پنجشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۲ شعبان ۱۴۲۹
Thu, Aug 14, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصاد
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
خانواده
رودررو
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
آخر هفته
اوقات شرعى
لبنان دو سال پس از نبرد تاريخى
382989.jpg
[محمد نورى]

همه آنچه تابستان سال ۸۵ در نوار مرزى لبنان و رژيم صهيونيستى رخ داد رنگى از رؤيا داشت ‎/ جنبش حزب الله به هدفى دست يافت كه آرمان بر زمين مانده چند نسل از رهبران عرب بود. از جمال عبدالناصر اسطوره ناسيوناليست هاى عرب كه پس از دو جنگ ۱۹۵۶ و ۱۹۶۷ عاقبت با تراژدى از دست رفتن صحراى سينا دنيا را ترك كرد تا حافظ اسد كه داغ جولان بر دل داشت چشم از جهان فروبست و ياسر عرفات كه خانه اش در رام الله را اسرائيلى ها بر سرش ويران كردند.
از اين رو بود كه همه لژيون هاى ديروز عرب كه امروز لباس زمامدارى در قاهره و امان بر تن دارند و يكصدا ورود حزب الله در جنگ را نكوهش كردند، اما با اتمام جنگ وقتى كه فوج نظاميان صهيونيستى خسته و شرمگين بنت جبيل و آب هاى ساحلى بيروت را ترك كردند از در آشتى برآمدند و واسطه هاى خويش را براى دلجويى راهى ستاد رهبرى حزب الله كردند.
شاگردان از جان گذشته نصرالله در اين نبرد بنياد افسانه اى را برانداخته و به جاى آن اسطوره اى را خلق كردند «افسانه شكست ناپذيرى ارتش اسرائيل و اسطوره پيروزى سپاهى جوان و كم توشه بر يكى از مدرن ترين و مجهزترين واحد هاى نظامى جهان» ‎/
به هر حال در صحنه خاورميانه كه دست كم در سده اخير دهها نزاع بزرگ و كوچك را به چشم ديده است، جنگ تابستان ۸۵ يك رويداد نمادين بود و در شمار جنگ هايى نشست كه به عنوان يك نقطه عطف مسير حوادث خاورميانه را تغيير داد و به تعبير عالمان سياست، توازن قوا را به نفع يك جنبش و عليه يك جبهه سياسى دگرگون ساخت.
اين واقعيت را كسى ياراى انكارش نيست كه اين دفاع ۳۳ روزه ، هم تصوير حزب الله را تغيير داد و هم سيماى لبنان را و از برآيند اين دو تغيير، تعريف تازه از خاورميانه در ذهن ها نشست، خاورميانه اى كه مختصاتى متفاوت از آن پيدا كرد كه نومحافظه كاران كاخ سفيد در جزوه « نقشه راه » خود يا شيمون پرز در كتاب خويش وصف كرده بود.
محاسبه همه پيامدهايى كه آن ۳۳ روز نبرد در اقليم سياسى خاورميانه به ارمغان آورد چندان دشوار نيست. رجوع گذرا به تقويم حوادث پس از جنگ مى گويد لبنان با جهشى محسوس در پلكان سياست بين الملل از «كشورى حاشيه اى» در كشمكش هاى خاورميانه، نقش يك كانون يا شاهرگ جديد را در معادلات ديپلماسى پيدا مى كند. كشورى كه تا آن روز نقش يك معبر و گذرگاه براى بحران بزرگ منطقه يعنى فلسطين ايفا مى كرد اين بار خود به ميدان رويارويى بزرگ بازيگران منطقه اى و بين المللى تبديل شد.
همه بازيگران نام آشناى منطقه اى و فرامنطقه اى خاورميانه از آمريكا و اروپا گرفته تا عربستان ، مصر و اتحاديه عرب پس از اين جنگ راه لبنان را پيش گرفتند. به اين صورت بيروت شد كانون رقابت ديپلماسى منطقه.
با اين وصف ،جهش موقعيت لبنان، يك چشمه از موج تغيير برخاسته از جنگ ۳۳ روزه است ‎/ چشمه اصلى اين تغيير در اراده نيروهاى فاتح جنگ نمايان شد يعنى همان افرادى كه در ايام جنگ پرچم طلايى و سبز رنگ در دست داشتند و لبنان بر شانه هاى اراده آنها حياتى نو آغاز كرد.
جنگ ۳۳ روزه به همان اندازه كه تاريخ لبنان را به دو نيمه قبل و بعد از شكست اسرائيل تقسيم كرد حيات سياسى حزب الله را نيز ديگرگون ساخت ‎/ حزب الله تولدى تازه و حياتى نو پس از جنگ آغاز كرد ، جنبشى كه تا ديروز عضوى عادى از آحاد قبيله انقلابيون خاورميانه بود و گروهى هم سطح و هموزن با گروه هاى ديگر لبنان و فلسطين شمرده مى شد، اين بار در مركز و محور زنجيره نيروهاى انقلابى ايستاد. حزب الله پس از جنگ مقام ليدرى و راهبرى همه طوايف انقلابى را دارد كه در مصاف با امريكا يا اسرائيل حضور مى يابند.
در داخل لبنان با همه اكراه و پرهيزى كه رهبرى اين جنبش از پذيرش نقش راهبرى دارد اما همه نيروهاى تحول خواه زير بيرق اين جنبش متحد مى شوند، نصرالله بى آنكه خود بخواهد در مركز تصميم گيرى هاى كليدى لبنان قرار گرفته نخبگان سياسى بيروت با وقوع هر غائله اى از ماجرا هاى امنيتى و تروريستى گرفته تا مناقشات مربوط دولت سازى و تعيين رئيس جمهور به او روى مى آورند.
كمى آن سوى لبنان، در دمشق و غزه ، گروه هاى فلسطينى، حزب الله را پشتوانه مبارزه نوين خويش يافتند. دفتر دبيركل حزب الله، ايستگاه اول همه بازيگران و ديپلمات هاى خارجى از عمرو موسى ( نماينده اتحاديه عرب در مناقشه لبنان ) تا برنارد كوشنر ( نماينده اتحاديه اروپا و غرب ) قرار گرفت .به اين صورت جنگ ۳۳ روزه در تقويم سال ۸۵ به درستى نام مهم ترين رويداد را گرفت، جنگى كه علاوه بر خصيصه هاى سياسى و نظامى، داراى جوهرى ايدئولوژيك است و از زمره نبرد هايى است كه عنصر «معنويت » در آن سلاحى برنده شد. جنگ۳۳ روزه را رويدادى شايان تحقيق و تحليل ديديم زيرا همراه خودش مفاهيم تازه اى را پديد آورد و در مركز اين مفاهيم ، مقاومت به عنوان يك تفكر مدعى در سياست بين الملل به رسميت شناخته شد.
نبرد بزرگ اين گونه آغاز شد
با دميدن گرماى تابستان ۸۵ بسيارى از ناظران خاورميانه از نشانه هاى يك تحرك نظامى گسترده در اردوى ارتش اسرائيل خبر دادند.
اغلب استراتژيست هاى خاورميانه تدارك يك حمله جديد به لبنان را تصديق كرده بودند.
جنگ ۳۳ روزه هر چند عنوان « جنگ غافلگيرانه» را دارد اما واقعيت اين است كه چندان هم ناگهانى و غير منتظره نبود. اين جنگ نيز بسان همه نبردهاى تاريخ مقدمات و مراحلى توجيهى - تبليغى گذراند.
پايه توجيهى اين جنگ بر حادثه اى استوار است كه طرف مهاجم با عنوان گروگانگيرى، آن را متسمسك يورش به لبنان قرار داد. روز ۱۲ تيرماه ۸۵ دو نظامى رژيم صهيونيستى در خط مرزى لبنان و فلسطين اشغالى- نزديكى روستاى لبنانى عيتا الشعب- به اسارت حزب الله لبنان درآمد ‎/
رهبرى حزب الله با وقوف به اين كه بزودى يك جنگ تمام عيار توسط صهيونيست ها به راه مى افتد، پذيرش خواسته طرف اسرائيلى را به آزادسازى اسراى دربند لبنانى گره زد و به اين ترتيب از دشمن خواست با آزادى زندانيان لبنانى، اسراى خود را بازپس گيرد. اينگونه بود كه دو ساعت پس از اسير شدن نظامى صهيونيست توسط واحد مرزى حزب الله، ارتش اسرائيل تهاجم همه جانبه به لبنان را از زمين، هوا و دريا آغاز كرد.
روزهاى نخست جنگ، حزب الله و ارتش اسرائيل در عين رويارويى نظامى، درگير يك كشمكش بر سر توجيه فلسفى جنگ شدند. اين كشمكش فكرى از يك ادعا سرچشمه گرفت كه بر اساس آن، كارگزاران تل آويو در حركتى ظريف كوشيدند توپ اتهام «جنگ افروزى» را به زمين حزب الله پرتاب كنند. آنها موضوع اسارت دو نظامى خويش را عامل شروع نزاع وانمود كردند و چنين مدعى شدند كه حزب الله با اين اقدام حريف خويش را در مسير جنگ قرار داده است.
به اين صورت طرف مهاجم بازى سياسى ظريفى شروع كرد. آنها دامى گستردند كه در صورت عدم هوشمندى رهبرى سياسى حزب الله هر آينه ممكن بود ، «قربانى جنگ» در كرسى متهم نشانده شود.
هدف اين جنگ روانى چنان كه حوادث روزهاى آتى جنگ مى گويد، شوراندن جبهه مرعوب شده اعراب عليه حزب الله بود. البته اسرائيلى ها در تحصيل اين هدف تاحدى كامياب شدند، دست كم ليبرال هاى حاكم بر بيروت به اين سناريوى حريف اسرائيلى روى خوش نشان دادند و حزب الله را در اين مصاف ميهنى تنها گذاشتند و بدنبال آنها، جبهه دولت هاى محافظه كار عرب مركب از اردن، عربستان و مصر در موضعى مشترك با طرح اتهام ماجراجويى به جنبش حزب الله خاطره اى ناگوار از همسويى با مهاجم بر ذهن ها نشاندند.
به اين ترتيب روزهاى اول جنگ براى اردوى مقاومت و نيرو هاى حزب الله به سختى سپرى شد ‎/ يك سو دولت ها و محافل سياسى عرب شيوه انفعال و سكوت بر گزيدند و سوى ديگرحكام عرب تحت فشارهاى شديد امريكا پنجه اتهام به چهره حزب الله افكندند. به اين صورت بود كه اردوى اسرائيل از حيث سياسى علاوه بر پشتيبانى همه جانبه دولت بوش حمايت آشكار و نهان شمار ى از همكيشان عرب را نيز جلب كرد.
با عبور از اين موج سهمگين فشارهاى ديپلماتيك ، رهبرى حزب الله نخستين جلوه از توانايى خويش در مديريت نبرد را به نمايش گذاشت. نصرالله به جاى آنكه با جبهه مرعوب شده اعراب وارد جدل لفظى شود يا با سازمان ها و محافل مخالف اروپايى در اين واقعه رودررو شود از منطق اقناع و احتجاج براى اثبات مظلوميت لبنان و ابطال ادعا هاى حريف بهره جست.
لذا او دوربين خبرنگاران و گزارشگران جنگ را روانه مناطق مسكونى و بناها و اماكن غير نظامى كرد كه در آتش بمب ها و موشك هاى اسرائيلى يكى پس از ديگرى فرو مى ريختند. براى نشان دادن صورت واقعى دشمن، شيوه اى مؤثرتر از اين نبود كه نصرالله جنازه كودكان وزنان بى گناهى كه زير آوارخانه هاى ويران جان مى باختند به نمايش بگذارد.
نصرالله در امتداد جنگ وقتى كه ۳۳ روز آتشباران و بمباران صهيونيست ها نتوانست دو اسير اسرائيلى را از چنگ حزب الله نجات دهد اذهان جهانى را از اين واقعيت آگاه ساخت كه مسئله رژيم صهيونيستى آزادى دو اسير نبود زيرا كه آزادسازى آنان از طريق جنگ امكان پذير نيست.
ادامه دارد
القاعده، تبديل چريك به تروريست
[ترجمه : شيرين كسرائى‎/ فرانكفورتر الگماينه‎/ بخش پايانى]

از تشكيل ارتش چريكى تا سازمان تروريستى
اسامه بن لادن پس از امضاى يك قرارداد صورى ميان سازمان جهاد به رهبرى ايمن الظواهرى در نهمين سال تشكيل القاعده مجبور شد خارطوم پايتخت سودان را در اثر فشار دولت سعودى به دولت البشير ترك نمايد. او به افغانستان بازگشت و ترجيح داد با يارى پاكستانى ها سازمان القاعده را در افغانستان استقرار دهد ‎/ القاعده با آن كه هيچ گاه عليه بزرگترين دشمن جهان اسلام يعنى اسرائيل وارد عمل نشده اما از شعار آزادى قدس به عنوان يك ترفند براى فريب مسلمانان استفاده كرده است ‎/ وقتى شاخه تندروهاى مصر از الجهاد به القاعده پيوستند بن لادن و الظواهرى براى جذب نيروهاى مبارز ديگر در فوريه ۱۹۹۸سازمانى با عنوان مبارزه با يهوديان تشكيل دادند ‎/
مدتى القاعده با همين روش تبليغات سياسى و كمك هاى مالى كه از نقاط مختلف كشورهاى عربى جمع آورى مى كرد به فعاليت خود ادامه داد اما اين گروه اولين آزمون ارتش چريكى را در آگوست ۱۹۹۸ به نمايش گذاشت ‎/ درحالى كه حدود يك دهه از حضور نيمه مخفى بن لادن در پيشاور پاكستان و تشكيل القاعده مى گذشت، اولين اقدام تروريستى به رهبرى وى در سفارت امريكا در نايروبى و دارالسلام صورت گرفت ‎/ در پى اين حادثه بيل كلينتون رئيس جمهورى وقت امريكا دستور داد به تأسيسات القاعده در افغانستان و سودان حمله نظامى انجام شود ‎/ در اين حمله شمار زيادى از مردم كشته شدند كه تعداد آنها به ۲۰۰نفر رسيد اما شبكه گردانندگان القاعده جان سالم به در بردند. پس از اين هر عمليات تروريستى بويژه در كشورهاى غربى و عربى را به اين سازمان نسبت مى دهند. بزرگترين پرونده براى اين سازمان ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ميلادى بسته شد، وقتى كه چهار هواپيما حامل ۱۹ نيروى انتحارى با حمله به برج هاى دوقلو در نيويورك باعث كشته شدن شمار زيادى از امريكايى ها شدند ‎/ در اين حمله بيش از ۳ هزار نفر جان خود را از دست دادند. اما روشن ترين رد پاى القاعده پس از افغانستان و پاكستان در جنگ فرقه اى ۵ ساله عراق نمايان شد وقتى كه جمعى از همراهان ديروز بن لادن با يارى دلارها و جوانان ماجراجوى عرب اين كشور را به كارزار بزرگ قتل عام شيعيان و مردم بى گناه عراق تبديل كردند.
آخرين گزارش ها حكايت از آن دارد كه شبكه مؤسسان القاعده و در رأس شان اسامه بن لادن در همان نقاطى پنهان شده اند كه در دهه ۹۰ آن را به عنوان پناهگاه شان برگزيدند، با اين حال نقاط استقرار اين گروه به اندازه سياست قدرت هاى خارجى در افغانستان و عراق رمز آلود است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |