شنبه ۱۵ تير ۱۳۸۷ - ۲ رجب ۱۴۲۹
Sat, Jul 5, 2008
سياست
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
شهرى
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
اجتماعى
گفتمان ها و رقابت هاى زودرس انتخاباتى
375978.jpg
عباس حاجى نجارى
تبليغات زودهنگام گروه ها و جريان هاى سياسى براى انتخابات دهم رياست جمهورى اگرچه با واكنش متفاوت فعالان سياسى همراه است اما به دليل اين كه پويايى و تحرك گروه ها و احزاب سياسى در كشور ما تنها معطوف به انتخابات است، اين امر تا حدودى پذيرفتنى است. به ويژه آن كه انتخابات رياست جمهورى در ايران تنها انتخاب يك فرد براى مديريت اجرايى كشور نيست، بلكه گفتمان و جريان فكرى نامزد منتخب براى چند سال فضاى سياسى كشور را تحت تأثير قرار داده و علاوه بر اداره كشور، تحولات سياسى را نيز مديريت مى كند.
طى سال هاى پس از ارتحال امام، تاكنون سه گفتمان سازندگى، توسعه سياسى و عدالتخواهى و ساده زيستى متناسب با ضرورت هاى زمان در عرصه سياسى كشور فرصت بروز يافته است. بعد از پايان جنگ به دليل نياز كشور به بازسازى و نوسازى زيرساخت هاى آسيب ديده از جنگ، با فرمان امام (ره) و حمايت هاى مقام معظم رهبرى، كشور وارد دوره جديدى از تلاش ها جهت سازندگى گرديد . اما با مرور زمان گفتمان غالب در اين دوران يعنى «گفتمان سازندگى» به دليل وادادگى نسبت به تهاجم فرهنگى غرب و فاصله گيرى از ارزش هاى دفاع مقدس و تكيه صرف بر زيرساخت هاى تكنوكراسى غربى و ناتوانى در مهار تورم اقتصادى، از مبانى فكرى نظام دينى فاصله گرفت و حمايت هاى مردمى را از دست داد. در مقطع دوم خرداد «گفتمان سازندگى» در شرايطى جاى خود را به گفتمان «توسعه سياسى» و يا «اصلاحات» داد كه مدعيان آن گفتمان در آغاز شعارهاى چپ گرايانه اقتصادى مى دادند و ادعاى تبعيت از راه امام را داشتند اما پس از تثبيت دولت هفتم درعرصه اقتصادى ادامه دهنده راه گفتمان قبلى بودند و البته با همكارى همان كادر گذشته و در عرصه سياسى نيز تعديل مبانى نظام دينى را هدف گرفته و تا به آنجا پيش رفتند كه محصول كارگاه هاى توسعه سياسى آنها در وزارت كشور طراحى و اجراى يك نظام سكولار بود و در عرصه اجتماعى و فرهنگى نيز هيچ ارزشى از نظام دينى باقى نماند كه مورد هجمه قرار نگرفته باشد.
روند واگرايى اين گفتمان تا بدانجا شتاب گرفت كه تقريباً تمامى اصول و مبانى نظام اسلامى تحت تأثير عملكرد اين جريان زير سؤال رفته بود.
ايستادگى رهبرى و دلسوزان نظام در قبال اين تفكر واگرايانه و تلاش معظم له براى هدايت فضاى سياسى كشور و ادبار مردم به «گفتمان توسعه سياسى» سبب گرديد كه در مقطع سوم، اقبال مردم به اصول و مبانى و ارزش هاى انقلاب اسلامى موجب تغيير در مجلس هفتم و تحول در صحنه رياست جمهورى گردد و «گفتمان عدالتخواهى و ساده زيستى» كه در بستر اصولگرايى تعريف و توسط منتخب مردم در انتخابات رياست جمهورى، به گفتمان اصلى دولت و مجلس در سال هاى اخير تبديل شد سبب گرديد حركت نظام به محور كانونى خود بازگردد.
در اين زمينه نكاتى قابل ذكر است:
۱ـ تجربه تلخ دوران گذشته و هوشيارى نيروهاى انقلاب از يك سو و اقبال مردم نشان مى دهد كه بستر اصلى حركت نظام در آينده نيز در چارچوب تفكر اصولگرايى تعريف مى شود. چارچوبى كه پس از عبور نظام از گردنه هاى سخت گذشته كه با هزينه هاى مادى و معنوى بالايى هم همراه بوده، اكنون تثبيت شده و البته ديده بيدار رهبرى و نيروهاى بالنده نظام عبور از آن را برنخواهند تافت.
۲ـ اما با ورود نظام اسلامى به آغاز دهه چهارم عمر خود، كه به دليل نگرانى قدرت هاى استكبارى از گسترش روزافزون آن با فشارها و تحريم ها و تهديدهاى فزاينده آنها مواجه شده، الزاماتى متناسب با اين مقطع و البته در چارچوب تفكر اصولگرايى در پيش روى فعالان سياسى كشور است.
مقام معظم رهبرى در يكى از فرازهاى پيام خود به مجلس هشتم بر اين مهم تأكيد نموده و مى فرمايند : «آغاز اين مجلس با ورود در دهه چهارم انقلاب همزمان شده است. در اين دهه، گفتمان اصلى انقلاب، «پيشرفت و عدالت» است. پيشرفت در همه ابعاد علمى و اقتصادى و اخلاقى و فرهنگى، و عدالت همه جانبه در توزيع فرصتها و امكانات مادى و معنوى. عنصر پيشرفت ، بايد نگاه ما را به استعدادهاى بى شمار پراكنده در ميان ملت، معطوف سازد و ظرفيت هاى توليد و خلاقيت و درخشش توانايى هاى گوناگون در همه زمينه ها را در نگاه ما برجسته كند و عنصر عدالت بايد نابرخورداران از فرصتها و توانايى هاى كشور را ، از اين مواهب الهى و عمومى برخوردار سازد. مجلس كه پديدآورنده نظام نرم افزارى اصلى حركت كشور است بايد لحظه اى از اين تكليف غفلت نورزد.»
۳- اما روند عمل گروه هاى ديگر نيز متأثر از اين فضا و البته عملكرد دولت نهم و مجلس هشتم است.
مدافعان گفتمان «توسعه سياسى» كه به دليل عدم ادبار اجتماعى و اختلافات درونى، عمر اصلاحات را پايان يافته مى بينند راهبرد آينده خود را درچند بعد طراحى كرده اند:
الف : تخريب دولت نهم
بيشترين حجم تبليغات اين طيف به تخريب دولت نهم بويژه در عرصه اقتصادى و دامن زدن به تورم انتظارى اختصاص يافته است. از منظر اين طيف مشكلات اقتصادى كشور پاشنه آشيل دولت نهم و مجلس هشتم است و لذا به گونه اى تبليغ مى شودكه گويا هيچ اقدام مؤثرى صورت نگرفته است و هر آنچه اتفاق افتاده سياه و باطل است.
ب : تشديد اختلاف در اصولگرايان
تجربه انتخابات شوراى سوم، اصلاح طلبان را به تعميق شكاف در اصولگرايان اميدوار كرده بود و از اين رو در انتخابات مجلس هشتم بخشى از تلاش آنها به دامن زدن شكاف هاى جريان مقابل اختصاص يافت. اما پس از اعلام نتيجه انتخابات مجلس هشتم تنهانقطه اميد آنها به رقابت در تعيين رياست مجلس هشتم و هيأت رئيسه آن معطوف شده بود كه براى آنها نتيجه اى در بر نداشت.
ج: عبور از دوم خرداد و «اصلاحات»
اين جريان كه در سال هاى اخير با ۳ بحران مشروعيت،مقبوليت و انسجام درونى مواجه شده و با جدايى بخش هايى از آن زمينه فروپاشى خود را فراهم ساخته بود، در آستانه مجلس تلاش كرد كه يك بار ديگر خود را در معرض اقبال اجتماعى قرار دهد. اما به رغم به حاشيه راندن بعضى از عناصر افراطى، محوريت عمل باز هم دراين مرحله در دست افراطيون بود واز همان آغاز تلاش شد تا با به صحنه كشاندن عناصر رد صلاحيت شده قبلى و كسانى كه در رد صلاحيت آنها در مرحله جديد يقين داشتند، بستر لازم را براى مظلوم نمايى و به صحنه كشاندن طبقه متوسط فراهم كنند كه توفيقى دراين زمينه نيافتند و حتى در مرحله دوم انتخابات نيز ناچار شدندكه عنوان «ياران خاتمى» را هم با هدف ايجاد انسجام و جلب بيشتر آرا از لوگوى انتخاباتى خود حذف كنند كه نتيجه اى هم در بر نداشت. اكنون مهم ترين بحث در ميان دلسوزان اين طيف ضرورت بستن پرونده اصلاحات و انتخاب گفتمانى جديد متناسب با شرايط كنونى كشور است . در اين زمينه ديدگاه رئيس كميته اطلاع رسانى حزب اعتماد ملى قابل توجه است . وى در يادداشتى در روزنامه اعتماد ملى ۲۷ خرداد ماه مى نويسد: «به اعتقاد من تنها راه برون رفت از اين فضا و بازگشت به بخش سياسى نظام جمهورى اسلامى در درجه اول حركت در چارچوب نظام، وفادارى نظرى به انديشه هاى بنيانگذار جمهورى اسلامى و در درجه دوم انسجام كامل است.»
د: بازنگرى در استراتژى
اما گروهى از فعالان اين جريان تنها اعتقاد به تغيير استراتژى دارند.
- حسين مرعشى رئيس ستاد انتخابات اصلاح طلبان و سخنگوى حزب كارگزاران در گفت وگو با مهر (۸۷‎/۲‎/۱۲) از بازنگرى در استراتژى اين طيف در انتخابات رياست جمهورى سخن به ميان آورده و مى گويد: «در حال حاضر اصلاح طلبان به دنبال تدوين استراتژى مناسب براى انتخابات رياست جمهورى و نحوه آرايش سياسى براى چگونگى ورود به اين انتخابات هستند. «او همچنين يادآور گرديد كه «اصلاح طلبان به دنبال پيدا كردن شاه كليد انتخابات رياست جمهورى براى به دست آمدن نتيجه اى هستند كه در نهايت منافع ملى را دربرداشته باشد.»
- سايت نوروز نيز درتاريخ ۸۷‎/۲‎/۱۸ با اشاره به نشست جلسه شوراى هماهنگى جبهه اصلاحات به نقل از جميله كديور رئيس دوره اى جبهه اصلاحات ضمن تأكيد بر تلاش براى حفظ انسجام جبهه مى گويد: «اساس برنامه ها به عنوان شوراى هماهنگى جبهه اصلاحات تبيين استراتژى و سازوكار مناسب براى شرايط موجود است و اينكه ببينيم با توجه به درس هايى كه از اين انتخابات گرفتيم در انتخابات آينده براساس چه تمهيداتى حركت كنيم.»
- سايت امروز ۸۷‎/۲‎/۱۲ به نقل از دبيركل سازمان مجاهدين انقلاب استراتژى اين گروه را تلاش براى معرفى يك نامزد و پرهيز از تكثر اعلام و ويژگى هاى آن را اينگونه برمى شمرد: «اصلاح طلبان بايد فردى را براى نامزدى انتخابات آينده رياست جمهورى معرفى كنند كه زمينه اجتماعى مناسبى داشته باشد. مقبوليت اجتماعى پارامتر بسيار مهمى است و تمام هم ما اين است كه هواداران مان را تشويق كنيم تا به كانديداى واقعى ما رأى دهند . »
اما اين نكته نيز جالب است كه در اين طيف ديگر از مدافعان گفتمان هاى «دموكراسى خواهى و حقوق بشر» و يا «مشروطه اسلامى» و «جمهوريخواهى» صداى كمترى شنيده مى شود.
الگوى تقابل استراتژيكى امريكا عليه ايران
375999.jpg
سهراب انعامى علمدارى ‎/ بخش دوم و پايانى
باتوجه به حوزه فعاليت دشمن در سال هاى اخير درخصوص تهديدات نرم، مقاله حاضر كه بخش نخست آن در تاريخ ۲۷خردادماه به چاپ رسيد حاصل تلاش مركز پژوهش و اسناد رياست جمهورى است و بخش پايانى آن هم اكنون از نظر گراميتان مى گذرد.
* ديپلماسى عمومى ايالات متحده در قبال جمهورى اسلامى ايران
محافظه كاران جديد بعد از يازدهم سپتامبر، خواهان ايجاد تغييراتى در ساختار و كاركرد بنيانگذاران ديپلماسى عمومى در امريكا شده اند.
محافظه كاران جديد استدلال مى كنند كه امريكا همان گونه كه ديپلماسى عمومى خود را در دوران جنگ سرد عليه شوروى سابق دنبال مى كرد بايد به همان صورت در ايران نيز عمل نمايد. بنابراين محافظه كاران جديد با به كارگيرى و بهره بردارى از ديپلماسى عمومى به عنوان ابزار در سياست خارجى، رفتار استراتژيك خود در چارچوب كلان را دنبال مى كنند. تغيير رژيم به واسطه انقلاب مخملى با استفاده از ابزار ديپلماسى عمومى مى تواند كم هزينه ترين و كم بهاترين ابزار پيشبرد اهداف در درون جوامع هدف باشد.
۲-۱. اهداف ديپلماسى عمومى امريكا در قبال جمهورى اسلامى ايران
مهمترين اهداف ديپلماسى عمومى ايالات متحده را براساس تعاريف ياد شده كه ضرورتاً آميخته به انگاره هاى عمليات روانى است، مى توان به شرح ذيل طبقه بندى كرد:
الف. وادار نمودن جمهورى اسلامى ايران و سمت دهى افعال آن در جهت مقاصد هدايت كنندگان ديپلماسى عمومى؛ چرا كه اصولاً عمل تحريك دگرگونه شدن وضع منطقى و عقلانى و به تبع آن فعل بدون هماهنگى و برنامه ريزى منطبق با منافع كشور هدف است.
ب. ايجاد جو عدم اطمينان نسبت به رهبران تصميم گيرنده و اختلال در فرآيند تصميم گيرى جمهورى اسلامى.
ج. اختلال در سيستم هاى تجزيه و تحليل و مديريت تصميم گيرى و كاهش قابليت و توان تصميم سازى سيستمى.
د. كاريكاتوريزه كردن يعنى بزرگ و كوچك نمايى امورى كه شاخص منافع وهنجارهاى ملى و حكومتى را تحت تأثير قرار مى دهند.
ه. انحراف افكار عمومى از اهداف معلوم به امورات دلخواه مجريان ديپلماسى عمومى و ترويج شيوه هاى مطلوب خود با مطالعه تفاوت ها و گرايش هاى مختلف رايج در جامعه.
و. تفرقه كه مستلزم جدايى مردم از حاكميت است و براساس روش هاى مختلف بويژه متهم كردن و نسبت كذب دادن انجام مى شود؛
ز. انتخاب؛ يعنى دسته دسته كردن گروه هاى فكرى، قومى، مذهبى، جنسى وعمده كردن نكات افتراق و به فراموشى سپردن نكات اشتراك كه موجب اختلال در وحدت ملى مى گردد.
* ديپلماسى رسانه اى ايالات متحده در قبال ايران
رسانه ها با توجه به ويژگى سرعت در انتشار و وسعت پوشش مخاطب، از قدرت تأثيرگذارى بالايى در ميان مخاطبان برخوردار هستند. هم اكنون با وجود پيشرفتهاى چشمگير در تكنولوژى ارتباطى، هنوز هم راديو به عنوان يكى از رسانه هاى مهم و مؤثر در ديپلماسى رسانه اى و عمليات روانى محسوب مى شود. هم اكنون بيش از ۳۲ راديو به زبان فارسى براى ايرانيان و ساير فارسى زبانان جهان كه برخى آمارها، آنها را بيش از ۱۵۰ ميليون نفر تخمين زده اند، برنامه پخش مى كنند كه مهمترين آنها عبارتند از: راديو آمريكا (VOa)، راديو آزادى (راديو فردا)، راديو صداى ايران و راديو آلمان.
در مورد ميزان دقيق و تعداد مخاطبان و شنوندگان اين راديوها، اطلاعات موثقى در دست نيست، اما با بررسى محتواى برنامه هاى اين راديوها مى توان گفت كه بخش اعظم اطلاعات منتشره در آنها با هدف جهت دهى به افكار عمومى ايران، مطابق خواست گردانندگان آنهاست. راديوهاى امريكايى به طور علنى و رسمى و توسط دستگاه سياست خارجى كشور متبوعشان و با سياستگذارى نهادهاى ذى ربط امنيتى و سياسى كشور اداره مى گردد. تلويزيونهاى ماهواره اى فارسى زبان يكى ديگر از ابزارهاى ديپلماسى و شايد جنگ روانى ايالات متحده در قبال جمهورى اسلامى ايران باشد. هم اكنون بيش از ۱۵ كانال تلويزيونى فارسى زبان كه به طور عمده در امريكا مستقر هستند، براى جمعيت فارسى زبان مقيم امريكا، ايران، تاجيكستان، افغانستان و اروپا برنامه پخش مى كنند و اخيراً كنگره آمريكا بودجه اى معادل ۴۰ ميليون دلار براى حمايت از آنچه فعاليت هاى مدنى و رسانه اى در ايران ناميده مى شود، اختصاص داد. به عنوان مثال در اغتشاشات خرداد و تيرماه ۱۳۸۲ در تهران و بسيارى از شهرستانها، تلويزيون هاى ماهواره اى نقش تحريك كنندگى داشته اند.
همچنين به گفته يك مقام آگاه، در حال حاضر ۹۷ ماهواره متعلق به ۱۵ كشور جهان براى مردم ايران برنامه هاى تلويزيونى پخش مى كنند و برخى از اين ماهواره ها بيش از ۲۰۰ كانال تلويزيونى را به صورت ديجيتال پخش مى كنند. از اين تعداد شبكه، ۶۰۰ شبكه تلويزيونى در سازمان صدا و سيما و برخى از نهادهاى نظامى، فرهنگى و اطلاعاتى مونيتورينگ مى شوند. از اين تعداد، ۱۵ شبكه نيز به زبان فارسى است كه اكثر آنها عليه نظام جمهورى اسلامى ايران و هنجارهاى اجتماعى و رسمى برنامه پخش مى كنند.
* عمليات روانى- سايبرى ايالات متحده در قبال ايران
با وجودى كه تعداد كاربران ايرانى اينترنت از مرز ۷ ميليون نفر عبور نكرده (آمار مربوط به سال ۱۳۸۴)، اما مقايسه اين رقم با مجموع تيراژ مطبوعات كشور كه حدود ۲ تا ۳ ميليون نسخه است، نشان مى دهد كه سايت هاى اينترنتى فارسى توانسته اند به رقم قابل توجهى از نظر ميزان مخاطب دست يابند. بخش عمده اى از سايت هاى فارسى خبرى، متعلق به گروه ها و جريانات سياسى خارج از كشور و يا دولت هاى خارجى خصوصاً ايالات متحده است. سرمايه گذارى برروى سايت هاى اينترنتى به عنوان يكى از ابزارهاى جنگ رسانه اى عليه ايران با قدرت و شدت از سوى ايالات متحده و جريانات معاند نظام جمهورى اسلامى ايران پيگيرى مى شود. با اين حال، در يكى دو سال اخير بسيارى از جريان هاى سياسى و فعالان فرهنگى و حزبى داخل كشور نيز به اهميت و نقش اينترنت در سمت دهى به افكار عمومى پى برده و اقدام به راه اندازى سايت هاى اينترنتى كرده اند كه مى توان كاركردهاى عمليات روانى ايالات متحده در فضاى سايبر را به شرح زير بررسى كرد:
الف - خلق هويت مجازى: امروزه هر فرد به راحتى مى تواند با هويتى ناشناخته و به كمك اينترنت با ديگران تعامل داشته باشد. پنهان شدن هويت افراد زير ماسك هاى متنوع به فرد اين امكان را مى دهد كه بدون ترس و واهمه از قضاوت ديگران، انديشه هاى خود را بيان نمايد و يا عضو آن انجمن و گروه هايى شود كه افراد آن از نظر اجتماع، تأييد نشده است. براى نمونه در ايران سايت هايى تحت عنوان گلدكوئيست و شركت هاى هرمى از طريق اينترنت نسبت به عضوگيرى اقدام كرده و افراد تحت هويت مجازى خود به طور مستقيم به مناسبات اقتصادى ملى ضربه مى زنند و يا گروه هاى رپ و جاز يا شيطان پرست كه از طريق اينترنت اقدام به جذب نيرو مى كنند، به فرهنگ ملى ضربه عميقى مى زنند.
ب - شبهه افكنى؛ اينترنت يكى از قوى ترين رسانه ها براى گسترش شبهات اعتقادى در مورد دين اسلام و يا حتى ساير اديان الهى است. اين شبهات بعضاً از جانب كاربران ساده اينترنتى است و يا حركت سازمان يافته از سوى كشورهاى غربى خصوصاً در ايالات متحده عليه جهان اسلام و ايران است.
ج - ترويج فساد اخلاقى؛ به دليل گستردگى و فقدان ساختار كه به صورت ذاتى در اينترنت وجود دارد، اين وسيله به يكى ازآسانترين و سودآورترين وسايل براى مباحث جنسى تبديل شده است. دراين ميان،ايالات متحده با قرار گرفتن در بطن اين مقوله با نگاهى ابزارى تلاش دارد تا فرهنگ ابزارى خود را واردجامعه و فرهنگ ايران سازد و در راستاى هژمونى فرهنگى خود با ايجاد خلأ فرهنگى در درون ساختار فرهنگ ايرانى، فرهنگ آمريكايى را جايگزين سازد.
د- تضعيف فرهنگ وهويت ملى؛ هدف سياست روانى آمريكا در قبال ايران جنبه فرهنگى بسيار قوى دارد. به طور كلى سياست خارجى و امنيتى امريكا بعد از ۱۱ سپتامبر بسيار فرهنگى و معطوف به هويت هاى گوناگون كشورهاى مورد هدف واشنگتن بوده است. فراهم آمدن شكاف هاى فرهنگى لازم، فراهم آمدن زمينه ايجاد شكاف هويتى در حد ايجادكثرت گرايى اجتماعى، در وحدت و يك دستگى اجتماعى شكاف ايجاد مى كند. اينها همه از اهداف عمده اين رهيافت روانى در سياست خارجى - امنيتى اين كشور در قبال ايران هستند. با اين اهداف، ايالات متحده اميدوار به پايين آوردن اشتراك هويت مدنى، بيگانه سازى در هويت، تفكيك قوميتها و سرانجام ايجاد بحران سياسى در جامعه است.
۴- بازيگران غيردولتى امريكا حامى انقلاب رنگى
امروزه علاوه بر دولت - ملت يا كشورها، همگى از آن به عنوان بازيگر اصلى در صحنه بين المللى ياد مى كنند. بازيگران ديگر چون ملت، سازمان هاى بين كشورى، غيردولتى، سازمان هاى بين المللى فراملى، شركت هاى چندمليتى، جنبش هاى كارگرى، كارتلها، اتحاديه هاى كارگرى، سازمانهاى تروريستى، گروه هاى نژادى و حتى افراد از جمله بازيگران در صحنه بين المللى هستند و اين روند نشانگر اين است كه بازيگران در صحنه بين المللى از بازيگران دولتى به سمت بازيگران بين المللى غيردولتى سوق پيدا كرده اند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |