|
اوقات فراغت در تهران قديم
|
|
|
روح الله مهرپارسا پيش از مشروطه تمام تعطيلى هاى عيد و عزا ( به استثناى تعطيلات نوروز) با حساب قمرى تعيين مى شد و بيشتر جنبه مذهبى داشت. مهمترين رويداد مذهبى عيد قربان بود كه هنوز هم به اهميت خود باقى است؛ تنها در آن ايام عيد قربان يك هفته تعطيل مى شد. از عيد قربان تا عيد غدير كه به سلسله جليله سادات تعلق دارد و در طول اين يك هفته مردم مشغول گردش و مهمانى مى شدند. بازار تك و توك باز مى ماند. اداراتى هم كه وجود نداشت، فقط پستخانه و تلگرافخانه مرتب كار مى كرد. مكتب خانه ها هم غالباً يك هفته تعطيل مى كردند؛ چون معتقد بودند كه تحصيل ميان دو تعطيلى ميمنت ندارد. عقدكنان و عروسى با هم بيشتر ميان اين دو عيد واقع مى شد زيرا ماه محرم و صفر در پيش بود، كه در حال حاضر هم اين سنت پسنديده همچنان باقى است. * اوقات فراغت تهرانى ها مردم تهران به مناسبت فصل، برنامه خود را تغيير مى دادند، يعنى اگر زمستان نبود يكى از جاهاى ديدنى و گردشگاه، باغ وحش دوشان تپه كنار قصر فيروزه بيرون دروازه دوشان تپه ( شرق تهران) بود كه با درشكه به آنجا مى رفتند. بعد ها با راه اندازى اتوبوس، در ايام تابستان رفتن به شميران به ويژه محله هاى قلهك، تيفستان و زرگنده، تجريش، دركه و دربند مورد توجه قرار گرفت. «مهمانى دانگى» كه امروز آن را «پيك نيك» مى گويند در روزهاى تعطيل معمول بود، زيارت حضرت عبدالعظيم (ع) نيز در چهار فصل سال از جمله برنامه هاى لازم الاجرا به شمار مى رفت. عامه مردم در خيابان ها و ميدان ها و بازارچه ها پراكنده مى شدند. مهمترين تفريح آنها در تعطيلات نشستن پاى معركه مارگيرها، شعبده بازها، پهلوان پنبه ها، دراويش و پرده خوان ها و امثال آن بود. * جشن تولد در موسم تعطيل ناصرالدين شاه بعد از مسافرت به فرنگ و ارتباط با فرنگى ها، روز تولد خود را جشن گرفت كه يكى از روزهاى تعطيل عهد ناصرى روز تولد شاه به حساب قمرى ششم ماه صفر بود. مردم مذهبى آن زمان خيلى از اين بابت رنجش داشتند زيرا اين جشن درست در وسط دو ماه محرم و صفر كه ايام عزادارى است برگزار مى شد. ترتيب جشن، به اين صورت بود كه شب جشن در خيابان باب همايون جلوى سر در الماسيه آتش بازى مى كردند شاه در بالاخانه مى نشست و صحنه را تماشا مى كرد. موزيك مخصوص دارالفنون هم به اين مناسبت پاى سردر آهنگ هاى شاد مى نواخت. از اعيان و اشراف و رجال دعوت شده به مجلس نيز در محوطه سردر الماسيه پذيرايى به عمل مى آمد. فردا هم شاه سلام مى نشست. نايب السلطنه پسر دوم شاه هم يك ميهمانى مفصل به صرف شام مى داد كه نمايندگان خارجى و رجال را دعوت مى كرد. اعتمادالسلطنه در منتظم ناصرى تفصيل اين جشن ها و ميهمانى ها را در يادداشت هاى خود به طور مشروح آورده است. تولد مظفرالدين شاه نيز چهاردهم جمادى الثانى بود: در آن موقع هم مراسم آتشبازى و سلام انجام مى گرفت اما اين پادشاه برعكس پدرش سر پرشورى نداشت و بيشتر اوقات را با درباريان و محارم خود كه در مدت چهل سال وليعهدى يار غار او بودند به سر مى برد. * تفريح مردانه قهوه خانه ها در ايام تعطيل پاتوق كاسب ها مى شد كه جولانگاه درويش سخنور، نقال، لوطى عنترى و شعبده باز بود. مهمترين قهوه خانه هاى آن روز تهران يكى قهوه خانه باغ ايلچى و ديگرى باغچه حياط شاهى معروف به باغچه على جان بود. قهوه خانه باغ ايلچى در اواخر بازار عباس آباد ميان گذر لوطى صالح و گذر قاسم خان و همان محل سابق سفارت روس كه «گريبايدوف» وزير مختار وقت روس در زمان فتحعلى شاه را در آنجا كشتند از آن روز به نام باغ ايلچى خوانده مى شد. اين باغ بزرگ چند هزار متر فضاى مشجر داشت، شب و روز داير بود. در ايام عيد دسته خيمه شب بازى در آن راه مى انداختند و جز زن ها تمام طبقات به آنجا مى رفتند و به قدرى اين گردشگاه شهرت پيدا كرده بود كه بعضى از شب ها عيد ناصرالدين شاه و دامادش مجدالدوله با كلاه نمدى و پستك و لباس مبدل به تماشاى اين گردشگاه مى آمدند. در اين قهوه خانه چايى جفتى سه شاهى، قليان دانه اى صد دينار، ترش (ليموى دم كرده) و گل گاوزبان استكانى صد دينار و ناهار چلوخورشت پانزده شاهى بود. ديگر قهوه خانه معروف تهران قديم، باغچه على جان (حياط شاهى) واقع در عودلاجان كه آنجا هم در ميان رندان شهرت داشت و ايام تعطيل مركز ارباب ذوق بود. على جان پيشخدمت اين قهوه خانه و اهل دل آنجا را بر قهوه خانه باغ ايلچى ترجيح مى دادند. على جان بعدها قهوه خانه را ترك كرد و به خدمت دولت درآمد و از رجال مهم آن زمان شد. اعيان و اشراف كه نمى توانستند قهوه خانه بروند در ايام تعطيل ميهمانى دوره راه مى انداختند. استاد سيد جعفر شهيدى - مردم شناس معروف - در اين زمينه حرف هايى دارد: « قهوه خانه يكى از تفريحگاه هاى مردم تهران بود؛ يعنى محلى كه همه گروه ها را به طرف خود كشيده، براى هر دسته اى تفريحات و وسايل سرگرمى مخصوص شان را فراهم مى كرد. در زمان مورد ذكر نه تنها مردم تهران، بلكه جماعات همه شهرها و روستاهاى آن در راحت خيال و آسايش تام و تمام فكرى و روحى بوده چيزى جز مشغوليات نمى خواستند و به همين خاطر هم وسايل آن برايشان در انواع سرگرمى و مشغوليات فراهم آمده بود...» به جز دو قهوه خانه معروف باغ ايلچى و باغچه على جان، ديگر قهوه خانه هاى معروف تهران قديم عبارت بودند از: قهوه خانه «پنجه باشى» زير شمس العماره، قهوه خانه «فراش باشى» در بازارچه قوام الدوله، قهوه خانه «فخرآباد» دروازه شميران، قهوه خانه «حسن ناروند» ميدان شاه (قيام)، قهوه خانه «شاغلام» بازار امين السلطان، قديمى ترين قهوه خانه تهران قهوه خانه «چال» نام داشت كه محل آن در خيابان مولوى، بازار حضرتى جنب كوچه ارامنه بود. اين قهوه خانه از زمان فتحعلى شاه قاجار داير شد و تا اواخر سلطنت احمدشاه پابرجا بود. اين قهوه خانه پاتوق بنا، شيروانى ساز و خرپاكوب و اره كش بود و يكى از مهم ترين پاتوق هاى قهوه خانه اى به شمار مى رفت. آخرين نسل از قهوه خانه هاى قديم تهران كه در سال ۱۳۴۴ (۴۳ سال پيش) برچيده شد، قهوه خانه معروف «رجب تنبل» واقع در باغ فردوس مولوى بود كه آنجا علاوه بر نقالى، خيمه شب بازى هم رواج داشت و عصرها هم بساط عرضه سيراب و شيردان پهن مى شد. به طور كلى زمانى كه سينما، راديو و تلويزيون، كتابخانه، باشگاه و پارك نبود همه راه ها جهت گذراندن ساعات فراغت به قهوه خانه ختم مى گرديد. به همين دليل در هر محله تهران در كنار نانوايى، قصابى و بقالى، قهوه خانه نيز جاى ويژه اى داشت. البته اين تركيب تا دهه ۵۰ ادامه يافت كه بتدريج از رونق افتاد. * اعياد مذهبى يكى از اعياد مذهبى عيد فطر است كه دراين روز مؤمنين صبح عيد براى نماز به خارج شهر مى روند. محل هايى در جنوب خيابان شوش فعلى و شرق خيابان ۱۷ شهريور (اراضى احمديه) كه در حقيقت مصلاى آن روزهاى تهران و ميعادگاه نمازگزاران عيدفطر بود ضمناً آنها هم كه به نماز عيد نمى رفتند، نبودند براى اين كه به آزادى عيد را برگزار نمايند همراه نمازگزاران به خارج شهر مى رفتند و به قول قاآنى مى گفتند: عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت از ديگر اعياد، جشن ميلاد ائمه معصومين است كه همچنان با شكوه درحال حاضر هم برقرار است. در ميلاد با سعادت پيامبر (ص) روز هفدهم ربيع الاول، علاوه بر مساجد و تكايا در بسيارى از خانه ها مولودى نيز مى خواندند. آن روزها كه وسايل سريع السير نبود، مردم مثل حالا نمى توانستند ظرف چند ساعت جهت زيارت به مشهد، كربلا، مكه و سوريه بروند بنابراين گردش و زيارت آنها، حضرت عبدالعظيم بود. كسانى كه مى خواستند ماه محرم در كربلا يا مشهد باشند؛ از اول ذى الحجه تدارك راه مى ديدند و چه بسا كه باز هم در موقع مناسب به مقصد نمى رسيدند. يكى ديگر از گردشگاه هاى زيارتى تهران ، امامزاده حسن سر راه تهران به قزوين آن زمان بودكه در ۲۸ صفر روز شهادت امام حسن مجتبى (ع) حال و هواى خاصى داشت. اشخاصى كه نذرشان شله زرد بود سعى مى كردند، شله زرد را همانجا در امامزاده حسن بپزند و يا شله زرد را از تهران به آنجا حمل كنند. بعضى از سال ها فرنى فروشى هاى تهران كار نذرى را آسان مى كردند به اين معنى كه خودشان در امامزاده حسن شله زرد عالى مى پختند و به صاحبان نذر مى فروختند آنها هم بدون اين كه متحمل زحمتى بشوند پولى مى دادند و همان جا نذرى حاضر و آماده را به دست مى آوردند. پس از ورود اتومبيل به ايران به ويژه تهران كه پس از قاجاريه فزونى يافت؛ در كنار ديگر تحولات و تحميل فرهنگ هاى وارداتى و تغيير روش هاى سنتى به مدرن، ديگر قهوه خانه پاسخگوى اوقات فراغت نبود و درشكه هم تنها وسيله رفت و آمد به حساب نمى آمد. روزنامه اطلاعات درتاريخ ۱۶ مرداد ۱۳۰۹ (هشتاد و هشت سال پيش) با درج دو تيتر جداگانه و دو مطلب مجزا تحت عنوان: «مردم وسيله تفريح ندارند» و «اتومبيل و سرآغاز گرفتارى هاى مردم» چنين نوشت: در مملكت ما به واسطه عدم وسايل تفريح و تفرج حقيقتاً كسى كه بخواهد در ۲۴ ساعت دو ساعت وقت خود را صرف تفريحاتى بكند متعجب خواهد بود چه بكند. هيچ نيست. نه گردشگاههاى مخصوص و نه كنسرت ها نه نمايشات، نه تئاترها و مجالس تفريح ديگر. درنتيجه همين عدم وسايل است كه فوج فوج جوانان اين مملكت خود را در ميان امراض گوناگون و خطير انداخته نسل آتيه را تهديد مى نمايند يا دچار انواع اخلاق سوء و نااميد گرديده و ناراحتى خود و خانواده را فراهم مى سازند. ولى اميدواريم به طورى كه درنظر گرفته شده متدرجاً داراى هرگونه وسايل تفريح و گردش بشوند زيرا آنچه را كه اكنون داريم خيلى ناقص و مثل اين است كه هيچ نداريم.
|