چهارشنبه ۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۲۵ شعبان ۱۴۲۹
Wed, Aug 27, 2008
فرهنگ و پايدارى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى۱
سياست۱
سياست۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
ايران زمين
اقتصاد
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
گردشگرى
فرهنگ و پايدارى
خانواده
قرآن
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
گفت وگو با قربان وليئى
نگاه
گفت وگو با قربان وليئى
با چشم ديگرى
385191.jpg
[ساير محمدى ]
سال هاى بعد از جنگ روزگار ظهور شاعران بزرگى بود كه در عرصه شعر مقاومت درخشيدند. حتى مى توان گفت گاهى شاعران نه چندان برجسته اشعارى سرودند كه در خور توجه بود. هر چند نوشتن در اين حيطه مى تواند به سرعت به سمت كليشه اى شدن برود اما هنوز امكاناتى- حتى به لحاظ مضمونى- وجود دارد كه مى توانند فحواى آثار ديگرى باشند. موضوعاتى كه هنوز در بين مردم ما گرم و تأثيرگذار است.
اگر بخواهيد در حوزه شعر دفاع مقدس يك يا چند شاعر موفق را نام ببريد، كدام يك را ترجيح مى دهيد
نظر دادن در مورد شاعران شعر دفاع مقدس به اين صورت كمى دشوار است. انتخاب دو- سه نفر از ميان بقيه شايد ظلم در حق ديگر شاعران پرتلاش تلقى شود. شعرهاى برجسته و شاخص دفاع مقدس در دفترهاى شاعران مختلف پراكنده است. هر كدام از اين شعرها و اين شاهكارها در عرصه شعر جنگ در بين شاعران درجه اول، درجه دوم، حتى در بين شاعران درجه سه و گمنام هم ديده مى شود. يعنى ممكن است در بين شاعران درجه سه هم شعر جنگ شاخص و درخشانى سراغ داشته باشيم. در مجموع به نظر من قيصر امين پور هم در قالب كلاسيك، هم در قالب سپيد و نيمايى آثار درخشان ترى در مقايسه با ديگران ارائه داده است.
فكر نمى كنيد امروز جاى يك آنتولوژى از شعرهاى شاخص دفاع مقدس در بين كتاب هاى شعر خالى باشد
حقيقت اين است كه تلاش هايى صورت گرفته است. جنگ ها و گزيده اشعارى از شعرهاى برتر دفاع مقدس چاپ و منتشر شده اند كه شايد يكى از بهترين ها همان آنتولوژى كه توسط سيدحسن حسينى فراهم آمده، باشد. كارى كه توسط سيدحسن حسينى جمع آورى و انتخاب شده، از جمله بهترين شعرهاى دفاع مقدس است كه قبل از هر شعر، يادداشتى در شناخت شاعر آن شعر و تحليلى پيرامون شعر انتخاب شده دارد.
چرا فكر مى كنيد، شعر نه، داستان مى تواند آن سال هاى خون و خاطره، آن دوران ايثار، دوران دفاع مقدس و پيامدهاى آن را بهتر بازتاب بدهد
دلايل واضح و روشنى دارد و آن هم اين است كه شعر ماهيتى آنى، ناخودآگاه و جوششى دارد. داستان اما فضايى كم هيجان تر و خودآگاه ترى در مقايسه با شعر مى طلبد. يعنى داستان در فضايى آرام تر همراه با تأمل بر پايه مستندات نوشته مى شود و اين دقيقاً همان ويژگى هايى است كه پس از جنگ در جامعه شكل مى گيرد.
فكر نمى كنيد اگر شعر دفاع مقدس در اين سالها رو به افول گذارده، عرصه عمومى شعر هم چنين وضعيتى را دارد. يعنى شعر از اريكه سلطنت پائين آمده و جاى خود را به داستان داده است اصلاً شعر، خوانندگان سابق را ندارد.
نه اين گونه نيست. من چنين اعتقادى ندارم كه شعر خوانندگانش را از دست داده است. من هميشه مى گويم اگر شعر به واقع با چنين سرنوشتى مواجه شده باشد، نبايد اشعار شاعران بزرگ ايران، ديوان شاعران كلاسيك مثل حافظ، سعدى، نظامى و.‎/‎/ توسط ناشران مختلف مرتب تجديد چاپ شود و همچنان خوانندگان خودشان را داشته باشند، چرا مولانا خوانده مى شود بيدل خوانده مى شود، صائب خوانده مى شود اما بسيارى از دفترهاى شعر در قفسه كتابفروشى ها سالها خاك مى خورند و سرانجام تبديل به خمير كاغذ مى شوند بنابراين ما در دوره اخير با بحران مخاطب و يا بحران شعرى مواجه نيستيم. در مورد شاعران هم وضع همين گونه است. ما در سال هاى اخير درخشش هاى زيادى در حوزه شعر دفاع مقدس داشتيم. شاعران زيادى پا به عرصه گذاشتند. هر چند ممكن است به نسبت مجموعه شعرهاى منتشر شده درصد اندكى شعر خوب به معناى دقيق كلمه باشند ولى بقيه شعرهاى بسيار ضعيف و سياه مشق هايى هستند كه مخاطب را از مطالعه شعر گريزان مى كنند. به تعبير دقيق تر مى توان گفت، اساساً طبيعت، خلقت، آفرينش در زايش و پرورش شاعران طراز اول دست و دلباز نيست. يعنى معيار ما هم ۱۰ سال و ۲۰سال نيست. گفتند در هر عصرى، يعنى براى هر صد سالى يكى- دو شاعر از بطن همين شاعران متولد مى شوند كه همين كفايت مى كند. عرصه شعر، عرصه توليد انبوه نيست، نه توليد انبوه شعر، نه توليد انبوه شاعر!
فكر مى كنيد، نبود نگرش انتقادى در حوزه ادبيات دفاع مقدس، چه در بخش شعر و چه در بخش داستان سبب روند نزولى اين عرصه شده است
حقيقت اين است كه وقتى موج جوشش ادبى در يك حوزه اى فروكش مى كند، سفارشى نويسى عرصه را به تملك خودش درمى آورد. يعنى در عين حال كه سفارش نويسى در عرصه ادبيات چه شعر چه داستان، امر پسنديده اى نيست، عرصه ادبيات در قالب درست خود و با آزاد گذاشتن دست نويسنده و دادن آزادى عمل به او اگر همراه با پشتيبانى مادى باشد، مى تواند آن جريان را حداقل زنده نگه دارد و موجب تداوم كار باشد و كمك مى كند آن خردك شررى كه در جامعه هست، افسرده نشود. بعد كه بحث نقد را مطرح مى كنيد و بى مهرى هايى كه در حوزه نقد ديده مى شود. واقعاً باعث شده خالقان آثار در ادبيات معاصر ايران از تلاش و تقلا بازداشته شوند و ادبيات از شكوفايى باز بماند. ما با بحران شعر و ادبيات مواجه نيستيم با بحران نقد مواجه ايم. به خاطر اينكه غالب نظريه هاى ادبى و تئورى هاى انتقادى در كشور ما هضم نشده از روى متون ترجمه اى بدون بومى سازى بدون شناخت سنت ها، بر آفريده هاى ادبى تحميل مى شوند. يا به بيان ديگر شعر و داستان با الگوبردارى از اين تئورى ها نوشته مى شوند. بحران نقد خيلى عميق تر از بحران شعر است.
فكر مى كنيد براى برون رفت از اين وضعيت چه بايد كرد چگونه شعر و ادبيات دفاع مقدس به دوران شكوفايى بازمى گردد
اساساً در حوزه شعر نمى توان سياستگذارى خاصى كرد. زيرا زمينه هاى تولد و خلق شعر بسيار درونى و ناخودآگاه است. شعر يك عمل فردى است و از ضمير ناخودآگاه شاعر سرچشمه مى گيرد. بنابراين در اين حوزه نمى توان با دستورالعمل كار را به سامان كرد. اما وضع ديگر هنرها مثل داستان، فيلمنامه، نمايشنامه فرق مى كند. من در جريان داورى كتاب سال دفاع مقدس اين موضوع را به دوستان يادآورى كردم كه نبايد انتظار شعرهاى فوق العاده را داشته باشيم. طبيعى است كه شاعر تحت تأثير محيط خودش و رويدادهاى اطرافش قرار مى گيرد و اين تأثيرپذيرى هم آنى و عاطفى است. وقتى زمان زيادى از يك واقعه مى گذرد، شاعر نمى تواند خودش در آن حس و حال قرار دهد و حس بگيرد. مگر اين كه به تبعات آن واقعه متوسل شود. الآن عملاً همين گونه است. الآن شعر شاعران درباره جانبازان، مصدومان شيميايى و مجروحان جنگ بهترين شعرهاى دفاع مقدس را تشكيل مى دهند و شاعران بدون اين كه سفارش بگيرند به اين مضامين توجه نشان مى دهند. ضمن اين خانواده شهدا، انتظار بازگشت اسراء و اجساد مفقودالاثرها نيز جزو موضوعاتى هستند كه پس از خاتمه جنگ دستمايه شاعران براى سرودن شعر شده اند. زيرا اين موضوعات حضور عاطفى دارند و اين حضور عاطفى سبب سرايش شعر مى شود. براى شعر نمى توان از بيرون كارى كرد. شعر فرآيندى عاطفى و درونى است و بايد عيناً انگيزه اى وجود داشته باشد تا بتوان شعرى براى آن گفت.
شما در حوزه شعر دفاع مقدس چه كرده ايد
من به شكل مجموعه، كتاب شعرى در حوزه شعر دفاع مقدس چاپ نكرده ام. دفاع مقدس به شكل صريح و شفاف در آثار قبلى من وجود دارند مثل اين شعر:
نام تو به زبان من آمد زبانه شد
سيل گدازه هاى خروشان روانه شد
گفتم به خاك نام تو را جنگلى سرود
گفتم به شعر نام تو را عاشقانه شد
يا شعر ديگرى دارم كه اينگونه شروع مى شود:
اعجاب آورى به تو بايد نگاه كرد
از هوش مى برى به تو بايد نگاه كرد
اين چشم ها براى تماشاى تو كم است
با چشم ديگرى به تو بايد نگاه كرد
فكر مى كنيد جوايز متعددى كه در حوزه هاى مختلف براى شعر و داستان در نظر مى گيرند چقدر در رشد و تعالى ادبيات دفاع مقدس مؤثر است
به هر حال انتخاب آثار برگزيده چه در حوزه شعر چه در حوزه داستان تأثيرات زيادى دارد. همچنان كه باعث مى شود چراغ اين گونه ادبى روشن بماند و گروهى براى ديدن آن قدم پيش مى گذارند، قابل تقدير است.
تأثير ديگر نوعى توجه دادن جامعه و اهل قلم به اين حوزه هاست. پيامد ديگر اين جوايز مى تواند معرفى كتاب به اقشار بيشترى در جامعه باشد، مى تواند به افزايش تيراژ منجر شود. جذب نگاه منتقدان به اثر مى تواند باشد، در واقع دادن جايزه به يك كتاب ترغيب و تشويق مردم است به سوى مطالعه آن كتاب و داورى درباره آن.
نگاه
زندگى در مؤلف
385167.jpg
[حميدرضا شكارسرى ]
«دقايق آخر‎/ نشانم داد‎/ عكس كودكش را
درست‎/ به چشم «اصغر»ش‎/ نشسته بود!»
«محمدرضا سهرابى نژاد»*
«در گوهر زبان، فاصله نهفته است»
«هايدگر»
بدون فاصله، زبان ضرورت خود را از دست مى دهد. زيرا زبان، اصولاً اشاره گر است و بدون اشاره گرى وجود نيافته است. تنها در معدودى از متون زبان به خود اشاره مى كند (فرازبان) و غالباً به چيزى خارج از خود اشاره مى نمايد. در متون غيرادبى زبان در پى همسانى و انطباق با واقعيت خارجى، از آن تقليد مى كند اما در متون شعرى زبان در پى همبستگى با واقعيت خارجى، آن را بازآفرينى مى كند و يا اصلاً واقعيتى جديد مى آفريند. در هر دو حال البته واقعيت آفريده شده در متون شعرى فاقد مصداق واقعى هستند. پس چنين متنى محل سوءتفاهم است. «دريدا» معتقد است كه اصولاً زبان محل سوءتفاهم است.
در متون غيرادبى، هدف نااميدانه زبان، تفاهم در فضايى سرشار از سوءتفاهم است اما در متون شعرى اين سوءتفاهم اصلاً يك هدف محسوب مى شود و حتى مى توان گفت كه اين سوءتفاهم سرشت شعر است.
در شعر «سهرابى نژاد» در نگاه و قرائت اول سوءتفاهمى ديده نمى شود. محتضرى در آخرين دقايق عمر، عكس كودكش را به شاعر نشان مى دهد كه اتفاقاً تير به هنگام اصابت آن را هم سوراخ كرده است. متنى همسان با واقعيتى خارجى، توليد شده است. اما:
- در ابتداى كتاب «وطنم، ابراهيم» خوانده ايم: «گزيده اشعار دفاع مقدس»
- بعضى از ما «محمدرضا سهرابى نژاد» را پيش از اين به عنوان يكى از شاعران دفاع مقدس مى شناسيم.
- احتمالاً به نسبت هاى آشكار و پنهان دفاع مقدس با حادثه «عاشورا» در «كربلا» باور داريم يا حداقل مى دانيم كه بسيارى از جمله «سهرابى نژاد» بر اين باورها تكيه داده اند.
پس بى اعتنا به «بارت» و «مرگ مؤلفش»، در سايه اقتدار نام شاعر اين شعر و نيز به اقتضاى شناسنامه كتاب (اقتدار بافت موقعيتى)، فرامتن خود را براى خوانش شعر به كار مى بريم (از اقتدار خوانندگى سود مى بريم.)
حالا شعر تنها به يك واقعيت مستند خارجى اشاره نمى كند و در واقع با متن ديگرى رابطه بينامتنى برقرار نموده است. بدين ترتيب با درهم بردن زمان ها و مكان هاى مختلف واقعيتى جديد آفريده است و اين - همانى شخصيت ها را باعث شده - است. از سويى اسطوره اى تازه آفريده است و از سوى ديگر اسطوره اى كهن را در اكنون حاضر نموده است.
* وطنم ابراهيم - محمدرضاسهرابى نژاد -خورشيد باران -1386 -صفحه۷۳


|   شناسنامه   |   آرشيو   |