|
«ايران» از اولويت هاى اصلاح ساختار مالياتى گزارش مى دهد
تركيب نا كار آمد درآمدهاى مالياتى
|
|
|
هادى اكبرى آخرين روزهاى تيرماه هم رسيد و مؤديان مالياتى حقوقى و حقيقى در پايان راه ارائه اظهارنامه هاى مالياتى قرار دارند. مسئله ماليات در يك ماه اخير با خبر تصويب قانون ماليات بر ارزش افزوده بعد از چند سال بررسى در مجلس و شوراى نگهبان به يك سوژه رسانه اى تبديل شد و اما مهمتر از آن اين كه اصلاح ساختار نظام مالياتى كشور به عنوان يكى از ۷ محور طرح تحول اقتصادى مطرح گرديد. از يك طرف مطابق قانون برنامه چهارم توسعه بايد تا سال پايانى برنامه چهارم، دولت هزينه هاى جارى را از محل درآمدهاى مالياتى تأمين كند و از طرف ديگر اعتقاد كارشناسان بر بالا بودن ظرفيت هاى مالياتى نسبت به درآمدهاى كنونى از بخش ماليات و همچنين كاهش اتكاى دولت به درآمدهاى نفتى بهانه اى شد تا به تركيب درآمدهاى مالياتى دولت بپردازيم. به طورت كلى درآمدهاى مالياتى شامل دو گروه ماليات هاى مستقيم و غيرمستقيم مى باشد. ماليات هاى مستقيم شامل ماليات اشخاص حقوقى، ماليات بر درآمدها و ماليات بر ثروت مى باشد و ماليات هاى غيرمستقيم شامل ماليات بر واردات و ماليات بر كالا و خدمات است. البته هر كدام از اجزاى ماليات هاى مستقيم و غيرمستقيم خود شامل زيرمجموعه هايى هستند. ماليات اشخاص حقوقى كه در قانون بودجه ۸۷ حدود ۱۰ هزار و ۹۳۲ بوده و نسبت به رقم ۹ هزار و ۳۱۸ ميليارد تومان سال ۸۶ حدود ۱۷/۳ درصد رشد داشته است شامل ماليات على الحساب اشخاص حقوقى دولتى، ماليات معوقه اشخاص حقوقى دولتى، ماليات نهادها و بنيادهاى انقلاب اسلامى، ماليات اشخاص حقوقى غيردولتى و ماليات عملكرد نفت مى باشد. مطابق جدول فوق بيشترين حجم از ماليات اشخاص حقوقى متعلق به ماليات عملكرد شركت نفت است كه ۳۳/۵ درصد از آن را تشكيل مى دهد و بعد از آن ماليات اشخاص حقوقى غيردولتى با ۳۱/۱ درصد داراى بيشترين رقم از ماليات اشخاص حقوقى به شمار مى رود. نكته قابل توجه در اين قسمت اين كه براساس سياست هاى كلى اصل ۴۴ قانون اساسى دولت با تمهيدات مناسب، سود آورى شركت هاى دولتى را افزايش دهد و آن دسته از شركت هاى دولتى را كه زيان ده هستند براى واگذارى سودآور كند. لذا به نظر مى رسد رشد در نظر گرفته شده براى ماليات على الحساب اشخاص حقوقى دولتى (يك درصد) در مقايسه با رشد اين ماليات در سال ۸۶ (۱۶۰۱ ميليارد تومان) نسبت به سال ۸۵ (۹۷۸ ميليارد تومان) كه حاكى از رشد ۶۳/۳ درصدى بود ناشى از همين سياست باشد. جزء ديگر از ماليات مستقيم مربوط به ماليات بر درآمد است كه شامل ماليات حقوق كاركنان بخش عمومى، ماليات كاركنان بخش خصوصى، ماليات مشاغل، ماليات مستغلات و ماليات متفرقه درآمد مى باشد. جزء ديگر ماليات هاى مستقيم ماليات بر ثروت است. اين نوع ماليات در سال ۸۷ حدود ۷۷۰ ميليارد تومان بود كه نسبت به سال ۸۶ كه رقم ۶۵۹ ميليارد تومان بوده است حاكى از رشد ۱۶/۸ درصد دارد. ماليات بر ثروت شامل ماليات بر ارث، ماليات اتفاقى، ماليات نقل و انتقالات سرقفلى، ماليات نقل و انتقال سهام، ماليات نقل و انتقال املاك و حق تمبر و اوراق بهادار مى باشد. ماليات هاى غيرمستقيم كه حدود ۳۱ درصد از كل درآمدهاى مالياتى دولت را به خود اختصاص داده اند شامل دو جزء مهم ماليات بر واردات و ماليات بر كالاها و خدمات مى باشد. ماليات بر واردات خود شامل ماليات هاى حقوق ورودى ساير كالاها، حقوق ورودى خودرو و حقوق ورودى دستگاه هاى اجرايى مى باشد. جزء ديگر از ماليات هاى غيرمستقيم، ماليات بر كالاها و خدمات است كه شامل ماليات بر فروش فرآورده هاى نفتى، دو درصد ماليات ساير كالاها، عوارض خروج مسافر از مرزهاى كشور، ماليات برفروش سيگار، ماليات بر نقل و انتقال اتومبيل، ماليات شماره گذارى خودرو، ماليات اشتراك تلفن هاى خودكار، ماليات بر فروش نوشابه هاى غيرالكلى و ماليات واگذارى تلفن همراه مى باشد. رقم ماليات بر كالاها و خدمات در بودجه سال ۸۶ رقم ۱۶۰۳ ميليارد تومان بوده كه در سال ۸۷ به رقم ۱۴۱۲ ميليارد تومان رسيد كه نشانگر كاهش ۱۱/۸ درصد مى باشد. اما سؤال مهم اين كه سهم هر كدام از اجزاى مالياتى نسبت به كل ماليات چقدر است و آيا به نسبت سهم اجزا از GDP سهم مالياتى آن نيز مناسب است. از ميان انواع ماليات هاى مستقيم و غيرمستقيم سهم ماليات اشخاص حقوقى با ۵۰/۴ درصد بيشترين سهم را دارد و از زيرمجموعه هاى آن نيز ماليات عملكرد نفت با ۱۶/۹ درصد و ماليات اشخاص حقوقى غيردولتى و ماليات معوقه اشخاص حقوقى دولتى ۱۰ درصد و ماليات على الحساب اشخاص حقوقى دولتى كه همان شركت هاى دولتى به شمار مى روند با ۷/۴ درصد به ترتيب بيشترين سهم را از ماليات اشخاص حقوقى دارا هستند. با مقايسه سهم اين بخش ها از GDP و سهم مالياتى آنها به وضوح مشاهده مى شود كه شكاف بسيار زيادى بين آنها وجود دارد به عنوان مثال سهم بودجه شركت هاى دولتى در بودجه سال ۸۷ بيش از ۲۰۳ هزار ميليارد تومان از كل بودجه ۲۹۳ هزار ميليارد تومانى بوده است (حدود ۷۰ درصد) اما سهم مالياتى اين شركت از GDP در حد ناچيز نيم درصد مى باشد. همچنين سهم ماليات بر واردات از رقم حدود ۵۰ ميليارد دلار واردات كشور در سال ۸۶ در حد رقم ۵ هزار و ۲۰۰ ميليارد بوده (حدود ۱۰ درصد) كه با توجه به عدم عضويت ايران در WTO رقم پائينى به شمار مى رود. به طور خلاصه اين كه سهم ساير منابع مالياتى نيز چندان قابل توجه نبوده و در حد فراموش شده است از جمله سهم ماليات مشاغل كه تنها حدود ۱۲۰۰ ميليارد تومان پيش بينى شده و براى مستغلات نيز مالياتى در رقم ۱۳۰ ميليارد تومان پيش بينى شده است. بنابراين به نظر مى رسد يكى از مهم ترين اولويت ها براى اصلاح ساختار نظام مالياتى در راستاى طرح تحول اقتصادى توجه به تركيب درآمدهاى مالياتى و بالا بردن ظرفيت هر كدام از انواع ماليات ها مى باشد. چراكه بررسى آمار و ارقام نشان مى دهد كه هركدام از منابع مالياتى از ظرفيت هاى مناسبى برخوردار بوده و همچنين در بسيارى از بخش ها موانع قانونى نيز وجود نداشته و بستر قانونى آن فراهم است.
|