دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۸۷ - ۱۸ رجب ۱۴۲۹
Mon, Jul 21, 2008
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
قاب عكس۱
خانواده
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
دانش
اوقات شرعى
اجتماعى
درباره فيلم كارتونى جديد كمپانى پيكسار
گفت وگو با شاهين فرهت و داريوش پيرنياكان
«جان وو» با حماسه «نبرد صخره سرخ» باز مى گردد
[مترجم: زهره فرجى ]

جديدترين ساخته سينمايى جان وو،كارگردان چينى، به نام «نبرد صخره سرخ»، بازآفرينى يكى از شاهكارهاى نظامى تاريخ چين، نبرد «چى بى» (Chibi) در سال ۲۰۸ ميلادى است كه به عنوان يكى از پرخرج ترين پروژه هاى تماماً آسيايى در محافل سينمايى جهان مطرح شده است. بخش اعظم اين فيلم از رمان «رمانس هاى سه امپراتورى» اقتباس شده است.اين رمان كه در قرن چهاردهم توسط «لئو گوآن ژونگ» به رشته تحرير درآمده، يكى از مهمترين آثار مكتوب در حوزه ادبيات حماسى چين است كه داستانهاى آن در ادبيات شفاهى اين كشور روايت مى شوند و سينه به سينه به نسلهاى آينده منتقل مى شوند.نبرد «صخره سرخ» يكى از مشهورترين داستانهاى اين كتاب است كه بنا بود پس از اين جنگ كشور عظيم چين به سه امپراتورى مستقل تقسيم شود...
اكران قسمت نخست ۱۴۰ دقيقه اى اين فيلم در برخى از كشورهاى آسيايى،در چارچوب روايى و حاوى صحنه هاى نه چندان كافى از نبردهاى مصمم، انگيزه كافى را در بيننده براى انتظار به اوج رسيدن زد و خوردها در قسمت دوم بيدار كرده است. پيش بينى مى شود نسخه غربى اين فيلم به شكل كوتاه تر و فشرده ترى عرضه شود. فيلم «نبرد صخره سرخ»،كه طبق گفته ها يك ميليون نفر در آن شركت داشتند،با صرف چندين سال براى تكميل ساخت و هزينه اى بالغ بر ۸۰ ميليون دلار،پرهزينه ترين فيلم آسيايى است كه تاكنون به زبان چينى ساخته شده.سرمايه گذاران اين فيلم كه تعدادى از تهيه كنندگان مستقل آسيايى هستند، اميدوارند بتوانند قسمت اعظم اين سرمايه هنگفت را در بازارهاى آسيايى مجدداً كسب كنند. اين در حالى است كه داستان اين فيلم مدتهاست در برنامه تحصيلى دانش آموزان و بازى هاى رايانه اى و برنامه هاى نرم افزارى آنان نفوذ كرده است. يك نكته عجيب در رابطه با اين فيلم مشكلات غير منتظره اى بود كه در مراحل ساخت آن تهيه كنندگان و دست اندركاران با آنها مواجه مى شدند، تا جايى كه عده اى لقب «نفرين شده» به اين فيلم دادند! بارانهاى سيل آسا در مراحل ابتدايى فيلمبردارى بيشترين قسمت دكورهاى صحنه را در شمال چين شست و نابود كرد.در مراحل پايانى و در فيلمبردارى يكى از صحنه هاى نبرد دريايى در بيجينگ، با رخ دادن ناگهانى يك خطاى فنى، يكى از بدلكاران جوان جان خود را از دست داد و شش تن بشدت زخمى شدند. هنگام وقوع اين حادثه وو در هونگ كونگ بود و با شنيدن اين خبر به سرعت خود را به محل فيلمبردارى رساند و اعلام كرد كه از آن لحظه تا انتهاى ساخت فيلم مسئوليت تمام كارها را شخصاً به عهده خواهد گرفت.علاوه بر آن شرايط نامساعد جوى، تأخيرهاى نابهنگام و بحث و مناقشه ميان بازيگران نقش هاى اصلى از عمده ترين مشكلات فيلمبردارى بودند كه روند كار اين پروژه عظيم را با كندى مواجه مى كردند. از اين فيلم جان وو به عنوان«بازگشت به خانه» وى پس از سال ها فيلم سازى در هاليوود، تاكنون استقبال مطلوبى به عمل آمده. او مى گويد: «ساخت اين فيلم براى من از جهات مختلف حائز اهميت بود.بعد از مدتها اقامت در امريكا»، «نبرد صخره سرخ» نخستين فيلم ملى من بود و بايد بهترين از آب در مى آمد! اما اقرار مى كنم در ميان تمام فيلم هايى كه تاكنون ساخته ام، اين مشكل ترين، طاقت فرساترين و بلندترين كار سينمايى من بود. داستان در تابستان ۲۰۸ ميلادى در دربار امپراتورى «هان» با به تصوير كشيدن جاه طلبى «كائو كائو »
( زانگ فنگ يى ) نخست وزير دربار امپراتور سوم آغاز مى شود.او با نهيب زدن به امپراتور «هان» وى را وادار مى كند تا با تشكيل سپاهى مستحكم، به دشمنان و رقيبان اصلى آنها،«ليو وى» و «سان گوان» در پايگاه هاى نظامى جنوبى آنان حمله ور شود. امپراتور در ابتدا بناى مخالفت مى گذارد، اما كم كم با تحريك كائو كائو و با تأكيد وى بر صداقت و فداكارى هايش در متحد كردن چين شمالى و نجات امپراتور از زندان دشمن وى را قانع مى كند. اين فيلم تاكنون در مدت كوتاهى از شروع اكرانش با استقبال خوبى روبه رو شده و ركورددار بازارهاى سينماى آسيا بوده است. به نظر مى رسد رويكردهاى مثبت منتقدان سينمايى سراسر جهان نسبت به اين فيلم آن را در مدت كوتاهى در زمره پرفروش ترين فيلم ها قرار خواهد داد.
درباره فيلم كارتونى جديد كمپانى پيكسار
روبــوت هـاى نوستالژيك
378897.jpg
] وصال روحانى ‎/ منبع: Film Comment ]

پشت آهن ها و فولادهاى فيلم جديد سينمايى «Wall-E» ، گرم ترين شور و احساس ها نهفته است و از درون اين فيلم كارتونى، احساس و ديدگاهى بر مى خيزد كه بيشتر ويژه انسان ها است و نه روبوت هايى كه اين فيلم براساس سلوك و كارهاى آنان ساخته شده است. موضوع فيلم «Wall-E» هرچه باشد، اين اثر جديد و پرفروش سينمايى هم حاكى از استادى كمپانى سازنده آن پيكسار در تدوين كارتون هاى جذاب با مدرن ترين مضامين است و اين فيلم پرونده پيكسار را دراين خصوص روشن تر ساخته است و امروزه كارنامه اين استوديو را بايد سرشار از كارهاى خوب و ركوردهاى جالب چه در زمينه پرورش موضوعات قابل توجه و چه در زمينه اجراى روش هاى موردنظر دانست. به واقع pixar توانسته است هم موضوعات و سوژه هاى بكرى را بيابد و هم با تازه ترين تكنيك هاى كارتونى، آنان را رو و ترسيم كند.
پس از آثار موفق كارتونى اخير درباره يك خانواده قهرمان، ماشين هاى ناطق و يك موش آشپز و ماجراساز، «Wall-E» را مى توان شجاعانه ترين ريسك و دشوارترين كار پيكسار دانست و اين به سبب تعدد بداعت ها و نوآورى هاى موجود دراين فيلم است. «Wall-E» از ديدگاه هايى، فيلمى است با ابزار و ادوات و حال و هواى كارهاى صامت كه دو كاراكتر اصلى آن، كه دو روبوت نه چندان هماهنگ و «يك شكل » هستند، فقط از طريق سرو صداهاى كوچك و ناقص كامپيوترها كه همان آواها و صداهاى ماشين وار است، با يكديگر ارتباط برقرار مى كنند و كل كلمات و حرف هاى رد و بدل شده بين آنها از دو سه مورد فراتر نمى رود. با اين حال اندرو استانتون كارگردان اين فيلم كه سابقه ساخت «پيدا كردن نمو» پرفروش ترين فيلم كارتونى سال هاى معاصر را در پيشينه خود دارد، راه هايى را براى اين كه اين دو موجود آهنى بتوانند نظرات خود را رد و بدل كنند و به تبادل آرا بپردازند، يافته و مشكلى را كه گفتيم، از طريق فوق حل كرده است.
استانتون در اين راه ، مورد يارى تيمى از هنرمندان و نقاشان و فناوران كامپيوترى هم قرار گرفته و مجموعه و حاصل كار آنان ، يك اثر چشم نواز سينمايى و يك اثر بصرى فوق العاده است . فلزها و تركيب هاى سازنده كاراكترهاى «Wall-E» و بهتر بگوييم روبوت هاى اين فيلم به گونه اى هستند كه انگار بيننده مى تواند آن را در مقابل خود حس كند و واقعى بينگارد. چشم هاى اين روبوت ها نيز برخلاف آن چه از اين موجودات آهنى هوشمند انتظار مى رود، توأم با نوعى تزلزل و بيم است و نوعى درخواست و كمك طلبى دائمى در آنها رؤيت مى شود و اين چنين است كه بينندگان نوعى ارتباط و پيوستگى را با او حس مى كنند. كاراكترهاى فيلم از اين طريق شيرين به نظر مى رسند، بدون اين كه بيش از حد روى اين وجه از قضيه كار شده باشد و افراط دراين امر شكل گيرد. و مثل اكثر كارهاى موفق انيميشن ، «Wall-E» براى هر دو قشر كودكان و بزرگسالان جذاب است و مى تواند بينندگان را تا پايان به دنبال خود بكشاند. بن برت كه روش موسوم به R2-D2s را براى افكت ها و جلوه هاى صوتى آفريده و به همين خاطر در چندنوبت برنده اسكار شده ، در «Wall-E» نيز از اين روش به بهترين شكل سود جسته است و يكى از دلايل بارز و عمده بودن اصوات اين فيلم همين مسئله است . موضوع فيلم، سرراست و در عين حال غيرقابل لمس است. فيلمسازان ، تماشاگران را به ۷۰۰ سال بعد از تاريخى كه كره زمين از اتباع و مردمان و سرنشينان خود خالى شده است، منتقل مى كنند و فضا به گونه اى است كه انگار فاجعه اى روى داده و زندگى در كره خاكى متوقف مانده و سال ها پيش همگان مرده اند، اما كاراكتر اصلى كه روبوتى با همان نام (Wall-E) است، هنوز هم مشغول كارى است كه براى آن برنامه ريزى و تنظيم شده است و آن جمع آورى تمامى آشغال هايى است كه دور و بر خود مى بيند و مجتمع كردن آن به توده ها و حجم هاى فشرده و بسته بندى كردن اين آشغال ها است.
با اين حال اين روبوت قلبى پرمهر دارد و رفتارش شبيه به انسان ها است و نوعى نوستالژى در حركات او و نگاهش به زندگى ديده مى شود و اين نيز متفاوت با خصوصيات ماشين ها و مخلوقات فولادى است. در اين راستا او ابتدا به دنبال اشيايى همچون دكمه ها و يادبودها در ميان آشغال ها مى گردد و حتى وسايل الكترونيكى لطمه ديده و ظاهراً مستعمل را نيز براى خود برمى دارد. سناريوى اين فيلم كه نوشته استانتون و جيم ريدون است و براساس قصه اى از استانتون و پيت داكتر تنظيم شده، انواع نمادها و طرز تفكرهاى متفاوت را دربردارد و به موارد فرهنگى متعددى اشاره مى كند كه نمونه هايى از آن را در سطور قبلى و در برخورد نوستالژيك روبوت اصلى قصه با مسائل دور و بر وى آورديم. مى توان شباهت هايى را بين «Wall-E» و تعدادى از فيلم هاى فضايى و خيالى مشهور يافت و از آن جمله است تشابه نسبى قيافه اين روبوت با كاراكتر «اى.تى» در فيلم مشهور استيون اسپيلبرگ ، برت در اين فيلم اسكار برترين اديت صدا را تصاحب كرد.
هرچه هست، اين روبوت تركيب جالب و عجيبى نشان مى دهد و گاهى طورى حركت مى كند كه انگار يك پيرمرد كوچك جثه است. در عين حال بى گناهى و حيرت و ميل به كشف امور مختلف كه در وجود بچه ها هست، در او رؤيت مى شود. فقط بعد از گسيل يك روبوت ديگر به نام ايو (با صداى اليسا نايت) به كره زمين است كه او درمى يابد چقدر تنها بوده است. او درمى يابد كه ايو صاحب تمام محسناتى است كه وى از آن بى بهره است و نه فقط سريع و تيزهوش و مدرن است بلكه نشانى از كهنگى هاى Wall-E در او ديده نمى شود. روبوت قديمى درمى يابد اين موجود آهنى مى تواند او را در مسير زندگى به پيش راند و نقايص وى را برطرف سازد.
اما در نقطه اى دور از زمين و در بخشى ديگر از كهكشان، انسان هاى باقيمانده و آنها كه زمين را ترك كرده بودند، در يك سفينه در حال سفر و طى مسير هستند ولى آنها موجوداتى پليد به نظر مى رسند و ظاهراً در ويران شدن زمين نقش داشته اند و هر كار نادرستى از آنها برمى آيد. آيا آنها به كره زمين بازمى گردند در پايان اين فيلم ۹۷ دقيقه اى بيننده حس مى كند بهترين احساسات انسانى و ميل به بشر و سالم بودن را در لابه لاى حركات روبوت ها يافته و اين توفيقى كوچك براى جديدترين كارتون پيكسار نيست كه زيرمجموعه كمپانى كهن تر و صاحب پيشينه والت ديسنى به حساب مى آيد اما حالا يك غول و سد و عامل دائمى سنجش و قياس با آن محسوب مى شود. سنجشى كه بعيد است ديسنى در آن بازنده نباشد.
گفت وگو با شاهين فرهت و داريوش پيرنياكان
گوش مردم بايد به موسيقى فاخر عادت كند
378924.jpg
] گيتا حسينى]

حرف زدن و بحث كردن درباره موسيقى امروز ما موضوعى است كه همواره مى توان به آن پرداخت. اين موضوع البته نياز به بررسى و كند و كاو زيادى دارد، اما گفت وگو با كارشناسان و صاحبنظران هر وقت مى تواند جالب باشد.با دكتر شاهين فرهت آهنگساز و داريوش پيرنياكان محقق و آهنگساز درباره موسيقى سنتى ايرانى، اهميت ترويج موسيقى فاخر، تغيير عادات موسيقايى مردم به سوى كارهاى ارزشمند و... به گفت وگو نشسته ايم.اين گفت وگو را مى خوانيد.

* آقاى فرهت، شما وضعيت موسيقى سنتى (اصيل)ايرانى را چگونه مى بينيد
فرهت: با توجه به فرهنگ و پيشينه موسيقايى بسيار قوى كه داريم مى بايد به موسيقى صحيح ايرانى و فعاليت آهنگسازى توجه بيشترى شود. من در حال حاضر فعاليت را بسيار كم مى بينم. تأسيس آكادمى ها و آموزشگاه هاى بسيار بزرگ موسيقى و ايجاد امكان اجراهاى بيشتر براى آهنگسازان ايرانى ازجمله مواردى است كه اتفاق نمى افتد يا خيلى كم به آن توجه مى شود.
* چرا با وجود مشخص بودن خلأها و كاستى ها، موسيقى هنوز با مشكلات زيادى دست و پنجه نرم مى كند
فرهت: شايد نتوان اين موضوع را به راحتى ريشه يابى كرد اما واضح است كه ما نهادهايى براى حمايت از موسيقى داريم كه مى توانند به اشاعه و ترويج موسيقى سالم كمك كنند از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى و صدا و سيما. منتها برنامه اين سازمان ها مى بايد با هماهنگى و دقت نظر خاصى تنظيم شود، چرا كه جامعه بخصوص نسل جوان نيازمند شناختن موسيقى اصيل است.
پيرنياكان: هيچ كس از موسيقى بدش نمى آيد. ممكن است براى بد يا خوب آن براساس ديدگاه هاى خاص خود تفكيكى قائل شود ولى در ما انسان ها علاقه به موسيقى ذاتى است. همان طور كه جسم به غذا احتياج دارد روح هم نيازمند موسيقى است و البته همان طور كه مى دانيم روح و جسم در تعامل با هم هستند و نمى توان تأثير اين دو را بر يكديگر منكر شد.
* آيا تعامل مسئولان و اهالى موسيقى در جهت تغيير يا تعديل يك سرى باورهاى رايج قابل پيش بينى است
فرهت: اگر چنين اتفاقى بيفتد بسيار عالى است و من با كمال ميل خواهم پذيرفت.
پيرنياكان: من حدود سه تا چهارسال پيش به جلسه اى دعوت شدم يكى از نتايج جلسه اين بود كه آن نوع موسيقى كه افراد آكادميك و دانشگاهى و به طور كلى با آگاهى و شناخت به آن مى پردازند و موسيقى فاخر محسوب مى شود بهترين نوع موسيقى است اما متأسفانه شاهد آثار اجراى اين نتايج در جامعه نبوديم.
فرهت: نكته ديگر اينكه افرادى مانند استاد پيرنياكان حتى قبل از انقلاب با موسيقى مبتذل مخالف بودند و اصلاً يك سرى موسيقى ها هست كه ما خيلى با آن مخالفيم.
پيرنياكان: بله. دقيقاً همين طور است و من هميشه اين را تأكيد مى كنم كه بسيارى از انواع موسيقى كه حالا براى برخى ها عادى شده را ما به هيچ وجه به رسميت نمى شناسيم.
* آيا اعتقادى به استفاده ابزارى از موسيقى داريد
فرهت: اگر استفاده ابزارى درست باشد ايراد ندارد. مثلاً اگر ما موسيقى صحيح را ترويج دهيم به نظر من گرايش به بزهكارى وانواع انحرافات اجتماعى بسيار كم مى شود. چون موسيقى در زندگى ما تنيده و جارى است. حتى راه رفتن ما آدم ها و صداى قدم هاى ما ريتم دارد و اين يك موضوع ذاتى است. اصلاً جهان هستى توأم با ريتم و ملودى است و ما با ملودى و آهنگين به دنيا مى آييم. حتى گريه كودك به هنگام تولد يك عكس العمل ديناميك موزيكال است.
* آيا علاقه برخى از جوانان به موسيقى غيرمجاز ريشه هاى روانى دارد
پيرنياكان: مى تواند كنجكاوى هم باشد، البته نكته بسيار مهم ديگر تربيت سلايق افراد جامعه است. متأسفانه عوامل مختلفى باعث پائين آمدن سلايق شده و ما به اصطلاح خيلى سطحى شده ايم و اين را حتى در نوع لباس پوشيدن ها هم مى توانيم ببينيم كه حتى در مقايسه با چندسال پيش چقدر اين تفاوت محسوس است.
* شما درباره موسيقى پاپ چه نظرى داريد
فرهت: موسيقى پاپ در كشور ما با ويژگى هايى كه در حال حاضر عرضه مى شود هيچ شباهتى به تعريفى كه تا به حال در دنيا از آن ارائه شده ندارد بلكه برگرفته از يك سرى ريتم هاى مهيج اما منفى و محرك است كه بر پايه آن ها يك سرى كلمات ناموزون و تند و خشن، تنها به تقليد كوركورانه از موسيقى پاپ غربى كه مبدع آن «بيل هيلى» (گروه بيتل ها) بوده، ساخته مى شود. البته درست است كه همه اقشار جامعه كشش گوش دادن به موسيقى سنگين و فاخر را ندارند و البته اين به جامعه ما برمى گردد و شايد در بسيارى جوامع ديگر چنين نباشد اما اين نبايد منجر به اين شود كه يك موسيقى خيلى سبك مدام در خودروها و برخى اماكن عمومى تكرار و شنيده شود. يادمان باشد كه در صورت ادامه چنين روندى، موسيقى اصيل كم كم فراموش مى شود و شايد ما روزى به خودمان بياييم كه خيلى دير باشد. اگرچه موسيقى فاخر مخاطبان خود هر چند كم تعداد را همواره در طول تاريخ حفظ كرده است.
تعريف شما از پاپ ايرانى چيست
فرهت: من به ياد دارم كه در گذشته مردم در خلوت خود، حتى در كوچه و بازار آواز مى خواندند و اصطلاح آواز كوچه باغى هم از همان موقع شكل گرفت. مردم به قدرى با موسيقى مأنوس بودند كه براى آرامش دادن به خود، خودشان آواز مى خواندند.
پيرنياكان: موسيقى مردمى (پاپ) كه گفته مى شود همين است كه استاد فرهت گفتند و به نظر من بهترين نوع موسيقى هم هست. موسيقى براى انسان عين غذا خوردن و همراه با او جزو تفكيك ناپذير زندگى اوست. متأسفانه آنچه كه تاكنون به عنوان موسيقى پاپ در كشور ما عرضه مى شود هيچ هويت وتعريفى ندارد. ما متخصصين وقتى به چنين موسيقى گوش مى دهيم، نمى فهميم از كجا ريشه گرفته، آيا ريشه آن موسيقى ايرانى است آيا موسيقى كلاسيك است موسيقى جاز است و مى بينيم كه هيچ كدام اينها نيست.
فرهت: جالب اينجاست كه در زمان موتزارت برخى انواع موسيقى كه ما حالا به اسم كلاسيك مى شناسيم در آن دوران موسيقى سبك وپاپ (مردمى) بوده. كم كم به مرور زمان همان طور كه در پزشكى رشته هاى تخصصى به وجود آمد موسيقى هم به انواعى مانند كلاسيك، جاز، پاپ و غيره تقسيم شد اما به ابتذال كشيده نشد و متأسفانه اين وضعيت فقط در برخى كشورهاى شرقى ديده مى شود. در غرب پاپ يك نوع موسيقى استخوان دار است با تعريف خاص خود كه مخاطبان خاص خود را دارد و موسيقى كلاسيك، آكادميك، محلى و ساير انواع آن هم نزد مردم جايگاه خود را حفظ كرده و پژوهش و مطالعه هم راجع به موسيقى كلاسيك به اندازه كافى صورت مى گيرد. جاى تأسف است كه از برخى مى شنويم موسيقى سنتى مطرود شده است. من با چنين صحبت هايى كاملاً مخالفم و معتقدم مردم ما و حتى نسل جوان به موسيقى سنتى و اصيل بسيار علاقه مندند و اگر امروزه اقبال كمترى به آن نشان مى دهند به خاطر اين است كه با چنين موسيقى به خوبى آشنا نيستند و اين به ضعف عملكرد رسانه هاى ديدارى و شنيدارى ما برمى گردد كه اين نوع موسيقى را به خوبى عرضه نمى كنند. من بارها شخصاً ديده ام كه ترانه هاى قديمى توجه جوانان را ولو براى لحظاتى كوتاه به خوبى به خود جلب كرده. اگرچه به نظر من هنر اصيل هيچ وقت كاملاً نابود نمى شود اما حتى كمرنگ شدن حضور آن در جامعه و در ميان مردم منجر به كمرنگ شدن لطافت هاى اخلاقى زندگى انسان ها مى شود، چرا كه موسيقى سالم غذاى روح لطيف آدمى است.
چه راه حلى براى رهايى از وضعيت موجود پيشنهاد مى كنيد
پيرنياكان: مشكلاتى كه راجع به آن صحبت شد تا حد زيادى به اين دليل است كه ما از بسيارى جهات از جمله فرهنگى هنوز خود را در معادلات جهانى نمى بينيم. بديهى است كه بايد براى ترويج فرهنگ هاى عميق و فاخر در جامعه دولت يارانه پرداخت كند. در اكثر نقاط جهان چنين روندى وجود دارد و به عنوان مثال اركستر سمفونيك برلين همواره از كمكهاى دولتى برخوردار است. ديدگاه مسئولان و تصميم گيران هم اين است كه چنين موسيقى مورد علاقه قشر فرهيخته جامعه است پس بايد به آن بها دهيم و يارانه پرداخت كنيم.
موسيقى اصيل هم حمايت هايى نياز دارد و سياست ها و برنامه ريزى ها بايد به گونه اى انجام شود كه كم كم گوش مردم به شنيدن موسيقى فاخر و ارزشمند عادت كند و مخاطبان خود را بيابد و جوانان متوجه ارزش آن شوند.
فرهت: موسيقى به طور كلى هنر گرانى محسوب مى شود و اشاعه آن نياز به سرمايه گذارى دارد و از طرف ديگر با سفارش دادن آهنگسازى به موسيقيدانان و آهنگسازان جوان از طرف دولت مى توان انگيزه بيشترى در آنها ايجادكرد. از همين دانشكده هنر هاى زيبا دانشگاه تهران هر ساله تعداد زيادى فارغ التحصيل داريم كه فراهم آمدن شرايط كارى مناسب جهت اشتغال آنها مى تواند نقش مهمى در تشويق آنها براى خلق آثار جديد و حفظ پويايى فضاى موسيقايى كشور ايفا كند. كاركرد ما در دانشگاه آموزش و تربيت موسيقيدان است و طبيعتاً نمى توانيم شغل پيشنهاد كنيم و يا در جنبه اجرايى يك سرى سياست ها دخالت داشته باشيم.
روى دكه مطبوعات هنرى
378831.jpg
ماهور

شماره ۳۹ فصلنامه موسيقى ماهور منتشر شد.در اين شماره كه ويژه بهار منتشر شده مطالبى همچون نگاه انسان شناسانه به مطالعات تعزيه، موسيقى كنونى ايران: شكاف بود و نمود، فرم و موسيقى ايرانى، موسيقى تجربه و انسان شناسى احساسات، تا فصلى ديگر و... به چاپ رسيده است.

عكس

شماره ۲۵۵ ماهنامه تخصصى «عكس» ويژه تيرماه روى دكه مطبوعات آمد.در شماره جديد اين مجله مطالبى همچون مرورى بر زندگى و آثار لرى فينك، گزارشى از نمايشگاه ساسان افشارزاده، جين بون ناشناخته و گفت وگو با جين بون، مسابقه ها و جشنواره هاى داخلى و خارجى و... را مى خوانيم.

سينما و ادبيات

فصلنامه «سينما و ادبيات» ويژه تابستان به چاپ رسيد.در شماره هفدهم اين فصلنامه مطالب ويژه اى تحت عنوان «كن لوچ» آمده است. از ديگر مطالب اين شماره مى توان به عناوينى همچون اقتباس در سينماى ايران و جهان، والتر بنيامين و فرم هاى ضرورى، درك معناى ماده و برداشت دلوز از زبان سينما و... آمده است.

راديو

شماره سى ونهم ماهنامه تخصصى صدا «راديو» به دستمان رسيد.
در شماره آخر اين نشريه مطالبى از جمله نقش راديو در توسعه فرهنگى و اجتماعى، مقدمه اى بر كاربرد نمايش راديويى به منظور توسعه اجتماعى، موسيقى در انديشه تئودور آدورنو، فقدان تنوع موسيقايى راديو، تئاتر نامرئى در نمايش هاى راديو و... به چاپ رسيده است.

فيلم اينترنشنال

شماره ۵۵ فصلنامه فيلم اينترنشنال (بهار ۲۰۰۸) منتشر شد. در اين شماره هم مثل هميشه مطالب متنوعى درباره سينماى ايران و جهان چاپ شده است. علاوه بر خبرهاى مربوط به سينماى ايران و چهره هاى سينمايى، چند مطلب تحليلى درباره جنبه هاى مختلف سينماى ايران از جمله وضعيت سالن هاى سينما در ايران، مرورى بر ۸۰ سال ادبيات سينمايى ايران و گزارش اقتصادى سينماى ايران در سال ۲۰۰۷ و گفت وگوى مسعود مهرابى با رضا ميركريمى به بهانه نمايش آخرين فيلمش، به همين سادگى، در اين شماره گنجانده شده است. همين طور گفت وگوى اختصاصى و جذاب زاون قوكاسيان با جين فاندا، بازيگر كهنه كار و معترض سينماى امريكا و... به چاپ رسيده است.

مشق آفتاب

دو هفته نامه تحليلى ـ خبرى «مشق آفتاب» ويژه پانزدهم تيرماه منتشر شد.در شماره هفتم اين نشريه مطالبى همچون؛ وقتى بازيگران ايرانى خواننده مى شوند، يادداشت هاى يك طرفدار آرژانتينى، يادداشت هاى رضا كيانيان از طرفداران سينما، چند چهره خبرساز، كاركرد فرهنگى و اجتماعى كافه نشينى، گزارشى از ضبط تله تئاتر خرده جنايت هاى زن و شوهرى و... را مى خوانيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |