على اكبر جوانفكر مشاور مطبوعاتى رئيس جمهور از مدتى پيش در وبلاگ شخصى خود به بيان ديدگاه هايش در زمينه هاى مختلف سياسى و اجتماعى مى پردازد و حتى اقدام به انتشار دهها اظهار نظر از ميان مخالفان دولت و پاسخ هاى متقابل به آنها كرده است. به روز بودن مطالب اين وبلاگ و مرتبط بودن بسيارى از آنها با مسائل جارى كشور، توجه رسانه هاى ارتباط جمعى را به خود جلب كرده است به طورى كه نه فقط مطالب وبلاگ بلكه حتى اظهارنظرهاى مخالفان و موافقان دولت و پاسخ هاى مشاور مطبوعاتى رئيس جمهور نيز ارزش خبرى پيدا كرده و رسانه هاى مكتوب و سايت هاى خبرى به اين مطالب توجه ويژه اى مبذول كرده اند .از جمله اين اظهار نظرها مى توان به گفت و گوهايى اشاره كرد كه ظاهراً بين نماينده اى از وزارت امور خارجه امريكا با على اكبر جوانفكر مشاور مطبوعاتى رئيس جمهور صورت گرفته و به نظر مى رسد اين گفت و گوهاى غير رسمى همچنان بين دو طرف ادامه دارد. طرف امريكايى خود را «گروه فرارسى ديجيتال از وزارت امور خارجه امريكا» معرفى كرده و چنين اظهار كرده مأموريت آنها طرح ديدگاههاى دولت امريكا در ارتباط با ايران است. اين گفت وگوها از اين منظر كه بازتاب دهنده مواضع رسمى دولت امريكاست و جوانفكر پاسخ هاى قاطعى به مخاطب خود داده، توجه ساير مراجعه كنندگان به وبلاگ شخصى مشاور مطبوعاتى رئيس جمهور را به خود جلب كرده است. روزنامه ايران متن كامل نظرات دولت امريكا و پاسخ جوانفكر به هر بخش از اين نظرات را جهت آگاهى خوانندگان خود ارائه كرده است.طرف امريكايى در اظهار نظرهاى خود ابراز اميدوارى كرده كه در اين وبلاگ گفت و گوى سازنده اى با مشاور رئيس جمهورى داشته باشد، اما جوانفكر با اشاره به ادعاهاى مطرح شده در اين نظرات، تأكيد كرده كه منطق در پيش گرفته شده، مشوق يك گفت و گوى سازنده نيست و امكان تفاهم و استمرار گفت و گو را نيز از بين مى برد.جوانفكر همچنين در يكى از پاسخ هاى خود به تشريح ريشه و سوابق خصومت و ضديت دولت امريكا با ملت ايران پرداخته است كه جزئيات اين گفت و گو را با هم مى خوانيم.
|
|
|
* وزارت امور خارجه ايالات متحده امريكا
جناب آقاى جوانفكر،اميدوارم كه بتوانيم يك گفت و گوى سازنده بر اساس حقايق داشته باشيم.
هركسى كه به وضع اقتصاد ايران نگاهى بيفكند و به بحث هايى كه در داخل ايران پيرامون اقتصاد جريان دارد توجه كند، در مى يابد كه دولت ايران در نتيجه سياست هاى غلطى كه در حال حاضر پيرامون مسئله هسته اى دنبال مى كند، هزينه سنگينى را متوجه مردم خود ساخته است. براى نمونه تورم بسيار سريع در اقتصاد ايران. اقتصادى كه توانايى جذب سرمايه در بخش نفت و گاز را ندارد. ما شاهد هستيم كه دولت ايران نمى تواند آزادانه به نظام مالى جهانى دسترسى داشته باشد. اين كه منابع سوخت هر از گاهى جيره بندى مى شود همه نشانه هاى اقتصادى است كه به مشكلات جدى برخورده - هم به خاطر قطعنامه هاى شوراى امنيت و هم به خاطر اثرات متوازى اين قطعنامه ها. براى نمونه تصميم آلمان براى كاستن يا عقب نشينى از گشايش اعتبار جهت صادرات و صرف نظر ژاپن از سرمايه گذارى در ميدان هاى نفت و گاز آزادگان.پيشنهاد ارائه شده از سوى جامعه جهانى اين نكته را روشن مى سازد كه از ناحيه ايرانى كه به مسئوليت هاى خود در قبال جامعه بين المللى عمل كند، منافع عمده اى متوجه مردم ايران مى شود. ايران همواره خواستار آن بوده كه حقوقش به نحو مطلوبى رعايت شود. احترام جهانى را با بودن شريكى مسئول در جامعه جهانى مى توان كسب كرد و موضع مشترك ما همواره اين بوده كه مادام كه ايران به مسئوليت هاى خود در قبال جامعه جهانى عمل كند، خواهد توانست مناسبات ثمر بخش تر و مثبت ترى با آن جامعه داشته باشد.
* پاسخ جوانفكر به وزارت امور خارجه امريكا
ادعاهاى شما در مورد وضعيت اقتصادى ايران مبتنى بر اطلاعات غلط و نتيجه گيرى هاى نامربوط است. به رغم تصورات ذهنى نادرست شما و برخلاف ميل دولت امريكا، سياست هاى هوشمندانه دولت ايران موجب تقويت بنيه هاى اقتصادى ايران شده و پيشرفت هاى بزرگى در عرصه هاى مختلف براى ملت ايران به ارمغان آورده است كه صد البته دشمنان ملت ايران قدرت درك و فهم آن را ندارند.
دنياى امروز پيوسته در حال تغيير و تحول است و سرعت تحولات نيز بسيار زياد به نظر مى رسد. در حال سپرى كردن آخرين سال هاى دهه اول قرن بيست و يكم هستيم اما مواضع دولت امريكا و ادبيات سياسى مقامات اين كشور، آشكارا نشان مى دهد كه آنها از حركت زمان عقب افتاده اند و همچنان با ادبيات قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم با دنيا سخن مى گويند.
جامعه جهانى يك جامعه بزرگ و مركب از دهها كشور و يك جمعيت هفت ميليارد نفرى است. بنابراين ادعاى دولت امريكا و معدود همپيمانان او كه خود را به مثابه جامعه جهانى قلمداد مى كنند، حاكى از غرور، نخوت و روحيه استكبارى است كه در دنياى امروز خريدارى ندارد و حاصل آن چيزى جز تنفر و پايدارى ملتها در برابر مستكبران نيست.
در دنياى امروز راههاى بسيارى براى خنثى كردن تلاشهاى كينه توزانه دولت امريكا وجود دارد و با استفاده از تجربيات گذشته، راه برون رفت ازشرايط تحميلى نظام سلطه را پيدا مى كنيم و بهتر است شما نگران وضع مردم امريكا و بويژه سيلزدگان و آسيب ديدگان از طوفان در نئواورلئان باشيد كه هر روز بيش از گذشته دچار مشكلات مى شوند.
ملت ايران در حال دستيابى به همه ظرفيت هاى ممكن در انرژى صلح آميز هسته اى است و براى حقوق هسته اى خود نيز آماده پرداخت هزينه است هرچند كه دولت ايران اين هزينه را با تصميمات خود به حداقل خواهد رساند.
* وزارت امور خارجه ايالات متحده امريكا
در ابتدا بايد بگويم از اينكه كامنت من را چاپ كرديد و به آن پاسخ داديد بسيار خشنود شدم و با اين كارتان راه را براى گفت و گو هموار كرده ايد كه اميدواريم سازنده باشد.
در مورد شرايط اقتصاد ايران شما گفته بوديد «سياست هاى هوشمندانه دولت ايران موجب تقويت بنيه هاى اقتصادى ايران شده و پيشرفت هاى بزرگى در عرصه هاى مختلف براى ملت ايران به ارمغان آمده است كه صد البته دشمنان ملت ايران قدرت درك و فهم آن را ندارند.» اى كاش كمى وارد جزئيات مى شديد و توضيح مى داديد كه اين پيشرفت ها چه بوده اند. چگونه است كه ايران با داشتن منابع طبيعى عظيم و جمعيت تحصيلكرده اش ۸۵درصد از درآمدش از منابع نفتى تأمين مى شود. اگر منظورتان از پيشرفت هاى بزرگ درصد بيكارى ۲ رقمى، تورم بسيار بالا و جيره بندى منابع سوخت است، در اين صورت حق با شماست كه قدرت درك و فهمش براى ما سخت است، چون از ديد ما اينها علائم يك اقتصاد سالم نيست.
همينطور حق با شماست كه مى گوييد جامعه جهانى تنها در ايالات متحده و هم پيمانان ما خلاصه نمى شود. جامعه جهانى شامل شوراى امنيت سازمان ملل نيز هست كه پيرامون برنامه هسته اى ايران بدون هيچ رأى مخالف سه بار قطعنامه صادر كرده است. شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى نيز شامل جامعه جهانى است كه بيانيه هاى زيادى درباره برنامه هسته اى ايران صادر كرده و در آنها بارها ازعدم همكارى ايران انتقاد شده است. كشورهاى عضو جنبش عدم تعهد نيز جزو جامعه جهانى مى باشند كه اخيراً در نشست خود در تهران در ميان بيانيه هاى بسيارى كه صادر كرده اند يك بيانيه نيز پيرامون برنامه هسته اى ايران صادر كردند كه در آن جنبش عدم تعهد با وجود فشارهاى سنگين از سوى مقامات ايران با متن و لحن پيشنهادى مقامات ايران موافقت نكرد.
شما مى گوييد كه برنامه هسته اى ايران صلح آميز است و آماده هستيد كه هزينه آن را بپردازيد. من مطمئن هستم كه شما به عنوان يك شخص مطبوعاتى و به عنوان يك وبلاگ نويس كه حتماً ساير وبلاگ هاى ايرانى را مى خواند با من هم عقيده هستيد كه بسيارى از مردم ايران منفعت داشتن يك برنامه هسته اى جدال آميز را به قيمت مجزا شدن از دنيا نمى بينند.
بگذاريد من چند تا پرسش را براى شما مطرح كنم. 1. اگر برنامه هسته اى ايران صرفاً براى توليد برق است پس چرا برنامه غنى سازى و بازفرآورى سالها از جهان پنهان بود ۲/ چرا حاكميت ايران از دادن اطلاعات به آژانس و جامعه جهانى كه از نظامى بودن اين برنامه نگران هستند سر باز مى زند ۳/ اكنون كه روسيه سوخت مورد نياز را براى تنها نيروگاه ايران تأمين كرده،چرا دولت ايران پافشارى مى كند تا به فعاليت هاى غنى سازى و بازفرآورى به قيمت رفاه مردم خودش ادامه دهد
مهم است يادآور شويم كه كشورهاى عضو ۱+5 نيز پيشنهاد كرده اند كه به ايران كمك كنند تا بتواند نيروگاه هاى بيشتر با استانداردهاى غربى بسازد و سوخت مورد نياز اين نيروگاه ها را تضمين كرده اند. اين نشان دهنده اين است كه در مورد برنامه هسته اى ايران تبعيض و نابرابرى نيست. بسيارى از كشورهاى غربى و شرقى كه داراى برنامه هاى هسته اى پيشرفته هستند، هم با آژانس و هم با يكديگر همكارى مى كنند. ايالات متحده نيز به عنوان يك كشور پيشگام در اين فناورى با ساير كشورها همكارى مى كند. براى نمونه، كره جنوبى از نظر فناورى بسيار پيشرفته و داراى۲۰ نيروگاه اتمى است و ۶ نيروگاه ديگر در دست ساختمان دارد، آنها ۴۰ درصد برق مورد نياز خود را از نيروگاه هاى اتمى تأمين مى كنند، اما در فناورى هاى مربوط به غنى سازى سرمايه گذارى نكرده اند، چون اين كار از نظر اقتصادى منطقى نيست. در صورت نپذيرفتن پيشنهاد جامعه جهانى براى همكارى، رهبران ايران دشوارى هاى غير ضرورى بيشترى را براى مردم خود به وجود خواهند آورد.
بى صبرانه منتظر دريافت پاسخ هاى شما به پرسش هايى كه مطرح كردم هستم و ادامه اين گفت و گو.
* پاسخ جوانفكر به وزارت امور خارجه امريكا
ما مردم امريكا را دوست داريم اما دولت اين كشور را به سبب ادامه رفتارهاى خصمانه اش، دوست خود نمى دانيم و دليلى ندارد كه رمز و راز موفقيت ها و پيشرفت هايمان را به شما بگوييم. اين به نفع ملت ايران است كه تحليل هايتان از اوضاع ايران، برپايه بى خبرى و بى اطلاعى از واقعيت ها، ادامه پيدا كند.
سلسله جنبان نظام ظالمانه حاكم بر روابط بين الملل، دولت امريكاست. ما اين نظام سلطه طلبانه را كه بر پايه زر و زور و تزوير بنا شده است، قبول نداريم و البته مصمم هستيم تا آن را به نفع عدالت، صلح و برادرى ميان ملتها تغيير دهيم.
متأسفم كه بگويم دولت امريكا بازتاب روشنى از همه بديها و رفتارهاى غيرانسانى و ظالمانه است. شما مطمئن باشيد كه از اين مسير راه به جايى نخواهيد برد. امروز دنيا عوض شده است و كلاهك هسته اى شما هيچ كاربردى ندارد اما ملت ايران توانمندى هاى بسيار قوى تر و كارآمد ترى در اختيار دارد كه بستر مناسبى براى استفاده از آنها نيز فراهم است. ما اهل منطق، گفت و گو، عدالت، صلح، دوستى و برادرى، خيرخواهى، عزت و عظمت ملت ها و تكريم انسانها هستيم. مى دانم پذيرش آن سخت و دشوار است، اما با تلخكامى بايد بپذيريد كه تنفر و انزجار ملت هاى جهان از دولت امريكا، امروز در اوج خود قرار دارد. امروز دولت امريكا حتى در داخل اين كشور مشروعيت چندانى ندارد وتصميماتش مورد سرزنش و نكوهش شديد شهروندان امريكايى قرار دارد. بهتر است دولت امريكا واقع گرا باشد و به جاى انحراف افكار و اذهان مردم امريكا از مسائل داخلى، به حل مشكلات عديده خود بپردازد. اطلاعات شما در باره آژانس و كشورهاى نم، كاملاً تبليغاتى و غيرواقعى است و معلوم است كه برپايه اين جهت گيرى تبليغاتى، همواره در حال فريب دادن خودتان و ديگران هستيد.
ملت ايران هيچ جدالى با دنيا ندارد و فقط حقوق قانونى خود را بر پايه ضوابط و مقررات بين المللى مطالبه مى كند.ما بر اساس مقررات آژانس كه بخشى از سازمان ملل است، مى خواهيم به غنى سازى اورانيوم بپردازيم و سوخت هسته اى را براى استفاده در انرژى صلح آميز هسته اى توليد كنيم. دولت امريكا طى سه دهه اخير از هرگونه تلاشى براى سنگ اندازى در مسير پيشرفت هاى همه جانبه جمهورى اسلامى ايران فروگذار نكرده است. اما با اين وجود ايران در عرصه هاى مختلف به موفقيت هاى بزرگى دست يافته و موفقيت هاى بزرگترى نيز در راه است. ما توصيه مى كنيم كه دولت امريكا از خصومت و كينه توزى نسبت به ملت ايران دست بردارد و با واقعيت ها كنار بيايد. ترديد نكنيد كه هيچ قدرتى در جهان قادر به ممانعت از پيشرفت هاى علمى و فنى جمهورى اسلامى ايران نيست.
به اطلاع شما مى رسانم كه همه فعاليت هاى هسته اى ايران زير نظر آژانس بين المللى انرژى اتمى قرار دارد و نمايندگان آنها اين فعاليت ها را ثبت و ضبط مى كنند و تا كنون هيچ انحرافى از مسير صلح آميز را گزارش نكرده اند، بنابراين اطلاعات شما مبنى بر خوددارى ايران از دادن اطلاعات به آژانس بيش از آنكه واقعيت داشته باشد، برآمده از انگيزه هاى سوء تبليغاتى است.
روسيه بر اساس قرارداد فيمابين دو كشور اقدام به تأمين سوخت هسته اى براى نيروگاه اتمى بوشهر كرده است كه اين امر كاملاً بى ارتباط با موضوع غنى سازى اورانيوم است. ما امروز در داخل ايران پالايشگاه نفت داريم و بنزين توليد مى كنيم اما از خارج نيز بنزين وارد مى كنيم آيا درست است كه بگوييد كشورهاى ديگر به ايران بنزين مى دهند بنابراين دليلى ندارد كه ايران پالايشگاه داشته باشد ! اين منطق غلطى است كه در دنياى امروز هيچ محلى از توجه و اعتبار ندارد.
ما از همكارى كشورهاى غربى براى ساختن نيروگاه اتمى در ايران استقبال مى كنيم اما اين همكارى نبايد باعث محروم شدن ايران از حقوق قانونى خود شود. اين توقع توهين آميزدولت امريكا، برآمده از روحيه نخوت و تكبرآميز قدرتهاى سلطه گر است.
شما در پايان اين گفتمان، اسم روشهاى استكبارى و تحميلى دولت امريكا را «پيشنهادهاى همكارى» عنوان كرده ايد و بعد هم تهديد كرده ايد كه اگر اين پيشنهاد مورد قبول رهبران ايران قرار نگيرد، دشواريهايى براى مردم ايران به وجود خواهد آمد.
اين منطق شما، مشوق يك گفت و گوى سازنده نيست و امكان تفاهم و استمرار گفت و گو را نيز از بين مى برد.
*وزارت امور خارجه ايالات متحده امريكا
دولت امريكا نه دشمن خونى ملت كشورى است و نه در سرشت جامعه امريكا است تا از ديگران كينه به دل بگيرند. براى نمونه شما هيچ وقت نمى بينيد كه دولت امريكا مردم را به خيابان ها فرابخواند تا عليه كشور ديگرى شعار مرگ دهند يا سياستمداران امريكا را نمى بينيد كه عليه كشورى به سخنرانى نفرت انگيز بپردازند. پس روشن است كه سمپاشى و كينه ورزى، يك طرفه و از سوى رهبران ايران است. در ۳۰ سال گذشته، اين حيله رهبران ايران بوده كه از امريكا در ذهن مردم ايران دشمن بسازند و امريكا را مقصر ناتوانى هاى خود كنند. حقيقت اين است كه مردم امريكا از ايران تنفر ندارند.
توجه به اين نكته براى مردم ايران شايان اهميت است كه بدانند كه برخلاف تفاوت هاى آشكار و روشنى كه ميان جامعه جهانى و دولت ايران وجود دارد، دولت ايالات متحده و مردم امريكا خواهان اين هستند كه رابطه خوبى با مردم ايران داشته باشند. ما همواره در پى شيوه هاى برقرارى ارتباط با مردم ايران هستيم و در دبى و چندين منطقه ديگر در سرتاسر جهان، دفاتر رسيدگى به امور ايرانيان را تأسيس كرده ايم تا بتوانيم درك بهترى از روند وقايع در ايران داشته باشيم. و البته هدف از تأسيس اين دفاتر، يافتن راهكارهايى براى فراهم كردن امكان سفر تعداد بيشترى از ايرانيان به ايالات متحده و كسب تجربه آنها در اين كشور نيز هست. همانگونه كه مى دانيد، ما بارها تأكيد كرده ايم كه مشكلات ما با دولت كنونى ايران، شامل برنامه اتمى اين كشور و حمايت آن از فعاليت هاى تروريستى، به هيچ عنوان به معناى وجود دشمنى و يا خصومتى از جانب ايالات متحده عليه مردم ايران نيست و ما احترام زيادى براى مردم ايران و تمدن ايران قايل هستيم. و مطمئناً شما شاهد آن بوده ايد كه ما از طريق فعاليت هاى تبادلى شامل تبادلات ورزشى، دارويى و يا هنرى كه انجام داده ايم، مانند تمرين اخير تيم بسكتبال ايران در امريكا، همواره در پى يافتن روش هاى جديد به منظور برقرارى ارتباط با مردم ايران بوده ايم. همچنين جامعه ايرانى در امريكا پيشرفت هاى چشمگيرى را داشته است.
اگر به قول شما «همه فعاليت هاى هسته اى ايران زير نظر آژانس بين المللى انرژى اتمى قرار دارد./.» پس چگونه سه قطعنامه بدون هيچ رأى مخالف در شوراى امنيت سازمان ملل صادر شده كه خواستار تعليق غنى سازى و باز فرآورى اورانيوم توسط دولت ايران است اگراعلاميه هاى سازمان ملل را مطالعه كنيد داستان ديگرى را خواهيد ديد. جناب آقاى جوانفكر، جامعه جهانى به سه دليل نگران برنامه هسته اى ايران است.
نخست اين كه رهبران ايران قصد دارند كار خود را در جهت تسلط بر غنى سازى اورانيوم ادامه دهند. آنها اين كار را با وجود عدم نياز غير نظامى به آن و در مغايرت با قطعنامه هاى متعدد شوراى امنيت انجام مى دهند. اكثر كشورهاى جهان كه برق اتمى دارند به غنى سازى اورانيوم نمى پردازند. آنها آن را از بازار آزاد تهيه مى كنند. من در نوشته قبلى كره جنوبى را مثال زدم كه به عنوان يك كشورى كه از نظر فناورى بسيار پيشرفته و داراى ۲۰نيروگاه اتمى است، اما در فناورى هاى مربوط به غنى سازى سرمايه گذارى نكرده اند. آنها سوخت خود را از بازار بين المللى تأمين مى كنند. چرا ايران، بويژه در اين هنگام كه نيروگاهى غير از آنچه در بوشهر در حال ساختن است، ندارند، همين كار را نمى كند اشاره به اين نكته نيز اهميت دارد كه طراحى و ساخت يك نيروگاه هسته اى بسيار پيچيده تر و مشكل تر از غنى سازى اورانيوم است. ساخت نيروگاه هسته اى بوشهر تمام و كمال در اختيار روسيه قرار گرفته است و در نتيجه هيچ انتقال فناورى صورت نمى گيرد. شما مى گوييد كه داشتن انرژى هسته اى حق ايران است و ما با اين گفته شما هيچ مخالفتى نداريم. نكته ما اين است كه غنى سازى اورانيوم در ايران به هيچ وجه از نظر اقتصادى منطقى نيست براى اين كه منابع اورانيوم ايران در دراز مدت براى نيروگاه بوشهر كافى نيست. مقدار زيادى از برق توليدى ايران در شبكه توزيع و انتقال هدر مى رود، همينطور در توليد گاز طبيعى. آيا بهتر نيست نخست با يك هزينه ناچيز اين سيستم ها را اصلاح كرد آيا اولويت امروز ايران ساخت نيروگاهى است كه ۱۰ سال ديگر بايد به علت نبود سوخت بسته شود تمامى اين صحبتها از ديد انرژى صلح آميز هسته اى است.
|
|
|
والا اگر به دنبال جنگ افزار هاى هسته اى هستيد آنگاه مسئله سياسى مى شود. فعاليت هاى غنى سازى ايران مانند تهيه بنزين توسط شخصى است كه هنوز خودرويى ندارد و اين بنزين مى تواند براى كارهاى خطرناك ديگرى استفاده شود. پافشارى حاكميت ايران براى غنى سازى و باز فرآورى اورانيوم و عدم همكارى با جامعه جهانى دچار شك بيشتر نسبت به برنامه هسته اى شان شده است.
دليل دومى كه جامعه بين المللى تا اين اندازه از بابت برنامه هسته اى ايران احساس نگرانى مى كند اين است كه IAEA طى يك دوره زمانى اطلاعات بسيار مضطرب كننده اى گردآورى كرده كه از اقدام رهبران ايران به هدايت يك برنامه سلاح سازى دراز مدت حكايت دارد. معناى اين سخن چيست اين نشان دهنده اين است كه ايران قصد دارد موادى نظير اورانيوم غنى شده را گرفته و آن را به يك سلاح هسته اى تبديل كند كه وسيله پرتاب آن راهم مانند موشك شهاب ۳ را در اختيار دارد. شوراى حكام از اين بابت بشدت نگران است، و تا كنون ايران از هرگونه توضيحى يا دادن پاسخ باور كردنى به پرسشهاى بازرسان IAEA خوددارى ورزيده است. رهبران ايران مى گويند موضوع سلاح سازى يك اتهام بى اساس است، اما بازرسانى كه به ايران رفته اند و بسيار باصلاحيت هم هستند، به روشنى گفته اند كه اين پاسخ قابل قبولى نيست.
دليل سوم نگرانى جامعه جهانى از برنامه هسته اى مشكوك رهبران ايران اين است كه آنها حاضر نشده اند شفافيتى در ارتباط با فعاليت هاى جارى خود به وجود آورند. ايران از دادن اطلاعات پيشاپيش به IAEA در باره تأسيسات جديد خود، مانند هركشور ديگرى در جهان، خوددارى ورزيده است. ايران از به اجرا گذاشتن پروتكل الحاقى به همان شيوه كشورهاى ديگر و فراهم آوردن امكان دسترسى بيشتر براى بازرسان IAEA به تأسيسات اضافى اش خوددارى مى كند. اين مراتب اساس نگرانى هاى ما را تشكيل مى دهند. مقامات ايرانى چگونه مى توانند به اين نگرانى ها پاسخ بگويند اين كار بسيار ساده اى است. آنها بايد از خواست شوراى امنيت سازمان ملل در مورد تعليق فعاليت هاى غنى سازى كه براى برنامه هسته اى غير نظامى ايران مورد نياز نيست، متابعت كنند. آنها بايد فعاليت هاى گذشته خود را در ارتباط با كار سلاح سازى به طور كامل تشريح كنند و به بازرسان IAEA اجازه تحقيق در اين مورد را كه آيا چنين فعاليت هايى متوقف شده اند يا نه، بدهند و سپس نهايتاً در ارتباط با فعاليت هاى جارى خود با شفافيت كامل عمل كنند. اگر همه اين اقدامات صورت گيرد، در آن صورت ما هم مى توانيم پرونده هسته اى ايران را ببنديم و بر چگونگى همكارى با يكديگر براى دستيابى به انرژى هسته اى براى مردم ايران تمركز كنيم.
* پاسخ جوانفكر به وزارت امور خارجه امريكا
۱- هويت من براى شما كاملاً روشن است اما هويت شما براى بنده به هيچوجه روشن نيست. توجه داريد كه اينجانب مشاور مطبوعاتى رئيس جمهور هستم و در اين وبلاگ، صرفاً به بيان مواضع شخصى مى پردازم و مواضع رسمى را علاوه بر رئيس جمهور و وزير امور خارجه، سخنگويان دولت و وزارت امورخارجه تبيين مى كنند.
۲- با توجه به مخفى ماندن هويت جناب عالى و انعكاس مواضع دولت امريكا از سوى شما، اجازه دهيد از اين پس شما را سركار خانم رايس وزير محترم امور خارجه امريكا تلقى كنم، مگر آنكه در ادامه اين گفتمان هويت خودتان را در وزارت امورخارجه امريكا براى مخاطبان اين وبلاگ مشخص فرماييد.
۳- برخى مسائل آنقدر گويا و شفاف هستند كه هيچ نيازى به توضيح اضافى ندارند. قاطعانه تأكيد مى كنم كه خصومت و ضديت دولت امريكا با ملت ايران، چيزى نيست كه با مطرح كردن برخى ادعاهاى كودكانه بتوان بر آن سرپوش گذاشت! دست دولت امريكا به خون چند نسل پى در پى ملت ايران آغشته است و دخالت هاى مكرر و آشكار و پنهان دولت امريكا در امور داخلى ايران را نمى شود از حافظه تاريخ پاك كرد. هدف از اين دخالتها، مواجهه با ملت ايران و تحميل يك رژيم دست نشانده بوده است. خانم مادلين آلبرايت وزير امور خارجه دولت كلينتون با پذيرش مسئوليت برخى از اشتباهات گذشته دولت امريكا بويژه در كودتا عليه دكتر مصدق، شجاعت كم سابقه اى را از خود نشان داد اما به نظر مى رسد كه شجاعت خانم رايس جز در تخريب چهره ملت امريكا و تكرار رفتارهاى غلط گذشته، تجلى ديگرى ندارد. مطمئن باشيد كه واقعيت گريزى، فرافكنى، پشتيبانى از وحشت آفرينى و رفتارهاى ضد انسانى نظير شكنجه انسانهاى بى گناه، استمرار تجاوز و قتل عام شهروندان در كشورهايى مانند عراق و افغانستان هيچ راه روشنى را به روى دولت امريكا نمى گشايد.
• ادامه مطلب در صفحه سياست۲