يكشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۷ - ۱ شعبان ۱۴۲۹
Sun, Aug 3, 2008
فرهنگ وانديشه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصاد
بين الملل
تاريخ
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
سلامت
خانواده
رودررو
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
گفت و گو با جان سرل(فيلسوف ذهن)
كتاب انديشه
گفت و گو با جان سرل(فيلسوف ذهن)
ماشين ذهن
380790.jpg
هاروى بلوم ‎/ ترجمه سعيد وهابى

جان سرل كه در زمره شاگردان جى.ال. آستين، فيلسوف معروف تحليلى، در دهه ۵۰ بود، از سال ۱۹۵۹ در دانشگاه بركلى در كاليفرنيا مشغول تدريس فلسفه ذهن و فلسفه زبان بوده است. در مصاحبه زير وى به پرسش هاى هاروى بلوم درباره مباحث عمده فلسفه ذهن بخصوص مقايسه ذهن و ماشين پرداخته است.


شما فكر مى كنيد كه پرسش هاى مربوط به ذهن در مركز فلسفه امروز قرار دارند. آيا اين صحيح است
درست است و اين تغييرى بزرگ است. اگر به قرن هفده برگرديد يعنى به عصر دكارت، خواهيد ديد كه شك گرايى- پرسش راجع به نحوه امكان دستيابى به شناخت- مسئله اى حياتى براى فلسفه بود. آن عصر معرفت شناسى را در قلب فلسفه قرار داد. چطور مى توانيم به شناخت برسيم آيا بايد به دنبال بنيانى براى شناخت باشيم كه بر شك هامان درباره آن غلبه كند تا تقريباً يكصد سال پيش پرسش اصلى هنوز درباره شناخت بود. اما اكنون مركز مناقشه فلسفى فلسفه ذهن است.
چرا چنين تغييرى رخ داد
ما چيزهاى زيادى مى دانيم. در حالى كه يافته هاى اساسى حاصل از فيزيك و شيمى درباره جهان را بديهى فرض مى كنيم. با دانستن چيزهاى بيشترى درباره جهان واقع نسبت به دانش پيشينيان نمى توانيم شك گرايى را به شيوه گذشته جدى بگيريم. اين همچنين بدين معنا است كه فلسفه بايد بر اساس تمام آنچه كه مى دانيم اقدام كند.
نظام ها بواسطه روابط على محدود مى شوند. ما اين را مى دانيم. پس به پرسش اين طور ادامه مى دهيم: تا چه اندازه مى توانيم تصورى كه از خود داريم را با دانش سازگار كنيم آگاهى، اراده آزاد، عقلانيت، زبان، سازمان سياسى، اخلاق، زيبايى شناسى، هويت شخصى و مسئوليت اخلاقى چگونه مى توانند وجود داشته باشند اين ها پرسش هاى مربوط به فلسفه ذهن هستند.
شما خود را يك طبيعت گراى زيست شناخت مى ناميد و استدلال مى كنيد كه آگاهى از بنيانى فيزيكى برخوردار است.
پرسش مربوط به نحوه امكان وجود آگاهى در جهانى كه تماماً از اجزاى فيزيكى ساخته شده است مانند اكثر پرسش هاى ديگر در حال تبديل شدن به پرسشى علمى است. آن پرسش مانند پرسشى است كه اجداد ما را به زحمت انداخت، يعنى چطور ماده ساكن مى تواند حيات داشته باشد حيات چطور مى تواند در گروهى از مواد شيميايى وجود داشته باشد حالا ما تصور بسيار غنى ترى از بيوشيمى داريم. تمام جزئيات را نمى دانيم، اما امروز هيچكس نمى تواند با شور و حرارت احساس كند كه شما قادر به شرح بيوشيميايى زندگى نيستيد.
مغز چطور حالات شگفت انگيزى مانند آگاهى، ذهنيت و كميت پذيرى را توليد مى كند اين پرسش مستلزم پاسخى عصب زيست شناختى(neurobiological) است. حالا كارهاى زيادى در اين باره انجام شده است.
شما استدلال كرده ايد كه مهم نيست علم چه مى گويد، ما تمايل داريم كه خود را به شكلى آزاد درنظر بگيريم.
مسئله فقط اين نيست كه چنين تمايلى داريم. بدتر از آن است. شما نمى توانيد از پيش فرض اراده آزاد فرار كنيد. وقتى من و شما صحبت مى كنيم يا در رستورانى غذا سفارش مى دهيم، يا رأى مى دهيم، اين كارها را تنها با اين فرض انجام مى دهيم كه حق انتخاب داريم. ما نمى توانيم راجع به آزادى خودمان فكر نكنيم.
چرا براى بسيارى از مردم خوشايند است كه ذهن را به عنوان نوعى كامپيوتر درنظر بگيرند
مردم همواره سعى كرده اند تا براى مغز تمثيلى مكانيكى بيابند. اخيراً اتفاقى با مقاله اى برخورد كردم كه در آن گفته شده بود كه مغز يك سيستم تلگراف است. پيش از آن مردم مى گفتند كه مغز مانند دستگاه بافندگى است كه پارچه هاى نقش دار مى بافد. وقتى كودك بودم مردم مى گفتند كه مغز يك سيستم تلفن است. اين كه بگويند مغز يك كامپيوتر ديجيتال است اجتناب ناپذير بود.
اما شما خودتان معتقديد كه مغز يك ماشين است.
مغز ماشينى است كه از طريق انرژى اسباب و علل را انتقال مى دهد و آگاهى را حفظ مى كند. آگاهى از حالات شخصى، ذهنى و كيفى احساس و هشيارى شكل مى گيرد كه وقتى شما از خواب يا رؤيايى بيدار مى شويد، شروع مى شود و تا وقتى كه دوباره به خواب مى رويد، ادامه مى يابد. ما هنوز نمى دانيم كه چطور مغز سبب ساز چنين فرايندى مى شود. شايد دليلى براى اين مسئله وجود نداشته باشد كه چرا آگاهى در پديده هاى غيربيولوژيك بوجود نمى آيد.
آيا شما واقعاً فكر مى كنيد كه ما مى توانيم ماشينى بسازيم كه ويژگى هاى زبان طبيعى را بطور كامل داشته باشد و از آگاهى موثقى برخوردار باشد
اين سؤالى واقعى است، سؤالى نيست كه بتوان با تحليل فلسفى به آن پاسخ داد. حرف من آن است كه توانايى دستكارى نمادها كه كامپيوترها امروزه به آن مشغول اند همان توانايى كسب آگاهى نيست.
شما مى گوييد كه ماشين ها مى توانند آگاهى داشته باشند و مغزهاى ما ماشين هايى هستند كه آگاهى دارند. خب، كامپيوتر يك ماشين است. پس چرا نمى تواند آگاهى داشته باشد
درست است. كامپيوترى كه شما در يك فروشگاه مى خريد يك ماشين است. اما محاسبه يك فرايند ماشينى نيست. محاسبه با انتقال انرژى تعريف نمى شود.
مردم فكر مى كنند من مى گويم كامپيوتر آنقدر ماشين است كه مى تواند آگاهى داشته باشد. اين كاملاً غلط است. من مى گويم كه آن به قدر كافى ماشين نيست.
اين فريبكارانه است.
دقيقاً، اين مسئله به نحو مضحكى ساده است. اذهان با تملك پديدارهاى ذهنى مانند آگاهى و التفات(Intentionality) تعريف مى شوند. عمليات هاى كامپيوتر از روى قواعد تركيب(synthetically) و برحسب تغيير نماد صورى تعريف مى شوند و اين امر به خودى خود نه داراى كفايت است و نه سازنده آگاهى.
طنز قضيه در اين است كه در تمام اين سال ها هيچكس به اين مسئله پى نبرده بود.
مثالى از نوع سؤالى كه علم در پاسخ دادن به آن كمكى به فلسفه نمى كند، بزنيد.
چندين مثال به شما ارائه خواهم داد. سؤالاتى وجود دارند كه ذهن يونانيان را به خود مشغول كرده بود: ماهيت يك جامعه عادلانه چيست رضايتبخش ترين شكل زندگى كدام است اشكال عشق چه هستند سؤالاتى در زمينه اخلاق و زيبايى شناسى هم وجود دارند. اين سؤالات شايد بنيانى علمى داشته باشند اما سؤالات علمى محسوب نمى شوند.
با فرض اين كه بسيارى از فلاسفه معاصر درباره اهميت علم اتفاق نظر دارند، چرا بين آنها چنين عدم توافق تند و پرحرارتى وجود دارد
من زياد نگران اين حقيقت نيستم كه فلاسفه با هم اتفاق نظر ندارند.
كتاب انديشه
مجموعه مقالات كنفرانس توسعه دانش و فناورى درايران
380778.jpg
به اهتمام دكتر مهدى گلشنى
انتشارات پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى
امروزه در جامعه علمى ما تلقى غلطى درمورد چاپ مقالات در مجلات خارجى وجود دارد. از سويى، عده اى براى چاپ مقاله در مجلاتى كه در ISI فهرست شده اند، تبليغ مى كنند و از سوى ديگر، ناقدان انحصار چاپ مقاله در مجلات مذكور متهم شده اند كه ضد جريان علم هستند و فكر مى كنند فقط بايد به اشاعه علم درداخل كشور بسنده كرد و مانع مبادله علمى با جهان پيشرفته در علم هستند. اما به نظر مى رسد آنها كه مى گويند چاپ مقاله در مجلات خارجى روا نيست، از مقتضيات زمان غافل اند. چرا كه بايد عالمان ايرانى يافته هاى خود را در جهان منتشر كنند تا اولاً زنده بودن ايرانى را به جهان نشان دهند، ثانياً ازبرخورد سازنده جامعه جهانى با فعاليت علمى شان بهره مند شوند. در ضمن، نبايد از اين نكته مهم غفلت كرد كه علم ما نبايد صرفاً مناسب چاپ در مجلات ISI باشد، بلكه بايد نيازهاى كشور را نيز برطرف كند.
علم ما تا چه حد به اين بعد توجه كرده است. چه تعداد از قطعات موردنياز صنعت ما در دهه هاى اخير در داخل تهيه شده و ما را از خارج مستغنى كرده است بخش هاى كاربردى علم تا چه اندازه اى در جهت حل مسائل كاربردى كشور بوده است
مباحث فوق و پاسخ به مسائلى از اين دست بهانه اى شد براى «كنفرانس توسعه دانش و فناورى در ايران» در دانشگاه صنعتى شريف كه برگزارى آن در پى اجابت دعوت مقام معظم رهبرى براى احياى جنبش نرم افزارى، جهت ارتقاى علم در كشور بود.
مجموعه مقالات اين سمينار به اهتمام دكتر مهدى گلشنى كه مسئوليت دبير علمى اين همايش را نيز برعهده داشت و به همت پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى منتشر شده است.
مقالات گردآمده در جلد نخست حول سه محور بررسى هاى تاريخى و معرفتى درباره توسعه دانش در ايران و جوامع اسلامى، بررسى وضعيت كنونى دانش و فناورى در ايران، فناورى هاى جديد و اهميت آنها، موانع توسعه دانش و فناورى در ايران گردآمده اند. ازجمله مقالات مى توان به اين عناوين و موضوعات اشاره كرد:
- تراژدى توسعه IT، موانع و راهكارهاى موجود.
- مشكلات پژوهش در ايران.
- موانع نوانديشى دينى
- موانع روش شناختى توسعه علوم انسانى
- وضعيت توسعه فناورى اطلاعات و ارتباطات در ايران و جهان
- پديده مهاجرت نخبگان علمى و متخصصان
- نقد و ارزيابى توسعه دانش و فناورى در ايران
- آيا اندازه گيرى علم امكانپذير است
- علم دينى: امكان، ماهيت و ضرورت
- پارادايم هاى توسعه دانش و فناورى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |