|
|
|
|
|
فرمانده نيروى انتظامى اعلام كرد
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
۳۰۰ دقيقه دلهره براى نجات دختر چتر باز
|
|
|
گروه حوادث- دختر چترباز كه هنگام فرود شبانه در ميان سيم هاى فشار قوى كوهستان گرفتار شده بود، با تلاش پنج ساعته آتش نشانان تهرانى نجات يافت. به گزارش خبرنگار ما، شامگاه چهارشنبه امدادگران آتش نشانى به محض اطلاع از حادثه، خود را به ارتفاعات «شهران» در شمال غرب تهران رساندند. آنها در جريان گفت وگو با ديگر چتربازان كه فرود آرامى داشتند، دريافتند، دختر ۲۰ ساله اى به نام سارا در شرايطى خطرناك، لابه لاى كابل هاى فشار قوى برق گرفتار شده و هر لحظه امكان سقوط او از ارتفاع ۱۵۰ مترى زمين وجود دارد. با توجه به تاريكى هوا و وزش باد تدابير لازم براى اجراى عمليات موفق نجات انديشيده شد. به همين خاطر ابتدا چند نورافكن در محل روشن و يك كارگاه ويژه نجات نيز در نزديكترين دكل به محل حادثه نصب شد. با همكارى اداره برق منطقه، جريان برق فشار قوى در كابل ها نيز قطع و امدادگران اورژانس نيز براى كمك فراخوانده شدند. در اين ميان يكى از آتش نشانان با تجربه، سوار بر كابين مخصوص، خود را به چترباز در بند رساند. اين در حالى بود كه خستگى ناشى از معلق ماندن چند ساعته در ارتفاع ۱۵۰ مترى و همچنين پيچيده شدن يكى از بندهاى چتر به پاى دختر جوان شرايط نجات را با دشوارى هايى مواجه كرده بود. سرانجام، با رسيدن كابين مخصوص به نوك دكل امكان رسيدن به چترباز مهيا شد. اما وزش باد شرايط را سخت تر كرد. پس از رسيدن آتش نشانان به چتر باز، عمليات جداسازى بندهاى چتر، آغاز شد. اما بخش عمده اى از كار هنوز باقى مانده بود. با استفاده از طناب هاى مخصوص كوهستان و كارگاه انتقال چتر باز از نوك دكل - فاصله ۷۲ مترى تا زمين ـ سرانجام چترباز مصدوم با دقت لازم به دكل رسيد و تحويل مأموران اورژانس شد. همه حاضران، در محل با انتقال دختر جوان به زمين فرياد شادى سردادند و با ذكر صلوات از خداوند متعال تشكر كردند. سارا كه رمقى نداشت، در يك گفت وگوى كوتاه ضمن ابراز ناباورى از زنده ماندنش از آتش نشانان و همه افرادى كه در نجات وى نقش داشتند، سپاسگزارى كرد. او پس از انتقال به زمين در چند جمله كوتاه گفت: «فكر نمى كردم در چنين شرايط خطرناكى قرار بگيرم و وقتى اين اتفاق عجيب افتاد باورم نمى شد دوباره به زندگى برگردم. اما با ديدن تلاش آتش نشانان اميد از دست رفته را با توكل به خدا بدست آوردم و منتظر ماندم تا عمليات گروه ويژه نجات انجام پذيرد. حالا هم بسيار خوشحال هستم.» تقى رضوانى مدير منطقه(۴) عمليات سازمان آتش نشانى نيز در اين باره گفت: هشتم آذرماه گذشته نيز مشابه چنين حادثه اى در همين منطقه رخ داد كه خوشبختانه او نيز نجات پيدا كرد. اما اين محل با توجه به وجود دكل ها و كابل هاى فشار قوى برق به هيچ عنوانى مناسب عمليات چتربازى نيست. بنابراين مسئولان مربوط براى پيشگيرى از حوادث احتمالى بايد چاره اى جدى بينديشند.
|
|
|
|
|
زن جوان قربانى خشم همسرش شد
گروه حوادث ـ يك مرد كه پس از كشاندن همسرش به جنگل هاى اطراف كرج او را به قتل رسانده بود، تحت تعقيب كارآگاهان پليس تهران قرار گرفت. به گزارش خبرنگار ما، شامگاه سه شنبه - 15 مرداد - مردى با مراجعه به كلانترى( 106 ) نامجو، راز يك جنايت هولناك در اطراف كرج را فاش كرد.اين مرد به مأموران گفت: امروز برادرم «سعيد» نزد من آمد و ادعا كرد به رفتارهاى همسرش مشكوك است و از من خواست او را تحت نظر داشته باشم.يك روز وقتى همسر برادرم از خانه خارج شد به اتفاق برادرم او را تعقيب كرديم. دقايقى بعد متوجه شديم او سوار يك خودروى تعليم رانندگى شد ، ما نيز با موتوسيكلت آن را تحت نظر گرفتيم و پس از طى مسافتى برادرم آن را متوقف كرد و از همسرش خواست پياده شود ؛اگرنه با بنزين آن را به آتش خواهد كشيد.راننده كه ترسيده بود، از زن خواست پياده شود و سپس با موتوسيكلت سه نفرى راهى كرج شديم. سعيد در كنار يك باغ توقف كرد و زن و شوهر به داخل باغ رفتند، اما با گذشت نيم ساعت برادرم هراسان و سراسيمه از باغ بيرون آمد و وحشت زده به من گفت: زنم را كشتم.پليس با شنيدن اظهارات اين مرد، بازپرس كشيك قتل تهران را در جريان جنايت قرار داد و سپس گروهى از كارآگاهان پليس آگاهى با دستور قضايى بازپرس پرونده به محل جنايت رفتند، اما هيچ اثرى از جسد زن به دست نياوردند.تحقيقات كارآگاهان ادامه داشت تا اين كه عصر پنجشنبه مرد چوپانى هنگام بازگشت به خانه با جسد زن جوانى در يك باغ در حاشيه جاده چالوس روبه رو شد. او بلافاصله مأموران پليس را در جريان امر قرار داد.دقايقى بعد گروهى از كارآگاهان همراه گل محمدى ، بازپرس كشيك قتل كرج در محل جنايت حاضر شدند.در بررسى هاى اوليه مشخص شد مقتول زنى ۳۰ ساله است كه سه روز قبل با روسرى خفه شده است. همچنين آثارى از درگيرى بر روى بدن مقتول نيز مشاهده مى شد.مأموران سپس براى شناسايى هويت مقتول به بررسى پرونده هاى افراد ناپديد شده پرداخته و دريافتند جسد متعلق به زنى است كه همسرش به دليل سوء ظن او را به قتل رسانده بود. با به دست آمدن اين سرنخ و كشف جسد، پليس دستگيرى سعيد - شوهر مقتول - را در دستور كار خود قرار داد و در حال حاضر با به دست آوردن ردى از وى در تعقيب او هستند.
|
|
|
|
|
فرمانده نيروى انتظامى اعلام كرد
رضايت پليس از رسانه ها در افزايش احساس امنيت
|
|
|
گروه حوادث ـ نيروى انتظامى از عملكرد همه رسانه ها در ايجاد احساس امنيت در جامعه رضايت كامل دارد. به گزارش خبرنگار ما، سردار اسماعيل احمدى مقدم، فرمانده نيروى انتظامى روز پنجشنبه در جمع خبرنگاران با اعلام اين مطلب افزود: پليس از تمام رسانه ها به عنوان پل ارتباطى مهم بين نيروى انتظامى ومردم رضايت دارد. رسانه ها دو وظيفه ذاتى مهم برعهده دارند؛ از جمله انتقال پيام نهادها و ارگان ها به مردم و همچنين رساندن خواسته هاى مردم به گوش مسئولان. وى خواستار نقد منصفانه از سوى رسانه ها در انعكاس فعاليت نهادها شد و گفت: در اين راستا بايد از بيان اشكالات نهراسيم، بلكه بايد با ديد كارشناسانه و دقيق براى رفع معضلات اقدام كنيم.سردار احمدى مقدم در ادامه از كاهش ۵۰ درصدى ارتكاب جرايم خشن در كشور خبر داد و گفت: شاخص هاى امنيت روز به روز در حال ارتقا و گسترش است كه در مدت دو يا سه سال گذشته با ارتقاى اين شاخص ها توانستيم جرايم خشن را به ميزان ۵۰ درصد در سطح جامعه كاهش دهيم.وى افزود: تا پايان برنامه پنجم توسعه، ساختار جديد مرزبانى در مرزهاى كشور ايجاد مى شود. اين هدف با رويكرد و نگاه جديد در بحث كنترل مرزها همراه است.
|
|
|
|
|
سرنخ كشف قتل زنى در خودروى پسرش بود
|
|
|
گروه حوادث ـ كشف آثار خون در صندوق عقب خودرو، راز جنايت خانوادگى را فاش كرد. در اين ماجراى هولناك، پسر ناخلف با طرح نقشه قبلى، نيمه هاى شب مادرش را به قتل رساند و جسدش را در بيابان هاى اطراف تهران رها كرد.به گزارش خبرنگار جنايى ما، شامگاه ۱۴ مرداد، زن جوانى با مراجعه به كلانترى( 116 ) تهران اعلام كرد: مادرش -رقيه- ناپديد شده است. اين زن به مأموران گفت: ديشب هر قدر با خانه پدر و مادرم تماس گرفتم، كسى جواب نداد بنابراين خيلى نگران شدم. وقتى به خانه آنها رفتم با ديدن آثار خون روى ديوار و فرش داخل اتاق به وحشت افتادم. هيچ كس در خانه نبود. از همسايه ها پرس وجو كردم، آنها گفتند: شب گذشته صداى درگيرى و فريادهاى مادرم را از خانه شنيده اند. مأموران پليس با توجه به احتمال ارتكاب قتل، موضوع را به بازپرس اصغرزاده اطلاع دادند. دقايقى بعد، بازپرس جنايى به همراه گروهى از كارآگاهان پليس آگاهى در محل حاضر شد و تحقيقات خود را در اين باره آغاز كرد. در نخستين گام مشخص شد، پدر خانواده در يك مجتمع مسكونى در غرب تهران سرايدار است و شبانه روز آنجا زندگى مى كند. شب قبل از جنايت نيز همسرش رقيه به همراه پسر كوچك خانواده - حسن ۱۸ ساله- به ديدار پدر رفته و تا ساعت ۱۱ شب آنجا مانده بود و پس از آن نيز حسين -28ساله- پسر خانواده به دنبال مادر رفته است تا او را به خانه بياورد. وى با اصرار از برادرش -حسن- خواست كه نزد پدر بماند، سپس به همراه مادرش آنجا را ترك كرد. بدين ترتيب پدر و دو پسرش براى بازجويى احضار شدند.«احمد» -50ساله- به بازپرس جنايى گفت: يكشنبه شب وقتى پسرم حسين، مادرش را به خانه برد، حدود ساعت چهار صبح در حالى كه بسيار مضطرب بود، نزد من برگشت و بسرعت لباس هايش را عوض كرد، وقتى علت را پرسيدم، گفت، مادرش از او خواسته تا خودرواش را در پاركينگ مجتمع ما پارك كند، اما بين راه با يك نيسان تصادف كرده و لباسش پاره شده است.پس از اين اظهارات بازجويى از حسين آغاز شد.وى ابتدا سعى داشت با انكار موضوع و ضدونقيض گويى هايش مسير تحقيقات را منحرف كند. اما وقتى لكه هاى خون در صندوق عقب خودرو وى مشاهده شد، كارآگاهان وى را به اتهام قتل مادرش بازداشت كردند. همچنين پدر وى نيز به اتهام مخفى كردن حقايق و معاونت در قتل بازداشت شد.در حالى كه بازجويى ها از پدر و پسر در اداره دهم پليس آگاهى ادامه داشت، سرانجام روز پنجشنبه «حسين» لب به اعتراف گشود و از قتل مادرش سخن گفت.حسين گفت: مادرم از بچگى مرا تحقير مى كرد و به جاى ادامه تحصيل مجبورم مى كرد كار كنم. وقتى پس از سال ها كار در يك خياطى توانستم پولى پس انداز كنم و خانه اى بخرم، از من خواست كه خانه را بفروشم و پولش را به او بدهم.از طرفى مادرم هميشه با پدرم اختلاف و درگيرى داشت و من به همين دليل دچار بيمارى اعصاب شده بودم. بالاخره هم تصميم به قتل او گرفتم و شب حادثه وقتى تنها بوديم، او را با كاردى كه از قبل خريده بود، كشتم و جسدش را در صندوق عقب خودرو گذاشته و كنار رودخانه كن رها كردم.جسد رقيه -مقتول- نيز چند ساعت پس از اعتراف هاى متهم به قتل از سوى كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهى تهران در همان منطقه پيدا شد.
|
|
|
|
|
مجازات سنگين كارمندى كه شناسنامه مى فروخت
گروه حوادث- كارمند ثبت احوال كه با همدستى يك زن گواهى تولد جعلى و شناسنامه غيراصيل مى فروختند، با حكم دادگاه به زندان و پرداخت جزاى نقدى محكوم شدند. به گزارش خبرنگار ما، راز فعاليت هاى زن و مرد تبهكار با رديابى هاى مأموران حراست اين سازمان از دى ماه سال ۸۲ و همزمان با كشف ۴۰ برگ گواهى ولادت جعلى در اداره ثبت احوال شهرستان رى فاش شد.در ميان اين مدارك سابقه اى از پرونده بالينى مادران نوزادان به دست نيامد. بدين ترتيب با شكايت مديريت حراست سازمان ثبت احوال، گروهى از مأموران پايگاه نهم پليس آگاهى تهران به دستور بازپرس شعبه سوم دادسراى شهرستان رى به بررسى موضوع پرداختند. مأموران در نخستين گام به تحقيق از كارمندان پرداختند تا اين كه مشخص شد «فرشاد»- مسئول وقت صدور شناسنامه- با همدستى زنى به نام «مريم» به شناسايى زنان و مردانى مى پرداختند كه دنبال تهيه شناسنامه هاى غيرقانونى بودند. بدين ترتيب آنها با دريافت مبالغ قابل توجه، گواهى ولادت نوزادان را جعل و براى متقاضيان شناسنامه صادر مى كردند.فرشاد و مريم پس از دستگيرى و اعتراف با دستور بازپرس روانه زندان شدند تا اين كه در شعبه ( 1143 ) به رياست قاضى جهاندار محاكمه شدند.مريم در آخرين دفاع به قاضى گفت: با پرسه زدن در بيمارستان ها، خيابان ها و اماكن شلوغ مثل آرايشگاه ها، زوج ها يا افرادى را كه متقاضى دريافت شناسنامه نوزاد بودند شناسايى مى كردم. بعد با دريافت يك تا دو ميليون تومان، با كمك فرشاد براى آنها شناسنامه صادر مى كرديم. فرشاد نيز ضمن اعتراف به جرايم خود و ابراز پشيمانى به قاضى گفت: اشتباه كردم و فريب خوردم. چرا كه با وسوسه به دست آوردن پول هنگفت و زندگى آرام و راحت، زندگى خود و خانواده ام را تباه كرد. پس از ختم رسيدگى، قاضى پرونده فرشاد را به اتهام مشاركت در جعل گواهى ولادت و صدور شناسنامه هاى غيرقانونى به ۸ سال زندان و همدستش را نيز به پرداخت جزاى نقدى محكوم كرد.
|
|
|
|
|
حادثه مرگبار ريزش معدن در زرند
گروه حوادث - زرند - على نجف پور - خبرنگار «ايران»: ريزش معدن زغال سنگ در حوالى شهرستان «زرند» به مرگ يك كارگر و نجات دو كارگر پس از شش ساعت انجاميد. سرهنگ على محمدى پور، فرمانده انتظامى شهرستان زرند در اين باره به خبرنگار ما گفت: بعد از ظهر سه شنبه گذشته ريزش آوار در يك معدن زغال سنگ به پليس اطلاع داده شد. بلافاصله مأموران همراه نيروهاى امدادى خود را به محل حادثه رسانده و پس از بازگشايى مسير خروجى تونل، دو تن از كارگران را نجات دادند، اما نفر سوم «محمد جواد» جان خود را از دست داده بود. احمد يكى از كارگران نجات يافته در اين رابطه به خبرنگار ما گفت: روز حادثه سرگرم كار در تونل دو غربى معدن بوديم كه حدود ساعت ۱۲ ناگهان بخشى از معدن فرو ريخت. پس از اين حادثه خود را به «محمدجواد» رسانيدم، اما هيچ اثرى از او نبود. سرانجام پس از ۰۳ دقيقه گودبردارى و تلاش جسدش را پيدا كرديم.اين درحالى بود كه راه خروجى تونل بسته شده و ما نيز همانجا گرفتار شده بوديم تا اين كه پس از شش ساعت درحالى كه نفس هايمان به شماره افتاده بود، با كمك نيروهاى امدادى نجات يافتيم. هم اكنون كارشناسان در حال بررسى علت اين حادثه هستند.
|
|
|
|