|
گفت و گو با برونو لاتور (استاد جامعه شناسى علم) در نسبت علم و نهادهاى مدنى
علم دموكراتيك
|
|
|
]گفت وگو از: مارگريتا فرونته/ترجمه ياسر خوشنويس]
بحث درباره لزوم دخالت نهادهاى مدنى و گروه هاى اجتماعى در تصميم گيرى در مورد تحقيقات علمى از ميانه دهه ۱۹۹۰ در كشورهاى اروپايى و آمريكا مطرح شده است. اوج اين دخالت را مى توان در مسئله شبيه سازى انسان مشاهده كرد كه حتى به توقف قانونى تحقيقات در اين زمينه در بسيارى از كشورها انجاميده است. اين موضوع در گفت وگوى زير كه با «برونو لاتور» انجام شده، مورد بررسى قرار گرفته است. برونو لاتور (متولد ۱۹۴۷) از شاخص ترين جامعه شناسان علم معاصر است. وى در اواخر دهه ۱۹۷۰ با به كارگيرى روش هاى تحقيقاتى مردم شناسى شكل جديدى از مطالعات در جامعه شناسى علم را بنا نهاد. كتاب مشترك وى و استيو وولگار با عنوان «زندگى آزمايشگاهى، برساخت اجتماعى واقعيت» كه در سال ۱۹۷۹ منتشر شد، يكى از نقاط عطف در جامعه شناسى علم معاصر به شمار مى رود. لاتور و همكارانش، «جان لاو» و «ميشل كالون» در دهه ۱۹۹۰ از رويكرد برساخت گرايى اجتماعى در جامعه شناسى علم فاصله گرفتند و نظريه «شبكه عاملان» را براى توصيف فرايند شكل گيرى و توسعه فعاليت هاى علمى و تكنولوژيكى مطرح كردند. مطرح شدن اين نشريه موجب مباحثات گسترده اى در حوزه مطالعات علم و تكنولوژى خصوصاً در فرانسه و انگلستان شد كه تاكنون نيز ادامه داشته است. لاتور هم اكنون در «مؤسسه مطالعات سياسى» پاريس تدريس مى كند. ••• * مقصودتان از اين كه مى گوييد علم به موضوعى مدنى تبديل شده است، چيست مقصود من اين است كه علم جهان مستقلى نيست كه بتوانيم آن را در انزوا و بدون ارتباط با حوزه عمومى مورد توجه قرار دهيم. در دوره رنسانس مردم كاملاً آگاه بودند كه جهان مباحثات سياسى و جهان واقعيات علمى بشدت به هم مرتبط هستند. تنها در دوره هاى بعد بود كه ميان اين دو جهان فاصله افتاد و مستقل از يكديگر ديده شدند. در نتيجه مردم تصور كردند كه موضوعات سياسى بايد در فضاى ديگرى كه به عنوان پارلمان مى شناسيم، مورد بحث قرار گيرند و موضوعات علمى بايد در جاى ديگر يعنى دانشگاه مورد بررسى واقع شوند. اما وقتى كه ما به مناقشات علمى معاصر نگاه مى كنيم، مثلاً وقتى به مسئله دستكارى ژنتيكى توجه مى كنيم، روشن است كه ديگر نمى توانيم جدايى بين حوزه عمومى و حوزه علمى را بپذيريم. ما بايد به يك فضاى فكرى مشترك برسيم كه در آن علم و حوزه عمومى با يكديگر ملاقات و تعامل داشته باشند. *آيا مى توانيد بگوييد كه چه اتفاقاتى بايد بيفتد تا اين تعامل بين علم و حوزه هاى ديگر شكل بگيرد اگر به چند قرن پيش نگاه كنيم، مى بينيم هنگامى كه گاليله روى مسائل فيزيكى كار مى كرد، در عين حال پرسش هايى در مورد مذهب و حكومت هم در ذهن داشت. در تاريخ علم نمونه هاى زيادى از اين دست مى بينيم. اما نمونه هاى متأخرترى هم هستند كه به خوبى به ما نشان مى دهند چگونه مسائل علمى و مسائل مدنى به يكديگر مرتبط مى شوند. براى مثال، در وقايعى مانند انفجار راكتور هسته اى چرنوبيل يا انفجار شاتل كلمبيا بسيار سخت است كه بين موضوعاتى كه در حوزه علم قرار مى گيرند و موضوعاتى كه در حوزه اجتماعى قرار مى گيرند، تمايز قائل شد. واقعيت اين است كه اين دو حوزه نمى توانند بيش از اين از يكديگر مجزا باقى بمانند. اين نكته خصوصاً در حوزه پزشكى و دارو به خوبى ديده مى شود. در برخى كشورها مانند فرانسه و امريكا انجمن هاى بيماران در سال هاى اخير اهميت بسيارى پيدا كرده اند و مى توانند بر سياست هاى بهداشتى، آزمايش هاى پزشكى و حتى سياست هاى تحقيقاتى تأثير بگذارند. اين نكته نشان مى دهد كه دخالت مردم در مباحثات علمى مى تواند جهت حركت علم را تغيير دهد، اگرچه ممكن است كه برخى از مردم از اين تأثير خود آگاه نباشند. ابعاد آزمايش ها در سال هاى اخير تغيير كرده است، آزمايش ها ديگر صرفاً در آزمايشگاه ها انجام نمى شوند، بلكه به آزمايش هاى جامعى تبديل شده اند كه گروه هاى بيشترى از مردم را و بلكه هر يك از ما را در بر مى گيرد. *اگر قرار باشد كه همه ما در اين آزمايش هاى جامع درگير باشيم، چه كسى بايد در مورد مواد، روش و اهداف اين آزمايش ها تصميم بگيرد دانشمندان تاحدى نسبت به اين كه اجازه دهند كه مردم در تحقيقاتشان دخالت كنند، بى ميل هستند. اما اگر قرار باشد كه آزمايش ها همه ما را درگير كند، به نظر مى رسد كه خود مردم بايد در تحقيقات دخالت داشته باشند؛ اين طور نيست بله، دقيقاً. هنگامى كه ما از تصميم گيرى در مورد چنين آزمايش هايى صحبت مى كنيم، نمى توانيم ميان خبرگان و مردم عادى جدايى كاملى قائل شويم. فكر مى كنم كه بايد در هر مورد خاص پروتكل هايى را در مورد نحوه دخالت دانشمندان و نهاد هاى مدنى تنظيم كنيم. براى مثال، روشن است كه برخورد ما در مورد مسئله گرم شدن زمين و مسئله دارو هاى جديد نمى تواند يكسان باشد. من مدتى است در مورد راه حل هاى موضعى براى هريك از اين مسائل كه پيش روى ما است، مطالعه مى كنم.در اين رويكرد، ما عليه دانشمندان موضع نگرفته ايم، به اين دليل كه ما به دانشمندان نيازمنديم ، آنها بخشى از فرايند آزمايش هستند. اما همچنان كه در مجلس ملى نمايندگانى از مناطق مختلف كشور حضور دارند، در مباحثات علمى هم بايد نمايندگانى از گروه هاى مدنى مختلف حضور داشته باشند. *دانشمندان در اين مورد چگونه فكر مى كنند اكثر دانشمندان تلقى خود را از علم در قرن اخير تغيير نداده اند. به طور كلى، دانشمندان رويكردى آموزشى نسبت به حوزه عمومى دارند. اما آنچه در عمل اتفاق مى افتد، چنين نيست. حتى در مشكلاتى كه آنها حين فعاليت علمى خود با آن مواجه مى شوند، مانند هنگامى كه پاى شركت هاى بزرگ به ميان مى آيد يا هنگامى كه دانشمندان ناگزير مى شوند با ديگر محققان رقابت كنند، ديگر تلقى سنتى از چگونگى فعاليت علمى كارا نيست. هنگامى كه شما با دانشمندان به صورت فردى صحبت مى كنيد، آنها رويكرد خود را عوض مى كنند و مى پذيرند كه اوضاع با آنچه در متون جاافتاده در مورد روش علمى نوشته شده است، تفاوت دارد. اما وقتى كه شما پاى عموم جامعه را به ميان بكشيد، مانند هنگامى كه مسئله اى را در اين خصوص در روزنامه منتشر كنيد، دانشمندان ترجيح مى دهند كه دوباره به همان برداشت سنتى در مورد روش علمى بازگردند. اگر شما به اين موضوع دقت كنيد، مى بينيد كه بسيارى از سياستمداران هم چنين روشى را پيش مى گيرند.
تلفن گروه انديشه ۸۸۷۶۱۲۵۷
|