سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۷ - ۳ شعبان ۱۴۲۹
Tue, Aug 5, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصاد
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
اينترنت
كودك بادبادك
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
زنگ اول
اوقات شرعى
نگاه
ماندلا نمى خواهد از انتقام چيزى بداند
381198.jpg
ترجمه : شيرين كسرائى

نلسون ماندلا ، تنها پنج سال رئيس جمهور كشورش بود ، اما همچنان بيش از همه رهبران منطقه محبوبيت دارد. نفوذ او در ميان مردمان قاره سياه غير قابل توصيف است. مردم آفريقاى جنوبى با وجود داشتن رئيس جمهور متنفذى به نام تابو امبكى و موفقيتى كه ديپلماسى او در فرونشاندن بحران زيمبابوه كسب كرد هنوز ماندلا را مرد شماره يك كشورشان مى شناسند. در زادگاهش وى را «ماديبا» مى خوانند و اين لقبى است كه پيروانش به وى داده اند. هنگامى كه ماندلا كرسى رهبرى بزرگترين تشكل سياسى «كنگره ملى آفريقا» را به جانشين اش واگذار كرد هيچ نشانه اى از تغيير در رفتار او ديده نشد. در لحن پيغام وى آثارى از تبليغ كيش شخصيت نبود.
دوستانش مى گويند: وقتى ماديبا سخن مى گويد سكوتى مطلق در كشور برقرار مى شود و اين خود يك سرمايه سياسى براى مردم قاره سياه است كه در نقش يك قديس سياسى از شكاف و اختلاف در آفريقاى جنوبى جلوگيرى مى كند.
همه ميراث اخلاقى ماندلا در اين جمله خلاصه شده است كه او از كينه و انتقام گريزان بوده است. يعنى همان چيزى كه مصيبت عظماى اين منطقه است ‎/ وقتى مرد شماره ۴۶۶‎/۶۴ مدت ۲۷سال زندانى بود و هنگامى كه در سال ۱۹۹۰آزاد شد درباره انتقام نمى خواست چيزى بداند و اين امر، از وى فردى خارق العاده ساخت. اين برنده جايزه صلح نوبل، به افرادى كه وى را ساليان دراز، آزار داده بودند نزديك مى شود ‎/ وى با «هندريك ورورد» نخست وزير سابق و بيوه اى كه آپارتايد را بوجود آورد چاى مى نوشد و با «پرسى يوتار» وكيل دولت سابق كه بر ضد وى اقامه دعوى كرد و وى را به زندان افكند دائم در تماس است و مزاح و شوخى مى كند.
هنگامى كه آفريقاى جنوبى ميزبانى جام جهانى راگبى ۱۹۹۵را به عهده داشت، نلسون ماندلا اتباع غير سفيدپوست آفريقاى جنوبى را به حمايت از تيم اتحاديه ملى راگبى آفريقاى جنوبى كه پيش از اين مورد نفرت همگان بود دعوت كرد. پس از آنكه تيم اسپرينگبوك با پيروزى بر نيوزلند به قهرمانى رسيد ، ماندلا با پوشيدن لباس اسپرينگبوك جام قهرمانى را به كاپيتان سفيد پوست اين تيم، اهدا كرد. اين اقدام ماندلا گامى مهم در راستاى برقرارى آشتى ميان سياهان و سفيدپوستان آفريقاى جنوبى محسوب مى شد.
ماندلا در يك خانواده تمبو در روستاى كوچك موزو در ناحيه متاتا، مركز مناطق ترانسكى از استان كيپ اتحاديه آفريقاى جنوبى به دنيا آمد. پدرش، گادلا هنرى مپهاكانييسوا، عضو شوراى سلطنتى مردم تمبو بود.
روليهلاهلا ماندلا در هفت سالگى، نخستين عضو خانواده خود بود كه به مدرسه پا گذاشت. پدر روليهلاهلا وقتى وى ۹ ساله بود در نتيجه بيمارى سل درگذشت و جونگينتابا، نايب السلطنه سرپرستى وى را بر عهده گرفت.
ماندلا در يك مدرسه تبليغى وسلى در همسايگى محل زندگى نايب السلطنه مشغول به تحصيل شد. بر اساس رسوم تمبو، او در شانزده سالگى در مؤسسه شبانه روزى كلارك برى، مشغول به تحصيل فرهنگ غرب شد و توانست به جاى سه سال، در دو سال مدرك مقدماتى خود را اخذ كند.
در نوزده سالگى، در سال ،۱۹۳۷ به هلدتون، دانشكده وسلى در فورت بيوفورت كه بيشتر خانواده سلطنتى در آن مشغول به تحصيل بودند عزيمت كرد و به ورزش هاى بوكس و دو و ميدانى علاقه مند شد. پس از شركت در كنكور، او شروع به تحصيل در مقطع كارشناسى در دانشگاه فورت هار كرد.
ماندلا در پايان سال اول تحصيلات خود، در تحريم شوراى نمايندگى دانشجويان كه در اعتراض به سياست هاى دانشگاه انجام گرفت شركت كرد و پس از آن از فورت هار اخراج شد. ماندلا به لطف ارتباطى كه با دوست و همكار خود ، والتر سيسولو، داشت به عنوان منشى يك شركت حقوقى شروع به كار كرد. در حين كار، تحصيلات خويش را به صورت مكاتبه اى در دانشگاه آفريقاى جنوبى (UNISA) به اتمام رساند و پس از آن شروع به تحصيل در رشته حقوق در دانشگاه ويتواترسرند كرد. ماندلا در اين مدت در شهركى به نام الكساندرا زندگى مى كرد.
در سال ،۱۹۶۱ ماندلا رهبرى اومخونتو وسيزوه (به معناى «نيزه ملت»، كه علامت اختصارى آن MK است ) شاخه نظامى كنگره ملى آفريقا (ANC) را كه خود يكى از بنيانگذاران آن بود بر عهده گرفت. او مبارزات ضد نژادى عليه اهداف نظامى و دولتى را رهبرى كرده و طرح هايى تدوين كرد تا در صورتى كه اين روند مبارزات نتوانست به آپارتايد خاتمه دهد به جنگ چريكى متوسل شود. چند دهه بعد، خصوصاً در دهه ،۱۹۸۰ مخونتو وسيزوه به عنوان هسته اصلى جنگ چريكى پرچم مبارزه عليه رژيم آپارتايد را در دست گرفت. ماندلا بعد از اين نگاه خويش را به آن سوى مرزها معطوف كرد و در خارج از كشور مبادرت به جمع آورى كمك هاى مالى براى MK كرد و در ديدار با برخى از دولت هاى آفريقا ترتيباتى براى آموزش شبه نظامى داد.
سرانجام در ۵ اوت ،۱۹۶۲ ماندلا پس از هفده ماه گريز، دستگير و در دژ ژوهانسبورگ زندانى شد. سه روز بعد، در دادگاه جنجالى نظام آپارتايد وى متهم به رهبرى اعتصاب كارگران در سال ۱۹۶۱ و ترك غيرقانونى كشور شد. در ۲۵ اكتبر ،۱۹۶۲ به پنج سال زندان محكوم گرديد و دو سال بعد در ۱۱ ژوئن ،۱۹۶۴ به اتهام شركت در كنگره ملى آفريقا (ANC) براى وى حكم ديگرى صادر شد.
ماندلا در جزيره رابن زندانى شد و در اين زندان ۱۸ سال از محكوميت ۲۷ سال زندان خود را به سر برد. در اين زندان بود كه اثر ماندگار خويش را كه منشور مبارزه او به حساب مى آيد، تحت عنوان«راه طولانى آزادى» نوشت.
ماندلا در مدتى كه در زندان بود با همه اين كاميابى هاى سياسى در زندگى شخصى خود شانس چندانى نداشت ، اولين همسرش خيلى زود از وى جدا شد. دومين همسرش نيز كه شانزده سال از وى جوان تر بود، به سبب اختلاف با وى كه در زندان بود جدا شد.
ماندلا كه همه عمر خويش را تحت تعقيب بوده مى نويسد: «ساليان دراز از جاسوسان آپارتايد رنج برده است.» ماندلا بسيارى از همدستانش از جمله محافظ مورد علاقه خود را در سال ۱۹۹۱در يك توطئه از دست داد. وى در ۸۰ سالگى سرانجام با «گراكا ماچل» بيوه «سامورا ماچل» رئيس جمهور سابق موزامبيك ازدواج كرد.
همه سال هاى ايام زندان مبارز پير كه چندى پيش ۹۰ ساله شد، چنان كه در كتابش آمده سرشار از نكات جذاب براى آزاديخواهان است. نظام آپارتايد وقت در فوريه ۱۹۸۵ از او خواست آزادى مشروط به شرط عدول از عقايد خويش را بپذيرد. از او خواسته شده بود مبارزه مسلحانه را محكوم كند اما ماندلا اين معامله سياسى را شرم آور خواند. او تا فوريه ۱۹۹۰ رنج زندان را به سازش ترجيح داد تا اين كه تلاش كنگره ملى آفريقا و مبارزات بين المللى با شعار «نلسون ماندلا را آزاد كنيد» منجر به آزادى وى شد. فردريك دكلرك رئيس جمهور همزمان دستور آزادى ماندلا و پايان ممنوعيت فعاليت كنگره ملى آفريقا را صادر كرد.
روزنامه آلمانى فرانكفورتر آلگماينه
نگاه
آينده امريكاى لاتين در جهانى سازى
ترجمه : حسين قنبرى ‎/ منبع: نشريه ژئواستراتژيك ‎/ بخش پايانى

كشورهاى امريكاى لاتين در برهه كنونى با داشتن منابع سرشار انرژى و معادن بى شمار شاهد تحولات فراوان اجتماعى و سياسى مهمى بوده اند. تحولاتى كه به نظر مى آيد آرام آرام مردم اين كشورها را به دموكراتيزه كردن كشورهايشان و همچنين ثبات بخشيدن به نهاد ها و اصلاح سيستم هاى قضايى و مبارزه با فساد اميدوار مى كند. اين اميدها از زمانى كه رهبران اين منطقه طرح همگرايى ميان اين ۳۴ كشور را ارائه كرده اند بيشتر شده است.
در رابطه با اديان و مذاهب موجود در اين منطقه بنا به گفته پاپ ژان پل دوم سوسياليسم به چالشى براى كليساى كاتوليك در امريكاى لاتين تبديل شده است و امروزه نيز اين كليسا نفوذ بسيار ضعيفى در اين كشورها نسبت به ساير اديان و مذاهب دارد. به همين دليل اكنون اين سؤال مطرح است كه آينده كاتوليك در امريكاى لاتين چه خواهد بود.
همه جاى دنيا اولين قانون راهبردى كليساى كاتوليك حفظ وحدت و جلوگيرى از انشقاق و ايجاد دودستگى است اما مسئله اين است كه در اين برهه شاهد كاهش حضور معنوى آن و در نتيجه كاهش وزن ژئوپوليتيكى اين مذهب هستيم ‎/ كليساى كاتوليك امريكاى لاتين ،البته نه بدون مشكل، توانسته است وحدت خود و بويژه رابطه اش را با اسقف رم حفظ كند. در زمينه عقايد جديد گسترش ساير مذاهب و فرقه هاى مسيحى كه نگرش مذهبى ابتدايى تر و در نتيجه ساده ترى را به افراد اغلب با سواد پايين ارائه مى دهد نيز قابل ملاحظه بوده است. اما هر يك از اين مذاهب و فرق اغلب داراى نفوذى حداكثر در سطح محلى هستند و نمى توانند در حد جهانى خود را مطرح نمايند.
امروزه عنوان ضد ليبرال در بسيارى از كشورهاى منطقه مفهوم چندانى ندارد. سياست امروز اين منطقه با سوسياليسم و اقتصاد آن اغلب با قوانين ديوان سالار و بوروكراتيك عجين بوده است؛ امرى كه باعث ايجاد موانعى در راه تجارت، ايجاد صنعت و شغل ، ثروت و علاوه بر اينها عامل به وجود آورنده فساد و رشوه بوده است. همين عوامل در ادامه به افزايش جنبش هاى اجتماعى عليه نئوليبراليسم در اين كشورها منجر شد.امروزه عضويت در سازمان هاى منطقه اى به عنوان ميدان امتحانى براى جهانى سازى براى كشورهاى فقير اين منطقه محسوب مى شود. اين اقدام به طور مؤثر مى تواند راهى براى توسعه اين كشورها باشد اما هر يك از اين كشورها نيازمند اصلاحات ساختارى براى رسيدن به اين اهداف است كه به نظر مى رسد هنوز راهى بسيار طولانى در مقابل كشورهاى امريكاى لاتين وجود دارد. مركوسور، بازار مشترك جنوب، اكنون به عنوان يك نيروى اقتصادى مهم منطقه اى مطرح شده است و كشورهاى تشكيل دهنده اين بازار يعنى آرژانتين ، برزيل ، پاراگوئه ، اروگوئه و ونزوئلا همكارى رو به گسترشى را با بوليوى ، شيلى ، پرو ، كلمبيا و اكوادور آغاز كرده اند و بسيارى از كشورهاى منطقه خواستار عضويت در آن شده اند. همه اين عوامل باعث شده كه كارشناسان امور بين الملل هيچ نفعى براى امريكا در مخالفت و مقابله با اين سازمان قائل نباشند. از طرف ديگر از مطالبات تاريخى ملت هاى اين منطقه اصلاح ساختار سازمان ملل و شوراى امنيت است كه امريكاى لاتين شايسته حضور جدى تر در آن است. امرى كه باعث كاهش سلطه امريكا و ساير اعضاى دائم اين شورا خواهد شد و در اين راه مكزيك بزرگترين رقيب براى برزيل به شمار مى رود.
درك ژئوپليتيك جديد امريكاى لاتين باعث شده روسيه و چين از خلأ حضور امريكا بيشترين بهره را براى استقرار درحيات خلوت كاخ سفيد ببرند، قدرت هاى اروپايى مشى متفاوت از واشنگتن پيش بگيرند، به نوعى كه اتحاديه اروپا به عنوان اولين شريك مركوسور ، مطرح شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |