دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ - ۲ شعبان ۱۴۲۹
Mon, Aug 4, 2008
سياست
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
سياسى
دانش
اوقات شرعى
مهندسى فرهنگى با رويكرد دينى يا سكولار !
مهدى جمشيدى
۱- بحث هايى كه تاكنون درباره «مهندسى فرهنگ عمومى كشور» صورت پذيرفته، بيشتر ناظر به ضرورت كلان نگرى و جامع نگرى در حوزه فرهنگ و مهندسى فرهنگى بوده است. هر چند اين مسئله يك تحول مثبت محسوب مى شود زيرا در گذشته، بيشتر مراكز و نهادهاى فرهنگى نگاه بخشى و جزئى به مقوله فرهنگ و فعاليت فرهنگى داشته اند، اما علاوه بر اين، مسئله ديگرى نيز در ميان است كه حداقل به همين اندازه از اهميت برخوردار مى باشد و آن تعيين «چارچوب هاى مرجع» براى مهندسى فرهنگ عمومى كشور است.
۲- روشن است كه انقلاب اسلامى اساساً يك «تحول ارزشى و فرهنگى» عميق بر پايه احكام و ارزش هاى اسلامى است. در واقع، انقلاب اسلامى تمام ارزش هاى اجتماعى و ملى از قبيل استقلال، آزادى، برابرى و.‎/‎/ را در سايه حاكميت ارزش هاى اسلامى مى طلبد.
اگر اين گونه بينديشيم بايد اعتراف كنيم كه نمى توانيم چارچوب مرجعى به غير از باورها و ارزش هاى اسلامى براى مهندسى فرهنگى در نظر بگيريم. غفلت از اين نكته اساسى مساوى است با بى اثر شدن كليت اين پروژه.
۳- قرآن كريم به دو نوع مهندسى فرهنگى اشاره كرده است كه در جوامع بشرى وجود دارند: «مهندسى دينى فرهنگى» و «مهندسى دنيوى فرهنگ».
۴- اسلام كه در قالب «كتاب و سنت» تحقق يافته، بالاترين و عالى ترين نعمتى است كه خداوند متعال در اختيار انسان قرار داده است، به صورتى كه انسان هيچ گاه نخواهد توانست از عهده شكر اين نعمت عظيم برآيد. طبيعى است كه يكى از وظايف ما به عنوان مسلمان، بهره گيرى از آيات و روايات، نه تنها به عنوان وسيله اى جهت كسب ثواب و پاداش، بلكه وسيله اى براى «مهندسى فرد و جامعه» است. متأسفانه در اثر غفلت از اين حقيقت جامعه ما در دهه هاى اخير دستخوش آسيب هاى فردى و اجتماعى متنوعى شده به طورى كه بارها و بارها بسيارى از فضلاى حوزه و نخبگان دانشگاه در اين باره هشدار داده و خواستار چاره انديشى براى رفع معضلات اجتماعى و چالش هاى فرهنگى شده اند. مديران فرهنگى نظام بايد دريابند كه چاره اى به جز «رجعت به اسلام» و پايبندى كامل به همه احكام و ارزش هايش وجود ندارد، اما با تأسف بايد گفت كه بسيارى از آن ها هنوز توجه و حساسيت شايسته اى نسبت به اين مقوله سرنوشت ساز پيدا نكرده اند.
۵- از جمله نخستين گام ها در مسير مهندسى دينى فرهنگ عمومى، «آسيب شناسى فرهنگ عمومى» است. ابتدا بايد دريافت كه جامعه اكنون در چه فضا و موقعيت فرهنگى به سر مى برد. البته سنجش فرهنگى مورد نظر نبايد مبتنى بر شاخص ها و معيارهاى غربى و وارداتى باشد، بلكه بايد خصوصيات جامعه مطلوب و مذموم از آيات و روايات استخراج شود تا مشخص بشود كه اكنون از لحاظ فرهنگى در چه جايگاهى واقع شده ايم و با چه تنگناهاى فرهنگى مواجه هستيم و براى آينده، چه اهداف و غاياتى را بايد در نظر بگيريم. بايد سنجيد كه فضاى خانواده ها، محيط مدارس و دانشگاه ها، خيابان ها و فضاى شهر، روابط مردم و حاكميت، روابط گروه ها و احزاب با يكديگر، برنامه ريزى هاى نهادهاى فرهنگى و.‎/‎/ تا چه انداره متأثر از لعب، لهو،زينت، تفاخر و تكاثر است و چه ميزان منطبق با تقوا، تهذيب، تعقل، آخرت گرايى، احساس مسئوليت، معنويت و.‎/‎/
عبرت هاى تاريخى مشروطيت
380916.jpg
محمدحسن رحمانى
نهضت مشروطيت برگى از تاريخ پررمز و راز ملتى است كه در اوج حيات حكومت هاى خودكامه سلطنتى مسيرى را انتخاب كرد كه در صورت به ثمر رسيدن آن مى توانست ملت ايران را به قله هاى رفيع پيشرفت و توسعه رهنمون نمايد. ريشه انقلاب مشروطيت را بايد در رفتار ظالمانه پادشاهان قاجار، تجاوز شاهزادگان و وابستگان دربار و مداخله بى حد و حصر دولت هاى روس و انگليس در امور ايران و مخالفت مردم با آنها دانست.
در زمانى كه مشروطيت به وقوع پيوست، كسانى بر مصدر امور حضور داشتند كه به جاى رسيدگى به امور مملكت و مشكلات مردم، با بذل و بخشش هاى فراوان از اموال مردم، به فكر استحكام موقعيت خود بودند.
شروع حركت انقلاب مشروطه را بايد از اهانت عده اى به روحانيون و اهانت كارگران بانك روس به قبرستان مسلمانان دانست. با شورش مردم، دولت اقدام به دستگيرى دو تن از تجار تهران كرد و بازار تعطيل شد و مردم و روحانيون در مساجد جمع شدند و نسبت به اين رفتار دولت اعتراض كردند و در نهايت با استمرار حركت انقلابيون و ادامه نهضت به شهرهاى شيراز، تبريز و اصفهان، مظفرالدين شاه كه از هيجان مردم به وحشت افتاده بود و احساس خطر مى كرد، ناخواسته در ۱۴ مرداد سال ۱۲۵۸ ه.ش اقدام به صدور فرمان مشروطيت و تأسيس مجلس شوراى ملى مركب از برگزيدگان ملت كرد. هر چند اين دستاورد بزرگ با اختلاف در بين انقلابيون مشروطه خواه و فاصله گرفتن آنها از روحانيون بزرگى همچون شيخ فضل الله نورى به شكست انجاميد و حركتى كه مى رفت تا طومار استبداد و استعمار را برچيند با چنين رفتارهايى عقيم ماند.

امروز سالروز صدور فرمان مشروطيت است، زمانى كه اگر عناصر سياسى - مذهبى آن روز بر آن پايبند مى شدند، امروز شاهد دستاورد عظيم آن بوديم و چه بسا از لحاظ تحولات سياسى - اجتماعى حداقل به ميزان نيم قرن در پيشبرد اهداف اين نهضت مؤثر بود و قطعاً اين حركت موجب تسريع در اهداف انقلاب اسلامى كه نزديك قرن پس از آن به وقوع پيوست، مى گرديد.
آنچه از مشروطيت مى توان در اين دوره و همه دوره ها به عنوان درسى عبرت آموز در تاريخ ايران فراگرفت در چند مقوله قابل بررسى و تأمل است:
۱- تحول در جوامع بويژه جامعه ايران با توجه به بافت مذهبى و قوميتى هر چند مثبت و قابل توجه است ولى اين تحول در شرايطى منجر به بهبود وضعيت خواهد شد كه حركت و رفتار نخبگان از يك چارچوب و اعتدالى برخوردار باشد و در صورت بروز رفتارهاى نسنجيده و بدون ملاحظات ارزش هاى مسلط آن جامعه، نبايد انتظار تحول منطقى در آن جامعه را داشت و چه بسا در صورت ايجاد آن تحول ديرى نخواهد گذشت كه دستاوردهاى بدست آمده به انحراف كشيده شده و از مسير منطقى خود خارج گردد و موجبات شكست نهضتى كه مى توانست سرمنشأ تحول در جامعه باشد را فراهم نمايد.
۲- از مطالعه تاريخ مشروطيت مى توان درك كرد كه قدرت طلبى سرآغاز شكاف بين مشروطه خواهان گرديد. اگر هدف مقدسى كه علمايى همچون شيخ فضل الله نورى و بهبهانى تعقيب مى كردند تا جامعه ايران را از سلطه استبداد داخلى و استعمار خارجى نجات دهند، به عنوان يك انديشه و هدف نهايى موردنظر همه مشروطه خواهان قرار مى گرفت و برخى از عناصر نفوذى در اين نهضت اهداف خود را در بست نشستن در سفارت انگليس جست وجو نمى كردند، طبيعى بود كه در كمترين زمان آن تلاش هاى مخلصانه به هيچ تبديل نمى شد. بنابراين عامل قدرت طلبى و نفوذ عناصر معلوم الحال و چند چهره را در يك نهضت اسلامى اصلاحى نبايد فراموش كرد. اين رفتار را كم و بيش در دوران اصلاحات شاهد بوديم.
۳- شايد بيش از همه عوامل، وجود سه عامل را بتوان باعث شكست نهضت مشروطيت دانست:
الف) انتشار مطبوعات بصورت گسترده و قارچ گونه و فضاسازى غيرواقعى در قطبى كردن جامعه و نشر اكاذيب عليه مشروطه خواهان و تخريب چهره رهبران اين نهضت از جمله مواردى بود كه منجر به انحراف افكار عمومى و در نهايت عدم حمايت از مشروطه خواهان واقعى گرديد. چنين عملكردى منجر به دار آويختن رهبر اين نهضت شهيد آيت الله شيخ فضل الله نورى گرديد و مردم غافل نيز بدليل همين سمپاشى هاى مطبوعاتى بود كه در پاى چوبه دار شيخ هلهله كردند. هر چند اين نوع برخوردها را در نهضت هاى ديگر از جمله نهضت ملى شدن نفت در رابطه با آيت الله كاشانى و ‎/‎/‎/ ديديم و اگر در دوره هايى كه مطبوعات زنجيره اى اهداف مقدس نظام اسلامى را نشانه رفته بودند، تدبير رهبر فرزانه انقلاب و صلابت برخورد نظام نبود، تاريخ بار ديگر تكرار مى شد و شاهد رفتارهايى از جنس مشروطيت در انقلاب اسلامى هم مى شديم.
ب) اگر نگوييم كه فعاليت سفارت انگليس به عنوان حلقه خارجى كمك كننده به عناصر داخلى براى انحراف در مسير مشروطيت و ابقاى حكومت استبدادى قاجار اولين نقش را داشته است، به طريق اولى بايد براى آن نقش همطراز با عوامل خارجى را در نظر گرفت. مشروطيت درست از زمانى سراشيبى سقوط را طى كرد كه برخى با نام مشروطيت ولى با تفكر و رهبرى دولت انگليس جريان امور را در دست گرفتند و افراد مشروطه مشروعه خواه در حاشيه قرار گرفتند. درخواست برخى سياسيون از كشورهاى اروپايى براى نظارت بر فعاليت هاى سياسى و انتخابات نيز از همان جنسى است كه در دوران مشروطيت با كمك عوامل خارجى دنبال مى شد.
ج) حذف روحانيت از جريان مشروطه نيز از جمله عوامل انحراف اين نهضت انقلابى و صحيح در تاريخ ايران است، درست از زمانى مشروطيت ازمسيرصحيح منحرف شدكه بزرگان مشروطه خواهى همچون شهيد شيخ فضل الله نورى، آخوند خراسانى و بهبهانى از جريان آن حذف شدند و افراد لائيكى چون تقى زاده ها، وثوق الدوله ها و.‎/‎/ جريان امور را برعهده گرفتند.
د) حمله به مقدسات دينى از جمله مواردى بود كه در انقلاب مشروطيت توسط عناصر خاص صورت گرفت. جالب اينكه اين رفتار كم و بيش در همه نهضت هاى مطرح در تاريخ ايران وجود داشته است. در سال هاى پس از پيروزى انقلاب هم به كرات شاهد چنين حملاتى بوده ايم. آنجا كه برخى فراتر از حركت اصلاحات به صراحت در پاسخ به معترضين اهانت به مقدسات گفتند: «حتى به خدا هم مى توان اعتراض كرد و عليه او راهپيمايى نمود» نشاندهنده خط منحرف حمله به مقدسات مى باشد.
از مجموعه مطالعه حوادث انقلاب مشروطيت مى توان نتيجه گرفت مشروطيت در هر مقطع تاريخى با تفاوت هايى قابل تكرار است و براى عدم تكرار حوادث تلخ آن، بايد اعتدال در رفتار مبناى عمل نخبگان و رهبران اين گونه حركات باشد. چرا كه هرگونه افراط منجر به شكست نهضت ها مى گردد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |