چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۴ شعبان ۱۴۲۹
Wed, Aug 6, 2008
فرهنگ و پايدارى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
شهرى
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
دانشگاه
خانواده
قرآن
ماجرا
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
درآمدى بر سينماى دفاع مقدس
381369.jpg
پژمان نوكارى‎/ بخش نخست

به اعتقاد كارشناسان سينما، ژانر فيلم جنگى تنها ژانرى است كه در سينماى ايران به درستى مسير خود را پيموده و هيچ گاه مانند ديگر ژانرهاى پر طرفدار سينماى ايران ،كمدى و ملودرام، به بيراهه كشيده نشده و قواعد آن همتاى نمونه هاى خوب كشورهاى صاحب سينما به كار بسته شده است.
در مورد سينماى جنگى‎/دفاع مقدس، به دليل اهميت آن نزد مسئولين، مطالب فراوانى گفته و نگاشته شده و برگزارى جشنواره دفاع مقدس و سلسله نشست هاى گاه و بيگاه خبر از اهميت اين ژانر سينمايى پر طرفدار دارد. مجلات و روزنامه هاى تخصصى سينمايى نيز پرونده هاى مفيد و پربارى را در اين رابطه عرضه كرده اند.
قرار است از اين پس در همين صفحه، طى سلسله مطالبى سينماى داستانى دفاع مقدس مورد بررسى قرار گيرد.اين بررسى در ادامه ودر كنار ساير كوشش هاى انجام شده در مورد ماهيت اين ژانر سينمايى صورت مى گيرد تا جنبه هاى متفاوت آن هر چه بيشتر در معرض كنكاش قرار گيرند: تاريخچه و مختصات آن، فيلمها و فيلمسازان بزرگ آن،فيلمنامه ها ومضامين طرح شده، ستاره هاى اين سينما و ساير مسائل و موضوعات مرتبط ديگر.
به همين جهت، يافتن يك زبان مشترك، ازطرح مفاهيم كلى نظير تعاريف اين نوع سينما آغاز مى كنيم تا در صورت امكان اگر عمرى باقى بود، در آينده به موارد جزئى تر برسيم.
سينماى جنگ،تعريف و پيشينه
ارائه تعريف دقيق و قابل شمولى براى سينماى جنگ (وبه طور اخص سينماى دفاع مقدس) به مانند تمامى مفاهيم ديگر سينمايى، كارى است بس مشكل و تا حدودى طاقت فرسا. كار تعريف،ارائه مختصات است و چارچوب. تعيين نوعى مرز كه آنچه را كه غير آن باشد به محدوده خود راه نمى دهد و به زبان ديگر قانونمند كردن. اما سينما قانون بردار نيست بلكه قاعده مند است و مرزهاى آن تا بيكران باز. به عنوان مثال در همين سينماى كشور ايران طيف وسيعى از فيلمها را مى توان ذيل همين عنوان سينماى جنگ بررسى كرد. آثارى نظير:باشو غريبه كوچك، پايگاه جهنمى، روبان قرمز، قارچ سمى،عروس حلبچه، اشك سرما،از كرخه تا راين،كيميا،دوئل و غيره و غيره. اما آنچه همه اين آثار را به هم مرتبط مى كند همانا عنصر جنگ است.
با اين وجود ارائه تعريف و مثال هاى متنوع و صحبت درباره آنها مى تواند تا حدودى راهگشا باشد. نكته جالب توجه اين است كه معمولاً خوانندگان نه چندان پيگير مباحث تئوريك مى دانند فيلم جنگى‎/دفاع مقدس كدام است، حتى اگرنتوانند چرايى آن را تبيين كنند!
پس هم اكنون مى توان گفت فيلم جنگى، فيلمى است كه داستان نبرد ما بين دو كشور را بازگو مى كند. لزومى ندارد كه اشخاص و وقايع برگرفته از مستندات باشند اما بستر فيلم،خود جنگ، لزوماً بايستى جنگى باشد كه در حال انجام باشد و يا پيشتر رخ داده باشد. به اين ترتيب اين گونه فيلم ها وابسته به تاريخ اند و اصولاً برخى منتقدان فيلمهاى اين ژانر را براساس جنگى كه دستمايه خود قرار مى دهند طبقه بندى مى كنند: فيلم هاى در رابطه با جنگ جهانى اول و دوم، فيلم هاى در رابطه با جنگ ويتنام و.‎/‎/ به همين دليل با ديدن فيلم مى توان به سهولت،زمان و مكانى را كه داستان به آن اشاره دارد با زمان ومكانى كه جنگ واقعاً در آنجا رخ داده مقايسه كرد و احياناً راست و دروغ آن را سنجيد!
فيلم هايى نظير هتل روآندا(ترى جرج) كه جنگ هاى داخلى و قومى‎/قبيله اى را بازگو مى كنند نيز زيرمجموعه سينماى جنگ محسوب مى شوند. در واقع مى توان فيلم جنگى را فيلمى دانست كه داستان نبرد دو يا چند گروه با يكديگر را كه يا به دلايل ايدئولوژيك رخ داده و يا به دلايل ژئوپولتيك، به عنوان بستر خود انتخاب مى كند، با تأكيد دوباره بر جنگى واقعى و نه خيالى. گاه جنگ محور اصلى مى شود و گاه نقشى فرعى را در داستان عهده دارد و اين به معناى آن است كه در اين گونه آثار جنگ نقشى تعيين كننده را عهده دار است. از سوى ديگر منتقدان سينماى جهان در نوشته هاى خود فيلم هايى در رابطه با جنگ هاى قرن بيستم، ونه قبل از آن را، در اين طبقه بندى جاى مى دهند و فيلمهايى كه جنگى از جنگ هاى قرون گذشته را به تصوير مى كشند ذيل عنوان فيلم تاريخى طبقه بندى مى كنند.
همزمان با آغاز جنگ اول جهانى،اولين فيلم ها در رابطه با جنگ در زمينه مستند و داستانى عرضه شدند. پيشتر فيلمهايى با الهام از جنگ هايى نظير جنگ داخلى امريكا (شمال و جنوب) ساخته و عرضه شده بودند. اما آنچه سينماى جنگ را رونق بخشيد وبدل به ژانر كرد همانا جنگ اول جهانى بود.
فيلم هاى مستند گزارشى از ميادين جنگ در سالن هاى سينما نمايش داده مى شدند، تلويزيون هنوز اختراع نشده بود، تا اخبار ميدان نبرد را به سمع و نظر مخاطب برسانند. به جهت حفظ روحيه مخاطب،جامعه، گاه حتى اخبار دروغين را به اطلاع عموم مى رساندند. اين امر در كشورهايى نظير آلمان و شوروى رخ مى داد.
رويكردها
در كنار سينماى مستند، سينماى داستانى جنگ نيز مراحل رشد خود را آغاز كرد. تبليغ براى خدمت در ارتش، تقويت حس اتحاد ميهنى و گراميداشت در گذشتگان جنگ همچون قهرمانان ملى از جمله مواردى بودند كه در اين فيلم ها مورد توجه قرار داشتند. اين الگو،تا به امروز پا بر جا مانده. تا زمانى كه كشورى درگير جنگ خارجى باشد،عموم آثار توليدى به تبليغ مفاهيم ياد شده مى پردازند. اين گونه فيلم ها با لحنى حماسى با شخصيت ها و حوادث روبه رو مى شوند.
اما با اتمام جنگ و دورى از هيجانات طبيعى ناشى از آن، فيلمسازان فرصت مى يابند تا از زاويه اى ديگر به جنگ و حواشى آن بنگرند. گاه اين گونه آثار با طرح پرسش هايى درباره جنگ، ماهيت آن را به چالش مى كشند.رويكرد اين گروه از فيلمسازان به مقوله جنگ،به تصوير در آوردن زشتى هاى آن و تأكيد بر ارزش هاى انسانى فرا مليتى است. از نظر آنان اين كه چه دولت هايى در دو سوى جبهه قرار دارند مهم نيست بلكه سرنوشت انسان هاى درگير در اين ميان مهم است. تأكيد بر ارزش هاى انسانى و لحن مخالف جنگ اين آثار، موجب شده كه به آنها لقب ضد جنگ داده شود.
دفاع مقدس
در كشور ما نيز بجز يكى دو تجربه پراكنده،سينماى جنگ با آغاز جنگ تحميلى متولد شد. حمله عراق به مرزهاى ايران در شهريور ماه سال هزارو سيصد و پنجاه و نُه واقعه اى مهم در تاريخ اجتماعى‎/سياسى ما به حساب مى آيد،طى چند قرن گذشته اين تنها جنگى بوده كه در خلال آن هيچ قسمتى از خاك ايران از آن جدا نشد. سينما هنوز درگير توليد پروژه هاى مرتبط با انقلاب و مبارزات انقلابى بود اما نياز به بسيج همگانى موجب شد توليد و عرضه فيلم هاى جنگى،از نظر كمى و كيفى سرعت بگيرد.
مطابق همه كشورهاى دنيا،بيشتر آثارى كه در مدت جنگ عرضه شدند،آثارى بودند كه دفاع از ميهن را پاس مى داشتند. فيلمسازانى نظير ابراهيم حاتميكيا، رسول ملاقلى پور، جمال شورجه،احمد رضا درويش، ساموئل خاچيكيان،ابراهيم قاضى زاده،شهريار بحرانى، سيف الله داد، كمال تبريزى، ناصر مهدى پور،على شاه حاتمى،حسن كار بخش و.‎/‎/ از جمله كسانى بودند كه به فعاليت در سينماى جنگ پرداختند. برخى با رويكردى ايدئولوژيك با اين قضيه روبه رو شدند و برخى با رويكردى تجارى و با تكيه بر هيجانات داستان هاى جنگى و الگو بردارى از آثار مشابه هاليوودى. آنچه مهم است،فعاليت همه اين عزيزان در اين حيطه و در كنار يكديگر است كه زمينه رونق اين ژانر سينمايى را فراهم آوردند.
درايران رويكرد سينماى بعد از جنگ به زمان جنگ، تا حدودى متفاوت با سينماى ديگر كشورهاست. كشور ما كه بعد از انقلابى ايدئولوژيك شرايط جديدى را تجربه مى كرد به ناگاه مورد تجاوز ارتش بعثى واقع شد و دفاع از مرز و بوم امرى نبود كه توسط فيلمسازان مورد نكوهش قرار گيرد. درگير جنگ شدن ما در وهله نخست،دفاعى بود. اصلاً به همين دليل است كه سينماى جنگ ما به سينماى دفاع مقدس معروف شده:به دليل رويكرد ايدئولوژيك.
«منظور از رويكرد ايدئولوژيك، موقعيت سازى حضور رزمنده در جبهه جنگ بر حسب مرزهاى عقيدتى است و ناتوان سازى دشمن از هجوم به مبانى فكرى نظام سياسى حاكم از طريق ابزار جنگ مهم ترين ركن دفاع را تشكيل مى دهد. اين ايده پر رنگترين ايده در سينماى جنگ ايران است و از همين جاست كه ريشه نامگذارى اين سينما به سينماى دفاع مقدس خود را نشان مى دهد. مشابهت سازى جنگ تحميلى به جنگ هاى مقدسى از قبيل جهادهاى پيامبر(ص) و جنگ هاى امام على(ع) و نهضت عاشوراى امام حسين(ع)در قالب اين ايده انجام پذيرفته است.‎/‎/
ادامه دارد
درخيمه بزرگ
سكوت-۲
381360.jpg
سيد ضياءالدين شفيعى

از بالش خيال سر برمى دارم و انبوه رؤياهاى مچاله شده ام را به رفتگر عجول مى سپارم.
زبانم در ازدحام حرف هاى نگفته گيج مى خورد و كلمات به شتاب از من مى گريزند.
تمام ديوانگان جهان در حركاتم گرد آمده اند اما هنوز در من رازى است كه ناگشوده مانده است.‎/‎/
دهانم آتشفشانى از كلمات مى شود كه هربار، خواب گروهى از ساكنان دامنه هاى غفلت را مى تاراند.
عمرى گذشته است و من هنوز نتوانسته ام يك جمله با جهان سخن بگويم. بايد خانه خاطرات گذشته ام را ترك كنم و به راه رؤياهاى آينده بروم، رؤياهايى كه بى نياز به گفتن من در چهره مردم جهان خوانده شود.
در روحم جزيره هاى ناشناخته اى است كه شعرهايم در آنها ساكنند.
با اين همه جزيره هاى متروك فراوانند. جزيره هايى كه در آنها روزهاى بسيارى با صداى بلند آواز خوانده ام و شب را در خيمه بزرگ سكوت به نيايش نشسته ام. بر گلسنگ هايى سجده برده ام كه ردپاى معطر عشق اند و بر جانمازى از بافه هاى بهشتى ياس نماز خوانده ام كه عطر گيسوان فرشتگان را در خود دارند، بر آبشارهاى سپيدى اقامه بسته ام كه در ركوعى ابدى پيوستن تمام نياكانم را به انتظار مانده اند.
آه اى بى نهايت مطلق تو در كجاى زمين نيستى و حال كه تو هستى مرا از اين لكنت موروثى چه باك
چشمانت را در جويبارهاى زلال در گذر مى بينم و پيش از آنكه سخنى بگويم درختان برايم دست تكان مى دهند و هر آنچه در من و جهان است بر برگ هاى بى شمارشان نوشته مى آيد پس مكث مى كنم و گوش ها و چشم هايم را، در ازدحام رازهاى منتشر خويش سرافكنده مى بينم. رازهايى كه اينك در همهمه اسرار جهان گم شده اند و چون برگى زرد در دست بادهاى ابدى مچاله مى شوند.
به شب برمى گردم و سر بر بالش خيال از پى رؤياهاى تازه اى مى روم، رؤياهايى كه در صبحى شيرين انعكاس لبخند تو خواهند بود.‎/‎/


|   شناسنامه   |   آرشيو   |