سه شنبه ۲۵ تير ۱۳۸۷ - ۱۲ رجب ۱۴۲۹
Tue, Jul 15, 2008
زنگ اول
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصاد
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
كودك بادبادك
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
زنگ اول
اوقات شرعى
اجتماعى
الگوى فرزندان خود هستيم
خاور سلطان كردى
كودكان از بدو تولد، يادگيرى را از راه تقليد يا همانند سازى انجام مى دهند. به اين معنى كه از رفتار و گفتار ما نمونه سازى مى كنند و آن را انجام مى دهند. روانشناسان همانند سازى را فرآيندى اساسى در اجتماعى شدن كودك و نوجوان مى دانند و معتقدند كه آنها با سرمشق گيرى از افراد مهم محيط خود، نگرشها و رفتارهايى را كه جامعه از افراد بزرگسال انتظار دارد، كسب مى كنند. يادگيرى از راه تقليد و همانند سازى يكى از قوى ترين و مؤثرترين يادگيرى هاست به طورى كه رفتارها و گفتارهاى يادگرفته شده از اين طريق به سختى فراموش مى شود.
گاهى اوقات فقط در اثر مشاهده و بدون اين كه كسى بخواهد كارى را به قصد ياددادن چيزى به كودك يا نوجوان انجام دهد، يادگيرى صورت مى گيرد. همچنين از آنجا كه كودك و نوجوان بيشترين برخورد را در زندگى با والدين خود دارد، والدين منبع اصلى همانندسازى محسوب مى شوند، ولى با اين حال، برادرها، خواهرها ، بستگان نزديك، معلم ها ، همسالان ، قهرمانان و ستارگان فيلمها (بويژه در نوجوانى) الگوهاى ديگرى هستند كه به عنوان منابع تقليد و همانندسازى به كار مى آيند.
* چگونه الگوى مطلوبى باشيم
* گفتار و رفتارهايمان را هماهنگ سازيم- براى ارائه الگويى مطلوب كه كودك و نوجوان بتواند از آن الهام بگيرد، قبل از هرچيز به هماهنگى و تطابق بين عمل و گفتار نياز است. يعنى آنچه را كه مى گوييم خود عمل كنيم و آنچه را كه عمل مى كنيم، بگوييم. اگر در بين گفتار و رفتارمان دوگانگى باشد، كودك و نوجوان سرگردان خواهد شد، زيرا نمى داند از گفتارمان پيروى كند يا از رفتارمان. دراين صورت كودك و نوجوان به طور كلى از ما سلب اعتماد مى كند. جملاتى مانند «آنچه را كه مى گويم، انجام بده » يا «آن چه را من انجام مى دهم، تو انجام نده» براى كودك و نوجوان پذيرفتنى نيست ، زيرا آنچه مشاهده مى كند براى او مهم است نه آنچه به او گفته مى شود.
* راستگو و صادق باشيم - استعداد يادگيرى كودك و نوجوان، همراه با توان قضاوت او، والدين را به راستگويى و صداقت سوق مى دهد.
* در تربيت كودك بايد هماهنگ باشيم - در تربيت كودك اگر ما (پدر ومادر) هماهنگ باشيم ، كودك و نوجوان به راحتى ما را سرمشق خود قرار داده و از ما پيروى مى كند. اما اگر هركدام از ما با يكديگر تعارض و ناهماهنگى داشته باشيم و هر كدام حرف و عمل ديگرى را نادرست بدانيم، كودك و نوجوان ما نمى داند كه از كدام يك پيروى كند، زيرا هردوى والدينش را دوست دارد.
* رفتارهاى نمونه و خوب ارائه دهيم - روانشناسان مى گويند كه كودك و نوجوان آن دسته از رفتارهاى والدين را مورد تقليد و همانند سازى قرار مى دهد كه برايش جذابيت داشته باشد يا والدينش به خاطر انجام دادن آنها مورد تحسين و تشويق قرارگرفته اند.
* رابطه اى سالم، امن و پذيرا برقرار كنيم - والدينى كه فرزندان خود را دائم سرزنش، تهديد، تحقير، مقايسه و تنبيه مى كنند، نمى توانند رابطه سالم و گرمى با فرزندان خود داشته باشند، زيرا فرزندان در كنار آنها احساس ناامنى و اضطراب مى كنند.
* با مطالعه مداوم بر آگاهى خود بيفزاييم - هر كودك و نوجوان براى رفع مشكلاتش و يا آگاهى از مسائلى نياز دارد به پدر و مادر خود رجوع كند تا آنها به عنوان افراد بزرگسال و داراى پختگى و استوارى لازم، او را راهنمايى كنند. لذا ما بايد بامطالعه و آموزش خود بتوانيم تا حدى پاسخگوى نيازهاى فرزندان خود باشيم، در غير اين صورت از جذابيت نقش الگويى ما كاسته خواهد شد.
* قدرت و توانايى خود را حفظ كنيم - مادر و پدر بايد در برخورد با مشكلات و يا رجوع فرزندانشان براى حل مشكلاتشان با حوصله، تفكر و آرامش ، نشان دهند كه همواره براى هر مسئله اى مى توان راه حلى يافت. اين امر قدرت و توانا بودن الگو را مى رساند، كه فرزندانمان به آن نياز دارند.
ياد گرفتن؛ فراتر از مدرسه رفتن
378054.jpg
غزاله مرعشى
امروزه تحصيل كردن به چه معناست كلمه تحصيلات براى بسيارى از افراد تصوير يك كلاس درس و معلم را تداعى مى كند. در صورتى كه در گذشته تحصيل كردن و تحصيلات داشتن، چيزى بيشتر از مدرسه و دانشگاه رفتن بوده است.
كلمه تحصيل علم، معانى بسيارى دارد. يك معنى آن تعليم ديدن فرد به وسيله دستورالعمل هاى رسمى و يا فراگرفتن يك مهارت علمى است كه زمينه فعاليت در شغل و حرفه اى خاص را فراهم مى كند. معنى ديگر آن رشد در زمينه هاى علمى، ذهنى و اخلاقى است كه معمولاً چارچوب و قواعد خاصى دارد.
در دنياى پرشتاب امروز معنى اول تحصيل علم اعتبار و اهميت بيشترى دارد، زيرا با پيشرفت علم و تكنولوژى و پيچيده شدن جامعه، هر فرد براى بقا، نياز به فراگرفتن يك شغل و حرفه خاص دارد و راه رسيدن به اين حرفه، تحصيل كردن است.
به همين علت براى بسيارى از افراد، تحصيل علم صرفاً راهى براى رسيدن به يك شغل مناسب است. كلمه تحصيل تقريباً مترادف كلمه ليسانس گرفتن و بيشتر به معناى گرفتن مدرك بالاتر بوده و در نتيجه تحصيلات نداشتن به معناى دانشگاه نرفتن و مدرك نگرفتن است.
هر چند داشتن تحصيلات دانشگاهى فرد را در زمينه اى خاص متخصص مى كند و زمينه ورود او به جامعه و بازار كار را فراهم مى كند اما اين طرز تلقى از علم و تحصيل كردن اشتباه است. نبايد در مدارس به دانش آموزان القا كرد كه به علم صرفاً به عنوان راهى براى رسيدن به شغل و درآمد نگاه كنند. دانش آموزان بايد ياد بگيرند كه فراگيرى علم و دانش راهى براى رشد ذهنى و روحى آنها را فراهم مى كند و اين هدف والاتر از نمره خوب يا مدرك دانشگاهى گرفتن است.
براى تفهيم بيشتر اين نكته، معلمان مى توانند براى دانش آموزان، مثال هاى متعددى از افرادى را بياورند كه با وجود اين كه تحصيلات دانشگاهى نداشته اند، كنجكاوى و روحيه جست وجوگرى آنها موجب شده است كه زمينه علاقه و استعداد خود را كشف كنند و در نتيجه به موفقيت هاى چشمگيرى دست يابند.
در حين انجام تحصيلات رسمى، از آنجايى كه كنترل فرآيند يادگيرى به طور كامل در اختيار معلم است و دانش آموزان با معيارهايى مانند امتحان و نمره سنجيده مى شوند، عشق و علاقه به يادگيرى و علم آموزى در وجود آنان چندان شكل نمى گيرد.
راه حل اين مشكل آن است كه در سيستم آموزشى مدارس، راهكارهايى براى تحريك كردن حس كنجكاوى دانش آموزان نسبت به جهان پيرامون پيش بينى شود. همين حس كنجكاوى موجب مى شود تا دانش آموزان از پوسته افرادى كه به اجبار درس مى خوانند در بيايند و تبديل به افراد شاخصى شوند. به عنوان مثال هيچ كس به «لئوناردو داوينچى» نگفته بود كه بايد در چه زمينه اى فعاليت كند، اما حس كنجكاوى او موجب شد علايق خود را در زمينه هاى مختلف كشف كند و تبديل به يك شخصيت جهانى شود.
حس كنجكاوى مى تواند به گونه هاى مختلف ارضا شود. عمده ترين راه خواندن كتاب است، سفر كردن، تعاملات اجتماعى و حتى كار كردن نيز مى تواند در اين باره مؤثر باشد.
براى پرورش حس خلاقيت و كنجكاوى دانش آموزان بايد آنها را تشويق كرد تا به جز خواندن كتاب هاى رسمى، در زمينه هاى مختلف مطالعه كنند و شهامت دست زدن به تجربه هاى جديد و متفاوت را داشته باشند.
به عنوان مثال نويسنده محبوب و مشهور امريكايى «لوئيس لامور» به خاطر مشكلاتى در كلاس دهم ترك تحصيل كرد. ولى در وجود او عشق و علاقه اى عظيم به يادگيرى بود. او قبل از اين كه نويسنده اى مشهور شود بسيار سفر كرد و كارهاى بسيار زيادى را تجربه كرد. از نجارى و دباغى گرفته تا كار در معدن و تربيت فيل ها. او حتى در جنگ جهانى دوم روى تانك كار مى كرد، زمانى به دريانوردى مشغول بود، مدتى به ورزش بوكس پرداخت و در نهايت به روزنامه نگارى و نويسندگى روى آورد. او در تمام اين سالها در كنار اين تجربه هاى متفاوت كتاب هاى بسيار زيادى خواند. به گفته خود او در فاصله سال هاى ۱۹۲۸ تا ۱۹۴۲ هر سال حدود ۱۵۰ كتاب در زمينه هاى مختلف مى خواند.
همين كسب تجربه ها و مطالعات شخصى براى او به منزله تحصيلات بود. شايد دانش و بينشى كه او در اين سال ها كسب كرد، توسط هيچ سيستم آموزش رسمى حاصل نمى شد.
هرچند اين نحوه تحصيل، مانند تحصيلات رسمى راه او براى رسيدن به شغلى مناسب را فراهم كرد ولى اين مطالعات اثرات بسيار بيشترى هم بر او داشت. اين گونه تحصيل كردن، چشم هاى او را به روى دنياى بزرگترى گشود.
با تشويق دانش آموزان به مطالعه غيردرسى به آنها كمك مى كنيم تا به مكان ها و زمان هاى مختلف سفر كنند و ديد بازترى نسبت به جهان داشته باشند. دنياى مدرن امروز دسترسى افراد به كتاب هاى مختلف و اطلاعات گوناگون را براى همه افراد بسيار آسان كرده است. به گفته لوئيس لامور كتاب ها، آجرهاى ساختمان تمدن بشرى هستند بدون مطالعات غيردرسى، نمى توان از دانش آموزان انتظار داشت كه در آينده افرادى كارآمد شوند.
هر چند امروزه بسيار بيشتر از گذشته كتاب در دسترس افراد است ولى اشتياق به كتاب خواندن به ويژه در دانش آموزان بشدت كاهش يافته است. معلمان مى توانند با صحبت كردن درباره كتابخوانى و تشويق دانش آموزان به مطالعه و تحقيق به آنها نشان دهند كه كتاب نه فقط در شعر كتاب فارسى دبستان بلكه به واقع يار مهربان هر كس به حساب مى آيد.
حتى مى توان ليستى از كتاب هاى مفيد و مورد نياز دانش آموزان در زمينه هاى مختلف تهيه كرد و به تفكيك مقطع و پايه درسى آن را به دانش آموزان معرفى كرد. معلمان مى توانند به جاى آن كه صرفاً از دانش آموزان بخواهند با مطالعه كتاب درسى، امتحان بدهند و نمره بگيرند، به آنان چند كتاب در همان زمينه معرفى كنند و تحقيقات علمى را بخشى از معيارهاى ارزشيابى خود قرار دهند.
اگر دانش آموزان بتوانند شوق علم آموزى را حس كنند و به تحصيلات به عنوان زمينه اى براى رشد روحى و ذهنى نگاه كنند، ديگر با مثلاً فرارسيدن تابستان يا ديپلم و ليسانس گرفتن احساس نمى كنند كه دوره تحصيل كردن براى آنها سرآمده است. مگر براى حس كنجكاوى و جست وجوگرى در جهان پيرامون پايانى وجود دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |