دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۸۷ - ۱۸ رجب ۱۴۲۹
Mon, Jul 21, 2008
فرهنگ و پايدارى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
قاب عكس۱
خانواده
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
دانش
اوقات شرعى
اجتماعى
تحليلى بر يك عمليات استشهادى
] عليرضا سميعى [
تحليلى بر يك عمليات استشهادى
بمبى در كابين
378900.jpg
] سيدحكمت قاضى ميرسعيد ‎/ بخش نخست ]

در بيست و ششمين سالگرد شهادت سرتيپ خلبان شهيد عباس دوران، نقد كوتاهى مى خوانيد بر عمليات استشهادى او در آسمان بغداد، كه در روزهاى پرتنش جنگ، به دنبال راهبرد سياسى ـ نظامى ايران در سال ،۱۳۶۱ نقش مؤثرى در به خدمت گرفتن قدرت نيروى هوايى ارتش، با هدف زدودن امنيت آسمان عراق و جلوگيرى از برگزارى اجلاس سران غيرمتعهدها در اين كشور داشت.

پس از تغيير و تحولات جنگ در سال هاى ۱۳۶۰ و ۶۱ و انجام عمليات متوالى و پيروزمندانه رزمندگان ارتش، سپاه، بسيج و ساير نيروهاى مردمى عليه نيروهاى متجاوز بعثى و تصميم قاطع امام راحل مان در پاكسازى كشور از لوث وجود نيروهاى مهاجم ، كارشناسان نظامى ايران را بر آن داشت تا با اتخاذ راهبرد نظامى تهاجمى ، خروج از حالت تدافعى نبردها را طراحى كنند و همين اساس عمليات ثامن الائمه در آذرماه ۱۳۶۰ و بيت المقدس در ارديبهشت و سرانجام فتح خرمشهر در خردادماه ۱۳۶۱ شد .
رزمندگان ارتش اسلام چنان عرصه را بر نظاميان بعثى تنگ ساختند كه هرگونه قدرت تصميم گيرى و اقدام مؤثر در جبهه نبرد از آنان سلب شد و در اين عمليات ها آمار كشته شدگان، اسيران جنگى و ادوات و تجهيزات به غنيمت گرفته و انهدامى به حدى سنگين، بهت آور و باور نكردنى بود كه ارتش متجاوز بعث عراق به وضوح در سيماى ارتشى مغلوب و شكست خورده در انظار جهانيان ظاهر شد.
شكست راهبرد نظامى عراق و ناكامى در تحقق اهداف اعلام شده آن، موجب تزلزل و بحران سياسى در رژيم بعثى عراق شد و مشروعيت و كارآمدى آن مورد ترديد جدى قرار گرفت. عراق و حاميانش اعم از كشورهاى غربى، برخى از كشورهاى نزديك و متمايل به سياست هاى بلوك شرق و رهبران مرتجع عرب به منظور كاستن آثار تبليغى پيروزى هاى ارتش جمهورى اسلامى ايران، رها ساختن عراق از تنگناى سياسى و نظامى داخلى و بين المللى، گشودن جبهه اى جديد در عرصه هاى سياسى و ديپلماسى عليه ايران و نيز به انزوا كشاندن ايران و ايجاد زمينه اى مناسب براى توجيه و ارائه كمك ها و مساعدت هاى اقتصادى و نظامى بيشتر به رژيم عراق، تصميم به برگزارى اجلاس كشورهاى عضو جنبش عدم تعهد در بغداد گرفتند.
ايران با درك سريع خطر و حساسيت موضوع دست به فعاليت هاى سياسى و ديپلماتيك وسيعى در سطح منطقه زد و حتى بيانيه اى سياسى مبنى بر عدم امنيت شهر بغداد، ناتوانى و عدم صلاحيت دولت متجاوز بعثى عراق را در ميزبانى و برگزارى اجلاس سران كشورهاى عضو جنبش صادر كرد. به دنبال اين اقدام رژيم بعثى عراق در تبليغات پرحجم و دامنه دار خود كه از سوى اغلب مراكز خبرى و رسانه اى جهان منعكس گرديد بر امنيت كامل فضا و آسمان شهر بغداد و محافظت دائمى آن توسط شبكه دفاعى مستحكم خود كه متشكل از انواع هواپيماهاى رهگير، موشك هاى زمين به هوا با ارتفاع كوتاه، متوسط و بلند، توپخانه، ضدهوايى و هواپيماهاى جنگنده گشت و... بود، اصرار ورزيد.
به رغم تلاش هاى ديپلماتيك ايران اكثر كشورهاى عضو جنبش در اظهارات و بيانيه هاى سياسى خود ضمن اعلام موافقت با تشكيل كنفرانس در بغداد آمادگى سران و مقامات بلندپايه خود را براى شركت و حضور در اجلاس اعلام كردند.
عراق در ارزيابى آثار و پيامدهاى تشكيل كنفرانس و اجلاس سران كشورهاى عضو جنبش غيرمتعهدها در شهر بغداد در آن مقطع زمانى خاص كه قطعيت آن تقريباً محرز شده بود خود را پيروز ميدان تصور مى كرد .
با ملاحظه شرايط و اوضاع سياسى دو كشور و جريان هاى حاكم بين المللى ، تشكيل اجلاس موجب تغيير معادلات و موازنه هاى سياسى عليه ايران مى شد و تبعات سوء آن كشور را در عرصه سياسى، اقتصادى و بويژه نظامى دستخوش تحولات ناخواسته مى ساخت و چه بسا در جبهه هاى نبرد نظامى اوضاع به نفع حاكمان بعثى عراق تغيير مى كرد.
رياست اجلاس سران جنبش غيرمتعهدها در بغداد توسط صدام، در يك دوره سه ساله عراق را به عنوان كشورى متعهد و پايبند و وفادار به غيرمتعهدها و سياست هاى جنبش معرفى و متقابلاً ايران را بى اعتنا به اصول ايده ها و آرمان هاى جنبش و همچنين معارض با ارزش ها و مقررات بين المللى معرفى مى كرد.
مواضع اصولى و بحق ايران مبنى بر خروج متجاوز از خاك كشورمان، به منظور برقرارى آتش بس و برقرارى صلح، مورد تحريف قرار مى گرفت و در عوض صدام با مظلوم نمايى از خطر شكست و سقوطى كه رزمندگان غيور ارتش ، سپاه و بسيج در عرصه نبرد برايش رقم زده بودند رهايى مى يافت.
از سوى ديگر زمينه و بستر براى اجماع بين المللى عليه ايران در عرصه هاى سياسى و ديپلماتيك شكل مى گرفت. اين دول با بهره گيرى از شبكه هاى رسانه اى و خبرى گسترده، افكار عمومى جهان و ملت هاى مدافع و حامى ايران را بمباران تبليغاتى كرده و با صراحت، ايران را آغازگر جنگ و متمايل به ادامه آن معرفى مى كردند و در عوض عراق را به عنوان كشورى مظلوم كه خواستار پايان دادن به جنگ و آتش بس معرفى مى كردند ، چه بسا در اين اجلاس از ايران خواسته مى شد كه به جنگ خاتمه داده و صلح موردنظر و تحميلى را بپذيرد.
در صورت تحقق اين امر صدام در اين كنفرانس، تا پايان دوره رياست از ابزار جنبش غيرمتعهدها حداكثر بهره بردارى سياسى را مى كرد و به اين ترتيب با كمك كشورهاى همسو و حامى خود، تلاش گسترده اى را براى انزواى سياسى ايران به مرحله اجرا درمى آورد.

تلفن صفحه پايدارى ۸۴۷۱۲۴۸
عكس در شعر
] عليرضا سميعى [
بين «فاو» و «شلمچه»
كوتاه ترين فاصله پايى است
كه در عكس نمى بينى

« حافظ عظيمى » در زمره شاعران جوان محسوب مى شود. اين گونه رويكردها حاصل موقعيت خاصى هستند كه از خلال اين شعر ديده مى شوند. رويكرد كسى كه جنگ را از نزديك نديده و آن را مستقيماً تجربه نكرده است. نسل جديدى كه از جنگ تنها خاطرات بمباران شهرها و تصاويرى پخش شده از سيما را به ياد مى آورند. آنها امروز با صور خاصى روبه رو هستند. يكى از مهم ترين صورتها بازماندگان حماسه هشت ساله هستند . همان كسانى كه در ميان ما زندگى مى كنند. برخورد مستقيم اين شعر با چنين رويكردى تفسيرپذير خواهد بود. عناصر ديگرى نيز وجود دارند كه دال بر همين واقعيت است . اين كه شاعر از نام هاى بسيار مشهورترى مانند «فاو» و «شلمچه» استفاده مى كند.
شهرت اين مناطق باعث مى شود در اولين برخورد در دست باشند و بسيار سريع به ذهن متبادر شوند. آنچه بيشترين اهميت را دارد افسوسى است كه نه به صورت شعارگونه بلكه به طريقى هنرمندانه ارائه مى شود. قالبى كه براى بيان، مورد استفاده قرار گرفته است معمولاً فرمى است كه شاعران، خاصه معاصران براى بيان نكته اى نغز يا حكمى و يا ايجاد تصويرى كوتاه استفاده مى كنند. «طرح»همچنان كه از نام آن بر مى آيد چيزى را ترسيم كرده يا عنوان مى نمايد؛ امرى كه بايد دركوتاه ترين اندازه ممكن ارائه شود. به همين خاطر از آنجا كه فضاى زيادى براى قلم فرسايى و درگيركردن مخاطب وجود ندارد مجبور است از نوعى ضربه نهايى يا گونه اى نابه هنگامى استفاده كند. اين نا به هنگامى در تاريخ شعر ما جزو اصول رباعى نويسى يا دوبيتى محسوب مى شد. همتاى ژاپنى طرح كه هايكو ناميده مى شود كمتر به چنين چيزى الزام نشان داده است. آنچه دراين قطعه كوتاه چشمگير به نظر مى رسد تمهيدى است كه شاعر براى ضربه نهايى در نظر مى گيرد و آن تمهيد چنانچه خواهم گفت به نتايج مطلوبى منجر مى شود: كوتاه ترين فاصله پايى است‎/ كه در عكس نمى بينى . «كوتاه ترين» در اينجا مى تواند به كوتاهى راه به صورت كنايى و همچنين كوتاهى پاى قطع شده اشاره كند ولى عبارت «در عكس» انرژى آن را دو چندان مى نمايد. همان طور كه گفته شد، داشتن ضربه نهايى يا ارائه يك تصوير بديع دو هدف متفاوت اند كه هر طرح بنا به شرايط براى اثرگذارى انتخاب مى كند. اما عبارت «در عكس » باعث مى شود از يك سو ضربه نهايى يا شوك، متناسب با فضاسازى ايجاد شود و از سوى ديگر از راه ترسيم عكس (مثلاً عكس يك جانباز كه شلوارى تاخورده دارد) تصوير خاصى ارائه مى شود. اينسان هر دو هدف طرح هاى مختلف كه معمولاً جداجدا دنبال مى شوند در اين شعر به صورت يك كاسه ارائه مى شود. به گمان من، اين مهم از راه دخالت دادن هنر ديگرى در شعر به انجام رسيده است. به اين معنى كه شاعر با كمك گرفتن از هنر عكاسى كه اقتضائات كاملاً متفاوتى دارد به دستنوشته اى دست يافته كه با فراخوانى امكانات هنرى ديگر كار خود را غنى نموده است. يعنى شاعر با فرايادآوردن مفهوم عكاسى و اساساً معنايى كه هركدام از ما از عكس داريم طرح خود را متكى به تصور عكس مى كند. غالباً براى اتكا يا ارتباط با ديگر هنرها مسيرهاى ساده ترى را مى پيمايند. به عنوان مثال با استفاده از ديالوگ به سمت نمايشنامه مى روند يا با قصه پردازى از امكانات داستان استفاده مى كنند. گاهى با چاپ عكس يا نقاشى در كتاب شعر يا تمهيدات ديگرى كه سخت افزارى هستند سود مى برند. اما در اينجا معنا و اقتضائات عكاسى فراخوانده شده اند. به اين ترتيب هنرعكاسى نمى تواند بر ژانر شعر فائق بيايد يا استقلال داشته باشد بلكه به جزو لاينفكى از شعر تبديل مى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |