|
كارآفرينى معلولين براى معلولين
|
|
|
] مرتضى گلپور ]
اگر به دريا رفته مى داند مصيبت هاى توفان را، پس كسى هم چو يك معلول نمى تواند رنج هاى زندگى يك معلول را بفهمد و نيز هيچ كس مثل يك معلول نمى تواند براى معلول ديگر كارآفرين باشد. وگرنه در روزگار ارجحيت هاى اقتصادى چه كسى حاضر است كارگرى كه در يك روز ۱۸ دستگاه رايانه مونتاژ مى كند را بر كارگرى كه ۳۰ دستگاه مونتاژ مى كند ترجيح دهد. «مجموعه اى خودجوش هستيم كه نه بودجه دولتى داريم و نه بودجه هاى خاص كه ما را از نظر مالى حمايت كند و خودمان هم از اين كه دستمان را دراز كنيم اكراه داشته ايم و شأن خود را بالاتر از آن مى دانيم.» اصغر شيرزادى كارآفرين معلولين چگونگى شكل گيرى اين جمع را اينگونه توضيح مى دهد: «سال ۶۲ كه نخستين كنكور بعد از انقلاب فرهنگى برگزار شد در آزمون شركت كردم و در مقطع زمانى ۶ ماهه تا اعلام نتايج فعاليت هايى را انجام دادم كه در مسير زندگى ام مؤثر بود.» شركت در كلاس هاى زبان و نيز مراكز فنى و حرفه اى از آن جمله اند، اما مهمتر از آن شركت در فعاليت هاى ورزشى بود كه به دليل حضور و آشنايى با معلولين ديگر دغدغه ها برجسته تر مى شود: «در اين مقطع با تشكل هاى معلولين در كلاس هاى ورزشى آشنا شدم. من مشكلات را مى ديدم و مى ديدم كه به دليل ضعف هاى جسمى ناشى از معلوليت اكثر ما از قشرهاى ضعيف جامعه هستيم، با دوستان تصميم گرفتيم فعاليتى را شروع كنيم و در راستاى اشتغالزايى براى معلولين آن را گسترش دهيم.» به قول براتى از آنجايى كه توجهى به معلولين نمى شد مى بايست روى پاى خودمان مى ايستاديم.» شيرزادى اينگونه ادامه مى دهد: «بر اين اساس در سال ۶۳ از طريق موافقت اصولى توانستيم اين شركت تعاونى را تأسيس كنيم. من هم جزو هيأت مؤسس بودم و علاوه بر آن توانستيم در بدو تأسيس ۲۰۰ نفر را جذب تعاونى كنيم. بعد براى آغاز فعاليت شروع كرديم به گرفتن آمار و نيازسنجى از معلولين.» براتى نحوه نيازسنجى را اينگونه شرح مى دهد: «علاوه بر مشورت با مؤسسات مرتبط و كسانى كه مى شناختيم، اگر در خيابان معلولى را مى ديديم به سراغش مى رفتيم و از آنها درباره زندگى و سختى ها و مشكلاتشان مى پرسيديم.» در آن مقطع زمانى تعاونى پس از بحث هاى فراوان به اين نتيجه مى رسد كه از نيازهاى اساسى معلولين تأمين مايحتاج اوليه زندگى است و به اين ترتيب شركت تعاونى چندمنظوره كه براساس اساسنامه دستش باز بود به خريد و فروش لوازم منزل و اقلام ضرورى روى مى آورد چنانكه براتى مى گويد: «كالاها و لوازم منزل و يا خواروبار و ارزاق عمومى مى خريديم و آنها را مى فروختيم و يا در اختيار افراد كم درآمد قرار مى داديم، چون اساساً شركت تعاونى عام چندمنظوره بود و طبق اساسنامه دستش براى ورود به عرصه هاى تجارى هم باز بود.» براى اين منظور تعاونى دو واحد فروشگاهى هم تأسيس مى كند كه مانند اغلب تعاونى ها هم به اعضا خدمات مى دهد و هم به ديگران و بنا به گفته براتى «سود عايدى صرف بچه ها براى بالا بردن كيفيت اشتغال مى شود.» اين تعاونى نخستين تعاونى معلولين نيست و به قول شيرزادى «مثلاً تعاونى الكترونيك معلولين هم بوده كه چون خودشان را با نيازهاى روز تعريف نكردند، نتوانستند دوام بياورند و منحل شد» وى ادامه مى دهد: «بر پايه همين تجربيات به اين نتيجه رسيديم كه همه تخم مرغ ها را نبايد در يك سبد گذاشت. ما طبق اساسنامه نبايد در يك جا درجا مى زديم و مى بايست راه هاى جديد را شروع مى كرديم. بايد از جامعه و بازار، نيازسنجى مى كرديم و واحدهاى مختلف را تعريف مى كرديم.» به اين ترتيب در مقطع زمانى خاص و بنا به الزامات جامعه و بازار تعاونى به بسته بندى مواد غذايى روى مى آورد: «اولين مجموعه بسته بندى قند و شكر ما بوديم و در بسته بندى تجربيات فراوانى را به دست آورديم و بعد حبوبات را بسته بندى كرديم. زمانى كه ما شروع كرديم تازه مردم با اين امور آشنا مى شدند.» توليد و عرضه محصولات دوختى، كار بر روى سنگ هاى قيمتى، درخت سيم مورد استفاده در صنعت خودروسازى نيز از جمله امورى است كه تعاونى طى اين سال ها به آن پرداخته كه در پشت همه اين تغيير فعاليت ها دليل عمده اى وجود دارد كه براتى آن را اينگونه بيان مى كند: «وقتى در يك مسير به بن بست برمى خورديم، راه ديگرى را بازمى كرديم، حتى كار را عوض مى كرديم تا معلولين هيچ موقع احساس نكنند كه آمدن و عضويت در تعاونى كار بيهوده اى بوده است.» اين تنوع رمز ماندگارى آنها بود كه سبب تعجب تعاونى هاى ديگر مى شد: «وقتى در همايش هاى وزارت تعاون شركت مى كرديم تعاونى هاى ديگر از وضعيت كارى و مالى مى ناليدند و به ما مى گفتند شما كه معلوليت داريد چگونه دوام مى آوريد » شركت تعاونى موفق مى شود عنوان بهترين كارآفرين بهزيستى و تعاونى برتر معلولين را در سال ۷۳ به خود اختصاص دهد بنابه گفته شيرزادى از آنجا كه «بيشترين محوريت كار بر روى بحث توليد و در زمينه هاى مختلف بود، براساس سياست هاى كلانى كه تعاونى براى خود تعريف كرده بود، سياستگذارى ها تغيير مى كرد.» بر اين اساس در سال ۷۵ كه رايانه تازه وارد كشور شده بود، اعضاى هيأت مديره با برگزارى جلساتى تصميم مى گيرند كه وارد اين عرصه شوند. براى اين منظور تعاونى به سرمايه و كارگر نياز پيدا مى كند كه براتى اقدامات صورت گرفته براى تدارك آنها را اينگونه توضيح مى دهد: «در سال ۷۵ كه كامپيوتر تازه به بازار آمده بود، با تصميم هيأت مديره و با كار كارشناسى محل مناسب و امكانات اوليه موردنياز آن تهيه شد. در آن سال بهزيستى براى اشتغال معلولين به هر كدام از آنها ۷۵۰ هزار تومان وام مى داد كه با اين مبلغ براى خودشان اشتغال ايجاد كنند كه البته در بيشتر موارد امكان پذير نبود و آنها بعد از آن كه پول را خرج مى كردند دوباره بيكار مى شدند. ما به بهزيستى پيشنهاد داديم كه مى توانيم براى معلولين اشتغالزايى كنيم و به همين منظور تفاهمنامه اى به امضا رسيد.» شيرزادى در همين رابطه مى افزايد: «به بهزيستى اعلام كرديم كه معلولى را مى خواهيم كه حداقل ديپلم داشته باشد و بتواند حروف انگليسى را بخواند.» شيرزادى روال اولويت بندى معلولين براى اشتغال توسط بهزيستى را ناقص دانسته و مى گويد: «بهزيستى افراد را براساس نيازمندى و محروميت اولويت بندى مى كند و نه براساس توانمندى فرد و اين هم سبب سرافكندگى معلول شده و هم انرژى زيادى از معلول و كارفرما مى گيرد.» اما تعاونى براساس هدفى كه بر پايه آن تأسيس شد نه تنها آنها را طرد نمى كند بلكه براى معلولين معرفى شده دوره آموزشى دو تا سه ماهه مى گذارد و آنها را براى كار در واحد مونتاژ آماده مى سازد. هم اكنون بيش از ۷۰ معلول در اين تعاونى در حال مونتاژ رايانه هستند و بيش از چهار هزار نفر نيز از فروشگاه هاى تعاونى خدمات دريافت مى كنند. تعاونى هم اكنون توانايى مونتاژ ۶۰۰۰ دستگاه رايانه در ماه را دارد و طرف قرارداد شركت هاى معتبرى است در مناقصات همچون ديگر شركت ها با پائين آوردن قيمت با ديگران رقابت مى كند. قدر مسلم شرايط كار براى معلولين به دليل سنگينى كيس رايانه نيازمند تمهيداتى است و اين تمهيدات را براتى اينطور شرح مى دهد: «يك آدم سالم مشكلى ندارد و مى تواند دور ميز بچرخد و كار كند، اما معلول بايد كامپيوتر را بچرخاند. ما براى كارهاى سنگين مثل جابه جايى كيس از افراد سالم براى كمك به معلولين استفاده مى كنيم. براى مونتاژ هر فرد يك كيس در اختيارش قرار مى گيرد. يك فرد سالم مى تواند روزانه تا ۳۰ رايانه را هم مونتاژ كند. اما حداكثر راندمان ما ۱۸ كيس در روز است.» به دليل شرايط روحى خاص معلولين براى ايجاد نشاط در محيط كار تمهيدات خاصى انديشيده شده است. «روحيه بچه ها بسيار حساس است و بسيار عاطفى هستند و نياز به محبت بيشترى دارند. براى اين كه محيط كارگاه كسل كننده نباشد وسايل ورزشى از قبيل دارت تهيه كرده ايم كه ورزش مفرحى است تا در كنار كار تنوعى ايجاد كرده باشيم و بچه ها در ساعات بيكارى از آنها استفاده كنند.» بى شك اين تعاونى مانند هر مؤسسه توليدى ديگر با مشكلاتى هم روبه رو بوده است اما با عرقى كه مؤسسين به كار و هدف خود دارند در مواردى براى آن كه حقوق كارگران حتى يك روز عقب نيفتد از پس انداز خود نيز هزينه كرده اند. علاوه بر اينها بنا نهادن چنين تعاونى با مشكلاتى كه در نوع خود داراست مانند راندمان پائين كارى نيازمند كار و زحمت فراوان است. «هنوز يادم نمى آيد كه كمتر از ۱۲ ساعت كار كرده باشم و خيلى مواقع بوده كه حتى متوجه گذشت زمان نبوده ام.» مشكلاتى كه اين تعاونى با آن روبه رو است را مى توان نمونه ايده آل تعاونى هايى از اين دست قلمداد كرد و اصلى ترين مشكل «اجرا نشدن قانون» جامع حمايت از معلولين مصوب مجلس شوراى اسلامى در سال ۸۳ است. با تمام رنج هايى كه معلولين و اعضاى شركت تعاونى متحمل مى شوند، هنوز هم ايده هاى تازه اى دارند، ايده هايى براى رفاه و اشتغال معلولين. برنامه آتى آنها احداث نخستين مجتمع ويژه معلولين در خاورميانه با ۱۰ هزار متر مربع زيربنا در ۵طبقه است كه ايده و طرح آن از سوى اعضا چيده شده است. آنها در نظر دارند ۱۵ رشته جديد از قبيل چاپخانه، صنايع دستى، درخت سيم، لوازم جانبى رايانه و غيره را در آنجا داير كرده و به آموزش و جذب و اشتغال معلولين بپردازند و برآنند تا با همكارى دانشگاه جامع علمى كاربردى پس از آموزش به هر يك از فارغ التحصيلان مدرك اعطا كنند. با احداث اين مجتمع براى ۱۲۰۰ معلول فرصت شغلى ايجاد خواهد شد.
|