|
|
|
|
|
|
|
|
|
جويندگان عاطفه
|
|
|
|
از سوى فرمانده ناجا اعلام شد
|
|
|
|
در پى سرقت هاى مكرر صورت گرفت
|
|
|
|
|
|
|
پسر شرور براى قتل پدر بمب ساز اجير كرد
|
|
|
گروه حوادث ـ ايران واشقانى فراهانى: پسر ناخلف كه براى قتل پدرش يك بمب ساز اجير كرده بود، قبل از اجراى نقشه شومش به دام افتاد. به گزارش خبرنگار ما، شهريور ۸۶ مرد ميانسال تحصيلكرده اى، با صدايى لرزان پليس را در جريان كارگذارى يك شىء مشكوك شبيه بمب داخل خودرواش قرار داد. وى گفت: ساعتى قبل فرد ناشناسى به بهانه طرح يك موضوع مهم تلفنى با خانه ام تماس گرفت و از من خواست خودم را به يكى از خيابان هاى شرق تهران برسانم. از آنجا كه مرد غريبه با تلفن كارتى تماس گرفته بود و همه حرف هايش هم مشكوك به نظر مى رسيد، سعى كردم با احتياط كامل از خانه ام خارج شوم. اما قبل از روشن كردن ماشين و خارج شدن از پاركينگ، ناگهان چشمم به يك رشته سيم تقريباً نامريى افتاد. پس از بررسى متوجه شدم سر سيم به يك باطرى و جعبه اى مشكوك وصل شده است به همين خاطر احتمال دادم كه يك بمب دست ساز در ماشينم جاسازى شده باشد. مأموران پليس به خاطر حساسيت ويژه موضوع بلافاصله به محل مورد نظر در شرق تهران اعزام شدند. از آنجا كه هر لحظه خطر انفجار بمب ساكنان مجتمع مسكونى را تهديد مى كرد، تيم ويژه خنثى سازى بمب پليس پايتخت به محل فراخوانده و در يك عمليات نفس گير به خنثى سازى بمب پرداختند. دقايقى بعد و پس از رفع خطر انفجار، پليس، به تحقيق از صاحب خودرو و شناسايى مظنونان پرداخت. شاكى در حالى كه پسر خود را عامل جاسازى بمب مى دانست، به مأموران گفت: پسرى دارم كه با وجود برخوردارى از هرگونه امكانات رفاهى و مالى متأسفانه دچار مشكلات روحى، روانى از جمله بدبينى و حسادت شديد است. تا جايى كه حتى چشم ديدن مرا هم ندارد. او از موقعيت اجتماعى بالاى من عذاب مى كشد. به همين خاطر سعى دارد تا مرا از بين ببرد. تمام محبت هايم نيز اثرى در دلش ندارد. به طورى كه سه سال پيش با تهيه يك اسلحه جنگى تصميم به قتل من گرفت و در اقدامى غافلگيرانه تيرى به طرفم شليك كرد. پس از اين اتفاق ناچار شدم از فرزند ناخلفم شكايت كنم. اما به خاطر مهر پدرى و حفظ آبروى خانوادگى از گناهش گذشتم و شكايت خود را پس گرفتم. بدين ترتيب پسرم به سه سال حبس تعليقى محكوم شد تا در صورتى كه بار ديگر مرتكب تخلفى شد، محكوميت وى به اجرا درآيد. با اين حال چندى بعد او را براى ادامه تحصيل با صرف هزينه هاى سنگين به خارج از كشور فرستادم. اما چند روز قبل كه پسرم در دوره تعطيلات دانشگاه به كشور بازگشت متأسفانه باز هم رفتارهاى خشن خود را از سر گرفت. او چند روز بى خبر به سفر رفت و پس از آن متوجه تلفن هاى مشكوكش شدم. از آنجا كه همزمان با بازگشت پسرم متوجه كار گذاشتن اين بمب دست ساز در ماشينم شدم، مطمئنم او فردى را براى ساخت و جاسازى بمب اجير كرده است. با شكايت اين مرد، دستور تحقيق از ساكنان مجتمع و سرايدار آنجا صادر شد. مرد سرايدار كه اعتياد شديدى داشت در جريان تحقيقات پليسى از راز اقدام هاى مرگبار و تبهكارانه پسرناخلف و يكى از ساكنان خانه پرده برداشت. وى به مأموران گفت: چند روز قبل متوجه شدم پسر شاكى و يكى از ساكنان مجتمع در حال آزمايش كردن وسيله مشكوكى هستند و قصد دارند آن را در ماشين آقاى مهندس جاسازى كنند اما وقتى به آنها اعتراض كردم، مرا به خاطر اعتيادى كه داشتم تهديد به اخراج كردند. به همين خاطر به ناچار سكوت كردم. بدين ترتيب هر دو متهم از سوى پليس دستگير شدند. پسر شرور در بازجويى هاى پليسى گفت: از پدرم بيزارم و بدون هيچ دليلى دوباره نقشه قتل او را كشيدم. اولين بار سعى كردم با شليك گلوله او را به قتل برسانم اما پدرم زنده ماند. بار دوم با اجير كردن يك مهندس، از او خواستم تا در ساخت بمب كمكم كند. با راهنمايى هاى او براى خريد مواد منفجره به يكى از شهرهاى مرزى رفتم. چند روز بعد وقتى مواد منفجره را در اختيارش گذاشتم، كار ساخت بمب دست ساز شروع شد. براى آن كه با انفجار بمب به ساكنان مجتمع آسيب نرسد، از او خواستم با دستگاه كنترل از راه دور زمان انفجار را طورى تنظيم كند كه به محض خروج پدرم از پاركينگ، بمب عمل كند. بنابراين زمان انفجار بمب ساعت ۱۱ صبح تنظيم شد. در حالى كه هر لحظه منتظر انفجار بمب بودم، دستگير شدم. همدست وى نيز در بازجويى ها اعتراف كرد پس از دريافت مبلغ قابل توجهى به پسر همسايه كمك كرده است. بدين ترتيب قرار مجرميت متهمان به اتهام شروع به قتل و نگهدارى مواد منفجره از سوى دادسرا صادر شد. اما پدر در مرحله صدور كيفرخواست با اعلام رضايت بار ديگر از شكايت عليه فرزندش صرف نظر كرد. به گزارش خبرنگار ما، همزمان با ارجاع پرونده به شعبه (۱۰۸۵) دادگاه عمومى تهران - به رياست قاضى «حميد عبدالمنافى» - بزودى متهمان پاى ميز محاكمه خواهند نشست. اين در حالى است كه قاضى عبدالمنافى دستور داده تا متهمان براى بررسى مشكلات روحى و روانى شان از سوى متخصصين «كميسيون روانپزشكى» پزشكى قانونى نيز تحت معاينه قرار گيرند.
|
|
|
|
|
زن فرارى جراح قلب نبود
|
|
|
گروه حوادث ـ زن فرارى كه خود را جراح قلب معرفى كرده و با نيرنگ به خانه يك زوج جوان نيكوكار راه يافته بود از سوى پليس دستگير شد. به گزارش خبرنگار جنايى ما، دو روز قبل مرد جوانى در تماس با پليس ،۱۱۰ از حضور مشكوك زن جوان ناشناسى در خانه اش خبر داد و گفت: «سه روز قبل همراه همسر و فرزندانم براى خريد رفته بوديم كه ناگهان در يكى از خيابان هاى شرق تهران، زن جوانى هراسان و گريان از يك خودروى مدل بالا پياده شد و با عجله به طرف ما دويد و درخواست كمك كرد. او مى گفت راننده ماشين برايش مزاحمت ايجاد كرده و جانش هم در خطر است. ما هم با ديدن اين صحنه به او اعتماد كرده و او را همراه خود، به خانه مان برديم. زن كه خود را سودابه و جراح قلب معرفى مى كرد به ما گفت: چندى قبل يك عمل ناموفق روى قلب كودكى انجام داده كه حالا خانواده بيمار به فكر انتقام افتاده اند او هم به ناچار از خانه و محل كارش متوارى است. با گذشت چند روز از اقامت زن جوان به رفتارهايش مشكوك شديم. چون او به بهانه هاى مختلف از ما پول مى گيرد و ساعت ها از خانه خارج مى شود. امروز هم وقتى آمد، گفت: اهل لبنان است و تلاش مى كند تا هر چه زودتر مقدمات سفرش به خارج را فراهم كند. بعد هم طبق معمول از ما كمك خواست. از آنجا كه به رفتار و حرف هايش مشكوك شده بوديم تصميم گرفتيم به هر شكل ممكن هويت واقعى او را پيدا كنيم. بالاخره يك روز كه در خانه نبود به سراغ كيف دستى اش رفته و با كشف چند كارت شناسايى و شماره تلفن نام اصلى اش را پيدا كرديم.» پس از اين تماس تلفنى، كارآگاهان زن جوان را دستگير كردند. در ادامه تحقيقات مشخص شد وى ۳۵ روز قبل از خانه اش گريخته و همسرش نيز با تسليم شكايتى در شعبه دوم داديارى دادسراى جنايى تهران براى يافتن او تقاضاى كمك كرده است. زن جوان صبح ديروز درحالى كه براى بازجويى به دادسرا منتقل شده بود وقتى در برابر قاضى سليمانى ايستاد سكوت كرد و حاضر به بيان انگيزه خود از فرار نشد. همسر وى نيز گفت: چند سال قبل با هم ازدواج كرديم اما تاكنون صاحب فرزند نشده ايم. با اين حال هيچ مشكلى هم نداشتيم. اما نمى دانم چرا همسرم به طور ناگهانى از خانه فرار كرد. بدين ترتيب قاضى پرونده با صدور دستور بازداشت زن جوان از كارآگاهان خواست پس از تحقيقات تكميلى، پرونده را براى رسيدگى به دادسراى جنايى بازگردانند.
|
|
|
|
|
مرد كينه جو با نارنجك به خانه مادرزن سابقش رفت
|
|
|
گروه حوادث - داماد كينه جو بامداد ديروز پس از هجوم مرگبار به خانه مادرزن سابقش در اقدامى جنايتكارانه با پرتاب نارنجك و شليك چند گلوله متوارى شد. به گزارش خبرنگار جنايى ما، بامداد چهارشنبه همزمان با اعلام خبر انفجار مهيب در يك خانه، مأموران پليس، امدادگران آتش نشانى و اورژانس شهر قدس خود را به محل حادثه رساندند. آنها پس از ورود به خانه با پيكر بى جان «سكينه» - ۶۵ ساله - مادرزن سابق متهم - و ۶ تن از اعضاى مجروح خانواده روبه رو شدند. نخستين تحقيقات پليسى از شاهدان حادثه نشان مى داد داماد سابق خانواده ساعت ۶ صبح به خانه مادرزن سابقش رفته و پس از شليك دو گلوله او را به قتل رسانده است. همزمان با وقوع اين درگيرى وى ناگهان نارنجكى را نيز به سوى سايرين پرتاب كرد و از آنجا گريخت. در اين حادثه شش تن از ساكنان مجروح و به بيمارستان منتقل شدند. همسر سابق متهم - يكى از مجروحان - در تحقيقات به پليس گفت: «چهار سال قبل شوهرم زندانى شد. من نيز در آن زمان از او طلاق گرفته و حضانت دو فرزندم را نيز از دادگاه گرفتم. «على» به محض اطلاع از اين ماجرا پيغام فرستاد به محض آزادى از زندان انتقام مى گيرد. اما حرف هايش را جدى نگرفتيم. تا اين كه صبح امروز با يك اسلحه و نارنجك به خانه مادرم آمد و اين فاجعه را به بار آورد. در حال حاضر كارآگاهان پليس آگاهى شهريار با دستور بازپرس ويژه قتل، تلاش براى شناسايى و دستگيرى جانى فرارى را آغاز كرده اند.
|
|
|
|
|
متهم به قتل در تله نگهبان باهوش بيمارستان
|
|
|
گروه حوادث- پسرى كه پس از درگيرى مرگبار با سه موتوسيكلت سوار فرار كرده بود، چند ساعت بعد با هوشيارى نگهبان يكى از بيمارستان ها دستگير شد. به گزارش خبرنگار جنايى ما، شامگاه سه شنبه، مردى در تماس با پليس ۱۱۰ از وقوع يك درگيرى شديد در حوالى خيابان نواب خبر داد و گفت: « دقايقى قبل پسرى پس از درگيرى با سه سرنشين يك موتوسيكلت، آنها را با ضربه هاى قمه مجروح كرد و گريخت». پس از حضور مأموران پليس در محل حادثه، پيكر نيمه جان سه پسر جوان به نام هاى سعيد، پيمان و بابك به بيمارستان منتقل شد، اما ساعتى بعد يكى از آنها به علت شدت جراحت ها و خونريزى جان باخت. بدين ترتيب موضوع قتل به بازپرس جنايى اعلام شد. در حالى كه مأموران پليس با حضور در بيمارستان سرگرم بازجويى و تحقيق از مجروحان بودند، مسئول اطلاعات بيمارستان سراغ مأموران رفت و آنها را از حضور پسر جوانى باخبر كرد كه براى پيگيرى وضعيت جسمى مجروحان حادثه آمده بود. يكى از مأموران خود را به پسر جوان رساند و او را قبل از فرار دستگير كرد. مصدومان حادثه نيز به محض مشاهده محسن -متهم- او را شناسايى كردند. بدين ترتيب وى پس از دستگيرى براى تحقيقات و بازجويى در اختيار كارآگاهان پليس آگاهى تهران قرار گرفت.
|
|
|
|
|
جويندگان عاطفه
در جست وجوى «آيسان»
|
|
|
اينجا سرزمين مادرى من است؛ تبريز. سرزمينى كه با برادرم «محمد جعفرى قدس» در آن قد كشيديم. مى خواستيم بعد از ازدواج محمد و «آزيتا» به روزهاى روشن برسيم كه نشد. آبان سال ۷۱ برايمان تلخ آمد و تلخ تر هم رفت. دست تقدير با تمام توان خود به زندگى آرام محمد چنگ انداخت و ناباورانه او را از ما گرفت. تازه ۱۶ ماه از ازدواج برادرم و همسرش مى گذشت كه خبر آوردند محمد تصادف كرده و براى هميشه تنهايمان گذاشته است. در آن روزهاى بهت آور، تنها نگاه اميدوارمان به فرزند به دنيا نيامده برادرم بود. كودكى كه در ارديبهشت سال ۷۲ چشم گشود. «آيسان» آمد و بوى محمد را برايمان آورد. مادر بعد از مرگ برادرم كمتر مى خنديد اما وقتى از تهران خبر آوردند كه آيسان به دنيا آمده از خوشحالى در پوست خود نمى گنجيد. تمام اقوام پدرى آيسان در تبريز زندگى مى كردند. «آزيتا» همسر برادرم اهل بندرانزلى و ساكن تهران بود. تا دو سالگى آيسان كوچولويمان را مى ديديم. دلمان خوش بود تا آخر تنها نشان برادرمان مرهم دلتنگى هايمان مى شود. آخرين بارى كه عروسمان بچه را به سرزمين پدرى اش آورد برايشان بليت هواپيما گرفتيم و راهى تهران شدند. آن زمان «آزيتا» از ما اجازه گرفت و دوباره ازدواج كرد اما بى خبر خانه شان را عوض كرد و رفت. روزها گذشت. ديگر هيچ نشانى از عروس و برادرزاده مان پيدا نكرديم. حالا چند سالى است كه من، مادرم و تمام خانواده چشم به پنجره كوچك خانه دوخته ايم. كاش آزيتا مى دانست چقدر دلمان هواى او و آيسان را دارد. نمى دانم از سال هزار و سيصد و چند تا به حال دلگرفته و دلتنگم اما اين را خوب مى دانم كه اگر روزى آيسان را در خيابان ببينم، مرا نمى شناسد و اين معناى واقعى مرگ خاطرات من است. از آنجا كه عروسمان اهل بندرانزلى است شايد «آيسان» ما حالا در اين بندر، تهران و يا تركيه روزهايش را مى گذراند. چند بار به خانه قديمى شان در تهران رفته ايم اما همسايه ها خبرى از آنها ندارند. مادرم چند روز پيش گفت دلم مى خواهد يك بار ديگر آيسان را ببينم. از حدود ۱۴ سال پيش خواننده بخش «جويندگان عاطفه» روزنامه ايران هستم. به همين خاطر چراغى در دلم روشن شد. ندايى در قلبم مى گويد: دوباره آيسان به محل زندگى پدرى اش برمى گردد. ما هم چشم به راه آن روزيم. اگر از گمشده ما خبرى داريد با شماره تلفن ،۸۸۷۶۱۶۲۱ گروه حوادث روزنامه ايران تماس بگيريد.
|
|
|
|
|
از سوى فرمانده ناجا اعلام شد
ماجراى شليك هاى مرگبار در پايگاه پليس
گروه حوادث - پليس در ماجراى وقوع حادثه شليك هاى مرگبار در يكى از پايگاه هاى پليس آگاهى، قصدكتمان موضوع را نداشت. سردار احمدى مقدم - فرمانده ناجا- بااعلام اين مطلب در پاسخ به اين سؤال «ايسنا» كه چرا بر خلاف شنيده ها ، پليس با ارسال اطلاعيه اى علت وقوع حادثه شليك گلوله را در يكى از پايگاه هاى پليس آگاهى، غيرعمدى اعلام كرد گفت: اين حادثه يك مسئله حقوقى بود كه در آينده نيز علت آن مشخص مى شد. اطلاعيه پليس هم براساس دريافت خبر از محل وقوع حادثه، به صورت تلفنى بوده است. با اين حال زمانى كه از علت اصلى حادثه باخبر شدم، بلافاصله دستور اصلاح خبر را صادر كردم تا پليس، متهم به دروغگويى نشود. رئيس پليس كشور با اشاره به اين كه اين حادثه براثر بروز حالات روانى خاص براى ضارب رخ داده افزود: اين تنها يك حادثه در بين كاركنان پليس بود كه گاه و بى گاه چنين حوادثى رخ مى دهد و ما شاهد بعضى از اين اتفاقات هستيم. گفتنى است، يكى از كاركنان پليس، اول تير امسال در پى درگيرى لفظى با يكى ازمأموران، با شليك گلوله به سوى دو مأمور پليس، در پايگاه هشتم پليس، سرهنگ دوم ميرجلالى و ستوان يكم خوشرفتار را به قتل رساند.
|
|
|
|
|
در پى سرقت هاى مكرر صورت گرفت
احضار مسئولان يك بانك به دادستانى
گروه حوادث - سرپرست شعب يكى از بانك هاى استان قم به همراه رئيس يكى از شعبه ها به اتهام سرپيچى از دستور قضايى براى تجهيز بانك ها و حفظ امنيت مالى شهروندان و پيشگيرى از سرقت به دادسرا احضار شدند. به گزارش خبرنگار ما، از چندى قبل مسئولان قضايى و انتظامى در بررسى چند فقره سرقت پول هاى مشتريان در شعبه هاى يكى از بانك ها دريافتند كه سارقان با سوءاستفاده از مشكلات حفاظتى در اين شعبه ها به مردم و مشترى ها هجوم برده و پس از سرقت موفق به فرار مى شوند. از آنجا كه به خاطر نبود دوربين هاى مدار بسته در شعبه هاى مزبور، امكان شناسايى و رديابى سارقان ضعيف شده بود «مصطفى برزگر گنجى» -دادستان عمومى و انقلاب قم - به دبير كميسيون شوراى هماهنگى بانك هاى استان قم دستور داد در راستاى اجراى ماده (۵۷۶) قانون مجازات اسلامى براى تأمين امنيت مالى مردم و مشترى ها در سريع ترين زمان به نصب دوربين و استخدام نگهبان متخصص در مقابل شعبه ها اقدام كنند. با اين حال همزمان با ابلاغ اين دستور قضايى، باز هم گزارش چند فقره سرقت از داخل شعبه هاى بانك مزبور به دادسراى قم رسيد. چند روز قبل نيز كارمند يك شركت توريستى با مراجعه به بانك ۳۵ ميليون تومان تراول چك دريافت كرد. اما هنگام شمارش تراول چك هاى ۵۰۰ هزار تومانى ناگهان هدف ضربه هاى سهمگين يك مرد قوى هيكل قرار گرفت. سارق پس از قاپيدن دسته تراول چك ها، بلافاصله همراه همدست موتوسيكلت سوارش متوارى شد. بدين ترتيب قاضى «گنجى» دادستان قم پس از دريافت اين گزارش سرپرست بانك ها و سرپرست شعبه مزبور را به دادسرا احضار كرد. سرپرست اين بانك در دفاع از خود گفت: اجراى دستور قضايى نياز به زمان بيشترى دارد. ضمن اين كه بودجه لازم براى نصب و راه اندازى تجهيزات ايمنى هم هنوز تأمين نشده است. از سوى ديگر وظيفه ذاتى نيروى انتظامى است كه در حفظ امنيت و اموال شهروندان تلاش كند. با اين حال پس از تفهيم اتهام براى هر يك از اين دو مسئول به اتهام سرپيچى از اجراى دستور قضايى و تمرد از آن، آن ها با سپردن قرار قانونى لازم به بازپرس پرونده آزاد شدند. از سوى ديگر اكيپى از كارآگاهان اداره آگاهى با در دست داشتن تصوير چهره نگارى سارقان فرارى جست وجوى گسترده براى دستگيرى آنها را آغاز كرده اند.
|
|
|
|
|
سقوط درختان تنومند در پايتخت
|
|
|
گروه حوادث- همزمان با وزش باد شديد و توفان، ۶ اصله درخت تنومند در خيابان هاى پايتخت فرو افتادند. وزش باد از ساعت ۱۷ و ۳۰ دقيقه عصر سه شنبه شروع شد. نخستين حادثه سقوط درخت ساعت ۱۸ و دوازده دقيقه به سامانه ۱۲۵ آتش نشانى تهران اعلام شد. گروه امداد و نجات (۱۷۲) پس از حضور در خيابان بهار شيراز متوجه سقوط درختى تنومند و مسدود شدن كامل خيابان شدند. بدين ترتيب آتش نشانان با قطعه ـ قطعه كردن درخت تنومند، دقايقى بعد خيابان را به حالت عادى بازگرداندند. در حادثه دوم نيروهاى ايستگاه (۱۱۳) پس از حضور در خيابان شهيد احمد قصير (بخارست) يك اصله درخت را كه روى خودروى وانت پيكان افتاده بود به كنار خيابان انتقال دادند. در سومين حادثه آتش نشانان ايستگاه ۱۱۰ به خيابان وصال شيرازى رفتند. در اين حادثه نيز سقوط يك درخت علاوه بر مسدود كردن خيابان به يك دستگاه خودروى پژو ۴۰۵ خسارت وارد كرده بود. نيروهاى ايستگاه (۱۰۳) نيز پس از اطلاع از سقوط درخت در خيابان سرآسياب خود را به محل حادثه رساندند. آنها پس از بريدن درخت تنومند كه روى يك دستگاه خودروى پرايد سقوط كرده بود، ترافيك خيابان را به حالت عادى بازگرداندند.
|
|
|
|