|
گفت و گوى «ايران» با نجفعلى ميرزايى، صاحبنظر امور خاور ميانه
مرز ناقوره؛ مبدأ يك تحول
|
|
|
] گفت و گو: حسين قنبرى]
عمليات آزادى اسراى لبنانى در مرز ناقوره لبنان مى توانست رويدادى معمولى باشد اما اسباب و عواملى موجب شد اين اتفاق به ظاهر ساده به تحولى داراى بازتاب جهانى تبديل شود.حادثه اى كه در آن جبهه مقاومت به يك رويارويى با دشمن صهيونيستى در ميدان مذاكره و ديپلماسى رفت و در نهايت نتيجه اى را از اين مواجهه كسب كرد كه به اقرار خود منابع اسرائيلى موفقيتى تازه براى اين جنبش و ناكامى بزرگ براى دولت ايهود اولمرت بود. اين اتفاق از آن جهت كه با دو رويداد سياسى ديگر يعنى سالگرد پيروزى حزب الله در جنگ ۳۳ روزه و تشكيل نخستين دولت وحدت ملى همراه شد فضاى سياسى داخل لبنان را نيز تحت تأثير قرار داد. در گفت وگويى با نجفعلى ميرزايى از صاحبنظران امور لبنان تلاش كرديم ابعاد گوناگون اين رويداد را بررسى كنيم، وى علاوه براين كه مدير مركز توسعه تحقيقات تمدن اسلام ومشاور عالى رياست جامعه المصطفى العالميه است، سردبير مجله «الحياه الطيبه» است و تاكنون ۱۲ اثر و چند مقاله به زبان هاى عربى و فارسى تأليف كرده است. آقاى ميرزايى اغلب ناظران از عمليات مبادله اسرا به عنوان عقب نشينى مهم دولت اولمرت تعبير مى كنند به نظر شما دلايل اين عقب نشينى چه مى تواند باشد، چرا رژيم صهيونيستى در اين شرايط حاضر به دادن چنين امتيازى به حريف لبنانى خود شد شايد بزرگترين سببى كه كمتر در تحليلهاى سياسى هم ديده مى شود اين است كه اولمرت براى استرداد اين دو سرباز جنگى را راه انداخت كه در نتيجه آن استراتژى هاى بازدارنده نظامى رژيم صهيونيستى به شكست منتهى شد. نكته ديگر اين است كه از نگاه استراتژيست هاى تل آويو جنگ ۳۳ روزه حتى از نظر رسمى هم پايان نيافته و آتش بسى هم رخ نداده است. چيزى كه در قطعنامه هاى سازمان ملل آمده «توقف عمليات جنگى» است كه در قاموس بين المللى و براى اسرائيل هم آتش بس به حساب نمى آيد. بنابراين مى توان نتيجه گرفت كه اولمرت در ادامه همان جنگ ۳۳ روزه، روندهاى از قبل پيش بينى شده او اين دو اسير را بازگردانده است. البته اين گونه تبليغات دستگاه رژيم صهيونيستى جز يك خيال باطل نيست. از طرفى، صهيونيست ها بر اساس خوى نژاد پرستانه شان، اين گونه وانمود كرده اند كه خون يك اسرائيلى و جان يك سرباز با ديگران متفاوت است لذا بايد براى بازگرداندن حتى جسد او هزينه هاى بالايى پرداخته شود. صهيونيسم حتى اين تصور نژاد پرستانه را در ميان جامعه يهوديان سرزمين هاى اشغالى تثبيت كرده است. اما همين امر براى آنها درد سر هاى بسيار بزرگى درست كرده است. به عبارتى همين موضوعى كه همواره براى مصرف داخلى و نيز تقويت خوى دگرستيزى و نژادپرستانه اعمال مى شود حال به نقطه ضعف و شايد يكى از تمهيدات نابودى آنان تبديل شده است. بخش ديگر از عوامل عقب نشينى دولت اولمرت به وضعيت سياسى شكننده او بر مى گردد.در عمليات مبادله اسيران، اولمرت به دنبال اين بود كه در كارنامه آغشته به شكست دوران خود به ظاهر برگ رضايت بخشى بر جاى بگذارد اما به نظر من همين امر هم با توجه به هزينه فوق العاده سنگينى كه اسرائيل حاضر شده است در برابر استرداد اين دو سرباز به حزب الله بپردازد به وبال سنگين ترى براى او مبدل خواهد شد.از ديگر اسباب توافق حكومت رژيم اسرائيل با مسئله آزادى اسرا مى توان به تصورات واهى آنان براى پايان دادن به فشارهاى حزب الله بر مرزهاى شمالى فلسطين اشغالى اشاره كرد. اولمرت و حكومت نامشروع او بر اين تصور هستند كه با بستن پرونده اسيران لبنان و تعيين تكليف كشتزارهاى شبعا و مرتفعات كفر شوبا در آينده ديگر هيچ دليلى براى نا امن شدن مرزهاى شمالى سرزمين هاى اشغالى نيست و جنوب لبنان به مرزهاى امن اسرائيل تبديل خواهد شد كه البته همواره حزب الله بر امورى فراتر از آزادى اسيران تأكيد داشته است و مرزهاى شمال فلسطين اشغالى به خاطر وجود سياست تجاوز كارانه و نقض حريم حاكميت لبنان توسط نيروى هوايى اسرائيل و عمليات هاى ايذايى اين رژيم نا امن است و تا اين سياست تجاوزگرانه اسرائيل جارى هست مرزهاى جنوبى لبنان شاهد حضور قدرتمندانه حزب الله و ديگر گروه هاى لبنانى خواهد بود. پس بحث خلع سلاح حزب الله در محافل صهيونيستى و امريكايى نيز با همين انگيزه اين روزها مطرح شده است بله آنان تصور مى كنند با تمام شدن مشكلات ارضى و اسيران جنگى ديگر خود لبنانى ها با فشار هاى جهانى نسبت به خلع سلاح حزب الله اقدام خواهند كرد. بر اين پندارند كه اگر اسرائيل به لبنان حمله نكند و اسيرى لبنانى و حتى پيكر شهيدى از لبنان در خاك فلسطين اشغالى نماند ديگر حزب الله با چه استدلالى مسلح خواهد ماند اما آنچنان كه روشن است حزب الله سرنوشت سلاح و كليت مقاومت را به اسيران يا حتى امنيت مرزها گره نداده است. حزب الله مى گويد فرض كنيم كه حتى همين نقض هاى روزانه حريم هوايى لبنان روزى تمام شود و اسيرى و پاره تنى از لبنانيان هم در داخل فلسطين نماند اما اين رژيم كه بر خوى تجاوز بنيانگذارى شده است و با خون و جنگ و جرم و جنايت به حيات خود ادامه مى دهد چه ضمانتى هست كه باز جنگى ديگر راه نيندازد و جوخه هاى ترور خود را فعالتر نكند و به اشغال امنيتى و اطلاعاتى لبنان ادامه ندهد حزب الله مى داند نه اين رژيم چنين تعهدى مى دهد و نه اساساً به اين تعهد پايبند است و هيچ قومى پيمان شكن تر از اين جماعت نيست. حزب الله در حقيقت درصدد تحكيم قدرت مقاومت و دفاع لبنان است. او سلاح خود را به اين امر گره زده است.چيزى كه به نام استراتژى دفاعى نام گرفته است. حزب الله تا زمانى كه لبنان يعنى حكومت و ارتش لبنان قدرت دفاع در برابر تجاوزات احتمالى اسرائيل را نيابد دست از سلاح خود بر نمى دارد. اين چيزى است كه بارها آقاى سيدحسن نصرالله و رهبران حزب الله بر آن تأكيد كرده اند. از طرفى حزب الله سلاح خود را انتخابى ابدى و ضرورى در هر شرايطى اعلام نمى كند او مى گويد اين سلاح نتيجه است نه سبب. نتيجه تجاوز است و تا وقتى خوى اين تجاوز هست و ما قدرت دفاعى ديگرى نداريم اين سلاح باقى است. به طور مشخص در اين حادثه يعنى بحث عمليات آزادسازى اسرا، حزب الله به چه دستاوردى رسيد و فكر مى كنيد پيامدهاى آن به چه شكل نمايان خواهد شد حزب الله نه تنها در جريان اين عمليات ديپلماتيك بلكه به طور كلى در يك روند دقيق استراتژيك از دست كم دو دهه قبل تا كنون توازن رعب در مصاف با ارتشى مجهز به تكنولوژى هاى پيشرفته را به هم ريخت اين جنبش اكنون توانسته با برنامه ريزى هاى بسيار پيچيده اطلاعاتى و نيز زيرساخت هاى معنوى و رابطه راهبردى آن با طرف هاى قدرت منطقه مانند ايران، غلبه و پيروزى را به عنوان يك روند در رويارويى با صهيونيست ها در آورد. كارنامه پيروزى هاى حزب الله مى تواند منبع الهامى براى ديگران هم باشد كه البته جاى اشاره به آنها در اين فرصت نيست اما امتيازات حزب الله را در اين عمليات در چند محور مى توان ارزيابى كرد: اول در عرصه جهان اسلام حزب الله توانسته است با چنين پيروزى هاى خيره كننده به نوعى ذهنيت منفى و شكست پذير عرب ها را متحول كند و به آنان اميد پيروزى و امكان تحولات بسيار بزر گ در روند هاى راهبردى اين كشورها را بدهد. رژيم هاى عربى هميشه در برابر اسرائيل و استكبار اين گونه وانمود كرده بودند كه ما بايد فقط امتياز بدهيم چون ضعيفيم و برگ برنده اى نداريم. در حقيقت آرام آرام اين امر به يك ذهنيت تاريخى و فراگير در شخصيت عربى و اسلامى تبديل گشت. مقاومت اسلامى لبنان به نوعى با چنين عمليات هاى حيرت انگيزى به اين ذهنيت خطرناك كه ريشه تمام بدبختى هاى ملل شرق و بويژه عرب بود پايان داد. لذا اين عمليات هاى حزب الله در جهان عرب به سطح نيروى نجات بخش و نهضت آفرين تبديل شده است. دوم، حركت حزب الله با توجه به پيش زمينه هاى عقيدتى و مذهبى آن و بر اساس الهام گيرى از تاريخ نهضت حسينى و شيعه و نيز رابطه فكرى و ايدئولوژيك حزب با قاموس فلسفى و فكرى امام خمينى(ره) و تشيع ايرانى فضاى تازه اى در جهان اسلام سامان داد. به معناى صريح تر بايد گفت خط امام حسين و تشيع همچنان در سطح منطقه و در عصر حاضر خط اصلى پيروزى و بازسازى هويت كل جهان اسلام است. در حقيقت اين حركت هاى حزب الله نمودى از ظرفيت تشيع در رهبرى عادلانه و قدرتمندانه امت اسلامى است. اگر انديشه شيعى هم مانند برخى از انديشه هاى ديگر تنگ نظرانه و در قالب تنگ اتباع و انصار مذهبى بود اساساً راه براى رهبرى مقاومت در سطح جهان اسلام با همه تنوع مذهبى و اختلاف فكرى باز نمى شد. ادامه دارد
|