|
اقتصاد در قرآن
«كم فروشى» و «بيم از رستاخيز»
حجت الاسلام دكتر على اصغر هادوى نيا
تطفيف، كم گذاشتن در وزن است و طفيف، چيز قليل و اندك مى باشد.(۱) بنابراين كم فروشى شامل كم گذارى در كميت و كيفيت كالا هنگام معامله است. درباره اهميت اين رفتار بايد توجه داشت كه قرآن كريم از ميان همه گناهان قوم شعيب، به خصوص كم فروشى و نقص درمكيال و ميزان را به عنوان علت فرو فرستادن عذاب مى داد. (۲) صاحب تفسير الميزان فرايند تكوينى بين اين رفتار و ايجاد فساد و عدم تعادل در بازار توليدكننده و عرضه كننده را، اين گونه ترسيم مى كند: «اگرمردم كم بفروشند و زياد نخرند، رشد و استقامت در تقدير معيشت را رعايت كرده اند، چون قوام معيشت مردم در استفاده از كالاهاى مورد نياز بر دو اصل اساسى مبتنى است ، يكى به دست آوردن جنس مرغوب و سالم و به دردبخور و ديگرى مبادله مقدار زايد بر حاجت است با جنس ديگرى كه مورد احتياج است.// و اگر پاى كم فروشى به ميان آيد، حساب زندگى بشر از دو سو اختلاف پيدا كرده و امنيت عمومى از ميان مى رود و اما اگر توزين به طور عادلانه جريان يابد، زندگى و اقتصادشان رشد يافته و هركس هرچه را احتياج دارد ، به مقدار نيازش به دست مى آورد و علاوه برآن، نسبت به تمام بازرگانان كسبه، اعتماد پيدا شده و امنيت عمومى برقرار گردد.» (۳) قرآن كريم با توجه به همين فرايند تكوينى و طبيعى افراد را به پرهيز از اين عمل دعوت نموده و با استفاده از واژگان «رب العالمين» در آيه ۶ سوره مطففين، ارتباط تنگاتنگ «توحيد ربوبى» و «توحيد عبادى» را در گستره تنظيم رفتارهاى اقتصادى اين گونه مورد تأكيد قرار داده است: «ويل للمطففين؛ الذين اذا اكتالوا على الناس يستوفون و اذا كالوهم او وزنوهم يخسرون الا يظن اولئك انهم مبعوثون، ليوم عظيم ، يوم يقوم الناس لرب العلمين » (۴) «واى بر كم فروشان! آنان كه وقتى براى خود پيمانه مى كنند، حق خود را به طور كامل مى گيرند؛ اما هنگامى كه مى خواهند براى ديگران پيمانه يا وزن كنند، كم مى گذارند!، آيا آنها گمان نمى كنند كه برانگيخته مى شوند، در روزى بزرگ ، روزگارى كه مردم در پيشگاه پروردگار جهانيان مى ايستند.» «مطففين» از ماده «تطفيف» در اصل از «طف» گرفته شده كه به معنى كناره هاى چيزى است ، سپس به هر چيز كمى واژه «طفيف» اطلاق شده است ، همچنين به پيمانه اى كه پر نباشد يعنى محتوايش به كنارهاى آن رسيده اما مملو نشده است نيز همين معنى اطلاق مى شود و بعد اين واژه در كم فروشى به هر شكل و به هر صورت استعمال شده است (۵)؛ البته مصداق بارز در گستره رفتارهاى اقتصادى مى باشد. تجانسى كه بين دو عبارت «إذا اكتالوا على الناس يستوفون» و «إذا كالوهم أو وزنوهم يخسرون» مشاهده مى شود، مى تواند پيام آور اين نكته باشد كه رفتار كم فروشان از «توازن» كه مهمترين عنصر «عدالت» است، برخوردار نيست. عبارت «ويل للمطففين»، نيز نشان از «عدالت تشريعى پروردگار» دارد متناسب با رفتار كم فروشان است، زيرا مطابق با آموزه «عدالت تشريعى پروردگار»، خداوند در نظام وضع قوانين، همواره اصل عدل را رعايت مى كند. قسمت نهايى آيات مزبور نيز كه اشاره به روز رستاخيز دارد، مى كوشد با تكيه بر آموزه «عدل جزايى» پروردگار، بر مطلوب بودن اين رفتار تأكيد ورزد؛ زيرا عدل جزايى مى طلبد كه خداوند در مقام پاداش و كيفر بندگان خود، جزاى هر انسانى را متناسب با اعمالش مقرر كند. عبارت نهايى آيات فوق «لرب العالمين»، نيز اشاره به جايگاه و اهميت «توحيد ربوبى» دارد. در يك جمع بندى كلى، مى توان گفت آيه فوق با تكيه به مهمترين اصل خداشناسى قرآن كريم و ارتباط منطقى آن با مبانى جهان بينى قرآن كريم سازگار است. البته آيات ۱۳-7 سوره رحمان، همين مطلب را با تكيه بر «عدالت تكوينى» و «عدالت تشريعى»، مطرح نموده است. بدين ترتيب مى بينيم كه چگونه قرآن كريم با تكيه بر برخى از مهمترين مبانى خداشناسى خود به تنظيم رفتارهاى اقتصادى انسان، پرداخته است. ۱- مجمع البيان : ج ،۱ ص ۴۵۱؛ الميزان، ج ،۲ ص ۲۳۰/ ۲- الميزان : ج ،۱۰ ص ۳۶۱/ ۳- طباطبايى، سيد محمدحسين، همان، ج ،۱۳ ص۹۲/ ۴- مطففين : ۶-1. ۵- مكارم شيرازى ، ناصر، تفسير نمونه ، ج ،۲۶ ص ۲۴۵
|