|
تحليلى بر يك عمليات استشهادى
بمبى در كابين
|
|
|
] سيدحكمت قاضى ميرسعيد / بخش نخست ]
در بيست و ششمين سالگرد شهادت سرتيپ خلبان شهيد عباس دوران، نقد كوتاهى مى خوانيد بر عمليات استشهادى او در آسمان بغداد، كه در روزهاى پرتنش جنگ، به دنبال راهبرد سياسى ـ نظامى ايران در سال ،۱۳۶۱ نقش مؤثرى در به خدمت گرفتن قدرت نيروى هوايى ارتش، با هدف زدودن امنيت آسمان عراق و جلوگيرى از برگزارى اجلاس سران غيرمتعهدها در اين كشور داشت.
پس از تغيير و تحولات جنگ در سال هاى ۱۳۶۰ و ۶۱ و انجام عمليات متوالى و پيروزمندانه رزمندگان ارتش، سپاه، بسيج و ساير نيروهاى مردمى عليه نيروهاى متجاوز بعثى و تصميم قاطع امام راحل مان در پاكسازى كشور از لوث وجود نيروهاى مهاجم ، كارشناسان نظامى ايران را بر آن داشت تا با اتخاذ راهبرد نظامى تهاجمى ، خروج از حالت تدافعى نبردها را طراحى كنند و همين اساس عمليات ثامن الائمه در آذرماه ۱۳۶۰ و بيت المقدس در ارديبهشت و سرانجام فتح خرمشهر در خردادماه ۱۳۶۱ شد . رزمندگان ارتش اسلام چنان عرصه را بر نظاميان بعثى تنگ ساختند كه هرگونه قدرت تصميم گيرى و اقدام مؤثر در جبهه نبرد از آنان سلب شد و در اين عمليات ها آمار كشته شدگان، اسيران جنگى و ادوات و تجهيزات به غنيمت گرفته و انهدامى به حدى سنگين، بهت آور و باور نكردنى بود كه ارتش متجاوز بعث عراق به وضوح در سيماى ارتشى مغلوب و شكست خورده در انظار جهانيان ظاهر شد. شكست راهبرد نظامى عراق و ناكامى در تحقق اهداف اعلام شده آن، موجب تزلزل و بحران سياسى در رژيم بعثى عراق شد و مشروعيت و كارآمدى آن مورد ترديد جدى قرار گرفت. عراق و حاميانش اعم از كشورهاى غربى، برخى از كشورهاى نزديك و متمايل به سياست هاى بلوك شرق و رهبران مرتجع عرب به منظور كاستن آثار تبليغى پيروزى هاى ارتش جمهورى اسلامى ايران، رها ساختن عراق از تنگناى سياسى و نظامى داخلى و بين المللى، گشودن جبهه اى جديد در عرصه هاى سياسى و ديپلماسى عليه ايران و نيز به انزوا كشاندن ايران و ايجاد زمينه اى مناسب براى توجيه و ارائه كمك ها و مساعدت هاى اقتصادى و نظامى بيشتر به رژيم عراق، تصميم به برگزارى اجلاس كشورهاى عضو جنبش عدم تعهد در بغداد گرفتند. ايران با درك سريع خطر و حساسيت موضوع دست به فعاليت هاى سياسى و ديپلماتيك وسيعى در سطح منطقه زد و حتى بيانيه اى سياسى مبنى بر عدم امنيت شهر بغداد، ناتوانى و عدم صلاحيت دولت متجاوز بعثى عراق را در ميزبانى و برگزارى اجلاس سران كشورهاى عضو جنبش صادر كرد. به دنبال اين اقدام رژيم بعثى عراق در تبليغات پرحجم و دامنه دار خود كه از سوى اغلب مراكز خبرى و رسانه اى جهان منعكس گرديد بر امنيت كامل فضا و آسمان شهر بغداد و محافظت دائمى آن توسط شبكه دفاعى مستحكم خود كه متشكل از انواع هواپيماهاى رهگير، موشك هاى زمين به هوا با ارتفاع كوتاه، متوسط و بلند، توپخانه، ضدهوايى و هواپيماهاى جنگنده گشت و... بود، اصرار ورزيد. به رغم تلاش هاى ديپلماتيك ايران اكثر كشورهاى عضو جنبش در اظهارات و بيانيه هاى سياسى خود ضمن اعلام موافقت با تشكيل كنفرانس در بغداد آمادگى سران و مقامات بلندپايه خود را براى شركت و حضور در اجلاس اعلام كردند. عراق در ارزيابى آثار و پيامدهاى تشكيل كنفرانس و اجلاس سران كشورهاى عضو جنبش غيرمتعهدها در شهر بغداد در آن مقطع زمانى خاص كه قطعيت آن تقريباً محرز شده بود خود را پيروز ميدان تصور مى كرد . با ملاحظه شرايط و اوضاع سياسى دو كشور و جريان هاى حاكم بين المللى ، تشكيل اجلاس موجب تغيير معادلات و موازنه هاى سياسى عليه ايران مى شد و تبعات سوء آن كشور را در عرصه سياسى، اقتصادى و بويژه نظامى دستخوش تحولات ناخواسته مى ساخت و چه بسا در جبهه هاى نبرد نظامى اوضاع به نفع حاكمان بعثى عراق تغيير مى كرد. رياست اجلاس سران جنبش غيرمتعهدها در بغداد توسط صدام، در يك دوره سه ساله عراق را به عنوان كشورى متعهد و پايبند و وفادار به غيرمتعهدها و سياست هاى جنبش معرفى و متقابلاً ايران را بى اعتنا به اصول ايده ها و آرمان هاى جنبش و همچنين معارض با ارزش ها و مقررات بين المللى معرفى مى كرد. مواضع اصولى و بحق ايران مبنى بر خروج متجاوز از خاك كشورمان، به منظور برقرارى آتش بس و برقرارى صلح، مورد تحريف قرار مى گرفت و در عوض صدام با مظلوم نمايى از خطر شكست و سقوطى كه رزمندگان غيور ارتش ، سپاه و بسيج در عرصه نبرد برايش رقم زده بودند رهايى مى يافت. از سوى ديگر زمينه و بستر براى اجماع بين المللى عليه ايران در عرصه هاى سياسى و ديپلماتيك شكل مى گرفت. اين دول با بهره گيرى از شبكه هاى رسانه اى و خبرى گسترده، افكار عمومى جهان و ملت هاى مدافع و حامى ايران را بمباران تبليغاتى كرده و با صراحت، ايران را آغازگر جنگ و متمايل به ادامه آن معرفى مى كردند و در عوض عراق را به عنوان كشورى مظلوم كه خواستار پايان دادن به جنگ و آتش بس معرفى مى كردند ، چه بسا در اين اجلاس از ايران خواسته مى شد كه به جنگ خاتمه داده و صلح موردنظر و تحميلى را بپذيرد. در صورت تحقق اين امر صدام در اين كنفرانس، تا پايان دوره رياست از ابزار جنبش غيرمتعهدها حداكثر بهره بردارى سياسى را مى كرد و به اين ترتيب با كمك كشورهاى همسو و حامى خود، تلاش گسترده اى را براى انزواى سياسى ايران به مرحله اجرا درمى آورد.
تلفن صفحه پايدارى ۸۴۷۱۲۴۸
|