شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۷ - ۷ شعبان ۱۴۲۹
Sat, Aug 9, 2008
ماجرا
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
شهرى
گزارش
حوادث
ورزشى
گردشگرى
فرهنگ و پايدارى
قاب عكس۱
خانواده
ماجرا
رودررو
ديپلماتيك
ديگه چه خبر؟
پيگيرى مصوبات دولت به استان مركزى۱
پيگيرى مصوبات دولت به استان مركزى۲
پيگيرى مصوبات دولت به استان مركزى۳
پيگيرى مصوبات دولت به استان مركزى۴
پيگيرى مصوبات دولت به استان مركزى۶
پيگيرى مصوبات دولت به استان مركزى۷
اوقات شرعى
عجايب جهان
كشتار زنجيره اى «هارپ ها»
381798.jpg
[محمود رافع ]
دو پسرعمو كه با تشكيل باند «هارپ ها» در امريكا بيش از ۳۰ مرد، زن و دختر را به قتل رسانده بودند، سرانجام توسط جايزه بگيران به سزاى اعمال جنايتكارانه خود رسيدند.
ميكاجا هارپ و ويلى هارپ دو قاتل حرفه اى كه به جنايتكاران زنجيره اى شهرت يافته بودند، در نهايت بى رحمى به روستائيان حمله مى كردند و پس از به آتش كشيدن خانه ها و انبار غلات، دختران و زنان روستايى را ربوده و به آزار و اذيت آنها مى پرداختند.
دو قاتل معروف اگر چه در افسانه هاى امريكايى به عنوان دو برادر شناخته مى شوند اما در واقع آنها با هم پسر عمو بودند و نه برادر. پدران اين دو قاتل، از اسكاتلند به اورنج كانتى امريكا مهاجرت كرده بودند. دو پسرعمو در سال ،۱۷۷۵ زمانى كه هنوز تازه به سن جوانى پا نهاده بودند از خانه گريختند. آنان قصد داشتند در ويرجينيا شغلى براى خود دست و پا كنند اما انقلاب امريكا اوضاع كارى شان را دشوار كرد و نتوانستند كار پيدا كنند. سرانجام هم به باند خلافكار «تورى» پيوستند. كار اين باند خلافكار، آزار و اذيت دختران كشاورز، دزدى از انبارهاى غلات، و به آتش كشيدن خانه هاى روستائيان در كاروليناى شمالى بود. وقتى افراد باند دختر خردسالى را ربودند و با مأموران كلانترى منطقه درگير شدند، هارپ كوچك مورد اصابت گلوله كلانتر جيمز وود قرار گرفت و مصدوم شد. در سال ۱۷۸۰ ارتش بريتانيا كه در آن زمان هنوز در امريكا حضور داشت اعضاى باند «تورى» را دستگير و آنها را براى جنگ به استخدام خود در آورد. هارپ ها تحت فرماندهى بريتانيايى ها به مرزهاى كارولينا اعزام شدند. در آن سال در جنگ هاى كينگ، بلك استاك و كاوپن، بريتانيايى ها را همراهى كردند و بعد از آن، از دست بريتانيايى ها گريخته و به كارولينا بازگشتند و باند جنايتكاران را تشكيل دادند. در نخستين اقدام، دختر كلانتر وود و يك دختر ديگر از همان منطقه را ربوده و به زور، آنها را به همسرى خود در آوردند.
هارپ ها براى مصون ماندن از تلافى كلانتر، از آن منطقه مهاجرت كردند. رفتار هارپ ها با همسران شان بسيار بيرحمانه بود. در ميانه هاى راه، آن ها يكى از اعضاى باند را كه از رفتار وحشيانه هارپ ها با زنان به ستوه آمده و لب به اعتراض گشود بود بى هيچ بحثى، كشتند. هارپ ها به همراه همسران و اعضاى باند, به مدت حدود۱۰ سال در منطقه نيك جك سكونت كردند و در اين مدت، بارها نيروهاى بريتانيايى را در جنگ ها همراهى نمودند. سال ،۱۷۹۴ يك سال قبل از آن كه نيك جك از دست بريتانيايى ها براى هميشه خارج شود، هارپ ها با پيش بينى اين موضوع، به همراه همسران خود از آن منطقه گريختند.
در ۱۰ سالى كه در نيك جك سكونت داشتند، همسران شان دوبار زايمان كردند و هارپ ها هر چهار كودك را به محض تولد كشتند و تعداد قتل هاى خود را به عدد پنج رساندند. سال ۱۹۷۹ هارپ كوچك با تهديد يكى از مسئولان محلى «سالى رايس» در منطقه تنسى, دختر او را نيز به همسرى خود در آورد و اين گونه، همسران هارپ ها سه نفر شدند.
پس از ارتكاب دو فقره قتل ديگر منطقه كنتاكى را ترك كردند. آنها هنگام فرار دو مسافر را در مريلند به قتل رساندند ‎/
روز ۱۲ دسامبر ،۱۷۹۸ هارپ ها براى صرف صبحانه، در مهمانخانه اى در منطقه «بيگ راك» توقف كردند. در آن مهمانخانه، با مرد شيك پوشى روبرو شدند. آن مرد جان لانگ فورد نام داشت كه عازم شهر اوركارد بود. هارپ ها صبحانه را ميهمان آن مرد بودند اما عصر همان روز، وى را نيز كنار مهمانخانه به قتل رساندند. صاحب مهمانخانه كه متوجه وحشيگرى هارپ ها شده بود به كلانتر منطقه خبر داد و همان شب، كلانتر با نيروهاى خود به سراغ هارپ ها آمد و آنها را بازداشت كرد. اما جنايتكاران موفق شدند بين راه از چنگ نيروهاى كلانتر بگريزند ولى همسران آنها در بازداشت ماندند. هارپ ها پس از فرار، به منطقه هندرسون كانتى گريختند. چند ماهى از اين ماجرا گذشت و كلانتر وقتى از پيدا كردن آنها عاجز شد مجبور شد همسران آنها را آزاد كند. اين در حالى بود كه هر سه زن كه از همسران خود باردار بودند، در زندان وضع حمل كرده بودند و موقع آزادى, هر يك نوزادى در بغل داشت.
زنان پس از آزادى با قايق، عرض رودخانه گرين را پيمودند و راهى اوهايو شدند.
پس از اين ماجرا، يكى از افراد پليس، بلافاصله خود را به منزل دانيل ترابو رساند تا اطلاع دهد كه جنايتكاران فرارى ـ هارپ ها ـ را ديده است. دانيل ترابو يكى از قهرمانان جنگ هاى انقلاب امريكا و فرمانده آزاديخواهان آن منطقه بود. موقعى كه پليس مشغول گزارش مشاهدات خود بود ناگهان سگ پسر ترابو در حالى كه بدنش خونين بود و مى لنگيد وارد حياط خانه شد. آن روز عصر پسر ۱۳ ساله آقاى ترابو براى خريد از همان حوالى، به همراه سگش از خانه بيرون رفت و حدود دو هفته بعد، جنازه پسر ترابو نيز پيدا شد.
فرماندار منطقه كه به خوبى فهميده بود اين قتل كار هارپ هاست، براى سر هر يك از آنها ۳۰۰ دلار جايزه تعيين كرد.
در اعلاميه آمده بود كه ميكاجا هارپ حدود ۱‎/۸۰ قد و حدود ۳۲ سال سن دارد، موهايش مشكى و جلوى موهايش كم پشت است. ويلى هارپ مرد بسيار لاغرى است كه از ميكاجا هارپ مسن تر به نظر مى رسد اما در واقع سنش از پسرعمويش كمتر است و به ظاهر، آدمى خجالتى و كم رو به نظر مى رسد.
هارپ ها كه راه شمال را در پيش گرفته بودند در راه دو نفر ديگر را نيز به قتل رساندند تا به رودخانه «سالين» رسيدند. آنجا نيز نتوانستند آدمكشى خود را كنترل كنند و سه مرد كه كنار آتش نشسته بودند را به طرزى فجيع كشتند.
پس از قتل پسر كلنل ترابو، فرماندار براى دستگيرى هارپ ها جايزه تعيين كرده بود و به همين دليل تعداد زيادى از افراد پليس براى دستگيرى هارپ ها به تعقيب پرداختند و رد آنها را تا رودخانه اوهايو گرفتند، به اميد آن كه بتوانند هارپ ها را در آنجا دستگير كنند. آن ها شب را همان جا ماندند تا در روشنايى روز دست به كار شوند. رودخانه اوهايو در منطقه سالين، به رودخانه سالين مى پيوندد و اين همان جايى بود كه هارپ ها از آن مى گذشتند. در حد فاصل اين دو رودخانه، شهرك كوچكى واقع شده بود كه مسافران منطقه در آنجا استراحت مى كردند. در اين شهرك، گروهى زندگى مى كردند كه تحت فرماندهى شخصى به نام ساموئل ميسون، در پوشش راهنماى مسافران و گذراندن آنها از رودخانه مسافران بخت برگشته را سوار قايق مى كردند و در آن سوى رودخانه، اموال آنان را غارت مى كردند. آن ها از كشتن مسافران هم ابايى نداشتند.
در ابتداى ورود هارپ ها به اين منطقه درگيرى كوچكى بين افراد ميسون و هارپ ها در گرفت اما سرانجام هارپ ها متقاعد شدند منطقه را ترك كنند. جنايتكاران در ژوئيه ۱۷۹۸ به شرق تنسى بازگشتند و مرتكب قتل هاى فجيعى شدند. از جمله قربانيانى كه به دست آنها به قتل رسيدند مى توان از يك كشاورز به نام براد برى, مردى به نام هاردى، پسربچه اى به نام كوفى، مردى به نام ويليام بالارد و همچنين مردى به نام جيمز براسل كه گلويش دريده شده بود، مردى به نام جان تالى (كه پدر هشت فرزند بود)، مردى به نام جان گريوز و پسر نوجوانش كه هر دو با تبر كشته شدند نام برد. آدمكش ها در مسير حركت خود در لوگان كانتى نيز يك دختر بچه و زنى كه از آسياب بر مى گشت را به قتل رساندند. همچنين تمام اعضاى خانواده اى را كه در چادر خود خواب بودند قلع و قمع كردند.
در تمام اين مسيرها، نيروهاى پليس در تعقيب آنها بودند و پا به پاى آنها با فاصله چند مايلى پيش مى آمدند تا بلكه بتوانند جانيان را دستگير و به اين قتل ها و جنايات پايان دهند. در اين مسير، هارپ ها در اقامتگاه ويلسون در نزديكى رودخانه «مود» توقف كوتاهى كردند تا ضمن استراحت تدبيرى بينديشند كه از دست پليس بگريزند.
پس از استراحتى چند ساعته، دوباره بى هدف به راه افتادند. آدمكشى هاى هارپ ها، انگار تمامى نداشت. آنها در مسير خود دوباره دست به قتل و جنايت زدند، مردى به نام توبريج را هم به روش قبلى كشتند. مردى به نام ويليام لاو كه مهمان مهمانخانه استيگال بود با چاقو به قتل رساندند، فرزند صاحب مهمانخانه را با چاقو سر بريدند و مادر آن كودك را نيز به قتل رساندند، پدر و عموى آن كودك موقع اين جنايات ها سر رسيدند و هارپ ها كه گمان مى كردند اين دو نفر از قراولان پليس اند، آنها را به دار آويختند بعد در حالى كه به طرف غارى (كه امروزه به نام غار هارپ معروف است) مى گريختند، از سوى مأموران محاصره شدند. در اين ميان «هارپ» بزرگ كشته شد اما هارپ كوچك از آن درگيرى جان سالم به در برد و از مهلكه گريخت ولى در مسير فرار خود، دوباره با افراد ميسون مواجه شد. افراد ميسون به طمع ۳۰۰ دلار جايزه، او را دستگير و تحويل پليس دادند. هارپ (پسرعموى كوچك) قبل از اعدام، به ۲۰ فقره قتل اعتراف كرد؛ اما به نظر مى رسد تعداد قتل هاى ارتكابى هارپ ها بيش از ۳۰ فقره بوده است.
عجايب جهان
شگفت انگيزترين جراحى ها
برداشتن نيمى از مغز
چندى قبل نيمه سمت راست مغز «جسيكا هال» دختر ۶ ساله امريكايى از سوى يك جراح اعصاب به نام بن كارسون در بيمارستان كودكان جان هاپكينز برداشته شد، اين نوع عمل «نيمكره بردارى» ناميده مى شود و با اين كه بسيار سخت است، بهترين راه درمان «جسيكا» به شمار مى رفت. دختربچه از نوعى التهاب مغزى رنج مى برد، كه باعث حمله هاى غيرقابل كنترل در وى مى شد. با اين كه پزشكان از چگونگى آن اطلاع ندارند، اما نيمه باقيمانده مغز در چنين مواردى بسيارى از فعاليت هايى را كه نيمه برداشته شده اجرا مى كرده، برعهده مى گيرد. نيمه چپ بدن بيمار ممكن است تا ابد فلج بماند، اما معمولاً هيچ مشكلى براى خاطرات و نوع شخصيت او به وجود نخواهد آمد. بيمارستان جان هاپكينز سالانه ۱۲ مورد از اين جراحى ها را روى كودكان ۵ تا ۱۰ ساله انجام مى دهد. زمانى كه جراحان در حال توسعه اين روش بودند، سعى كردند حفره خالى به وجود آمده در جمجمه را با توپ «پينگ پنگ» پر كنند، اما بعدها متوجه شدند مايع نخاعى مغز، به مرور اين فضا را پر مى كند.
طولانى ترين جراحى تاريخ
۴ فوريه سال ۱۹۵۱ يك زن امريكايى به نام «گرترود لواندوسكى، به مدت ۹۶ساعت در بيمارستان شيكاگو تحت عمل جراحى قرار گرفت، تا كيست بزرگى از داخل بدنش برداشته شود. گفته مى شود اين عمل، طولانى ترين عمل جهان است. بيمار قبل از عمل ۲۸۰كيلوگرم وزن داشت و دور كمرش ۲۷۵ سانتيمتر بود، اما بعد از اين كه تومور برداشته شد، وزن او به ۱۴۰ كيلوگرم كاهش يافت. در طول عمل، جراحان مايع كيست را به آرامى خارج كردند، زيرا خروج سريع مايع ممكن بود باعث ايست قلبى بيمار شود. در طول ۴ روز، ۹۱ كيلوگرم مايع از بدن او خارج شد. سپس آنها خود كيست را از بدن او درآوردند كه در حدود ۶۸ كيلوگرم وزن داشت.
جراحى نوزاد در رحم
پزشكان بيمارستان ملبورن در استراليا فرزند متولد نشده يك زن را داخل رحم جراحى كردند. جنين اين زن كه هفته بيست و دوم باردارى اش را پشت سر مى گذاشت شرايط بسيار نادرى داشت و نوارهاى شبكه مانند پرده جنين به دور قوزك پايش پيچيده شده و جريان خون به سمت پائين پاهاى او قطع شده بود. معمولاً پزشكان براى عمل جراحى جنين، تا هفته بيست و هشتم صبر مى كنند، اما اين بار اگر آنها دست به كار نمى شدند كودك دو پاى خود را از دست مى داد. جراحان يك تلسكوپ دو ميليمترى داخل شكم مادر گذاشتند و با استفاده از يك ليزر و جريان برق نوارهاى روى پاى چپ را بريده و او را نجات دادند. متأسفانه پاى راست عفونت كرده و غيرقابل جراحى شده بود. در آن زمان قد كودك ۱۸ سانتيمتر بود. نوزاد ژانويه سال ،۲۰۰۸ هشت هفته بعد از عمل و ۲ ماه و نيم زودتر از موعد به دنيا آمد. وقتى كه ۲۴ روزه بود، جراحان پاى راست او را كه از يك سرخرگ آويزان بود عمل كردند. آنها اميدوارند نوزاد قادر به راه رفتن باشد.
جراحى كه خودش را عمل كرد
سال ۱۹۲۱ «ايوان اونيل كين» اهل ايالت پنسيلوانيا در امريكا قصد داشت ثابت كند كه اتر كه در آن زمان به عنوان داروى بيهوشى از آن استفاده مى شد، بيش از حد در عمل هاى جراحى استفاده مى شود و داروهاى بى حسى موضعى با خطرات كمتر براى جايگزينى آن وجود دارد. او براى اثبات ادعايش و براى برداشتن آپانديس خود با استفاده از يك داروى بى حسى موضعى، تحت عمل و آينه اى كه در برابر شكمش قرار داد به جراحى آپانديسيت خودش پرداخت. با اين حال سه پزشك نيز در اتاق عمل حاضر شدند. كين شكاف لازم را در شكمش ايجاد كرد و دستيارانش آن را بخيه كردند. دكتر هم به راحتى به حال طبيعى بازگشت. بعدها در سال ۱۹۳۲ دكتر كين عمل جراحى پيچيده ترى را روى خودش براى درمان مشكل فتق انجام داد. به دليل اين كه نقطه عمل در نزديكى سرخرگ ران بود، اين عمل بسيار حساس مى شد و دكتر كين آن را در كمتر از ۲ ساعت به اتمام رساند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |