دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۶ شعبان ۱۴۲۹
Mon, Aug 18, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
سياسى۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
اينترنت
فرهنگ و پايدارى
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
گفت وگوى «ايران» با دكتر پير شابال، متخصص ژئوپليتيك آسيا
مسير سنگلاخى اصلاحات در تركيه
[مترجم: زهرا سليمى ‎/ منبع: Newsweek]
مردم تركيه رؤياى بقاى حزب عدالت و توسعه (AKP) اين كشور را در سر مى پرورانند. دادگاه قانون اساسى تركيه پس از ماه ها كشمكش به جريمه اين حزب به دليل رعايت نكردن اصول و قوانين سكولار در اين كشور رأى داد. پس از اتخاذ اين تصميم حزب اسلامى عدالت و توسعه تصميم به ايجاد تعادل بيشتر ميان قوانين سكولار و دموكراسى گرفت. هر گاه دادگاه قانون اساسى تركيه يكى از احزاب اسلامى را منحل اعلام مى كند، اين حزب با ساختار محافظه كارترى دوباره احيا مى شود. به اين صورت، واكنش دادگاه قانون اساسى نسبت به اين نوع احزاب ملايم تر مى شود.
اين دادگاه سال هاى گذشته ابتدا احزاب رفاه و فضيلت را منحل كرد. سپس از دل اين احزاب، حزب AKP (عدالت و توسعه) به وجود آمد كه مسئولين آن قدرى محافظه كار بودند. لذا همچنان كه شاهد بوديم، دادگاه تنها به جريمه شدن آن رأى داد.
با پيگيرى سوابق AKP احتمال مى رود كه اين حزب در آينده سياست هاى متعادل ترى را در پيش گيرد. زمانى كه دادگاه در سال ۲۰۰۱ حزب فضيلت را به دليل فعاليت هاى ضد سكولار منحل اعلام كرد، AKP مانند نسيمى خنك در هواى گرم تابستان آناتولى وزيدن گرفت. اين حزب در راستاى سياست هاى محتاطانه اش از زير پا گذاشتن كامل قوانين سكولار اجتناب كرد.
اين حزب همچنين براى روابط با كشورهاى غربى اعتبار بيشترى قائل شد و با الگوهاى ليبرالى ستيز نكرد، به گونه اى كه پس از به قدرت رسيدن اين حزب در سال ،۲۰۰۲ پيشرفت هاى زيادى در زمينه پيوستن به اتحاديه اروپا حاصل شد.
عدالت و توسعه در مدت ۵ سال حضورش همچنين موجب رواج دموكراسى در اين كشور و به حاشيه كشانده شدن افراطى ها شد.
ولى متأسفانه اهداف و آرمان بلند عدالت و توسعه براى اصلاح قوانين داخل هنوز راه به جايى نبرده است، نخست به اين دليل كه از زمانى كه تركيه در سال ۲۰۰۵ گفت و گوهاى خود را براى پيوستن به اتحاديه اروپا آغاز كرد، AKP با موارد نا اميد كننده اى مواجه شد يكى از اين دلايل بالا رفتن تغييرات بنيادين در ساختار اجتماعى بود و اين كه اردوغان و قوانين اين كشور را بايد به قيمت خيلى چيزها اصلاح مى كرد از طرفى AKP تصور مى كرد كه عضويت در اتحاديه اروپا به بازنگرى در قوانين سكولار اين كشور كمك خواهد كرد، ولى در سال ۲۰۰۵ دادگاه حقوق بشر اروپا از ممنوعيت حجاب بانوان در صحن دانشگاه هاى تركيه حمايت كرد.
دوم اين كه، اين حزب برخى آزادى ها و برقرارى مساوات در حقوق زن و مرد را در دستور كار قرار داد، به طور مثال AKP حجاب در صحن دانشگاه ها را آزاد اعلام كرد، ولى طبق قوانين سكولار اين كار با زير پا گذاشتن قوانين غرب بود كه در نتيجه آن فضاى سياسى تركيه به دو قسمت تقسيم مى شد. قسمتى از آن را طرفداران اصلاحات اين حزب و بخش ديگر را مخالفان تشكيل مى دادند.
سوم اين كه AKP ديدگاه خود درباره دموكراسى را به ديدگاهى تغيير داد كه نظرات اكثريت مردم و گروه ها را در بر مى گرفت.
به هر حال AKP در تلاش است تا بتواند ميان اسلامگرايان و سكولارها توافق و تلفيق ايجاد و در پى آن تركيه را به مدينه فاضله دموكراسى تبديل كند، اما در اين مسير تنگناهاى بسيار وجود دارد.
گفت وگوى «ايران» با دكتر پير شابال، متخصص ژئوپليتيك آسيا
جنگ در گرجستان متوقف نمى شود
383415.jpg
[گفت وگو از : حسين قنبرى]
جنگ خونين گرجستان و ارتش روسيه سرانجام با ناكامى دولت غربگراى ساكاشويلى پايان يافت. اين جنگ با يورش ناگهانى دولت گرجستان براى تصرف ايالت خودمختار اوستياى جنوبى شروع شد، ساكاشويلى با اميد به اين كه حمايت ناتو و غرب را پشت سر دارد اين طرح خطرناك را به اجرا گذاشت بر همين اساس اكنون كه نتيجه جنگ به گونه ديگرى رقم خورده است محافل بين المللى بويژه طرف هاى اروپايى لبه تيز انتقادهاى خويش را متوجه محاسبات اشتباه دولت گرجستان و عملكرد امريكا كرده اند.براى تحليل آنچه در يك هفته خونين قفقاز گذشت با پير شابال معاون پژوهشى مؤسسه دانشگاهى اروپا گفت وگو كرده ايم ‎/ وى داراى دكتراى علوم سياسى و استاد روابط بين الملل و ژئوپليتيك آسيا در دانشگاه Havre است. وى همكاى هاى منظمى با دانشگاه هاى ژاپن، چين، قزاقستان، تركيه و مغولستان دارد و داراى تأليفات متعددى در رابطه با مسائل ژئوپليتيكى آسياست .پير شابال چند سالى است كه تحقيقات خود را بر روى مسائل بين المللى آسيا و سازمان هاى مختلف از جمله سازمان همكارى شانگهاى، ASEM ، APEC و آ سه آن و بويژه مسائل مربوط به آسياى شمال شرقى و كشورهاى آسياى مركزى و روسيه متمركز كرده است.

اگر موافق باشيد ابتدا به ريشه ها و زمينه هاى اين بحران بپردازيم. فكر مى كنيد اهداف دولت گرجستان از حمله به اوستياى جنوبى چه بود
براى پاسخ به اين سؤال بهتر است به شرايط عمومى منطقه اشاره كنم كه علت تمامى تنش هاى موجود در منطقه قفقاز در پايان دوران جنگ سرد نهفته است ‎/ افول قدرت شوروى سابق باعث بروز مجدد تنش هاى قديمى ميان روسيه و ملل قفقاز شد. دوران پس از جنگ سرد نيز توان و قدرت تازه اى را براى تثبيت سرزمين ها و ملل قديمى فراهم آورد ‎/ عنصر ديگرى نيز كه بايد به آن اشاره شود و نسبتاً عاملى امروزى به شمار مى رود اين است كه قفقاز سرزمين طبيعى عبور جريان هاى انرژى منطقه خزر به سمت روسيه و غرب از طريق چچن و همچنين به سمت تركيه و مديترانه از طريق گرجستان است ‎/ همه اين موارد، تركيبى انفجارى را براى دورانى فراهم كرد كه رقابت غرب با روسيه براى تحميل نفوذ به سرزمين هاى از دست رفته اش محور آن است.
فرمول قبلى صلح آن روز ميان نيروى سه گانه گرجى ها، روس ها و اوستياى شمالى اتفاق افتاد آيا به نظر شما ممكن اين فرمول دوباره احيا شود
همواره آنچه در رابطه با توافقات بين المللى مهمتر است اجراى توافقات است ‎/ در اينجا نيز توافقات سال ۱۹۹۴ همچون توافقات ديتون در رابطه با بوسنى و توافقات اسلو به طور تمام و كمال به اجرا در نيامد و سرخوردگى ناشى از عدم اجراى توافقات، اين توهم باطل را موجب مى شود كه توافق ديگرى تنش هاى بوجود آمده را حل و فصل خواهد كرد ‎/ اما بدون داشتن اراده سياسى براى صلح هيچ توافقى مثمر ثمر واقع نخواهد شد .بدين ترتيب اراده صلح زمانى كه سه طرف به طور واقعى اهداف متناقضى را پيگيرى كنند وجود نخواهد داشت ‎/ روسيه در پى احياى مجدد اقتدار منطقه اى خود است و در اين راه ممانعت از پيوستن جمهورى هاى شوروى سابق به ناتو يكى از جنبه هاى اين موضوع است. گرجستان نيز در پى اثبات سلطه اش بر بخش هاى خود در قفقاز وهموار ساختن نفوذ امريكا است ‎/ از سوى ديگر اوستيايى ها نيز از طريق خود مختارى كه شايد الهام گرفته از تجربه كوزوو باشد خواهان خودمختارى هستند ‎/
دولت گرجستان در حوادث چند سال اخير منطقه در قالب برنامه امريكايى موسوم به پروژه دموكراسى خواهى و يا تمرين نظامى براى مبارزه با تروريسم وارد شد آيا همين سياست هاى گرجستان نمى تواند به عنوان يكى از عوامل تقابل اين كشور با روسيه باشد
در دوران پس از جنگ سرد، هر يك از طرفين آنطور كه مى خواستند مهره هاى شطرنج خود را پيش بردند زيرا تنشهايى به نام ايدئولوژى هاى بزرگ دوران جنگ سرد مانند كمونيسم و ليبراليسم ديگر نمى توانست بهانه خوبى باشد و اين كشورها به دنبال بهانه هاى ديگرى بودند و بدين ترتيب پروژه دموكراسى براى منطقه يا مبارزه عليه تروريسم به راهبرد مناسبى در اين راه تبديل شد.
امريكا پس از حوادث يازده سپتامبر و روسيه در قالب سازمان همكارى شانگهاى از اقدامات موسوم به مبارزه با تروريسم به عنوان تكيه گاهى براى خود استفاده كردند. از آن زمان به بعد بود كه كمك به همپيمانان ( در اينجا گرجستان براى امريكا )، به رويكردى طبيعى تبديل شد و در اين راه بار اصلى كمك ها بر محور كمك هاى نظامى عملياتى قرار گرفت و بهانه اى هم كه توانستند از آن به خوبى بهره بردارى كنند مبارزه با تروريسم بود زيرا اگر عنوان مبارزه با تروريسم از اين كمك ها برداشته شود تنها كمك هاى نظامى كلاسيك در ميدان مى تواند وجود داشته باشد.
علت اينكه بحران سياسى ميان گرجستان و اوستياى جنوبى به راحتى تبديل به يك كشمكش نظامى شد چه بود
البته بايد بگويم كه اين اختلاف ها در اوستيا يك بحران ساده نبود بلكه يك مبارزه ژئوپوليتيكى شديد بود زيرا روسيه ديگر نمى توانست از دست رفتن سرزمين هاى بيشترى را تحمل كند. گرجستان نيز نمى توانست و اعمال كنترل بر سرزمين خود را به سادگى رها كند. بدين ترتيب گرجستان از سال ۱۹۹۴ پس از استقرار نيروهاى روسيه در حوالى مناطق درگيرى كنونى تا حد زيادى لقب يك بازنده بزرگ را به خود گرفت ‎/ پس مى توان گفت از حدود بيش از ده سال پيش نوعى سياست تثبيت ارضى كاملاً متناقض ميان دو كشور به آرامى در حال پيشرفت بود ‎/
آيا اين جنگ را از پيش طراحى شده و برنامه ريزى شده مى دانيد يا جنگى با منطق غافلگيرانه كه خارج از كنترل و اراده طرفين روى داده باشد
همانطور كه مى دانيم در سياست به طور عام و در سياست بين الملل به طور خاص، طراحى اقدامات يا جنگ ها نسبت به اتفاقى بودن آنها و داشتن سوء نيت كمتر اتفاق مى افتد. در شرايط مذكور يعنى شرايطى كه در سؤال اول به آن اشاره كردم كمترين بهانه براى به راه افتادن جنگ كافى است ‎/ در اينجا نيز بهانه در هفته هاى اخير بدست آمد اتفاقاتى همچون بمبارانهاى غير قابل توجيه گرجستان براى رسيدن به جنگ واقعى.
فكر مى كنيد مطالبات اصلى دو طرف براى پايان دادن به اين كشمكش چيست، آيا واقعاً اگر گرجستان دست از عضويت در ناتو بردارد بحران فروكش خواهد كرد
اساساً بايد گفت كه مطالبات روس ها دراين بحران اين است كه غرب و شركاى آن بايد حريم امنيت روسيه را حفظ كنند بر اين اساس در اين راه تعيين مجدد مرزها وتوافق آنها در زمينه حفظ حدود امنيتى مى تواند مفيد باشد و تسليم يكى از دو اوستياى شمالى يا جنوبى و همچنين ايجاد يك اوستياى مستقل توسط روسيه يا گرجستان مى تواند همچنان بحران ساز باشد.
در اين ميان بدون شك ناتو يك پايه بحران است و چشم پوشى موقتى گرجستان از پيوستن به اين سازمان شايد بتواند امكان آرام شدن اوضاع را بدهد ‎/ اما در كل من تصور نمى كنم اين بحران به اين سادگى فروكش كند و حتى آتش بس اخير را امرى مصلحتى و گذرا مى دانم با شناختى كه از سياست هاى بازيگران اين حوزه قفقاز دارم معتقدم اين بحران دوباره به شيوه اى ديگر سرباز خواهد زد ‎/ مسكو بر اين گمان است كه آمريكا با تحريك دولت تفليس اقتدار و اعتبار آن را به بازى گرفته است ‎/ حادثه گرجستان در عين حال براى چين و ديگر قدرت ها نيز يك زنگ خطر بود با اين برداشت مى بايد منتظر بمانيم كه روس ها و چينى ها بعد از جنگ نقشه تازه اى براى مهار غرب بويژه امريكا بينديشند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |