|
نگاه
چشمداشت بوش به مصالحه اعراب و بغداد
هادى محمودى دولت امريكا كه در عرصه نظامى عراق توفيق چندانى كسب نكرد اكنون تلاش مى كند تا درموفقيت دولت مالكى در حوزه ديپلماسى سهيم شود. به همين دليل بازگشت اعراب با حضور دوباره بوش و كانديداهاى انتخاباتى امريكا در بغداد همزمان شده است تا اين پيام به افكارعمومى امريكا رسانده شود كه آشتى ملى در داخل و خارج عراق حاصل انديشه و تلاش ديپلماسى رايس است. واقعيت اين است كه مسئله عراق همچنان برگ اصلى در كارزار انتخابات جناح جمهوريخواهان و رقباى بوش است و انتظار مى رود اين قبيل بازى سازى ها در آستانه انتخابات اين كشورنمود بيشترى يابد. اما واشنگتن براى تأمين اين بخش از خواسته خويش از مسير عامه پسندى وارد شده است. دستگاه وزارت خارجه بوش اعلام كرده واشنگتن همه راههاى سياسى را براى بازگشت عراق به عرصه بين المللى هموار خواهد كرد و در اين راستا به طور مشخص به برداشتن برخى تحريم و آزادى قسمتى از دارايى هاى عراق از بانك هاى اروپايى، پاك كردن بخشى از بدهى هاى عراق، خارج كردن نام عراق از فصل هفتم منشور سازمان ملل و بالاخره فراهم ساختن عضويت عراق در نهادهاى عربى و سازمان هاى منطقه اى تأكيد كردند. اكنون در مدت كوتاه باقى مانده از حكومت بوش ديپلمات هاى امريكايى در قالب يك استراتژى گام به گام اين سناريو را به اجرا در مى آورند. آنها اميدوارند كه حتى اگر در عرصه نظامى موفقيتى نداشته باشند. در صورت پياده كردن اين سناريو بتوانند در كارزار انتخابات آينده از يك پيروزى سياسى سخن بگويند. مجموعه اقدامات چند روز اخير رايس و سفير او در بغداد همگى در اين راستا انجام مى گيرد، به گونه اى كه حتى در توافقنامه امنيتى پيشنهادى به مالكى يكى از به اصطلاح امتيازات پيشنهادى همانا گشودن راه حضور عراق در عرصه هاى ديپلماسى جهانى اعلام شده است. اين گونه است كه رايان كراكر در ديدارهاى مكرر از كاخ هاى كشورهاى عرب مى خواهد كه از خود بيشتر در عراق مايه بگذارند بويژه با گشودن سفارتخانه در بغداد تا نشان دهند كه حامى پروسه صلح هستند. ديپلمات هاى امريكا حتى براى تهييج اعراب به اين دستاويز هميشگى متوسل شده اند كه پذيرفته شدن عراق از سوى كشورهاى منطقه، مانعى در برابر نفوذ ايران در عراق و ديگر نقاط منطقه خواهد بود. اما واقعيت اين است كه در تغيير فضاى ديپلماسى عراق دولتمردان امريكا كمترين نقش را دارند. شايد اگر امريكايى ها چنين سهم خواهى را در عرصه نظامى داشته باشند تاحدى قابل قبول باشد اما در حوزه سياسى به دلايل مختلف ادعاى آنها پذيرفتنى نيست. چنان كه اكنون كاخ سفيد مدعى است كه عراقى ها بدون حضور نيروهاى امريكايى در برابر تهديدات داخلى و خارجى آسيب پذيرند و توافقنامه امنيتى را نيز با اين توجيه كه براى دفاع از دولت در برابر حمله داخلى يا خارجى است تنظيم كرده اند. اما دست كم نتايج چند اجلاسى كه امريكايى ها با هدف آشتى اعراب و بغداد تشكيل دادند اثبات كرد كه دولت هاى عربى در تنظيم روابط آينده خويش حاضر به ملاحظه تفكر كاخ سفيد نيستند، بويژه از آن روز كه شكست بوش در عراق قطعى شد. ناظران خاورميانه به خاطر دارند كه شخص رايس كشورهاى عربى را به علت عمل نكردن به وعده هاى گذشته براى بخشيدن بدهى هاى عراق، بازگشايى سفارتخانه هايشان در بغداد يا برداشتن گام هايى نمادين براى پذيرش دولت شيعه عراق شماتت كرد، اما آنها به هيچ كدام از هشدارهاى او اعتنا نكردند. نكته مهم ديگر اين است كه اساساً اعراب منطقه يك دليل اصلى ناكامى خويش در عراق را نقشه هاى نادرست بوش مى دانند حتى اگر آنها روزى جرأت مخالفت با حضور نيروهاى امريكا در عراق را نداشتند اما اكنون اين مخالفت خويش را علنى ساخته اند. سخن بسيارى از محافل عربى امروز اين است كه حضور امريكا بود كه عرصه را براى آنان تنگ ساخت.
|