|
|
|
|
|
رئيس پليس اماكن ناجا:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دزدان مسافران قطار در دام پليس
گروه حوادث ـ زن و شوهرى كه با خوراندن آبميوه مسموم به مسافران قطار، نيمه هاى شب پس از سرقت پول ، طلا و اموال گرانبهاى مسافران متوارى شده بودند، با تلاش مأموران پليس راه آهن شناسايى و دستگير شدند. سرهنگ «امير رحمت اللهى»- رئيس پليس راه آهن كشور در گفت وگوى اختصاصى با خبرنگار ما در اين باره گفت: بامداد يكشنبه ششم مرداد مهماندار قطار مسافربرى مشهد- تهران هنگام بازرسى چند واگن متوجه شد حال چند تن از مسافران دو كوپه وخيم است. بدين ترتيب با هماهنگى هاى به عمل آمده بلافاصله پزشك قطار بر بالين مسمومين حضور يافت و به مداواى بيماران پرداخت. از سوى ديگر، پليس و مهمانداران قطار براى كشف علت مسموميت مسافران به بررسى موضوع پرداختند. آثار و شواهد موجود در واگن ها و اظهارات برخى از مسافران نشان داد زن و مردى كه در ايستگاه نيشابور سوار قطار شده بودند، با مسافران حادثه ديده دو كوپه طرح دوستى ريخته بودند. آنها هنگام سوار شدن به قطار اعلام كرده بودند در سمنان پياده مى شوند. اما پس از رسيدن به مقصد گفتند تا تهران ادامه مسير خواهند داد. آنها سپس نيمه هاى شب به بهانه توزيع شربت نذرى، آبميوه هاى مسموم را به مسافران از جمله اعضاى يك خانواده تعارف كردند. همزمان با بيهوش شدن مسافران به راحتى پول، طلا و اموال باارزش آنها را دزديده و در ايستگاه ورامين پياده شدند. بنابراين وقتى قطار مسافربرى به تهران رسيد، حادثه ديدگان با آمبولانس هاى اورژانس تهران و راه آهن به بيمارستان منتقل شدند.از سوى ديگر مأموران پليس راه آهن هم با دستور داديار كشيك دادسراى ناحيه ۱۶- بعثت- تحقيق براى شناسايى و دستگيرى زن و مرد تبهكار را در دستور كار خود قرار دادند. مأموران در نخستين گام، مشخصات ظاهرى زن و مرد تبهكار را به تمام واحدهاى پليس كشور اعلام كردند، تا اين كه صبح ديروز، مأموران ايستگاه راه آهن يزد با هوشيارى يكى از مسافران، اين زن و مرد را هنگام تعارف آبميوه شناسايى و دستگير كردند. در بازرسى كيف دستى آنها نيز اموال مسروقه به همراه ۶۰۰ عدد قرص خواب آور و مقدارى آبميوه مسموم كشف شد. زن و مرد جوان در بازجويى ها به چندين فقره سرقت از مسافران قطار اعتراف كردند. مأموران پليس راه آهن تهران به محض اطلاع از دستگيرى زن و مرد تبهكار با دستور قاضى «چادربندى»- بازپرس شعبه چهارم دادسراى ناحيه ۱۶ بعثت- با نيابت قضايى به شهرستان يزد رفتند تا متهمان را به تهران منتقل كنند.
|
|
|
|
|
۱۰۰سرقت درپرونده دختر تحصيلكرده
|
|
|
گروه حوادث ـ حميده گودرزى:«خانواده ام هميشه دوست داشتند، پزشك ماهر و سرشناسى شوم. اما به دليل آن كه در اين رشته قبول نشدم، تصميم گرفتم از دانشجويان انتقام بگيرم.» دختر تحصيلكرده كه در اقدامى كينه جويانه كيف دستى بيش از يكصد دختر دانشجو را سرقت كرده بود، وقتى براى بازجويى مقابل «مهدى دوات گرى» بازپرس شعبه دهم دادسراى ناحيه ۶ - خارك - ايستاد درباره انگيزه سرقت هاى سريالى اش گفت: وقتى در دبيرستان تحصيل مى كردم خانواده ام بشدت علاقه داشتند، در رشته پزشكى قبول شوم. به همين خاطر بعد از ديپلم در كنكور سراسرى شركت كردم. اما در رشته مهندسى يك دانشگاه معتبر در شيراز قبول شدم. از ترس اينكه سال آينده قبول نشوم، ناچار در دانشگاه ثبت نام كردم. در اين مدت شركت در كلاس ها برايم يك كابوس بود. هميشه خود را سرزنش مى كردم. كم كم اين مسئله برايم به يك عقده بزرگ تبديل شده بود. به همين خاطر هفت سال طول كشيد تا ليسانس گرفتم. دو سال قبل وقتى فارغ التحصيل شدم به بهانه شركت در كلاس هاى فوق ليسانس، به تهران آمدم و در يكى از خوابگاه هاى خصوصى در مركز تهران اتاقى اجاره كردم. چند بار به كلاس هاى تقويتى در يكى از دانشگاه ها رفتم. با ديدن دانشجويان رشته هاى پزشكى به ياد گذشته و آرزوهاى تحقق نيافته پدر و مادرم افتادم. تا اينكه از شدت خشم و كينه تصميم گرفتم، از دانشجويان انتقام بگيرم. با آنكه نياز مالى نداشتم و هميشه در حساب بانكى ام مقدار زيادى پول از طرف خانواده ام واريز مى شد، با اين حال در نمازخانه، دستشويى و رستوران دانشگاه ها كمين كرده و در فرصتى مناسب كيف دانشجويان را برمى داشتم و بلافاصله پس از ورود به خيابان محتويات كيف ها را خالى مى كردم. اما به هيچ يك از آنها دست نمى زدم. تلفن هاى همراه دزدى را در سطل آشغال مى انداختم و با كارت دانشجويان در دانشگاه ها رفت و آمد مى كردم. تا اين كه پس از سرقت كيف يك دانشجوى رشته پزشكى عكس خودم را روى آن چسباندم. بعد هم در همه جا خودم را دانشجوى رشته جراحى عمومى و كارمند يك بيمارستان معروف معرفى مى كردم. حتى به پسر جوان ثروتمندى كه از من خواستگارى كرده بود قول ازدواج دادم. بازپرس پرونده پس از اعتراف هاى دختر جوان دستور داد تا او براى تحقيقات بيشتر در اختيار مأموران اداره هفدهم پليس آگاهى تهران قرار گيرد. از طرف ديگر مأموران به دستور بازپرس پرونده، متهم را براى بررسى سلامت روانى اش به پزشكى قانونى انتقال دادند. كارشناسان هم پس از معاينات لازم اعلام كردند وى از سلامت روانى برخوردار است، با اين حال احساس خودكم بينى دارد. به احتمال زياد هم به همين خاطر مرتكب سرقت هاى سريالى از دانشجويان شده است.
|
|
|
|
|
رئيس پليس اماكن ناجا:
خانم ها بدون مدارك شناسايى در هتل ها پذيرش مى شوند
گروه حوادث - پذيرش خانم ها در اماكن اقامتى و هتل ها نياز به نامه كتبى اداره اماكن ندارد، بنابراين هيچ مركز اقامتى و هتلى حق ندارد براى پذيرش خانم ها، نامه كتبى اداره اماكن را بخواهد. سردار نجفى رئيس پليس اماكن نيروى انتظامى كشور با اعلام اين خبر گفت: طبق دستورالعمل كتبى ابلاغ شده اماكن، اگر خانمى مدارك شناسايى مانند شناسنامه و گذرنامه خود را به همراه نداشته باشد باز هم نبايد با مشكل پذيرش مواجه شود. در چنين شرايطى مركز اقامتى بايد اين نوع افراد را پذيرش كرده ولى موضوع را به مأموران اماكن ناجا اطلاع دهد.به گفته رئيس پليس اماكن ناجا زنان مى توانند به راحتى در واحدهاى اقامتى كشور مستقر شوند و فرقى ميان زنان و مردان در اين خصوص وجود ندارد.
|
|
|
|
|
علت اجرا نشدن حكم اعدام قاچاقچى مواد مخدر
گروه حوادث ـ دادستان عمومى و انقلاب تهران دليل اجرا نشدن حكم اعدام يك قاچاقچى مواد مخدر را اعلام كرد. به گزارش خبرنگار ما، پورحسينى مدير روابط عمومى دادسرا درباره علت تأخير اجراى حكم يكى از محكومان در فهرست ۳۰ نفرى قاچاقچيان مواد مخدر، اراذل و اوباش و جنايتكاران، گفت: سحرگاه يكشنبه ششم مرداد دقايقى قبل از اجراى حكم اعدام، يكى از قاچاقچيان سابقه دار، براى معرفى چند تن از اعضاى باند هاى فعال قاچاق مواد مخدر و اشرار اعلام آمادگى كرد، بنابراين اجراى حكم اعدام اين محكوم با هماهنگى قاضى اجراى احكام دادسرا به طور موقت به تعويق افتاد.
|
|
|
|
|
درخواست قصاص براى خواستگار اسيدپاش
|
|
|
گروه حوادث ـ فرناز قلعه دار: دختر جوانى كه از سوى خواستگار شكست خورده قربانى اسيدپاشى شده بود، خواستار قصاص پسر اسيدپاش شد.
به گزارش خبرنگار جنايى ما، «آمنه» - 29 ساله - كه چهار سال قبل از سوى مجيد - 25 ساله - هدف اسيدپاشى قرار گرفته بود، صبح ديروز در ابتداى جلسه به بازپرس «قيصرى» - رئيس شعبه ششم دادسراى جنايى تهران - گفت: 12 آبان ۸۳ همزمان با ۱۹ ماه رمضان، با زبان روزه از محل كارم - حوالى پل سيدخندان - بيرون آمدم تا همراه مادرم به يكى از امامزاده هاى شمال تهران برويم، هنوز چند قدم بيشتر نرفته بودم كه سايه سنگين مردى را پشت سرم احساس كردم. به گمان اين كه فردى قصد مزاحمت دارد، قدم هايم را آهسته كرده و به عقب برگشتم، اما ناگهان مجيد را ديدم كه با يك ظرف قرمز به طرفم حمله كرد. همان موقع بشدت احساس سوختگى كردم، درحالى كه به هيچ عنوان تصور نمى كردم روى صورتم اسيد پاشيده باشد. ابتدا فكر كردم آب جوش ريخته تا مرا بترساند. اما چند ثانيه بعد از شدت سوزش و درد فرياد كشيده و كمك خواستم. دقايقى بعد مردم مرا به بيمارستان رساندند، اما متأسفانه همان شب چشم چپم نابينا شد. چشم راستم نيز پس از ۱۷ عمل جراحى در اسپانيا، بعد از ۲ سال نابينا شد. همان موقع بهترين و معروف ترين پزشكان اروپا روى چشم من عمل هاى مختلف جراحى انجام دادند، اما در نهايت اعلام كردند نمى توانند اندكى از بينايى ام را به من هديه دهند. در ادامه بازپرس «قيصرى» از دختر نابينا خواست تا درباره نحوه آشنايى اش با متهم توضيح دهد. وى گفت: بعد از آن كه در رشته الكترونيك فوق ديپلم گرفتم، در كنكور كارشناسى شركت كرده و در دانشگاه اسلامشهر قبول شدم. يك روز كه درس عملى داشتيم، به آزمايشگاه رفتم و مشغول كار بوديم كه متوجه حركات غير عادى يكى از بچه ها شدم. اين نخستين بار بود كه او - مجيد - را مى ديدم. همان روز هم جر و بحث مان شد و ديگر او را نديدم. اما چند هفته بعد خانم ميانسالى با خانه ما تماس گرفت و خودش را مادر «مجيد» معرفى كرد و گفت: مى خواهد از من خواستگارى كند. پس از اين كه دريافتم او مادر همان پسر مزاحم است، به آنها جواب منفى دادم. اما از آن به بعد مزاحمت هاى او آغاز شد. سرانجام مجبور شدم با او صحبت كنم تا دست از سرم بردارد، اما زير بار نرفت. دائم به محل كارم زنگ مى زد و تهديدم مى كرد. خانواده ام را نيز تهديد كرده و ترسانده بود. بالاخره مجبور شدم به دروغ بگويم كه ازدواج كرده ام شايد دست از سرم بردارد، اما دو روز بعد اين حادثه وحشتناك برايم اتفاق افتاد و چند روز بعد از آن هم «مجيد» را دستگير كردند.آمنه به عنوان آخرين درخواست خود خواستار قصاص متهم شد و گفت: «من فقط قصاص مى خواهم. بايد اين فرد را در همان محلى كه به صورتم اسيد پاشيد قصاص كنند تا بفهمد كه من و خانواده ام در اين مدت چه كشيده ايم. ضمن اين كه درس عبرتى براى ديگران هم باشد.»پس از پايان اظهارات «آمنه»، بازپرس پرونده از پسر زندانى خواست تا براى آخرين بار از خود دفاع كند.«مجيد» - پسر اسيدپاش - هم گفت: «اشتباه كردم. فكر مى كردم اگر اين كار را انجام بدهم، به او خواهم رسيد. اما حالا فهميدم كه زندگى يك دختر، خودم و چند خانواده را نابود كرده ام. مجيد درحالى كه به گريه افتاده بود، در ميان هق هق بلندش گفت: «شما را به خدا مرا قصاص نكنيد، بلكه اعدامم كنيد تااز زندگى توأم با رنج و عذابم راحت شوم.»«آمنه» كه با شنيدن صداى گريه هاى متهم متأثر شده بود، ناگهان صحبت هاى متهم را قطع كرد و گفت: «فقط يك سؤال از شما دارم ، چرا يك لحظه با خودت فكر نكردى عاقبت اين كار چه خواهد بود شنيده ام آن روز از ساعت ۱۰ صبح تا ۴ بعد از ظهر با سطل اسيد در پارك مقابل محل كارم نشسته و منتظر بودى تا از شركت خارج شوم. آيا در تمام اين ساعت ها حتى يك لحظه هم درباره اقدام جنايتكارانه ات فكر نكردى يا يك لحظه هم پشيمان نشدى مگر من چه بدى در حق تو كرده بودم كه تا آخر عمر چشم هايم را گرفتى من كه هيچ وعده و قولى براى ازدواج نداده بودم. اما اين را بدان همه زندگى ام را از من گرفتى. خودم و خانواده ام را سوزاندى، فقط بگو چرا »متهم با شنيدن اين حرف ها سرش را پايين انداخت و به گريه افتاد. بعد هم زير لب گفت: اشتباه كردم!بازپرس قيصرى پس از پايان جلسه گفت: قرار مجرميت متهم بزودى صادر و پرونده براى رسيدگى به دادگاه كيفرى استان تهران ارسال خواهد شد. پسر اسيدپاش نيز از سوى مأموران به زندان بازگردانده شد.
|
|
|
|