|
الگوى تقابل استراتژيكى امريكا عليه ايران
|
|
|
سهراب انعامى علمدارى / بخش دوم و پايانى باتوجه به حوزه فعاليت دشمن در سال هاى اخير درخصوص تهديدات نرم، مقاله حاضر كه بخش نخست آن در تاريخ ۲۷خردادماه به چاپ رسيد حاصل تلاش مركز پژوهش و اسناد رياست جمهورى است و بخش پايانى آن هم اكنون از نظر گراميتان مى گذرد. * ديپلماسى عمومى ايالات متحده در قبال جمهورى اسلامى ايران محافظه كاران جديد بعد از يازدهم سپتامبر، خواهان ايجاد تغييراتى در ساختار و كاركرد بنيانگذاران ديپلماسى عمومى در امريكا شده اند. محافظه كاران جديد استدلال مى كنند كه امريكا همان گونه كه ديپلماسى عمومى خود را در دوران جنگ سرد عليه شوروى سابق دنبال مى كرد بايد به همان صورت در ايران نيز عمل نمايد. بنابراين محافظه كاران جديد با به كارگيرى و بهره بردارى از ديپلماسى عمومى به عنوان ابزار در سياست خارجى، رفتار استراتژيك خود در چارچوب كلان را دنبال مى كنند. تغيير رژيم به واسطه انقلاب مخملى با استفاده از ابزار ديپلماسى عمومى مى تواند كم هزينه ترين و كم بهاترين ابزار پيشبرد اهداف در درون جوامع هدف باشد. ۲-۱. اهداف ديپلماسى عمومى امريكا در قبال جمهورى اسلامى ايران مهمترين اهداف ديپلماسى عمومى ايالات متحده را براساس تعاريف ياد شده كه ضرورتاً آميخته به انگاره هاى عمليات روانى است، مى توان به شرح ذيل طبقه بندى كرد: الف. وادار نمودن جمهورى اسلامى ايران و سمت دهى افعال آن در جهت مقاصد هدايت كنندگان ديپلماسى عمومى؛ چرا كه اصولاً عمل تحريك دگرگونه شدن وضع منطقى و عقلانى و به تبع آن فعل بدون هماهنگى و برنامه ريزى منطبق با منافع كشور هدف است. ب. ايجاد جو عدم اطمينان نسبت به رهبران تصميم گيرنده و اختلال در فرآيند تصميم گيرى جمهورى اسلامى. ج. اختلال در سيستم هاى تجزيه و تحليل و مديريت تصميم گيرى و كاهش قابليت و توان تصميم سازى سيستمى. د. كاريكاتوريزه كردن يعنى بزرگ و كوچك نمايى امورى كه شاخص منافع وهنجارهاى ملى و حكومتى را تحت تأثير قرار مى دهند. ه. انحراف افكار عمومى از اهداف معلوم به امورات دلخواه مجريان ديپلماسى عمومى و ترويج شيوه هاى مطلوب خود با مطالعه تفاوت ها و گرايش هاى مختلف رايج در جامعه. و. تفرقه كه مستلزم جدايى مردم از حاكميت است و براساس روش هاى مختلف بويژه متهم كردن و نسبت كذب دادن انجام مى شود؛ ز. انتخاب؛ يعنى دسته دسته كردن گروه هاى فكرى، قومى، مذهبى، جنسى وعمده كردن نكات افتراق و به فراموشى سپردن نكات اشتراك كه موجب اختلال در وحدت ملى مى گردد. * ديپلماسى رسانه اى ايالات متحده در قبال ايران رسانه ها با توجه به ويژگى سرعت در انتشار و وسعت پوشش مخاطب، از قدرت تأثيرگذارى بالايى در ميان مخاطبان برخوردار هستند. هم اكنون با وجود پيشرفتهاى چشمگير در تكنولوژى ارتباطى، هنوز هم راديو به عنوان يكى از رسانه هاى مهم و مؤثر در ديپلماسى رسانه اى و عمليات روانى محسوب مى شود. هم اكنون بيش از ۳۲ راديو به زبان فارسى براى ايرانيان و ساير فارسى زبانان جهان كه برخى آمارها، آنها را بيش از ۱۵۰ ميليون نفر تخمين زده اند، برنامه پخش مى كنند كه مهمترين آنها عبارتند از: راديو آمريكا (VOa)، راديو آزادى (راديو فردا)، راديو صداى ايران و راديو آلمان. در مورد ميزان دقيق و تعداد مخاطبان و شنوندگان اين راديوها، اطلاعات موثقى در دست نيست، اما با بررسى محتواى برنامه هاى اين راديوها مى توان گفت كه بخش اعظم اطلاعات منتشره در آنها با هدف جهت دهى به افكار عمومى ايران، مطابق خواست گردانندگان آنهاست. راديوهاى امريكايى به طور علنى و رسمى و توسط دستگاه سياست خارجى كشور متبوعشان و با سياستگذارى نهادهاى ذى ربط امنيتى و سياسى كشور اداره مى گردد. تلويزيونهاى ماهواره اى فارسى زبان يكى ديگر از ابزارهاى ديپلماسى و شايد جنگ روانى ايالات متحده در قبال جمهورى اسلامى ايران باشد. هم اكنون بيش از ۱۵ كانال تلويزيونى فارسى زبان كه به طور عمده در امريكا مستقر هستند، براى جمعيت فارسى زبان مقيم امريكا، ايران، تاجيكستان، افغانستان و اروپا برنامه پخش مى كنند و اخيراً كنگره آمريكا بودجه اى معادل ۴۰ ميليون دلار براى حمايت از آنچه فعاليت هاى مدنى و رسانه اى در ايران ناميده مى شود، اختصاص داد. به عنوان مثال در اغتشاشات خرداد و تيرماه ۱۳۸۲ در تهران و بسيارى از شهرستانها، تلويزيون هاى ماهواره اى نقش تحريك كنندگى داشته اند. همچنين به گفته يك مقام آگاه، در حال حاضر ۹۷ ماهواره متعلق به ۱۵ كشور جهان براى مردم ايران برنامه هاى تلويزيونى پخش مى كنند و برخى از اين ماهواره ها بيش از ۲۰۰ كانال تلويزيونى را به صورت ديجيتال پخش مى كنند. از اين تعداد شبكه، ۶۰۰ شبكه تلويزيونى در سازمان صدا و سيما و برخى از نهادهاى نظامى، فرهنگى و اطلاعاتى مونيتورينگ مى شوند. از اين تعداد، ۱۵ شبكه نيز به زبان فارسى است كه اكثر آنها عليه نظام جمهورى اسلامى ايران و هنجارهاى اجتماعى و رسمى برنامه پخش مى كنند. * عمليات روانى- سايبرى ايالات متحده در قبال ايران با وجودى كه تعداد كاربران ايرانى اينترنت از مرز ۷ ميليون نفر عبور نكرده (آمار مربوط به سال ۱۳۸۴)، اما مقايسه اين رقم با مجموع تيراژ مطبوعات كشور كه حدود ۲ تا ۳ ميليون نسخه است، نشان مى دهد كه سايت هاى اينترنتى فارسى توانسته اند به رقم قابل توجهى از نظر ميزان مخاطب دست يابند. بخش عمده اى از سايت هاى فارسى خبرى، متعلق به گروه ها و جريانات سياسى خارج از كشور و يا دولت هاى خارجى خصوصاً ايالات متحده است. سرمايه گذارى برروى سايت هاى اينترنتى به عنوان يكى از ابزارهاى جنگ رسانه اى عليه ايران با قدرت و شدت از سوى ايالات متحده و جريانات معاند نظام جمهورى اسلامى ايران پيگيرى مى شود. با اين حال، در يكى دو سال اخير بسيارى از جريان هاى سياسى و فعالان فرهنگى و حزبى داخل كشور نيز به اهميت و نقش اينترنت در سمت دهى به افكار عمومى پى برده و اقدام به راه اندازى سايت هاى اينترنتى كرده اند كه مى توان كاركردهاى عمليات روانى ايالات متحده در فضاى سايبر را به شرح زير بررسى كرد: الف - خلق هويت مجازى: امروزه هر فرد به راحتى مى تواند با هويتى ناشناخته و به كمك اينترنت با ديگران تعامل داشته باشد. پنهان شدن هويت افراد زير ماسك هاى متنوع به فرد اين امكان را مى دهد كه بدون ترس و واهمه از قضاوت ديگران، انديشه هاى خود را بيان نمايد و يا عضو آن انجمن و گروه هايى شود كه افراد آن از نظر اجتماع، تأييد نشده است. براى نمونه در ايران سايت هايى تحت عنوان گلدكوئيست و شركت هاى هرمى از طريق اينترنت نسبت به عضوگيرى اقدام كرده و افراد تحت هويت مجازى خود به طور مستقيم به مناسبات اقتصادى ملى ضربه مى زنند و يا گروه هاى رپ و جاز يا شيطان پرست كه از طريق اينترنت اقدام به جذب نيرو مى كنند، به فرهنگ ملى ضربه عميقى مى زنند. ب - شبهه افكنى؛ اينترنت يكى از قوى ترين رسانه ها براى گسترش شبهات اعتقادى در مورد دين اسلام و يا حتى ساير اديان الهى است. اين شبهات بعضاً از جانب كاربران ساده اينترنتى است و يا حركت سازمان يافته از سوى كشورهاى غربى خصوصاً در ايالات متحده عليه جهان اسلام و ايران است. ج - ترويج فساد اخلاقى؛ به دليل گستردگى و فقدان ساختار كه به صورت ذاتى در اينترنت وجود دارد، اين وسيله به يكى ازآسانترين و سودآورترين وسايل براى مباحث جنسى تبديل شده است. دراين ميان،ايالات متحده با قرار گرفتن در بطن اين مقوله با نگاهى ابزارى تلاش دارد تا فرهنگ ابزارى خود را واردجامعه و فرهنگ ايران سازد و در راستاى هژمونى فرهنگى خود با ايجاد خلأ فرهنگى در درون ساختار فرهنگ ايرانى، فرهنگ آمريكايى را جايگزين سازد. د- تضعيف فرهنگ وهويت ملى؛ هدف سياست روانى آمريكا در قبال ايران جنبه فرهنگى بسيار قوى دارد. به طور كلى سياست خارجى و امنيتى امريكا بعد از ۱۱ سپتامبر بسيار فرهنگى و معطوف به هويت هاى گوناگون كشورهاى مورد هدف واشنگتن بوده است. فراهم آمدن شكاف هاى فرهنگى لازم، فراهم آمدن زمينه ايجاد شكاف هويتى در حد ايجادكثرت گرايى اجتماعى، در وحدت و يك دستگى اجتماعى شكاف ايجاد مى كند. اينها همه از اهداف عمده اين رهيافت روانى در سياست خارجى - امنيتى اين كشور در قبال ايران هستند. با اين اهداف، ايالات متحده اميدوار به پايين آوردن اشتراك هويت مدنى، بيگانه سازى در هويت، تفكيك قوميتها و سرانجام ايجاد بحران سياسى در جامعه است. ۴- بازيگران غيردولتى امريكا حامى انقلاب رنگى امروزه علاوه بر دولت - ملت يا كشورها، همگى از آن به عنوان بازيگر اصلى در صحنه بين المللى ياد مى كنند. بازيگران ديگر چون ملت، سازمان هاى بين كشورى، غيردولتى، سازمان هاى بين المللى فراملى، شركت هاى چندمليتى، جنبش هاى كارگرى، كارتلها، اتحاديه هاى كارگرى، سازمانهاى تروريستى، گروه هاى نژادى و حتى افراد از جمله بازيگران در صحنه بين المللى هستند و اين روند نشانگر اين است كه بازيگران در صحنه بين المللى از بازيگران دولتى به سمت بازيگران بين المللى غيردولتى سوق پيدا كرده اند.
|