يكشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۷ - ۸ شعبان ۱۴۲۹
Sun, Aug 10, 2008
اقتصاد
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
ايران زمين
اقتصاد
بين الملل
تاريخ
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
سلامت
خانواده
ماجرا
رودررو
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
رابطه امنيت اقتصاد با رفاه اجتماعى
382080.jpg
[مصطفى آذرى ]

به رغم مباحث فراوانى كه در زمينه امنيت اقتصادى مطرح شده است هنوز تعريف واحدى از اين واژه وجود ندارد. البته موضوعات اقتصادى همواره مورد توجه افكار عمومى و حفره هاى سياست گذارى عمومى بوده است. به طورى كه امروزه رفاه اقتصادى نيز در كنار ساير اهداف، يكى از اجزا و مؤلفه هاى بنيادين منافع ملى كشور محسوب مى شود. حال اين سؤال پيش مى آيد كه مباحث جديد در خصوص امنيت اقتصادى چه تفاوتى با رويكردهاى سنتى براى دستيابى به رفاه اقتصادى دارد
آيا پيگيرى امنيت اقتصادى از دستيابى به رفاه و سعادت متفاوت است آيا علاوه بر اهدافى مانند رشد اقتصادى، اشتغال و كاهش تورم، سياست گذاران بايد به دنبال اهداف جديدترى براى تقويت امنيت اقتصادى باشند
هرچند كه افراد مختلف برداشت هاى متفاوتى از مفهوم امنيت اقتصادى دارند، اما مى توان دو ويژگى مشترك در تمامى برداشت هاى موجود يافت. اولين ويژگى مشترك در برداشت هاى موجود از امنيت اقتصادى توجه به چالش ها، مخالفت ها و ابهامات موجود بر سر راه دستيابى به امنيت اقتصادى است. در واقع امنيت اقتصادى توانايى حمايت و پيشبرد منافع اقتصادى در برخورد با وقايع، تحولات يا اقداماتى است كه مى تواند منجر به تهديد اين منافع گردد. اين چالش ها ممكن است ريشه در داخل يا خارج از كشور داشته و يا ناشى از عوامل انسانى يا طبيعى باشند. از آنجا كه يكى از اهداف امنيت اقتصادى كاهش ابهام در خصوص آينده رفاه اقتصادى جامعه و افراد است، از اين رو امنيت اقتصادى به دنبال كاهش و از بين بردن احتمال كاهش رفاه اقتصادى به پائين تر از يك سطح حداقلى است.
دومين نقطه اشتراك برداشت هاى موجود از امنيت اقتصادى تأكيد آنها بر توانمندى در سازماندهى امور جهانى بر اساس تمايلات يك كشور و مديريت چالش هاى غيراقتصادى است. در واقع اين ويژگى بر دو امر تأكيد دارد:
۱‎/ ابعاد خارجى و جهانى امنيت اقتصادى يك كشور
۲‎/ چالش ها و متغيرهاى غيراقتصادى كه مى تواند بر امنيت اقتصادى مؤثر باشد.
به بيان ديگر وجه اول در برداشت هاى امنيت اقتصادى رويكرد سلبى است كه مبتنى بر مواضع و اقدامات انفعالى و پيشگيرانه در برابر چالش ها و تهديدات اقتصادى است و وجه دوم آن، رويكردى ايجابى و فرصت طلبانه در جهت بسط و توسعه اهداف و مؤلفه هاى امنيت اقتصادى يك كشور است، كه هر دو رويكرد فوق، شناسه اى از توانمندى اقتصادى، سياسى و ‎/‎/‎/ جامعه است.
چنين توانمندى اى نيازمند ايفاى نقش عمده در شكل دهى به قواعد اقتصاد بين الملل است. ايفاى اين نقش اين اطمينان را نزد دولتمردان يك جامعه ايجاد مى كند كه سهمى قابل قبول از اقتصاد جهانى را به خود اختصاص خواهند داد.
بدين ترتيب يك كشور مى تواند در شكل گيرى سياست هاى اقتصادى و غيراقتصادى كشورهاى ديگر، بر اساس منافع خود، مؤثر بوده و از نفوذ اقتصادى خود در شرايط ضرورى جهت اهداف خود، حتى اهداف و مقاصد نظامى نيز بهره بردارى نمايد. بنابراين مى توان گفت كه، پيگيرى امنيت اقتصادى شامل تلاش براى حفظ رفاه اقتصادى به عنوان مؤلفه اصلى امنيت اقتصادى و مشاركت در شكل گيرى اقتصاد بين المللى و مسائل سياسى‎/نظامى بين المللى در راستاى منافع كشور مى باشد.
بدون ترديد رفاه اقتصادى كه معمولاً با شاخص هايى مانند رشد اقتصادى، اشتغال، سرمايه گذارى بالا و بهبود توليد و ‎/‎/‎/ تعريف مى شود؛ جايگاه مهمى در امنيت اقتصادى دارد.
يكى از راه هاى حمايت از امنيت اقتصادى جامعه در برابر پيامد هاى شكست اقتصادى آن است كه توانمندى و ظرفيت هاى اقتصادى بالايى داشته باشيم.
هر اندازه حضور كشور در بازارهاى بين المللى بيشتر باشد به همان ميزان توانمندى براى تأثيرگذارى بر قواعد كاركردى آن بازارها بيشتر خواهد بود. بالا بودن ميزان درآمدهاى كشور، اين امكان را ايجاد مى كند كه بتوان كشورهاى ديگر را از طريق معيار ها يا كمك هاى اقتصادى و.‎/‎/ خود تحت تأثير قرار داده و از اين طريق در شكل گيرى سياست هاى آنها مؤثر بود و مهمتر از همه اينكه ثروت ملى و توانمندى فناورانه امكان حفظ نيروهاى نظامى گسترده و قدرتمند را نيز فراهم مى كند.
البته در برخى از شرايط حفظ امنيت اقتصادى و گسترش رفاه رابطه معكوس پيدا مى كنند. گاهى اوقات عاقلانه است كه رفاه اقتصادى با هدف ايجاد آينده اى با ثبات تر و مطمئن تر قربانى امنيت اقتصادى شود. به عنوان مثال ممكن است دولت از خريد برخى كالاها و خدمات ارزان قيمت از توليدكنندگان خارجى با هدف ايجاد انگيزه هاى لازم براى توليد داخلى جلوگيرى كند (كالاهاى اساسى مورد نياز براى حفظ توانمندى هاى نظامى از مهم ترين نمونه هاى اين اقدام هستند)‎/
همچنين ممكن است از فروش برخى توليدات مانند كالاهاى نظامى يا تجهيزات داراى تكنولوژى هاى بالا به علت حفظ برترى در اين توليدات توسط دولت، جلوگيرى شود. به عنوان مثالى ديگر ممكن است دولت، ماليات ها را به منظور سرمايه گذارى هاى دولتى در زيرساخت هاى اقتصادى صنايع خاصى كه نقش بيشترى در امنيت اقتصادى كشور دارند افزايش دهد. از طرف ديگر ممكن است دولت با هدف افزايش انسجام اجتماعى ماليات بيشترى از شهروندان موفق و مولد جامعه به منظور كمك به اقشار آسيب ديده دريافت نمايد. همانند بسيارى از سياست گذارى هاى پيچيده و تنش زا، پيگيرى امنيت اقتصادى و رفاه اقتصادى نيازمند ايجاد موازنه متعادل و مداوم ميان اين دو هدف است.
مى توان روش هاى ديگر دستيابى به امنيت اقتصادى را بدين گونه بيان كرد (يكى از اين روش ها پيگيرى رفاه اقتصادى بود)‎/ به عنوان يك قاعده كلى اعتقاد بر آن است كه نيروهاى بازار خود به خود منجر به افزايش ارزش كالاها و خدمات توليد شده در اقتصاد خواهند شد.
استثناهايى بر اين قاعده كلى وارد است و گاهى اوقات دولت مجبور به دخالت در امور اقتصادى مى شود. البته نيروهاى بازار در بسيارى از موارد مؤثرترين ابزار براى گسترش رفاه اقتصادى هستند اما در شرايطى كه حفظ امنيت اقتصادى مستلزم عواملى غير از افزايش كالاها و خدمات توليد شده در اقتصاد(رفاه اقتصادى) باشد، نيروهاى بازار ابزارهاى مؤثرى براى گسترش امنيت اقتصادى نخواهد بود. همانگونه كه پيگيرى امنيت سياسى و نظامى مستلزم اقدام مستقيم دولت است، در بسيارى از موارد دستيابى به امنيت اقتصادى نيز نيازمند دخالت تعريف شده، هدفمند و متناسب دولت خواهد بود. بديهى است حدود دخالت دولت در برقرارى امنيت اقتصادى بسيار مهم و حساس است و بعضاً مى تواند براى بازار و بخش خصوصى احساس ناامنى ايجاد كند. تلاش دولت براى همسو كردن اهداف و منافع جامعه و بازار و فعالان اقتصادى مى تواند در كاهش احساس ناامنى در اقتصاد، بسيار تأثيرگذار باشد.
•مؤسسه تدبير اقتصاد
اقتصاد در قرآن
سنت بركات

[حجت الاسلام دكتر على اصغر هادوى نيا]
«سنت بركات» در واقع مرتبه اى از «سنت رزق» مى باشد كه به دليل برجستگى و اهميتى كه دارد، آيات قرآنى به طور جداگانه به آن پرداخته اند. «بركات» جمع «بركت» از ريشه «برك» به معناى ثبات و پايدارى هر چيزى مى باشد۱، راهى كه قرآن كريم، براى تبيين «سنت بركات» پيموده است، از طريق بيان رابطه بين «ظلم و ستم اجتماعى» و «رشد و توسعه اقتصادى ناپايدار» مى باشد: وكم اهلكنا من قريه بطرت معيشتها فتلك مساكنهم لم تسكن من بعدهم الا قليلا وكنا نحن الوارثين»۲
«و چه بسيار از شهرها و آبادى هايى را كه بر اثر فراوانى نعمت، مست و مغرور شده بودند هلاك كرديم! اين خانه هاى آنهاست (كه ويران شده) و بعد از آنان جز اندكى كسى در آنها سكونت نكرد و ما وارث آنان بوديم.»
«بطر»، به معناى غفلت و سبك مغزى است كه در اثر سوءاستفاده از نعمت و قيام ننمودن به حق آن و مصرف كردن آن در غير مورد به آدمى دست مى دهد و حاصل آن طغيان و سركشى، هنگام برخوردارى از نعمت مى باشد.۳ در واقع اينان، كسانى هستند كه در هنگام برخوردارى از نعمت تكبر ورزيده و با پرهيز از روشى كه در حمايت از فقرا و برقرارى عدالت در جامعه مى باشد، زمينه «ظلم اجتماعى- اقتصادى» را فراهم مى آوردند. 4 اما پرسش در اينجا است كه چنين رفتارى، چگونه موجب «ناپايدارى اقتصادى» مى گردد. فرايند مزبور نياز به تأمل بيشترى دارد كه در آيه ۱۸ و ۱۹ از سوره سبأ به يكى از جنبه هاى آن اشاره شده است: «وجعلنا بينهم و بين القرى التى باركنا فيها قرى ظاهره و قدرنا فيها السير سيروا فيها ليالى و اياما امنين، فقالوا ربنا باعد بين اسفارنا و ظلموا انفسهم فجعلنا هم احاديث و مزقنا هم كل ممزق ان فى ذالك لايات لكل صبار شكور»
«و ميان آنها و شهرهايى كه بركت داده بوديم، آبادى هاى آشكارى قرار داديم و سفر در ميان آنها را بطور متناسب (با فاصله نزديك) مقرر داشتيم (و به آنان گفتيم) شب ها و روزها در اين آبادى ها با ايمنى (كامل) سفر كنيد! ولى (اين ناسپاس مردم) گفتند: «پروردگارا! ميان سفرهاى ما دورى بيفكن» (تا بينوايان نتوانند دوش به دوش اغنيا سفر كنند! و به اين طريق) آنها به خويشتن ستم كردند! و ما آنان را داستان هايى (براى عبرت ديگران) قرار داديم و جمعيت شان را متلاشى ساختيم در اين ماجرا، نشانه هاى عبرتى براى هر صابر شكرگزار است.»
اين آيات اشاره به طلوع و غروب قوم سبأ دارد. اولين آيه، به «سنت بركات» با همان تبيين اول كه در گذشته مطرح گرديد، پرداخته است. البته در اينجا فرايند تحقق سنت بركات را به ايجاد تسهيلات لازم براى برقرارى ارتباطات گسترده و سالم نسبت داده است. گستردگى و عموميت ارتباطات و پرهيز از پيدايش انحصار توسط ثروتمندان و قدرتمداران جامعه، زمينه لازم براى برقرارى عدالت اجتماعى و امكان استفاده فقرا از ارتباطات مزبور را فراهم آورده و آنان را از سهم برى فراورده هاى جامعه محروم نمى نمايد، اما در آيه دوم، به اين نكته مى پردازد كه اين مردم ناسپاس در برابر آن همه نعمت هاى بزرگ الهى كه سرتاسر زندگانى آنها را فرا گرفته بود، انتخاب صحيحى به عمل نياوردند. آنان تجارت مى كردند، به گونه اى كه از يمن به شام رفته و شب در دهى مى خوابيدند و هنگام ظهر در روستاى آباد ديگرى كه محتاج به زاد و توشه نبودند، مى آرميدند. ارتباطات گسترده و بسيار آسان سبب گرديد كه ثروتمندان و اغنيا، بر فقرا حسد ببرند، زيرا كه ديگر فرقى بين آنان و فقرا وجود نداشت.۵ بنابراين، از خدا طلب نمودند كه منزل هاى ما را هم دور گردان، شايد تجار و سرمايه داران آنها براى اين كه متاع آنها كمياب و گران گردد، از خدا خواستند كه مسافرت نمودن در اطراف مشكل شود.۶ بديهى به نظر مى رسد كه اين ادعا تنها از جانب، ثروتمندان و قدرتمداران جامعه مزبور مطرح گرديده، محبوس در اذهان آنان نشده است، بلكه با توجه به جايگاه اجتماعى آنان، در انتخاب ها و رفتارهاى آنان تأثير گذاشته است. به گونه اى كه در سياستگذارى هاى كلان جامعه، تمايل به راهبردهايى يافته اند كه در آن نه تنها از فقرستيزى اثرى مشاهده نمى شود، بلكه اعمال اين سياست ها هر لحظه بر تشديد فاصله طبقاتى و ظلم اجتماعى افزود. سرانجام چنين فرايندى جز بحران هاى اجتماعى و نابودى تمدن مزبور نيست:
«وَ مَزَّقنَاهُم كلُ مُمَزَّقٍ».


|   شناسنامه   |   آرشيو   |