سه شنبه ۲۵ تير ۱۳۸۷ - ۱۲ رجب ۱۴۲۹
Tue, Jul 15, 2008
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصاد
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
كودك بادبادك
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
زنگ اول
اوقات شرعى
اجتماعى
سايه صلابت و مهربانى پدر بر كودكان، به آنها استقامت و بزرگوارى مى آموزد
پنجره
كارمايه
دستپخت
ويژه روز پدر
پدر يعنى سرفصل شكوفايى
سايه صلابت و مهربانى پدر بر كودكان، به آنها استقامت و بزرگوارى مى آموزد
378012.jpg
فاطمه مصطفوى
بچه ها هر سال براى روز مادر با ذوق و سليقه خودشان يكى از اسباب بازى هايشان را بسته بندى مى كنند و هديه مى دهند، با كلى نوشته و نقاشى...
اما براى روز پدر واقعاً نمى دانند چه هديه اى به كار پدر مى آيد. تا جايى كه بالاخره تصميم مى گيرند، يك نقاشى بزرگ بكشند و روى آن عكس مردى كه علامت پدر است را ترسيم كنند و رويش بنويسند:
«پدر، روزت مبارك»
آنها از «مبارك» و «هديه» و «روزت» و «كاغذ كادويى» فقط معنى تولد خودشان را مى دانند و فكر مى كنند، روز «پدر» يا «مادر» هم چيزى مثل تولد خودشان است كه كيك مى خورند، شمع فوت مى كنند يا به شهر شادى مى روند و تا شب بازى مى كنند.
بچه ها نمى دانند كى مى توانند پدر و مادر را خيلى شاد ببينند؛ اما يادشان مى آيد پارسال كه در شهربازى همه سوار چرخ فلك بزرگى شده بودند، پدر و مادر در دور دوازدهم مى گفتند ما را پياده كنيد. آنها فكر مى كنند پس اين موجودات بزرگ از چه چيزى ممكن است، خوشحال شوند و از ته دل بخندند
«على منصورى» دانش آموز سوم دبستان مى گويد: «تا حالا نديده ام بابا از ته دل بخندد، او فقط گاهى لبخند مى زند و آنقدر دير مى آيد كه فقط وقتى خم مى شود تا صورتم را در تختخوابم ببوسد اين لبخند را مى توانم ببينم.
آرزو شهرستانى، كارشناس روانشناسى مى گويد: «تنها كارى كه كودكان از پدر و مادر انتظار دارند ديدن آنهاست، آنها محيطى امن لازم دارند تا در آن پرورش پيدا كنند و بخصوص در سنين دبستان به حضور همزمان پدر و مادر خيلى نيازمند هستند. چون غيبت هر كدام از والدين امنيت خاطر بچه ها را به تلاطم مى اندازد و آنها دائم مراقب هستند تا پدر و مادر را آرام و شاد و سالم در كنار هم ببينند تا نكند اتفاقى آنها را از بچه ها بگيرد.»
روانشناسان در دسته بندى علل و عوامل ناامن كردن محيط كودك، مرگ و غيبت نزديكان و از دست دادن دوستان و همكلاسان را در رديف هاى اول قرار مى دهند.
«نعيمه قوامى» كه حالا، خودش مادر دو فرزند است مى گويد: «من و سه خواهر و بردارم در محيطى امن و آرام بزرگ شديم.»
پدرم هميشه سر سفره شام حاضر بود و شخصيتى از خود نشان مى داد كه ما هيچ وقت فكر نمى كرديم او غمگين يا عصبانى باشد او طبق برنامه ريزى خودش كه ما را هم در جريان قرار مى داد ما را به مسافرت مى برد و در هنگام سفر با ما و در طبيعت بازى و شوخى مى كرد.
پدرم به گل كارى و باغبانى علاقه خاصى داشت كه تا حالا هم همين كار را انجام مى دهد و از شمال كشور هميشه نهال هاى خاصى را مى آورد، تا خانه را با انواع گل ها و درختچه ها و بوته ها زيبا كند، مثلاً كدوهاى تزئينى زيادى را در خانه كاشته و همه حياط را با آنها زينت داده است.»
نعيمه معتقد است اين برنامه ريزى، شوخى و آرامش و هماهنگى مادر با پدر در تصميمات باعث شد كه بچه هاى خانه آنها هميشه خانه را بهترين جاى دنيا بدانند، چون پدرى قوى و مادرى مدير و مهربان در آن خانه پشتيبان آنها بوده است.
او، اما همين روش را با آن كه خوب بلد است نمى تواند اجرا كند، چون مسائل زندگى امروز را نسبت به كودكى خودش خيلى متفاوت مى بيند. او از صبح تا عصر سر كار است و مجبور است فرزند كوچكش را به مهدكودك بسپارد و فرزند بزرگترش را به خانه اقوام ببرد.
نعيمه مى گويد: «همسرم معمولاً ساعت ۱۱ شب به بعد به خانه مى آيد و بچه ها تنها هديه اى كه به او مى توانند بدهند، چند دقيقه بيدارى است. »
زيبا كاظمى، «جامعه شناس» معتقد است: «در دنياى امروز همه مجبورند براى گذران زندگى دوشادوش هم كار كنند و هيچ وقت هيچ مادرى نمى تواند جاى پدر بنشيند، همانطور كه پدر نمى تواند جانشين مادر شود و كودكان در دنياى تخيلات خود، هميشه به دنبال «حضور پدر» مى گردند و آنها نمى دانند نقش پدر در خانه و در اجتماع چيست و چه تفاوتى با هم دارد »
اما در ميان همه كارشناسان دينى، اجتماعى و روان شناسى، دكتر «محمد جعفر غفرانى، استاد دانشگاه» كه تدريس كلاس هاى مهارت هاى زندگى قرآنى را در دانشگاه تهران بر عهده دارد هميشه بحث داغى را عنوان مى كند او مى گويد: فرزند از آن پدر است و مادر نقش نقاش اين تابلو را دارد. او در برابر سؤالات شاگردان خود مى گويد: «مادر نمى تواند جاى پدر بنشيند و حتى اگر پدرى حضور ندارد، بايد نقش پدرى اش را در خانه زنده نگه دارد. اگر پدر زنده و حاضر است، مادر حرف ها، نگرش، نصايح و نظرياتش را به پدر بايد بگويد و او را آماده سازد تا كودكان از زبان پدر بشنوند، نه از زبان مادر.
و در پاسخ اين كه در خانه هايى كه هيچ وقت پدر حضور ندارد چه بايد كرد، مى گويد: «مادر بايد آنقدر ماهرانه و با ظرافت عمل كند كه حتى اگر كودكى پدرش را از بدو تولد نديده باشد، به محض ديدن، او را در آغوش بكشد و احساس كند كه اين مرد، پدر من است. يعنى نقش پدر، هيچ وقت نبايد براى كودك حذف شود. »
اميد مى گويد: از كودكى هميشه غروب كه مى شد پشت در مى ايستادم تا سايه پدرم روى شيشه در بيفتد، اما او نمى آمد و من كه فقط صداى آرام پاهاى او را وقتى گيج خواب بودم مى شنيدم.هميشه جايش را در رختخوابم خالى مى گذاشتم، تاشبى كنارم بخوابد و وقتى يك روز صبح ديدم كنارم خوابيده او را بغل كردم و نگذاشتم تا ساعت ۱۲ از رختخواب بيرون برود.
اما انگار در بعضى خانه ها نقش پدر و مادر آنقدر كمرنگ شده كه حتى از عروسك كودك هم غريبه تر هستند چون روناك اميرى در نامه اى گفته است: «پدرم شبها پيشم مى خوابد و جاى عروسكم را مى گيرد. من هرچه به او مى گويم برو به اتاق خودت، من مى خواهم عروسكم را بغل كنم، او گوش نمى دهد و مى گويد: خوب من هم مثل عروسك تو هستم، بيا با من بازى كن.» من دوست دارم پدرم عصرها با من بازى كند، آن موقعى كه بچه ها به پارك مى روند. پدرم هيچوقت عصرها درخانه نيست و مرا دير به دير به پارك مى برد.»
روناك در نامه اش عكس پدرش را به شكل آدمى خوابيده كشيده و مى گويد: «دوست دارم براى روز پدر با هم به پارك برويم.»
اما «سيد رضا محمودى» از پدرش خيلى خاطرات خوبى دارد. «سيد رضا» هر روز تا ساعت هفت عصر منتظر مى ماند و پدرش با آن كه خسته به خانه مى آيد، او را به دوچرخه سوارى مى برد و در راه برگشتن هم برايش بستنى مى خرد. «سيدرضا» را همه به عنوان كودكى آرام و شاد مى شناسند.
اين پسر مى گويد: من هم دوست دارم يك دوچرخه بزرگ براى پدرم بخرم تا عصرها با هم و در كنار هم دوچرخه سوارى كنيم. امسال پس اندازم به اندازه دوچرخه نيست؛ اما سال ديگر براى بابا يك دوچرخه مى خرم.
«رضا» مى گويد: بابا خيلى نمى خندد؛ اما هميشه شوخى مى كند و من از اين شوخى ها لذت مى برم. او داد هم مى كشد و من از دادهاى او حسابى مى ترسم، گاهى گريه هم مى كنم؛ اما حرف، حرف اوست. حرفى را كه بابا مى زند خيلى قبول دارم.
مادر «سعيد» مى گويد: پسرم يك خواب آرام را براى پدرش آرزو مى كند، چون وقتى پدرش به خانه مى آيد خيلى خسته است؛ اما با همه خستگى با بچه ها حرف مى زند، شوخى مى كند و برايشان از اتفاقات جالب هر روز مى گويد.
وقتى پدر به خواب مى رود بچه ها خيلى آهسته با هم حرف مى زنند تا او بيدار نشود. بچه ها دوستان خود را در خانه جمع كردند و براى پدرشان نامه اى نوشتند كه امروز ساعت پنج عصر به اين نشانى بياييد. مادران كيك بزرگى درست كردند و روى آن به خط بچه ها نوشتند: «پدر! روزت مبارك. ما دوست داريم تورا بيشتر ببينيم.»
پنجره
ناگفته ها
نگار نجار

شايد من و تو هيچگاه حرف يكديگر را نفهميم، اما بدان كه عشق بدين معنا نيست كه همواره با يكديگر هم عقيده باشيم.
مطمئن هستم كه تو درد بى محلى كردن پسر به پدر را نمى دانى.
اما بدان، با وجود تمام اين جدال ها و عصبانيت ها،
عشق من به تو پايان ناپذير است.
كارمايه
كتاب من و بابا
378039.jpg
زينب سادات محسنى

وسايل مورد نياز
جعبه
كاغذ سفيد
دستگاه سوراخ كن (پانچ)
روبان يا نخ
طرز تهيه
يك كاغذ را روى جعبه گذاشته و مقوا را به اندازه كاغذ ببريد. سپس كاغذها و مقوا را از وسط تا كنيد. كاغذها را وسط مقوا گذاشته و با دستگاه پانچ آنها را دو يا سه بار از قسمت تا شده سوراخ كنيد. روبان يا نخ را از سوراخ ها رد كنيد تا كاغذ ها و مقوا به هم وصل شوند. حال موضوعات مختلفى را در نظر بگيريد. براى مثال «رنگ مورد علاقه من» و «رنگ مورد علاقه شما (پدرم)» و در يك صفحه نقاشى يا نوشته مربوط به خودتان و در صفحه مقابل نقاشى يا نوشته مربوط به پدر خود را كشيده و يا بنويسيد.
علاوه بر اين موضوعات ديگرى مانند مكان خاص، حيوان و... نيز مى توانند مورد توجه قرار بگيرند. شما مى توانيد صفحه مربوط به پدر را همراه خود او نيز پر كنيد و يا آن را خالى بگذاريد تا پدر شما آن را پر كند.
دستپخت
ويژه روز پدر
قايق خوشمزه
378015.jpg
ماهرخ جواهرى

مواد لازم
يك عدد خيار
يك عدد گوجه فرنگى
يك عدد فلفل دلمه زرد
سالاد الويه يا سالاد ماكارونى با تن ماهى
يك عدد هويج بزرگ
يك برگ كاهو
چند تكه پنير
يك تكه ماهى سرخ شده
طرز تهيه
ابتدا خيار را از وسط نصف كنيد و مغز آن را خارج و سپس گوجه فرنگى را از وسط نصف كرده و مغز آن را خارج كنيد. فلفل دلمه را نيز به همين صورت برش دهيد.درون خيار، گوجه و فلفل دلمه را با سالاد الويه يا سالاد تن ماهى پر كنيد. كاهو، ماهى و هويج را به صورت مثلثى برش داده و به عنوان بادبان درون سالاد تن ماهى يا الويه قرار دهيد.يك بشقاب آبى رنگ انتخاب كرده و قايق ها را با فاصله در آن قرار دهيد. تكه هاى پنير را بين قايق ها چيده و با آن از پدر يا همسرتان پذيرايى كنيد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |