پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۷ - ۵ شعبان ۱۴۲۹
Thu, Aug 7, 2008
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
اقتصاد
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
قاب عكس۱
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
درباره جومپالاهيرى و داستان هاى مهاجرمحور او
كارگاه نقد
پنجشنبه بازار كتاب
چطور يك قصه را بنويسيم (۱۰)
درباره جومپالاهيرى و داستان هاى مهاجرمحور او
بى خانمان ها
381540.jpg
مترجم: شيلا ساسانى نيا

داستان هاى لاهيرى درباره تجربيات مهاجران بنگالى در امريكا جايزه معتبرى همچون پوليتزر را براى او به ارمغان آورده است، اما او هنوز نتوانسته خود را با جايگاه تازه اش در دنياى ادبيات تطبيق دهد. خبرنگار اينديپندنت «راشل هور» با اين نويسنده جوان درباره اين جايگاه، احساس راحتى در دنياى ادبيات و نويسندگى اش به گفت و گو مى پردازد.
***
اندك شمارند تعداد نويسندگانى كه ترجيح مى دهند راجع به خود و يا نوشته هايشان و نقدى كه بر آنها مى شود، چيزى نخوانند. جومپالاهيرى كه او را در محافل ادبى با مهمترين اثر داستانى اش به نام «مترجم دردها» مى شناسند، مى گويد: «اين كار يك جورهايى باعث مى شود دچار افراط و تفريط شويم. درست مثل اين كه هميشه جلوى آيينه باشيم.»
و اين ديدگاه لاهيرى گاه باعث تأسف است، چرا كه لذت حاصل از خواندن نقدهاى مثبت بسيارى را در مورد خود از دست مى دهد.
او در لابى دفتر ناشرش كه در ميدان سوهو واقع شده روبه روى من نشسته درحالى كه خسته به نظر مى رسد و اين البته عجيب و دور از انتظار نيست. لاهيرى چهار روز پيش با خواهر و بچه هايش وارد ايرلند شده تا در ادامه تورى كه ناشرش براى تبليغ تازه ترين كتاب او گذاشته، پس از حضور در هى، برمينگهام و لندن اين بار در محافل ادبى ايرلند ظاهر شود و پس از آن با يك پرواز شبانه به خانه اش در امريكا برگردد. او مى گويد: «هنوز به اين جور پروازهاى پشت سر هم از يك كشور به كشور ديگر عادت نكرده ام.» لاهيرى كه زنى باوقار، مسلط بر خود با تن صدايى آرام است، از يك دهه پيش با نوشتن درباره تجربيات مهاجرين امريكايى - بنگالى در قالب مجموعه داستان هايى كوتاه حرفه ادبى پررونقى را آغاز كرده است. سومين كتاب او با نام «زمين غريب» اخيراً معتبرترين جايزه ادبى براى داستان هاى كوتاه به نام جايزه فرانك اكنر را از آن خود كرد و تا چندين هفته در صدر فهرست پرفروش ترين آثار داستانى روز در امريكا بود و اين واقعه افتخار كمى براى يك نويسنده جوان و صاحب قلم نيست. «مترجم دردها» اولين مجموعه داستان كوتاه او در سال ۲۰۰۰ جايزه پوليتزر را گرفت و رمان معروفش «هم نام» (۲۰۰۳) به فيلمى از كارگردان سرشناس «ميرانير» تبديل شده است. لاهيرى كه از تبار هندى بنگالى كه به عنوان يك نويسنده چيره دست امريكايى شناخته شده است، اين روزها معرف چهره هاى داستانى تازه اى در دنياى ادبيات است: مهاجرين بخصوص مهاجرينى كه همچون خودش امريكايى - بنگالى هستند و نيز جابه جايى مكانى - جغرافيايى آنان و مشكلاتى كه اين هجرت براى آنان به همراه مى آورد، همچون تغيير فرهنگ ها و آداب و رسوم جا افتاده، دغدغه او از نگاه شخصيت هاى رمان و داستان هايش است.
نام لاهيرى در فهرست گرانتا [جايزه ادبى] از بهترين نويسندگان و رمان نويسان نوظهور امريكايى است و جالب آن كه نام و نام خانوادگى دوسوم نويسندگان اين فهرست دلالت بر مهاجر بودن آنها دارد. لاهيرى مى گويد: «تقريباً هر خانواده امريكايى اى به نحوى يك پيشينه خانوادگى مهاجرت و مهاجر بودن را دارد. هميشه از زبان امريكايى ها مى شنويم:خودم، پدربزرگ و مادربزرگم و يا اجدادم از فلان كشور مى آيند و اين نام خانوادگى و رسوم خانوادگى آنهاست كه همه آنها را به يك كشور يا منطقه جغرافيايى خاص متصل مى كند.»
شخصيت هاى داستان در «مترجم دردها» و «همنام» مهاجرينى هستند كه از كلكته به امريكا مى آيند و محوريت داستان خود پديده مهاجرت، تبعات آن و در كل تجربيات نسل والدين لاهيرى است. اين نويسنده در هشت داستان كوتاهى كه «زمين غريب» را شكل مى دهند، اين بار بر زندگى كودكان مهاجر متمركز مى شود كه در سيستم آموزشى امريكايى بزرگ مى شوند و در بزرگسالى گاه به ازدواج غير هندى ها در مى آيند، اما در همه حال از سنت هاى آبا و اجدادى خود مفرى ندارند. در داستان كوتاه «تنها خوبى» شخصيت محورى «سودا» همواره حداقل در ظاهر نسبت به آداب و رسوم و نيز فرهنگ والدين امريكايى - بنگالى خود انعطاف نشان داده است و سعى دارد با كتمان كردن شيوه زندگى امريكايى شده خود آنها را ناراحت و مشوش نكند. وقتى همين كار را به برادر جوان تر و حساس تر خودش ياد مى دهد تا او هم همين گونه رفتار كند تراژدى به وقوع مى پيوندد و در پى آن رفتن او به لندن اين ارتباطات سست خانوادگى را كه از همان اول نيز متزلزل بوده است، برجسته تر مى كند.
لاهيرى در لندن متولد شد جايى كه پدرش درس خواند، آنها پس از اقامتى كوتاه در كلكته به امريكا رفتند و پدرش به عنوان كتابدار در يك شهر دانشگاهى در «رودآيلند» مشغول به كار شد. لاهيرى درباره «زمين غريب» مى گويد: «من درباره مردمانى مى نويسم كه پديده مهاجرت، جابه جايى و بى خانمانى ابعاد مختلف زندگى آنها را ساخته است. بزرگ شدن من و خواهرم تقريباً هيدروفونيك بود چراكه ريشه هايمان جايى براى چنگ زدن و پايبند شدن نداشتند.»
شايد از همين روست كه لاهيرى از تجربه كودكى خود به عنوان يك تجربه شاد ياد نمى كند. تجربيات او با تجربيات والدينش فرق داشت چراكه آنها از سرزمينى آشنا و جايى قرص آمده بودند. اين حقيقت كه آنها از اين سرزمين و جاى آشنا دورافتاده بودند مايه رنج و عذاب و ناراحتى بود اما حداقل سرزمينى بود كه از آن به عنوان خاستگاه يا خانه خود ياد كنند. لاهيرى ادامه مى دهد: «تا همين چند وقت پيش با خودم فكر مى كردم سرزمينى نيست كه من بدانجا بروم و بگويم به خانه برگشته ام. داشتن فرزند و صرف زندگى كردن در امريكا براى ۳۸ سال چيزى را عوض نكرده است اماوابستگى ها را به يك مكان خاص جغرافيايى بيشتر كرده است. لاهيرى كه ۴۰ سال دارد به همراه همسر روزنامه نگار چندرگه اش (يونانى - گواتمالايى - امريكايى) و دو فرزند كوچكشان در بروكلين مقيم اند. او مى گويد: «با اين كه در امريكا هستيم اما هر وقت به نيواينگلند مى روم آن حس بازگشت به يك مكان جغرافيايى خاص به سراغم مى آيد چون جايى بود كه كم و بيش در آنجا بزرگ شده بودم.»
از او مى پرسم كارهايش تا چه حد اتوبيوگرافى محور است و او جواب مى دهد: «چيزهاى كلى مربوط به زندگى اما نه جزئيات.»
لاهيرى به بخش دوم كتابش با نام «هما و كوشيك» اشاره مى كند كه متشكل از سه داستان مرتبط به هم است. شروع آنها با آمدن يك خانواده بنگالى به امريكا براى اقامت نزديك خانواده ديگر است در جايى كه تازه واردان به دنبال يك خانه ايده آل براى خود مى گردند. خط روايى داستان به تنهايى و انزوا پيشگى دختر يك خانواده و پسر يك خانواده ديگر مى پردازد پيش از آن كه در اپيزود نهايى همديگر را ببينند. لاهيرى توضيح مى دهد: «ديدار و خاطرات خوب مربوط به ديدار افراد مهاجر در كشورهاى ديگر و تجربياتى كه از زندگى هم به دست مى آوردند چيز خوبى براى شروع يك داستان است و در اين كتاب چند نمونه از آنها هست.»
داستانى كه عنوان اين كتاب جديد لاهيرى از آن برگرفته شده درباره پدر بيوه اى است كه به سياتل مى رود تا نزد او، همسر و كودك نوپايشان بماند. او در مدت اقامت خود نزد آنها پى به اين حقيقت مى برد كه دخترش گرفتار روزمرگى و چرخه باطل آن شده است؛ چيزى كه مادرش همواره از افتادن در ورطه آن به دخترش نهيب مى زده و حال غيرقابل اجتناب شده.
ديگر دغدغه نوشتارى «لاهيرى» نشان دادن اهميت كار و اشتغال در بطن داستان هايش است كه شايد ديدن دشوارى ها و سختى هايى كه مادر خودش پشت سر گذاشت وسواس و حساسيت او را در به تصوير كشيدن اين موضوع دوچندان كرده است. لاهيرى مى گويد: «من به كار اهميت زيادى مى دهم. كار و اشتغال به من حس مفيد بودن و هدفمندى مى دهد.» به گفته لاهيرى براى پدرش تطبيق خود با زندگى در امريكا راحت تر از مادرش بوده و اين به دليل همان مسئله اشتغال و بودن در محيط كار بوده است. دختر او توضيح مى دهد: «او در يك محيط ادارى بخشى از يك ساختار خانوادگى ديگر بود كه در جامعه مفيد واقع مى شد ولى مادرم روزها و هفته ها در خانه مى ماند. براى او دنياى بيرون وحشتناك تر بود.»
لاهيرى مى گويد همه داستان هايش «متفاوت از هم» شروع مى شوند.
- «گاهى يك ايده كلى است كه خودم هم درك درستى از آن ندارم و برخى مواقع ديگر بينش خاصى از يك موقعيت، شخصيت، مكان، رفتار و يا برخورد دارم كه از آن براى نوشتن داستانم استفاده مى كنم.» او در داستان هايش از هيچ گونه تئورى فرم استفاده نمى كند و هر يك از داستان هايش متفاوت از يكديگرند در عين حال كه به يك سوژه واحد كلى وصل مى شوند. او درباره «زمين غريب» مجموعه داستان تازه خود مى گويد: «تجربه تازه اى كه با نوشتن اين كتاب جديد به دست آوردم روايت داستان هاى آن از منظر جنس زن و جنس مرد است. گاهى نوشتن از منظر مردانه راحت تر است چون آزادى عمل بيشترى دارد.
لاهيرى نوشتن را از كودكى به صورت پراكنده و تفننى آغاز كرد.
- «تا دهه بيست زندگيم به نويسندگى از منظر يك كار حرفه اى نگاه نمى كردم. بعد از ترك كالج و يافتن ابعاد تازه اى از وجود خودم در دنياى واقعى چيزى در من حلول كرد. يك بيدارى و بصيرت هنرى كه آرام آرام به وجودم راه مى يافت و اوايل چيزى مرموز و تا حدى ترسناك بود.»
لاهيرى يك سال در دانشگاه بوستون در رشته نويسندگى خلاق تحصيل كرد و در مورد نويسندگانى كه از آنها تأثير پذيرفته از ويليام ترور، آليس مونرو و ماويس گالانت ياد مى كند. او قبلاً نيز از توماس هاردى و تولستوى به عنوان دو منبع بزرگ الهام بخش خود نيز ياد كرده بود و اين قابل باور است چرا كه داستان هاى لاهيرى همان ساختار روايى آشنا و تدريجى و پرداختن به جزئيات را در خود دارند. موفقيت يك شبه لاهيرى به عنوان يك نويسنده پرفروش بسيارى از محافل ادبى را شوكه كرد. خيلى كم پيش مى آيد جايزه پوليتزر به سومين مجموعه داستان كوتاه يك نويسنده اهدا شود اما لاهيرى در آغاز راه اين بزرگترين موفقيت را از آن خود كرد. او مى گويد: «آن بخش از زندگى من به عنوان يك نويسنده هميشه به نظرم آسيب پذيرتر بوده است. احساس مى كنم در اين دنيا غريبه اى بيش نيستم. من به يكباره نوشتن را شروع كردم و بلافاصله در كانون توجه قرار گرفتم و اين باعث شده يك جورهايى احساس آسيب پذيرى كنم و يا نگران توانايى هاى خودم باشم.»
كارگاه نقد
پرفروش هاى دنياى ادبيات داستانى
مترجم: پروانه محبى
كتاب و كتابخوانى در بيشتر كشورهاى دنيا با رسيدن فصل تابستان و فراغت بيشتر مردم رشد فزاينده اى مى يابد و در همين راستا رسم بر اين است كه مجريان برنامه هاى محبوب تلويزيونى به سليقه خود و يا سفارش و پيشنهاد ناشران اقدام به معرفى رمان هاى خوب و سرگرم كننده به مردم مى كنند تا پروسه انتخاب يك اثر مفرح داستانى به كارى شاق در كتابفروشى ها تبديل نشود.
اين هفته در فهرست پرفروش ترين كتاب هاى داستانى روز به نقل از سايت ها و نشرياتى كه آمار هفتگى و يا ماهانه فروش كتاب ها را ارائه مى دهند تلفيقى از نام نويسندگان مشهور و تازه كار در كنار هم ديده مى شود كه نشان مى دهد پرفروش شدن يك كتاب يك امر تصادفى نيست و جذابيت يك كار، قوى بودن داستان و معرفى شدن آن از سوى اين مجريان و حتى صرف راه يافتن به فهرست كتاب هاى پرفروش به نقل از سايت هاى معتبرى همچون تايمز، گاردين، آمازون، نيويورك تايمز و ‎/‎/‎/ در فروش آنها بى تأثير نبوده است.
381561.jpg
پرفروش ترين كتاب داستانى اين هفته به نقل از سايت تايمز آن لاين رمانى به نام «فرصتى براى خداحافظى نيست» نوشته لنيوود باريكلى است.
اين كتاب كه درباره زنى است كه پس از گذشت ۲۵ سال از ناپديدشدن خانواده اش گذشته اش را مى كاود جزو آثار خوب تابستانى معرفى شده از سوى ريچارد و جودى، مجريان يك برنامه معروف گپ تلويزيونى در انگليس بوده است كه از طرح روى جلد جذابى نيز برخوردار است و تصوير جنگلى پررمز و راز را نشان مى دهد.
اين اثر تريلر نامزد جايزه نويسندگان بين المللى تريلر نويسى نيز شده است و در حقيقت اولين اثر تريلر باركلى است كه يك رمان مستقل است و به صورت دنباله دار نوشته نشده.
دومين رمان پرفروش در فهرست تايمز آن لاين داستانى به نام «شرق خورشيد» از نويسنده اى به نام جوليا گرگسون است.
اين رمان درباره سفر سه زن به هند در جست وجوى يك زندگى تازه از سه هفته پيش تاكنون در فهرست پرفروش ترين ها بوده است و بخش زيادى از خود رمان الهام گرفته از تجربيات شخصى خود نويسنده به هنگام كار براى نشريات تخصصى زنان در انگليس، امريكا و خاور دور است.
در فهرست پرفروش ها ديگر كتابى كه اين هفته خوانندگان زيادى داشته رمانى به نام «پيشنهادى كه نمى توانى رد كنى» از نويسنده اى به نام «جيل مانسل» بوده كه از سوى بنگاه انتشاراتى هدلاين عرضه شده و تاكنون بيش از ۶۷ هزار نسخه از آن به فروش رفته است.
داستان اين كتاب اگرچه سطحى اما سرگرم كننده است و درباره مادرشوهرى است كه به عروسش پيشنهاد پرداخت ده هزار پوند مى كند تا دست از سر پسرش بردارد و به زندگى مشتركشان پايان دهد.
ششمين كتاب پرفروش روز اثر برنده جايزه اورنج به نام «جاده اى به سوى خانه» نوشته رز تريمن بود كه داستان زندگى يك كارگر مهاجر است.
اين رمان امسال جايزه معتبر ادبى اورنج را از آن خود كرد؛ جايزه اى كه گفته مى شود فروش كتاب ها را به صورت تصاعدى افزايش مى دهد و در مورد اين رمان نيز فروش آن ظرف ۲۱ هفته به بيش از ۵۶ هزار نسخه رسيده است.
اگر خواهان رمان هاى ورزشى هستيد پرفروش ترين رمان با اين موضوع اثرى به نام «Anger Uncovered» از نويسنده اى به نام كتى پرايس بوده كه جزو آثار تازه وارد به فهرست پرفروش هاى داستانى تايمز آن لاين است.
داستان اين رمان درباره زنى به نام آنجل است كه وقتى شوهر فوتباليست اش به تيم ميلان انتقال مى يابد زندگى اش از هم مى پاشد.
از دانيل استيل، نويسنده معروف و نام آشناى رمان هاى عاشقانه نيز كتابى به نام «خانه ويلايى» (Bungalow) در فهرست پرفروش هاى اين هفته است كه داستان آن درباره يك مادر حومه نشين است كه به ناگهان تبديل به يك فيلمنامه نويس هاليوودى برنده اسكار مى شود.
دانيل استيل كه امسال هفتاد و چهارمين رمان خود را روانه بازار كرده است جزو رمان نويسان محبوب و پرفروش در سرتاسر دنياست كه فروش اين رمان او نيز ظرف شش هفته به بيش از ۵۴ هزار نسخه رسيده است.
از رمان هايى با موضوع خانواده نيز اثر «بازگشت» نوشته ويكتوريا هيسلاپ جزو آثار پرفروش معرفى شده از سوى سايت آمازون بوده است.
اين رمان درباره اعضاى خانواده اى است كه جنگ داخلى اسپانيا آنها را از هم جدا مى كند و از زمان چاپ آن كه كمتر از يك ماه گذشته خريداران بسيارى داشته است.
پنجشنبه بازار كتاب
هفته
كتاب هاى تاريخى
381639.jpg
ساير محمدى
گروه فرهنگ و هنر: هفته اى كه گذشت هفته كتاب هاى دين و تاريخ بود، اين كتاب ها در مقايسه با حوزه هاى ديگر مثل ادبيات، اعم از شعر و داستان، هفته پررونقى را پشت سر گذاشتند. آثار فلسفى نيز در اين بازار چندان به چشم نمى آيند. اما آن چه به عنوان تازه هاى بازار كتاب به پيشخوان كتابفروشى ها جاى گرفتند، از اين قرار است:
داستان، رمان
«قصه هاى هزار و يك شب» مجموعه اى چند جلدى از داستان هاى هزار و يك شب به روايت حميد عاملى است كه دفتر پژوهش هاى راديو منتشر مى كند و اخيراً جلد چهارم و پنجم آن به بازار آمد. حميد عاملى كه از گويندگان موفق راديو بوده حدود ۱۷۰ اثر تأليفى و صوتى از او به جاى مانده و در سال ۸۲ از سوى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در رديف پيشكسوتان اهل قلم قرار گرفت. وى در مقدمه اين مجموعه مى نويسد: بعد از سال ها تلاش و تحقيق و مطالعه روى تمام داستان هاى كهن مشرق زمين قلم به دست گرفته و نسخه هزار و يك شب ترجمه عبداللطيف تسوجى تبريزى را در اختيار گرفتم. اولاً واقعيت هاى تاريخى و چهره هاى حقيقى را از قالب داستان ها در آوردم. يعنى اگر كاتبان بغدادى براى دريافت سكه هاى زر از خزانه دربار خلافت به طور ناشيانه هارون الرشيد عباسى و امين و مأمون و جعفر برمكى را كه در قرن هشت و نه ميلادى مى زيسته اند، وارد داستان هاى قبل از ميلاد مسيح كرده اند اينجانب افسانه ها را از واقعيت هاى تاريخى جدا كردم و درثانى با نگرش و نگارش جديد، به پردازش و پالايش داستان هاى هزار و يك شب پرداختم.
«يادگار دوست» عنوان رمانى به قلم مژگان صابردل حقيقى (م.صابر) است كه توسط نشر البرز منتشر شده است. اين رمان زندگى دخترى به نام مريم و پسرى به نام مهران را روايت مى كند كه دخترعمو و پسرعمو هستند و هردو به فاصله پنج سال در رشته پزشكى دانشگاه مشغول تحصيل مى شوند تا شخص سومى وارد زندگى آنها مى شود. نشر البرز رمان ديگرى به نام «اين روزهاى بارانى» را منتشر كرد كه نويسنده اش رؤيا مرادى بيرگانى است. اين رمان براساس دفتر خاطرات يك استاد دانشگاه شكل مى گيرد. بيتا يكى از شاگردان اين استاد گوشه چشمى به استادش - سروش - دارد كه با دخترش آشنا مى شود و.‎/‎/
«فال حافظ» مجموعه اشعارى طنز به قلم محمد حاجى حسينى است كه از غزل هاى مشهور حافظ تضمين كرده است. حاجى حسينى يكى از طنزپردازان و فكاهه نويسان فعال است كه با نشريات طنز همكارى داشت و در اوايل دهه ۵۰ وارد راديو شد و برنامه هاى صبح جمعه با شما، عصر جمعه با راديو و راه شب را اجرا مى كرد.
كتاب «فال حافظ» را دفتر پژوهش هاى راديو منتشر كرد. «جامعه شناسى هنر» كتابى به قلم ناتالى هينيك با برگردان عبدالحسين نيك گهر است كه چاپ اول آن را نشر آگه در سال ۸۴ و چاپ دوم آن را اخيراً به بازار فرستاد.
جامعه شناسى هنر دانش ميان رشته اى است كه با تاريخ فرهنگى، زيبايى شناسى، تاريخ هنر، انسان شناسى، روانشناسى، جامعه شناسى انتقادى و.‎/‎/ مرزهاى مشترك و نامشخص دارد.
اين كتاب نخستين درسنامه جامعه شناسى هنر به زبان فارسى است كه درونمايه آن را نه «هنر و جامعه» و نه هنر در جامعه، بلكه هنر به مثابه جامعه تشكيل مى دهد.
«مجموعه مقالات نكوداشت پروين اعتصامى» عنوان كتابى است كه به اهتمام دكتر منوچهر اكبرى فراهم آمده و مؤسسه خانه كتاب آن را چاپ و منتشر كرده است.
اين كتاب كه به مناسبت يكصدمين سال تولد پروين اعتصامى شكل گرفته شامل نقد و نظر و مقالات تحليلى پيرامون زندگى و شعر پروين اعتصامى به قلم استادانى چون مهين پناهى، مريم حسينى، غلامرضا رحمدل، حميرا زمردى، محبوب طالعى و.‎/‎/ است.
«كتاب نقد و نقد كتاب» مجموعه مقالات گروهى از نويسندگان است كه به اهتمام مؤسسه خانه كتاب فراهم آمده است. اين كتاب در سه فصل تحت عنوان آئين نقد كتاب، ضرورت نقد كتاب، نمونه هاى نقد كتاب تأليف و تدوين شده و استادان صاحب نامى از چهره هاى حوزه ادبيات و نقد شامل بهاءالدين خرمشاهى، محمدعلى سلطانى، جورج سارتون، مورى مارك لند، عبدالحسين زرين كوب، سيروس پرهام و.‎/‎/ هركدام نظرات و ديدگاههاى خود را تبيين مى كنند.
مؤسسه خانه كتاب، مطالبى از روزنامه نگاران حوزه كتاب را تحت عنوان «من، خبرنگار كتاب» چاپ و منتشر كرده است كه هركدام از اين خبرنگاران تجربه هاى خود را در عرصه خبرنگارى كتاب روايت مى كنند. خبرنگارانى كه هم اكنون در نشريات مختلف اعم از روزنامه، هفته نامه و ماهنامه ها فعاليت دارند.
دين وفلسفه، سياست و تاريخ، هنر
«نجات در قرآن» كتابى تأليف فاطمه سروى است كه سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى منتشر كرده است. كتاب مذكور بر آن است تا به بررسى عوامل و موانع نجات و همچنين بررسى مواضع نجات يافتگان بعد از رهايى از ديدگاه قرآن بپردازد و خلط معنايى رايج بين مفهوم نجات و مفاهيمى همچون فوز و فلاح را برطرف سازد. به همين منظور پس از استخراج كليه آيات مربوط به مفهوم نجات و مراجعه به كتب تفسيرى شيعه و سنى، معانى لغوى و اصطلاحى و مفهومى نجات بررسى شده است. «جهت ها و حركت ها» يا انديشه اسلامى در تمدن جهانى نوشته جيمز وينستن فاريس با ترجمه مجدالدين كيوانى نام كتابى است كه انتشارات جيحون منتشر كرده است. نويسنده در اين كتاب سعى دارد راهكارهايى كلى برگرفته از آثار چند متفكر بزرگ مسلمان براى رويارويى با مسائل و مشكلاتى كه تمدن امروزى بشريت را گرفتار كرده، ارائه دهد. برهمين اساس طى يك مقدمه و سه فصل به مباحثى مانند كشف فرآيند و وظايف تحقيق، به سوى جامعه اى هدفمند، فارابى و وظيفه وضوح و ارتباط، ابن عربى و وظايف بصيرت و خلاقيت، استاد الهى و وظيفه عرفان و.‎/‎/ مى پردازد.
«داستان غدير خم» تحقيق و ترجمه اى به قلم محمدحسن شفيعى شاهرودى است كه از كتاب الغدير اثر علامه شيخ عبدالحسين امينى برگرفته است. ناشر اين كتاب قلم مكنون قم است. «خلاصه شرح تعرف» براساس نسخه منحصر به فرد مورخ ۷۱۳ هجرى كتابى است كه دكتر احمدعلى رجايى آن را تصحيح و پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى منتشر كرده است. مردى ناشناخته كه پارسى و تازى نيكو مى دانسته و از اصول تصوف آگاهى داشته در غره ربيع الاول سال ۷۱۰ هجرى به تلخيص كتاب مفصل و مشهور «شرح تعرف» پرداخته و حاصل كار را «خلاصه شرح تعرف» نام نهاده است. «كنوز الحكمه» اثر شيخ احمد جام با پژوهش دكتر على فاضل از سوى پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى منتشر شد.
اين كتاب از نظر توجه به مسائل اجتماعى و اصطلاحاً جامعه شناسى ادبى عصر شيخ نيز مهم و باارزش است و نكته هاى ارجمند و زلالى كه از زبان اين عالم عارف و دل سوخته در لابه لاى انذارها و نكته هاى تعليمى و اخلاقى رخ مى نمايد ما را با گوشه هايى قابل تأمل و تا حدودى ناپيدا از اوضاع اجتماعى خراسان بزرگ در نيمه آغازين قرن ششم بيشتر آشنا مى كند. «سلسله قيام هاى شيعه» عنوان كتابى چند جلدى تأليف دكتر صادق آيينه وند، استاد تاريخ اسلام دانشگاه تربيت مدرس است كه جلد اول آن تحت عنوان «قيام حجر بن عدى و قيام توابون» توسط نشر علم منتشر شده است. آيينه وند در مقدمه كتاب اشاره مى كند، بررسى و غور و تفحص در شرايط وقوع، عوامل بروز و اهداف آنها، گذشته از آنكه ما را با تاريخى شكوهمند و نمونه آشنا مى كند، بيش از هر چيز الگو و راهنمايى خواهد بود براى بهره گيرى و اقتباس از منش انقلابى تشيع در خط امامت تاريخ، «جايگاه فرهنگ اسلامى در آموزش هنر، معمارى و شهرسازى» كتابى به قلم دكتر محمد نقى زاده كه انتشارات سازمان شهردارى ها و دهيارى هاى كشور منتشر كرده است. اين كتاب در ۱۷ فصل در پى تبيين و معرفى نظريه اى است براى ارائه به حضور دلسوزان و علاقه مندان و فرهيختگان و هنرمندان و دانشمندانى كه به دنبال معرفى اصول و الگوهاى هنر، معمارى و شهر اسلامى هستند يا در اين راه گام برمى دارند. همين مؤسسه انتشاراتى كتاب ديگرى به نام «رهيافت هايى در تبيين معمارى مسلمين» را منتشر كرده كه مؤلف آن دكتر محمدرضا جهانيان است. كتاب مذكور به تبيين شاخص هاى معمارى مسلمين مى پردازد تا در اين راستا براى نظم دادن به فضاهاى مورد نظر از آن بهره بردارى شود و انسان اماكنى را كه مى سازد كلام خداوند در آنها منعكس شود و انسان با قرار گرفتن در آن فضاهاى قدسى به مابعدالطبيعه عروج كند.
«كهكشان كرامت» كتابى دو جلدى است كه به سيره مديريتى پيامبر اعظم(ص) مى پردازد. اين كتاب كه از سوى شوراى سياستگذارى ائمه جمعه منتشر شده توسط معاونت فرهنگى نهاد مذكور فراهم آمده و به مباحثى چون موقعيت اخلاق در سيره نبوى، سلوك اخلاقى در سيره نبوى(ص)، سيماى اخلاقى پيامبر اعظم(ص)، رمز و راز پيشرفت سريع اسلام، عوامل موفقيت پيامبر اعظم از منظر قرآن و.‎/‎/ مى پردازد. شوراى سياستگذارى ائمه جمعه كتاب دو جلدى ديگرى تحت عنوان «هنر اجرا» منتشر كرده است كه توسط معاونت فرهنگى اين نهاد تدوين و تهيه شده است و موضوعاتى مانند اهميت و جايگاه اجرا در نماز جمعه نوشته سيدرضا تقوى، اهميت تقوا در اجراى نماز جمعه به قلم سيد هاشم رسولى محلاتى، اخلاق عملى مجريان نماز جمعه، روش هاى ايجاد ارتباط مؤثر با مخاطب از دكتر سربندى و.‎/‎/ را مورد توجه قرار داده است.
بنياد پژوهش و توسعه فرهنگ وقف دو جلد كتاب تحت عنوان كلى «فهرست اسناد موقوفات ايران» منتشر كرده است كه به اسناد وقف مى پردازد. اين بنياد كه اسناد هر استان را دفتر به دفتر منتشر مى كند، دفتر سوم را به اسناد «استان چهارمحال و بختيارى، زنجان و لرستان» اختصاص داده و نويسنده آن سعيد حاجى عباسى است. دفتر چهارم به «استان تهران و توابع» مى پردازد كه در اين مجلد از آغاز تا ۲۲ بهمن ۵۷ مورد توجه قرار گرفت. اين دفتر به اهتمام امير رضايى تدوين شده است. «فلسفه حقوق» كتابى نوشته ميشل تروپه با برگردان دكتر مرتضى كلانتريان است كه نشر آگه منتشر كرده است. در مورد حقوق پرسش هايى وجود دارد كه مربوط به تعريف حقوق، رابطه هاى حقوق با قدرت، با زور، با اخلاق، ساختار نظام حقوقى، با ويژگى هاى استدلال ها و ديدگاه هاى حقوقدانهاست. ميشل تروپه استاد دانشگاه پاريس به چگونگى اين پرسش و پاسخ ها مى پردازد. «قرارداد ۱۹۰۷ به روايت اسناد وزارت امور خارجه ايران» عنوان كتابى است كه جلد اول آن به قلم محمد حسن نيا و على ططرى زير نظر حبيب الله اسماعيلى از سوى مؤسسه خانه كتاب منتشر شده است. در اين كتاب بخش اول به پيشينه قرارداد ۱۹۰۷ ميلادى روس و انگليس، اوضاع داخلى روسيه همزمان با قرارداد ،۱۹۰۷ نقش آلمان در قرارداد ،۱۹۰۷ واكنش فرانسه به انعقاد اين قرارداد و.‎/‎/ اختصاص دارد و در بخش دوم فهرست موضوعى اسناد، متن استنساخ شده اسناد، اصل اسناد، نقشه ها و تصاوير چاپ شده است. «فرهنگ تاريخ معاصر» اثرى از آلن. دابليو. پالمر با ترجمه عباسقلى غفارى فرد است كه محدوده تاريخى ۱۷۸۹ تا ۱۹۴۵ را دربرمى گيرد. اين كتاب را مؤسسه انتشارات نگاه منتشر كرده است.
اين كتاب كه به صورت فرهنگ نوشته شده داراى مطالب تازه اى است كه در تأليفات و ترجمه هاى پيشين به چشم نمى خورد. اگرچه شيوه نويسنده گزارشى يا روايى است اما جمع بندى و تدوين مطالب به شكل مفيد و الفبايى عرضه شده است.
چطور يك قصه را بنويسيم (۱۰)
ضميرهاى روايت
يزدان سلحشور

بهترين ضمير براى روايت چيست
ما مجموعاً سه ضمير مفرد و سه ضمير جمع داريم: من، تو، او، ما، شما، آنها. مى شود از همه آنها استفاده كرد. هر كدام فوايدى دارند و البته مشكلاتى! اول از «او» شروع كنيم كه مشكل ترين آنهاست به اين دليل كه، هم مى تواند بر دو نوع روايت استوار باشد وهم «غلط»هاى نويسنده را خيلى زود، توى ديكته «قصه»اش رو مى كند! توصيه اكيد اين است كه نويسندگان نوپا، با «او» شروع نكنند و از آن بدتر با «آنها»؛ اما چه مى شود كرد، نرود ميخ آهنين بر سنگ!
در قرون قبل از قرن بيستم، هر كس با «او» روايت مى كرد اغلب نوعى «قدرت برتر» را در اختيار داشت يا خودش را مجاز مى كرد كه از فكر «شخصيت»، از گذشته او، حتى آينده اش حرف بزند و چيزهايى را كه «شخصيت» نديده بود روايت كند. مثل آن بود كه نويسنده در نقطه اى از آسمان ايستاده و مى تواند بر تمامى زواياى زندگى آدم هاى قصه اش- كه به روايت «متن»، آدم هايى واقعى در زندگى اى واقعى بودند- نظارت كند. نمى گويم كه در آن قصه ها و رمان ها كاركرد نداشت يا غلط بود اما متناسب بود با طرز تفكر آدم هاى همان سال ها و الآن ديگر- مگر آنكه نويسنده اى خيلى قدر باشيد و طرحى نو در انداخته باشيد- كاربرد ندارد. «اونويسى» از قرن نوزدهم به اين طرف، سه مرحله را پشت سر گذاشت:
اول؛ داناى كل غيرمحدود: در اين نوع «اونويسى» نويسنده از همه چيز خبر داشت. مى دانست «شخصيت» اصلى الآن دارد چه جور فكر مى كند. «شخصيت»هاى فرعى، چه طور فكر مى كنند. الآن كه «شخصيت» اصلى مى خواهد برود توى قصر، «شخصيت» منفى رمان كجا ايستاده تا با يك خنجر دخل اش را بياورد! اين نوع روايت از قصه هاى قديمى گرفته شده بود كه قصه گو از همه چيز خبر داشت و اگر به حافظه تان فشار بياوريد يادتان مى آيد وقتى پدربزرگ ها يا مادربزرگ ها قصه مى گفتند شما مى پرسيديد «خب بعدش » يا«چرا اين جورى شد » يا «برادرهاى ملك جمشيد الآن كجا هستند »
دوم؛ داناى كل محدود: در اين روش كه البته سابقه اش به قرن بيستم برنمى گردد و در پاره اى از قصه ها و رمان هاى مشهور و غيرمشهور اواخر قرن نوزدهم هم ديده مى شود، جاى آن راوى بيرون قصه را، يكى از «شخصيت»ها و معمولاً «شخصيت» اصلى مى گرفت كه يا، چون داشت اتفاقات گذشته را تعريف مى كرد، از همه حوادث خبر داشت، يا به اين دليل كه خيلى باهوش بود مثل يك بازيكن شطرنج، حركت بعدى حريف را حدس مى زد. با اين حال، محدوده دانش وى نسبت به اتفاقات يا شخصيت ها آنقدر وسيع نبود كه از همه چيز خبر داشته باشد، وگرنه پايان قصه، خيلى سريع لو مى رفت و ديگر، مخاطبان هم قبول نمى كردند كه يك داناى كل غيرمحدود- كه از همه چيز خبر دارد- سرشان كلاه بگذارد و وانمود كند كه آخر قصه را نمى داند. اين روش، بيشتر در قصه هاى كوتاه يا رمان هايى كه شرح حال بودند يا معمايى، كاربرد داشت. چهار رمان و بيش از ۶۰ قصه كوتاهى كه با مركزيت شخصيت «شرلوك هلمز» نوشته شدند از اين جمله اند. قصه هاى كوتاه و رمان هاى آگاتاكريستى كه ما در ايران با مشهورترين شخصيت هايش (پوآرو و مارپل) آشناييم هم از اين نوع روايت اند.
سوم؛ از نگاه «او»: در اين نوع روايت، مخاطب تنها چيزهايى را مى بيند يا چيزهايى را مى داند كه «شخصيت» اصلى مى بيند يا مى داند. چيزى بيرون از محدوده ديد يا دانش «او» گفته يا نوشته نمى شود. نويسنده نمى تواند بگويد: «x آدم خوبى بود اما «او» نمى دانست.» ممكن است «او» يك آدم روانى باشد ممكن است قاتل باشد ممكن است فكر كند بايد تمام مردم دنيا را نابود كرد. منتها شما نمى توانيد چيزى غير از عقايد يا مشاهداتش را منعكس كنيد. سؤال: آيا اين خطرناك نيست آيا اين شيوه، طرز تفكر مخاطب را تحت تأثير قرار نمى دهد كه دچار انحطاط اخلاقى شود جواب: اگر اين شيوه، بخشى از اختيارات پيشين نويسنده را از وى سلب مى كند چيزى برتر را به او مى بخشد. نويسنده بايد در اين نوع روايت، قدرت تجسم بخشى رفتار، عقايد و اخلاقيات شخصيت ها را از راه توصيف دقيق كنش آنها و رابطه اى كه با محيط اطرافشان دارند، داشته باشد، وگرنه كارش تمام است! نويسنده در اين نوع روايت، از نگاه «او» همه چيز را نشان مى دهد اما «او» كه نمى تواند در چيزى كه مى بيند دخل و تصرف كند مگر اين كه بيمارى روانى باشد البته موقعى كه به اين نقطه مى رسيم مى گوييم يك لحظه صبر كنيد! در مباحث بعدى به اين نقطه هم مى رسيم! اما خيلى خلاصه بگويم كه حتى در چنين مواردى، «او» كه بيمارى روانى است در مشاهداتش دچار تناقضى است كه مخاطب از راه اين تناقض به مشكلات ذهنى اش پى مى برد. شخصيت اصلى رمان «موئيرا» اثر «ژولين گرين» يك روانى به معناى كامل كلمه نيست با اين همه تحت تأثير عقايد جبرگرايانه اش مرتكب قتل مى شود. مقتول هم از نظر اخلاقى چندان مورد تأييد خواننده نيست اما به هر حال ما او را مستحق قتل نمى دانيم چيزى كه عقايد «شخصيت» اصلى اين رمان را در نظر مخاطب باطل اعلام مى كند تناقض اين عقايد در رابطه با يكديگر از يك سو و با جهان اطرافش، از سويى ديگر است؛ بنابراين در پايان رمان، ما به «او» حق نمى دهيم كه يك انسان را صرفاً به دليل عقايد جبرگرايانه اش به قتل برساند.
«آنها نويسى» در بيشتر مواقع يك تفنن است چرا كه تجمع يك عقيده در يك گروه انسانى- گرچه سابقه تاريخى دارد- اما به هر حال، سلب فرديت از تك تك آنهاست با اين حال درمورد قتل هايى كه توسط يك جمع صورت مى گيرد كاربرد دارد همان طورى كه در اين گونه موارد «مانويسى» و «شمانويسى» كاربرد دارد. مى گويم «قتل»، به اين دليل كه كنش مندتر است. با اين حال در هر عمل جمعى كه كاركرد «دراماتيك»داشته باشد مى تواند مورد استفاده قرار گيرد. «جمع نويسى» به طور معمول، در رمان چندان كارآمد نيست و بيشتر مختص قصه كوتاه است مگر آنكه كسى بتواند خلاق اش را ثابت كند كه به طور معمول، هميشه كسى پيدا مى شود!
اما در مورد «تو نويسى» بايد گفت كه نوعى «من نويسى» است! يعنى وقتى ما با مخاطب مى خواهيم روايت كنيم، خودمان داريم طرف مقابل را مورد خطاب قرار مى دهيم: «تو گفتى كه بايد آبها از آسياب بيفتد تا پول ها را خرج كنيم.» يعنى «من» كه راوى هستم مى گويم كه «تو گفتى كه.‎/.». اين شيوه چندان كاربرد ندارد مخصوصاً در رمان اما از آنجا كه «هميشه كسى پيدا مى شود كه.‎/‎/!» نويسندگان خوبى هم بوده اند كه با اين نوع روايت، رمان هاى خوبى نوشته اند مخصوصاً در امريكاى لاتين كه خيلى مشتاق ورود به عرصه هاى تازه اند.
«من نويسى»، خيلى از اشتباهات شما را- در تبيين «وضعيت» و «شخصيت» - مى پوشاند، متن را صميمى تر مى كند و البته نبايد از «نگاه راوى» فراتر برويد؛ با اين همه، اين شيوه تا حدى فريب دهنده است براى تازه كارها؛ چون يك دفعه فكر مى كنند كه بدون اشكال مى نويسند و خيال، برشان مى دارد! اما چاره اى نيست، روش هاى ديگر، بلاهاى بدترى سر تازه كارها مى آورند. پس با همين شيوه بنويسيد ولى مطمئن باشيد كه ۷۰درصد موفقيت كارتان متعلق به«من نويسى» است و بايد خيلى زود، در مورد اشتباهات واضح تان در مورد شخصيت ها و حوادث و انگيزه هاى روايت، خودتان را تنبيه و به طور آشكار، تمرين كنيد!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |