دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۶ شعبان ۱۴۲۹
Mon, Aug 18, 2008
فرهنگ و پايدارى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
سياسى۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
اينترنت
فرهنگ و پايدارى
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
گفت وگو با محسن مطلق، نويسنده و محقق
گفت وگو با محسن مطلق، نويسنده و محقق
نبرد و قلم
383406.jpg
[ساير محمدى]
خاطره نويسى در دوره هاى پرالتهاب، رشد بيشترى دارد. دفاع مقدس ما نيز با خود كوله بارى از ماجرا داشت كه بعدها در قالب خاطرات، داستان، فيلم و.‎/‎/ متجلى شد. هرچند هنوز جاى پژوهش هايى، خالى به نظر مى رسد اما اين خود به اين معناست كه عرصه فراخ است؛ پس مرد مهيا بايد بود.
گفته مى شود خاطره نويسى در ايران به عنوان يك گونه ادبى (ژانر ادبى) پس از انقلاب اسلامى باليد، آيا موافقيد
چنين قضاوتى تقريباً درست است. يادم هست كه در همان ابتداى جنگ يعنى در سال هاى اوليه دهه شصت كه به منظور ثبت خاطرات رزمندگان دفترچه هايى در ميان جبهه ها توزيع مى شد و در سنگرها در اختيار بچه ها قرار مى گرفت- حالا انديشه اين كار از طرف هر كس كه بود و با هر چشم اندازى كه اين كار صورت گرفت- فرصت خوبى در اختيار رزمندگان گذاشت تا به ثبت و ضبط رويدادهاى آن دوران بپردازند و استعدادهاى فراوانى هم شكوفا شدند و در خدمت ادبيات دفاع مقدس درآمدند. اين حركت، بسيار خوب و سازنده بود. حالا از هر كجا كه سازماندهى شده بود، نتايج درخشانى داشت. به هر حال اين خاطرات به درد آيندگان مى خورد. اين را فهميده بودند كه بايد آن را ثبت و ضبط كرد.
خاطره نويسى صرف در مقايسه باخاطره نويسى در قالب داستان چه تفاوت هايى دارد
در بحث خاطره نويسى، نظر بزرگان اين حوزه بر اين است كه اين دو مبحث و فن را نبايد با هم يكى گرفت. داستان عناصر و مؤلفه هاى خاص خودش را دارد. حالا اين داستان چه از خاطره نشأت گرفته باشد و چه از عالم تخيل و جادو برخاسته باشد و چه از يك واقعه مستند اخذ شده باشد. در حالى كه خاطره به دور از عناصر و مؤلفه هاى داستانى بايد به صورتى نوشته و روايت بشود كه هيچ چيز از بيرون بر آن تحميل نشود و در شكل گرفتن اش دخيل نباشد. به خاطر همين است كه بسيارى از خاطرات در گرماگرم جنگ و در همان لحظه وقوع حوادث نوشته مى شوند كه به شكل روزشمار يا يادداشت روزانه درمى آيند. ارزش استنادى اين دسته از آثار خيلى بيشتر از خاطراتى است كه يك رزمنده پس از پايان جنگ با استفاده از محفوظات ذهنى آن را به روى كاغذ مى آورد. حتى اين دو دسته آثار به لحاظ تقدم وتأخر زمانى هم با يكديگر فرق دارند.
اعتقاد شخصى من هم اين است كه يك اثر يا داستان است يا خاطره، حالا ممكن است داستانى هم باشد كه در نوشتن اش از خاطره هم بهره گرفته شود. يا از سرگذشت كسى كه مكتوب شده، اين داستان وام گرفته شده باشد. اما در نهايت چنين اثرى خاطره نيست، يك داستان است. خاطره اله مان ها و مؤلفه هاى خاص خودش را دارد و از روى همان اله مان ها شناسايى مى شود.
در حوزه ادبيات دفاع مقدس كدام يك از اين دو دسته آثار قوى تر و از رشد بيشترى برخوردار بودند خاطره نويسى صرف يا خاطرات داستانى
ببينيد از اواسط دهه هفتاد، يعنى از سال ۷۷ به بعد سازمان ها و نهادهاى مختلفى كه در زمينه ادبيات جنگ فعال بودند، آمدند به صورت سفارشى آثارى توليد كردند كه بعدها به عنوان زندگينامه هاى داستانى شناخته شدند. يعنى همين آثارى كه به عنوان «قصه فرماندهان» منتشر شدند، اينگونه نوشته شدند، اين دسته از آثار هم خاطره اند، يعنى از خاطرات فرماندهان جنگ استفاده شده، ولى صورتى داستانى گرفته اند و به متن وقتى نگاه مى كنيد خاطره صرف هم نيستند كه وقتى خواننده نوجوان براى مطالعه آن را در دست مى گيرد، برايش خسته كننده باشد و از مطالعه آن زده بشود. متنى كه جذاب تر باشد و بتواند خواننده را تا پايان كار به دنبال خودش بكشد، از چنين اثرى با ويژگى هاى گفته شده، به عنوان زندگينامه داستانى ياد مى كنند.
اتفاقاً بچه هاى بنياد حفظ آثار و ارزش هاى دفاع مقدس در اين باره مشغول يك كار تحقيقى هم هستند كه ماحصل آن منتشر مى شود.
شما در طول سال ها تجربه نوشتن، چقدر توانستيد از ادبيات جهانى در اين ژانر بهره بگيريد از آثار همينگوى و هاينريش بل گرفته تا آثار چه گوارا كه به عنوان خاطرات بوليوى منتشر شدند.
آثارى كه شما نام مى بريد بيشتر خاطرات افراد انقلابى در يك فضاى سياسى - انقلابى كه آغشته به جنگ هم هست، نوشته شده اند. جنگ جهانى دوم اما يك مبحث جداگانه اى دارد كه متأسفانه آثارى كه در اين زمينه ترجمه شده، بسيار اندك است. در كل ادبيات دفاع مقدس با ادبيات تمام جنگ هاى دنيا متفاوت است. اصلاً اهداف، انگيزه ها، فضا و محيطى كه بچه ها در آن رشد كردند، از اساس با جنگ هاى ديگر فرق دارد. نتيجتاً ادبياتى هم كه از آن فضا و آن رويدادها نشأت مى گيرد و با آن رويكرد نوشته مى شود، در كل با رويكرد ادبيات دفاع مقدس دو مقوله متفاوت است. اما يكى از كارهايى كه دكتر اريك بوتر كرده بود، يك سلسله از همين خاطرات و دستنوشته هاى سربازان جنگ جهانى دوم در فرانسه را به فارسى ترجمه كرده بود و به تجزيه و تحليل جامعه شناختى آنها پرداخت. ايشان هم به اين نتيجه رسيده بود كه برخى از مؤلفه ها هست كه در همه جنگ ها يكسان عمل مى كند. مثلاً عاطفه انسانى، احساس همدردى، وجدان بشرى هنگامى كه سرباز دشمن را به اسارت مى گيرد و به او رحم مى كند جيره آب و غذاى خود را با او قسمت مى كند. اينگونه موارد در جنگ را شايد با اغلب كشورها رويكرد مشتركى داشته باشيم. اما چون فضاى جنگ ما آميخته با شعائر دينى بود با شعائر جنگ جهانى دوم تفاوت بسيار دارد. لذا ادبيات اين دو جنگ هم متفاوتند. جالب است بدانيد كه دكتر اريك بوتر در جامعه شناسى ادبيات دفاع مقدس بيشتر به دنبال سوژه شناخت فرهنگ شهادت بود، هم اين موضوع را در جبهه هاى جنگ دنبال مى كرد، هم در ادبيات متأثر از اين فرهنگ.
در زمينه جامعه شناسى ادبيات جنگ ما هيچ گونه تحقيق و پژوهشى سراغ نداريم، چرا پژوهش در اين زمينه مورد غفلت واقع شده است
البته پژوهش در حوزه جامعه شناسى ادبيات جنگ بسيار محدود و اندك است. چند نفرى جسته گريخته كار كرده اند. چه در ارتباط با نقش زنان در جنگ و چه در ارتباط با افراد مقيم مناطق جنگى كه آنها را به مهاجرت واداشت و در ديگر مناطق آواره شدند.
به هرحال خاطرات جنگ، منبع و دستمايه بسيار غنى و خوبى است براى پژوهش در زمينه جامعه شناسى ادبيات جنگ.
درست است. اين آثار هم در زمينه جامعه شناسى هم در زمينه انسان شناسى و روانشناسى منبعى بسيار غنى است. اين منابع، منابع بسيار مهمى است كه به كار پژوهشگران مى آيد. آن قدر فضاى جنگ را به صورت شعارى احزاب و گروه هاى مختلف به نفع خود مصادره كردند كه آدم احساس مى كند اين فضا هم مقدارى سياسى شده است. به خاطر همين هم هست كه شايد عده اى از نويسندگان و محققان ما حتى استادان و روشنفكران ما از ورود به حوزه ادبيات دفاع مقدس استقبال نمى كنند. حقيقت اين است كه مى ترسند انگ وابستگى به احزاب و گروه ها به آنها بخورد. اگر آزادى عمل بيشترى داده مى شد، يا اين فضا آن قدر سياسى نمى شد، حتماً محققان و نويسندگان بيشترى وارد اين فضا مى شدند و به تحقيق و پژوهش مى پرداختند و كمبود تحقيق در زمينه جامعه شناسى ادبيات دفاع مقدس هم به شكلى جبران مى شد. چيزى كه به درد همه ما مى خورد.
در زمينه خاطره نگارى جنگ بهترين اثرى كه نوشته شده به اعتقاد شما كدام است
كتابى كه شهيد حبيب غنى پور نوشته اند و رويدادهاى جنگ را به صورت روزشمار روايت كرده اند، به نظرم از كارهاى برجسته اين حوزه است كه خودم آن را خيلى دوست دارم. در اين زمينه آقاى كمرى هم مجموعه اى به صورت روزشمار جنگ كار كرده اند كه بسيار ارزشمند است.
بنياد شهيد هم يك مركز اسناد داير كرده است كه پر از پرونده هاى شهداى جنگ است. اين اسناد شامل خاطراتى هم هست كه در همان ايام جنگ نوشته شده و آنقدر اين نوشته ها تازه و بكر است كه هنوز هم جذاب و خواندنى است. متأسفانه كسى پيدا نشده اين آثار را بازخوانى و تدوين كند و به صورت آثار مجلد منتشر كند. شخصاً عاشق كار كردن در اين فضا هستم. فكر مى كنم كارهاى اين چنينى هم داراى سوژه هاى ناب تر است و هم نظرگاه هاى جديدترى را به جامعه عرضه مى كند.
اگر بخواهيد خاطره نگارى دوران دفاع مقدس را آسيب شناسى كنيد، اين حوزه را چگونه ارزيابى مى كنيد
حضور افراد كم دانش در اين عرصه كه به صورت سفارشى به كار خاطره نويسى روى آورده اند، يكى از آفت هاى اين حوزه است. چون آثارى با بضاعت اندك و كيفيت پائين توليد مى كنند كه مخاطب را گريزان مى كند. تعدد مراكز تصميم گيرى در زمينه ادبيات دفاع مقدس به شكلى ديگر به اين حوزه لطمه وارد مى كند. همان گونه كه در عرصه دفاع مقدس يك مركز فرماندهى عمليات را رهبرى مى كرد. در عرصه ادبيات دفاع مقدس هم نياز به يك مركز فرماندهى داريم كه طرح و برنامه بدهد و نظارت كند. متأسفانه امروز برخى افراد هستند كه مى خواهند در پايان هر سال بيلان كار بدهند و به اعداد و ارقام بيشتر توجه دارند و به كيفيت محصول توجه چندانى ندارند يا كسانى هستند كه اصلاً عرصه دفاع مقدس را نمى شناسند و در عمرشان دو كتاب در حوزه ادبيات دفاع مقدس نخوانده اند. چنين افرادى با اين مايه از سواد و تجربه چگونه مى توانند ادبيات دفاع مقدس را به رشد و شكوفايى برسانند به همين خاطر مى بينيم در اين سال ها از كيفيت و كميت آثار اين حوزه كاسته شده است و دچار نوعى رخوت شده ايم. بحث كيفيت و محتوا فراموش شده است. شما اگر آثار اين سال ها را با آثار دو دهه گذشته مقايسه كنيد، متوجه اين موضوع مى شويد. بيانيه هيأت داوران را در انتخاب كتاب سال دفاع مقدس كه چندى پيش منتشر شده بخوانيد، مى بينيد هم در حوزه شعر و هم در حوزه ادبيات داستانى با افت محسوس عناوين كتاب هاى تازه و نزول ارزش هاى ادبى و زيبايى شناسى آثار مواجه بوديم و در چند بخش كتاب برتر سال نداشتيم.
در خيمه بزرگ سكوت (۶)
383400.jpg
[سيدضياءالدين شفيعى]

آسمان زلال تر از هميشه منتظر ايستاده است.
ماه، تاج نقره اى نور بر سر، آهسته آهسته از خيمه ابرهاى سپيد بيرون مى آيد و خرامان بر فرشى از ستاره هاى هزار رنگ، تا بلندترين نقطه افق پيش مى رود.
حيرت، از چشمان مسافران مهتابى شب چكيده است و سكوت تمام كوچه هاى شهر را در تملك خود دارد. كوه ها آرام و بى صدا سر در لحاف پنبه اى برف فرو برده اند و در رؤيايى شيرين، دامنى از رنگين كمان گل ها را به تن مى كنند.
الماس هاى يخى چون گوشواره هاى شاهزادگان قصرهاى خيالى، از ناودان هاى ساختمان هاى بلند آويزانند و با روشن و خاموش شدن چراغ هاى نئون جلوه اى جادويى يافته اند.
پنجره خانه اجاره اى من از تحمل اين همه رؤيا عاجز است، سر برمى گردانم و دور از خلوت شهر به هياهوى اتاق برمى گردم.
مى دانم فردا ـ حتى پيش از آنكه خورشيد به پنجره هاى بسته شهر تلنگرى بزند ـ اين سكوت، به خشونتى تمام، در ازدحام دود و سرعت خواهد شكست و رؤياهاى اين شب ناممكن را مچاله خواهد كرد.
هنوز تا صبح زمان زيادى باقى است، بايد داستانِ نيمه تمام «زندگى » را در «تقديس مرگ»، بنويسم و براى آموختن عشق «پشت به سايه ها و صداها» از برهوت نفرت بگذرم.
حقيقت و خيال در ذهن شلوغ من جيغ مى كشند و من از محاصره كلمات و نور چراغ مطالعه مى گريزم و ناخودآگاه، به سمت پنجره مى روم و به رغم سرما آن را مى گشايم :
پيرمرد رفتگر، با سرفه هاى خشك و قديمى از خم كوچه مى گذرد. صداى اذان از دور بر موجى از هواى خنك به اتاق مى ريزد.
ورق هايى پراكنده و نيم نوشته، كتاب هايى درهم و نيم خوانده و اشباح خيالاتى مرده، تمام اتاق را آكنده اند. چه قدر مى خواهم از خويش بگريزم، چه قدر مى خواهم به خويش برسم، چه قدر مى خواهم.‎/‎/
خود را در برزخ اتاق، جا مى گذارم و شبى ديگر را به خنكاى آب وضو از ذهن مى شويم، بايد مواظب باشم وقتى به نماز مى ايستم خيالات مبهم مزاحم نشوند.
برمى خيزم، ماه، مُهرى است بر سجاده آسمان و ستارگان دانه هاى پراكنده تسبيحى كه حيرانِ گرداننده خويشند.‎/‎/


|   شناسنامه   |   آرشيو   |