شنبه ۱۵ تير ۱۳۸۷ - ۲ رجب ۱۴۲۹
Sat, Jul 5, 2008
ماجرا
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
شهرى
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
اجتماعى
مخوف ترين جنايتكاران دنيا
مخوف ترين جنايتكاران دنيا
جنگلبان در تعقيب جنايتكاران
375996.jpg
محمود رافع ‎/ بخش چهارم
آنچه گذشت
«مانسون» كه فرزند يك زن ۱۶ ساله بود نوامبر ۱۹۳۴ در امريكا به دنيا آمد. او پس از پشت سر گذاشتن يك دوره زندگى پر فراز و نشيب راهى پرورشگاه هاى مختلف شد. در نوجوانى هم به دليل ارتكاب سرقت و جرايم مشابه بارها زندانى شد.
او در جوانى با چند تبهكار ديگر گروهى را راه اندازى كرد كه با تفكر و عقايد پوچ گرايانه مرتكب
جنايت هاى فجيع شدند.
آنها در نخستين جنايت خود يك مرد سياهپوست را هدف گلوله قرار دادند. بعد هم به تصور اين كه او كشته شده است از ترس شناسايى و دستگيرى زندگى مخفيانه اى در پيش گرفته و فجيع ترين جنايت هاى تاريخ آمريكا را رقم زدند.
واتسون، اتكينز، كِرِنويكل، كاسابين، مانسون، استيو گروگن، و يكى از اعضاى بيست ساله باند به نام لسلى ون هوتن براى جنايت ديگرى آماده مى شدند. «ون هوتن» قبلاً مدتى با بيسوليل زندگى كرده بود و او را بسيار دوست داشت بنابراين حاضر بود براى آزادى او هر كارى انجام دهد.
اين بار هم «كاسابين» رانندگى را بر عهده داشت. مانسون از او خواست آنها را به محله «فيليز» ببرد. اين بار هم همانند روز قبل، آشنايى افراد با محله باعث شد كه اين نقطه را براى جنايت انتخاب كنند. در ميان اعضاى گروه «واتسون» محله را خيلى خوب مى شناخت چون حدود دو سال همان نزديكى ها زندگى كرده بود. «كاسابين» هم كمابيش با محله آشنايى داشت. او كه پشت فرمان نشسته بود، جلوى يكى از خانه هاى بزرگ و مجلل توقف كرد. او قبلاً يك بار براى ميهمانى به آنجا رفته بود. اما به دستور «مانسون» جنايتكاران براى ارتكاب سرى دوم قتل ها به آن خانه نرفتند و خانه همسايه را انتخاب كردند كه متعلق به خانواده «لابينا» بود. وقتى به محل مورد نظر رسيدند «مانسون» و «واتسون» از ماشين پياده شده و چند لحظه اى جلوى در خانه توقف كردند. مانسون همان موقع متوجه شد درِ ورودى خانه قفل نيست. بنابراين هر دو وارد شدند. اما ناگهان صاحبخانه مقابل شان سبز شد و در حالى كه به نظر مى رسيد از ديدن آنها شوكه شده پرسيد: «شما ديگه كى هستيد اين جا چه مى خواهيد » مانسون هم جواب داد: «نترس و خفه شو. كار زيادى باهات نداريم. فقط خفه!». بعد مانسون يك تسمه چرمى به «واتسون» داد تا دست هاى «لابينا» را ببندد. مانسون همان موقع هم به گشت زدن در خانه پرداخت. در اتاق خواب خانم «رزمارى» را ديد كه روى تخت دراز كشيده بود. خانم لابينا با ديدن مرد غريبه درحالى كه بشدت شوكه بود سعى كرد فرار كند. اما مانسون او را به اتاق نشيمن برد و دست هايش را بست.
لحظاتى بعد هم سردسته شبكه از خانه بيرون آمد و با اشاره دست از «كرنويكل» و «ون هوتن» خواست وارد خانه شوند. سپس خودش سوار ماشين شد و همراه «كاسابين»، «اتكينز» و «گروگن» كه داخل خودرو بودند از محل دور شدند و واتسون، ون هوتن و كرنوينكل ماندند تا آخرين مرحله جنايت را اجرا كنند.
آن دو كه بدون هيچ سلاحى به محل جنايت رفته بودند بعد از بستن دست و پاى زن و شوهر به آشپزخانه رفتند، بعد هم هركدام با كارد به طرز فجيعى دو قربانى را از پا درآوردند.
حالا فقط مانده بود كه با خون قربانيان، روى در و ديوار شعار بنويسند تا پليس بداند كه همه اين قتل ها زنجيره اى است و دوست زندانى شان بى گناه است. بعد هم كرنويكل با خون برديوار نوشت «مرگ بر خوك ها».
بعد از اين جنايت وحشيانه، جنايتكاران با خونسردى در همان خانه دوش گرفته و بعد هم به مزرعه «مانسون» بازگشتند.
اجساد آقا و خانم «لابينا» هم روز بعد توسط پسرشان كشف شد.
اگرچه نوشته هاى روى ديوار خانه با اين هدف بود كه توجه پليس را به قتل «هينمان» جلب نمايد اما جالب است كه پليس هيچ گاه فرضيه اى بين آن قتل ها طرح نكرد و نقشه شوم و خبيثانه گروه مانسون ناكام ماند.
بعد از ارتكاب اين قتل ها افراد مزرعه «مانسون» كه همگى جزئى از باند او به حساب مى آمدند به دو گروه تقسيم شدند. گروهى كه در قتل ها دست داشتند يا حداقل در جريان جنايت ها بودند و گروهى كه هيچ اطلاعى از نقش دوستان خود در آن جنايت ها نداشتند. گروه اول كه دستى در جنايات داشت به شدت مضطرب و پرخاشگر شده بود و به طور ناخواسته اين اضطراب و تنش را به ديگران هم انتقال مى داد.
«مانسون» كه به عنوان پدرخوانده خانواده جنايتكار، از مشكلات روحى، روانى همدستانش بشدت كلافه شده بود سعى داشت اوضاع را كنترل كند. او در عين حال اعتقاد داشت كه پليس خيلى زود آنها را شناسايى خواهد كرد. روز ۱۶ آگوست يكى از روزهاى بسيار پر استرس مانسون بود. در اين روز پليس به مزرعه مانسون ريخت و ۲۶ تن از اعضاى گروه مانسون را بازداشت كرد؛ اما مانسون در كمال شگفتى دريافت كه علت اين بازداشت ها سرقت بوده نه قتل! آنها يك شب بازداشت بودند و باز در كمال شگفتى مانسون، روز بعد همگى شان آزاد شدند. چند روز بعد از اين واقعه يكى ديگر از افراد مانسون هم بازداشت شد اما نه به جرم قتل بلكه اتهامى كوچك متوجه او بود.
اين بازداشت ها گرچه دست جنايتكاران را رو نكرد اما قتل ديگرى را به دنبال داشت. در مزرعه «مانسون» كارگرى به نام دونالد كار مى كرد. او اندك زمانى پس از حمله پليس به مزرعه غيبش زده و هيچ خبرى هم از او نبود.
مانسون و افرادش هم به اين نتيجه رسيدند كه «دونالد» به گروه خيانت كرده است. بنابراين آنها كه بدون هيچ دليل و مدركى به چنين نتيجه اى رسيده بودند تصميم گرفتند دونالد را به سزاى عملش برسانند. آنها حتى قسم خوردند بدن او را تكه تكه كنند.
از سوى ديگر به دليل اتفاقات رخ داده مانسون تصميم به تغيير مكان گرفت. او به اعضاى گروه دستور داد هر چه سريع تر بساط خود را جمع كنند تا با هم به محل ديگرى نقل مكان كنند. مكان جديدى كه باند مخوف براى اقامت خود برگزيد، مزرعه اى به نام «باركر» بود. در زمان همين نقل مكان بود كه تعدادى از اعضا از گروه جدا شدند و دنبال زندگى خود رفتند. «تكس واتسون» يكى از همان ها بود كه به خانه اش در «كوپويل» تگزاس بازگشت.
در اواسط ماه اكتبر، يك جنگلبان به نام ريچارد پاول هنگام گشت در كوه هاى «پانامينت» با لودرى برخورد كه پلاك دولتى داشت و به طرز مشكوكى آتش گرفته بود. مرد جنگلبان به جست وجوهايش ادامه داد تا اين كه سه روز بعد به ماشين «تويوتا»يى برخورد كه ۵ تن با قيافه اى شبيه «هيپى »ها در آن نشسته بودند. جنگلبان اگرچه به آنها مظنون شده بود اما بهانه اى براى پرس و جو از آنها نداشت. از اين رو شماره پلاك ماشين را يادداشت كرد. او بعد از بازگشت به مقر جنگلبانى شماره را به مركز فرماندهى ايالت مخابره كرد. با اين استعلام مشخص شد خودروى تويوتا متعلق به خانمى به نام «گيل بيسوليل»، همسر ـ سابق ـ «بابى» است كه به اتهام قتل «گرى هينمان» در زندان لس آنجلس به سر مى برد.
جنگلبان كه به درستى حدس زده بود كه سرنشينان تويوتا خلافكار هستند به جست وجوى آنها پرداخت و ردشان را در مزرعه «باركر» پيدا كرد. با استعلام مشخصات افراد ساكن در مزرعه وى دريافت كه آنها همگى سابقه ارتكاب جرائمى مانند سرقت ماشين و جرائم كوچك را دارند كه اكثرشان هم تحت تعقيب هستند.
بنابراين جنگلبان به همراه مأموران اواسط اكتبر به مزرعه «باركر» ريختند و مانسون را همراه ۲۲ تن ديگر به اتهام هاى مختلف از جمله سرقت و تخريب اموال دولتى بازداشت كردند. در اين ميان، زنى به نام «كتى لوتسينگر» هم در مزرعه حضور داشت كه بازداشت نشد اما مصرانه از آنها خواست او را نيز بازداشت كنند چون مى گفت جانش در خطر است و اگر او را حمايت نكنند كشته مى شود. با اين كه «كتى» در مظان هيچ اتهامى قرار نداشت اما پليس بدش نمى آمد او را نيز بازداشت كند. چرا كه وى مدتى با بابى بيسوى روابط نامشروع داشت از اين رو ممكن بود تحت فشار، اطلاعات بيشترى درباره بابى به پليس بدهد. سرانجام پليس از زبان كتى شنيد كه اتكينز در قتل «هينمان» دخالت داشته است. كتى به پليس گفت او نيز از ديگران شنيده كه «اتكينز» در صحنه قتل «هينمان» حضور داشته است.
با كسب اين شواهد، بازجويى از اتكينز در زندان آغاز شد. او در نخستين اظهاراتش اعتراف كرد در قتل هينمان دست داشته است اما در اظهارات بعدى كه قرار بود ضبط و به دادگاه ارائه گردد منكر اعتراف هاى اوليه شد و هر نوع دخالت يا حضور در قتل را انكار كرد. با اين حال همان اعتراف اول كافى بود تا اتهام قتل نيز در پرونده اش ثبت شود. پس از اين بازجويى ها، اتكينز را به بازداشتگاه زنان در لس آنجلس منتقل كردند تا در آنجا منتظر برگزارى دادگاه و صدور حكم بماند.
ادامه دارد
عجايب جهان
كفش ۲ ميليون دلارى
375969.jpg
آيا مى دانيد گرانقيمت ترين كفش جهان موسوم به كفش هاى «سيندرلا» از ۵۶۵ قطعه الماس به وزن ۵۵ قيراط ساخته شده است اين كفش دو ميليون دلار حدود يك ميليارد و ۹۰۰ ميليون تومان ارزش دارد.

خانه ۱۲۸ ميليون دلارى
375984.jpg
گرانقيمت ترين خانه جهان كه هفت اتاق خواب دارد، متعلق به يك تاجر هندى مقيم لندن است. قيمت اين كاخ انگليسى بيش از ۱۲۸ ميليون دلار است.
دومين خانه گرانقيمت دنيا هم داراى ۹ اتاق خواب، استخر درونى و بيرونى، سالن بولينگ و ورزشى و سينماست كه در چهار طبقه بنا شده است. اين خانه در كاليفرنياى امريكا ۵۳ ميليون دلار قيمت دارد.

جزيره خصوصى
375972.jpg
گرانقيمت ترين جزيره خصوصى جهان موسوم به جزيره «جيمز» كه در كانادا قرار دارد با وسعتى حدود سه ميليون مترمربع باند فرودگاه هم دارد. قيمت اين جزيره ۵۰ ميليون دلار معادل (۴۳ ميليارد تومان) است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |