و اين كه پشت سر نخبگان سياسى صف بلندى از صاحبان سرمايه و كمپانى هاى مالى قرار دارد. با همه شتابى كه رشد و مدرنيزه شدن صنعت و اقتصاد داشت. ساخت سياست در اين كشور تكامل در خور پيدا نكرد و تنوع احزاب و جريان هاى سياسى و اقتصادى باعث نشد كه ساخت سياست نيز از سنت فردمحورى گذشته خارج شده و رو به تكثر و توسعه بگذارد. به همين دليل انحصار قدرت در دست يك فرد يا يك حزب معضل اصلى سياست مالزى در كل دوران توسعه بوده است. همانند اندونزى الگوى توسعه در مالزى به عنوان يكى از اقتصادهاى موفق جهان ريشه در نوع اداره حكومت اين كشور دارد. به مدت سه دهه ماهاتير محمد و حزب حاكم آمنو نماد اين اقتدارگرايى بود. در جامعه مالزى كه كشورى چندمليتى است كه غير از قوم مالايايى،مهاجران چينى، هندى ۴۰ درصد جمعيت و ۶۰ درصد ثروت و اقتصاد آن را در قبضه خويش دارند ماهاتير سعى كرد با اعمال اقتدار حزبى نوعى نظام سياسى متمركز برقرار كند. با آن كه در اين نظام حكومتى كه داراى شباهت زياد به سيستم پارلمانتاريستى انگليس دارد دو مجلس نمايندگان و مجلس سنا پيش بينى شد و حتى مقامات ارشد دولت مانند نخست وزير و وزيران از مجراى نمايندگى مجلس عبور مى كنند اما در نهايت اين حزب حاكم آمنو است كه همه امكانات و قدرت هاى سياسى را قبضه كرده است. حزبى كه با حضور ملى گرايان مالزى در سال ۱۹۴۶ تأسيس شد و با فعاليت اين حزب، نژاد مالايايى توانست تا حدى مالزى را از نفوذ چينى هاى ساكن مالزى، خارج سازد.حزب آمنو از ابتدا مانند حزب ليبرال دموكرات ژاپن قدرت سياسى خويش را به منابع مالى متصل ساخت و شركت هاى بزرگ اقتصادى را به راه انداخت. به هر حال در كشمكشى كه اكنون به راه افتاده است نبايد منافع اقتصادى بازيگران سياسى اين كشور را ناديده گرفت. هر سه رهبر سياسى كه اكنون در ميدان نزاع قرار دارند در كانون هاى اقتصادى و سرمايه گذارى مالزى نيز نفوذ عميق دارند. انور ابراهيم كه پرچم اپوزيسيون را دردست دارد اكنون دختر و همسرش را نيز وارد پارلمان كرده و حتى گفته مى شود براى نخست وزيرى همسرش تلاش مى كند و فرزند ماهاتير نيز اكنون ميراث دار قدرت او شده است. بداوى نيز داراى خاندان سرشناسى است. پدرش يكى از ملى گرايان بنيانگذار حزب آمنو بود كه قرارداد استقلال مالزى از انگليس را امضا كرد و ديگر بستگان او نيز اكنون نفوذى عميق در حوزه هاى سياسى و فرهنگى اين كشور دارند.
|