سه شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۰ شعبان ۱۴۲۹
Tue, Aug 12, 2008
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصاد
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
اينترنت
فرهنگ و پايدارى
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
زنگ اول
اوقات شرعى
كارگاه نقد
نگاهى به جشنواره دوازدهم تئاتر عروسكى
كارگاه نقد
نسلى سيال
[هاتف جليل زاده ]
يكى از مهمترين مقوله هايى كه تئاتر عروسكى با آن روبه رو است، حضور نسلى سيال است. دانشجو به دانشگاه مى رود، واحدهايش را پاس مى كند و سپس جذابيت خاصى او را به سمت تئاتر عروسكى مى برد؛ او كار مى كند، عروسك مى سازد، طراحى لباس و صحنه تدارك مى بيند و به نتايج خوبى در اين ژانر هنرى مى رسد. او مى آيد، در جشنواره مى درخشد، جايزه كسب مى كند و سپس مى رود. بچه هاى نسل نو تئاتر عروسكى با اشتياق وصف ناپذيرى كار مى كنند، اما گاهى دقيقاً قضيه ۱۸۰درجه برعكس است. همين هنرمندان مستعد و صاحب ايده، خيلى راحت كنار مى كشند و به عروسك هاى نوستالژيك خود در صحنه- خدانگهدار- مى گويند. چالش نسل سيال يكى از موارد قابل تأمل و بررسى در تئاتر عروسكى ماست. تئاتر عروسكى طى سالهاى اخير به نتايج خوبى دست يافته است. جهش فراوانى داشته و شاهد آثار خوبى بوده ايم. استفاده از دستمايه هاى افسانه اى و قصه كهن ادبيات اين امكان را براى هنرمندان فراهم كرده كه آثارى با چشم انداز وسيع رؤيايى بسازند. اما بررسى توليدات اين حوزه همچون اصل اتفاق است. ما اگر به خود اجراى محض و تئاتر صحنه رجوع كنيم، به راحتى تفكيك نسل ها، گونه هاى اجرايى را درك مى كنيم. حتى آثار مكتوب و نوشته شده، نقدها، تحليل ها و تشريح را مشاهده مى نماييم، با روزنامه ها و مجلاتى روبه رو مى شويم كه تئاتر را مثل خاطره اى علمى آرشيو و دسته بندى كرده اند، اما در حوزه تئاتر عروسكى اينگونه نيست، همچنان كه در حوزه تئاتر خيابانى نيز قصه به همين شكل است. شايد يكى از موارد بازخوانى تئاتر عروسكى، تفكيك آن به عنوان گونه اى مستقل است. گاهى در حافظه ها، تئاتر عروسكى هم رديف با تئاتر كودك مى آيد. البته تئاتر عروسكى طيف كثيرى از مخاطبان خود را در ميان تيپ كودكان جست وجو مى كند، اما خاستگاه اين تئاتر تمام اقشار سنى است. گاهى عروسك سنگين و ثقيل حرف مى زند، گاهى از تاريخ يا داستانى اسطوره اى مى گويند و در مواردى جغرافيا و شرايطى اقليمى را قلمرو خود قرار مى دهند. بنابراين در چنين نمايشى كودكان نمى توانند، مخاطب تئاتر عروسكى قرار گيرند. اصولاً تئاتر عروسكى، گونه اى نمادين از اجراست. اجرايى كه در آن عروسك ها به جاى بازيگران مى آيند و تنها از طريق تجسم و تداعى به حركت و تداوم در صحنه مى پردازند. از اين رو، تئاتر عروسكى خاستگاهى مستقل دارد. خاستگاهى كه با حضور همه نسل ها و تيپ ها و سنين هنرى تعريف مى شود. مثلاً ما در اين حوزه كارگردان هايى داريم كه سه دهه است كار مى كنند. در كنار آنها هم هنرمندان جوان و شاخصى داريم كه تنها يك دهه كار مى كنند و در اين حوزه به جاهاى خوبى رسيده اند. پس حد فاصل اين دو نسل چه نسلى قرار دارد
نگاهى به جشنواره دوازدهم تئاتر عروسكى
شهرى پر از لبخند
382503.jpg
[الهام نداف ]
۱- مهم نيست نمايش عروسكى از ابداعات چه كشورى است و يا چند سال از قدمت آن مى گذرد. همين كه مى دانيم يكى از دو اجراى تئاتر ماسك است و شرق خاستگاه اوليه آن بوده، كافى است تا از به وجود آمدن آن به قدر كفايت لذت ببريم. آن وقت ها كه هنوز دسته بندى هاى تئاترى، اجراى عروسكى و تئاتر انسانى را از هم جدا نكرده بود، آدم ها در قالب موجودات خيالى و واقعى همگى چهره شان را پشت طبيعت واقعى خود پنهان مى كردند و وظيفه خطير سرگرم كردن دور و بريهايشان را از هر رده سنى به جان مى خريدند.
پس از آن كه ماسك از هنرپيشه جدا شد، به بالاى سر بازيگر منتقل شد و به صورت عروسك ميله اى درآمد. نخست اين عروسك به وسيله دست بازى داده مى شد اما بعدها از دست هاى عروسك گردان دور شد و به وسيله نخ و ريسمان هدايت شد.
درست بعد از بلوغ اين فرزند راستين هنر بود كه تئاتر عروسكى خصوصيات ويژه خود را يافت و هر كشورى با بهره گيرى از آئين و منش خود، اين گونه اجرا را منعكس كننده فرهنگ و تمدن خود به جهانيان تلقى كرد. شكى نيست كه عروسك تا به امروز تأثير ويژه اى در ادبيات ما داشته است اما با تمام رسالتى كه تاكنون بر عهده اين موجودات بى جان بوده، رسالتى مهم تر از نشاندن لبخند و يا پيدايش تفكر عميق در كودك نمى توان متصور بود.
۲- هر اتفاقى در زمينه هنر اگر به طور كاملاً رسمى پيگيرى شود، جشنواره اى پشت آن است. عروسك هاى بى جان هم هر سال به مدت يك هفته كنار هم جمع مى شوند تا روحى درون آنها دميده شود و چيزى از اقيانوس عميق هنر تئاتر هم نصيب كودكانى شود كه روزى در رؤياهايشان با همين عروسك ها همذات پندارى مى كردند.
حالا اين جشنواره ۱۲ ساله شده است. يك سرى از نمايش ها براى اولين بار است كه به صحنه مى رود اما تعداد نمايش هاى رپرتوارى نيز در اين جشنواره كم نيست. اپراى عروسكى مكبث، ماكاندو، آهاى كدو كجا كجا و.‎/‎/ از نمايش هايى هستند كه يك زمانى در جشنواره اى يا اجراى عمومى به صحنه رفته اند و حالا براى دومين بار است كه شانس خودشان را محك مى زنند. كار براى بچه ها ظرايف و ويژگى هاى خاص خود را دارد. كودك اگر به اندازه پدر و مادرش از هنر نفس به نفس لذت نبرد، مطمئناً كمتر از آن لذت نخواهد برد. اما اين گونه كارها هم مثل باقى نياز به نقد و ديده شدن دارد.
حسن اين كه بعضى از اين اجراها در يك جشنواره به نمايش عموم درآمده، اين است كه نقد و نظرات اهالى تئاتر عروسكى و بازتاب رسانه هاى مختلف باعث بالا بردن كيفيت آن آثار مى شود. به عبارتى موشكافى آثار ديده شده درست مثل صافى عمل مى كند و تا جاى ممكن اجازه رد شدن كار هاى خلاقانه و بديع را مى دهد.
۳- جشنواره تئاتر عروسكى عنوان بين المللى را به يدك مى كشد. مثلاً «يوهان اشتراوس و دوشيزه دانوب» در كنار «آليس در آينه» و «قورباغه» و «مزرعه مشدى جون» عروسك هايى از اتريش و هلند و ايتاليا و ايران را دور هم جمع كرده است.
دنياى كودكان و زبان آنها تا اندازه اى مشترك است و همين مسئله باعث مى شود كه تئاتر عروسكى را هنرى بى حد و مرز بدانيم اما قرار گرفتن اين كشورها به عنوان رقيب، بحث مقايسه و به تبع آن برترى كيفيت را پيش مى كشد. چيزى كه مى توان از آن به عنوان سكوى جهشى براى تئاتر استفاده كرد.
۴- خيمه شب بازى هم از هنرهايى است كه وامدار تئاتر است. گونه اى از نمايش ايرانى كه به دليل شهرت و جذابيت هايش بسيارى از مردم نمايش عروسكى ايران را به آن نام مى شناسند. در هنرى كه چندسالى از قدمت آن مى گذرد هميشه بايد به نكاتى توجه كنيم. خيمه شب بازى نمايشى است كه پدران و مادران ما با آن بزرگ شده اند و روزگارى از اسباب سرگرمى آنها به شمار مى آمده است. در بررسى اين گونه نمايش معمولاً به دو نكته اشاره مى شود: حفظ آنچه كه داريم و تلاش براى دستيابى آنچه مى خواهيم داشته باشيم. نكته اول به مراتب از اهميت بيشترى برخوردار است.
با تمركز بايد پيدا كنيم در نمايش خيمه شب بازى سال ها پيش چه اتفاقى مى افتاد كه تماشاچى (بزرگ و كوچك) آنچنان به صندلى هايشان مى چسبيدند كه گمان مى رفت خيال دل كندن از سالن و ديدن عروسك هاى رقصان را ندارند.
اين هنر امروز به واسطه ورود بسيارى از سرگرمى هاى نو و بديع تا حد زيادى درحاشيه قرار گرفته است. وجود دو نمايش خيمه شب بازى در دوازدهمين جشنواره تئاتر عروسكى تهران - مبارك به منزله قطره آبى در بيابان تئاتر عروسكى به شمار مى آيد.
امسال اين جشنواره دو نمايش خيمه شب بازى «گل باقالى فرزند نمونه» به كارگردانى بهناز مهديخواه و «مبارك و ديو سفيد» به كارگردانى جواد تولمى را در دل خود دارد. ظاهراً قرار است مهديخواه نمايش خود را در بخش نمايش هاى خيابانى اجرا كند. حالا كه ديگر تفريحات مدرن بساط حركات عروسك هاى دست و پا چوبى را در قهوه خانه ها و كافه هاى مختلف شهر برچيده بهتر است متوسل شويم به اين شش روز جشنواره و اجراهايى كه خاطرات خوبمان را دوباره در كافه شهردارى (تئاتر شهر) از نو زنده كند.
۵- اينها كافى نيست. اين كه از ۳۶۵ روز سال ۶ روز را اختصاص دهيم به جاندار كردن عروسك هايمان و خودمان را به اين لذت بردن هاى كوتاه راضى كنيم، مطمئناً وجدان هيچ كدام مان آرام و قرار نمى گيرد. بى انصافى است اگر بگوييم كه براى بهتر شدن تئاتر عروسكى تنها به اين جشنواره هاى سالانه اكتفا كرده ايم اما حالاحالاها جاى كار دارد. برپايى كارگاه هاى تخصصى و آشنا كردن بچه ها با اين هنر از سنين پائين را مى شود از كارهاى مؤثر در اين حوزه دانست. در سال هاى نه چندان دور شاهد كارهاى متفاوت و جديدى از افرادى چون غريب پور، برومند، طهماسب و.‎/‎/ بوديم. آن وقت ها كوچك ترين جايى در بزرگ ترين سالن شهر پيدا نمى شد. اين روزها خانواده عروسكى دوباره دست به دست هم داده اند تا بهترين خاطرات را در ۶ روز جشنواره بين المللى تئاتر عروسكى مبارك در دنياى كودكان حكاكى كنند.
يادمان نرود حالا ديگر عمق خنده بچه هايمان با طول عمر عروسك ها برابرى كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |