يكشنبه ۲۳ تير ۱۳۸۷ - ۱۰ رجب ۱۴۲۹
Sun, Jul 13, 2008
فرهنگ وانديشه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصاد
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
سلامت
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
اجتماعى
آيا رايانه هاى ديجيتالى مى توانند بينديشند
تأملات سرخ(۲۲)
آيا رايانه هاى ديجيتالى مى توانند بينديشند
صفر و يك دارم، پس هستم
377700.jpg
آلن تورينگ‎/ ترجمه: رضا مثمر‎/ بخش دوم و پايانى
به اين ترتيب به نظر مى رسد معقول ترين نقد بر «مغز ماشينى» يا «مغز الكترونيكى» خواندن رايانه هاى ديجيتالى اين باشد كه گرچه رايانه هاى ديجيتالى را مى توان جورى برنامه ريزى كرد كه مانند مغز رفتار كنند اما در حال حاضر نمى دانيم چگونه بايد اين كار را انجام دهيم. اين سخن درستى است و با آن موافقم. بايد پاسخ پرسش را به آينده وا گذاريم و ببينيم آيا به چنان برنامه اى دست خواهيم يافت يا نه. خود من معتقدم به چنين برنامه اى خواهيم رسيد و احتمالاً در زمانى نه چندان دور، مثلاً در اواخر قرن بيستم خواهيم توانست ماشينى را برنامه ريزى كنيم كه بتواند به سؤال هايى جواب دهد كه حدس زدن پاسخ شان براى انسان يا ماشين بسيار دشوار باشد. منظورم چيزى شبيه امتحان شفاهى است با اين تفاوت كه پرسش ها و پاسخ ها همگى چاپ شده خواهند بود تا لازم نباشد عوامل بى ربطى همچون مطابقت با اصل را كه بر پايه اش صداى انسان را تقليد مى كنيم به حساب آوريم. همه اين حرف ها تنها بيانگر عقيده من است و اى بسا ديگران نظر ديگرى داشته باشند.
مشكلات تمام نشده است. شرط همچون مغز رفتار كردن دارا بودن اراده است، حال آنكه رفتار رايانه هاى ديجيتالى برنامه ريزى شده كاملاً مشخص و معين است. بايد اين دو واقعيت متخاصم را با هم آشتى دهيم اما همين كه بخواهيم چنين كنيم خود را در دل مناقشه كهنه « جبر و اراده» مى يابيم. دو راه وجود دارد. يكى آنكه بگوييم اراده اصلاً يك توهم است و ما انسان ها فاقد اراده ايم. راه دوم آن است كه بگوييم ما صاحب اراده ايم اما هرگز با نگاه به رفتارمان نمى توان به وجود آن پى برد. در راه دوم هر اندازه هم كه يك ماشين رفتار انسان را خوب تقليد كند باز آن را صاحب اراده نمى دانيم و رفتارش را ساختگى و ظاهرى مى شماريم. نمى دانم چگونه مى توان يكى از اين دو راه را گزيد اما هر كدام را هم كه انتخاب كنيم روشن است كه ماشينى كه قرار است شبيه به مغز باشد بايد چنان رفتار كند كه گويى داراى اراده است. اما چگونه يك راه ممكن آن است كه بگوييم رفتار ماشين شبيه رفتار چرخ رولت يا راديوم است. شايد رفتار اين ها را بتوان پيش بينى كرد اما حتى در اين حالت هم نمى دانيم چگونه بايد اين پيش بينى را انجام دهيم.
ضرورتى به اين كار نيست. به آسانى مى توان ماشين هايى طراحى نمود كه رفتارشان در نظر كسى كه چيزى درباره جزئيات ساختمان شان نمى داند كاملاً اتفاقى و بختكى باشد. طبيعتاً گنجاندن عنصر اتفاق و بخت گامى در حل مسئله اصلى مان نيست و روشن نمى كند چگونه ماشينى برنامه ريزى كنيم كه شبيه مغز عمل كند يا به اختصار، و البته به تعبيرى نه چندان دقيق، بينديشد. نبايد انتظار داشته باشيم بدانيم رايانه چگونه عمل مى كند. بايد به همين خشنود بود كه ماشين ما را شگفت زده مى كند، درست همان گونه كه خوشحال مى شويم وقتى مى بينيم دانش آموزى كارى را انجام مى دهد كه پيشتر آشكارا آن را نياموخته است.
اجازه دهيد دوباره به دوگانى ليدى لاوليس نگاهى بيندازيم؛ « ماشين قادر است هر آن كارى را كه ما مى دانيم چگونه از آن بخواهيم انجام دهد به انجام رساند». شايد فكر كنيد كه معناى جمله اين است كه ماشين قادر است فقط آن كارى را انجام دهد كه ما از آن خواسته ايم، اما چنين نيست. روشن است كه ماشين صرفاً از عهده كارى برمى آيد كه ما از آن خواسته ايم و هر كارى جز اين هم كه از ماشين سر بزند خطاى ماشينى به حساب خواهد آمد. با اين حال نياز به اين فرض نيست كه وقتى كارى را از ماشينى مى خواهيم مى دانيم كه چه مى كنيم و دستورمان به ماشين چه نتايجى به بار خواهد آورد. لزومى ندارد بدانيم اين دستور ها چگونه سبب رفتار بعدى ماشين مى شوند، درست همان گونه كه براى كاشتن بذر لازم نيست سازوكار رويش را بدانيم. درخت مى رويد، چه كسى بفهمد و چه نه. اگر به ماشين برنامه اى داديم و ماشين نتيجه فوق العاده و دور از انتظارى داد بايد بگوييم ماشين ابداع كرده است ( نه آنكه اين رفتار ماشين در برنامه آن نهفته بوده است و در اصل چيزى است كه كاملاً وابسته به ما و نه ماشين).
قصد ندارم بيش از اين درباره شيوه و فرايند « برنامه ريزى ماشينى كه بينديشد» حرف بزنم. حقيقت اين است كه چيز زيادى در اين باره نمى دانيم و تحقيقات چندانى هم در اين مورد انجام نشده است. عقايد فراوانى وجود دارد اما هنوز نمى دانيم كدام يك از بقيه مهم تر است. مانند داستانى پليسى است كه در آن در آغاز تحقيق، هر چيز كوچكى واجد اهميت است تا معما حل نشود معلوم نمى شود كه چه واقعياتى اساسى و شايسته طرح در دادگاه اند. ما هنوز سند قابل ارائه اى به دادگاه نداريم. همين قدر مى توانم بگويم كه به گمان من اين فرايند بايد ارتباط نزديكى با فرايند آموزش دادن داشته باشد.
تا اين جا سعى كردم برهان هاى معقول اصلى اى را كه له و عليه نظريه امكان ساخت ماشين هاى انديشمند مطرح شده است شرح دهم، اما اجازه دهيد چيزى هم درباره برهان هاى نامعقول بگويم. بسيارى از مردم با اين نظريه كه ماشين ها هم مى انديشند مخالف اند اما نه به هيچ كدام از دلايلى كه گفتم يا به هر دليل معقول ديگرى. ايشان مخالف اند چون به سادگى از چنين نظرى خوش شان نمى آيد. چيزهاى فراوانى است كه اين نظر را ناخوشايند مى سازد. اگر ماشين بتواند بينديشد چه بسا كه حتى باهوش تر از ما هم باشد. خب در اين صورت ما كه خواهيم بود و چه جايگاهى خواهيم داشت حتى اگر بتوانيم ماشين ها را در حد خدمتگزار خويش نگه داريم و مثلاً در مواقع لزوم خاموششان نماييم بايد خود را انسانهاى بسيار حقيرى بيابيم و شرمنده شويم. خطر خودكوچك بينى به ما هشدار مى دهد كه شايد زمانى خوك يا موشى بتواند ما را از دور خارج كند. اين رخداد امكانى صرفاً نظرى است و بر سر آن بحث دامنه دارى است اما چون زمان درازى است كه در كنار خوك ها و موش ها زندگى كرده ايم و در اين مدت رشد چندانى در هوش آنها نديده ايم هرگز اين امكان هم جدى نشده است و با خود گفته ايم حتى اگر چنين اتفاقى هم ممكن باشد ميليو ن ها سال طول خواهد كشيد. بر عكس، خطر رايانه هاى انديشنده بسيار جدى و نزديك است و اگر چنين چيزى امكان پذير باشد به احتمال بسيار زياد در هزاره سوم با آن مواجه خواهيم شد. دور است اما فاصله اش تا زمان ما نجومى نيست. به همين دليل هم نگران كننده است.
مرسوم است در هر سخنرانى يا مقاله اى كه به اين موضوع اختصاص دارد گوينده خاطر شنونده اش را با اين سخن اندكى آرام كند كه بالاخره ويژگى هايى وجود دارد كه هيچ ماشينى نمى تواند آنها را تقليد كند، مثلاً هيچ ماشينى نمى تواند به خوبى انگليسى بنويسد يا به درخواستى جنسى واكنش نشان دهد يا پيپ بكشد. من نمى توانم چنين اطمينانى به شنونده ببخشم و خاطرش را آسوده كنم زيرا معتقدم نمى توان چنان محدوديتهايى براى ماشين قائل شد. با اين حال اميد دارم و معتقدم هيچ تلاشى براى ساختن يك چنين ماشينى با ويژگى هايى به غايت انسانى كامياب نخواهد بود مگر آن كه ماشين ساخته شده ويژگى هاى غيرانديشگى (non-intelectual) انسان مانند هيأت بدنش را نيز دارا باشد. به نظر من هر كوششى كه خواهان چيزى جز اين باشد بيهوده بوده، نتيجه اش همچون رايحه ناخوشايند گل هاى مصنوعى خواهد بود. به گمان من ساختن ماشين انديشنده از مقوله كاملاً متفاوتى است. هنوز كل فرايند انديشيدن در پسِ پرده ابهام قرار دارد ولى باور دارم كه كوشش براى ساخت ماشينى انديشنده كمك شايانى خواهد بود براى فهميدن شيوه انديشيدن خودمان.
تلفن انديشه ۸۸۷۶۱۲۵۷
تأملات سرخ(۲۲)
يقين امرى قلبى است نه استدلالى
377706.jpg
دكتر سعيد زيباكلام‎/استاد فلسفه دانشگاه تهران

مائده: ۱۱۵-۱۱۲ «إذ قالَ الحَواريونَ يا عيسَى ابنَ مَريمَ هل يستَطيعُ رَبُّكَ اَن ينَزِّلَ عَلَينا مآئِدَهً مِنَ السَّمآءِ قالَ اتَّقُوا اللهَ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ (۱۱۲) قالوا نُريدُ اَن نَأكُلَ مِنها و تَطمَئِنَّ قُلُوبُنا و نَعلَمَ اَن قَد صَدَقتَنا و نَكُونَ عَلَيها مِنَ الشّاهِدينَ (۱۱۳) قالَ عيسَى ابنُ مَريمَ اللّهُمَّ رَبَّنآ اَنزِل عَلَينا مآئِدَهً مِنَ السَّمآءِ تَكونَ لَنا عيداً لِاَوَّلِنا و ءَاخِرِنا و ءَايهً مِنكَ و ارزُقنا و اَنتَ خَيرُ الرّازِقينَ (۱۱۴) قالَ اللهُ اِنّى مُنَزِّلُها عَلَيكُم فَمَن يكفُر بَعدُ مِنكُم فَاِنّى اُعَذِّبُهُ عَذاباً لااُعَذِّبُهُ اَحَداً مِنَ العالَمينَ (۱۱۵)»

«هنگامى كه حواريون گفتند: اى عيسى ابن مريم! آيا پروردگار تو مى تواند بر ما مائده اى از آسمان نازل كند، عيسى ابن مريم بديشان گفت: از الله سبحانه و تعالى بترسيد و قدرت و توان او را نيازماييد اگر مؤمن هستيد (۱۱۲) حواريون گفتند: مى خواهيم از مائده بخوريم تا قلوب ما اطمينان پيدا كند و بدانيم كه بواقع به ما راست گفته اى و تا بر آن شاهد باشيم (۱۱۳) سپس عيسى ابن مريم درخواست حواريون را مى پذيرد و رو به خداوند كرده مى گويد: بارخدايا، پروردگارا ! بر ما مائده اى از آسمان نازل فرما تا براى آغاز و فرجام ما عيد و آيه اى از جانب تو باشد؛ ما را روزى ده كه تويى بهترين روزى دهندگان (۱۱۴) الله سبحان و تعالى سپس مى فرمايد: همانا من نازل كننده آن بر شما هستم؛ پس هر يك از شما كه بعد از آن كفر بورزد پس به درستى كه من او را عذابى مى كنم كه هيچكس را در عالم بدانگونه عذاب نكنم. (۱۱۵)»
آشكار است كه اطمينان يافتن يا يقين پيداكردن به حقى، حقيقتى، و وجودى، امرى قلبى است نه عقلى يا استدلالى! اگر اطمينان و يقين امرى قلبى نمى بود عيسى ابن مريم عليه السلام به حواريون خود متذكر مى شد و تأكيد مى كرد كه من براى اثبات وجود خدا استدلال كرده ام و به شما به نحو معقول يا عقلانى ثابت كرده ام كه خداى واحدى وجود دارد و من هم پيامبر و فرستاده اويم، و اينك شما مى خواهيد قلوب تان را مطمئن كنيد!
همچنين، عيسى ابن مريم (ع) متذكر مى شد كه مگر خداوند به شما عقل مميز حق از باطل و هدايت از ضلالت عطا نفرموده است چرا، به عوض اين درخواست هاى نابجا و گستاخانه، عقل خود را بكار نمى گيريد تا با استدلال عقلى برايتان آشكار شود كه الله، رب العالمين است و فرستنده رسولان، و من هم رسولى از رسولان اويم عيسى ابن مريم (ع) هيچگونه سخنى از اين سنخ به ايشان نمى گويد و به عوض از خداوند تقاضاى مائده مى كند.
آنچه شايسته توجه است اين است كه حضرت سميع بصير حكيم به عيسى ابن مريم نمى فرمايد: به جاى درخواست مائده و اين قبيل گستاخى ها براى امر موهوم اطمينان و يقين پيداكردن قلوب آنها، آنها را به عقل شان همان رسول درونى شان ارجاع بده، تا با به كارگيرى آن حق را از باطل، هدايت را از ضلالت و خير را از شر تمييز بدهند! ابداً، حضرت حق چنين نمى فرمايند و مائده را به طور مشروط نازل مى فرمايند!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |