چهارشنبه ۱۹ تير ۱۳۸۷ - ۶ رجب ۱۴۲۹
Wed, Jul 9, 2008
قرآن
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
جوان
فرهنگ و پايدارى
دانشگاه
خانواده
قرآن
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
رسانه
اوقات شرعى
اجتماعى
يادداشت
يادداشت
چاپ آيات قرآن
عطاء الله اسماعيلى
به لطف خدا نزديك به يك سال از انتشار مستمر، منظم و هفتگى صفحه قرآن مى گذرد. در طول اين يك سال نظرات بسيارى نسبت به مطالب اين صفحه مطرح شده است، كه حكايت از توجه خوانندگان محترم به مطالب دينى و قرآنى دارد اما آنچه در ميان پيام ها قابل توجه بيشترى است حساسيت مخاطبان نسبت به چاپ آيات قرآن است كه در برخى موارد انتقاداتى را نيز در پى داشته كه مناسب است در اين باره توضيحاتى ارائه شود:
۱-ابتدا بايد قدر بدانيم و ارج بگذاريم حساسيت و غيرت مذهبى و دينى مخاطبان روزنامه ايران را كه تا اين حد به مطالب چاپ شده دقت دارند و نسبت به چاپ آيات الهى و خداى ناكرده بى احترامى ناخواسته به كلام خدا نگران هستند و از اين باب تذكراتى را نيز منعكس كرده اند، همين جا اين دقت نظر را مى ستاييم و ازهمه اين عزيزان سپاسگزاريم.
۲- بى شك همه ما توجه داريم كه مسّ كردن عمدى و بدون وضوى آيات قرآن و بى احترامى به آن گناه محسوب شده و مسلمانان همواره بايد در وقت سر و كار داشتن با قرآن وضو داشته باشند و شأن كلام الله را رعايت كنند، اما تصور كنيد اگر به اين دليل كه ممكن است فردى بى وضو آيات قرآن را مسّ كند اين آيات كه سرچشمه معارف اسلامى ماست در نشريات چاپ و انتشار نيابد به يكباره تمام نشريات خالى از آيات قرآن مى شوند و به نحوى ناخواسته باعث حذف كلام خدا در رسانه هاى مكتوب مى گردد و اين همان اتفاق بدى است كه عده اى به دنبال آن هستند يعنى حذف آرام قرآن از زندگى مسلمانان.
۳-چاپ ترجمه قرآن راه ديگرى است كه برخى پيشنهاد كرده اند كه البته تا حد زيادى مى تواند مورد استفاده قرار گيرد ولى به هر حال هيچ ترجمه و تفسيرى نمى تواند جاى حروف و كلمات اصلى قرآن كه از سوى خداوند نازل شده را بگيرد خداوند متعال قرآن را به زبان عربى نازل نموده و امر نموده كه آن را بخوانيد. بى ترديد در آشنايى و قرائت قرآن به زبان عربى حكمت هايى نهفته است و نبايد از آن چشم پوشى نمود.
۴-كلام آخر اين كه وظيفه ما به عنوان رسانه انتشار معارف دينى به بهترين وجه است و وظيفه مخاطبان محترم رعايت شأن و دقت در چگونگى استفاده از اين مكتوبات است. اگر كسى بر اثر بى اطلاعى و از روى ناآگاهى حرمت آيات خدا را نگاه ندارد به او گناهى نسبت نمى دهند و بركسانى كه متوجه اين موضوع هستند و از آن آگاهند لازم است كه در صورت برخورد با اين آيات دقت هاى لازم را مبذول دارند. براى اطمينان و آرامش خاطر بيشتر مؤمنان توجه شما رابه استفتايى كه در اين باره از مقام معظم رهبرى شده است و در پايگاه اطلاع رسانى ايشان وجود دارد و مبناى كار ما مى باشد جلب مى نماييم:
س: استفاده از تمبرهاى پستى كه بر روى آنها آيات قرآنى چاپ شده است، و يا چاپ لفظ جلاله و اسماء خداوند «عزّ وجلّ» و آيات قرآنى و يا چاپ آرم مؤسساتى كه مشتمل بر آياتى از قرآن كريم است، در روزنامه ها و مجلات و نشرياتى كه همه روزه منتشر مى شوند، چه حكمى دارد
ج:طبع و نشر آيات قرآنى و اسماء جلاله وامثال آن اشكال ندارد، ولى بر كسى كه به دستش مى رسد، واجب است كه احكام شرعى آنها را رعايت نمايد و از بى احترامى و نجس كردن و مسّ بدون وضوى آنها خوددارى كند.
ساده زيستى؛ روش اولياى خدا
376857.jpg
محمد آصف عطائى ‎/ بخش پايانى

* ساده زيستى در سيره على(ع)
حضرت على(ع) همان گونه كه در عرصه هاى مختلف زندگى، مثل: ايمان و عبادت، علم و حكمت، شجاعت و هيبت، صبر و حلم، فصاحت و بلاغت، عدالت و حق خواهى و... يكه تاز ميادين است، در ساده زيستى نيز گوى سبقت را از همه ربوده است. انسانى عرشى و آسمانى كه در دنياى خاكى، آنچنان زندگى ساده و بى آلايش را اختيار مى نمايد كه لقب ابوتراب را به آن بزرگوار مى دهند؛ بزرگمردى كه ارزش كفش وصله دارش را بيشتر از حكومت كردن مى داند و مى فرمايد: «ارزش آن از حكومت كردن بر شما، بيشتر و بهتر است، مگر اينكه حقى را بستانم و يا ظلمى را دفع كنم.»(۱۳)
امام باقر(ع) مى فرمايد: «به خدا سوگند شيوه على(ع) چنان بود كه مانند بندگان غذا مى خورد و بر زمين مى نشست. دو پيراهن سنبلانى مى خريد و غلامش را مخير مى نمود كه بهترين آنها را بردارد و خودش آن ديگرى را مى پوشيد.
در مدت پنج سال خلافتش آجرى روى آجر نگذاشت و طلا و نقره اى نيندوخت. به مردم نان گندم و گوشت مى خوراند و خود به منزلش مى رفت و نان جو با سركه مى خورد و هرگاه با دو كار خداپسند رو به رو مى شد، سخت ترين را انتخاب مى كرد و هزار بنده را از دسترنج خود آزاد كرد كه در آن دستش خاك آلود و صورتش عرق ريخته بود و كسى را تاب و توان كردار او نبود.»(۱۴)
احنف بن قيس مى گويد: «روزى نزد معاويه بودم. موقع غذا سفره رنگينى كه در آن انواع غذاها وجود داشت، پهن شد. مرا گريه گرفت. معاويه علت را پرسيد، گفتم: روزى على(ع) هنگام افطار مرا به منزلش برد غذاى مخصوص او را آوردند ديدم انبانى است كه به مهر خود او مهر شده است، مهر را برگرفت و تكه اى از نان خشك را با سركه خورد و مجدداً سر كيسه را مهر كرد، گفتم مگر غير شما كسى ديگرى هم مى تواند از اين نان، ميل كند كه آن را مهر مى كنيد على(ع) فرمود: مهر اين كيسه به خاطر بخل و امساك نيست بلكه براى اين است كه در غياب من، فرزندانم اين نان را به روغن آغشته نكنند و من براى اين كه آنها به احترام اين مهر به آن دست نزنند، سر آن را مهر مى كنم. معاويه گفت: راست مى گويى اى احنف! احدى نمى تواند مثل على باشد.»(۱۵)
از امام صادق(ع) روايت شده است كه: «قنبر، على( ع) را بسيار دوست داشت، هنگامى كه حضرت از منزل خارج مى شد، قنبر با شمشير از پشت سر امام (ع) حركت مى كرد. يك شب على( ع) فرمود: قنبر! چرا پشت سر من حركت مى كنى عرض كرد: براى آن كه مبادا كسى به شما صدمه اى بزند. حضرت على(ع) فرمود: از اهل آسمان مرا حراست مى كنى يا از اهل زمين عرض كرد: بلكه از اهل زمين، حضرت فرمود: بدون اذن خدا اهل زمين نمى توانند بر من صدمه اى برسانند لذا قنبر برگشت.»(۱۶)
امام على(ع) ياران خود را اين گونه راهنمايى مى نمايد: «آگاه باشيد، هر مأمومى امامى دارد كه از نور دانشش بهره مى گيرد. بدانيد كه امام شما از دنيايش به دو جامه كهنه و از غذاها به دو قرص نان، اكتفا كرده است. آگاه باشيد! شما توانايى آن را نداريد كه چنين باشيد، اما مرا با روى آوردن به «ورع»، «تلاش»، «عفت»، «طهارت دامن» و «پيمودن راه صحيح» يارى دهيد. به خدا سوگند! من از دنياى شما طلا و نقره اى نيندوخته ام و از غنايم و ثروت هاى آن، مالى ذخيره نكرده ام و از زمين آن، حتى يك وجب در اختيار نگرفته ام و از اين دنيا، بيش از خوراك مختصر و ناچيز، برنگرفته ام. اين دنيا در چشم من بى ارزش تر و خوارتر از دانه تلخى است كه بر شاخه درخت بلوطى خودنمايى مى كند. آرى از ميان آنچه آسمان بر آن سايه افكنده، تنها «فدك» از آن ما بود كه آن هم گروهى بخل و حسادت ورزيدند [و آن را از دست ما ربودند] و گروه ديگرى آن را سخاوتمندانه به اين و آن تعارف كردند و حاتم بخشى نمودند [و آن را ميان بستگان خود تقسيم نمودند] و بهترين حاكم خداست. مرا با «فدك» و غير فدك چه كار در حالى كه جايگاه فرداى هركس، قبر اوست كه در تاريكى آن، آثارش محو و اخبارش ناپديد مى شود. قبر حفره اى است كه هرچه بر وسعت آن افزوده شود و دست حفركننده بازتر باشد، سرانجام سنگ و كلوخ، آن را پر مى كند و جاهاى آن را خاك هاى انباشته مسدود مى نمايد.»(۱۷)
آرى در جامعه اى كه فقر و محروميت بيداد مى كند، انسان هاى خود ساخته در درجه اول تلاش ميكنند وضع موجود را تغيير دهند. به تعبير مولاى متقيان على(ع) خداوند از علما پيمان گرفته است كه در برابر پرخورى ستمگران و گرسنگى ستمديدگان، سكوت نكنند.(۱۸) و در درجه دوم با ايثار و تقسيم آنچه در دست دارند، مشكلات نيازمندان را در حد امكان، برطرف نمايند. و اگر توانايى هيچ كدام را ندارند، لااقل با زندگى زاهدانه و ساده زيستى، خود را همرنگ اقشار محروم جامعه نمايند و از اين طريق، مرهمى بر زخم آنان بگذارند.
* ساده زيستى حضرت زهرا (س)
حضرت على(ع) در كنار خود بانوى دو عالم، حضرت فاطمه زهرا(س) را به عنوان همسر و شريك زندگى دارد كه در ساده زيستى، همتاى حضرت على(ع) است؛ بانوى نمونه اى كه پيراهنش را در شب عروسى به سائل مى دهد و با دستان مباركش جو و گندم آسياب نموده و براى همسر و فرزندانش غذا تهيه مى نمايد از تشريفات و تجملات دورى نموده، در زندگى مشترك به كمترين ها و حداقل امكانات اكتفا مى كند.
سلمان فارسى مى گويد: «روزى حضرت فاطمه زهرا (س) را ديدم كه چادرى وصله دار و ساده بر سر داشت، تعجب كردم و گفتم: عجبا! دختران پادشاهان ايران و روم بر كرسى هاى طلايى مى نشينند و پارچه هاى زرباف به تن مى كنند؛ اما اين دختر رسول خداست كه نه چادرگرانقيمت بر سردارد و نه لباس هاى زيبا.
فاطمه پاسخ داد: اى سلمان! خداى متعال، لباس هاى زينتى و تخت هاى طلايى را براى ما، در روز آخرت، ذخيره كرده است.
آن گاه حضرت زهرا (س) خدمت پدر بزرگوارش رسيد و عرض كرد: اى رسول خدا! سلمان از سادگى لباسم، تعجب نموده است.
سپس فرمود: سوگند به آن خدايى كه تو را مبعوث نمود! مدت پنج سال است كه فرش خانه ما، پوست گوسفند و بالش ما، چرمى است كه از ليف خرما، پرشده است.»(۱۹)
پرشكوه ترين جلوه ايثار و از خودگذشتگى كه ثمره و محصول ساده زيستى است، در زندگى مشترك حضرت على(ع) و فاطمه زهرا (س) زمانى محقق مى شود كه آن دو بزرگوار همراه با فرزندانشان، سه روز، روزه مى گيرند و در هر سه روز، هنگام غروب سائلى در خانه على(ع) مى رسد و طلب كمك مى نمايد. على(ع) و زهرا (س) شكر خدا را به جا آورده، مختصر غذايى را كه تهيه ديده بودند، به سائل مى دهند و خودشان سه شبانه روز گرسنه مى مانند؛(۲۰) لذا خداى سبحان در سوره انسان درباره ايشان مى فرمايد: «به يقين ابرار [و نيكان] از جامى مى نوشند كه با عطرخوشى آميخته است، از چشمه اى كه بندگان خاص خدا از آن مى نوشند و از هرجا بخواهند، آن را جارى مى سازند. آنها به نذر خود وفا مى كنند و از روزى كه شر و عذابش گسترده است، مى ترسند و غذاى [خود] را، با اين كه به آن، علاقه [و نياز] دارند، به مسكين و يتيم و اسير مى دهند.»(۲۱)
* ساده زيستى در سيره علما
علما و دانشمندان متعهدى كه در مكتب قرآن و اهل بيت(ع)، تربيت و پرورش يافته اند، در زندگى فردى و اجتماعى به قرآن اقتدا نموده، سيره پيامبر(ص) و ائمه(ع) را سرمشق و الگوى خود قرار داده اند و به زندگى ساده و زاهدانه قناعت و بسنده كرده اند.
در مورد ساده زيستى آيت الله العظمى وحيد بهبهانى نقل شده است كه: «لباس هايش كرباس و تابدار بود و غالباً آنها را همسرش مهيا مى كرد و مى بافت... در مدت عمر به جمع زخارف دنيوى توجهى نداشت. كناره گيرى از زراندوزان شيوه او بود. از معاشرت آنها خوددارى مى كرد و با مستمندان نشست و بر خاست مى نمود. وقتى كه يكى از پسرانش براى همسرش لباس فاخرى تهيه كرده بود، ايشان او را مورد عتاب قرار داد و فرمود: اگر چه استفاده از نعمت هاى خدا حرام نيست، ولى حداقل كارى كه من و خانواده ام مى توانيم انجام دهيم اين است كه با مردم فقير همدردى كرده و همانند آنها زندگى كنيم گرچه قدرت برخريد هر چيزى را داريم.»(۲۲)
امام خمينى (ره) نيز در تمام مراحل زندگى، چه زمانى كه طلبه گمنامى در مدرسه فيضيه بود و چه زمانى كه رهبرى و مرجعيت شيعيان جهان را بر عهده داشت، ساده زيستى و اكتفا به حداقل زندگى را منش خويش قرار داده بود و هيچگاه حاضر نشد سطح زندگى ايشان از سطح زندگى عموم مردم بالاتر برود.(۲۳) يكى از اطرافيان امام مى گويد: «امام زمانى كه در نجف بود در يك منزل استيجارى كه نوساز نبود و از جهت سادگى مثل منازل ساير مردم عادى و طلاب بود، سكونت داشت. وقتى به ايشان گفته شد همانند بقيه بزرگان منزلى در كوفه، نزديك رود فرات برايشان اجاره شود تا در ايام تابستان كه هواى نجف گرم و خشك بود، به آنجا برود، ايشان امتناع كرد و فرمود: من چطور مى توانم به كوفه روم [و دنبال رفاه خود باشم] در حالى كه بسيارى از مردم ايران در زندان به سر مى برند.»(۲۴)
آنچه از مجموع مطالب ياد شده، بايد آموخت و به عنوان پيروى از مكتب اهل بيت (ع) در زندگى به كار بست، اين است كه گرچه توان و ظرفيت پذيرش ساده زيستى ائمه(ع)، براى انسان هاى معمولى، تحملش مشكل و چه بسا ناممكن به نظر مى رسد، ولى مى توان با زندگى ساده تر و جلوگيرى از اسراف و ريخت و پاش هاى بى مورد و پرهيز از تجمل گرايى، بخش زيادى از مشكلات و نابسامانى ها را سر و سامان داد. مصارف هنگفتى كه امروزه، صرف ساخت و ساز منازل مجلل، خريد اسباب و لوازم مدل جديد، مهمانى ها و عروسى هاى مجلل و پرشكوه، سمينارها و همايش هاى غير ضرورى، مسافرت هاى داخلى و خارجى، رقابت هاى انتخاباتى و... مى شود، بخش كلانى از سرمايه ملى را به خود اختصاص مى دهد كه اگر درست جهت داده شود، مى تواند مشكلات جامعه را تا حدودى حل كند.
* منابع در دفتر روزنامه موجود است


|   شناسنامه   |   آرشيو   |