پنجشنبه ۲۷ تير ۱۳۸۷ - ۱۴ رجب ۱۴۲۹
Thu, Jul 17, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
اقتصادى
ورزشى
قاب عكس۱
خانواده
ماجرا
رودررو
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
اجتماعى
نگاه
نگاه
دشوارى هاى يك جنگ چريكى
ادواردو ماكنزى ‎/ترجمه: حسين قنبرى

ارتش كلمبيا در ميان اعضاى فارك نفوذ كرده بود در حالى كه فاركى ها خيال كردند كه سران اين گروه تعدادى از گروگان ها را نزد آلفونسو كانو رهبر جديد فارك مى برند.
چريك هاى فارك دستگاه هاى لازم براى بررسى اطلاعات داده شده را نداشتند و اين را نيز به خوبى مى دانستند كه تمامى ارتباطات راديويى آنها توسط مأموران اطلاعاتى كلمبيا شنود مى شود. هواپيماهاى نظامى كلمبيا تمامى مكان هاى تحت كنترل فارك را زير نظر دارند و تمامى مكالماتشان را ضبط مى كنند و به همين ترتيب بود كه رائول رئيس رهبر شماره دو فارك پس از مكالمه با يكى از مسئولان دولت ونزوئلا كشته شد زيرا وى در اين مكالمه مكان دقيق اقامت خود را لو داد و نظاميان كلمبيايى توانستند كمينگاه وى را شناسايى كنند و او را به قتل برسانند. از آن موقع تاكنون تمامى اعضاى فارك از اينكه خود را اين گونه به دام بيندازند در هراس هستند و به افراد پيام رسانى كه با پاى پياده مأموريت هاى خود را انجام مى دهند متوسل شده اند به همين خاطر است كه هر تصميم مهمى كه از سوى سران فارك اتخاذ مى شود روزها و هفته ها طول مى كشد تا عملياتى شود.
اما روشن است كه چنين عملياتى ديگر امكان ندارد دوباره تكرار شود و پس از اين ارتش و پليس كلمبيا بايد به دنبال راه هاى مواجهه با فارك باشند.
* آينده يك جريان چريكى
براى كلمبيايى ها عمليات «ژاك» كه باعث آزادى ۱۵ گروگان در بند فارك و بويژه بتانكور شد به معناى آغاز شمارش معكوس براى پايان فارك است و ديگر اتحاد جماهير شوروى وجود ندارد كه براى پيشبرد امور به آنها كمك كند. امروزه چريك هاى بيشترى از فارك نسبت به گذشته خود را تسليم نظاميان و دادگسترى كلمبيا مى كنند زيرا فهميده اند كه مبارزه مسلحانه ديگر معنايى ندارد و اين روند پراكندگى نيروهاى فارك ادامه خواهد يافت.
بسيارى از جبهه هاى فارك در حال حاضر به فراموشى سپرده شده اند و ديگر پول ، لباس و مهماتى دريافت نمى كنند. عمليات ژاك مؤيد اين نكته بود كه فارك در اوج مرحله افول قرار گرفته است اما مبارزه آنها پايان نيافته است و اين گروه هنوز قادر است كه ضربات مرگبارى را به كلمبيا وارد كند.
* برگ گروگان ها و خوف از يك بازى مرگبار
اكنون مدت زمان بسيار طولانى است كه گروگان هاى در بند فارك هيچ تماسى با سازمان هاى بشردوستانه نداشته اند. در سال ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ برخى از گروه هاى پزشكى بشردوستانه اين امكان را يافتند كه وارد اردوگاه هاى فارك شوند اما از آن موقع تاكنون بويژه پس از ربوده شدن بتانكور ديگر اين اتفاق نيفتاده است و اين گروگان ها اجازه ندارند تا نامه اى را دريافت كنند ، كليساى كاتوليك نيز به اين اردوگاه ها دسترسى ندارد و تنها راه برقرارى ارتباط اين گروگانها با دنياى خارج راديو است .
اما درباره خطراتى كه متوجه اين گروگان هاست مى توان گفت كه فارك احتمال دارد به اقدامات تلافى جويانه دست بزند و تقصير اين اتفاقات اخير را به گردن گروگان هايى بيندازد كه هنوز در اختيارشان است همان طور كه اين اتفاقات در گذشته نيز به وقوع پيوسته است. همچنين اين خطر وجود دارد كه فارك سيماى يك گروه نااميد را به خود بگيرد اما اميدوارم كه رهبران فارك به اندازه كافى به منطق مبارزه بدون خشونت پيش برود باشند و به گونه اى كشمكش با دولت مركزى را راهبرى كند تا فاجعه ديگرى رخ ندهد.
روزنامه نگار كلمبيايى
اتحاديه مديترانه؛ آرمان بلند،چالش هاى عميق
378195.jpg
حسين آذرى‎/ بخش پايانى

به نظر مى آيد طرح نيكولا ساركوزى براى ايجاد يك سازمان منطقه اى در وهله نخست با مشكلاتى روبه رو خواهد شد كه گريبانگير همه «پروژه هاى همگرايى» بوده است. در رأس اين مشكلات «تفاوت ها وتضادهاى» رفتارى و فكرى كشورهاى عضو قرار دارد. يعنى همان معضلى كه امروز پس از سه دهه از تأسيس اتحاديه اروپا گريبانگير اين نهاد است. بنابراين نخستين تشكيك درباره آينده طرح اتحاديه مديترانه از اينجا نشأت مى گيرد كه پاريس چگونه مى خواهد ميان ۲۷ كشور اروپايى به ۱۱ كشور عربى در جنوب مديترانه كه هر كدام انديشه و بينش متفاوت در سياست داخلى و خارجى دارند همگونى ايجاد كند آيا صرف همجوارى با مديترانه كافى است تا آنها پيمان مشترك دوستى ببندند
البته ديپلماسى فرانسه با تجربه طولانى كه از دوران حضور در اين نقطه مديترانه دارد از اين مشكلات چندان بى اطلاع نيست.
يكى از اهداف ساركوزى در ارائه طرح اتحاديه مديترانه اين است كه دست موانع ساختارى را از مسير همكارى اروپا و اعراب بردارد. اين موانع ابعاد گوناگونى دارد بخشى از آن جنبه تاريخى و فرهنگى دارد و بخش ديگر از تحولات سياسى عصر حاضر نشأت مى گيرد. به لحاظ تاريخى چنان كه پيش ازاين اشاره شد حاشيه مديترانه نقطه تلاقى دو تمدن بزرگ اسلامى و مسيحى بوده است. سرگذشت تاريخى اين منطقه در ميان آميزه اى از تعامل و تضاد ميان اعراب مسلمان و اروپاى مسيحى رقم خورده است. هنوز هم مى توان عوارض تلخ دوران استعمار برخى اروپايى ها را در فرهنگ عمومى اين كشورها مشاهده كرد. هنوز تصور غالب بر جوامع عربى اين است كه دولت هاى غربى آنها را فقط به خاطر ذخاير انرژى و مواد خام شان مى خواهند اين نكته اى بود كه در آستانه اجلاس پاريس برخى از متفكران عرب به فرانسوى ها گوشزد كردند كه نگاه غالب اروپا از چارچوب «الگوى متروپل و اقمار» هنوز خارج نشده است. عاطف بن طالب از كارشناسان شمال آفريقا مى گويد؛ اين طرح ديدگاهى مربوط به گذشته و استعمار گرانه دارد. غرب به كشورهاى ما همانند فروشندگان مواد اوليه مى نگرد. در اين اتحاد كشورهاى شمال فقط سود مى برند و كشورهاى جنوب زيان مى بينند. ليبيايى ها دقيقاً برهمين نقطه ضعف طرح اتحاديه مديترانه انگشت تأكيد نهادند.آنها گفتند: «اصلاً مزاياى ايجاد چنين اتحادى را درك نمى كنند.» رهبر ليبى گفت: اين اروپا است كه به ما و معادن ما نياز دارد. اروپا بايد با ما بدون پيش شرط مذاكره كند.بنابراين نگرش فرهنگى جوامع اسلامى اين منطقه به سياست اروپايى ها يكى از موانع عمده در نزديكى دو طرف بوده است. در عصر جديد دو عامل موجب شد اين تضاد هاى تاريخى بارديگر بر روابط اعراب مديترانه و اروپا سايه افكند.
۱- مسئله اول بدرفتارى ها و تحقير هاى نهادينه شده دولت ها و گروه هاى نژاد پرست اروپا نسبت به مهاجران مسلمان است كه اكنون ابعادى وسيع پيداكرده است. يك بعد اين تضاد همان قوانين سختگيرانه و ضد مهاجرت است كه دولت ها وپارلمان هاى اروپايى تصويب كرده اند. اين قوانين به ظاهر شامل همه مهاجران ساكن قاره سبز است اما در عمل اغلب دامن مسلمانان اين خطه را گرفته است زيرا طبق آمار رسمى قريب به اتفاق ۱۰ ميليون مهاجر مسلمان در اروپا تبار مديترانه اى دارند واز كشورهايى مهاجرت كرده اند كه ميهمان اجلاس پاريس بودند. جنبه ديگر اين محدوديت ها زندگى اعتقادى مسلمانان را در چنگ گرفت. دولت هاى اروپايى در سال هاى اخير مجموعه اى از قوانين اجتماعى و فرهنگى را تدوين كردند كه هدف اصلى آنها تثبيت پايه هاى سكولاريسم و ليبراليسم بود اما در عمل اين مقررات عرصه را بر آزادى زندگى اعتقادى مذاهب ديگر بويژه مسلمانان تنگ تر ساخت از زمره اين محدوديت ها مى توان به قانون حجاب اشاره كرد كه بسيارى از دختران و بانوان عرب تبار اروپا را از مدرسه و دانشگاه محروم ساخت. يا سياست هايى كه براى كنترل متون آموزشى، نهادهاى مدنى، مساجد و امامان جمعه در برخى كشورهاى اروپايى اعمال شد كه عنوانشان ساماندهى حوزه فرهنگى بود لكن برآيند آن محدود شدن بخش زيادى از فعاليت داوطلبانه محافل فرهنگى مسلمانان شد. نكته جالب اينجا است كه كانون اين اتفاقات در يك دهه اخير فرانسه بود يعنى همان كشورى كه اكنون ميزبان دوستى اروپايى ها با مسلمانان است. فرانسه به دليل آن كه بيشترين جمعيت مسلمانان - حدود ۵ ميليون نفر- را در خود جاى داده است در اين مدت به كانون رويارويى نسل متعصب اروپا با مهاجران مسلمان تبديل شد.
۲- داستان ۱۱ سپتامبر بسيارى ازافق هاى همزيستى وهمگرايى اروپا و مسلمانان را از ميان برد. به جرأت مى توان گفت بيشترين عوارض منفى اين رويداد در صحنه روابط مسلمانان مديترانه با اروپايى ها نمايان شد. بويژه از زمانى كه نومحافظه كاران امريكا همصدا با برخى روشنفكران اروپايى نظريه جنگ هاى صليبى را نوسازى و احيا كردند. واقعه ۱۱ سپتامبر كه در ابعاد محدودترى در ۲۰۰۵ مترو لندن و ۲۰۰۴ در مادريد تكرار شد موجى از تنش و بدبينى را بر مناسبات دو سوى مديترانه حكمفرما ساخت كافى است به شمار كسانى كه در اين مدت توسط سازمان اطلاعات كشورهاى اروپايى همجوار مديترانه يعنى اسپانيا ، فرانسه و ايتاليا بازجويى يا احضار و تحقير شده اند يا تعرض هاى شبانه و ناگهانى كه مأموران پليس در تعقيب آنچه «مظنونان ترور» مى خوانند به منازل يا دفاتر نهادهاى مدنى مسلمانان داشته اند نگاه شود. اغلب اين افراد ونهادها تبار عربى و مديترانه اى داشته اند.
حال مسئله اصلى اين است كه آيا تضادهاى عميق و سوءتفاهم هاى تاريخى با برپايى يك اجلاس قابل رفع است. بدون شك اگر دولتمردان فرانسه با برپايى اين دست نشست ها در پى رفع رسوبات خصومت نژادى و قومى باشند حركتى ارزشمند است چنان كه رسانه هاى پاريس اين گونه اجلاس اتحاديه مديترانه را نگريسته اند كه اين ابتكار در پى زدودن زنگار اختلاف هاى تاريخى است و دولتمردان اليزه بنا دارند در ايام شش ماهه رياست اتحاديه اروپايى براى نزديك ساختن نگاه فرهنگى اعراب رنجور مديترانه و ساكنان قاره سبز همت گمارند. آنها حتى به اين نكته استناد كرده اند كه پاريس نوعى سياست «دلجويانه و جبرانى» را براى عبور از گذشته تاريك در پيش گرفته است.
اما چنين گفته هايى در باره چشم انداز اجلاس پاريس بيشتر به آرزو شبيه است تا واقعيت. زيرا شرط اول تنش زدايى يك دولت در سياست خارجى اين است كه ابتدا همه عوامل داخلى كه در روابط او با كشورهاى مقصد توليد بدبينى مى كنند را اصلاح كند و همه شائبه هاى دوگانگى يا عدم صداقت در برقرارى دوستى را از دامن خويش بزدايد. اما اين اصل جهان سياست به هيچ وجه در مورد مشى دولت ساركوزى دلالت نمى كند. قوانين ضدمهاجرت كه دست برقضا در دوران وزارت كشور ساركوزى عليه مسلمانان تصويب شد هنوز به قوت خود باقى است و محدوديت ها عليه مساجد و نهادهاى مدنى مسلمانان نيز هنوز برچيده نشده است. ساركوزى كه در اين چند سال اعتراضات و مطالبات جوانان مهاجر فرانسه را با سركوب پاسخ داد هنوز هيچ سخنى در اصلاح يا تغيير مواضع گذشته خويش به زبان نياورده است.
اما گذشته از اين كه عموم محافل عربى همانند فرانسوى ها تصوير يك ديپلماسى متناقض را از دوره يك ساله ساركوزى دارند در ارزيابى آينده سياست جديد او براى نزديكى ساكنان شمال و جنوب مديترانه به محدوديت هاى قدرت او نگاه دارند.
ساركوزى در شرايطى رياست دوره اى اتحاديه اروپا را به عهده مى گيرد كه منطقه اروپا با مشكلات بسيارى رو به روست به همين دليل روزنامه هاى فرانسه نوشتند رأى منفى ايرلندى ها به پيمان ليسبون ضربه اى بزرگ به نيكولا ساركوزى رئيس جمهور فرانسه وارد كرد كه روياى سازندگى اروپا را در سر دارد بنابراين زمزمه اين شنيده مى شود كه طرحى را كه فرانسه ابتدا پيشنهاد داده بود تحت فشارهاى آلمان به شدت تغيير كرده است. كارشناسان فرانسوى معتقدند؛ همه مسائلى كه ساركوزى بايد در دوران رياست خود درباره آن تصميم گيرى كند مسائل با اهميتى هستند؛ مسئله برقرارى دوستى ميان اعراب و اروپا ، مشكل مهاجرت، شرايط آب و هوايى، بحران سوخت و انرژى و تلاش براى تصويب پيمان اروپا در ايرلند از جمله اين مشكلات است.اما هم زمان او كافى نيست هم اين كه فرانسه ابزارهاى حل اين معضلات راندارد لذاهنوز خيلى زود است كه بتوانيم پيش بينى كنيم آيا نيكولا ساركوزى براى تحقق اهداف خود در اين زمينه دستور العمل جادويى ديپلماتيك موردنظرش را پيدا خواهد كرد يا خير. شايد از همين رو ميزبانان اجلاس مديترانه از اين كه بگويند توفيقى به دست آورده اند. امتناع كردند.
برنارد كوشنر اعلام كرد با بسيارى از كشورهاى جنوب و شمال درياى مديترانه گفت و گو كرديم و همه چيز خوب پيش رفت اماهمچنان برخى اختلاف نظرها وجود دارد كه امرى طبيعى است.
ديدارهايى با ميانجيگرى ساركوزى
378186.jpg
حميد رضا لطفيان

شايد اين اتفاق شگفت آور باشد در اجلاسى كه ميهمانان آن اغلب به عنوان كشورهاى مدعى خط مقدم رويارويى با اسرائيل بودند، نيكولاى ساركوزى ميزبان آن بساط سازش مى گسترد. شايد تنها استثنا در جمع ۱۱ نفره رهبرانى كه در اين اجلاس حاضر شدند حسنى مبارك و امير قطر بود كه به دعوت هاى ساركوزى براى مذاكره و مصالحه با رژيم صهيونيستى پاسخ مثبت دادند.
اتفاقاتى كه در دو روز اجلاس رخ داد جاى ترديدى باقى نگذاشت كه يك هدف عمده ساركوزى از اين تدارك ديپلماسى قرار دادن اعراب و اسرائيل زير سقف همكارى اقتصادى است.
اين نكته را مى توان از يكى از نطق هاى جنجالى رئيس جمهور فرانسه دريافت آنجا كه گفت: «اروپا خود را براى طوفان ديپلماسى آماده كند و من فرهنگ سازش را دارم اما قصد دارم اين فرهنگ را در عمل به كار گيرم نه در بى حركتى و سكون». اليزه با برپايى جلسات گفت و گوى اولمرت با امير قطر و ابومازن يكى از اهداف بلند پروازنه خويش را به نمايش گذاشت از اين نظر مى توان اتحاديه مديترانه را نسخه تعديل شده كنفرانس هاى بارسلونا و مادريد به حساب آورد.
بدون شك آنچه ساركوزى را به ايفاى اين نقش ميانجيگرانه وسوسه كرده است شكست طرح هاى كميته ۴ جانبه يا پروژه هاى رايس يا بلر براى نزديك ساختن اعراب و اسرائيل است. او پيش از تشكيل اين اجلاس در سفر اخير خويش به سرزمين هاى اشغالى سعى كرد اين اعتماد و دوستى را تحكيم بخشد.
اما اعراب نيز پيش از آن كه راهى پاريس شوند در اجلاسى پيامد ها و عوارض حضور در جايى كه يك كرسى آن به طرف صهيونيستى اختصاص دارد را بررسى كردند.
البته به نظر مى آيد كه ساركوزى براى ايفاى نقش ميانجى در خاورميانه چراغ سبز امريكاى بوش را نيز كسب كرده است زيرا همه گام هاى او دراين راستا از حضور سؤال انگيزش در كنيست تا ضيافت سازش امير قطر و اولمرت با تشويق بوش روبه رو شد.
چندان كه برخى فرانسوى ها خوشبين هستند ساركوزى در اجراى پرده جديد طرح سازش با مسير دشوارتر امثال بلر ورايس روبه رو است.
منطقه اى كه ساركوزى بنا دارد اسرائيل را در آن وارد كند يعنى كرانه مديترانه از ويژگى هاى كاملاً متفاوب با اعراب شيخ نشين برخوردار است. اين حوزه يكى از كانون هاى ضديت با صهيونيسم است.جوامع اين منطقه در مواجهه با مسئله فلسطين و كلاً اوضاع جهان اسلام نگرشى متفاوت از فرهنگ محافظه كارانه اعراب شيخ نشين دارند.
اين هشدار را بسيارى از محافل اروپايى نيز داده اند كه اگر اتحاد مديترانه طرح عادى سازى روابط با اسرائيل را به صورت يك پروژه دنبال كند اين كار براى دولت هاى اين منطقه چندان آسان نخواهد شد. دولت هايى مثل الجزاير، مغرب يا تونس در داخل خود با قويترين جنبش هاى ضد اسرائيلى روبه رو هستند.
درست به همين دليل بود كه پيش از اجلاس مجمعى از كشورهاى مديترانه ( فورمد) در الجزيره برگزار شد تا ملاحظات كشورهاى عربى درباره عادى سازى مناسبات با رژيم صهيونيستى و ورود اين رژيم به اتحاديه مديترانه را به اليزه گوشزد كند.
دولت هاى عربى مثل الجزاير و ليبى يك بار اين مسير را رفته بودند وقتى كه اجلاس بارسلونا در ۱۹۹۵ براى همگرايى اعراب و اروپا درست به دليل اصرار گردانندگان اجلاس بر عادى سازى روابط با اسرائيل به شكست انجاميد.
اين بار نيز ليبى و الجزاير نخستين مخالفان مشاركت اسرائيل در اتحاديه مديترانه بودند.
روزنامه هاى فرانسه نيز به اليزه توصيه كردند كه حتى اگر ساركوزى امضاى دوستى اميرقطر يا آشتى دوباره مبارك و ابومازن با اولمرت را بگيرد پروژه عادى سازى روابط با اسرائيل در ميان اعراب مديترانه به بار نخواهد نشست.
از نگاه اعراب اين منطقه ايده ساركوزى در خاورميانه چندان با امريكا متفاوت نيست . پيشنهاد نيكولا ساركوزى رئيس جمهور فرانسه به اسرائيل درباره ضرورت ايجاد كشور فلسطينى تكرارى است لذا آنها اين پرسش را مطرح مى كنند كه چگونه مى توان هم دوست صميمى اسرائيل بود هم ميانجى در مناقشه ميان اسرائيل و اعراب همين مسئله درخصوص ميانجيگرى امريكا بود كه سرانجام ناكامى رايس را مثل اسلاف او رقم زد. اگر امريكا به علت سياست نزديكش به اسرائيل هيچ گاه نتوانسته است ميانجى صادقى از نظر كشورهاى عربى باشد. در خصوص نيكولا ساركوزى اين تحليل به طريق اولى مطرح است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |