|
چاره جويى براى خروج از حوزه تهديد ديابت
۱۷ سال فرصت براى خانواده هاى ايرانى
گفت و گو با دكتر «حسن نورى» مدير مراكز درمانى جهاد دانشگاهى علوم پزشكى ايران
|
|
|
فاطمه مصطفوى آمار اعلام شده مراجع رسمى حكايت از خطرى دارد كه خانواده هاى ايرانى را در ليست خطرى «قندى» و «قلبى» قرار مى دهد. طبق پيش بينى سازمان بهداشت جهانى تا سال ۲۰۲۵ از هر سه خانواده ايرانى دو خانواده يك بيمار ديابتى خواهند داشت. اين مربوط به ۱۷سال ديگر است و در حال حاضر وقت داريم تا خودمان را از اين تهديد خارج كنيم. براى همين است كه جهاد دانشگاهى درمانگاهى را در منطقه ۱۲ تهران، مركز اين مراقبت قرار داده است. دكتر «حسن نورى»، درباره اين طرح آنقدر آمارهاى دقيقى را اعلام مى كند كه اگر اين گفت وگو را بخوانيد، از همين امروز خود را از فهرست «قندى» بيرون مى كشيد. او البته از خيرين هم گله دارد، چراكه دعوت اين گروه را پاسخ نداده اند و حاضر هم نيستند روى آموزش خانواده هاى خودشان سرمايه گذارى كنند. او مى گويد: در حالى كه نيمى از ديابتى ها نمى دانند به اين بيمارى موذى مبتلا هستند، خيرين ما هنوز روى تخت هاى CCU و ICU سرمايه گذارى مى كنند. در حالى كه پيشگيرى، هزينه اى به مراتب كمتر از درمان دارد و اگر براى پيشگيرى هزينه نكنيم هميشه از درمان عقب مى مانيم. اساس كار كلينيك مراقبت از سلامت خانواده چيست پزشكى خانواده. پزشكى خانواده شامل چه فعاليت هايى مى شود شناسايى بيمارى هاى غيرواگير مزمن در خانواده ها با تشكيل پرونده كامل خانواده و در صورت نياز ارجاع بموقع بيماران به مراكز تخصصى تر به گونه اى كه بيمار دچار عوارض بيمارى يا عوارض مضاعف آن نشود. بطور كلى آموزش، پيشگيرى، تشخيص، درمان و ارجاع بموقع اساس كار پزشك خانواده است. شايد بشود گفت بيش از ۷۰ درصد بار بيمارى در جامعه مربوط به بيمارى هاى مزمن غيرواگير است. كدام بيمارى ها مشمول اين طرح هستند بيمارى هاى ديابت، قلب و عروق، سرطان ها، آسم و آلرژى، افسردگى و بيمارى هاى اضطرابى. اين بيمارى ها دو سوم بيمارى هاى خانواده ها هستند. در كشورى زندگى مى كنيم كه ۵۹ درصد مرگ و ميرهاى جامعه را بيمارى هاى قلب و عروق تشكيل مى دهد و آمار سازمان جهانى از درگير شدن خانواده ها تا ۱۷ سال آينده در دام ديابت خبر مى دهد. بطورى كه از هر سه خانواده ايرانى، دو خانواده بيمار ديابتى خواهند داشت. پس در حقيقت خطر ديابت يك خطر وراثتى نيست... در اين بيمارى چند فاكتور مختلف دخيل است بطورى كه ممكن است در يك خانواده هيچكدام از والدين يا اجداد ديابتى نبوده باشند، ولى يك نفر در نسل بعد مبتلا شود. و اين خطر براى فرزند يك ديابتى بيش از ديگران است بله. چرا اين خطر اينقدر رو به افزايش است اگر ما به عواملى كه باعث بيمارى هاى قلبى- عروقى و ديابت مى شوند، توجه كنيم، پنج عامل را باعث افزايش اين بيمارى ها مى بينيم: «چربى خون بالا»، «فشار خون بالا»، «قند خون بالا»، «عدم تحرك» و «چاقى». در واقع مادر همه اينها چاقى است نه؛ اينطور نمى توانيم بگوييم. اين پنج فاكتور كه به «سندرم متابوليك» معروف است، علت و معلول هم نيستند يعنى اگر بخواهيم بيمارى هاى قلب و عروق و ديابت را از نظر اپيدميولوژى (همه گير شناسى) كنترل كنيم، بايد روى اين پنج عامل كار كنيم. كلينيك شما همين كار را مى كند بله. مثلاً چاقى ريسك فاكتور (عامل خطر) خيلى از سرطان ها مثل سرطان پروستات، سينه، كلون و سرطان هاى زنان است. هر كدام از اين عوامل به تنهايى يك بيمارى نيست و در ظاهر هم اينها به هم ارتباط خاصى ندارند اما ارتباط معنى دارى بين آنها وجود دارد. ما در كلينيك خانواده ها را شناسايى مى كنيم، غربالگرى كرده، آموزش مى دهيم و آنها را در صورت نياز به مراكز تخصصى ارجاع مى دهيم. اين پنج عامل، تقدم و تأخر هم دارند، يعنى يكى مقدمه ديگرى باشد بله، قاعده اپيدميولوژيك دارد. مثلاً كسى كه چربى خون بالا دارد، احتمالاً قند خون بالا هم دارد. خيلى مهم است كه ما بتوانيم و هنرمان اين باشد كه بيمارى تهديدكننده امروز جامعه را شناسايى و كنترل كنيم. زمانى بيمارى هاى عفونى تهديدكننده بود ولى الآن سندرم متابوليك است كه آمار بيمارى هاى مزمن غيرواگير را بالا برده و طول عمر را كم مى كند. يكى از استادان سازمان بهداشت جهانى مى گويد: «نسل امروز تنها نسلى از بشر است كه عمر آنها از والدينشان كمتر است». اين نشان مى دهد ادعاى اين كه بالا بردن سطح بهداشت باعث طولانى تر شدن عمر انسان ها مى شود، درست نيست.» يك چنين كلينيكى براى نسل امروز چه كارى انجام مى دهد يكى از اهداف ما پيشگيرى است، پيشگيرى همراه با آموزش انجام مى شود؛ دوم شناسايى خود بيماران است. خيلى ها زمينه فشار خون يا ديابت دارند ولى نمى دانند.كارى كه اين درمانگاه مى تواند بكند، مطلع كردن بيماران از بيمارى خود است. چاقى در كودكان رو به افزايش است و بچه هايى كه اضافه وزن دارند، پنج تا ۱۰ سال از عمر طبيعى شان كاسته مى شود. ما قبلاً بچه هايى داشتيم كه از صبح تا شب مى دويدند ولى حالا اين بچه ها مى نشينند پاى كامپيوتر. فعاليت بدنى بالا در كودكان پيش از اين بيش از سه ساعت در روز بود ولى الآن به ۱۲ دقيقه هم نمى رسد. چرا ديابت در ايران اينقدر وحشتناك پيش مى رود خب، در كشورهاى غربى تحرك بيشتر و تغذيه بهتر است. هرچند در اين كشور ها نيز آمار رو به رشدى دارند. زندگى شهرى، نداشتن يا كم داشتن تحرك، تغذيه نامناسب و استفاده بيش از حد كربوهيدرات و چربى، همه باعث افزايش بيمارى هاى ديابت و قلب و عروق مى شود.در امريكا اپيدميولوژى چاقى با فقر متناسب است، يعنى افراد فقيرتر بيشتر به چاقى مبتلا مى شوند؛ چون كربوهيدرات ها ارزانتر هستند و بيشتر استفاده مى شوند. شما خانواده ها را چطور شناسايى مى كنيد ۲۰ سال است درمانگاه حضرت فاطمه زهرا(س) در اين منطقه فعاليت مى كند و خانواده هاى منطقه با اولين مراجعه پرونده پيدا كرده اند. مثلاً ما مى دانيم در كدام خانواده منطقه سرطان سينه وجود دارد و پيگير معاينه آن خانواده مى شويم. پايش سرطان به چه صورتى است چون شايعترين نوع سرطان در آقايان، سرطان پروستات و در خانم ها سرطان هاى زنان است ما با توجه به توانايى هايمان روى همين دو نوع متمركز شديم. براى اثبات ديابت تست تحمل گلوكز هم لازم است نه، فقط قند ناشتا، چون ما آزمايش ها را با توجه به وضعيت اجتماعى خانواده ها بايد انجام دهيم، اگر قند خون ناشتا دوبار ۱۲۶ يا بيشتر و قند خون بدون ناشنا بالاى ۲۰۰ باشد، فرد مبتلا به ديابت است. ما البته آزمايش قند رايگان را با گلوكومتر انجام داده ايم. مركز چه آموزش هايى دارد در مورد سرطان «سرطان چيست »، «پيشگيرى از آن چگونه است» و اطلاعات جامع مربوط به سرطان را در «كلاس سرطان» و درباره ديابت، كلاس پنج ساعته اى داريم كه تقريباً اطلاعات كاملى مى دهد. اين آموزش واقعاً روش زندگى خانواده هاى تحت پوشش تان را عوض مى كند در دنيا ديده اند كه افراد وقتى نسبت به بيمارى شان شناخت پيدا كنند، در درمانشان شريك مى شوند. در درمان ديابت چهار، پنج نفر دخيل هستند كه مهم تر از همه خود فرد است. فرد ديابتى به دارو، ورزش ، رژيم غذايى و تغيير روش نياز دارد كه وقتى شناخت كافى داشته باشد، خودش بموقع اقدامات لازم را انجام مى دهد. كارگروه كلينيك چه افرادى هستند پزشك خانواده، پزشك ديابت، متخصص زنان، روان پزشك و كارشناس تغذيه. پزشك ديابت يا غدد يك بيمار ديابتى در ابتدا نيازى به متخصص غدد ندارد. پزشك ديابت پزشكان عمومى هستند كه دوره هاى تخصصى ديابت را گذرانده اند. (در مركز ما اين پزشك هم دوره هاى داخلى و هم اروپايى را گذرانده است.) هر بيمار ديابتى ۲۵ دقيقه وقت مى خواهد تا پيش متخصص معاينه شود؛ در حالى كه پزشك متخصص غدد اين فرصت را ندارد. درمان ديابت درمان مستمر است و اين كار استمرار را پزشك ديابت و پزشك خانواده انجام مى دهند. از چه كسانى انتظار داريد مركز را تقويت كنند ما دعوتى از خيرين داشتيم، در حالى كه استقبال نكردند. مردم براى آموزش پول نمى دهند. در حالى كه آموزش پيشگيرى از بيمارى است. خيرين حاضرند براى تخت ICU و CCU سرمايه گذارى كنند اما براى آموزش، نه. در صورتى كه اگر افراد آموزش ببينند به تخت ICU و CCU نياز پيدا نمى كنند و اگر پيشگيرى نشود با سير صعودى بيمارى هاى قلبى- عروقى در ايران ما هميشه از تخت هاى پر شده CCU عقب مى مانيم و كار ما در كلينيك يك پايه مهمش آموزش است كه هزينه مى برد و مشكل ديگر هم اين است كه سيستم درمان دركشور ما در دست بيمه هاست. وزارتخانه بايد اينجا نظارت و سيستم را اصلاح كند، چون درمان از پزشك خانواده شروع مى شود. يكى از داروهاى بيمار ديابتى كه اكثراً فشار خون بالا هم دارند، داروى «انالاپريل» است؛ در حالى كه بيمه با مهر پزشك خانواده (عمومى) قبول نمى كند. اين مى شود كه بيمار به سمت پزشك متخصص مى رود، يعنى هم هزينه پزشك را مى پردازد و هم اكثراً هزينه دارو را. درمان آسم، پيچيده نيست و با يك اسپرى انجام مى شود؛ در حالى كه مهر ما را بيمه قبول نمى كند و داروى بيمه اى داروخانه را هم پزشك متخصص نمى پذيرد. اين مى شود كه داروى درخواستى پزشك متخصص را بيمار بايد بدون بيمه بخرد و ببيند چه هزينه اى را متحمل مى شود.
|