|
|
|
|
|
|
|
|
توسعه درگرو نوآورى
|
|
|
بهزاد مشهدى كردى، عضو هيأت علمى دانشگاه
امروزه تحولات روزافزون فضاى كسب و كار، دگرگونى سريع بازارها و افزايش رقابت پذيرى سبب شده است تا بيش از گذشته نقش نوآورى در فرايند رشد و توسعه اقتصادى كشورها اهميت يابد. تدوين راهبردها، سياست ها و برنامه هاى لازم براى بروز، پرورش و توسعه نوآورى در كشورهاى پيشرفته و اقتصادهاى روبه رشد بويژه در دهه هاى اخير حاكى از همين نقش روزافزون نوآورى در فرايند توسعه اقتصادى است. در كشور ما كه با مسائل و نارسايى هاى مهمى نظير، تركيب جمعيتى جوان، نرخ بالاى بيكارى، سهم رو به افزايش زنان در عرضه نيروى كار، تورم، بهره ورى پائين، تداوم رشد كند درآمد سرانه و عدم تحرك و رشد اقتصادى كافى مواجه است، تاكنون برنامه ريزى و بستر سازى مناسبى براى توسعه نوآورى صورت نپذيرفته است. اين در حالى است كه بروز و ظهور نوآورى و نيز پرورش و توسعه آن براى رشد و توسعه كشور از اهميت و ضرورت حياتى برخوردار مى باشد. به اين اعتبار، اين نوشتار تلاش دارد كه توجه به نوآورى و اهميت بستر سازى و برنامه ريزى لازم براى بروز، پرورش و توسعه نوآورى در فرايند رشد و توسعه اقتصادى كشور را مطرح نمايد. بنابراين در اين نوشتار ابتدا به مفهوم نوآورى پرداخته مى شود و پس از آن در بخش دوم فرايند نوآورى و عوامل مؤثر در موفقيت آن مورد بررسى قرار مى گيرد. در بخش سوم به انواع نوآورى پرداخته شده و بخش چهارم نيز به عوامل مناسب سازمانى براى ايجاد و پرورش نوآورى اختصاص دارد و بالاخره بخش پنجم به نهادينه كردن نوآورى در سطح ملى از طريق «نظام ملى نوآورى» پرداخته است.
* مفهوم نوآورى نوآورى كه بيانگر مفهومى «نو» است و داراى ابعاد گوناگون فنى، اقتصادى، جامعه شناسى و روانشناسى است، از جمله واژه هايى است كه تعاريف متعددى براى آن ارائه شده است. «كانتر» نوآورى را فرايند گردآورى هر نوع ايده جديد و مفيد براى حل مسأله مى داند و معتقد است كه نوآورى شامل شكل گرفتن ايده، پذيرش و اجراى آن است. از نظر «يان كوك و پل مايز» نوآورى به پديده اى اطلاق مى شود كه طى آن كاربردهاى گوناگون پديده كشف و شناسايى مى شود. «كوك و مايز» معتقدند كه جوهره نوآورى به روز بودن و توان همراهى با پيشرفت تكنولوژيك است بطوريكه تداوم و توسعه توليد را آن گاه كه شروع شد، تضمين مى كند. «كوئين» نوآورى را نخستين تحويل و تبديل يك ايده به عمل تعريف مى كند. «دايرة المعارف رفتار سازمانى» نوآورى را خلق و به كارگيرى ايده هاى جديد تعريف كرده است. در «مديريت تكنولوژى» نوآورى به ايده هاى جديد در فرايند ها، محصولات، تكنيك ها و روش ها اطلاق مى گردد. در تعاريف ديگر، نوآورى معرفى روش هاى جديد اجتماعى و نهادى براى سازماندهى و مديريت متناسب با راه هاى جديد انجام فعاليت هاى اقتصادى و معرفى كاربرد چيزى جديد در كالا يا خدمات يا روش ها بيان شده است. «شومپيتر» نوآورى را به منزله استقرار كاركردهاى نو در توليد مى داند. وى در كتاب «نظريه توسعه اقتصادى» خود با تفاوت قائل شدن بين اختراع و نوآورى معتقد است كه فرايند نوآورى و ابداع مرحله كاربرد اختراع مى باشد و نه تنها به اندازه خود اخــــتراع داراى اهميت است بلكه نياز به جسارت و مخاطره پذيرى نيز دارد. در واقع مخترع چگونگى فنى و علمى عقايد نو را ارائه مى دهد و توانايى رهبرى اقتصادى براى معرفى عقايد نو و روش هاى نو را به بازار ندارد در حاليكه نوآور به كاربرد تجارى و اقتصادى عقايد نو مى پردازد و وظيفه اصلى آن ارائه عقايد و روش هاى نو براى محصول و توليد است. لذا در غياب اين افراد كه استعدادهاى نوآورى، ابتكار پيگيرى فرصت هاى جديد، توانايى سازماندهى و نيز انگيزه استفاده از ابداعات را دارند، توسعه اقتصادى تحقق نمى يابد. بنابراين «شومپيتر» مهمترين عامل توسعه اقتصادى را نوآورى معــرفى مى كند و معتقد است كه نوآوران با خصــوصيات و ويژگيهايى نظــير ريسـك پذيرى، انعطاف پذيرى، تفكر راه بردى، دور انديشى، نياز به كسب موفقيت، حس برترى جويى، ثبات ناپذيرى، قدرت خلاقيت زياد و توانايى استفاده از فرصت ها، و با معرفى كالاهاى جديد، شيوه نوين توليد، بازارهاى جديد، منابع و مواد اوليه تازه، و سازمان و تشكيلات جديد زمينه ايجاد جامعه اى نو و توسعه يافته را فراهم مى آورند.
* فرايند نوآورى و عوامل مؤثر در موفقيت آن فرايند نوآورى مجموعه فعاليت هاى پيچيده، به هم پيوسته و مرتبط با يكديگر است كه ايده و دانش را به محصولات و خدمات مناسب و داراى اثرات اجتماعى، اقتصادى تبديل مى كند. صرف نظر از ماهيت نوآورى در محصول يا خدمات يا سيستم ها، اجزاى اصلى فرايند در همه موارد يكسان است ولى طبيعت كسب و كار سازمان مى تواند فنون پياده سازى و اجراى آن را تغيير دهد. در نگاهى ساده تر فرايند يا مراحل نوآورى را مى توان به پنج مرحله تفكيك نمود. يكم: تشخيص نياز، نياز به تغيير وقتى بوجود مى آيد كه افراد از عملكرد موجود ناراضى باشند و مشكلى را بين عملكرد واقعى و عملكرد مطلوب حس نمايند. دوم: شكل دادن ايده هاى نو، ايده نو كه مى تواند يك محصول جديد يا فناورى جديد و يا يك تكنيك جديد براى اداره كاركنان باشد، در قالب يك مدل يا برنامه ارائه مى شود. سوم: ارائه طرح، ارائه طرح همراه با مستنداتى براى تأييد آن ايده نو است كه بطور كاملاً شفاف و عملياتى مطرح مى شود و از طرفى نيز چگونگى حل مشكل يا مشكلات فعلى و توسعه عملكرد را مشخص مى سازد. در اين مرحله، امكان پذيرى ايده بايد مورد بررسى قرار گيرد و وجود بازارهاى بالقوه براى محصولات از طريق تحليل هاى بازار شناسايى شود. چهارم: تصميم گيرى براى قبول تغيير، كه نياز به تأييد رسمى مدير يا مديران شركت دارد. پنجم: تخصيص منابع، براى به اجرا درآوردن طرح و تغييرات در يك شركت اختصاص منابع اعم از مادى و انسانى ضرورت پيدا مى كند. منابع (اعتبارات، پرسنل ماهر و مشاوران مجرب) بايد قبل از انجام هر اقدامى در دسترس باشند. ارتباط صنعت، واحدهاى دانشگاهى و دولت در تضمين دسترسى به اين منابع بسيار مؤثرند. هزينه توسعه نوآورى، تجربه و دانش را مى توان از طريق اين مشاركت ها، تقسيم كرد. همچنين اعتـــبارات را مى توان از طـــريق پروژه هاى سرمايه گذارى مؤسسات اعتبار دهنده، همكارى هاى صنعتى و برنامه هاى دولتى به دست آورد. عامل كليدى در موفقيت و به كارگيرى و اشاعه نوآورى، مديريت فرايند نوآورى است. براى اين كه فرايند نوآورى به صورت موفقيت آميز و در چارچوب اقدامات متوالى و به هم پيوسته به اجرا درآيد، مديران بايد نسبت به اين امر اطمينان حاصل كنند كه مراحل به صورت پياپى در سازمان به اجرا درخواهد آمد. اگر در اين فرايند نوآورى يكى از مراحل اجرا نشود يا يكى از اركان وجود نداشته باشد، فرايند نوآورى با شكست مواجه خواهد شد. در اين ارتباط، يك مدير شايسته نبايد از چرخه نوآورى غافل شود. در واقع مديران موفق آنهايى هستند كه بر اين چرخه تأثير مى گذارند و طرح برتر يا نوآورى را شكل مى دهند و فرآورده هاى انقلابى به بازار عرضه مى كنند. پذيرا شدن و به كار گرفتن راهبردها، ساختارها، شايستگى ها و فرهنگ ها در خدمت نوآورى از مهمترين نقش هايى است كه مديريت ها بايد در رهبرى فرايند نوآورى به عهده گيرند. عامل مهم ديگرى كه مى تواند به موفقيت نوآورى بينجامد، زمان مناسب ارائه نوآورى به بازار و كوتاه كردن فرايند نوآورى از مرحله شكل گيرى ايده تا عرضه به بازار است. تأخير در اين فرايند، باعث مى شود كه رقبا به بازار وارد شوند و در نتيجه شهرت و سهم بالايى از بازار را از آن خود كنند. همچنين، نوآورى هايى كه منافع و مزاياى بيشتر، درجه سازگارى بالاتر با نياز ها و ارزش هاى استفاده كنندگان، و پيچيدگى و دشوارى كمترى در كاربرد داشته باشد و نيز امكان عرضه آزمايشى و مشاهده آثار و عواقب آن از سوى استفاده كنندگان بالقوه وجود داشته باشد، بيشتر و سريعتر از ساير نوآورى ها به كار گرفته مى شوند. در واقع از اين نظر مى توان گفت كه موفقيت يك نوآورى به درجه و ميزان بازار پسندى آن بستگى دارد. بايد توجه داشت كه اگر چه موفقيت در نوآورى، مزيت رقابتى ايجـــاد مى كند ولى پايدارى آن را تضــــمين نمى كند. شركتى كه با نوآورى محصولى پيشـتازى مى كند، در واقع استاندارد صنعت را تعيين كرده كه اگر آن را با نوآورى تدريجى (به تدريج ويژگى هايى به محصول اضافه مى شود و نوع جديدى از محصول توسعه يافته قبلى ارائه مى شود) و نوآورى در فرايند (تغيير در شيوه توليد محصول يا ارائه خدمات) همراه نكند، نمى تواند موفقيت خود را پايدار كند.
* انواع نوآورى نوآورى كه در واقع تلاش براى تبديل ايده هاى خلاق به محصول و فرايند است، بطور عمده شامل جنبه هاى كاربردى و عملى مى شود كه مى تواند در مقياس وسيع در جامعه بكار آيد و عموم مردم و مصرف كنندگان از آن استفاده نمايند و موجبات بهبود زندگى آنها را فراهم آورد. از اين منظر مى توان نوآورى ها را به هشت دسته تقسيم بندى كرد: يكم: نوآورى بنيادى، كه منجر به خلق بازار هاى جديد مى شود. اين نوآورى با سرمايه گذارى سنگين و مستمر بر روى مهارت ها و تجهيزات همراه است. پذيرش كند محصول از طرف مصرف كنندگان، هزينه بالا و مخاطره آميز بودن از ويژگيهاى اين نوآورى است. دوم: نوآورى توسعه كاربرد محصول، اين نوآورى در بازار با سرعت بيشترى پذيرفته مى شود و برگشت سرمايه آن نيز سريعتر است. هزينه تحقيق و توسعه نوآورى توسعه كاربرد محصول در مقايسه با نوآورى بنيادى به مراتب كمتر است. سوم: نوآورى در تجديد ساخت فناورى، در اين نوآورى با تركيب چند فناورى يك محصول كاملاً متفاوت ارائه مى شود كه اساساً با توسعه كاربرد هر محصول يا فرمول بندى جديد فرق مى كند. نوآورى در تجديد ساخت فناورى مستلزم وارد كردن مواد يا تجهيزاتى از ديگر حوزه هاى صنعت براى توليد هر محصول جديد مى باشد. چهارم: نوآورى در تجديد فرمول سازى، نوآورى در تجديد فرمول سازى شامل تغيير در ساختار محصول فعلى بدون تغيير در اجزاى آن است كه مى تواند سبب دوام و كارآيى بالاتر آن محصول گردد. پنجم: نوآورى در فرايند، نوآورى در فرايند توليد شامل افزايش سرعت فرايند توليد و افزايش قابليت انعطاف توليد از يك محصول به محصول ديگر است كه سبب ايجاد مزيت هاى رقابتى مى شود. ششم: نوآورى در طراحى، در اين نوآورى كالا با توجه به شرايط بازار و تغيير علايق و سليقه مصرف كنندگان قابليت انعطاف و تعديل داشته و به مــصرف كننده امكان مى دهد كه حسب سليقه و تمايل خود از قابليت هاى كالا بهره مند گردد. هفتم: نوآورى در بــسته بندى، اين نوآورى كه به بــسته بندى بهتر كالا مى انجامد، كيفيت انبار كردن كالا را بهبود مى بخشد و به سلامت محصول و حمل آن كمك مى كند. اين ويژگى ها در ميزان پذيرش كالا توسط مصرف كننده تأثير مثبت دارد و عمدتاً باعث تغيير ميزان خريد كالا و يا ميزان استفاده از آن در يك دوره زمانى و نيز دستيابى بازارهاى جديد براى آن كالا مى شود. هشتم: نوآورى در ارائه خدمات، نوآورى در ارائه خدمات يك عامل مهم در رقابت بلند مدت براى شركت محسوب مى شود و مستلزم توسعه تخصص و مهارت كاركنان در معرفى و ارائه فنى و مناسب محصول است. از اين رو اكثر شركت هاى موفق، نمايندگان فروش خود را در بالاترين سطح تكنيكى آموزش مى دهند تا بتوانند محصولات خود را در مطلوب ترين شكل ممكن معرفى كنند. نوآورى در ارائه خدمات با سطح نسبتاً پائين سرمايه گذارى صورت مى پذيرد و برگشت سرمايه آن نيز سريع است. انواع نوآورى را مى توان در قالب سه مدل - فشار تكنولوژى - كشش تقاضا (جذب بازار) - و مدل يكپارچه- ارائه داد. در مدل فشار تكنولوژى كه بر فلسفه توليدگرايى شكل گرفته ابتدا ايده اى جديد در واحد تحقيق و توسعه شركت خلق و به نمونه محصولى جـــديد تبديل مى شود و ســپس وارد فرايند توليد مى گردد و پس از آن بازاريابى مى شود. ۸۰ درصد محصولات جديدى كه در نتيجه اجراى مدل فشار تكنولوژى به بازار معرفى شدند با شكست مواجه شدند و فقط ۲۰ درصد آن توانستند موفق از آب درآيند. مدل كشش تقاضا يا جذب بازار بر اساس فلسفه بازارگرايى شكل گرفت. بر پايه اين مدل، توليد كنندگان ابتدا به اهميت و نقش نياز ها و خواسته هاى مشتريان پى مى برند و پس از بازاريابى و تحقيقات بازار به طراحى و ساخت محصول دست مى زنند. اگرچه توليد كنندگان هنگام طراحى و ساخت محصول در چارچوب اجراى مدل جذب بازار متـــــوجه برخى كمبود ها و مشكلات آن مى شوند اما ۸۰ درصد محصولات جديدى كه از اين مدل پيروى كردند، با موفقيت در بازار جذب شدند. در مدل يكپارچه كه محيط سازمان هاى نوآور بهترين بستر اجراى آن است و كارآفرينان در آن نقش محورى دارند، با توجه به نواقص، واكنش ها، دفاع هاى بازار و مشكلات مربوط به مدل هاى فشار تكنولوژى و كشش تقاضا، نيازهاى بازار تشخيص داده مى شود و سپس ابزار و وسايل مورد نياز را با نيازهاى بازار هماهنگ مى كنند و در مرحله بعد امكانات مالى، مديريتى، اندازه سازمان و ساير عوامل را با نيازهاى بازار يكپارچه و سازگار مى كنند. در واقع، كارآفرينان به عنوان عامل كليدى اين مدل باعث يكپارچگى و سازگارى مدل هاى جذب بازار و فشار تكنولوژى مى شوند و به اين ترتيب مشكلات و كمبودهاى اين دو مدل را همزمان با رفع موانع مالى، ادارى، مديريتى و ساختارى سازمان برطرف مى كنند. ادامه دارد
|
|
|
|
|
نفت عراق در سال ۲۰۰۷
مترجم: اسد شكورپور/ منبع: مركز پژوهش هاى استراتژيك سوريه
شوراى نظارت بر توليد نفت عراق كه پس از اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ صلاحيت بين المللى را براى نظارت بر توليد، واردات و صادرات نفت عراق كسب كرد اخيراً گزارشى درباره اوضاع نفتى عراق در سال ۲۰۰۷ منتشر كرد. اعضاى اين شورا به نمايندگى از دبيركل سازمان ملل، بانك جهانى و صندوق توسعه اقتصادى و اجتماعى عربى فعاليت مى كنند. على رغم اختياراتى كه اين شورا از آن برخوردار است اما مسائل بسيارى در اين صنعت استراتژيك و حياتى مبهم و غيردقيق است. براساس اعلام گزارش شورا مجموع صادرات نفت عراق در سال ۲۰۰۷ به ۳۵/۸۸۳ ميليارد دلار رسيد كه اين رقم در سال ۲۰۰۶ ، ۲۸/۳۱۱ ميليارد دلار بود. همچنين در سال ۲۰۰۶ مجموع توليد نفت خام عراق به ۷۱۳/۵۹۴ ميليون بشكه بود كه طبيعتاً اين رقم نسبت به توليدات زمان نظام سابق بسيار كمتر است على رغم آن كه رژيم سابق در محاصره تحميلى بين المللى قرار داشت. اعداد و ارقام فوق نشان مى دهد كه عراق طى سال هاى ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ نتوانسته از افزايش قيمت استفاده ببرد. در گزارش مذكور به طرف هايى كه نفت خام به آنها صادر نشده و ميانگين درآمدهاى ماهانه پرداخته نشده است. در گزارش آمده است مؤسسه هاى دولتى عراق در خصوص نحوه سپرده گذارى درآمدهاى نفتى اين كشور با هم اختلاف دارند. اما استمرار ناكامى عناصر مسئول عراقى در نصب دستگاه هاى اندازه گيرى در چاه هاى نفت و يا تأسيسات صادرات على رغم پيشنهاد مجلس عراق به دولت اين كشور در سال ۲۰۰۴ همچنان مسئله قابل توجه و مبهم است. هدف مجلس عراق از ارائه چنين پيشنهادى اندازه گيرى ميزان نفت توليدشده در هر منطقه و ميزان صادرات بوده است. كوتاهى انجام شده در اين خصوص مسئله بزرگى تلقى مى شود و باعث بوجود آمدن سؤالات زيادى شده است. بدون پى بردن به ميزان دقيق نفت توليدى و صادراتى عراق نمى توان درآمد نفتى و صادراتى اين كشور را برآورد كرد. درآمدى كه سالانه بالغ بر ميلياردها دلار است. به گزارش تصريح شده مجلس عراق در مارس ۲۰۰۴ پيشنهاد داده تا سريعاً دستگاه هاى اندازه گيرى در اماكن نفتى عراق نصب شوند مسئله اى كه در سيستم شناخته شده جهانى رايج است اما ملاحظه مى شود على رغم حمايت دولت عراق از اين پيشنهاد، اجراى آن با كندى زيادى همراه است. در گزارش فوق فقط به مراحل پايانى توليد و صادرات نفت عراق اشاره شد و به امور اساسى كه نفت اين كشور با آن مواجه است پرداخته نشده است از جمله مراحل مذاكرات با شركت هاى نفتى جهانى كه قصد سرمايه گذارى در نفت عراق را دارند و همچنين به دلايل مهاجرت تعداد زيادى از كارشناسان نفت عراق به خارج و تأثير بحران امنيتى بر توليد نفت عراق، هدف قرار گرفته شدن بسيارى از مسئولان عراقى، خسارت هاى وارده بر عراق در نتيجه عمليات قاچاق كه منابع امريكايى و عراقى ميزان آن را در روز ۱۰ ميليون دلار برآورد كرده اند پرداخته نشده است. شايان ذكر است طى سال هاى اخير دولت هاى عضو سازمان اوپك تلاش مى كنند تا اطلاعات دقيقى را درباره توليد و صادرات كشورهاى عضو به دست آورند اما اوپك در تدوين يك برنامه عملى كه بتواند براساس آن اطلاعات لازم را كسب كند ناكام مانده است. اكنون كه عراق ناچار است تا اطلاعات نفتى خويش را كاملاً سرى نگه دارد، اشغالگران خارجى اطلاعات نفتى آن را منتشر مى كنند.
|
|
|
|
|