|
نگاهى به جشنواره دوازدهم تئاتر عروسكى
شهرى پر از لبخند
|
|
|
[الهام نداف ] ۱- مهم نيست نمايش عروسكى از ابداعات چه كشورى است و يا چند سال از قدمت آن مى گذرد. همين كه مى دانيم يكى از دو اجراى تئاتر ماسك است و شرق خاستگاه اوليه آن بوده، كافى است تا از به وجود آمدن آن به قدر كفايت لذت ببريم. آن وقت ها كه هنوز دسته بندى هاى تئاترى، اجراى عروسكى و تئاتر انسانى را از هم جدا نكرده بود، آدم ها در قالب موجودات خيالى و واقعى همگى چهره شان را پشت طبيعت واقعى خود پنهان مى كردند و وظيفه خطير سرگرم كردن دور و بريهايشان را از هر رده سنى به جان مى خريدند. پس از آن كه ماسك از هنرپيشه جدا شد، به بالاى سر بازيگر منتقل شد و به صورت عروسك ميله اى درآمد. نخست اين عروسك به وسيله دست بازى داده مى شد اما بعدها از دست هاى عروسك گردان دور شد و به وسيله نخ و ريسمان هدايت شد. درست بعد از بلوغ اين فرزند راستين هنر بود كه تئاتر عروسكى خصوصيات ويژه خود را يافت و هر كشورى با بهره گيرى از آئين و منش خود، اين گونه اجرا را منعكس كننده فرهنگ و تمدن خود به جهانيان تلقى كرد. شكى نيست كه عروسك تا به امروز تأثير ويژه اى در ادبيات ما داشته است اما با تمام رسالتى كه تاكنون بر عهده اين موجودات بى جان بوده، رسالتى مهم تر از نشاندن لبخند و يا پيدايش تفكر عميق در كودك نمى توان متصور بود. ۲- هر اتفاقى در زمينه هنر اگر به طور كاملاً رسمى پيگيرى شود، جشنواره اى پشت آن است. عروسك هاى بى جان هم هر سال به مدت يك هفته كنار هم جمع مى شوند تا روحى درون آنها دميده شود و چيزى از اقيانوس عميق هنر تئاتر هم نصيب كودكانى شود كه روزى در رؤياهايشان با همين عروسك ها همذات پندارى مى كردند. حالا اين جشنواره ۱۲ ساله شده است. يك سرى از نمايش ها براى اولين بار است كه به صحنه مى رود اما تعداد نمايش هاى رپرتوارى نيز در اين جشنواره كم نيست. اپراى عروسكى مكبث، ماكاندو، آهاى كدو كجا كجا و.// از نمايش هايى هستند كه يك زمانى در جشنواره اى يا اجراى عمومى به صحنه رفته اند و حالا براى دومين بار است كه شانس خودشان را محك مى زنند. كار براى بچه ها ظرايف و ويژگى هاى خاص خود را دارد. كودك اگر به اندازه پدر و مادرش از هنر نفس به نفس لذت نبرد، مطمئناً كمتر از آن لذت نخواهد برد. اما اين گونه كارها هم مثل باقى نياز به نقد و ديده شدن دارد. حسن اين كه بعضى از اين اجراها در يك جشنواره به نمايش عموم درآمده، اين است كه نقد و نظرات اهالى تئاتر عروسكى و بازتاب رسانه هاى مختلف باعث بالا بردن كيفيت آن آثار مى شود. به عبارتى موشكافى آثار ديده شده درست مثل صافى عمل مى كند و تا جاى ممكن اجازه رد شدن كار هاى خلاقانه و بديع را مى دهد. ۳- جشنواره تئاتر عروسكى عنوان بين المللى را به يدك مى كشد. مثلاً «يوهان اشتراوس و دوشيزه دانوب» در كنار «آليس در آينه» و «قورباغه» و «مزرعه مشدى جون» عروسك هايى از اتريش و هلند و ايتاليا و ايران را دور هم جمع كرده است. دنياى كودكان و زبان آنها تا اندازه اى مشترك است و همين مسئله باعث مى شود كه تئاتر عروسكى را هنرى بى حد و مرز بدانيم اما قرار گرفتن اين كشورها به عنوان رقيب، بحث مقايسه و به تبع آن برترى كيفيت را پيش مى كشد. چيزى كه مى توان از آن به عنوان سكوى جهشى براى تئاتر استفاده كرد. ۴- خيمه شب بازى هم از هنرهايى است كه وامدار تئاتر است. گونه اى از نمايش ايرانى كه به دليل شهرت و جذابيت هايش بسيارى از مردم نمايش عروسكى ايران را به آن نام مى شناسند. در هنرى كه چندسالى از قدمت آن مى گذرد هميشه بايد به نكاتى توجه كنيم. خيمه شب بازى نمايشى است كه پدران و مادران ما با آن بزرگ شده اند و روزگارى از اسباب سرگرمى آنها به شمار مى آمده است. در بررسى اين گونه نمايش معمولاً به دو نكته اشاره مى شود: حفظ آنچه كه داريم و تلاش براى دستيابى آنچه مى خواهيم داشته باشيم. نكته اول به مراتب از اهميت بيشترى برخوردار است. با تمركز بايد پيدا كنيم در نمايش خيمه شب بازى سال ها پيش چه اتفاقى مى افتاد كه تماشاچى (بزرگ و كوچك) آنچنان به صندلى هايشان مى چسبيدند كه گمان مى رفت خيال دل كندن از سالن و ديدن عروسك هاى رقصان را ندارند. اين هنر امروز به واسطه ورود بسيارى از سرگرمى هاى نو و بديع تا حد زيادى درحاشيه قرار گرفته است. وجود دو نمايش خيمه شب بازى در دوازدهمين جشنواره تئاتر عروسكى تهران - مبارك به منزله قطره آبى در بيابان تئاتر عروسكى به شمار مى آيد. امسال اين جشنواره دو نمايش خيمه شب بازى «گل باقالى فرزند نمونه» به كارگردانى بهناز مهديخواه و «مبارك و ديو سفيد» به كارگردانى جواد تولمى را در دل خود دارد. ظاهراً قرار است مهديخواه نمايش خود را در بخش نمايش هاى خيابانى اجرا كند. حالا كه ديگر تفريحات مدرن بساط حركات عروسك هاى دست و پا چوبى را در قهوه خانه ها و كافه هاى مختلف شهر برچيده بهتر است متوسل شويم به اين شش روز جشنواره و اجراهايى كه خاطرات خوبمان را دوباره در كافه شهردارى (تئاتر شهر) از نو زنده كند. ۵- اينها كافى نيست. اين كه از ۳۶۵ روز سال ۶ روز را اختصاص دهيم به جاندار كردن عروسك هايمان و خودمان را به اين لذت بردن هاى كوتاه راضى كنيم، مطمئناً وجدان هيچ كدام مان آرام و قرار نمى گيرد. بى انصافى است اگر بگوييم كه براى بهتر شدن تئاتر عروسكى تنها به اين جشنواره هاى سالانه اكتفا كرده ايم اما حالاحالاها جاى كار دارد. برپايى كارگاه هاى تخصصى و آشنا كردن بچه ها با اين هنر از سنين پائين را مى شود از كارهاى مؤثر در اين حوزه دانست. در سال هاى نه چندان دور شاهد كارهاى متفاوت و جديدى از افرادى چون غريب پور، برومند، طهماسب و.// بوديم. آن وقت ها كوچك ترين جايى در بزرگ ترين سالن شهر پيدا نمى شد. اين روزها خانواده عروسكى دوباره دست به دست هم داده اند تا بهترين خاطرات را در ۶ روز جشنواره بين المللى تئاتر عروسكى مبارك در دنياى كودكان حكاكى كنند. يادمان نرود حالا ديگر عمق خنده بچه هايمان با طول عمر عروسك ها برابرى كند.
|